ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 117

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استعاذه، بسم‌الله و سلام بر امام عصر

«يَا رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ ٱلشَّيَاطِينِ وَمِن شَرِّ نَفْسِى وَمِن شَرِّ خَلْقِكَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، از وسوسه‌ها و ضربه‌های شیاطین، و از شرّ نفس خود، و از شرّ آفریدگانت، به تو پناه می‌برم.

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (فاتحه/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

«لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ ٱلْعَلِىِّ ٱلْعَظِيمِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به خدا، آن بلندمرتبهٔ بزرگ.

«ٱللَّهُمَّ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم.

همین فقره در سورهٔ فاتحه آمده است:

«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (فاتحه/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم.

«ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَىٰ كُلِّ نِعْمَةٍ وَأَسْأَلُ ٱللَّهَ مِن فَضْلِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ستایش خدای را بر هر نعمت؛ و از فضل او درخواست می‌کنم.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِىَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِىَّ ءَايَاتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای دعوت‌کننده به‌سوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.

«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.

هدیهٔ صلوات؛ درگذشتگان هیئت

لطف کنید با حضور قلب و با توجه. ثواب کسانی که از جمع ما رفته‌اند و اسیر خاک‌اند — بدوارث و بی‌وارث، از محبّین امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ مادر و برادر این حقیر؛ حسین و عاطفهٔ عزیزم؛ شهیدان هیئتمان؛ و آخرین کسی که از جمع ما به رحمت حق رفت، حاج‌آقا پاکزادیان — ثواب همهٔ این‌ها را یک صلوات هدیه کنید.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَءَالِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ إِبْرَٰهِيمَ وَءَالِ إِبْرَٰهِيمَ فِى ٱلْعَٰلَمِينَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست، چنان‌که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم درود فرستادی، در جهانیان؛ همانا تو ستودهٔ بزرگواری.

بازگشت به بحث؛ پرانتز ارادت در میان فقر

ما در بحث لقاءالله رسیدیم به موضوع ارادت. پرانتزی البته در میان بحث

«وَٱبْتَغُوٓا۟ إِلَيْهِ ٱلْوَسِيلَةَ» (مائده/۳۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به‌سوی او وسیله بجویید.

که موضوعش فقر بود، میان موضوع فقر. موضوع فقر را تمام نکرده‌ایم؛ تازه به سرفصلش رسیده‌ایم و ان‌شاءالله از همین کتاب صد منزل — منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری — که دست من است، موضوع فقر را بررسی خواهیم کرد. اما پرانتزی باز کردیم که بگوییم.

فکر می‌کنم شب آخر فاطمیه بود که عرض کردیم: ما برای اینکه به لقاءالله برسیم و حجاب نورانی را بیندازیم، نیازمند ارادت هستیم. ارادت ابتدای محبت است.


سه مرحلهٔ ارادت به قول خواجه عبدالله

ارادت به قول خواجه عبدالله سه مرحله دارد. یک مرحله‌اش فعلی بود؛ یک مرحله‌اش حالی بود — انقطاع حالی بود. مرحلهٔ سومش حالت ذهول بود، اگر یادتان باشد؛ یعنی سرمستی، یعنی شدّت محبت.

این حالتی که در جلسات و هیئت‌ها بعضاً ایجاد می‌شود: از خود بی‌خود می‌شوی نسبت به حضرت زهرا، به امیرالمؤمنین، به امام حسین. معلوم است که از بیرون چیزی تزریق شد به تو. تو آنی نیستی که آمدی توی هیئت نشستی. این ارادت به تو تزریق شد و شدّت گرفت. وقتی این خیلی زیاد شد، به آن می‌گویند ذهول؛ این حالتی که از آن به ذهول یاد شده.

حالا ذهول دو تا راهکار دارد برای اینکه ما این حالت را در خودمان تقویت کنیم و نگه داریم. اینجا ایستاده‌ایم که خواجه عبدالله می‌فرمود.


راهکار نخست: مع صحّة الاستقامة

اولی این است:

«ذُهُولٌ مَعَ صِحَّةِ ٱلِٱسْتِقَامَةِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ذهول، همراه با درستی و سلامتِ استقامت.

سالک باید در این منزل که قرار می‌گیرد به‌شدّت اهل استقامت باشد و آنی غافل نشود. یعنی عقب‌گرد مطلقاً؛ پس‌رفت مطلقاً. باید اهل استقامت باشد، مستقیم باشد؛ که البته خیلی سخت است. اصلاً این هیئت‌ها را همین موضوع پیر کرده. ریشِ علمداران این هیئت‌ها به‌جهت نداشتن استقامتِ کارگزاران سفید می‌شود.


فاستقم کما أُمرت؛ سورهٔ شوری و سورهٔ هود

در سورهٔ شوری هم هست — یا شعرا؛ سخن از «فاستقم کما أُمرت» است. اما «و من تاب معک» ندارد. «و من تاب معک» در سورهٔ هود است.

«وَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ» (شوری/۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همان‌گونه که فرمان یافته‌ای استقامت کن.

اما در سورهٔ هود، پشتِ همین فرمان، همراهیِ توبه‌کنندگان هم آمده است:

«فَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا۟ ۚ إِنَّهُۥ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» (هود/۱۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای استقامت کن، و کسانی که با تو توبه کرده‌اند نیز؛ و سرکشی نکنید. همانا او به آنچه می‌کنید بیناست.

پیغمبر فرمود سورهٔ هود محاسن مرا سفید کرد. گفتند کدام آیه از سوره؟ فرمودند همان «فاستقم کما أُمرت»ی که در آن سوره است؛ چون «و من تاب معک» پشتش دارد. خب تو که استقامت داری یا رسول‌الله؛ کسانی که «معک» — همراه تو — هستند، آن‌ها ریشهٔ پیغمبر را سفید کردند.

استقامت خیلی مهم است.


بیان آیت‌الله کمیلی خراسانی ذیل صحت استقامت

حالا اجازه بفرمایید که از حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی فرمایش ایشان ذیل این موضوع را برایتان بخوانم؛ چون ایشان از شاگردان حضرت آقای حداد بودند. نفسشان چاق است؛ دیگر مثل من لاغر نیست. برای همین ان‌شاءالله همه‌تان را می‌سازد.

در خصوص «مع صحّة الاستقامة» ایشان می‌فرمود:

سالک باید کاملاً در تحصیل ارادت به معشوق خود پایدار بماند و هیچ‌گونه ریب، شک، ضعف، سستی و تنبلی به خود نشان ندهد؛ چون کمترین ضعف و سستی بیشترین وسوسهٔ شیطانی را در بر دارد. اگر شما یک خرده سست شوی، از آن طرف وسوسهٔ نفس و شیاطین بر شما غلبه می‌کند. شیاطین جنّ و انس منتظرند تا ببینند پای شما چه وقت می‌خواهد در مسیر حق بلرزد و چه وقت در شما تردید ایجاد می‌شود. لذا خواجه فرمود اگر می‌خواهی ذهول پیدا کنی باید صحّت استقامت در اراده را در خود داشته باشی و یک لحظه پا عقب نگذاری.


دام دشمن از نقطهٔ ضعف؛ پرچمداران هیئت

یادم است که حدود سی سال پیش توی مهدیهٔ چهارراه شهید مدنی یک شب جمعه‌ای بود. خیلی هم شلوغ بود؛ تا توی خیابان هم بچه‌ها ایستاده بودند. وسط کمیل — آن موقع من وسط کمیل زیاد ارجاع می‌کردم. وسط کمیل یعنی کمیل‌های ما دو ساعت و نیم بود آن موقع. تازه این‌ها نوجوان بودند. الان نگاه نکن که چهل‌وپنج دقیقه که می‌گذرد تشریفِ جمع می‌رود؛ بعد وسطِ کمیل کوتاه می‌شود.

گفتم: آقا، دامی را برای ما پهن کرده‌اند دشمنان؛ هرکسی را از نقطهٔ ضعفش. یکی را از طریق پول، یکی را از طریق شهوت، یکی را از طریق مقام. همین‌طور سر می‌دهند. مراقب باشید مخصوصاً آدم‌هایی که پرچمدارند، علم دارند.

آن موقع خیلی مرسوم نبود مثلاً سخنرانی و مداحی را بیاورند از طریق پول یا شهوت سر بدهند. اما دیدید بعد از آن چقدر این اتفاق افتاد.

کی این اتفاق می‌افتد؟ وقتی من و شما متزلزل می‌شویم. الان رمز را داد دیگر؛ کد را داد. ایشان فرمودند به‌محض اینکه سست شدید، بدانید شیطان آمد.

همین که مردّد شدی: حالا بروم هیئت یا نروم؟ حالا الان بروم حرم یا…؟ خاک تو سرت کنند که هنوز تشخیص نمی‌دهی که حرم اصلاً قابل قیاس با هیچ‌جا نیست. هیئت اهل‌بیت قابل قیاس با هیچ‌جا نیست. مانده برود خانهٔ دخترخاله‌اش یا بیاید هیئت؛ برود خانهٔ پسرعاله‌اش بازی کند یا مثلاً برود حرم. تو حقّت است که شیاطین بریزند سرت. هنوز اولویت‌ها را نمی‌دانی.


راهکار دوم: ملازمة الرعایة علی تهذیب الأدب

دومین نکته:

«وَمُلَازَمَةِ ٱلرِّعَايَةِ عَلَىٰ تَهْذِيبِ ٱلْأَدَبِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پیوستگیِ رعایت، بر پیراستن و نگاه‌داشتن ادب.

چقدر اینجا ما حرف داریم؛ اینجا، در این نکتهٔ دوم و آخرش. باز راضی باشید که از خود استاد برایتان بخوانم.

کار دوم آن است که سالک همیشه باید آداب راه، آداب مقابل استاد، رفیق و شئونات سلوک را رعایت کند. بعد از آنکه سالک سال‌ها در مسیر سلوک بود باید برایش روشن شود و بفهمد که باید چگونه رفتار کند. به‌طور کلّی باید ملازم رعایت راه به‌صورت مدام باشد — یعنی یک آن غافل نشود — و آن را رعایت نماید و غفلت نکند.

ملازمت بر چه چیزی؟ بر چه چیزی باید ملازمت کند؟ ملازمت به اینکه آداب سلوک را رعایت و حفظ کنیم. وقتی از هیئت رفت بیرون، فکر می‌کند دیگر از حریم حرم دور شد.


ابدال و بدل انشایی؛ تعلیقه بر مصباح‌الانس

یادتان است آن شب مثال زدم؟ از تعلیقه در مصباح‌الانس می‌خواست مثال بزند: ابدال چگونه بدل انشایی می‌کنند از بدنشان. هزاران بدل انشایی درست می‌کنند؛ می‌روند اقصی نقاط دنیا آدم‌ها را کمک می‌کنند. آن‌ها هم فکر می‌کنند امام زمان را دیده‌اند. همان پنجاه‌وسه نفر.

یادتان است مثالی که علامه زد چه بود؟ فرمود: چطور شما قبول می‌کنی که تو اینجا نشسته‌ای، سرتاسر دنیا دارد تو را توی تلویزیون نشان می‌دهد، توی ماهواره نشان می‌دهد؟ این چیزی شبیه به این است. تازه آن تکنولوژی‌اش خیلی سطح پایین‌تر از این چیزی است که ما می‌گوییم.

این چیزی که ما می‌گوییم همیشه کاربرد دارد؛ ولی چیزی می‌تواند آن را از کار بیندازد: آنتن را. مانع شود از گیرندگی. نگویی نرفته‌ای جاهایی که اصلاً آنتن نمی‌دهد؟ یک دستگاهی درست می‌کنند آنتن ندهد. درست شد؟

حالا چه دستگاهی می‌تواند مقابله کند با آنتن‌دهی کانال فیض الهی؟ کسی می‌تواند جلوی فیض الهی را بگیرد؟

هر جا باشی — وسط جهنم هم که باشی — تو می‌توانی با حضرت زهرا ارتباط بگیری. مثل همان که مثالش را زدم: هفت هزار سال توی آتش مگر نبود؟ یادش آمد، گفت

«يَا زَهْرَاء»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای زهرا.

کشیدنش بیرون. یعنی چه؟ یعنی ارتباط برقرار شد. یعنی کانال وجودی فیض الهی که حضرت زهراست همیشه جاری و ساری است. آن بسته نمی‌شود راهش.

چگونه قبول می‌کنی که طرف اینجاست، توی میلیون‌ها تلویزیون تصویرش دارد پخش می‌شود، قبول نمی‌کنی که بتواند از خودش بدل انشایی از بدنش ایجاد کند، همه جا باشد؟ چرا این را نمی‌پذیری؟


قوهٔ خیال و انشای صورت؛ فرمول طی‌الارض

الان توی قوهٔ خیالت: صورت موهوم — اصلاً یعنی وهمی است؛ اصلاً بیرون، خارج از تو، خروجش امکان‌پذیر نیست. یعنی عقلانی نیست اصلاً. یک صورت عجیب‌وغریب، چه می‌دانم یک دیو هفت‌سر، در قوهٔ خیالت می‌توانی انشا کنی یا نه؟ صورتش را، شکلش را ایجاد کنی. خودت خالقی. خلق کنی و ببینی‌اش؛ به تماشایش هم بنشینی. می‌توانی دیگر؛ این قدرت را داری.

چگونه تو قوهٔ خیالت می‌توانی این کار را بکنی، بیرون از قوهٔ خیالت نمی‌توانی؟ بیرون، در قوهٔ خیال که خیلی سخت‌تر است. اگر تو چهارتا وادی حکمت و عرفان را درست بروی جلو، می‌دانی در قوهٔ خیال خیلی سخت‌تر است ایجاد کردن اشکال تا بیرون از تو، در مرتبهٔ نازله که دنیاست.

چگونه تو در خیالت می‌توانی، بیرون از خودت نمی‌توانی؟ پیداست. یک رمز دارد. یک فرمول دارد؛ مثل طی‌الارض. فرمول دارد. فرمولش را بلد نیستی.

که امان از اینکه این فرمول‌ها بیفتد دست آدم کم‌ظرفیت.


ظرفیت؛ حکایت طی‌الارض و نگه داشتن مدّعی

بودند توی همین — بهتان گفتم — یک نفر و نصفی، دو نفری. آقا مثلاً یک شبی فرمول طی‌الارض را گفتیم که حدیث است؛ من خودم نگفتم؛ امام صادق فرموده‌اند؛ رمزش را گفتیم توی یکی از سور قرآن است و این‌ها. آقا یک نفر تهذیب نفسش هم خوب رعایت کرده بود. من با ایشان صحبت کردم، با خانواده‌اش صحبت کردم. دیدم درست می‌گویند: افتاده به طی‌الارض. رعایت کرده، افتاده به طی‌الارض. همین فرمولش را هم از ما شنید، رعایت کرد.

خب کار این‌ها همه کد و رمز است؛ خیلی راحت می‌شود. منتها خب آن بی‌ظرفیت بود. هرچقدر ما، دیگر نرسیدیم به او که متوقفش کنیم. اصلاً نیست دیگر؛ همه‌اش این‌ور و آن‌ور است. خانوادهٔ بیچاره همش دادشان سر ما می‌زنند، فحششان را به ما می‌دهند.

آدم باید ظرفیت داشته باشد؛ بعد همان‌جا نگهش می‌دارند. حالا من منتظرم که متوقف شود؛ چون این‌طوری نیست که همین‌طوری بماند.

آقا، خدا عالم دارد. خداست و خدایی می‌کند. این‌همه آدم می‌روند حرم امام رضا؛ چهارتایش شفا می‌گیرند، هزاران نفر نمی‌گیرند. خداست و خدایی می‌کند. امام رضا هم آقا بالای سرش هست. خدا بالای سرش است. اصلاً همان‌جا نگهش می‌دارند. و کسی که استفاده کند از این و نخوت‌کیش شود، همان‌جا نگهش می‌دارند.

اگر کسی ادعا کرد، بدانید که… حالا تکذیب هم نکنید. نگویید دروغ می‌گوید؛ ولی این را بدانید که توی همان سطح است. همان‌جاست.

خب پس این دومی که خیلی مهم است.


ملاحظات ادب سلوک؛ از چشم خدا افتادن

ملاحظت به اینکه آداب سلوک را رعایت و حفظ کنیم. چون اگر بی‌ادبی از ما سر بزند، از چشم خدا می‌افتیم و ساقط و پرت می‌شویم. آن‌قدر باید مراقبه را در خودمان تشدید کنیم که حتی یک عدد از آداب سلوک، آداب طریق، و آداب ارادتی که مرید باید داشته باشد از دستمان نرود.


مثال سید هاشم حداد؛ طرد شاگرد باهوشِ بی‌ادب

بعد مثال استادشان آقای حداد را می‌زنند که یک نفر خیلی هم گوش بود و هوش بود و قشنگ می‌نوشت؛ خیلی اهل بود. ولی بی‌ادبی می‌کرد. چرا تو پرت می‌گفت؛ مثل بعضی‌ها. بعد هرچی به او تذکر می‌دادیم گوش نمی‌داد، تا رفته‌رفته آقای حداد ایشان را طرد کرد از جلسه و از خودش.

استاد تشخیص می‌دهد این کسی به دردش نمی‌خورد. چه به خودش بگوید چه نگوید، می‌آید طردش می‌کند. از چشم استاد می‌افتد و طرد می‌شوند.


عالم حساب و کتاب دارد

عالم حساب و کتاب دارد رفیق. یک شب می‌آیی اینجا، از اول تا آخر توی آغوش امام زمانی؛ یک شب آقا از دور نگاهت می‌کند می‌گوید تو هم از دور من را نگاه کن. حساب و کتاب دارد داداش. همه‌چیز حساب و کتاب دارد. ما بی‌توجه‌ایم.

«وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است.

صلوات بفرستید.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَءَالِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و فرجشان را شتاب ده.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.