ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ یکصدوسی‌زدهمِ سلسلهٔ «لقاء الله»، شب سوم فاطمیهٔ دوم ۱۴۰۳، ادامهٔ بحث فقر است. استاد آیهٔ «یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله» را محور می‌گیرد و می‌گوید این فقر صفت عارضی نیست؛ عین ذات ماست: افتقار ذاتی. ظرفیت انسان را با مثال دریای شیرین و لیوان عطش اندازه می‌گیرد؛ اگر عطش یک لیوان باشد دریا به کار نمی‌آید، و اگر دریا بی‌انتها باشد نوشنده هی «هل من مزید» می‌گوید. قرآن وادی‌ها را به قدر خودشان از آب آسمان پر می‌کند؛ سعهٔ وجودی سؤال اصلی است. عطش با الله — اسم جامع و اسم اعظم — برطرف می‌شود نه با یک اسم جزئی مثل کریم یا رحیم. ظرفیت چنان است که جا دارد مظهر اتمّ اسم الله شد. پیاده شدن اسماء را با کرم امام حسن و امام حسین نشان می‌دهد؛ سید بن طاووس را امام عصر برای سیر خوابیدن در همسایگی گرسنه توبیخ کرد. توحید آیهٔ سه حدید است: هو الأول والآخر والظاهر والباطن. «کان الله ولم یکن معه شیء» را موسی بن جعفر با «والآن کما کان» تفسیر می‌کند. مالکیت‌های دنیا اعتباری‌اند؛ بهلول قبر مدعیان ملک را می‌زد. موت کندن از غیر خود است؛ موتوا قبل ان تموتوا چشم ملکوت را باز می‌کند. توقف در چهار کتاب و چهار ذکر بولیموس معنوی است: گرسنه‌ای که حس گرسنگی ندارد. فیض لا یزال می‌ریزد؛ مانع گناه و تنبلی و عدم شناخت است. الگوی کامل رسول الله و دختر اوست. جمع «انتم» همهٔ کثرات را با هم فقیر می‌بیند و پیامبر از همه فقیرتر است چون همهٔ عالم عیال اویند.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و افتتاح جلسه
  • شب شهادت مادر؛ بستر بذر معارف
  • بازگشت به فقر: افتقار صفت ما نیست، عین ذات ماست
  • مثال دریا و لیوان: ظرفیت عطش شما چقدر است؟
  • عطش ما با الله برطرف می‌شود، نه با یک اسم جزئی
  • اسم الظاهر در نشئهٔ ناسوت؛ جامعیت به طفیلی ظهور
  • ائمهٔ سبعهٔ اسماء و بازگشت همه به الله
  • پیاده شدن اسماء؛ مثال کرم امام حسن و امام حسین
  • توجه عرفانی؛ از همین‌جا شروع می‌شود
  • سید بن طاووس و گرسنگی همسایه
  • عطش با الله؛ چرا به چهار کتاب و چهار ذکر بسنده می‌کنیم؟
  • وحدت شخصیه؛ جسمانیة الحدوث و اطوار یک حقیقت
  • آیهٔ سه سورهٔ حدید: هو الأول والآخر والظاهر والباطن
  • غیب امام عصر؛ هو در هر باطن
  • کان الله ولم یکن معه شیء؛ والآن کما کان
  • توحید با هو؛ مثال علی‌اکبر و شؤون یک وجود
  • بهلول و قبرها؛ مالکیت اعتباری و مالکیت حقیقی
  • حقیقت موت: کندن تو از غیر خودت
  • خودت کیستی؟ عبد آن اسمی که در تو سلطنت گرفته
  • ظرفیت الله و توقف «بسه؛ دیگر نمی‌توانم»
  • فیض لا یزال؛ بولیموس معنوی
  • اسوه: رسول الله و دختر رسول الله
  • ادامهٔ مسیر: از رسالهٔ نور وحدت تا علم الیقین
  • نقل علامه در جلسهٔ پنجاه‌ونهٔ شرح اسفار
  • چرا أنتم جمع آمده؟ پیامبر از همه فقیرتر است

نکات کلیدی

  • فقر در آیهٔ فاطر صفت نیست؛ عین ذات است. افتقار همیشه با ماست و قیمت فهمیدنش ملاقات الله است.
  • ظرفیت همان عطش است. لیوانِ سیراب‌شده از دریا بی‌نیاز می‌شود؛ ظرف بی‌انتها هل من مزید می‌گوید.
  • آب آسمان یکی است؛ وادی به قدر خودش می‌گیرد. سؤال این است سعهٔ وجودی را تا کجا می‌توان فراخ کرد.
  • آیه نفرمود الی الکریم و الرحیم و الرحمن؛ فرمود الی الله. الله اسم جامع و اسم اعظم است؛ اسماء دیگر در ذیل اویند.
  • علامه معمولاً الله و الحی القیوم را رمز اسم اعظم در آیات و ادعیه می‌دانست.
  • در نشئهٔ ناسوت هیچ اسمی ظهور نمی‌کند مگر در سایهٔ اسم الظاهر؛ از این جهت الظاهر در دنیا جامع می‌شود.
  • ائمهٔ سبعهٔ اسماء: الحی، القدیر، العلیم، السمیع، البصیر، المرید، المتکلم؛ اعظم همه الله است.
  • ظرفیت ذاتی چنان است که جا دارد انسان مظهر اتمّ اسم الله شود و همهٔ اسماء از او ظهور کنند؛ نباید ترسید.
  • کرم امام حسن و امام حسین که غذای خود را تا آخر به حیوان گرسنه دادند، پیاده شدن اسم الکریم است به تمامه.
  • نماز و هیئت و منبر و ذکر بی‌توجه خیری ندارد؛ توجه عرفانی از همین التفات به گرسنه شروع می‌شود.
  • سید بن طاووس باب علم را مسدود نمی‌دانست؛ هر سؤال علمی را محضر امام می‌برد. امام او را برای سیر خوابیدن کنار همسایهٔ گرسنه توبیخ کرد: اگر می‌دانستی و می‌خوابیدی از ولایت خارج بودی.
  • گرسنگی را از نان تا اعتقاد و اخلاق ببین؛ اگر چیزی در چنته است بخل نکن. جلسه جنب الله است؛ حسرت از تفریط در جنب الله است.
  • چهار کتاب و چهار اصطلاح و پُز علم، تمام شدن راه نیست. علامه روزی هجده ساعت کار می‌کرد و آخر عمر گفت جاهلم؛ این خود همهٔ علم است.
  • نفس جسمانیة الحدوث است؛ روح معلّق جدا از بدن نیست. یک حقیقت است با اطوار؛ ترکیب اتحادی نه انضمامی.
  • قرب و بعد جسمانی با «من» است؛ قرب معنوی با «الی الله».
  • هو الأول والآخر والظاهر والباطن توحید را ختم می‌کند: هرچه اول و آخر و ظاهر و باطن است هو. برای خدا غیب و شهود از حیث ماست.
  • ایمان به غیب در بیان شیخ صدوق در کمال‌الدین بر امام عصر تطبیق شده؛ امام عصر باطن است، هو.
  • کان الله ولم یکن معه شیء را موسی بن جعفر با والآن کما کان تفسیر کرد: الان هم الله هست و همه چیز ظهور اوست.
  • من رآنی فقد رأى الله: پیامبر ظهور الله است؛ چنین ظرفیتی در ما بوده و با ظرفیت‌کشی داغان شده.
  • «ما هیچیم هرچه هست تویی» تواضع لفظی نیست؛ تو نیستی. شؤون علی‌اکبر همه به یک وجود واحد برمی‌گردد.
  • مالکیت خانه و مال و نسب اعتباری است؛ الجل للفرس. لله ملک السموات والارض حقیقیه است.
  • لام در فابک للحسین اعتباری نیست؛ گریه در قبضهٔ سیدالشهداست. هیئت بی‌حسین می‌بازد.
  • موت کندن از غیر خود است. اگر در دنیا از تعلق جدا شدی موتوا قبل ان تموتوا رخ داده و چشم ملکوت باز می‌شود. ذکر جاده‌صاف‌کن است؛ اصل قطع تعلق است.
  • خودِ اسمی هم خود نیست. انسان عبد اسمی است که در او سلطنت گرفته و حصّهٔ وجودی‌اش را از صادر اول می‌گیرد.
  • توقف در چند کتاب، چند ذکر، نماز خروسی و «بسه دیگر نمی‌توانم» ادبار است. مشکل از الله و فیض نیست؛ فیض لا یزال روی حجت و روی ما می‌ریزد.
  • بولیموس در طبّ فارابی گرسنگی بدون حس گرسنگی است. علامه آن را به وادی معنوی برد: چهار عبادت می‌کنیم و می‌پنداریم وسط بهشتیم.
  • اسوه رسول الله است؛ امام عصر فرمود ان لی فی ابنة رسول الله اسوة حسنة. ظرفیت زهرا شدن بوده؛ گناه و جهل و تن‌پروری برده است.
  • ادامهٔ راه در رسالهٔ نور وحدت، صد منزل دل خواجه عبدالله (فقر سپس ارادت)، معالم الزلفی بحرانی (یاری در مسیر)، و علم الیقین فیض (سرّ اجتماع در عین تفرّق حرکت) نشانه‌گذاری شده بود و به شب‌های بعد ماند.
  • در اسفار جلسهٔ پنجاه‌ونه ارتباط اعتباری با لام ملک از ارتباط تألّقی و امکان فقری (اضافهٔ اشراقی) جدا می‌شود.
  • جمع انتم همهٔ کثرات را روی هم فقیر الی الله می‌بیند. پیامبر از الفقراء خارج نیست؛ از همه فقیرتر است چون الخلق کلهم عیال الله و همه سر سفرهٔ اویند، از صادر اول تا هیولای اولی.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاء الله، فقر / افتقار ذاتی، سعهٔ وجودی، ظرفیت و عطش، اسم جامع، اسم اعظم، ائمهٔ سبعهٔ اسماء، اسم الظاهر و اسم الباطن، ناسوت و ملکوت، کلمات وجودی، مظهر اتمّ، پیاده شدن اسماء، توجه عرفانی، جنب الله، وحدت شخصیهٔ حقّهٔ حقیقیه، جسمانیة الحدوث، ترکیب اتحادی و انضمامی، اطوار وجود، هو، غیب و شهادت، کان الله ولم یکن معه شیء، والآن کما کان، ظرفیت‌کشی، مالکیت اعتباری و حقیقی، لام ملکیت، موت = انقطاع از غیر خود، موتوا قبل ان تموتوا، ربّ وجودی / حصّهٔ وجودی، صادر اول، هیولای اولی، امکان فقری، اضافهٔ اشراقی، ارتباط تألّقی، بولیموس معنوی، فیض لا یزال، اسوه، ادبار.

منابع و ارجاعات: فاتحه/۱ و فاتحه/۵؛ فاطر/۱۵ (انتم الفقراء الى الله)؛ رعد/۱۷ (انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها)؛ ق/۳۰ (هل من مزید)؛ زمر/۵۶ (یا حسرتی على ما فرطت فى جنب الله)؛ مائده/۳۵ (وابتغوا الیه الوسیلة)؛ حجر/۲۹ (ونفخت فیه من روحی)؛ نوح/۱۴ (وقد خلقکم اطوارا)؛ حدید/۳ (هو الأول والآخر والظاهر والباطن)؛ بقره/۳ (یؤمنون بالغیب) با تطبیق کمال‌الدین شیخ صدوق بر امام عصر؛ آل‌عمران/۱۸۹ (ولله ملک السموات والارض)؛ نجم/۳۹ (لیس للانسان الا ما سعى)؛ احزاب/۲۱ (لقد کان لکم فى رسول الله اسوة حسنة)؛ نقل «ان لی فى ابنة رسول الله اسوة حسنة» از امام عصر؛ «کان الله ولم یکن معه شیء / والآن کما کان» از موسی بن جعفر علیه‌السلام؛ «من رآنی فقد رأى الله»؛ «الخلق کلهم عیال الله»؛ «العلم نور یقذفه الله فى قلب من یشاء»؛ «موتوا قبل ان تموتوا»؛ «فابک للحسین»؛ «الف الف آدم» از امام صادق علیه‌السلام؛ روایت کرم امام حسن و امام حسین در اطعام حیوان گرسنه؛ داستان سید بن طاووس و توبیخ امام عصر؛ داستان بهلول و قبرها در جلسهٔ ۵۹ شرح اسفار علامه؛ شرح فصوص ابن عربی (علامه، اسم الظاهر در ناسوت)؛ شرح مصباح الأنس ابن فناری / متن صدرالدین قونوی؛ شرح اسماء حاجی سبزواری؛ رسالهٔ نور وحدت خواجه حوراء مغربی با تحشیهٔ علامه طباطبایی؛ نهج‌الولایه (فیض لا یزال در مقدمه)؛ سرّ مکتوم (روح بخاری و بولیموس فارابی)؛ صد منزل دل خواجه عبدالله انصاری؛ معالم الزلفی فی معارف النشأتین علامه بحرانی؛ علم الیقین فیض کاشانی؛ سخن امام خمینی «ما هیچیم هرچه هست تویی».


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.