ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ صدونهم سلسلهٔ «لقاء الله» حجت‌الاسلام بیات، سخنرانی شب جمعهٔ ۱ آذر ۱۴۰۳، میان دو فاطمیه و در شب زیارت اباعبدالله است. از رباعی علامه حسن‌زاده آغاز می‌کند که سرمایهٔ راهرو حضور و ادب است و آنگاه همت و طلب؛ ناچار بودن از این چهار اصل. حضور عالم را محضر حق می‌بیند و سوختن و مراقبه می‌آورد؛ ادب تعلیم و تزکیه می‌خواهد. همت همان سعی نجم/۳۹ است در جوارح و در جَنانِ نیت؛ طلب از شوق و محبت می‌آید و زیربنایش فقر فاطر/۱۵ است. چون خود را فقر محض و خدا را غنی علی‌الاطلاق ندیده‌ایم، قربتاً الی الله می‌گوییم اما طالب نیستیم. فطرت خداجو ما را در قوس صعود می‌برد؛ باید با رضا رفت نه با اکراه. نشانهٔ اکراه شمردن ورق کمیل و شیرین بودن سلام آخر نماز است؛ برای اولیا همان لحظه تلخ است. داستان مهندس تهرانی و نماز صبح آقای بهجت و ناله‌های سلام و دو سلام مستحب و فیض فوت‌شده؛ استوانه‌ها که رفتند شیطان دستش باز شد و ما بالقوه یزید و شمریم. چهار اصل اگر باشد عاشق لقاء می‌شوی و نمازشب را برای دیدار می‌خوانی نه برای رزق و نور چهره. صلاة معاشقه و زبان بدن — کف دست رو به بیرون در قیام. روضه اگر برای دنیا باشد دین پیاده نمی‌شود. طهارت مجلس و روایت حضرت زهرا: إن كنت تعمل… فأنت من شیعتنا وإلا فلا (بحار ۶۸/۱۵۵)؛ شیعه نیستی اما محب هستی؛ حدیث کسا و محبینا. شفاعت هم‌جنس است و اعمال بو دارند. استخاره برای نرفتن به روضهٔ فتنه‌گر هیئت. نماز وداع و هیئت وداع. کتاب چهارجلدی معالم‌الزلفی سید هاشم بحرانی. فلسفهٔ خلقت لیعبدون = لیعرفون؛ یا غایة آمال العارفین؛ دین ناموس خداست. خطبهٔ توحید نهج: اول الدین معرفته تا من قال علام فقد اخلى منه. فقط ولی‌الله‌الاعظم دست ما را می‌گیرد. کهف/۱۱۰: عمل صالح معرفت الامام است — گره به پنج شب فاطمیه.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و شب جمعه میان دو فاطمیه
  • سرمایهٔ راه: حضور و ادب
  • همت و طلب؛ چهار اصل ناچار
  • همت و سعی
  • طلب، شوق و فقر
  • با رضا برو؛ نه با اکراه
  • نماز صبح با آقای بهجت و رمز ناله‌های سلام
  • از فقر تا عشق لقاء الله
  • صلاة معاشقه و زبان بدن
  • روضه برای دنیا یا برای ملاقات الله
  • طهارت مجلس و روایت حضرت صدیقه
  • شفاعت هم‌جنس و بوی اعمال
  • استخاره برای روضهٔ فتنه
  • طالب لقاء؛ هیئت وداع و نماز وداع
  • معالم‌الزلفی و باقیات صالحات
  • فلسفهٔ خلقت: عبادت یعنی معرفت
  • خطبهٔ توحید: اول الدین معرفته
  • فمن کان یرجو لقاء ربه؛ معرفت الامام

نکات کلیدی

  • سرمایهٔ سالک به فرمایش علامه حسن‌زاده حضور و ادب است؛ برای رسیدن به این دو، همت و طلب ناچار است: «ناچار بود رهرو از این چار اصول / ورنه به مراد دل رسیدن عجب است.»
  • حضور یعنی خود را دائماً در محضر حق دانستن؛ عالم محضر حق است و حضور سوختن و مراقبه می‌آورد.
  • ادب تعلیم و تربیت و تزکیه می‌خواهد؛ یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة.
  • همت همان سعی است: لیس للانسان الا ما سعی؛ سعی هم کار جوارح (عمل) است هم کار جَنان (نیت‌سازی با رضای خدا).
  • برای لقاء الله باید از خودخواهی برید و فقط خدا را خواست؛ طلب اگر نباشد حرکت فیلمی و تصنعی است.
  • محبت زیربنایش فقر است؛ انتم الفقراء الی الله. چون خود را فقر محض و خدا را غنی علی‌الاطلاق ندیده‌ایم، معرفت نداریم و شوق کامل نمی‌شود.
  • فطرت خداجو مثل سرسره‌ای است که خدا تهِ آن را به سمت خود گذاشته؛ در قوس صعود انا الیه راجعون می‌رویم، پس با رضا برو نه با اکراه.
  • حول و قوه الهی دارد می‌بردت؛ الیه المصیر. با اکراه هیئت نیایی و نماز نخوان.
  • نشانهٔ اکراه: «کی تمام می‌شود»، شمردن ورق کمیل، شیرین‌ترین لحظهٔ نماز السلام علیکم یا تکبیرات اختتام. برای اولیا همان لحظه تلخ‌ترین است؛ از نحوهٔ سلام نماز خودت می‌فهمی در وادی عشق هستی یا نه.
  • مهندس بالای شهر تهران سحر از تهران به قم می‌آمد نماز صبح را با آقای بهجت بخواند؛ وقت مخصوص فجر نزد ایشان نزدیک طلوع بود. مریدان نباید تا آن بیست دقیقه آخر بخوابند.
  • رمز ناله‌های بهجت در سلام تشهد: وای می‌ایستاد انگار جواب سلام پیامبر را می‌گیرد؛ گاهی بیهوش می‌شد. کسی دو سلام مستحب را نگفت در ایوان طلای مولا کشف شد که فیض شرق و غرب از او فوت شده.
  • «اگر میسر نیست مرا کام دوست / عشق‌بازی می‌کنم با نام دوست»؛ وجود و نمازشب اولیا دافع بلا بود. استوانه‌ها که رفتند شیطان با تمام قوا حمله کرد و در اهل تهجد هم تزلزل دیده می‌شود.
  • ما بالقوه یزیدیم و شمریم؛ استعداد نشستن روی سینهٔ امام زمان در ما هست. خدا امکان را داده اما اراده نکرده؛ این ماییم که اراده می‌کنیم.
  • اگر چهار اصل باشد متوجه فقر ذاتی می‌شوی، طالب غنی علی‌الاطلاق می‌شوی و عاشق لقاء الله؛ هر مانع ملاقات را کنار می‌زنی. نمازشب برای دیدار است نه فقط برای نور چهره و رزق و اصلاح مزاج — گرچه آن‌ها حق‌اند و حق وضع‌شان کرده.
  • حق جان جهان است و جهان جمله بدن؛ چرا دنبال بدن هستی نه جان؟ سحرخیزی ملاقات با خداست.
  • صلاة معاشقه: حواس فقط به معشوق؛ زبان بدن. استنباط استاد: در قیام کف دست را به بیرون گرداند به علامت آغوش؛ اولین بار آن نماز را نفهمید کی تمام شد. عشق طلب می‌آورد و دنیا منظور نمی‌شود.
  • جلسهٔ روضه اگر دین در اخلاق و اعتقاد بانی پیاده نشود هدف غایی‌اش ملاقات دنیاست نه الله؛ دعوت به خود و کلاه سر خود گذاشتن است. بل الانسان علی نفسه بصیرة؛ غیبت اهل ایمان و حسادت به شلوغی مجلس دیگران نشانه است.
  • فیض مجلس به مداح و سخنران و تک‌تک مهمان‌ها بسته است: وضو، لباس پاک، متخیلات فاسد، سوءظن، کینهٔ شخصی مانع فیض می‌شود. لا یمسه الا المطهرون؛ اوباش در خانهٔ صدیقه جایی ندارند مگر پاک شوند.
  • روایت حضرت زهرا (بحار ۶۸/۱۵۵): اگر به امر ما عمل کنی و از زجر ما دوری کنی از شیعیان مایی وإلا فلا. زن نالید؛ حضرت فرمود شیعه نیستی ولی محب مایی. حدیث کسا: شیعتنا و محبینا — استاد به محبینا دلخوش است اما معاملهٔ محب غیر معاملهٔ شیعه است.
  • لا تقربا هذه الشجرة؛ لا تقربوا الفواحش؛ لا تقربوا الزنا: نزدیک گناه نروید چه رسد در جلسه به آن فکر کنید.
  • شفاعت از هم‌جنسی است؛ هر مقدار بوی امیرالمؤمنین بدهی همان مقدار دستگیری. اعمال رایحه دارند؛ کرام‌الکاتبین نیت را از بو می‌فهمند. نیت المؤمن خیر من عمله؛ انما الاعمال بالنیات. الله ولی الذین آمنوا… والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت.
  • ذاکر اهل بیت برای روضهٔ کسی دعوت شد که در حق هیئت یا زهرا خیانت و فتنه کرده بود؛ استاد نرفت بگوید نرو چون سفرهٔ روضه است. استخاره گفت نرو؛ وجهش رضایت آن گروه به زمین‌خوردن بیرق یا زهرا.
  • طالب که شد همه‌چیز بوی الرحمن می‌دهد. نماز وداع به قول امام باقر؛ هیئت وداع. اگر این آخرین شب جمعه سر سفرهٔ کمیل بود با چه وزنی می‌نشستیم؟
  • کتاب چهارجلدی معالم‌الزلفی فی معارف النشأة الاولی والآخری سید هاشم حسینی بحرانی، هدیه از حرم رضا؛ باقیات صالحات برای هدیه‌دهنده. استاد جامعهٔ کبیره را در حرم تا آخر نتوانست بخواند از سنگینی مضامین.
  • فلسفهٔ خلقت: ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون = لیعرفون. یا غایة آمال العارفین: جمع آمال یعنی همهٔ آرزوها به لقاء الله ختم شود اگر عارف باشی.
  • حسین و زهرا را کشتند چون خلاصه و ترجمان و ناموس دین‌اند؛ سکوت علی و سجاد برای بقای دین خدا بود. ما برای اقامهٔ دین چه خرج شده‌ایم؟ امام عصر باوفاها را دوست دارد.
  • خطبهٔ توحید نهج: اول الدین معرفته تا کمال اخلاص نفی الصفات؛ وصف کردن قرین ساختن است تا تثنیه و تجزیه و جهل و اشاره و حد و عدّ و «فیم» و «علام». هرچه فکر کنی خدا مخلوق ذهن تو شده. ترجمه را از خود کتاب بحرانی خواند نه از خود.
  • فقط صاحب ولایت کلیه، ولی‌الله‌الاعظم، بقیة‌الله دست ما را می‌گیرد. نقطهٔ سنجاق منبر به پنج شب فاطمیه: فمن کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا — عمل صالح معرفت الامام است چون امام فقط می‌تواند ببرد پیش خدا. جوشش آمدنِ استاد با حال خراب رزق جمع بود.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاء الله؛ سالک و طریق؛ سرمایهٔ راه؛ حضور؛ ادب؛ مراقبه؛ سوختن؛ تزکیه؛ همت؛ طلب؛ چهار اصل؛ سعی؛ جوارح و جَنان؛ نیت‌سازی؛ فقر ذاتی / فقر محض؛ غنی علی‌الاطلاق؛ شوق و محبت و عشق؛ فطرت خداجو؛ قوس صعود؛ رضا و رغبت در برابر اکراه؛ اقوام و اقعد؛ وقت مخصوص نماز صبح؛ سلام تشهد؛ فیض؛ استوانه؛ بالقوه یزید/شمر؛ صلاة معاشقه؛ زبان بدن؛ متخیلات فاسد؛ طهارت مجلس؛ شیعه و محب؛ شفاعت هم‌جنس؛ رایحهٔ اعمال؛ کرام‌الکاتبین؛ ولایت الله و ولایت طاغوت؛ نماز وداع / هیئت وداع؛ باقیات صالحات؛ عرفان؛ آمال العارفین؛ ناموس دین؛ نفی الصفات؛ ولایت کلیهٔ الهیه؛ ولی‌الله‌الاعظم / بقیة‌الله؛ معرفت الامام؛ عمل صالح.

آثار و منابع: رباعی علامه حسن‌زاده آملی («سرمایهٔ راهرو حضور و ادب است…»)؛ سیره و نماز صبح آیت‌الله بهجت و کشف ایوان طلای مولا دربارهٔ دو سلام مستحب؛ بیت «اگر میسر نیست مرا کام دوست / عشق‌بازی می‌کنم با نام دوست»؛ سخن «حق جان جهان است و جهان جمله بدن»؛ «صلاة معاشقه»؛ روایت حضرت زهرا علیهاالسلام در بحارالأنوار جلد ۶۸ صفحهٔ ۱۵۵ (تفسیر منسوب به امام عسکری): إن كنت تعمل بما أمرناك وتنتهي عما زجرناك عنه فأنت من شیعتنا وإلا فلا، و تفکیک شیعه و محب؛ حدیث کسا (شیعتنا و محبینا)؛ نیت المؤمن خیر من عمله؛ انما الاعمال بالنیات؛ نماز وداع در نقل از امام باقر علیه‌السلام؛ زیارت جامعهٔ کبیره؛ معالم‌الزلفی فی معارف النشأة الاولی والآخری اثر سید هاشم حسینی بحرانی (چهار جلد، هدیه از حرم امام رضا)؛ خطبهٔ ۱ نهج‌البلاغه (اول الدین معرفته…) با ترجمهٔ همان کتاب؛ هیئت یا زهرا و پنج شب فاطمیهٔ پیشین.

آیات و اذکار یادشده: فاتحه/۱؛ فاتحه/۲؛ فاتحه/۵؛ جمعه/۲؛ نجم/۳۹؛ فاطر/۱۵؛ بقره/۱۵۶؛ غافر/۳؛ قیامت/۱۴؛ واقعه/۷۹؛ بقره/۳۵؛ انعام/۱۵۱؛ اسراء/۳۲؛ بقره/۲۵۷؛ ذاریات/۵۶؛ کهف/۱۱۰؛ استعاذه از همزات شیاطین؛ لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم؛ الحمد لله علی کل نعمة؛ سلام بر داعی الله و ربانی آیات او؛ صلوات با تعجیل فرج؛ یا غایة آمال العارفین.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.