ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ صدم سلسلهٔ لقاءالله، بخش سوم سخنرانی شب جمعهٔ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ حجت‌الاسلام بیات است. استاد از آیات هفت تا ده سورهٔ سجده در کتاب لقاءالله آغاز می‌کند: خدا هر چیزی را به نحو احسن آفریده و انسان را از گل شروع کرده است. اشیا کلمات وجودی و ظهور اسماء از مکمن غیب‌اند؛ حدیث «کنت کنزاً مخفیاً» و تعلیم اسماء به آدم همین را می‌گوید. توقیفیّت اسماء یعنی هر موجود در جایگاه خود میخکوب است و انسان نباید بخواهد دیگری شود؛ ربّ او همان اسمی است که در وجودش سلطنت گرفته. سرچشمهٔ فیض در معراج بسم‌الله است؛ پیامبر تشنه ماند و به مرض بولیموسِ سیرشدن از چند کتاب مبتلا نشد. حتی مگس و کرم آیت خدایند؛ موسی از کرم پرسید و خطاب آمد که کرم هم از موسی می‌پرسد. انسان از خاک — انزل مراتب — آغاز شد تا قوس صعود کامل شود؛ شیطان از آتش ایستاد چون دهنده بود و خاک گیرنده. تسویه دو قسم است: بدن مشترک با حیوان، و روح با الهام فجور و تقوا. سمع و بصر و افئده قوای باطنی‌اند نه گوش و چشم صنوبری؛ خواب گواه است و فقه دیه هم فرق می‌گذارد. نقطهٔ جلسه آیهٔ ده است: منکران لقاء از ازل کافر بوده‌اند. علم برهانی در قیامت برای همه می‌آید و «ربّ ارجعون» می‌گویند اما ایمان چیز دیگری است؛ یقین با عبادت می‌آید نه با اصطلاح‌حفظ‌کردن.

فهرست مطالب

  • افتتاح جلسه؛ استغاثه و تعظیم شعائر
  • آیات ابتدایی سجده در کتاب لقاءالله
  • الذی أحسن کل شیء خلقه؛ نظام احسن
  • کنت کنزاً مخفیاً؛ خلق به‌مثابهٔ کلمات وجودی
  • وعلّم آدم الأسماء؛ اشیاء مرتبهٔ ظهور اسماء
  • معراج و انهار اربعه؛ سرچشمه بسم‌الله
  • حرم، قطعه‌ای از بهشت؛ اسکن أنت وزوجک الجنة
  • توقیفیّت اسماء؛ هر اسم در جایگاه خود
  • ربّ تو؛ سلطنت اسم در وجود
  • حتی مگس و کرم آیت خداست
  • بدأ خلق الإنسان من طین؛ قوس صعود از خاک
  • ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین
  • ثم سوّاه؛ تسویهٔ بدن و تسویهٔ روح
  • سمع و ابصار و افئده؛ قوای باطنی نه جوارح
  • دیهٔ گوش و سامعه؛ پرده که بیفتد بصر حدید می‌شود
  • أئذا ضللنا فی الأرض؛ بل هم بلقاء ربهم کافرون
  • تفاوت علم و ایمان؛ ربّ ارجعون

نکات کلیدی

  • محور جلسه آیات سجده/۷–۱۰ در کتاب لقاءالله است؛ آیات پیش و پس نیز مرتبط‌اند اما استاد همین قطعه را می‌خواند.
  • «أحسن کل شیء خلقه» یعنی نظام احسن همهٔ اشیا است نه فقط انسان؛ حکما از آن توقیفیّت اسماء را استخراج کرده‌اند: کوه کوه است و کار دریا نمی‌کند؛ چشم جای گوش نمی‌نشیند.
  • کلمه ظهور باطن است. سخن نور یا فحش، هر دو ریختن درون است؛ تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته است.
  • حدیث قدسی «کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف» را میرداماد در کامل بهائی آورده؛ خلائق کلمات وجودی‌اند چون باطن حق در آن‌ها ظهور کرده.
  • حضرت استاد فرموده به جای الأسماء در «وعلّم آدم الأسماء کلها» بگذار الأشیاء: اشیا مرتبهٔ ظهور اسماء الهی‌اند و انسان نیز اسم الله است.
  • در معراج چهار نهر به بسم‌الله می‌رسند. پیامبر تشنه ماند و رفت؛ ما با چند کتاب و چند هیئت مرض بولیموس می‌گیریم و عطشمان می‌میرد — حال دل بیمار است.
  • حرم آل‌الله قطعه‌ای از بهشت است؛ «اسکن أنت وزوجک الجنة» آرامش اصل است و دنیا دار اضطراب. کیف هیئت را باید علت‌یابی کرد نه به خوش‌گذشتن اکتفا.
  • نخواه فلانی شوی. شهید مطهری به آن که آرزو داشت مثل او شود گفت خدا به دادت برسد؛ همّ من امام صادق بود. پا جای پای امام بگذار.
  • همهٔ اسماء در تو هستند اما آن اسم که سلطنت گرفته ربّ توست و تو او را زیارت می‌کنی. یا ربّه اذن دخول از دور است؛ سپس آغوش و امّاه؛ سپس مزج و برداشته‌شدن منادا.
  • کریه‌المنظر بودن مگس و کرم نافی احسن بودن خلقت نیست. موسی از فلسفهٔ کرم پرسید؛ خطاب آمد از روز خلقت موسی همان کرم روزی هفتاد بار می‌پرسد چرا موسی را آفریدی. همه آیت‌الله‌اند؛ آیت‌الله‌العظمی به معنای حقیقی امیرالمؤمنین است: «ما لله آیة أکبر منی».
  • ظرف معارف طهارت می‌خواهد: اول گریه و توبه؛ «لا یمسه إلا المطهرون».
  • انسان از خاک — جماد، انزل مراتب — آغاز شد تا قوس «إنّا إلیه راجعون» کامل شود؛ اگر از هوا یا آتش شروع می‌شد انسان کامل نمی‌شد. شیطان از مارج من نار است و خاک را حقیر شمرد چون آتش دهنده است و خاک گیرنده.
  • نسل از ماء مهین است؛ وهن یعنی پستی. هیئت نباید موجب وهن دین شود.
  • تسویه دو قسم است (جوادی آملی): بدن مشترک با نطفه و علقه و مضغهٔ حیوان؛ روح با «فألهمها فجورها وتقواها». تعطیل عقل زندگی انعام است بلکه اضل.
  • سمع و ابصار و افئده در آیهٔ نه سجده تسویهٔ باطن است نه گوش و چشم و قلب صنوبری. خواب گواه است: جوارح از کار می‌افتد و دیدن و شنیدن می‌ماند. فقه دیهٔ آسیب گوش را از گرفتن شنوایی جدا می‌کند.
  • پرده که بیفتد «فبصرک الیوم حدید»: قوهٔ باصره را به دنیا عادت داده بودی؛ ملکوت یک‌باره تیز می‌شود.
  • منکران گفتند وقتی در زمین گم شدیم آیا خلق جدید می‌شویم؛ خدا درد دل کرد: «بل هم بلقاء ربهم کافرون». جوادی: مضارع برای انکار وحی هر زمان که بیاید، ماضی برای انکار معاد از ازل.
  • شکور اندک‌اند. علم برهانی را حتی زندیق قبول می‌کند و در محشر «رب ارجعون» می‌گوید؛ اگر برگردند همان آش و همان کاسه است چون ایمان چیز دیگری است. علم فکری ورزش و مقدمه است؛ یقین با «واعبد ربک حتی یأتیک الیقین» می‌آید. دلخوشی به چند کتاب و اصطلاح امثال من بس نیست؛ قیامت علم فکری را به همه می‌رساند، اصل باور است.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاءالله، نظام احسن، توقیفیّت اسماء، مکمن غیب، کلمات وجودی، ظهور باطن، اسم الله، ربّ شخصی و سلطنت اسم، اساکر اسماء، یا ربّه و یا ربّاه، مرض بولیموس، فیض فیّاض، انهار اربعه، قوس صعود، انزل مراتب و جماد، قابلیت و فاعلیت، ماء مهین و وهن دین، تسویهٔ بدن و تسویهٔ روح، الهام فجور و تقوا، علم فکری و ایمان و یقین، سامعه و باصره و افئده در برابر اُذُن و عین و قلب صنوبری، غطاء و بصر حدید، کفر به لقاء رب.

آثار و منابع: کتاب شریف لقاءالله (آیات سجده/۷–۱۰ در دست استاد جلسه)؛ حدیث قدسی «کنت کنزاً مخفیاً» به نقل میرداماد در کامل بهائی و تکرار علامه حسن‌زاده در شرح فصوص، شرح مصباح‌الانس ابن‌فناری و شرح اسفار؛ سخن حضرت استاد که الأشیاء را به جای الأسماء بگذار؛ روایات معراجیه در بحار مجلسی و تأکید حسن‌زاده بر خوانش حدیث معراج؛ حکایت شهید مطهری و آرزوی امام صادق شدن؛ علامه رفیعی قزوینی دربارهٔ لشکریان اسماء در وجود؛ دعای کمیل و شروع امام صادق در تعقیب نماز جعفر طیّار با یا ربّه؛ الجواهر السنیّة شیخ حرّ عاملی (دفن در صحن انقلاب) و روایت موسی و کرم؛ مکیال المکارم دربارهٔ توفّی نفس در خواب و نسبت روح با هوا به نقل امیر بیان؛ بیت «آسمان مرد و زمین زن در خرد»؛ تفسیر جوادی آملی ذیل سجده در باب تسویه و فقه دیهٔ سامعه؛ سخن امیرالمؤمنین «ما لله آیة أکبر منی».

آیات یادشده: فاتحه/۱، فاتحه/۲، فاتحه/۵، مؤمنون/۹۷ (در استعاذهٔ افتتاح)، سجده/۷، سجده/۸، سجده/۹، سجده/۱۰، بقره/۱۰، بقره/۳۱، بقره/۳۵، بقره/۱۵۶، بقره/۲۲۳، آل‌عمران/۱۶۹، آل‌عمران/۱۹۰، محمد/۱۵، رحمن/۱۵، زمر/۴۲، شمس/۸، اعراف/۱۷۹، اسراء/۸۵، یونس/۱۰۰، ق/۲۲، سبأ/۱۳، مؤمنون/۹۹–۱۰۰، حجر/۹۹، واقعه/۷۹.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.