ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ نودوششم سلسلهٔ لقاءالله، بخش اول سخنرانی شب اول دههٔ آخر صفر ۱۴۰۳، حجت‌الاسلام بیات است. محور دو آیهٔ آغاز رسالهٔ عربی لقاءالله علامه حسن‌زاده است: بقرهٔ چهل‌وپنج و چهل‌وشش (در شمارش علامه که بسم‌الله را جزء سوره می‌داند چهل‌وشش و چهل‌وهفت). از صبر و نماز یاری بجویید؛ نماز کبیره است مگر بر خاشعان، و خاشعان کسانی‌اند که ظنّ یقینی به ملاقات رب دارند و به‌سوی او راجع‌اند. اگر نماز سنگین است قلب خاشع نیست و یقین به لقاء نیست؛ راه خشوع کار روی لقاءالله است. در تفسیر قمی، صبر صوم است و باطنش پیامبر؛ صلاة روح ولایت علی است و از همین رو سنگین است. نبوت هم آسان نبوده. رمز روی‌آوری همهٔ اصحاب ولایت در عالم پیامبر است. اوج عزا امشب شهادت پیامبر است؛ بالعصالة پیامبر و بالطبع امیرالمؤمنین. سه عمل نافع آخرت از زبان حمزه: سقی الماء، حب علی، صلوات.

فهرست مطالب

  • افتتاح جلسه؛ دعا برای صاحب‌امر
  • ادامهٔ لقاءالله در پنج شب آخر صفر
  • شمارهٔ آیه؛ بسم‌الله جزء سوره نزد علامه حسن‌زاده
  • ظاهر آیهٔ چهل‌وپنج؛ استعینوا بالصبر والصلاة
  • سنگینی بار نماز؛ مثال پیاده‌روی اربعین
  • خاشعین کیان؟ ظنّ یقینی به ملاقات رب
  • اگر نماز سنگین است؛ خشوع و یقین به لقاء
  • راه خشوع از باور لقاءالله می‌گذرد
  • آقای بهجت و آقای قاضی در نماز جماعت
  • لایهٔ روایی؛ تفسیر علی بن ابراهیم قمی
  • پیامبر هنگام حزن؛ صبر به معنای صوم
  • حیرت امیرالمؤمنین و عمل به آیه
  • باطن صبر: خود پیامبر
  • باطن صلاة: ولایت امیرالمؤمنین؛ پرسش سلمان
  • سنگینی نبوت؛ أنا بشر مثلکم و یوحی إلی
  • ولایت را هر قلبی برنمی‌دارد
  • اخذ روح ایمان هنگام معصیت
  • سه سال لقاءالله کنار شهدای گمنام فدک
  • مرور آیه؛ صوم و صلاة و ولایت
  • سختی پذیرش نبوت؛ مقام عمو
  • از پیغمبر غافل نشویم؛ رمز ولایت عالم
  • نماز جعفر طیار و نماز جد ما پیامبر
  • بالعصالة پیامبر و بالطبع امیرالمؤمنین
  • ابولهب و ثویبه؛ شیر از انگشت در جهنم
  • شیطان و رحمة للعالمین
  • خواب کشف‌گونهٔ حمزه؛ سه عمل نافع

نکات کلیدی

  • امشب دو آیهٔ آغاز رسالهٔ عربی لقاءالله خوانده شد تا پنج شب آخر صفر در ادامهٔ دههٔ اول محرم بر سفرهٔ لقاءالله بنشینند. یک حرف قرآن هفتاد هزار معنا دارد؛ این دو آیه نسبت به آیات دیگر پرحرف‌اند.
  • علامه حسن‌زاده بسم‌الله را جزء آیات هر سوره می‌داند؛ ازاین‌رو در رساله رقم چهل‌وشش و چهل‌وهفت آمده، در مصحف رایج چهل‌وپنج و چهل‌وشش بقره است.
  • «استعینوا» امر تأکیدی است: از صبر و صلاة یاری بگیرید. ضمیر «إنها» مفرد مؤنث است نه «إنهما»؛ به صلاة برمی‌گردد. نماز کبیره، کمرشکن و طاقت‌فرساست مگر بر خاشعان که آن را با عشق اقامه می‌کنند نه با تکلف.
  • پیاده‌روی اربعین مثال است: بی‌خشوع یک بار می‌رود و دیگر نمی‌رود؛ هواپیما و ماشین را عقل می‌شمارد. سنگینی این بار را فقط قلب خاشع برمی‌دارد.
  • خاشعان کسانی‌اند که «یظنون أنهم ملاقو ربهم وأنهم إلیه راجعون». این ظن پس از الخاشع ظنّ یقینی است نه شک؛ «إنا إلیه راجعون» را باور دارند. مشخصهٔ کسانی که عینیت وجودشان برای لقاء آماده شده همین است که بار نماز را می‌کشند.
  • اگر نماز سنگین است خاشع نشده؛ اگر خاشع نیست یقین به ملاقات رب ندارد. نود جلسه و دو سه سال برای لقاءالله مفروضات ذهنی صرف نیست. رسالهٔ استاد هنوز شروع نشده؛ تا کنون معنای لقاء از فیض، ملاصدرا، خواجه طوسی، طباطبایی و حسن‌زاده و الزامات و مقدمات و مؤخرات آن واکاوی شده است. ادامه بسته به عطش وجودی جمع است.
  • خضوع ظاهر است و خشوع باطن. راه خشوع باور قلبی به لقاءالله است. پس از خشوع نماز باحال می‌شود. اگر مزاج امان نداد حداقل تکبیر اول و سلام آخر را درست بگو؛ پیکرهٔ نماز میان این دو پرانتز است. رفته‌رفته القا و کشف و عروج و انتقال به عوالم پایین‌دستی درون و بالادستی برون پیش می‌آید و قوس صعود و نزول به خود بازمی‌گردد تا نماز توحیدی شود.
  • نماز توحیدی با جماعت متعارف امروز نمی‌سازد. بعضی اهل ایمان وسط نماز آقای بهجت می‌خندیدند چون درک نداشتند. امثال قاضی جماعت داشتند اما گم، پشت پرده با چند رفیق. از جسم پرش کردن هنوز کار من و شما نیست؛ لب مطلب امشب تبرک به آیه است.
  • در تفسیر روایی قمی: پیامبر هنگام حزن و مشکل با استعانت از آیه نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت؛ صبر را صوم دانسته است. امیرالمؤمنین در مقام حیرت — «اللهم أرنی الأشیاء کما هی»، «ما رأیت شیئا إلا رأیت الله قبله وبعده ومعه وفيه»، و دعای پیامبر «رب زدنی فیک تحیرا» که منصب علم کشاندن به حیرت است — روزه و نماز می‌کرد و به همین آیه اشاره می‌داد. از صادق و رضا و سجاد به تواتر: در شدت وضو، مسجد، دو رکعت و طلب حاجت. این یکی از دستورات پانزده‌گانهٔ سلوک عملی رسالهٔ لقاءالله بر پایهٔ روایت قدسی است که هنوز واردش نشده‌اند؛ عرفان عملی است و خدا بخیل نیست.
  • باطن صبر/صوم خود پیامبر است. سلمان از علی پرسید صلاة سنگین چیست؛ فرمود روح ولایت من، پیمان ولایت، حقیقت ولایت. از همین رو «إنها لکبیرة» فقط بر این تأکید شده. ادعای ولایت‌مداری کافی نیست.
  • نبوت هم سنگین بوده؛ «ما أوذی نبی مثل ما أوذیت». «أنا بشر مثلکم» را گرفتند و «یوحی إلی» را نگرفتند؛ به اسم کوچک صدا زدند که قرآن نهی کرد. مثال مطهری: دست معمولی و دست جرّاح مثل هم‌اند اما یکی منبع فیض است. حریم «یوحی إلی» هادیان و سبل بشر است.
  • سلمان پرسید پس از این جهت «إنها لکبیرة إلا على الخاشعین» است؟ علی تأیید کرد. ولایت را هر قلبی برنمی‌دارد؛ روندگان بریده شاید بیشتر از ماندگان باشند. باید ترسید. اگر یقین به ملاقات خدای شاهد و سمیع و بصیر باشد این اعمال پیش او نمی‌ماند؛ نبود یقین خشوع را می‌برد، پایهٔ نماز و روح ولایت سست می‌شود و اخذ می‌گردد.
  • کافی کلینی: مؤمن یعنی محب علی چون مرتکب معصیت شود در حین عمل روح ایمان — روح ولایت — از او اخذ می‌شود؛ لحظهٔ گناه بی‌ایمان و بی‌ولایت است. آیا همان روح بازمی‌گردد؟ استاد گفته برای بعضی ثابت کرده همان را بازنمی‌گردانند؛ بحث علمی‌اش بماند.
  • لقاءالله از محرم سه سال پیش کنار هشت شهید گمنام پارک فدک شروع شد. از جمع رفته‌اند: پدر استاد مصطفی حاج‌آقای پاکزادیان با حال نزار در گوشه می‌نشست؛ مادر آقا سعید اسکندری (حاج‌خانم محمدی، مادربزرگ هیئت)؛ مادر آقای باقری؛ مادر آقای درخشنده و دیگران. نوبت ما هم می‌رسد. خاک پای کسانی که زود آمدند تا حرف خاک‌خوردهٔ صحف نوریه را بشنوند بوسیدنی است.
  • مرور: صبر صوم است و باطنش پیامبر؛ صلاة اقامهٔ نماز و باطنش ولایت اهل بیت با مرکزیت امیرالمؤمنین، رزّاق علی‌الاطلاق نظام هستی؛ امیر یعنی روزی‌دهنده و رزق از اوست. امشب ولایت را از آقا بگیرند و با ولایت از صفر وداع کنند. اقامهٔ ولایت فقط کار خاشع است؛ خاشع یقین به لقاء و حرکت به‌سوی رب دارد.
  • پذیرش نبوت آسان نبوده تا مشکل فقط ولایت علی باشد. نزدیک‌ترین‌ها دشمنی کردند. بعد از پدر مقام عمو از دایی جلوتر است؛ عموگری معنوی است و باید عموی بچه‌های هم بود. «إن عمی العباس نافذ البصیرة». ام و عمو و عمه تبلورش در کربلاست.
  • شب شهادت پیامبر است. از او غافل نشوید. هرکه در عالم ولایت دارد — سیزده معصوم جز پیامبر، انبیا و اوصیا، اوصیای خاص و عام از جمله ولایت فقیه، شهدا تا به بخشی از ولایت نرسند شهید نمی‌شوند، ملائکه تا بخشی اخذ نکنند کارگزار عالم نمی‌شوند — همه به پیامبر رو می‌کنند. رمز روی‌آوری آنان پیامبر است.
  • امام رضا به راوی نماز جعفر طیار گفت چرا از نماز جد غافلی؛ چه بسا پیامبر یک بار جعفر نخوانده و جعفر یک بار نماز پیامبر نخوانده باشد. این از قدر نماز جعفر نمی‌کاهد: بهجت سخت تأکید کرده بود و گرهٔ سال‌های پیش استاد با یک هفته هر روز خواندن باز شد؛ کیمیاست. نماز پیامبر بالاتر از کیمیا و سر روی سر است.
  • در معراج هر جا پیامبر رفت صوت و شکل علی دید. «قل کل یعمل على شاکلته»: خدا هم بر شاکلهٔ علی عمل می‌کند. علی فرمود عبد است و شدت داد: عبدی از عبید محمد؛ تعارف و شکست نفس نیست. مقامات علی به واسطهٔ پیامبر است. بالعصالة پیامبر قوس صعود را تا انتها دو دور زد؛ بالطبع، به قول ابن عربی، علی قوس دوم را تمام کرد و دایره را تکمیل نمود. اوج عزا امشب است.
  • ابولهب «تبت یدا أبی لهب». پیامبر در کودکی از مادر شیر نخورد؛ عمو با دشمنی از سر رحم کنیز ثویبه را روزی دو بار به شیر داد. امام صادق: ابولهب در بدترین جای جهنم روزی دو بار از نوک انگشت شیر بهشتی می‌خورد و عذاب برداشته می‌شود؛ نوک انگشت و شیر باید معنا شود نه معنای متعارف، از باب امثال. خدمت به پیامبر و ذریه و دین و کتاب او جای خود دارد.
  • با نزول رحمة للعالمین ابلیس گفت یا رحمة العالمین من از عالمین‌ام؛ از اغوای آدم روزی دو بار عقاب می‌شوم، بردار. پیامبر برای دشمن دعا کرد و دو عذاب روزانه برداشته شد. «اللهم إنی أسألک وأتوجه إلیک بنبیک نبی الرحمة»: توجه به خدا با توجه پیامبر یکی شده. استاد امروز از منبر می‌ترسید؛ علت تقدم اهل تسنن از بعضی جهات عنایت ویژه به پیامبر است. قرآن و عترت را گرفته‌ایم؛ خود پیامبر را نه.
  • زیارت حمزه کشف است نه خواب متعارف، چون کشف تام. پیامبر نپرسید جای ما کجاست یا مال دنیا را می‌شود برد؛ پرسید چه کار آنجا بیشتر به درد می‌خورد. حمزه غرق نعمتی دید که آن‌به‌آن عوض می‌شود — تجلیات؛ تفصیلش بماند. سه چیز: سقی الماء ظاهر هر مایع جگر‌حال از جمله چای هیئت، باطن سیراب کردن تشنهٔ معرفت؛ حب علی که جاء بالحسنة است و حسنه در «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة…» حب فاطمه؛ و صلوات بر محمد و آل محمد.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاءالله، خشوع و خضوع، قلب خاشع، ظنّ یقینی، راجعون، کبیره بودن صلاة، صبر به معنای صوم، باطن صبر و صلاة، روح ولایت، پیمان ولایت، ولایت‌مداری، اخذ روح ایمان، عرفان عملی، دستورات پانزده‌گانه، حیرت، قوس صعود و نزول، نماز توحیدی، بالعصالة و بالطبع، نافذ البصیره، سقی الماء، تجلیات، کشف تام، شاکله، رحمة للعالمین، ولایت فقیه.

آثار و منابع: رسالهٔ عربی لقاءالله علامه حسن‌زاده آملی (آیات آغازین بقره/۴۵–۴۶ با شمارش رساله ۴۶–۴۷)؛ تفسیر روایی علی بن ابراهیم قمی ذیل آیه؛ نظرات ملامحسن فیض، ملاصدرا، خواجه طوسی، علامه طباطبایی در معنای لقاء؛ کافی کلینی در اخذ روح ایمان هنگام معصیت؛ روایت سلمان از امیرالمؤمنین در باطن صلاة؛ روایات پیامبر و اهل بیت در استعانت به صوم و صلاة هنگام حزن و شدت و حیرت؛ «اللهم أرنی الأشیاء کما هی» و «ما رأیت شیئا إلا رأیت الله…» و «رب زدنی فیک تحیرا»؛ «ما أوذی نبی مثل ما أوذیت»؛ مثال دست جرّاح از شهید مطهری؛ سیرهٔ آقای بهجت و آقای قاضی در جماعت؛ نماز جعفر طیار و تأکید بهجت و پرسش از امام رضا؛ قول ابن عربی در دو قوس؛ «أنا عبد من عبید محمد»؛ «إن عمی العباس نافذ البصیرة»؛ روایت امام صادق دربارهٔ ابولهب و ثویبه؛ توسل به نبی الرحمه؛ زیارت کشف‌گونهٔ حمزه و سه عمل نافع؛ شروع سلسله کنار هشت شهید گمنام پارک فدک.

آیات اشاره‌شده: بقره/۴۵، بقره/۴۶، بقره/۱۵۶، بقره/۲۰۱، کهف/۱۱۰، نور/۶۳، اسراء/۸۴، مسد/۱، عنکبوت/۴۳، انبیاء/۱۰۷، انعام/۱۶۰.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.