خلاصهٔ کوتاه
جلسهٔ نودوپنجم سلسلهٔ «لقاء الله» حجتالاسلام بیات، سخنرانی ظهر عاشورای محرّم ۱۴۰۳ و قلهٔ این دهه است؛ یازدهمین جلسه و جمعبندی بحث لقاء الله. تاسوعا را از سعه و اتساع وجودی بر اثر مجالست مؤثر با انسان کامل معنا میکند و عاشورا را از معاشرت: امام حسین در خیمهٔ فرماندهی ننشست؛ از جون تا حبیب را چهره به چهره تفقد کرد. از تاسوعا صفبندی تکمیل شد؛ ظهر عاشورا حر هم ملحق شده و نماز را با آقا خوانده. امروز حسین دامن تکانْد و هرچه داشت ریخت پای خدا؛ حسینی بودن همین است. سلام نماز — السلام علیک ایها النبی، السلام علینا، السلام علیکم — باید به حسین و اولاد و اصحاب و امام عصر بخورد؛ حبّ شدید بیتوقع میشود مودّت و اجر رسالت. شرط رکاب: باذل مهجه فینا و موطّن نفس بر لقاء الله، سپس فلیرحل معنا؛ راحل نه مسافر. الله اسم جامع است و ملاقات مستقیم برای ما میسّر نیست؛ ملاقات مظهر اتمّ — من رآنی فقد رأى الله — امروز در صف حسین ممکن است. الوهیت در ناسوت حیات (آب)، در ملکوت علم، در جبروت ولایت، در الوهیت نور است؛ امروز صف نور و ظلمت بسته شده. کربلا حادثهٔ تمامشده نیست؛ ساری و جاری است. لقاء در انزل مراتب نشستن در هیئت است و اوجش همان حال موت و بصر حدید. زینب چشم به آمدن ما دوخته؛ سلامش میخکوب میکند. علم نور است و انفجار معرفت — مطلع الفجر، سورهٔ قدر — قرب و ولایت و نور یک حقیقتاند. التماس آخر: همهٔ ایل و هیئت را پای حسین بریز؛ زرنگ باشید امروز.
فهرست مطالب
- استعاذه، بسمالله و زیارت اباعبدالله در ظهر عاشورا
- دعا برای امام عصر در ظهر عاشورا
- جمعبندی بحث لقاء الله در ظهر عاشورا
- تاسوعا از اتساع وجودی؛ عاشورا از معاشرت
- تکمیل صفبندی از تاسوعا
- معاشرت امام حسین در عاشورا؛ از جون تا حبیب
- دامن تکاندادن برای خدا
- سلام نماز: اجر رسالت و حبّ حسین
- موطّن کردن نفس بر لقاء الله
- السلام علینا و صف ایمان
- سلام آخر نماز؛ صف حق و باطل
- آوردن کودکان به خیمه؛ چشیدن نالههای کربلا
- لیلةالقدر آنی
- پردهبرداری از لقاء الله؛ من رآنی فقد رأى الله
- مراتب ظهور الوهیت: حیات، علم، ولایت، نور
- صفبندی نور و ظلمت
- آب حسینی: علم و قرب و ولایت
- عالم یکپارچه نور است؛ کفِ ظلمت روی آب
- آمار سپاه و اجتهاد در برابر حماسهٔ صرف
- کربلا واقعهٔ جاری است نه حادثهٔ تاریخی
- سپاه امروز؛ از اباالفضل تا شیرخوار و حر و وهب و زهیر
- هر کسی را صحنهای میکشد
- انزل مراتب لقاء در نشئهٔ ناسوت
- جایگاه در سپاه؛ حبیب و جمع یار
- دو سوار و نگاه زینب
- خاک بر سر حبیب؛ کم کردن دلنگرانی زینب
- انفجار نور؛ قرب و ولایت و علم یک حقیقتاند
- سورهٔ قدر و مطلع الفجر
- ده بار إنّا أنزلناه پس از نماز صبح
- ربّ زدنی علما؛ اشیاء کما هی
- زینب یکپارچه عاطفه؛ ایستادن حسین در برابر آفتاب
- علم در نشئات؛ ملاقات الله
- إنا لله و إنا إلیه راجعون؛ بصر حدید
- شیخ عباس تربتی و سلام زینب هنگام مرگ
- جا در سپاه؛ کاروان را دنبال کردن
- حر در خیمهٔ زینب
- استغاثهٔ هفتم و گریهٔ علیاصغر
- التماس پایانی: همه را پای حسین بریز
نکات کلیدی
- این جلسه قلهٔ دهه و جمعبندی لقاء الله است؛ منبر ظهر عاشورا را همسنگ بلکه بالاتر از ده شب محرّم دانست.
- تاسوعا را برخی از سعه و اتساع وجودی گرفتهاند و عاشورا را از معاشرت؛ نهم و دهم ماههای دیگر را تاسوعا و عاشورا نمیگویند چون آن سعه از همنشینی با انسانهای بزرگ است.
- از تاسوعا صفبندی سپاه حسین تکمیل شد؛ تکوتوک الحاق تمام شد.
- امام حسین در عاشورا در خیمهٔ امارت ننشست؛ به زن و بچه و اصحاب سرکشی کرد؛ شب عاشورا از جون تا حبیب را چهره به چهره تفقد کرد و پایان کار را گفت.
- امروز حسین برای خدا دامن تکانْد؛ هرچه داشت ریخت. اگر غیر از این باشیم حسینی نیستیم و باختهایم.
- حر باطناً در دستگاه حسین بود اما جسم از خجالت یاری نمیداد؛ اباالفضل آوردش؛ ظهر عاشورا نماز را با آقا خواند و صف تمام شد.
- سلام نماز امروز باید متفاوت باشد: السلام علیک ایها النبی سلام به جدّ حسین است؛ أحبّ الله من أحبّ حسینا؛ حبّ شدید بیتوقع میشود مودّت و حضور امروز اجر رسالت است.
- شرط معیت: باذل مهجه فینا — آخرین قطرهٔ قلب را در حسین بذل کردن بدون چشمداشت — و موطّن کردن نفس بر لقاء الله؛ سپس فلیرحل معنا. راحل میرود که برنگردد؛ مسافر میرود که برگردد.
- قلب ذیل روح است؛ روح قوا را جمع میکند و اراده را به کار میاندازد. کسی که بعد از ده شب عزاداری اراده کند دار و ندار را فدای حسین کند امروز حسینی است.
- السلام علینا همان سلام بر حسین و علی بن حسین و اولاد و اصحاب است؛ سلام آخر نماز باید به حسین بخورد تا امام عصر.
- امروز صف حق و باطل و نور و ظلمت بسته است؛ نرسیدن جسماً و روحاً به خیمه یعنی جا ماندن از قافله.
- کودکان را هم به خیمه بیاورند ولو ناله بزنند؛ تا ساعت سه کار تمام است.
- لیلةالقدر اینجا آنی است نه یک شبانهروز؛ یک سال زحمت برای ظهور آن قدرِ معیّن الهی در امروز.
- الله اسم جامع است؛ ملاقات الله مستقیماً برای ما میسّر نیست؛ ملاقات کسی که گفت من رآنی فقد رأى الله امروز در صف حسین ممکن است.
- الوهیت در ناسوت حیات است و مظهرش آب؛ در ملکوت علم؛ در جبروت ولایت؛ در الوهیت نور: الله نور السماوات والارض.
- بقره/۲۵۷: مؤمنان را الله از ظلمات به نور میبرد؛ کافران را طاغوت از نور به ظلمات. هل من ناصر یعنی کیست غرق نور شود.
- حیات و علم و ولایت و نور یک حقیقتاند به انواع مختلف؛ قربتاً الی الله تمرین لقاء است.
- کوفیان سه روز آب را دریغ کردند؛ حسین میگوید آب معنا — علم و قرب و ولایت و نور — نزد ماست.
- عالم یکپارچه نور است؛ ظلمت کف روی آب است. مجالس حسین حتی در آمریکا هر سال بیشتر میشود.
- نقلهای شش هزار شیرخوار یا یک میلیون و هشتصد هزار را شهید مطهری عقلاً محال دانست؛ استاد میگوید سپاه تا کوفه کشیده بود و نباید «هرچه مطهری گفت لاغیر» باشد. کتاب او حماسه است؛ شیخ جعفر شوشتری امام را پدر عالم میبیند که علیاصغر را برای لرزاندن یک دل بیرون آورد. حماسه و عاطفه با هم؛ اجتهاد ذهنی لازم است.
- کربلا حادثهٔ تاریخی تمامشده نیست؛ ساری و جاری است. امام صادق: شب اول محرم ملائکه پیراهن خونی حسین را به آسمان دنیا میآورند.
- سپاه امروز از ابوالفضائل عباس تا شیرخوار، حر، وهب نصرانی و زهیر عثمانیمذهب را در بر دارد؛ هر کس را صحنهای میکشد: عطش، اشک حسین (دو گریهٔ بلند کنار علیاکبر و عباس)، پرپر علیاصغر، غارت خیمهها، یا چهل منزل با زینب.
- انزل مراتب لقاء نشستن در هیئت ناسوتی است؛ رتبهٔ بعد علم و معرفت در مثال است. العلم نور یقذفه الله؛ ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة.
- جایگاه در سپاه فرق دارد: علمدار، ملحقِ آخر، یا کسی که عمر را خرج جمع یار میکند مثل حبیب که میتوانست صد نفر از قبیله بیاورد اما راه را بستند؛ با مسلم بن عوسجه از بیراهه رسید.
- زینب چشم دوخت که دو سوار بهسوی برادر آمدند نه عمر سعد؛ امروز هم چشم به آمدن ماست. نامهٔ من الغریب الی الحبیب و سلام زینب حبیب را میخکوب کرد؛ خاک بر سر ریخت: من کیم که دختر علی سلام دهد.
- بهجت: نمیتوانی برای این آقا گریه کنی مگر امام عصر نگاهت کند؛ یعنی کسب معرفت. هیمان و دیوانگی حسینی مثل عبس که لباس کند.
- قرب = ولایت = علم = نور. نزدیک شدن به صاحب ولایت کلّیه باید انفجار معرفت باشد نه علم فکری؛ انقلاب انفجار نور بود. زینب عالمة غیر معلمة.
- امام باقر توصیه کرد محبّان سورهٔ قدر بسیار بخوانند. مطلع الفجر ظاهرش بینالطلوعین است؛ باطنش به تعبیر حسنزاده انفجار نور و صبح ظهور.
- روایت امام صادق: پس از نماز صبح ده بار انّا انزلناه برای دیدن قدرت رزق؛ رمزش انفجار نور و قرب است. با حسین دنیا و آخرت هر دو هست.
- ربّ زدنی علما و أرنا الاشیاء کما هی یعنی حکمت و دیدن باطن؛ استقامت شکل میگیرد.
- زینب شرط زوجیت کرد که هر جا حسین برود با او باشد؛ حسین کودک در برابر آفتاب ایستاد تا به صورت خواهر نتابد. کربلا مقام هیمان و دیدن باطن است. تابلوی کودکی: حسین نوری است که هرگز خاموش نمیشود.
- در ناسوت اسم خدا العلیم است؛ در ملکوت أعلم؛ بالاتر خودِ علم. اخذ علمِ نور همان لقاء الله است.
- لحظهٔ إنا لله رجعت است و کشف غطاء و بصر حدید؛ تیزی چشم باید به صورت حسین بیفتد. حال دیدن ضریح و گنبد همان حال موت در اوج هیئت است. لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا نسبت به ارباب.
- شیخ عباس تربتی ساعت مرگ را گفت؛ غسل و کفن سفید؛ سلام به پیامبر و امیر و زهرا و حسن و حسین؛ سپس زینب را دید: آمدهای لحظهٔ موت کمکم کنی چون دیوانهوار برای حسین گریستم.
- رتبهٔ لقاء امروز جا گرفتن در سپاه است؛ بگو جا نمانم. دنبال کاروان برو حتی پس از جارو شدن خیمهها.
- حر از عباس خواست همراهی کند به خیمهٔ زینب؛ بر خاک: یا بنات رسول الله، اول دلتان را سوزاندم، آمدهام رضا و اجازهٔ میدان. زینب: تو هم دیدی حسین من چقدر غریب است. امروز به همه میگوید شما هم فهمیدید تنها است.
- هفتمین هل من ناصر صدای علیاصغر را بلند کرد؛ تو پشت سر علیاصغری به زبان خودت حسین میگویی.
- التماس به جان زینب: اگر سلام داد و راه میدان را نشان داد بگو تنها نیستم؛ ایل و هیئت و یا زهرا را به نام مادرت پای تو ریختم؛ همه را بخر. زرنگ باشید امروز.
اصطلاحات و منابع
اصطلاحات: لقاء الله؛ اسم جامع الله؛ سعه و اتساع وجودی؛ معاشرت / مجالست مؤثر؛ صفبندی تاسوعا و عاشورا؛ راحل و مسافر؛ باذل مهجه؛ توطّن نفس بر لقاء الله؛ مهجه (آخرین قطرهٔ خون قلب)؛ حبّ و مودّت و منصهٔ ظهور؛ اجر رسالت؛ نشئهٔ ناسوت و ملکوت و جبروت و الوهیت؛ اسم الحی و مظهر آب؛ علم و ولایت و نور؛ ظلمات و نور؛ قربتاً الی الله؛ لیلةالقدر آنی؛ هیمان / حیرت؛ انفجار نور؛ مطلع الفجر / صبح ظهور؛ ولایت کلّیهٔ الهی؛ عالمة غیر معلمة؛ حکمت (اشیاء کما هی)؛ بصر حدید / کشف غطاء.
آثار و منابع: مقاتل (نقل الحاق حبیب و سلام زینب)؛ حماسهٔ حسینی شهید مطهری؛ شیخ جعفر شوشتری؛ علامه حسنزاده آملی (تعبیر مطلع فجر به انفجار نور و صبح ظهور)؛ آیتالله بهجت (گریه بر حسین به نگاه امام عصر)؛ قصهٔ شیخ عباس تربتی؛ خطبهٔ خروج / من کان باذلا فینا مهجته؛ نامهٔ من الغریب الی الحبیب؛ نقل ایستادن کودک حسین در برابر آفتاب.
آیات و اذکار: فاتحه/۱؛ فاتحه/۵؛ نور/۳۵؛ بقره/۲۵۷؛ انسان/۳؛ قدر/۴؛ قدر/۵؛ طه/۱۱۴؛ بقره/۱۵۶؛ ق/۲۲؛ استعاذه از همزات شیاطین؛ لا حول ولا قوة؛ المستغاث بک یا صاحب الزمان؛ زیارت اباعبدالله و ارواح فنا؛ صلوات و تعجیل فرج؛ أحبّ الله من أحبّ حسینا؛ السلام علیک ایها النبی / علینا / علیکم؛ من رآنی فقد رأى الله؛ هل من ناصر ینصرنی؛ منّوا علیّ بشربة من الماء؛ فبکی بکاء عالیا؛ فلیرحل معنا؛ العلم نور یقذفه الله؛ ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة؛ من الغریب الی الحبیب؛ أنت بحمد الله عالمة غیر معلمة؛ أرنا الاشیاء کما هی؛ لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا؛ یا بنات رسول الله.
خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.