یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعين.
الحمد لله على کل نعمه و اسال الله من فضله.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا مظلوم یا أبا عبد الله و على الارواح التي حلّت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیتو و بقي الليل والنهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزيارتکم.
السلام علی الحسین و علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
ان شاء الله که در این شب پر از حزن و اندوه و ماتم صاحب این جلسات هر کجا تشریف دارند خدای منّان غم از دل آقامون برداره.
حتما امشب و فردا صدقه به نیت آرامش قلب مقدس حضرت رد کنید که بزرگان فرمودن امروز و فردا قلب آقا تحت فشار سنگینی است.
ان شاء الله حضرت میان عزاداری همه ما رو دعا کنن.
صلواتی خط بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج.
به نوبه خودم از عزیزانی که تعظیم میکنن منبر رو و از ابتدای منبر در خیمه حضور دارند تشکر میکنم و براشون دعای خیر میکنم.
ان شاء الله خدا ازتون راضی باشه.
امام عصر براتون جبران کنه.
[صدای ماشین] آیه دیگری که تقدیم میکنم آیه بیست و سه سوره عنکبوت هست پیرامون لقاء الله که [سرفه] والذین کفروا بآیات الله و لقائه اولئک یئسوا من رحمتی و اولئک لهم عذاب الیم.
توصیه میکنم اگر کسی واقعا موضوع لقاء الله براش مهمه و به دردش خورده و میخوره و کاربردیه اصطلاحا این سیر لقاء الله رو پیش بگیره.
چه اون جلسات قبلی رو گوش بده که تو کانال هست خودشو برسونه، چه اون ده جلسهای که ما عصر در استان البرز داریم اونم پیرامون لقاء الله بوده و چه این شبهایی که با آیات پیش رفتیم.
در این آیه تصریحاً میفرماید کسانی که کفر ورزیدند به آیات خدا والذین کفروا بآیات الله که عرض کردیم که این آیات مطلقاً آیات الهی هستند چه از حیث تکوینی چه تدوینی که فرقش هم دیشب گفتیم و همه آیات رو کسانی که کفر میورزند یعنی چشمشون رو باز نمیکنند به این آیات، میپوشونند.
کفر یه معناش پوشوندنه.
که این نشون میده که چون آیه مجلس ظله، شعنه.
آیه ظهوره، باطنه.
یه علامته، یه نشانه است.
یک پرتو و یک تجلی است.
نشون میده که کسی که اینو نمیبینه قطعا اون منبع اصلی رو هم اون خورشید اصلی رو هم که این پرتو از اون هست رو نمیبینه.
اصلاً کوره.
کسی که این رو میپوشونه این رو نمیخواد ببینه قطعا اون اصلی رو هم که خود حضرت حق باشد رو انکار میکنه.
خب دیگه چی رو میپوشونن اینها؟
و لقائه و پرور-- ملاقات پروردگارشان.
کسانی که ملاقات با خدا رو هم یا انکار میکنند یا این حقیقت رو چشمشون رو به روش میبندن، بهش توجه ندارن، غافلن.
و اینکه چشمشون رو به این حقیقت میبندن مثل همون تکفیره مثل پوشوندن این حقیقته که قراره صد در صد همه ما بدون استثنا مل-- بریم به ملاقات خدا.
این دیگه صد در صدیه.
هر شب هم داریم عرض میکنیم.
حالا کسی که اینو نمیخواد بپذیره به هر دلیلی.
اینا چه کسانیاند؟
چه آدمانیاند؟
چه اشخاصیاند که نمیخوان لقاء الله رو بپذیرن؟
اینجا میفرماید که اولئک یئسوا من رحمتي اینا کسانیاند که از رحمت من ناامیدند ناامید میشن از رحمت خدا.
ای بابا ولش کن.
این همه رحمت خدا رو که تا حالا تا اینجا کشوندش رو نمیبینه.
چشم میبنده بر روی رحمات الهی.
از اینجا به بعدش هم نمیخواد ببینه.
پس کسی که تا همین جا تا همین از لحظه تولدش تا همین جا رو چشمشو باز کنه رحماتی که بر او نازل شده از حضرت حق رو بشماره اصلاً نمیتونه بشماره.
لا تحد و لا تحصى.
اصلاً قابل شمارش نیست.
چقدر خدا به ما رحمت فرستاده.
رحمت پشت رحمت.
حالا میگه اینها کساییان که از رحمت ما ناامیدند.
لذا میزنن زیر همه چی.
اصلاً دیگه انکار میکنن ملاقات خدا رو.
خب حالا خدایا اینها ناامید از رحمت تواند لذا ملاقات با تو رو انکار میکنن.
تو با اونها چه میکنی؟
الله اکبر.
اولئک لهم عذاب الیم.
عذاب همینطوری معمولی هم نه.
خدا بگه به اینها عذاب دردناکی مهیا شده.
همهی اینها رو ببین هر شب ما این آیات که داریم با همدیگه مرور میکنیم داره تأکید میکنه که چقدر موضوع لقاء خدا جدیه، چقدر ملاقات با خدا جدیه و ما خودمون رو برای اون آماده نکردیم.
آدم میخواد یه مهمونی بره نسبت به اینکه اون کسی که میخواد در این مهمانی ببینش زیارتش کنه نسبت به شأن اون شخص به خودش میرسه حموم میره موهاش رو شونه میکنه عطر میزنه خشکشیک میره.
نسبت به اینکه شأن اون کسی که میخواد بره به دیدنش چقدر بالا باشه خودش رو آماده میکنه برای اون مهمانی.
کر و کثیف که پا نمیشه بره تو اون مهمانی.
تو اون مهمانی که همه با ادب همه بهترین لباساشونو پوشیدن، همه صف کشیدن اینا بعد این یهو شروع کنه همینطوری بر و کر بیادبی کنه و بره و مثلا با لباس کر و کثیف و بدبو اینا راه بیفته اصلاً نمیره.
اصلاً نمی-- راهش نمیدن چنین کسی.
همین دم در میگن بفرمایید.
دقیقاً اینه چیز عجیبی نیست.
ما خیلی هم ساده دارم حرف میزنم.
تعجب میکنم که بعضیا میگن صحبتهای حاج آقا سنگینه.
دیگه چیه این حرفا؟
کجاش سنگینه؟
خب وقتی که شما میخوای بری دیدار یه آدم بزرگی نه اصلاً یه آدم معمولی اگر بوی بد بدی لباست قیافت همه به هم ریخته اصلاً راهت نمیدن اون تو.
چگونه است که با همهی این آلودگیهامون میخوایم بریم به لقاء خدا که صد درصد هم قطعیه.
چگونه است خودمون رو آماده اون نمیکنیم؟
یه مؤمن باید نه که پس بزنه و انکار کنه بلکه شائق باشه.
عشق به ملاقات با خدا داشته باشه.
شوقش دیدن خدا باشه.
فتبنوا الموت ان كنتم صادقین.
اصلاً بخواد که خدا رو ببینه.
اصلاً نماز میخونه برای اینکه خدا رو زیارت کنه.
عرض کردیم امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام وقت نماز که میشد قد قامت الصلاة رو میفرمود وقت زیارت رسیده.
وقت زیارت کی؟
خدا.
پس یکی از جلوههای زیارت عزیزان همین نمازه.
مولامون فرموده دیگه ما که نمیگیم.
شاید یه معنای اینکه اکبر و افضل ولذكر الله اکبر از کار شده نماز همین باشه.
چون زیارت خدا داره اتفاق میفته درش.
ولذكر الله اکبر.
این ذکر نماز الصلاة که عمود دینه.
چون زیارت حضرت حق تمرینه.
حالا شما بخواید بدونید که خدا رو در چه رتبهای و چگونه ملاقات میکنید، نمازتون رو ببینید.
نماز هر کدوم از ما چگونه است؟
چه حسی تو نماز داریم؟
چه ارتباطی در نماز با مبدأ هستی میگیریم؟
اون معراج ماست.
اون رتبهی ماست.
اون اندازهی ماست.
اون قدر ماست.
اصلاً نماز کار حجت خدا رو داره میکنه.
حجت خدا به سر القدر ما نگاه میکنه اندازه ما رو تعیین میکنه و قسط ما رو از ولایتش میده.
که اینجا همینطوری که آب داره من و شما را حیات میبخشه و قسطمون رو از حیات گرفتیم، اندازهمون مشخصه در ناسوت.
در ملکوت هم عرض کردیم که آب اونجا علمه.
کسی خواب ببینه داره مثلا آب میخوره یعنی علمش زیاد میشه یا رزقش در، در ملکوت.
در جبروت که عالم عقول موافق میشه چی؟
ولایت.
موافق اونم که دیگه میشه نور.
[نفس عمیق] یعنی آب حقیقت حیات که در این نشأت.
خب اگه کسی در نماز بایسته به میزانی که نمازش حیات داره شما میگی قد قامت الصلاة قیامت کرد نماز.
کو؟
نماز من تازه هنوز شروع نکردم که تازه میخوام شروع کنم.
اقامه گوینده داره میگه آقا اون کسی که داره اقامه میگه میگه قد قامت الصلاة قیام کرد.
صلاة قیام کرد.
کو؟
پس پیداست که موجود زنده است.
یه چیزیه، یه حقیقتیه که ما باید زیارت کنیم.
یک رشه ایست از ملاقات با خدا یک، یک بارگاهی تشکیل میشه.
شما سر الصلاة شهید ثانی رو بخونید.
من همچین همیشه شما کوچولو نوجوونا بودم کتاب رو خوندم از این رو به اون رو کرد ما رو اون موقع سر نماز.
نمیخونیم، متوجه نیستیم، دنبالش نیستیم.
بعد میگیم چرا نماز حال نمیده؟
اسرار الصلاة آمیری جواد آقا، آداب الصلاة حضرت امام اینا رو بخونیم نماز زیارته.
کار حجت خدا میکنه یعنی چی؟
همونطور که سر القدر ما رو امام عصر میبینه و اون وزن کشی که عرض کردم صورت میگیره و اندازه ما رو، ربط ما رو با خودش اندازه و قدر و قدر و اندازه ما رو مشخص میکنه که قسط ما از ولایت او چگونه است.
نماز هم مگر نفرمودند روح نماز ولایت امیرالمؤمنین است.
یعنی همین.
شما نماز میخونی معلومه چه مقدار از ولایت مولا بهره گرفتی.
باز میشه گفت چه مقدار خدا رو ملاقات خواهی کرد و چگونه؟
چرا بعضیا نمازشون نمازه.
اصلاً جرات نمیکنی نگاش کنی تو نماز نزدیکش بشی.
ولی بعضیا هم نه اصلاً، اصلاً نگاه میکنی تعجب میکنی این واقعاً نماز بود تو خوندی؟
که پیغمبر عزیز عالم دید یکی مثل خروسه نوک میزنه انقدر به این سرعت.
بعد حضرت فرمود این اگه تو این حالت بره عاقبت به شره.
تو این حالت.
این چه حالتیه؟
چه وضعیه؟
تو با خدا صحبت میکنی.
تأمل کن.
آدابشو رعایت کن.
مقدمات و مؤخراتش.
کتاب جامع الاسرار آصد حیدر ملا آصد حیدر عاملی رو بخونید.
بخونیم هممون ببینید چه غوغایی کرده پیرامون اسرار نماز.
چه ها گفته که بعد ما موهامون سفید شده هنوز نشنیدیم نخوندیم.
در مقدمه اون کتابش می فرمود که حالا من آورده بودم چند شب پیش که از رو براتون بخونم که صحبت قطع نداده و چیزای دیگه گفتیم و دیگه هم الان همراهم نیست متأسفانه.
از رو خواستم براتون بخونم که در مقدمه کتابش قریب به این مضمون فرمود اگه همه کتاب، همه دریاها و نهرها و آبها بشن جوهر همه درختها بشن قلم همه جن و انس و ملائکه بشن نویسنده نمیتونن اون چیزی که من از خدا از حقایق و معارف اخذ کردم و استیاد کردم، صید کردم از کجا؟
از آل-- از حضرت الهیه، از حضرت الهیه.
اینجا حضرت امكانیه.
حضرات حضرات خمس یادتون هست دیگه.
از حضرت الهی یعنی از عالم قدس.
از اون عالم بالا از حضرت حق اخذ کردمو نمیتونن بنویسن.
بعد ما بالاخره چون خودمون کوتولهایم خودمو عرض میکنم اینجا صداتون شما نشه.
بعد با شک و تردید این حرفا رو نگاه میکنیم میگیم اغراق کرده.
در صورتی که بعد در شرح مِصباح العُنس مرحوم ابن فناری علیه الرحمه از خود حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه شنیدم که تأیید کرد و فرمودند بله بله همینطور هم هست.
[صدای محیط] کی بودن اینا؟
چی بودن اینا؟
چرا امثال آقا سید علی آقای قاضیها، چرا امثال آقا میرجواد آقا ملکی تبریزیها نماز صبحشون هر کسی نمیتونسته بره بین اینا ابتدا کنه.
توانشو نداشته.
نماز صبحه چقدره؟
سه دقیقه.
خیلی باحال بخونی پنج دقیقه.
اونا از لحظاتی بعد از اذان صبح شروع میکردن.
لحظات مونده نماز قضا شه تموم میشد نماز صبحشون.
انقدر که همراه با زجه و آه و زاری و یه رشه ای یه چیزکی یه زمانی اون سال حضرت زینب سلام الله علیها یادش بخیر که اینجا همین طبقه ای که الان خواهرها تشریف دارن چنانچه نظر شریفتون باشه هشت ماه پشت سر هم هر شب سحر مراسم داشتیم بدون استثناء.
سحرخوانی داشتیم.
بعد دیگه بچه ها چنان گر گرفته بودن نورانی شده بودن که هشت ماه هر شب اومده بودن هیچوقت یادم نمیره که اون شب روزهای پایانی دیگه نماز صبحها همه با اشک بود.
نمیدونم اینجا کسی یادش مونده باشه یا نه.
روزای آخر قشنگ یادمه که من نماز صبح رو که میخوندم همه گریه میکردن.
دیگه تکرار نشد برای این هیئت اون سال.
که یادمه یه سا-- یه روز نماز صبح رو که من شروع کردم همه گریه میکردیم تا بعد از نماز صبح که تموم شد دیدم گریهها قطع نمیشه.
یه آقا سیدی که حالا اسم نمیبرم معمولاً شب عاشورا اینا میاد هنوزم ندیدمش بیاد.
ایشون میگفت خدایا چیکار کنم؟
دلم گرفته میخوام گریه کنم.
گریه میکرد بعد همه هم داد میزدن.
اصلاً یه وضعی شده.
یه بلایی سر بچهها اومده بود.
میشه.
شدنیه اینا.
ما تمرینی نداریم.
برنامهای برای این چیزا نداریم.
آقا ولش کن این حرفا چیه؟
دلار و عشق الان چنده؟
بورس چجوریه؟
وضعیت سکه چیه؟
به روز باش آقا.
حالا بفرمایین ببینم موقع لقاء الله حضرت سکه میاد جواب شما رو بده؟
حضرت دلار میاد؟
برای ما شدن اینا حضرات.
حضرات خمس برای عرفا چیا بودن؟
غیب مطلق.
عالم لاهوت.
اون بالای بالا.
عالم نبی اکرم.
یه رتبه پایینترش حضرت بهش میگن حضرت غیب مضاف که عالم عقول و ملائکه است.
ما قراره اینا رو بریم ها.
از اونجا اومدیم اصلاً.
تو قص نزول اومدیم حالا قراره تو قص صعود بریم.
شما عقل داری یا نه آقا؟
عقل خدا به من و شما داده یا نه؟
خب همون رتبه عالم عقول ماست دیگه.
پس میشه رفت اونجا.
شما وقتی عقلتو به کار بندازی میبینی مرتبط شدی با عالم عقول.
چیز عجیبی نیست این حرفا رو میترسیم ما ازش.
تو ماست.
توی ماست.
در وجود همینا هست.
میشه پل بزنی به اونجا.
مثل اینکه عالم مثال رو که بیرون از ماست مثال منفصل که عالم برزخه الان ارواح اونجان در ما هم رتبهش هست مثال متصل که در عالم خواب میریم اینا.
چرا اینو قبول داریم در عالم خواب داریم میریم اونجا.
تمرینه اصلاً تمرین سفر موته.
تمرین لقاء الله به یک وجهی مقدمات لقاء الله هر شب و ما راحت ازش میگذریم بدون آداب.
چرا میگه خـ-- وضو بگی بخواب این ذکر رو بگو بخواب.
اگه از وسط در اثنای خواب یهو از وسط خواب پ-پریدی از خواب این کارا رو انجام بده.
نمیدونم این ذکر رو بگو سرتو بذار سجده این دعا رو بخون.
پیداست که ربطی هست تو این عالم با اون عالم.
این اصلاً هیچ چیزی گسیخته نیست از عالم بالا.
خب اون رتبه پایینتر عالم عقول میشد حضرت غیب مزاف که در ما هم هست.
بعد میای پایینتر میشه حضرت، حضرت شهادت مزاف، شهود مزاف که عالم مثال عالم برزخه.
بعد میای پایینتر میشه-- اون چی بود؟
اون عالم عقول یا غیب مزاف جبروت بود.
عالم امیرالمؤمنین بالاش لاهوت پایینش ملکوت عالم حضرت زهرا سلام الله علیها که برزخه.
هر کس بخواد ربط پیدا کنه با عالم بالا راهش حضرت صدیده طاهرهست.
هیچ راه دیگهای وجود نداره.
لذا فرمودم تمام مراتب بهشت با حضرت زهرا باید طی بشه.
بدون حضرت زهرا اصلاً امکانش نیست.
خب میشه شهادت مزاف عالم مثال پایینترش میشه چی؟
اون حضرت شهادت مزاف پایینتر میشه ناسوت همین جا.
همینجایی که الان حضرت عالی تشریف دارید.
به این میگن حضرت شهادت مطلقه.
همه چی شاه-- شهود محضه است مطلقه است.
داری میبینی همه چی رو میبینی مادهست دیگه.
باطن اینجا میشه عالم ملکوت.
هرچی بری بالاتر.
یه حضرت دیگه موند.
اینا چهار تا حضرات خمس گفتم دیگه.
اینا چهار تا حضرت بودند.
حضرت خمسه اون چهار-- پنجمین حضرت کی بود؟
یادتون باشه که معلومه یادتون نیست.
حضرت کاون جامع مظهر اسم جامع خدا که عددش صد و چهاردهه.
قرآن هم که صد و چهارده تا سوره داره و به وزان قرآنه.
اصلاً خود قرآنه.
همون خود قرآنه.
این، اون قرآن صامت این قرآن ناطقه خود قرآن اصلاً.
یعنی امام عصر.
یعنی انسان کامل که همه اون عوالم در وجودشاند.
ما باید این راه رو بریم.
دوست داری با تازیانه ببرنت؟
کم کاری کن.
نماز خودش یه تمرینه.
بیا همین امشب مگر ابا عبدالله امشب مهلت نگرفت برای نماز؟
فرمود من عاشق نماز و قرآن و سحر و اینهاм دعام در دل سحر.
ابالفضل جان برو وقت بگیر ازشون قرار بود امروز درگیریها شروع شه.
امشبو وقت بگیرید.
خب و پس میطلبه که امشب ما نمازی بخونیم، دعایی بخونیم، قرآنی بخونیم شب عاشورا.
که من صبح اینجا جاتون خالی خادمها که دیگه خسته و کوفته تا صبح گوش پاک کرده و همه کار کرده اینجا نماز صبح جاتون خالی یه روضه نمکی هم خوندیم.
اونجا بهشون گفت آقا مراقب باشید در لابلای حتی همین نوکری کردن و تو خیمهای برای امام حسین داری کار میکنی اما همین جا هم غافل نشیم یه وقت وسط نوکری و گوش پاک کردن و گوشت خورد کردن و نمیدونم چیکار کردن اینا وسطشو ذکر بگو با خدا حرف بزن.
پشت دری کردی نماز بخون بذار این اتصالات و ارتباطات برقرار باشه چون قراره بریم ما اینجا موندنی نیستیم که.
انقدر مهمه اینها.
بیایید قول بدیم با آقا رفقا منم با تو شما منم تو این موضوع با شما شریک و سهیم.
با اربابمون قول بدیم شب عاشورا از امشب نمازمون رو بپاییم درستش کنیم.
منم به شما قول میدم یه متن کتاب خوبه در خصوص نماز مثل آداب الصلاة مثل سر الصلاة شهید ثانی مثل اسرار الصلاة امیر جواد آقا حالا دلت بخواد ماشالله هست.
دست بگیریم یکی از درس و بحثمون رو سر همین قرار بدیم.
شرطی که شما قبول کنید و پاش باش-- وایسید پاش.
بعد ببینید آثارشو ببینید.
اصلاً ت-- از تمام تعلقات میکنه شما رو نماز.
چنان رعدی تو وجودت میذاره.
نماز یه چیز کاملیه رفقا.
بیخ-- ل-- ولذكر الله الاكبر بهش نگفتن که ذکر اکبر.
ببینین شما چند تا نکته من عرض کنم.
صحبتم پیرامون نماز نبوده ها.
عجیبه بعضیها هم شاید به من بخندن.
چی بگم؟
چه خاکی به سرم بریزم من؟
ببین این سفر رو پنج شب علامت گذاشتم یه حدیث در خصوص عرفان و عارف از مب-- مسباح الشریعه امام صادق که مرحوم آقا جواد آقا تو کتاب لقاء اللهش آورده اینو میخوام بخونم نمیشه بخونم والا خیر.
در خصوص نماز چند تا که بگم خیلی هم شب نمیخوام صحبت کنم چون شب عاشوراست و اومدیم گریه و عزاداری و همه منتظر روضه و اشک و آهیم.
برای همین روضهام هم زود شروع میکنم به برکت اونایی که زود میان بذار اونا اشکشونو بکنن.
یعنی این شبها کسی دیر بیاد وای به حالش.
مثلاً از شروع کنید-- ببینید از این از-- دستت که میاد بالا میخوای شروع کنی تکبیرة الله akram بعضی از نکات و اسرار رو براتون بگم یه ذره کمک حالتون باشه.
یعنی چی؟
مقام هیمانه.
هیمان حضرت زینب سلام الله علیها رو تله زینبیه که قرار گرفت دستش رو میبرد هی بالا اینطوری میکرد.
اینطوری میکرد.
یه لحظاتی به سر مبارک میذاشت لحظاتی اینطوری.
مثل تکبیرة الله akram این ه-- مقام هیمانه مقام ملائکه مهیمینه که محو حضرت حقاند.
یه مقام خاصیه، اون رعشه میندازه به بدن.
سعی کنیم نمازمونو با این مقام شروع کنیم، با این رتبه.
بعد ببینید هم الله اکبرو که میگی تنت میلرزه.
همون یه دونه الله اکبرو تو درستش کن.
بعد برو سلام آخرم درست کن این دو تا پرانتز میشه.
بینشم هی بیا، بیا جلو، بیا جلو.
این دو تا رو اول درست کن.
اول مقام حیوان.
حالا بعضیا هم گفتن دست میاری همه چیو میزنی عقب.
یعنی همه چی داره دیگه من فقط خدا.
یا بعضیا گفتن مقام تسلیم.
همه اینام درسته با هم قابل جمعن.
اون سلام آخر دیگه از مقام احدیت "قل هو الله احد" که همه حقایق اونجا توحید محض است میای به عالم واحدیت "وحده" تو تشهد سلام "وحده" واحدیت "لا شريك له" یعنی کثرت.
چون داری دیگه از نماز خارج میشی از اون توحید محضه دور میشی میخوای بیای به عالم کثرت، به دنیا.
لذا هی شیب میگیری میای بعد شروع میکنی سلام دادن به کثرات.
اول به پیغمبر بعد به همه اهل ایمان "السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين" که اون مقام بالای بالای عرشه تازه خودش.
هنوز پرت نشدی پایین.
دیگه اون سلام آخر دیگه میخوری زمین "السلام عليكم ورحمة الله" به همه چی میخوره.
به همه.
زمین و زمان و کن و مکانه.
همه میخوره به بهشت و جهنم و از ولی-- اولیاء خدا، انبیا و ولی زمانت بگیر همه میخوره.
تو این حالتو تو سلام آخرت بگیر از امام عصر رو متوجه توجه عرفانی داشته باش که سلام آخر داری با امام عصر میگی بعد دیگه میای تا اهل ایمان و عرض شود تمام عالم امکان.
ببین چه لرزهای میفته تو وجودت سلام آخر.
این دو تا رو درست کن.
بعد شما سر تا سر نماز میبینی یکپارچه سر تا سر نماز شما با تمام عالم هستی هم، همذكر شدی.
همنوا شدی.
یعنی چی؟
در قیام که ایستادی شما همنوا با ملائکهای.
ملائکه در قیاماند "سبحوا هم قدوس ربنا ورب الملائكة والروح".
اونا با خدای خودشون تو هم با خدای خودت.
اما رب العالمینه دیگه رب همه است.
تو با ملائکه در قیام همنوایی.
وقتی میری رکوع شبیه کیا میشی جسارتا؟
بهایم، چهارپایان، حیوانات.
تو در رکوع با حیوانات همنوا میشی.
تسبیح گویی "وسبح لله ما في السماوات وما في الأرض".
وقتی میری در سجده چی؟
دهانت نزدیک خاک میشه.
کیااند که دهانشون تو خاکه؟
کدوم دسته از [پچ،پچ] جان؟
احسنت.
نباتات، گیاهان.
چون درخت ببین برعکسه.
ما فکر میکردیم پیش از اینکه مثلا تو درس و بحث علامه بیفتیم فکر میکردیم که مثل خود ما پاشون تو زمینه مثلا دست و دهان و کلهشون بالاست.
در صورتی که برعکسه دهان درخ-درخت و گیاه تو زمینه برعکسه.
دست و پاش به سمت آسمونه.
که علامه میفرمود که تو انسانی.
تو خدا دست بهت داده مثل حیوان نباس کلتو بیاری دم بشقاب بخوری که.
تو شأنت اینقدر بالاست شأنت به خاطر این عقلته، این کلهته.
دست داده که غذا رو بیاری بالا.
تو شأنت بالاست.
باید بالا رو نگاه کن "وفی السماء ارزقهم".
تو دهانت تو کلهته بالا رو ببین "وفی السماء ارزقهم وما توعدون".
تو وقتی میری تو سجده چون دهانت به خاک میخوره دیگه همنوا با نباتاتی با اونها تسبیح میگی.
وقتی بلند شدی نشستی رو زمین رو خاک قشنگ قرار گرفتی مستقر شدی همنوا با جماداتی با خاک و سنگ و کلوخ و اینا.
ببین یه دوره رفتیم.
ولی خب اینا جز جزئش هر کدومش یه رتبهست، یه مقامه.
چرا شما در رکوع که هستی میگی "سبحان ربی العظیم" نمیگی اعظم و بحمد.
ولی وقتی میری تو سجده خودتو تو خاک میندازی نهایت خضوع توئه.
میگی "سبحان ربي الأعلى" نمیگی علی یا عالي "سبحان ربي العلي" خدا علی هست دیگه.
همونجا میگی اعلی.
همینطور که اعظم هست خدا اما میگی عظیم.
چرا؟
این فرق بین سجده و رکوعه دیگه.
هرچی شما خاضعتر، خدا رو در مقامات عالیه تر ملاقات میکنی.
بحث لقاء الله دیگه.
دقت بفرمایید خروجی بحث رو خودتون اجتهاد کنید تو ذهنتون عیب نداره.
هرچه خاضعتر وقت ملاقات خدا، خدا رو در مقام عالیتر و اعلیتر زیارت میکنی.
چون نهایت خضوع سجدهست.
اونجا دیگه میگی اعلی.
افعل.
چون خضوع داشتی.
هرچی خاضعتر، هرچی خاشعتر خدا هم میکشد بالا، میبردت بالا.
میگه هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.
در درگاه ما شکست دلی میخرند و بس.
بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.
قشنگی جلسات امام حسین همین شکسته شدنهاست.
اینکه از درون شکسته میشی خودتو میکوبی زمین.
عجز، حالت عجز و عنابه و آه و زاری و لطمه.
شعن خودتو میذاری کنار.
شما از اینجا بری بیرون هیچوقت از این کارا نکنی.
مسخره و اینا اصن تو بازار و تو کسب و تو کا محل اداره و تو فامیلات یه شعنی داری.
هیچوقت میای یه بزنی تو سر خودت داد بزنی فلان میگن آقا دیوونه شده فلان تو اینجا این کن.
شعنتو بذاری کنار یعنی خشوع یعنی خضوع.
بذار ببرنت بالا.
امام صادق صلوات الله علیه در خدا رحمت کنه مقول به قمی در کتاب شریف کامل الزياراتش اونجا بخونید این کتاب عالیست.
قدیمیترین منابعیه که دیگه او اولین جایی که زیارت عاشورا مصدر و منبع داره اونجاست.
بار بیش از هزار سال پیش.
سه جا امام صادق صلوات الله علیه از خدا رحمت واسعه رو برای اهل ایمان برای محبینش برای عاشقای امام حسین درخواست کرده.
میدونین کجاها؟
فرمود خدایا رحم امام صادق.
خدایا رحمت واسعت رو بر سر گریه کن، گریه کنای حسین ما جاری کن که این اشک وقتی رو گونهشون جاری میشه.
این خدودشون.
السلام علی الخط الطریب.
ببین بعد فر عرض کرد خدایا رحمت واسعت رو بر سر محبین ما جاری کن که وقتی مصیبت جد ما حسین رو میشنون بلند گریه میکنن، داد میزنن.
چه خبره؟
چرا ما باید بلند گریه کنیم؟
مقام خشوعیه.
مقام ذله.
تمام؟
نخیر.
فرمود خدایا رحمت واسعت رو نازل کن بر سر اون کسانی که وقتی مصیبت جد ما حسین رو میشنون به خودشون لطمه میزنن.
گریبان میدرن.
دیگه چه شبی بالاتر از امشب.
پس این مق رتبه لقاء الله رو یه چیزکی امشب مزه مزه در مقام صلاة کردیم که چه خبره در صلاة در نماز و یه چیزایی که عرض کردیم که ببینیم.
عرض کردیم که رتبه ملاقات با خداست.
رتبه زیارت خداست.
نماز.
نمازامونو درست کنیم ببینیم چه خبر میشه.
آدمی که رو به قبله سرش هم به خاک میگذاره هیچوقت حاضر نمیشه سرشو بکنه تو زندگی مردم.
تو نامه عمل مردم ذرهبین بذاره کسی آبروی کسی رو ببره، کسی رو مسخره کنه، کسی رو تخریب کنه، دروغ بگه.
اصن مح اهل این حرفا نیست.
اون یکپارچه هیمانه در حضرت حقه.
اصن توجه به این چیزا نداره.
کسی که دروغ میگه، کسی که غیبت میکنه، کسی که زیر پای دیگری رو خالی میکنه، کسی که بدی مؤمن رو میخواد.
وای، وای، وای، وای، وای، وای، وای بر اونایی که بدی این هیئتها رو میخوان.
اونا دیگه که اصن تعطیلن.
بدتر از اون آدمایی که خودشون میان از این سفره بهره میگیرن از همین سفره حضرت زهرا تو این هیئت بهره میگیرن بعد میرن علیه این هیئت مثلا حرف میزنن.
اینا که دیگه اصن وحشتناک.
من نمیدونم اینا با چه امیدی دارن نفس میکشن.
چی دنبال چین؟
هرچی نگاه میکنی این دیگه از سخیفترین کار، پستترین کارهاست.
آقا تو هیمان الهی بگیرد دیگه چیکار به خلائق داری؟
اصن چیکار داری کی چیکار است، کی چیه، کی چیه؟
هنوز حالا نمیخوایم درد و دل کنیم شب عاشورا ولی این همه به این قشنگی به این زیبایی این خیمه اداره شده.
چقدر بچهها بیخوابن الان خدماي ما.
اصن من صبح گریه میکردم اینجا روضه حضرت ام البنین خوندیم گریه کردیم.
بهشون گفتم قربون این چهرههای خستهتون برم.
به بچهها به خدما میگفتم شب تا صبح بیدار.
عشق امام حسین دیگه.
ولی کی این کارا رو میکنه؟
به این خوبی خیمه اداره میشه بعد یه آدم زبون نفهمه معذرت میخوام اگه آلودگی تو وجودش هنوز هست این کثافات و این قضاراتو نریخته بیرون برمیگرده دهنشو باز میکنه که آره تا فلانی نباشه این هیئت، هیئت نمیشه.
تا اونی که از این هیئت رفت نباشه این هیئت فلان نمیشه.
چه تو خواهرها چه تو آقایون.
این دهانها آلوده است.
به خدا چرا عشق امام حسین رو با نمیچشون؟
آقا بسه دیگه خجالت بکشیم ما.
محو حسین باشیم امشب.
همه امشب عبادت میکردن.
مثل کندو زنبور میگه روایت امام صادق میگه چجوری وز وز وز همینجوری زمزمهها از خیمه بلند بود.
یه نفر ولی چون دور خیمهها رو خندق کنده بودن که فردا صبح آتیش بزنن کسی در حدود حرم جسارت نکنه یه، یه باریکه راهی درست کردن که بشه بری داخل حدود حرم و برگردی.
آقا ابالفضل اونجا با یه نیزه وایساده بود نگهبان خ-حرم حسین بود.
تا صبح نگهبانی میداد.
حضرت ابالفضل دوست نداشت بره تو خیمه بشینه قرآن بخونه.
آقای خدماي این هیئت چه اونایی که بالا پای دیگن چه تو خواهرها چه آقایونی که این چند شب دارن نوکری میکنن گوش بدن.
آقا ابالفضل دوست نداشت قرآن بخونه، نماز شب بخونه، سجده طولانی شب آخر عمرشه بره.
اون نیزه گرفت نگهبانی داد.
مراقب بود احدی وارد به حریم حسین نشه.
این قشنگه.
این خوشگله.
نگهبان بود من بارها گفتم خدا به بنده لطف بکنه و انشاالله کرده باشه.
واقعاً خودم رو جز این اگه ببینم باختم.
خدا میدونه خودم رو سگ نگهبان خیمه یا زهرا میبینم و میدونم که اگه کسی تخطی کرد سریع یه پارس کنیم شرشو کم کنه.
کسایی که خیمه رو به هم میریزن، بی ادبی میکنن، حرفای زشت میزنن، میان معنی نداره طرف میاد تو هیئت میشینه انگار پارکه با بغل دستییش بگو بخند.
حاجی داره روضه خونده میشه، داره سخنرانی میشه مخصوصاً متأسفانه تو خانوما این چیزا زیاده.
شب تاسوعا شب عاشورا دیگه شب این حرفا نیست که شب گریه و آه و اینا شما باید چشماتون داره به من حرف میزنه میگه حاجی زود باش دیگه بسه دیگه بگو چه خبر بوده ما یه ذره داد بزنیم گریه کنیم عقدهمون رو خالی کنیم امشب نشه کی دیگه بشه؟
[نفس عمیق] وای لا آخ، آخ، آخ از اون روایتی که ده شب سر سفرهش بودیم یادتونه؟
میخواست از مدینه اباعبدالله بیاد بحث لقاء الله بود.
برید ببینید این روایت رو.
من کان باذلاً فینا محجته.
چقدر این روایت درون مايل و فهم از دهان پاک معصوم اومده بیرون.
امام حسین ریلگذاری کرده فقط اینا دنبال من بیان.
بقیه به سلامت.
کیا من کان فی نا آقا کلمه کلمه باید تجربهشو کرد.
کما این که اون ده شبی که یادش بخیر در زمین چمن بودیم ایام کرونا اینو ده شب دربارهش حرف زدیم.
هرکس فی نا نه فی سبیل نا در ما نیت کرده باذلاً باذل اسم فاعله یعنی بذل کننده باشه چی رو؟
محجته آخرین قطره خون تو دلش رو برا ما بده.
محجه یعنی این قبلاً ترجمه کردیم.
اینا میتونن با ما باشن همین نه خیر و موطنًا قصد قصد تبتن کنه یعنی مسافر نه قصد وطن کنه وقتی میاد پیش ما و موطنًا على لقاء الله اونم نفسه یعنی باطنش، باطنش رو انقدر پاک کرده که اومده قصد تبتن در وادی حسین بن علی کنه.
اومده که اومده باشه دیگه برنگرده.
سرشم اونجاست.
فقط حالا اینا رو هرکی داره حالا فَلیرحل معنا معنا همراه ما نه اینکه تو راه ما معنا معیت.
چشمت معیت با امام حسین داشته باشه.
گوشت، دلت، افکارت، خیالاتت، لسانت، زبانت همه دلت حسینی باشه معیت این میتونه با ما بیاد تا کربلا تا طی تمام تاریخ.
عاشورا یه حادثهای نیست که تموم شده باشه که.
همین الان در متن ز-نظام عالم در جا-جریان و سرایانه و همین الان فریاد هل من ناصرش بلنده.
واقعاً الان شب عاشوراست.
آقا داره یارگیری میکنه.
[نفس عمیق] فلی حالا راهل با مسافر فرقش یادتون هست دیگه.
فإن الراحل قريب المسافة ابو حمزه.
راهل راهش نزدیکه.
راهل یعنی کسی که میره دیگه برنگرده.
مسافر میره مسافره دیگه.
میره برگرده اما راهل نه.
میگه کسی میتونه با حسین بن علی بیاد تا گودی قتلگاه که اومده دیگه برنگرده.
آقا از تعلقاتم کندم امشب اومدم تو این خیمه و این هیئت یا هنوز من اومدم عشق خالی کنم برم دوباره دنبال کارام.
نه من به جایی نمیرسم آقا.
کسی که کنده اومده میتونه و اون میتونه بسوزه گریه کنه.
اون میتونه پشت سر امام حسین راه بیفته بره.
راوی میگه یه صحنه عجیبی دیدم دلم سوخت.
وقتی ابی عبدالله وداع کرد چون وداع آقا یه روایت میگه داخل خیمه صورت گرفت.
غیرت آقا اجازه نداد بیرون.
فرمود پردهی خیمه رو بندازید.
داخل وداع کرد.
شیون بلند شد.
بعد حضرت که اومد بیاد بیرون فرمود این پرده پایین باشه.
پرده رو بالا نزنین.
نبینن این بچهها رفتن منو.
راوی میگه چیزی دیدم دلم جیگرم سوخت.
این واقعنگارها خبرنگارهای اون موقه.
میگه دیدم تا حسین از خیمه اومد بیرون داشت میرفت سمت میدان سه چهار تا این دخترا راه افتادن.
دختر بچهها دنبال باباشون.
بیاختیار دنبال بابا.
من و شما امشب دنبال آقا راه نیفتیم؟
پس برای همین چی اومدیم دیگه.
[نفس عمیق] حالا برای اینکه چون من الان این ط-- این سری که دارم میرم جلو میفتم تو روضهها و دیگه بیرون اومدنمون مشکل میشه مثل، مثل دیشب و نمیتونیم با امام زمان حرف بزنیم.
آقا شب عاشوراست.
سه چهار شبم هست من با امام زمان حرف نزنم جمع شما اجازه بدید یه ذره با آقا حرف بزنم شعر بخونم شما با آقا حرف بزنید.