ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ نودویکم سلسلهٔ لقاءالله، شب ششم محرم ۱۴۰۳، بخش اول سخنرانی حجت‌الاسلام بیات است. استاد از آیهٔ پنج عنکبوت در ابتدای رسالهٔ لقاءالله آغاز می‌کند: هر که به ملاقات خدا امید دارد بداند اجل خدا قطعاً آمدنی است. عمر حتی اگر نهصدوپنجاه سال نبوت نوح باشد یک چشم به‌هم‌زدن است؛ علم به مرگ از آمار توحید هم بالاتر است اما باور کم است و عمل مخالف نظریه می‌ماند. فرق اولیا با ما همین باور است: امیرالمؤمنین اگر پرده بیفتد بر یقینش افزوده نمی‌شود؛ پیامبر خود را با قیامت چون دو انگشت چسبیده معرفی کرد و زیارت انسان کامل وزن‌کشی ولایت و به‌پاشدن قیامت زائر است. تجلی امام حسین پرتوی از خورشید اوست؛ روح مؤمن به روح خدا شدیدتر از شعاع به شمس متصل است. هیئت همان حرم است اگر تجلی رخ دهد. الگوهای عملی جلسه میرزا جواد ملکی تبریزی، زکریا بن آدم، شهید حججی و غروی اصفهانی (کمپانی)‌اند. فوز عظیم کربلا غنیمت نیست؛ تکه‌تکه شدن علی‌اکبر و قاسم است. قاسم مرگ را أحلى من العسل دانست.

فهرست مطالب

  • افتتاح جلسه؛ استغاثه و زیارت اباعبدالله
  • آیهٔ پنج عنکبوت؛ امید به لقاء و اجلِ آمدنی
  • ربط اجل با سمع و بصر؛ چشم و گوش باطنی
  • عمر چشم‌به‌هم‌زدن است؛ نوح و بروج مشیده
  • آیهٔ دیروز؛ رفع آسمان‌ها و یقین به لقاء رب
  • اعلام عالم به مرگ؛ علم هست، باور نیست
  • أنا والقیامة کهاتان؛ زیارت یعنی قیامت زائر
  • پیرمرد آذری در کربلا؛ تجلی سیدالشهدا
  • تجلی چیست؛ روح مؤمن و شعاع شمس
  • شب کریم اهل‌بیت؛ هیئت همان حرم است
  • ملکی تبریزی در شیخان؛ زکریا بن آدم
  • کتاب لقاءالله؛ حساب حلال و عقاب حرام
  • آداب سحر ملکی تبریزی؛ احیا پس از موت
  • فرّوا إلی الله؛ مهلت هجده‌ساله
  • واعظ موت؛ یا لیتنی کنت معکم
  • شب عاشورا؛ غنیمت‌طلبان و دین برای نان
  • اخلاص در هیئت؛ شهید حججی و ملا عباس چاوشی
  • آقای کمپانی؛ مرجع و چای و کف‌جفت
  • قاسم؛ أحلى من العسل

نکات کلیدی

  • آیهٔ عنکبوت/۵ محور جلسه است: رجای لقاءالله با اجلِ قطعی گره خورده؛ لامِ «لآت» تأکید است. اسم پایانی آیه با موضوع اجل نسبت دارد؛ گوش و چشم باطنی رشحهٔ سمیع و بصیرند و اگر باز باشند اعلام عالم به مرگ را می‌گیرند.
  • آیهٔ دیروز (رعد/۲) از رفع آسمان‌ها و استوای بر عرش به «لعلکم بلقاء ربکم توقنون» می‌رسد؛ آیهٔ امشب کوتاه است و مستقیم می‌گوید موت هست.
  • عمر چشم به‌هم‌زدن است. نوح با نبوت نهصدوپنجاه‌ساله هنگام موت گفت چه زود؛ غارک کوه را اگر می‌دانست نمی‌ساخت. ما با چهل‌پنجاه سال در بروج مشیده و پنت‌هاوس کاخ می‌سازیم و جای‌مان قعر همین خاک است.
  • همسایه و عمه و عمو که می‌روند اعلام خداست که نوبت تو هم می‌رسد. علم به موت حتی در میان منکران توحید صددرصد است؛ باور و عمل نیست. اولیا حکم حکیم را محکم می‌گیرند چون قرآن حکیم است.
  • «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً»: امیرالمؤمنین همین حالا قیامت را برپا کرده. پیامبر «أنا والقیامة کهاتین» گفت؛ اگر مخاطب اهل بود می‌فرمود أنا القیامة.
  • زیارت حضور زائر عند المزور است؛ در حرم امام رضا قیامت زائر قیام می‌کند و وزن‌کشی ولایت می‌شود. سعهٔ وجودی کم، انسان را چون فراش مبثوث گیج می‌گذارد؛ سعهٔ زیاد پیرمرد آذری را با یک نگاه به ضریح جان می‌دهد.
  • لحظهٔ شهادت شهدا لحظهٔ تجلی امام حسین برای آن‌هاست. اگر در کربلا و هیئت هیچی گیرت نیاید، تجلی رخ نداده. تجلی پرتو خورشید است؛ یکی خود خورشید را می‌بیند (انسان کامل) و یکی شعاع را.
  • روح مؤمن به روح خدا شدیدتر از شعاع شمس به خورشید متصل است؛ این تلألؤ و تجلی است. ایاب الخلق الیکم و اقتربت الساعة یعنی حرکت عالم به‌سمت حسین؛ اربعین شاهد است. در هیئت هم وزن‌کشی می‌شود.
  • آقای بهجت: به هیئت که می‌روی بگو می‌روم حرم. زیارت فرزند رسول هر هفته، نشد ماهی، نشد شش‌ماه، دیرش برای مریض و فقیر و راه دور سالی یک‌بار؛ بیشتر از آن قطع صله و از ما نیست.
  • اگر دست آقا بر سر دیگران است نه بر سر تو، بنشین حساب کن: بدی به پدر و مادر، آه دل، نماز بی‌مراقبت. درست کن و جلسهٔ بعد را ببین.
  • امام خمینی فرمود اگر یک مرد در شیخان قم دفن باشد میرزا جواد ملکی تبریزی است؛ با آن‌که زکریا بن آدم و روات امام رضا و هادی آنجایند. امام رضا به زکریا فرمود از قم خارج نشو؛ به تو از اهل قم بلا دفع می‌شود چنان‌که به کاظم از اهل بغداد.
  • سه شاکی قیامت: عالم غریب، قرآن مهجور، مسجد خلوت. عالم زمان حضور معصوم ولی‌فقیه بود؛ در غیبت فرقی نمی‌کند.
  • لقاءالله را ملکی و امام خمینی و حسن‌زاده نوشته‌اند؛ نخوانده‌ایم. فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب. نکیر و منکر غفلت لحظات را تشر می‌زنند.
  • آداب سحر ملکی: از رختخواب با «یخرج الحی من المیت» و دعای احیا گریه؛ کنار حوض آل‌عمران/۱۹۰؛ هنگام وضو انبیاء/۳۰؛ گاهی اشک وضو را از بیم مضاعف‌شدن آب متوقف می‌کرد. تصرف در ماده (مار به اذن الله) فرع این حال است.
  • نماز شب چندشبه را ول کردن، در حالی که فیلم و گعده خسته نمی‌کند، مرض دل است. فرّوا إلی الله؛ موت با تازیانه فراری می‌دهد. اینجا فرشته ناز اشک را می‌خرد، آنجا پس‌گردنی است.
  • امام صادق مهلت «بس نبود» را هجده سال دانست؛ عرفا گفته‌اند تا هجده کامل شد، شد، وگرنه تا چهل. نوجوان‌ها بلای ما به شما نرسد.
  • اجل ساعتی پس و پیش نمی‌شود. عالمی روی منبر روضه تمام شد. کتاب الموت بحار را گوش دهید؛ صد و پنجاه‌شصت جلسه و هنوز اوایل کتابیم. واعظی کفایت‌کننده‌تر از موت نیست؛ حزب‌اللهی دوآتشه هم از تکرار موت خسته می‌شود.
  • «یا لیتنی کنت معکم فأفوز فوزاً عظیماً» یعنی تکه‌تکه شدن علی‌اکبر و قاسم نه طلا و ماشین. دلبستگی به مال و پست و مدرک و نسب جان‌دادن برای حسین را نشدنی می‌کند.
  • حضرت سکینه شب عاشورا دید ده‌تا ده‌تا از خیمه می‌روند؛ گمان غنیمت و سوغات داشتند. دین را نان در پیله کردن و بنر مداحی برای چشم مردم همان انگیزه است.
  • شهید حججی در هیئت دو شرط داشت: سخت‌ترین کار نادیده‌مانده، و کاری که کسی نبیند. امام حسین به ملا عباس چاوشی سلام رساند به پیرمرد چای‌ریز و کف‌جفت‌کن، نه فقط به منبری و بانی.
  • غروی اصفهانی (کمپانی)، استاد بهجت، کنار شهید مصطفی خمینی نزد ایوان طلا دفن است. پنج‌شنبه در خانه روضه می‌گرفت؛ مرجع بود و چای و کف‌جفت را به کسی نمی‌داد. یارگیری از هیئت‌های دیگر خانه را پر و هیئت را خالی می‌کند؛ چهار ناآشنا را با حسین آشنا کن.
  • نود درصد احادیث آماده‌شده از کتاب ملکی گفته نشد؛ رزق جلسه چیز دیگری بود. قاسم مرگ را أحلى من العسل دانست؛ اگر برای ما چنین نیست باید برای مرگ فکر کرد و سینه را گشاده کرد.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاءالله، اجل، رجاء، سمیع و بصیر و رشحهٔ اسماء در سمع و بصر، گوش و چشم باطنی، علم و باور، اولیاءالله، کشف غطاء، أنا القیامة، حضور زائر عند المزور، وزن‌کشی ولایت، سعهٔ وجودی، فراش مبثوث، تجلی و تلألؤ و شعاع شمس، انسان کامل، ایاب الخلق، هیئت به‌مثابه حرم، صلهٔ زیارت، عالم غریب و قرآن مهجور و مسجد خلوت، ولی‌فقیه در حضور معصوم و در غیبت، تصرف در ماده، احیا پس از موت، فرار إلی الله، فوز عظیم، غنیمت‌طلبی، انانیّت، رزق منبر.

آثار و منابع: رسالهٔ لقاءالله میرزا جوادآقا ملکی تبریزی (آیهٔ عنکبوت/۵ در آغاز)؛ لقاءالله امام خمینی و آثار علامه حسن‌زاده آملی؛ قصص انبیا دربارهٔ نوح؛ خطبهٔ فدکیه حضرت زهرا؛ سخن پیامبر با مردی که می‌پرسید چرا وقت مرگ اعلام نشده؛ «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً» از امیرالمؤمنین؛ «أنا والقیامة کهاتین» از پیامبر؛ زیارت در حرم امام رضا؛ حکایت پیرمرد آذری و ضریح سیدالشهدا؛ حدیث امام صادق «إن روح المؤمن لأشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها» (کافی)؛ فقرهٔ «و ایاب الخلق الیکم» از زیارت جامعه؛ توصیهٔ آیت‌الله بهجت که هیئت را حرم بخوانند و روایت مواقیت زیارت حسین؛ سخن امام خمینی دربارهٔ ملکی در شیخان قم؛ نامهٔ زکریا بن آدم به امام رضا و «لا تفعل فإن أهل قم یدفع عنهم بک کما یدفع عن أهل بغداد بأبی الحسن الکاظم»؛ «فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب»؛ آداب سحر و وضو و زیارت ملکی و حکایت مار؛ تفسیر امام صادق از مهلت هجده‌ساله؛ کتاب الموت بحارالانوار مجلسی و شرح رساله در کانال جلسه؛ درگذشت عموی سید (آقای شیرازی) روی منبر؛ فقرهٔ زیارت عاشورا «یا لیتنی کنت معکم فأفوز فوزاً عظیماً»؛ نقل حضرت سکینه از شب عاشورا؛ سیرهٔ شهید محسن حججی در هیئت؛ مکاشفهٔ ملا عباس چاوشی و سلام امام حسین به پیرمرد چای‌ریز؛ آیت‌الله محمدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) استاد بهجت، روضهٔ پنج‌شنبه و دفن کنار شهید مصطفی خمینی نزد ایوان طلا؛ پرسش امام حسین از قاسم و پاسخ «أحلى من العسل».

آیات یادشده: فاتحه/۱، فاتحه/۵، عنکبوت/۵، عنکبوت/۱۴، نساء/۷۸، رعد/۲، یس/۱–۲، قارعه/۴، قمر/۱، آل‌عمران/۲۷، آل‌عمران/۱۹۰، انبیاء/۳۰، ذاریات/۵۰، فاطر/۳۷، اعراف/۳۴.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.