ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ نودم لقاءالله، سخنرانی شب پنجم محرم ۱۴۰۳، حجت‌الاسلام بیات است. محور آیهٔ دوم سورهٔ رعد است که حضرت استاد در رسالهٔ عربی لقاءالله آورده‌اند: الله آسمان‌ها را بی‌ستونِ دیدنی برافراشت، بر عرش استوا یافت، خورشید و ماه را مسخّر کرد، امر را تدبیر و آیات را تفصیل می‌دهد تا به لقاء رب یقین آورید. اسم جامع «الله» می‌آید چون منتهای رجوع همه به‌سوی اوست؛ هر کس ربّی را که در وجودش دولت گرفته مناجات می‌کند، اما حقیقت اسماء تحت سیطرهٔ الله جمع می‌شود. روایت حسین بن خالد از امام رضا ذیل «والسماء ذات الحبك» ستون‌های نادیدنی آسمان را با انگشتان درهم‌رفته و گنبد دست راست بر دست چپ نشان می‌دهد: عمد هست اما دیده نمی‌شود؛ هفت آسمان گنبدی روی هفت زمین، سپس کرسی و عرش. ملک به مثال ملکوت و ملکوت به مثال جبروت آفریده شده؛ نشئهٔ طبیعت سایهٔ برزخ است چنان‌که بدن سایهٔ روح است. آباء سبعه بر امهات اربعه اثر می‌گذارند و اولاد ثلاثه — جماد و نبات و حیوان — پدید می‌آید؛ انسان حیوان ناطق است با عقل و مافوق عقل. عرش بر آب یعنی بر علم؛ العلم سلطان. عرف احکام را می‌برد اما محرمات را نه. ولایت علی به شورا نرفت؛ جمهوری از سر ظرفیت مردم است و در ظهور حکم فقط از خداست. بیست‌وهفت حرف علم در سینهٔ امام است و تا کنون دو حرف آمده. منتظر باید طالب علم باشد نه طالب استخاره و چک. عشق به کرشمه است نه چشم‌وابرو؛ ادب عباس و فرزندان امام حسن، و حرمت مادر پیش‌شرط سود روضه است.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و سلام بر اباعبدالله
  • آیهٔ دوم سورهٔ رعد؛ غایت خلقت لقاء رب
  • چرا «الله»؟ اسم جامع و رجوع کثرات
  • روایت حسین بن خالد از امام رضا؛ والسماء ذات الحبك
  • بغير عمد ترونها؛ ستون هست اما دیده نمی‌شود
  • هفت آسمان گنبدی، کرسی و عرش
  • ملک به مثال ملکوت؛ سایه و اصل
  • بدن دنیوی و بدن مثالی؛ رسالهٔ انسان در عرفان
  • آباء سبعه، امهات اربعه و اولاد ثلاثه
  • اعتدال مزاج و لطافت روح؛ انگشت اشاره و سبابه
  • فلک هشتم کرسی و فلک نهم اطلس
  • عرش بر آب؛ علم سلطان است
  • عرف، محرمات و ظرفیت جامعه
  • ظهور، حکم خدا و بیست‌وهفت حرف علم
  • طالب علم کیست؛ نه چشم‌وابرو
  • ادب عباس و فرزندان امام حسن
  • حرمت مادر؛ پیش از مناجات

نکات کلیدی

  • غایت برافراشتن آسمان‌ها، استوای بر عرش، تسخیر شمس و قمر، تدبیر امر و تفصیل آیات، یقین به لقاء رب است؛ لقاءالله موضوعی عزیز است نه فرعی.
  • «الله» اسم جامع است چون «انا الیه راجعون» و «ان الی ربک المنتهی» منتهای رجوع را الله قرار داده؛ کثرات به‌سوی الله می‌روند و ربّ شخصی خود را مراقبت می‌کنند.
  • هر کجا وجود قدم نهاد، به قول علامه رفیعی اسامی اسماء همه موجودند؛ یک اسم در وجود تو دولت گرفته اما برگشتش به الله است. زیارت حقیقت اسم است نه اسمِ الاسمِ لفظی.
  • حسین بن خالد از امام رضا دربارهٔ «والسماء ذات الحبك» پرسید؛ امام فرمود آسمان به زمین بافته است و انگشتان را درهم کرد. برداشت راوی از «بغير عمد ترونها» نفی اصل ستون بود؛ امام فرمود سبحان‌الله: عمد هست ولی دیده نمی‌شود.
  • امام با دست چپ زمین و دست راست گنبد آسمان را نشان داد؛ سپس زمین دوم روی آسمان اول تا هفت آسمان. مافوق هفت آسمان عرش است و میان آن‌ها کرسی که «وسع كرسيه السموات والارض».
  • ملک به مثال ملکوت و ملکوت به مثال جبروت آفریده شده؛ هرچه در علوی هست در سفلی هم هست، اما این سایه است و آن اصل. بدن ظل روح است؛ جسم متروَّح، مرتبهٔ نازلهٔ روح، از روح جدا نمی‌شود.
  • بدن دنیوی نسبت به بدن مثالی/برزخی — که با اعمال شکل می‌گیرد، بر اساس رسالهٔ انسان در عرفان حضرت استاد — ضعیف‌تر، غلیظ‌تر و کم‌سرعت‌تر است.
  • آباء سبعه افلاک هفتگانه‌اند (قمر اول، شمس چهارم)؛ امهات اربعه عناصر چهارگانه‌اند چون تأثیرپذیرند؛ از ترکیب‌شان اولاد ثلاثه: جماد، نبات، حیوان. انسان حیوان ناطق است؛ نبات قوای باطنی ندارد، حیوان خیال و وهم دارد، انسان عقل و مافوق عقل — قلب و اسماء — دارد که اغلب تعطیل شده است.
  • هرچه مزاج معتدل‌تر، روح لطیف‌تر. نوک انگشت، به‌ویژه انگشت اشاره، معتدل‌ترین مزاج را دارد؛ از اسرار «عرف نفسه» است. علامه شعرانی به پرسش علامه حسن‌زاده: سبّابه از سب است چون غضب هم با همین انگشت بیرون می‌ریزد. حاشیهٔ معرفت نفس عین متن است.
  • کرسی فلک هشتم ثوابت است اما «كل في فلك يسبحون»؛ پر از نقاط کهکشانی بی‌انتها. عرش فلک نهم اطلس است چون هیویون هیچ نقطه ندیدند. این عرش نشئهٔ طبیعت است؛ عرش ملکوت هم هست.
  • «وكان عرشه على الماء»: آب طبیعت حیات حسّی است و آب ملکوت علم است؛ «وجعلنا من الماء كل شيء حي». عرش یعنی علم که نشانهٔ قدرت است. العلم سلطان؛ آنچه با خود می‌بری علم و عمل است نه مال بانک.
  • نظام آموزش فضیلت است نه علم الهی («العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء»)؛ اما راه رسیدن است و نباید رها شود. بسیاری احکام تابع عرف‌اند — موسیقی در عرفی حلال و در عرفی حرام — اما محرمات با غلبهٔ عرف حلال نمی‌شوند.
  • پیامبر ولایت علی را به شورا نگذاشت: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه»؛ این علی موضوعیت دارد. جمهوری از سر نبود ظرفیت مردم است. در ظهور انتخابات نیست؛ «ان الحكم الا لله». کوفه دانشگاه امام می‌شود؛ از بیست‌وهفت حرف علم تا ظهور فقط دو حرف آمده است.
  • منتظرِ حقیقی طالب علم و حکمت و عرفان است، مثل علامه حسن‌زاده با هجده ساعت کار علمی؛ نه طالب دست‌کشیدن بر سر و تعبیر خواب و استخاره و پاس شدن چک.
  • عشق به کرشمه‌هاست نه چشم‌وابرو. رهبر گفته در شعر قد و هیکل نگو. اباالفضل حکیم و فقیه و عارف بود و در سی‌سالگی جای مهر بر پیشانی داشت؛ سرش را در کوفه و شام با همان مهر شناختند. یک قدم از امام جلو نرفت. فرزندان امام حسن با ادب مطلق‌اند؛ نامهٔ پدر فدا شدن در کربلا بود اما بی‌اذن امام نرفتند. گره را مادر باز می‌کند.
  • از نظر استاد — نه به‌عنوان فتوای عام — شنیدن روضهٔ او اگر حرمت مادر نگه نداشته شود حرام و بی‌فایده است: جلو مادر راه نرو، داد نزن، اخم نکن، دستش را ببوس، آزار را ترک و خنکای جگر را بسیار کن؛ خود را ذلیل درگاه مادر کن تا خدا بالا بکشد.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاءالله، اسم جامع، دولت اسم، اسم الاسم، حقیقت اسم، عمد نادیدنی، حُبُک، آسمان‌های سبعه، کرسی، عرش، اطلس، فلک ثوابت، ملک و ملکوت و جبروت، نشئهٔ طبیعت، ظل و اصل، جسم متروَّح، بدن مثالی، آباء سبعه، امهات اربعه، اولاد ثلاثه، مزاج، اعتدال مزاج، سبّابه، العلم سلطان، علم و فضیلت، عرف، ولایت فقیه، بیست‌وهفت حرف علم، اعدل امزجه، نافذ البصیره.

آثار و منابع: رسالهٔ عربی لقاءالله حضرت استاد (آیهٔ رعد/۲)؛ تفسیر اهل بیت علیهم‌السلام ج۷ ص۲۱۰؛ تفسیر برهان؛ نورالثقلین؛ بحارالانوار؛ روایت حسین بن خالد از امام رضا علیه‌السلام؛ رسالهٔ انسان در عرفان حضرت استاد؛ هیئت و نجوم سنتی (آباء و امهات و اولاد)؛ علامه رفیعی قزوینی در اسامی اسماء؛ علامه شعرانی و علامه حسن‌زاده در سبّابه؛ حدیث غدیر؛ اشاره به سخن امام خمینی در ولایت فقیه و سخن رهبر دربارهٔ شعر چشم‌وابرو؛ روایات ظهور و حروف بیست‌وهفت‌گانهٔ علم.

آیات اشاره‌شده: فاتحه/۱، فاتحه/۲، فاتحه/۵، بقره/۱۵۶، بقره/۲۵۵، رعد/۲، هود/۷، یوسف/۴۰، انبیاء/۳۰، انبیاء/۳۳، عنکبوت/۶۴، نجم/۴۲، ذاریات/۷.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.