ددرس‌گفتارها

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله و علی الارواح التي حلت بفنائک.

علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله اخر العهد منی لزيارتکم.

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آياته.

سلام علیکم و رحمت الله.

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

ان‌شاءالله که صاحب الزمان عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند امشب [نفس عمیق] حالشون خوب باشه.

خدای منان غم از دل آقامون برداره و از saque همه ما رو دعا کنن.

صلواتی خد بفرماین.

الله- اللهم صلي على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

به فضل الهی آیه دیگری رو در زمینه لقاء الله توجه می‌کنیم بهش.

آیه صد و پنجاه و چهار سوره انعام.

ثم آتينا موسى الكتاب تماما علی الذي أحسن وتفصيلا لكل شيء.

فرمود سپس به موسی کتاب آسمانی دادیم تا بر اون‌ها که نیکوکار بودند علی الذي أحسنه تا به اونایی که نیکوکار بودند این نعمت رو به اون‌ها تمام کنیم.

وتفصيلا لكل شيء.

تفصیل از فصل میاد جدا جدا.

[نفس عمیق] که به جزئیات هم می‌پردازه.

کلی نیست.

وتفصيلا لكل شيء.

می‌فرماید این کتاب آسمانی رو دادیم تا به اون‌ها کامل کنیم.

آتينا موسى الكتاب تماما تمام کنیم، کامل کنیم.

چی رو؟

نعمت رو.

حالا این کتاب چیه خصوصیتش؟

توراته یا انجیل؟

بچه‌ها؟

ها؟

آفرین توراته.

چون مربوط به حضرت موسی است.

وتفصيلا لكل شيء.

می‌فرماید هر چیزی که مورد نیاز هست، [نفس عمیق] همه چیز در حقیقت توش هست.

هرچی مورد نیازه البته مردم اون روزگار.

تفصيلا لكل شيء.

دیگه چیه؟

چه خصوصیتی داره؟

وهدم هدایته.

ورحمة رحمته.

که چی بشه؟

چرا این کتاب رو ما دادیم به موسی و اون‌هایی که به بهترین وجه ممکن زندگی می‌کردند؟

همراه حضرت موسی بودند.

یاران آقا بودند.

چرا این کتابو تمام کردیم براشون که هر چیزی مورد نیازه درشه؟

چرا هدایت قرارش دادیم این کتاب رو؟

و چرا رحمت؟

دقت بفرمایید آخر آیه رو.

لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون.

عجب!

این همه خدا نعمت داد، کتاب داد، کتاب هدایت و رحمت که همه چی درش بود به اون آدم حسابیای اون موقع که این‌ها بلکه ایمان بیارن به لقای پروردگارشون.

آیه صد و پنجاه و چهار سوره انعام.

این نشون میده که اصلاً منتهی الیهه.

دقت بفرمایید خودتون هم می‌تونید تصمیم به نتیجه بگیرید.

منتهی الیهه اصلاً مقصد نهایی نزول کتاب لقاء الله.

چرا ما لقاء الله رو درک نکردیم هنوز؟

چون از کتاب خدا دوریم.

الان کتاب ما برای ما قرآنه.

اون موقع تورات بود.

بعد انجیل، زبور، صحف.

اینا هر کدوم از انبیا [نفس عمیق] کتابی داشتن.

حالا بعضی از روایات داریم که تا صد و چهارده تا کتاب برشمردن.

البته کتاب که میگن اکثراً یه ورق بوده.

یه ورق می‌گفتن کتاب بهش از سمت ناحیه خدا برای مردم اون زمان می‌اومده به ندرت می‌شده مثل مثلاً تورات و انجیل و صحف و زبور و این‌ها یه مقدار صحف ابراهیم و موسی یه مقدار مثلاً چند ورقی باشه.

نه هیچ کدومشون قرآن نشدن.

اون‌ها برای مردم زمان خودشون کامل بودن.

چرا؟

ثم آتينا موسى الكتاب تماما تمام بود، تمام بود و همه چی تمام بود برای اون‌ها.

وتفصيلا لكل شيء برای هر چیزی که نیاز داشتن این براشون فراهم بود جزء به جزء.

که چی بشه؟

که به لقاء پروردگارشون برسن.

حالا اینجا از تفسیر نور آقای قراختی [سرفه] چند تا نکته براتون بگم که اولا انجیل تکیه بر مواعظ داشته.

تورات نه ها انجیل.

تورات خیلی شبیه قرآن بوده.

انجیل تکیه بر مواعظ داشته.

زبور تکیه بر دعا داشته.

غالب زبور دعا بوده.

تورات از نظر قوانینی که درش بوده شبیه قرآن بوده.

اینکه می‌فرماید و تفصيلا لكل شيء برای همه چی توش بود خیلی شباهت به قرآن داره که ولا رطب.

مال قرآن این.

ولا رطب ولا يابس إلا في كتاب مبين هیچ ترا خشکی نیست مگر اینکه در کتاب مبین.

وكل شيء أحصيناه في كتاب مبين.

این امام مبین رو میشه خود قرآن فرض کرد.

قرآن کتب شده میشه قرآن ناطق گرفت که روایات این رو تصریح می‌کنند.

از کجا میگی که تورات شبیه قرآن بوده و در حقیقت خیلی کامل بوده نسبت به کتب دیگه؟

در خود قرآن می‌فرمود ومن قبله كتاب موسى اماما.

کتاب موسی که همون تورات بوده رو قرآن میگه این رو امام، اسمشو میذاره امام .

امام پیشواس، جلو دار و كل شيء أحصيناه في كتاب مبين.

أي چی؟

في أي في امام مبين.

تورات رو امام، قرآن معرفی می‌کنه.

پس پیداست که تورات خیلی با عظمت بوده.

از این آیه میشه این رو برداشت کرد که همونطور که اینجا داره میگه هدى ورحمة قرآن ما هم هدایت و رحمته.

پس خیلی شبیه به هم‌ند.

البته منظور اون تورات تحریف نشده‌ست‌ها، اشتباه نشه‌ها.

اون توراتی نیست که الان هست.

اون توراتی که الان هست تحریف شده‌ست و هیچ خبری از قیامت درش نیست.

خوبه شما بدونید.

اصلا هیچ حرفی از لقاء الله و قیامت درش نیست.

پیداست که چقدر این‌ها بدشون می‌اومده از اینکه یه قیامتی باشه، یه جهان پس از این جهانی باشه.

دوست داشتن هر کی هرچی زندگی کنه، هر تو-- عشقی رو می‌کشه دوست داره زندگی کنه.

بعدش هم هیچ خبری نباشه.

لذا اون آیاتی که پیرامون لقاء الله یا پیرامون قیامت و معاد رو ثابت می‌کنه همه رو از تو تورات حذف کردن، تحریف کردن تورات رو.

[نفس عمیق] دیگه اینکه می‌فرماید على الذی أحسن.

متن همین آیه است.

یعنی پیام‌های کتب این‌ها پ-- نکته‌هایی که آقای قراختی کشیده بیرون ازش من دارم به شما میگم.

از اینجا استنباط میشه که فقط آدمای نیکوکارن که پیام‌های آسمانی رو دریافت می‌کنند.

تعجب نکنیم که خیلی از مردم انسی با قرآن ندارن.

میگه چه خبره مگه چیه تو قرآن؟

چون این‌ها على الذی أحسن نیستن.

محسن نیستن، نیکوکار نیستن.

آلودگی باعث شده که این‌ها نفهمن حقایق رو.

در آیه دوم بار tweede فرمود تفصيلا لكل شيء.

یعنی اینکه هر چیزی که به درد تکامل بشر می‌خوره درش بوده.

در قرآن ما هم این هست.

هدى ورحمة نشون میده کتاب‌های آسمانی در مسیر هدایت و در مسیر رحمتن.

ان هذا القرآن يهدي، يهدي للتي هي أقوم اونم به مح-- کمترین [نفس عمیق] قُروه تو چنگ میندازی، تمسک می‌جویی که قرآنه.

اونم در مسیر هدایت.

این قسمتش که می‌فرمود لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون نشون میده که مقصد همه آدم‌ها که قرآن اومده، تورات اومده، انجیل اون تحریف نشده اومده تا اون‌ها رو به اونجا برسونه، لقاء الله.

الان داریم متوجه میشیم که چقدر این موضوع مهمه.

اصلا نقشه راهه.

عزیزان دلم لقاء الله نقشه راهه.

اگر درست باز بشه.

ما می‌خوایم بریم یه جایی تا نقشه نداشته باشیم، تا ندونیم کجا می‌خوایم بریم، کجا هست، چه سمتیه، شرقه، غربه، یه نشانه ای ازش نداشته باشیم، چگونه بریم بهش برسیم؟

در تفسیر اهل بیت علیهم الصلاة والسلام حتی می‌دونید این، این آیه تو کدوم سوره بود؟

انعام.

انعام احسنت.

آیه صد و پنجاه و چهار سوره انعام.

سوره انعام بچه‌ها یک سوره خاصیه یه مقدار باید توجه‌مون رو به این سوره بیشتر کنیم.

اون یکی آیه قبلیه هم که در رابطه با لقو الله بود اون هم سوره انعام بود.

درسته؟

سی و یک، سی و یک انعام.

اصلاً انعام یه سوره خاصیه.

امروز داشتم می‌خوندم تفسیر اهل بیت رو جلد چهار صفحه سیصد و چهارده یه چند تا روایت خوشگل تقدیم کنم کیف کنیم.

ببینیم ما چقدر از این سوره غافل بودیم.

[پچ، پچ] بله ت-سوره انعام پیغمبر عزیز عالم فرمودن که سوره انعام یکجا نازل شد.

سوره انعام دیدی چقدر طولانیه؟

یکجا نازل شده.

بعضی از آیات هست مثلا بعضی از سوره ها هست اوووه کلی طول کشید تا چند سال طول کشید تا بعضی از سور نازل شن.

مثلاً یه آیه اش یه بار نازل شده، یه آیه اش-- ولی سوره انعام عجب سوره ای بوده که یکجا نازل شده.

بعد هفتاد هزار ملک این سوره رو با خودشون آوردن.

هفتاد هزار ملک.

فرمود که [نفس عمیق] بدرقه اش کردن که به پیغمبر برسونه که [صدای محیط] اینجا دقت کنید هر هفتاد مخصوصاً دارم اینو می‌خونما.

یه دستور باشه برای ما.

هر هفتاد هزار ملک در حالی که این سوره رو میاوردن مشغول تسبیح و تحلیل و تکبیر بلند بودند.

بعد فرمود هر کس این سوره رو بخونه همون هفتاد هزار ملک، همونایی که این سوره رو آوردن تا روز قیامت برای اون شخص تسبیح می‌کنند.

[صدای محیط] نگفته هر روز بخونیا.

یه بار شده اینو بخون اما با معرفت بخون.

یه روایت دیگه تقدیم کنم.

همون منبع و همون سند تو و تو همون صفحه است که یک بخشی از روایت می‌فرماید: "هر کسی که این سوره رو بخونه هفتاد هزار فرشته [نفس عمیق] به تعداد همه آیات انعام یک روز و شب بر او درود می‌فرستند." چند تا آیه داره سوره انعام؟

صد و شصت و- صد و؟

شصت و پنج.

شصت و پنج.

با بسم الله صد و شصت و شش.

به عدد آیات هفتاده ضرب کن.

نمی‌دونم چقدر می‌شه.

هفتاد هزار رو ضرب در صد و شصت و شش کن.

چه عددی میاد؟

می‌فرماید اینا درود می‌فرستن به اون شخص، ملائکه.

صد و شصت و شش- یازده میلیون و ششصد و بیست هزار بار.

چه عجیب!

چه سوره ایه.

چه خبره اون تو؟

باید بریم ببینیم.

یادش بخیر قدیم‌ها خطع- ختم انعام زیاد بود.

الان خیلی کم شده.

مرسوم نیست الان متاسفانه.

حتی مادر خود ما ما رو بیرون می‌کرد از خونه سی شب ماه رمضان از سی تا عصر ماه رمضان ختم انعام داشت روحش شاد.

چقدر می‌اومدن خونه پر می‌شد ماشالله.

[نفس عمیق] تا الان که باید یه بهانه‌ای مثل امام حسین شب سوم باشه که چهار تا آدم جمع شن ما اینا رو بگیم فقط.

[صدای محیط] تو مرتبه یه روایت دیگه‌ای دیدم تو همون سند و همون صفحه.

امام صادق صلوات الله علیه فرمود: "هفتاد جای این سوره" شاید یه سرش اینه که هفتاد هزار ملک اومدن.

فرمود: "هفتاد جای این سوره اسم خدا اومده.

اگه مردم می‌دونستن در خوندن این سوره خدا چی قرار داده، هیچ‌وقت ترکش نمی‌کردن." امام صادق فرمود.

دوباره همون منبع اما صفحه سیصد و شونزده، اون صفحه سیصد و چهارده بود.

کیا می‌خوان انشاالله خیر زیاد، روزی زیاد نصیبشون بشه؟

بگید کی نمی‌خواد.

کیا می‌خوان انشاالله درد و مریضی و مرض و پریشانی و مالیخولیا و چه می‌دونم اینا همه از زندگیشون ریشه‌کن بشه یه وقت؟

اگرم گرفتار‌اند ریشه‌کن شه اگر انشاالله نیست اصلاً نیاد.

روایت تقدیم می‌کنم.

اینا حرف من نیستا.

[خنده] امام صادق صلوات الله علیه فرمود: "خانم‌ها بیکار نشینن." این کارا رو خانم‌ها خوب می‌تونن انجام بدن.

آقایون مشغله زیاد دارن.

[نفس عمیق] می‌تونن تو هیئت هم بشینن به جای گفت‌گو که ببخشین من بین صحبت اون‌ها دارم صحبت می‌کنم.

به جای گفت‌و‌گو اون‌ها هم این کارو بکنن.

چیکار کنن؟

حضرت صادق صلوات الله علیه این کشاف حقایق، عالم به ملک و ملکوت فرمودن: "با مشک و زعفران سوره انعام رو بنویسید و شش روز پشت اس- پشت سر همونو بنوشید." همون رو نه که دوباره بنویسید.

یه بار [نفس عمیق] مشک و آب و زعفران رو با هم قاطی می‌کنی.

حالا اگر مشک طبیعی گیرت نیومد، آب و زعفران با حالا نوک کبریت اون چوبش میشه بزنی تو اون آب زعفرانی که زرده، حالا روی دیسی یه چیزی بنویسی.

اعراب‌گذاری هم نمی‌خواد.

حالا دقت و اینا هم نمی‌خواد.

بنویسی کل سوره رو.

بعد روش که نوشتی یه آبی می‌ریزی اینطوری همش می‌زنیم آبو خالی می‌کنیم مثلاً توی یه لیوانی، یه ظرفی چیزی.

یه مقداری آبو بریز که به همه خونواده هم برسه دیگه.

تک‌خور نباشه.

شش روز پشت سر هم همین آب رو.

نه که دوباره هر روز بنویسی.

همینو بخور.

همین خوس- خصوصیتش همیناییه که الان گفتم.

چه خاصیت‌هایی داشت؟

رزق رو زیاد می‌کنه.

خیر، خیر رو زیاد می‌کنه.

خیر كثير کی بود؟

کوثر کی بود؟

حضرت زهرا سلام الله علیها.

وقتی خیر رو كثير می‌کنه یعنی چی؟

پیداست که آدم‌ها رو به حضرت زهرا صلوات الله علیها نزدیک می‌کنه.

بچه‌های یا زهرا کجان؟

و البته ریشهٔ مریضی و مریضی‌های سخت و مرض و درد و پریشانی و اینا رو ریشه‌کن می‌کنه.

حالا زیاده روایات اینطوری ما بخوایم بگیم، خب قصد ما این فقط نیست که.

[نفس عمیق] اصلاً خود آیه اول سوره انعام رو که دقت کنید ف-- با حمد شروع میشه.

الحمد لله الذي خلق السماوات والأرض وجعل الظلمات والنور.

به به.

جعل ظلمت‌ها و نور کرده خدا.

الحمد لله الذي-- الله الذي جعل.

جعل رو الله کرده.

یکی س-- خلق سماوات و ارض، یکی جعل ظلمات و نور.

عجب!

یعنی ظلمت هم خلق خداست؟

بله مثل موت.

موت هم خلقه.

یعنی یک شیء یک چیزیه.

خود موت.

گفت الذي خلق، خلق الموت و-- آیه قرآنه دیگه.

الذي خلق الموت والحياة ليبلوكم أیکم أحسن عملا.

پس موت هم خلقه، ظلمت هم خلقه.

یک چیزه، هست.

حالا تا ببینیم منظور از این ظلمات اینجا چیه؟

منظور از این نور چیه؟

ثم الذين كفروا بربهم یعدلون.

اونا عدل قرار دارن شرک ورزیدن برای خدای خودشون.

جاییکه تو وادیه چون افتادن تو ورطه ظلمت.

اینجا من روایات متعددی دیدم که منظور از این ظلمات جهنمه، اون نور بهشته.

یه وجه.

منظور از اون ظلمات اسلامه.

ببخشید منظور از اون ظلمات شرک و کفر و نفاقه.

منظور از اون نور اسلامه، یقینه، ایمانه.

[صدای محیط] احسنت می‌رسیم.

یه روایت دیدم منظور از اون ظلمات-- این وجوه متعددشه.

منظور از اون ظلمات شبه، منظور از نور نهار.

لیل و نهار.

و یک روایت دیدم کیف کردم در این کتاب، این کتاب خیلی شیرینه.

تأویل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة.

جان؟

بله بسیار کتاب شریف، عالی.

این کتاب انشاالله قطوره.

آیاتی رو از قرآن سوره سوره می‌کنه.

یعنی از اول سوره‌های قرآن شروع می‌کنه میره تا تا آیاتی که در هر سوره پیرامون عترت اهل-- پیغمبره.

یعنی امام زمان مثلا حضرت زهرا، امیرالمؤمنین.

اونا رو میاره بعد ذیلش روایت میاره.

خیلی شیرینه این روایت.

اینجا می‌فرماید منظور از اون ظلمات کسایی‌ان که اولیاء طاغوتن، نرفتند زیر بار ولایت اهل بیت و اون نور، نور ولایته.

نور امام زمانه.

نور امام حسینه.

دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد.

همه خواستن اون نور رو خاموش کنن اما نتونستن.

در این کتاب یه روایتی رو من علامت زدم خیلی، یه آیه‌ای رو.

باز جالبه که این آیه هم سوره انعامه.

اینو براتون بگم بحث نور شد.

آیه صد و بیست و دو.

"ومن کان ميتا فاحييناه".

کسی که میته بود، مرده بود.

پس ما زنده‌اش کردیم.

"وجعلنا" چگونه زنده‌اش کردیم؟

"وجعلنا له نورا".

ما براش یه نوری قرار دادیم.

"يمشي به في الناس" با اون نور در مردم راه میره.

با ه-- با اون نور حرکت می‌کنه.

قاطی مردمه اما با اون نور داره حرکت می‌کنه.

کسی هم شاید متوجه نشه.

اصلاً اینکه شیعه به زنبور عسل تعبیر شده، الشیعة نا یا الشیعة کالنحل شیعه مثل زنبور عسله، یه وجهش اینه.

فرمودن روایتشو بعدا توی وادی دیگه‌ای براتون تقدیم می‌کنم که فرمودن همونطور که در دل زنبور اگر مردم می‌دونستن چی پنهانه، همه زنبورها رو می‌خوردن.

این روایته.

که می‌دونستن چه چیزی داخله، شفا در زنبوره و هیچ زنبوری باقی نمی‌موند.

فرمودن که اگر مردم عالم بدون در وجود شیعه ما محب ما چی خدا قرار داده، همه شیعیان رو می‌کشن.

از حسدشون، از اینکه چشم ندارن ببینن.

حالا اون چیه به نظر شما؟

ولایت احسن.

اینجا می‌فرماید "نور يمشي به في الناس" قاطی مردم حرکت می‌کنن با اون نور.

که مثل "كم مثله في الظلمات ليس بخارج منها" باید مثل کسی که تو ظلمات قرار گرفته و اصلاً نمی‌خواد بیاد بیرون- کذالک زين للکافرین ما کانوا يعملون.

اون عم-اعمال کافرین براشون زینت داده شده.

اصلاً حاضر نیستن دست از کاراشون بکشن.

شما هرچی مسیت کنی کافر، مشرک، منافق رو فایده نداره چون اعمالشون براشون زینت داده شده.

حالا این نور چیه؟

روایت تقدیم می‌کنم.

حالا چون وقت داره می‌گذره می‌خوام به یه مقصودی برسیم من این روایت رو بخشیش رو می‌خونم.

حضرت فرمودن که حضرت ابا جعفر فرمودن که و این نوری يمشی به في الناس امام یؤتم به.

یعنی اون امامی منظور از این نوری که باهاش تو مردم حرکت می‌کنن امامی‌ست که بهش اقتدا کردی و می‌کنی.

يوم یندؤکل الناس بإمامه.

یعنی به نور ولایت امیرالمؤمنین.

یعنی به رو-نور ولایت امام عصر.

پدر مادرتو دعا می‌کنی یا نه؟

در غوص نزول بارها گفتیم انا لله ما آمدیم پاک پاک همه اومدیم.

فطرت الله التي فطر الناس عليها.

اولین جایی که فطرت من و شما در حقیقت اون خمیرمایه اولی من و شما که مخصوصا اسم نمی برم به جهت حضور بچه‌ترها.

اومدیم اولین جایی که رنگ گرفتیم در صلب و سینه‌های پدران و مادرانمون بودیم در رحم مادر اونجا رنگ گرفتیم.

[صدای بچه] اگر من و شما امام حسین رو دوست داریم به جهت پاکی ارقام و اسلاف اجداد و جدادتمونه.

کنتم في الاسلاف الشامخه والارحام المطهره.

پدر و مادرتونو این شب‌ها باید دعا کنید بچه‌ها که اگر نکنید خیلی بی‌معرفتید.

خب یه روایت دیگه هم فرمود و جعلنا له نورا يمشي به في الناس.

قال حضرت فرمودن که نور الولایه مطلقا نور ولایت است.

همون نوری‌ست که روایت داره قیامت مردم همه در صحنه تاریک محشر که قرار می‌گیرن همه جلوشون تاریکه.

چهره‌ها تاریکه.

هیچ نوری نیست که جلوشونو ببینن.

راه رو هم بلد نیستن.

تنها و تنها محبین و شیعیان امیرالمؤمنین و عترت پیغمبرند که از پیشانیشون نوری تلالو می‌کنه که می‌تونن راه رو پیدا کنن.

این همون نوره.

این نور ولایته که عنوان و صحیفه المؤمن حب علی ابن ابی طالب.

عنوان صحیفه، عنوان یعنی این اول، اول یعنی عنوان دیگه اصلاً اسم اون صفحه اول صحیفه المؤمن این صحیفه رو می‌تونی بگی-بگیری، پرونده اعمال می‌تونی بگیری خود وجود مؤمن.

صحیفه المؤمن کتاب وجودی خودت.

عنوانش حب علی ابن ابی طالبه.

تو پیشانی من و شما هست.

اینکه امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام فرمود من هرکی رو ببینم از پیشانیش تشخیص میدم چی کاره‌ست.

با ماست یا علیه ماست.

از پیشانی، این همون نور رو می‌بینن حضرت.

نور نمایانه.

همون نوری‌ست که من و شما رو اینجا کشونده.

چقدر تو هر روز تو نماز میگی بچه‌ها اینایی که سنشون کمتره شما مقصودتون در نماز چیه؟

میگید اهدنا صراط المستقیم.

روزی پنج بار در نماز، هر بار دو بار [مکث]، یعنی ده بار واجبه بگی خدایا ما رو هدایت کن به صراط مستقیم.

این صراط مستقیم فرمودن صراط علی راه علی‌ست.

ولایت امیرالمؤمنین [مکث].

اصلاً اون وجه تخالف، تمایز، چی بگم؟

وجه حتی عداوت، دو-جدایی و دشمنی بین ما و دشمنان امام حسین همینه.

همین نور ولایت امیرالمؤمنین.

الان می‌فهمیم که چرا در کربلا وقتی ابو عبدالله گفت چرا منو می‌خواید بکشید؟

مگه شما نمی‌دونید من کیم؟

مگر نمی‌دونید من پسر فاطمه زهرا، فرزند علی ابن ابی طالب، وصی بلافصل پیغمبرم.

چی گفتن؟

گفتن ما تو رو می‌کشیم لبغض احسن ابیک.

اصلاً اینه.

دعوا سر اینه.

دعوا تو عالم سر امیرالمؤمنینه.

حالا یا دعوای عشقه یا دعوای خدای نکرده بغضه، دشمنی و عداوته.

چقدر من و شما باید شاکر باشیم.

چقدر باید بیفتیم به پای دست و پای پدر و مادرمون، ببوسیمشون، غرق در بوسه بکنیم وجودشونو که بی‌منت و بی‌تکلف و بی‌خرج، چه خرجی من و شما کردیم؟

اینو در وجود ما در نهان‌خانه وجود ما قرار دادن.

بی‌شعب، بی‌معرفتیه اگر پدر و مادرمون رو دعا نکنیم.

خب حالا اینا رو برای چی قرار دادن؟

مثلا سر-سرفصل بحث ما این شب‌ها چیه که هی با آیات لقاء الله داریم بازی؟

برای اینکه قراره به ملاقات حق برسیم.

در اون آیه فمن کان یرجو لقاء ربه لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا گفت این عمل صالح چی بود که کمک میکنه تو به لقای پروردگارت برسی؟

همین جا قبل از موت که بشه موتو قبلا تموتو.

معرفت اهل بیت بود.

معرفت امام حسین بود که داره تو این هیئتها شکل میگیره.

یعنی این هیئتها کمک کننده من و شما برای رسیدن به لقاء الله‌ایه.

عجب!

چه جالب!

چه ترجمان قشنگی.

چه پرده‌برداری جالبی از باطن و ملکوت این هیئتها.

هی می‌گفتیم هیئتها ملکوت داره.

الان داری می‌فهمی یعنی چی ملکوت داره.

چرا همه عالم به هم ریخته‌ی حسینه؟

رفقا یه ذره این حرفا احساسیه.

به، با به گریه هم بیفتید عیبی نداره.

ولی خب از سیر بحث خارج نشین.

اگرچه بحث تموم شد و حرف من هم تموم شد منبر.

خب مقدمه روضه بشینم.

دیگه امشب روضه نباید بخوایم من و شما.

شب خ-- دیگه شب ویژه ایه.

شب سومه دیگه.

شب سه ساله امام حسینه.

حالا نمی‌دونم اونی که دختر بچه دارن کجا نشستن.

تمام عالم چرا به هم ریخته امام حسینه؟

همه درب و داغون و والا و حیران این آقا.

بچه ها چندین سال، چند صد ساله، هزار و چند ساله عالم داره گریه میکنه برای امام حسین باز آروم نمیشه.

چرا؟

چه خبره مگه؟

اصلا فهم من، چشیدن من از این آقا میشه وزن بدو-وجودی من.

چه اخذی، چه تلقی از سید الشهدا کردیم، اون میشه [نفس عمیق] وزن و سعه وجودی من.

اون میشه مرتبه ملاقات من با خدا.

چون ما که خدا رو که نمی‌تونیم ببینیم.

خدا که جسم نیست ببینیمش.

امام معصوم رو باید ببینی تا خدا رو ببینی.

لذا پیغمبر چی فرمود؟

من ارانی هر کس که مرا دید، چی فرمود؟

فقط رأى الله، الله اکبر.

هرکی منو دید الله رو دیده.

یعنی ملاقات پیغمبر ملاقات خدا.

چقدر قشنگ بود زمانای قدی-- زمانای جنگ.

بچه ها عاشق بودن برای دیدن امام زمان.

دغدغه‌شون دیدن امام زمان بود.

نه مثل الان ساعت کوک می‌کنند، برنامه ریزی می‌کنند که مثلا لب مثلا جام جهانی و فوتبال فلانی با فلانی حتما باشن نود دقیقه رو بشینن یا مثلا فلان سریال رو دنبال کنن.

اگر مثلا تو راه بودن تو ت-- تو راه مثلا چه می‌دونم سفر بودن تلویزیون رو بیارن.

دغدغه‌شون دیدن امام زمانشون بود.

اصلا می‌اومدن تو این هیئتها، تو این جلسات که امام زمانشونو ببینن.

پی قرار بودن برای اینکه آقا رو ندیدن و نمی‌بینن.

سه شبه داره از این جلسه می‌گذره.

چندتامون آقامونو، حضور آقامونو حس کردیم؟

طوری ناله زدیم، طوری عزاداری کردیم که آقا خوشش اومد از ما.

چندتامون؟

[نفس عمیق] این یعنی چی؟

عزیزٌ علی ان ارى الخلق ولا تراك.

این مقام چیه به نظر شما؟

مقام بیقراریه.

سختم شده.

همه رو دارم می‌بینم تو رو نمی‌بینم.

در گوشتون میگم یک بار شد فلانی به عشق دیدن امام زمانت بیای هیئت.

[پچ، پچ] اصلا بیقرار بشی از اول تا آخر هیئت به چشم بندازی آقا رو ببینیش.

بخیر یکی از رفیقای امام زمانی ما که اولین سفر کربلاش قسمتی بر غذا ما با هم رفتیم.

بچه های قدیم این هیئت بود.

با هم رفتیم کربلا.

شب جمعه خیلی بیقرار بود.

هیچ‌وقت یادم نمیره جلوی ایوان طلا من کمیل می‌خوندم.

این همش چشاش چهار تا بود.

این ور صحن رو می‌دید، اون ور صحن رو می‌دید، سر می‌کشید داخل، تو ضریح رو می‌دید.

هی می‌گفت آقا کجایی؟

به ما گفتن شما شب جمعه اینجایی.

داد می‌زد، گریه می‌کرد.

چقدر قشنگه آدم بیقرار بشه برای اونا.

[پچ، پچ] این بیقراری باید از کربلا شروع بشه.

تو اون قسمت حالا یه وقت دیگه کامل‌تر میگیم.

اون تو اون قسمت زیارت ناحیه کبیره که امام عصر خطاب به جدشون می‌فرماید که یا جدا زمانه به تأخیر انداخت منو.

نبودم کربلا تو رو یاری بدم.

خب.

چون نبودم، دقت کنید، چون نبودم ما هم به تأخیر افتادیم آقا.

ما هم نبودیم کربلا.

آقا داره به من و شما یاد میده.

چون نبودم در کربلا.

چرا من مثل حر نرفتم؟

چرا مثل زهیر نرفتم؟

چرا من مثل بریر نرفتم؟

ما جا موندیم رفقا.

بترسید از اینکه دوباره جا بمونیم.

چرا میگه وقتی سلام دادی، اش ریختی حتما این شعار رو بگو.

بگو یا لیتنی کنت معک یا کنت معکم فافوز فوزا عظیم.

ای کاش من با شما بودم و اون فوز عظیم رو می‌برد.

امام عصر در ناحیه میگه چون من زمانه مرا به تأخیر انداخت، حالا حکمت الهی هرچی بود- حالا برای امام عصر حکمت متعالیه‌ست، حکمت مطلقه است.

باید اینجا-- امام، امام این عصره.

من چی؟

من نمیشد زمان امام حسین باشم جون فداش کنم؟

نشد، جا موندم من.

فقط یه لطف خدا به ما کرد.

اون لحظه‌ای که حضرت در گودی قتلگاه فریاد زد "هل من ناصر ینصرنی" خدا لطف کرد من و شما در عالم ذررر فریاد یاری‌طلبی امام حسین رو شنیدیم، لبیک گفتیم که حالا اینجاییم.

و الا نبودیم.

ولی جا موندیم.

حضرت فرمود تو ناحیه "یا جدّا زمانه ما رو به تأخیر انداخت.

نبودم جونم رو برات بدم لذا صبح و شب گریه می‌کنم اگر اشکم خشک شد خون گریه می‌کنم." تا حالا می‌دونستید به خاطر این داره حضرت میگه چون جا موندم خون گریه می‌کنم.

اینو داشته باشید.

بعد می‌فرما انقدر خون گریه می‌کنم تا جون بدم، تا بمیرم.

بعضیا یه ذره بیقرار امام حسین میشن همه چپ چپ نگاشون می‌کنن.

تعجب می‌کنه که چرا مات و مبهوت در و دیوار نگاه می‌کنه آدم.

امام عصر ما و شما میگه انقدر بی‌قراری می‌کنم از اینکه جا موندم از کربلا تا بمیرم برات.

حسین جان، امام عصر داره میگه، ما و شما نگیم؟

و چه شبی و چه شب خوب و قشنگی ما باید به امام حسین بگیم آقا [خنده] ما جا موندیم.

انقدر بی‌قراری می‌کنیم تا برات بمیریم.

چرا؟

چون شب بی‌قرارترینشونه.

رقیه سلام الله.

هیچ کدومشون اندازه حضرت رقیه بی‌قرار نشد.

[صدای محیط]