ددرس‌گفتارها

الله العلی العظیم.

اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعین.

عزیز دلم تشریف بیارن این بالا.

سلامتشون صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[صدای جمع] سلام علیکم.

سلام علیکم.

خوش آمدید.

بفرمایید.

الحمد لله علی کل نعمه وأسأل الله من فضله المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا مظلوم یا أبا عبدالله.

السلام علیک و علی الأرواح التي حلت بفنائک.

علیک مني سلام الله أبدا ما بقیت وبقي الليل والنهار.

ولا جعله الله آخر العهد مني لزيارتکم.

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

السلام علیک یا داعی الله و رباني آياتہ.

سلام عليكم ورحمة الله.

ان شاء الله در این شب هفتم که دیگه اوج شروع اوج مصیبت‌ها و بسته شدن آب و مصیبات بزرگی و شب باب الحوائج، حجت کبرای اباعبدالله در قیامت حضرت علی علیه السلام اصغر ان شاء الله معجور باشید مضاعف و امام عصر دعاتون کنه.

نصار حضرتش هر کجا هستند صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[صدای جمع] خب به فضل الهی ادامه بحث رو داشته باشیم.

البته عزیزان توجه داشته باشن به شکل بحث شاکله بحث که موضوع بحث موضوع مهمیه.

ما نمی‌تونیم سلام عليكم.

مطالب عرشی رو با الفاظ خاکی و فرشی بیان کنیم.

اصلا امکانش نیست.

دیگه هر کسی به قدر سعه وجودیش اخذ می‌کنه، طلب می‌کنه و می‌گیره از این حقایقی که ارائه می‌شه.

قبول دارم که سطح بحث حتی در حد خود بنده نیست که ان شاء الله شماها درک می‌کنید و ما رو دعا می‌کنید.

ولی خب بنده چون چندین سال سر آثار سر سفره آثار علامه و نفس ایشون سوختم و آتش گرفتم، دوست دارم شما هم این حقایق بسوزونه، آتش بزنه شما رو هم که اصلا حقیقت قرب یعنی سوختن.

لذا اون‌ها رو بیان می‌کنیم.

البته سعیمون این از این هست که یک آشی باشه اصطلاحا.

حالا یکی گوشتشو دوست داره می‌خوره، یکی لوبیاشو دوست داره می‌خوره، یکی پیازشو دوست داره، یکی هم آبشو دوست داره.

به نظرم اینطوری نیست که ما موضوعات به گونه‌ای بیان داره می‌شه که [سرفه] هیچکس چیزی متوجه نشه.

این جسارته به فهم و شعور و عقول خودمونه.

نه حتی بچه‌ترام اگر اینایی که حتی به سن تکلیف هم نرسیدن، اگر خوب توجه کنن یه چیزهایی متوجه می‌شن.

اینطوری نیست که.

و البته ریش‌ها و محاسنمون و موهامون داره سفید می‌شه و [سرفه] نمی‌دونم دیگه کی این حقایق رو ما باید بشنویم و بچشیم به که به همون مقدار که ما به این حقایق دسترسی پیدا نکردیم، متاسفانه برزخمون معطلیم که عرض کردم اون روایت رو.

حالا [سرفه] نکته‌ای بود که عرض کردم مقدمه.

دیروز ما روایت امیرالمؤمنین حضرت وصی علیه الصلاة والسلام رو از [صدای جمع] صلي الله عليه و سلم بله حسینیه علی ابن ابی طالب [سرفه] عرض کردیم که نفوس اربعه و چهار دسته نفس رو که جزو سوالاتتون هم بود دیدم که خب خیلی خوبه انسان یه دستگاهی رو بخره همراه مثلا تلفن همراه و هیچ اطلاعی ازش نداره.

نمی‌دونه چه برنامه‌هایی درش تعبیه شده.

چگونه می‌خواد از این دستگاه استفاده کنه؟

شما این دستگاه موبایل رو اصلا بهترین موبایلی که هست و هرچی هست بده دست یه بچه خردسال به عنوان گوشت‌کوب ازش استفاده می‌کنه و می‌زنه لهش می‌کنه، داغونش می‌کنه، می‌شکندش.

ما هم الان همینیم وجودمون رو وقتی نمی‌شناسیم، چه دستگاهی خدا درش قرار داده، چه برنامه‌هایی خدای منّان تعبیه کرده، انشا God در وجود ما وقتی نداریم می‌تونیم خودمون رو له بکنیم، می‌زنیم، می‌شکنیم، داغون می‌کنیم.

خودمون رو شکستیم، داغون کردیم.

باید اسم یا جابر العظم الكسير ای جبران کننده شکسته استخوان‌ها در مورد ما پیاده بشه و الا بیچاره‌ایم.

لذا خدمت دوستان عرض می‌کنم چقدر خوبه که خب آدم بدونه این‌ها رو.

الان امیرالمؤمنین شمرد که خدای منّان چهار تا نفس در ما قرار داده.

بعد قوای این‌ها رو فرمودند، خاصیت‌هاشون رو گفتند.

به همین خاطر حالا منم دیروز که وقتی این رو گفتم که سی جلسه این روایت می‌خواد دیدم بعضیا چشاشون گرد شد، به مقدار تعجب کردن.

شاید بعضیا گمان کنن ما اغراق داریم می‌کنیم و البته در سیر بحث اجازه می‌خوام آخرین موضوع رو بگم اصلا.

در همین روایت وقتی که حضرت قوای نفس کلیه الهیه رو می‌شماره که ما قراره این نفس با، با این نفس ارتقا پیدا کنیم و ملاقات کنیم خدا رو، اون رتبه لقاءالله با این نفس صورت می‌گیره.

که خود حضرت هم اینجا فرمودن "و هذه التي مبادئها من الله".

مبدأ این نفس کلیه الهیه از خداست "من الله و الیه تعود".

کمل، تو به سمت خدا "تعود" بر می‌گردی با این نفس.

لذا باید خیلی این نفس رو تقویت کنیم.

یکی از قواشون آخرین قوا چی بود؟

فرمود صبر در بلا.

این یکی از قواییه که یعنی شما می‌خواین نفس کلیه الهیه، نفس کل-- البته صاحب کلیه نفس کلیه الهیه میشه انسان کامل.

ما یه رشحه ای از اون رو داریم که هر مقدار بهش برسیم، ظهورش بدیم با اعمال صالح که عرض کردیم از پوسته دین هم شروع میشه، با شریعت شروع میشه میره به حکمت و عرفان می‌رسه.

هر مقدار درست عمل کنیم در ما این خورشید این نفس تلألؤش بیشتر میشه و ما اصطلاحا می‌گیم نورانی‌تر می‌شیم.

دیدی انسانی که هرچی به خدا مقرب‌تره چهره‌اش الهی‌تره، نورانی‌تره.

نمی‌دونم کدومتون مثلا رهبر عزیز رو از نزدیک دیدید.

اصلا اونی نیست که توی قاب تلویزیون می‌بینی.

اصلا نگاه می‌کنی تمام وجودت رو تحت الشعاع قرار میده.

من نمی‌دونم چقدر آدم باید خبیث واسه باشه، چقدر گرد و غبار دنیا رو وجودش رو گرفته باشه و غزرات و آلودی‌ها قبضش کرده باشه که در کنار این آقا باشه.

سالیان سال با این شخص بهشتی، ملکوتی، الهی حشر و نشر داشته باشه، از نزدیکیشون رو ببینه باز نفهمه.

باز عظمت وجود ایشون رو درک نکنه.

امام زمان رو دیدن و درک نکردن [خنده].

بله، واقعا اینم حرف درستیه.

امام زمان و اهل بیت و امیرالمؤمنین رو.

والا اینم حرف درستیه.

ولی خب حیفه واقعا کسایی که در با این همه انفجاری که در انقلاب ما صورت گرفت، انفجار، انقلاب، انفجار نور بود دیگه.

واقعا حقایقی که تو این چهل و پنج ساله انتقال پیدا کرده به زرص قاطع میشه گفت در زمان اهل بیت هم جز در موارد استثنا یعنی مثل اصحاب سرشون مثل کمیل، مثل هشام این‌ها انتقال پیدا کرد.

مثل جابر جعفی، یزید جعفی این‌ها و الا اون مردم نرسیدن.

یا حضرت فرمود من داشتم به پسر عزیزم علی آقا، دیشب بود فکر می‌کنم داشتم از مراتب آسمان‌ها و این‌ها سخن می‌گفتم، صحبت می‌کردم که مثلا آسمان‌ها مراتبش به چه گونه‌ست.

بعد خیلی جالب بود براش گفتم که علی جان لعنت کنیم اون‌هایی رو که دست ما رو از عصمت کوتاه کردن، بنی امیه رو که بنی، بن العباس و این‌ها رو به طمع ریاست که امیرالمؤمنین حضرت بصی رو منبر که قرار گرفت فرمود از من و علی از راه‌های آسمان بپرسید.

بعد اون نانجیب گفت مثلا چند تا مو تو صورت منه.

این چیزی بود که یعنی در زمانه امیرالمؤمنین-- ایشون می‌فرمود امام زمان رو دیدن و اینطوری.

بله ولی خب نفهمی، جهل، این‌ها اون موقع یه شکل بود، الان یه شکل دیگشه.

الان خیلی، خیلی الان به نظر من سخت‌تره که چون انفجار صورت گرفته، عرض کردیم هرچی میریم جلوتر غول قوت و قدرتشون بیشتر داره میشه و آیات الهی ظهور و بروزشون بیشتر میشه.

درسته ملئت ظلم و جوراء.

درسته ظلم و فساد هم بیداد داره می‌کنه.

فضای مجازی قتلگاه بچه‌های ما شده به قول رهبر عزیز.

اما از اون طرف هم انفجار معارف رخ داده.

یعنی شما الان، بچه‌های الان چرا اصلا قابل قیاس با قبلیا نیستن.

گاهی اوقات بچه‌های من سؤالاتی رو از من می‌پرسن که باور کنید اون فضلایی تو حوزه علمیه قم به ذهنشون نمی‌رسه.

اینا نشونه "الله ولی الذین آمنوا".

ولایت با "الله یخرجهم من الظلمات الی النور".

این اخراج "یخرجهم" فعل مضارع دلالت بر استمرار.

آنفآن خود داره اخراج می‌کنه از ظلمت‌ها به سوی نور.

آنفآن داره نور تجلی پیدا می‌کنه.

اگه شما می‌گید آقا فساد بیداد کرده چرا از این ور نمی‌بینی که نور هم بیداد داره می‌کنه.

نور هم داره بیداد می‌کنه.

چرا این‌ها رو ما نمی‌بینیم؟

حالا اینجا بحث صبر در بلا رو "وصبر فی البلا" که مولا فرمودن که بعد زدنش به عقل.

من یه چیزکی پیرامون اون همین موضوع بگم یه مقدار ملموس‌ترش بکنم که چون قراره یکی از قوای نفس الهیه که باید پرورش پیدا کنه تا به ملاقات حضرت حق بره اصلا همینه.

همین عبارت صبر در بلاست.

اینو من یه ذره بازش کنم و ربطش با لقاءالله رو با آیات و روایت خدمتتون تقدیم کنم.

که البته نمی‌خواستم این بحث رو الان داشته باشم.

سؤال یکی دو تا از عزیزان دم در و درخواست و طلب وجودیشون باعث شد که من سیر بحث رو یه مقدار شیب بدم به این سمت و الا موضوع دیگری قصدم بود.

می‌خواستم اون روایت شیرین رو بیان کنم که التمس الآثار.

السلام علیکم و رحمه الله.

من وراء الحجب حتی تستكمل دینکم.

آثار رو از پشت پرده‌ها پیگیر باشید و دنبال آثار خدا و اهل بیت و حقایق از پشت پرده باشید تا دینتون کامل بشه.

خب حالا که عرض شود [نفس عمیق] پلی بزنیم به این موضوع.

یه آیه‌ای در قرآن هست که اگر ملاحظه فرموده باشید این آیه رو مرحوم شیخ صدوق در کتاب شریف کمال الدین و تمام نعمه‌اش که عید غدیر اینجا عرض کردم به وزان همون اليوم اکملت لکم دینکم و اتممت عليكم نعمتي.

اکملت و اتممت.

این همین کتاب رو نوشت که کمال الدین و تمام نعمه.

به سفارش امام عصر همین رو-- این کتاب رو نوشت.

من این کتاب رو دارم بعضاً بهش رجوع می‌کنم.

هرچی نگاه می‌کنم می‌خونم سیر نمی‌شم.

بعضی روایت‌هاشو بارها می‌خونم.

ذیل این آیه‌ای که الان تقدیم می‌کنم روایتی رو میاره که اصلاً این آیه‌ای که الان من می‌خوام قرائت کنم مال من و شماست.

اصلاً این روایت، این آیه مال آخرالزمانی‌هاست.

عجب!

پس فقط شش آیه اول سوره حدید و سوره قل هوالله نیست.

آیه اینه.

می‌فرماید و لنبلوننکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات.

وبشر الصابرین.

حالا صابرین کیان؟

الذين إذا أصابتهم مصيبة قالوا إنا لله وإنا إليه راجعون.

أولئك عليهم صلوات من ربهم ورحمة أولئك هم المهتدون.

اینا اهل هدایتن.

خیلی این دسته آیات كثير الفروع‌اند.

ابتدای آیه میگه لنبلوننکم از بلا میاد.

قطعاً لامش هم تأکیده.

قطعاً ما شما رو دچار بلاهایی می‌کنیم.

امتحاناتی در بوته آزمایش می‌ذاریم شما رو.

از چه جنسی؟

من الخوف ترس.

والجوع گرسنگی.

ونقص، نقص در چی؟

من الأموال والأنفس والثمرات.

در مالتون، در جانتون، در ثمرات زندگی‌تون مثلاً می‌تونه فرزندان باشه، می‌تونه ثمرات حالا کاسبی انسان باشه.

برای چی خدایا ما رو دچار این بلاها می‌کنی؟

خدایا برای چی؟

برای اینکه بعدش می‌فرماید وبشر الصابرین.

من و شما صبر کنیم در این بلاها بشارت الهی رو بگیریم.

اصلاً ولعصر إن الإنسان لفي خسر.

قطعاً انسان در خسرانه.

إلا الذين آمنوا وعملوا الصالحات.

مگر اینکه ایمان بیاره و عمل صالح.

حالا ام-- ایمان به قول شیخ خواجه طوسی علیه الرحمه اینجا منظور از ایمان حوزه نظره.

یعنی باورها، علومت درست باشه.

یه دوره اعتقادات دیده باشی، اخلاقیات دیده باشی، حکمت و عرفان دیده باشی.

همینطوری عمیق بشی در معارف.

آمنو بحث حوزه نظره و عمل الصالحات.

اینجا حوزه عمله.

عملیاتت هم بر اساس اون باشه.

بعد [صدای محیط] و علیکم السلام.

و عمل الصالحات.

بعد می‌فرماید دو تا وظیفه دیگه اینا دارن.

اینا چی، چی کار باید بکنن؟

باید چیکار کنن؟

توصیه کنن و تواصوا، توصیه کنن.

توصیه یعنی خیرخواهی کنن.

توس-- و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

اصلاً این نشانه اهل ایمانه و الا خسران زدن.

اصلاً کسی که حوزه نظرش رو درست میره، حوزه عملش رو هم درست میره، قطعاً دید دو تا کار رو انجام میده.

از خونوادش بگیر بیای تا دور و بری‌هاشو، رفیقاشو، همکاراشو، همکلاسی‌هاشو، همسایه‌هاشو، هم محلی‌هاشو دائماً توصیه یعنی با خیرخواهی نه از روی لجاجت توصیه می‌کنه تواص به حق و صبر.

اصلاً شما صبر رو برداری دیگه چیزی باقی نمونه.

اگه شما برو سراغ عزیز دلم سیر و سلوک، برو سراغ تخلق به اخلاق الله، پیاده شدن اسماء خدا در وجود، تلبس به اسماء الله، همش صبر می‌خواد.

شما زهد می‌خوای داشته باشی یعنی چی؟

می‌خوای صبر کنی در بی‌رغبتی به دنیا.

ها؟

می‌خوای نماز شب بخونی صبر می‌خواد.

می‌خوای نماز صبحتو اول وقت بخونی شیرین‌ترین خواب اون لحظه است.

مخصوصاً عجب خدایی داریم شیرین کرده اون لحظه خوابو که هرکی مرده بپره از خواب.

اون طرف پا شد.

خب صبر نمی‌خواد این کار؟

باید صبر کنه بر این.

سخته آقا!

تعارف که نداریم.

مرد می‌خواد.

اینطوری نیست که نامردها اصلاً روزیشون نمیشه این چیزا.

اونا روزیشون خوردن و خوابیدن و پر کردن شکم و خالی کردنشه نامردان روزگار.

مردان عالم صاحبان عظمند.

اول العظم صاحبان اراده قوی که حالا اراده برمی‌گرده البته اگر ما بخوایم انشاالله یه وقتی این سیر رو ادامه بدیم بعد جزجزش کنیم.

ما فعلاً کلیات رو داریم میگیم و هنوز در مقدمه بحثیم البته.

بعداً متوجه می‌شیم که خب هر کدوم از این لایه‌های وجود یه کارکردی دارن.

اراده به کجا برمی‌گرده؟

اراده به دسته، به قوه مثلاً لامسه است به چیه؟

یا مثلا به قوه حس مشترکه، به خیال انسانه، به وهمه، به عقله، به قلبه.

بچه ها خیلیا اینا رو دارن ولی اراده‌شون ضعیفه.

چله می‌گیره هنوز به آخر نرسیده ولش می‌کنه.

اراده می‌کنه بعد از دیگه کربل-- دهه عاشورا که تموم می‌شه همه توبه کردن همه پاک و مطهر بشه.

امام حسین مثل بچه‌ای که از مادر متولد شده دیگه صد درصد قول می‌ده که دیگه اونطوری باشه که آقا دوست داره.

اما دو روز، سه روز، چهار روز تمام.

دوباره برمی‌گرده همون آش و همون کاسه.

چرا؟

اراده ضعیفه.

اراده به کجا برمی‌گرده؟

از کجا؟

محل اراده کجاست؟

به روح.

روح انسان باید اراده کنه.

اگر اراده‌اش ضعیفه، روح آلوده شده.

خب این عرض شود خدمتتون مصیباست که می‌خوای براش صبر کنی عزیز دلم.

این‌ها یه وجهش، یه دلیلش اینه که اون قذارات، آلودگی‌ها، ناخالصی‌هایی که در وجود ما، غبارهایی که در لایه‌های وجودی ما قرار گرفته با این بلاها بره.

یه فوتی می‌کنه میری.

وقتی که تو درد مندی میگی آخ، وای.

اصلا یکی کمرش درد می‌گیره خدا رو هم صدا نزده ظاهراً و میگه وای، آخ.

بارها دیدیم خود ماها.

ها؟

به نظر شما اون لحظه احساس چه بگم سبکی پیدا نمی‌کنی؟

میگی آخ.

اصلا چرا میگی آخ؟

جالبه که یه روز امام صادق سلام الله علیه با دوستانش رفتند عیادت یکی از صحابهشون.

بعد درد زیاد داشت ایشون.

نشستن دیدن هی میگه آخ، آخ.

بعد این دور و بریا که نمی‌فهمیدن بهش جسارت کردن که این چه وضعشه؟

خجالت بکش.

امام زمان اینجا حضور داره.

آخ، آخ، آخ بس کن.

حضرت فرمود ولش کنید این داره خدا رو صدا می‌زنه.

آخ اسم من اسما الله.

آخ اسم خداست.

حالا شاید خیلیا نمی‌دونن اینو.

من عرض کردم یه روز وما يعلم جنود، جنود ربك الا هو.

لشکریان الهی رو جز خودش نمی‌دونن.

اینا اسما آخ هم اسم خداست می‌دونستید؟

خب این آخ که می‌کشه آروم می‌شه.

یعنی داره اون قذارات میره.

اصلا نظام عالم این چنین تعبیه شده.

چرا می‌خوای با نظام عالم بجنگی؟

نظام عالمو بشناس، نظام وجود خودتو هم بشناس طبق اون برو جلو.

یه تطابقی بین عالم و آدم اگر برقرار شد نسبت به تطابق و توافقی که اوه، اوه، اوه که چقدر بزرگان اینجا حرف پیاده کردن در موضوع تطابق بین عالم و آدم و توافق بین عالم و آدم.

یک بحث بسیار مفصل خودش یه دهه محرم می‌طلبید و چقدر شیرین و چقدر عالی.

چقدر گم شده‌هامونو ما اونجا پیدا می‌کنیم.

به من نگید این حرفا سنگینه آقا ولش کن یه داستان بگو صفا کنیم.

نه ما گم شده‌هامونو گم کردیم باید پیدا کنیم.

اگه من اینو نگم به شما خیانت کردم.

باید بین انسان و عالم، آدم و عالم یه تطابقی وجود داشته باشه، توافقی، وفقی، موافقتی باشه تا انسان درست این مسیر رو بره.

عالم این چنین تعبیه شده.

اصلا شما بحث لقاءالله رو، اون آیه‌ای که همون روزای اول خدمتتون عرض کردم ببینید.

ببینید آیا همین حرفایی که تا الان من زدم رو تایید می‌کنه یا نه.

اگر من به جز آیات قرآن روایات اهل بیت عصمت و طهارت که ترجمان قرآنه به یک معنا این‌ها تفسیر، تفسیر انسی آیاتند و حرف‌های بزرگانی مثل علم حسن زاده‌ها که عنایات و تجلیات قدوسی حضرت حق بر قلوب این‌ها بوده به شما چیزی گفتم منو از این حسینه بیرون کنید.

آیه شش سوره انشقاق می‌فرماید يا ايها الانسان آیا من و شما جزء انسان‌ها هستیم یا نه؟

جنس ما انسان هست یا نه؟

پس گوش بدیم آقا.

خطاب به ما قرآن داره میگه خدا، خدا داره میگه يا ايها الانسان انک به قطعاً تو، همین شما الان مخاطب این آیه‌ای عزیز دلم.

کوچیک و بزرگ، زن و مرد.

کادهون.

قطعاً تو کاده‌ای.

چرا می‌خوای فرار کنی؟

کاده یعنی چی؟

برا وزن فاعل.

یعنی رونده همراه با سختی.

سهاه اللغه رو ببینید.

مفردات مرحوم اصفهانی و کتاب‌هایی که در خصوص لغت اصیل عربه.

یعنی رونده همراه با سختی.

آقا اصلا خدا قاعده این نظام و این نشئه طبیعت رو به گونه‌ای تعبیه کرده که تو که انسانی همراه با سختی رونده باشی، حرکت کنی.

به کجا داری میری؟

کاده‌ای.

رونده همراه با سختی.

به کجا؟

الى ربک.

به سمت پروردگار خودت داری میری.

دوباره تاکید می‌کنه کدهن.

با سختی‌ها.

عجب.

رونده همراه با سختی.

به سمت پروردگارت داری میری با سختی‌ها.

که چی بشه خدا؟

برای چی به من سختی میدی؟

تو چرا انقدر حاضری من آهم بلند باشه؟

چرا هرکیو دوست داری بیشتر می‌چلونیش؟

چرا هر که بامش بیشتر وادی عشق و محبت تو بلایش بیشتر؟

یا برفش بیشتر میگن بلایش بیشتر.

چرا؟

البلا للولا.

چون فملاقی آقا.

قراره ملاقات کنیم رو.

اصلا قصه لقاءالله ببینید چقدر کاربردیه.

اگر کسی این رو درک کنه بعد میگه الذین اذا اصابتهم مصیبه وقتی مصیبت براشون بیاد.

اینا چون متوجه‌اند نظام عالم رو میگن قالوا چی میگن؟

ان لله قوس نزول.

اومدیم، اومدیم، نیومدیم که آمده باشیم و تمام و انا الیه راجعون.

قوس صعود هم بگو تمامش کن.

این دور رو بزن کاملش کن.

چرا ما پشت سر امام معصوم باید راه بیفتیم؟

چرا ولکم فی رسول الله اسوه حسنه؟

چرا امیرالمؤمنین امام ماست؟

چون او تنها کسی است، این انسان کامل، تنها کسی‌ست که به خ-- به قول عارف عربی در فتوحات قوس نزول رو اومده که همه اومدیم در قوس صعود رفته قوس صعود رو کامل کرده.

حالا از اینا هم نترسیم قوس، قوس.

اصلاً عالم قوسی شکله.

بب-- ببینم اینی که دارم میگم بازم اینم چیه؟

یه قاعده است.

شما نمی‌تونی با قاعده الهی در بیفتی.

چرا اصلاً مساجد گنبدی‌اند؟

حرم‌ها گنبدی‌اند؟

ببین اهل مثلاً دیگر فرقه‌ها تیز، تیز‌اند.

اضلاع دارن.

مثلاً شما، اه، صلیب رو ببینید یا مثلاً مناره‌های یا ناقوس و مناره‌های مسیحیا رو ببینید تیزه ولی ما مسلمونا قوسه، قوس.

همش، همه چی قوسه.

خودتو نگاه کن بدنت همه قوسیه.

این دستو ببین قوسه، پارو ببین قوسه، سرو ببین قوسه، ابرو قوسه، چشم قوسه، بینی قوسه.

همش عالم لذا مرحوم فارابی علیه الرحمه می‌فرماید عالم قوس، قوس موس درست بشه قوس موس هم میگن قوص موس.

یعنی، یعنی زیباست.

یکپارچه زیباست عالم.

وحدت صنعه.

خدا به بهترین شکل ممکن آفریده.

[سرفه] حالا قوس میگیم قوس چون همه چی قوسه.

دور می‌زنی.

حالا از یه راهی اومدی به اینجا دوباره همون عوالم رو باید طی کنی تا بری برسی به کجا؟

الیه راجعون.

این الیه ضمیرش به کجا می‌زد؟

الله.

به سمت الله داری میری.

باید اسم الله در من و شما پیاده بشه.

چه کسی این قوس رو کامل کرده؟

این دور رو زده؟

در فتوحاتش ابن عربی شیخ اکبر می‌فرماید پیغمبر و امیرالمؤمنین.

اونایی که میگن ابن عربی اهل تسنن بوده و متأسفانه این بزرگان اهل معرفت رو از شیعه جدا می‌کنند بفرما اینجا جواب بدن ببینن چرا ایشون امیرالمؤمنین رو سر انبیا معرفی کرده اونجا و میگه ایشون هم مثل پیغمبر زده این قوس رو.

نخیر تحریف شد به قول علامه حسن زاده اینا تحریف شد در آثارشون و این‌ها رو متأسفانه زور زدن از شیعه جدا کنن.

در صورتی که حضرت امام هم قائل بود به شیعه اثنی عشری ایشون دلایلی هم هست بماند الان وقتش نیست، وقتتون رو می‌گیره.

که به هر حال این‌ها نمیشه اصلاً انا و علیٌ اببا هذه الامه.

اب یعنی اصل نه، نه یعنی پدر، یعنی ریشه.

ریشه عالم اینان.

همه چی در این‌هاست.

اصلاً نمیشه به جز تأسی به این‌ها چی به چیز.

شما می‌تونی به جایی برسی مثلاً به، به جز اینکه از اصل اون قصه استفاده کنی، از اصالت اون قصه استفاده کنی یا از فرعیاتش به جایی نمیشه رسید که.

فرعیات اونیه که تو رو به اصل برسه مثل سبل.

سبیل فرعیه که تو رو به راه، شاه راه یعنی صراط مستقیم برسونه.

حالا بحث رو گم نکنیم.

پس با سختی میشه انسان برسه.

چرا؟

چون قراره خدا رو ملاقات کنیم.

آقا خدا یکپارچه طهارت محض است.

نمیشه در ما آلودگی‌ای باشه و ما خدا رو ملاقات-- به نظر، به نظر شما میشه آلوده وارد بهشت بشه؟

اصلاً راهش میدن؟

اونجا یکپارچه طهارت محض است.

چرا میگن از حوض کوثر باید مثلاً غسل کنه به یک معنا یا سیراب بشه بره.

اگر آها اون باید معنا بشه، تعبیر بشه، یعنی عبور بشه از ظاهر به باطنش.

اصلاً حوض کوثر یعنی چی؟

این آب چیه که ساقی کوثر امیرالمؤمنین باشه؟

که این تصفیه باطنی صورت می‌گیره، همه آلودگی‌ها میره که بتونی مصانحه با او باشی.

به این میگن شفاعت.

شفع، جفت شدن.

جفت بشی با حق، با اون طهارت محض عالم.

باید آلودگی‌ها بره.

آلودگی با چی میره؟

یادتونه قدیما هنوزم هست طلا رو می‌ریختن توی یه بوته‌ای میذاشتن تو ت-- تو اون، اه، رو آتش فوران می‌کرد وحشتناک.

این طلا جله زبله ز می‌کرد که چی بشه؟

که ناخالصی‌هاش رد شه دیگه بیاد بیرون.

اصلاً قاعده عالم اینه با سوختن حتی جهنم هم به یک معنا، اممم، غضب اونطوری که ما فکر می‌کنیم نیست که خدا پدر کشتگی با بندگان.

خدا دائماً در صلح و آشتی با بندگانشه.

اصلاً جهنم یه معناشه.

يا من سبقت رحمته غضبه دیگه.

رحمتش از غضبش سبقت گرفته یعنی چی؟

یعنی جهنمش هم بر اساس رحمتشه.

خطا کردی خدا می‌تونست بگه برو گمشو دیگه هم اینورا پیدات نشه برای همیشه اخس-- ولایتک اصلاً با تو حرف می‌زنم.

برو تمام کارت.

هیچ کاری دیگه با تو ندارم.

اما نه یه جهنمی رو ایجاد کرده که البته خود ما این جهنم رو در حقیقت درستش می‌کنیم.

خدا راهش رو قرار داده.

خدا خواسته که ما بتونیم بشیم جهنم.

خواسته که ما بتونیم گناه کنیم و الا نمی‌تونستیم.

اما اراده نکرده که ما جهنم بشیم.

اراده نکرده ما گناه کنیم.

خودمون اراده می‌کنیم.

لا حول و لا قوه الا بالله.

حول و قوه خدا، حول و قوه از خداست.

اما اقوم و اقعد سیئه از من و شماست.

منم که پا میشم، منم که می‌نشینم.

اینا باید از بین بره با-- شما دقت کنید در نظام افقی میگه چرا نگاه نمی‌کنی به این نظام افقی؟

توجه کن سنریهم آیاتنا في الآفاق و في أنفسهم حتى يتبين لهم أنه الحق.

یکی از حق‌ها، یکی از اصلاً حقوقی که داره پیاده می‌شه در نظام هستی که خدای منان هرچیو خلق کرده "ثم هدی" سپس هدایتش کرده.

شما یه دانه رو تا در دل خاک که تاریکه، تنگه، اما زیقه، اونجا نزاری این دانه رشد نمی‌کنه، می‌کنه؟

باید اگرم مثلاً به صورت مصنوعی آب بهش بپاشی یهو این رشد کنه، یه مثلاً روزنه‌ای بزنه، یه گیاهی از اون تو بیاد بیرون بعد خشک می‌شه از بین میره.

باید حتما تو خاک باشه، ریشه بدوانه از دل تاریکی خاک و زیغ و سفتی و اون زمختی خاک باید رشد کنه، اون لطافت بیاد بالا.

این دقیقا یه، یه حقه.

یه واقعیته.

یه حقیقته.

من و شما هم اینطوریم.

اینجا الان تاریکه.

نشأت-- چرا ما اومدیم اینجا؟

اینجا تاریکه نسبت به برزخ.

اگرچه نوره، اینجا هم همه چی نوره چون الله نور السماوات والارض اما نسبت به برزخ تاریکه.

ما اومدیم اینجا مثل دانه‌ای که در زمین می‌کارنش.

چی بشه؟

رشد کنیم در این تاریکی.

البته آب می‌خواد.

آب چیه؟

در نشئه طبیعت "وجعلنا من الماء كل شيء حي".

همه چی به آب حیات داره.

اما در عالم معنا آب چیه؟

علمه.

در عالم ملکوت آل-- آب علمه.

اگر کسی خواب ببینه دارن آب بهش می‌خورونن یا آب می‌خوره یا شی-- مایعات، شیر اینا می‌خوره.

این تعبیرش چیه؟

یعنی داره بهش علمش زیاد می‌شه.

اما اگر کسی تونست قوی شد از عالم رتبه مثالیش پل زد به رتبه عالم عقول تونست با ملائکه ارتباط بگیره.

عالم عقول، ملائکه، ارواح، مقارنات که مقارنن، مفارقات بخشید که مقابل مقارنن یعنی مخ-- از دنیا کندن، ماده نیستن، مجردند.

با این چشم بصیر دیده نمی‌شن.

اگه کسی رفت اونجا، اونجا توی اون مکاشفه کرد در عالم عقول "فتمثل لها بشرا سویا" برای حضرت مریم "لها" رو اون ضمیر "ها" توجه کنید.

برای حضرت مریم ابرا-- حضرت جبرائیل تمثل پیدا کردن.

یعنی کسی اونجا بود نمی‌دید حضرت جبرائیل رو فقط حضرت مریم دید.

یعنی مکاشفه یعنی عالم عقول.

یعنی پل زده رفته.

تمثل پیدا کرده حضرت جبرائیل برای او.

می‌شه پس.

شدنیه.

قرآن داره می‌گه می‌شه.

اگر اونجا تو اون حالت مکاشفه که پل زدی از عالم مثل، رتبه مثال رفتی به عالم عقول، ملائکه رو دیدی.

یه ملکی اونجا آب داد تو خوردی.

اون چیه؟

در عالم عقول آب چیه؟

جان؟

نه.

در نشئه مثال یعنی عالم برزخ که قوه خیال ما از همون جنسه، اون علم بود.

در عالم عقول که ما فوق اونه می‌شه ولایت.

ولایته یعنی آقا ما یعنی یه ملکی تو تو خواب اصلاً می‌گیم والا استعاره‌ام بره که همه بفهمن.

تو خواب بین خوابی داری هرچی.

یه ملکی متمثل شد و لو تو ندونی این ملک فرشته‌ست.

یکی از قواى عالمه.

حالا به شکل رفیقت اومده.

چون وقتی می‌خواد بیاد تو وجود تو باید به یک شکل و صورتی دربیاد تو ببینیش.

چون قوه خیال باید انشا کنه صورت بده شکل بیاد تو ببینی ببینیش.

بتونی ببینیش.

به شکل اطرافیانت میاد.

مخصوصاً کسایی که خیلی دوسشون داری.

مثلا یکی خواب منو دیده بود.

خیلی جالبه برام.

یه شب یکی خواب ما رو دیده بود.

آخ!

اومد گفت حاجی خوش به حالت.

دیشب خوابتو دیدم در حرم امیرالمؤمنین روضه می‌خوندی فلان.

گفتم منو ندیدی.

شما در صغری نفس خودت این انشا صورت گرفته چون منو خیلی قبول داری به چهره من دیدی اون، اون چیزی که می‌خواد برای تو متمثل بشه.

دیگه حالا بهش نگفتم اون ملکیه، یکی از قواى عالمه خودشو به شکل من به تو نشون داد.

همون شب یکی دیگه خواب دیده بود من مشغول گناه کبیرم.

اومد به من گفت حاجی از تو بعیده.

گفتم چی از من بعیده؟

چی شده؟

گفت اگه ببینی چه خوابی ازت دیدم.

یهو ابوالفضل دادگاه رو تشکیل داد و تو این حرفا.

گفتم خندیدم.

گفت چرا می‌خندی؟

خجالت نمی‌کشی؟

گفتم آخه همین دقیقا همون ساعتی که تو خواب ما در گناه کبیره دیدی رفیق ما در حرم امیرالمؤمنین در حال روضه خوندنه.

اینا همه انشاالله که اینطور باشه.

اینا کار خود نفس خودشه.

اون به این شکل می‌بینه، اون به این شکل.

بماند.

خسته‌تون نکنیم.

وقت ما تقریباً رو به پایان رفته و بحثمون ناقص مونده.

انشاالله فردا شب که از ما نگرفتن.

این بحثی که الان من باز کردم خیلی مهمه.

خیلی کاربردیه به قول بعضیا.

رفقا اگر بچه‌های ما اینا رو ندونن جلوی پدر مادراشون نمی‌ایستن.

نمی‌کشن، نمی‌کشند دین رو.

چون اصل قاعده‌ست.

باید بچه سختی می‌بینه.

بعد نمی‌تونه وقتی این مبانی رو نداشته باشه می‌بره.

می‌گه این چه دینیه؟

این چه پدریه که همش داره به من سختی می‌ده؟

تو نمی‌تونی بهترین چیزا رو برای پدرت، برای فرزندت فراهم کنی.

چرا نمی‌کنی؟

حد رو رعایت می‌کنی.

می‌گی بذار زب-- یا بذار قشنگ بار بیاد سختی ببینه بکشه بالا.

برای چی سختی بکشه؟

ببین اکثر آدمایی که تو کنکور قبول شدن اینو تحقیقاً به شما میگم همه بچه‌های دهاتن.

بچه‌های سختی کشیدن.

اینایی که لا پروا، قو بزرگ شدن و نمی‌دونم اینا یا میرن تقلب می‌کنن یا استاده رو می‌خرن یا نمی‌دونم چیکار می‌کنن.

این بالا شهریا تهران که اینجا، اینجا که بالا شهر که نیست که.

[خنده] یه وسط.

آره این، معمولاً اینطوریه.

آدم‌هایی که شما ببینید حتی این اگر جا نیفته من جسارت می‌کنم که می‌گم کاربردیه.

حالا بعد بیشتر صحبت می‌کنیم.

حتی همسران ما امکان داره جلوی ما وایسن ما در مسیر زناشویی‌مون به، به مشکل بر می‌خوریم.

این چه شوهریه من دارم آخه؟

همش تو هیئته، همش بابا یه بارم ما رو ببر مثلا همش کربلاست، همش مشهده.

نگفتن به شما آقا یه بارم ما رو ببر آنتالیا، یه بارم ما رو ببر ترکیه، یه بارم ما رو ببر باغ.

به شما گفتن؟

[خنده] نه انشاالله همسراتون همراهتونن.

من هر وقت که س-- فشار سنگین بهم می‌شه، هیئت خودمون.

نمی‌رم خانمم با لنگه کفش بیرونم می‌کنه از خونه.

می‌گه پاشو برو ببینم.

هیئتو می‌خوای دیگه نری؟

با اینکه خدا شاهده هر سختی که به زندگی ما وارد شده تو همین وادی بوده.

چون تو این وادی بودیم سختی کشیدیم.

[نفس عمیق] یه اشاره قرآنی بکنم که قشنگ یه حق قضیه برای مخصوصا خواهرها جا بیفته.

این خانوما این تیکه رو خوب گوش بدن.

اگر خدا لطف کرد سیر بحث به دلایلی منقطع نشد، حرف‌هایی اینجا داریم برای گفتن به درد بخور شب‌های بعد.

چرا در قرآن می‌ف-- می‌فرماید وقتی وحی داره نازل می‌شه می‌فرماید: "لا تحرك به لسانك لتعجل به" پیغمبر "لا تحرك به لسانك" لبتو تکون نده، زبونت و تکون نده "لتعجل به" که عجله می‌کنی.

چرا؟

تفاسیر رو ببینید چون وحی که نازل می‌شد چون "إنا أنزلناه في ليلة القدر" نزول دفعیه.

دفعةً در شب قدر تمام قرآن بر قلب پیغمبر نازل شده.

چه قلبی، چه أوسع این قلب.

امام مجتبی قربونش بریم، اون باید لب باز کنه.

nemaa ایشون لب باز کردن فرمودن قلب جد ما رسول الله أوسع قلوب بود.

یعنی وسیع‌ترین قلوب بود که خدا همه‌ی قرآن رو ریخت تو این دل.

چون "من أراد علم الأولین والآخرین فليتفل القرآن" هرکس علم اول و آخر نظام هستی رو می‌خواد، شخ بزنه قرآن رو.

همه چی تو قرآن جمعه‌ـ...

چه قلبی!

الله اکبر.

حالا چون قلب قبلاً در شب قدر تماماً به انزال دفعی، آقا انزال دفعی تدریجی، دفعی تدریجی وای، وای، وای، وای که چه چیزایی زیر سر این دو تاست.

یه ذره شما به من اجازه بدید من شما رو [نفس عمیق] یه ذره محک بزنم، رفیق بشیم با هم.

بعد به خدا قسم به این حسینیه قسم که گم‌شده‌هاتون رو لابه‌لای همین کلمات عجیب و غریب پیدا می‌کنید.

انزال دفعی به یکباره در شما حقیقتی تنزل پیدا می‌کنه خودت هم یه مثال دارم می‌زنم که فکر نکنید من اغراق کردم.

بعد بریم سراغ بحث.

نمی‌دونی از کجا اومد، چی شد در حرم امام رضا یه شب تو هیئت اصلاً خودت نیستی، اصلاً خودت نیستی.

خدا تجلی کرده در وجودت.

یک پارچه آتشی.

حسین!

می‌خوای خودتو برای امام حسین بکشی.

یه وقتم هرچی روضه می‌خونن هیچی حالیت نمی‌شه.

یه وقت هیچی هم نخوندن، فقط اسم امام حسین.

حسین، حسین.

آره، آره.

یه دف-- یه دفعه می‌بینی جرقه می‌زنه، آتیش.

یک ساعت داری داد می‌زنی.

بارها و بارها ما اینطوری شدیم.

تو حرم امام رضا، تو کربلا، اینجا تو هیئتها.

نمی‌دونی چته.

بعدم تموم می‌شه.

ها؟

تموم می‌شه، آروم می‌شی و میری.

این نزول چی بود؟

بگید.

آفرین.

دفعی بود.

دفعةً یه حقیقتی بر تو نازل شد.

حالا یه دفعه می‌بینی یک نسبت به سعه وجودی تو ده سال طول می‌کشه این نزول تدریجیش.

همینطوری می‌ریزه بیرون.

یه دفعه حرف‌هایی می‌زنی، مطالبی می‌فهمی، گره‌هایی باز می‌کنی، راهبردهایی ارائه میدی، کارهایی می‌کنی، عشق و عاشقی‌های خودت نشون میدی.

همه ما و تو مبهوت می‌بینیم.

تو کی هستی؟

تو چی هستی؟

تو کجا درس خوندی؟

تو که سنی نداری.

مال همون انزال چیه؟

دفعیه است.

این تدریجیشه.

برای بعضی چهل سال طول می‌کشه.

ولی یه مثال کوچولو زدم همه فهم.

حالا بریم سر بحث.

که دفعةً تمام قرآن نازل شده.

حالا که می‌خواد بعد از-- بعد نزول تدریجیش تو بیست و سه سال بیاد، قرآن که داره نازل می‌شه پیغمبر اینا رو بلد بود دیگه.

حیل انقدر که دوست داشت، عاشق این کلام خدا بود حیل زیر لب اینا رو چیکار می‌کرد؟

زمزمه می‌کرد.

خدا بهش فرمود که "لا تحرك به لسانك لتعجل به" عجله نکن، بذار پیاده بشه.

ما برات قرائت می‌کنیم.

"سنقرؤک" ما به تو خواهیم قرائت کرد.

"قولاً ثقیلا" این خیلی سنگینه.

آقا جریان امام حسین سنگینه.

گیر آدمای سنگین میاد، نه سبک مغز.

به هرکسی نمیدن اینو.

باید سنگین باشی، محکم باشی، ساکت باش.

اگر اون چ-- قسمتی رو که می‌خوام بگم برا-- به درد خانوما می‌خوره گفتم سـ-- خانوما خوب گوش بدن اینجاست.

به نظر شما وقتی خدا به پیغمبر می‌گه لب تکون نده تا حقیقت بر تو نازل بشه تماماً، اگر همسر حضرت پیغمبر عزیز عالم حضرت خدیجه سلام الله علیها أم المؤمنین مادر همه‌ی ما که علامه حسن زاده فرمودن که جایزه خدا به حضرت خدیجه به خاطر اون همه بخشش و بزرگواریش در مسیر پیغمبر، جایزه خدا فاطمه زهرا بوده.

این خانم کی بوده حضرت خدیجه؟

اگر به نظر شما حضرت خدیجه هم خسته می‌شد، یه دفعه یه نق می‌زد جسارتا.

اه خسته شدیم.

بابا چهل روز تو غار حرا بودی حالا اومدی.

"یا ایها المزمل قم، قم الليل إلا قليلا" پاشو، پاشو.

مگر یه بخش قلیلیشو بخواب.

بقیه‌شو پاشو عبادت کن.

بابا تازه به هم رسیدیم.

همسران شما گاهی آقا دستتو نمی‌گیره بشونه بگه بابا بشین دو دقیقه پیش ما.

همش کار، اجتماع، بیرون.

من [سرفه] عرض شود ویتامین شوهر هم تو خونم کم شده.

دو دقیقه بشینیم با هم حرف بزنیم، صحبت کنیم با هم.

اگه نباشه که تعجب آوره.

یکی از آرامش‌هایی که قرآن میگه چند جا آرامش هست یکیش همسره.

همسر آرامش دهنده ی انسانه.

اگر حضرت خدیجه نق میزد اه بابا ای بابا خسته شدیم بسه دیگه چقدر.

وحی منقطع میشد.

وحی که منقطع میشه یعنی چی؟

یعنی من و شما بل معطل بودیم.

الان من و شما اینجا نبودیم.

سر به سجده نمیذاشتیم.

یه اخ و اوخ گفتن حضرت خدیجه.

این‌هایی که آدم‌های موفقین چرا حضرت امام فرمود از دامن زن مرد به معراج می‌رسد.

نگاه اسلام رو به زن ببین.

حالا برو غرب ببین.

ببین تو غرب به زن به چشم، به چشم جنس جنسی که صرفا ازش استفاده جنسی کنن نگاه می‌کنن.

استفاده غریزی کنن.

اصلا مثل حیوان می‌بینن زن رو.

ولی اسلام چی؟

اسلام چی؟

و امیرالمؤمنین پیغمبر فرمود یا علی به به حسینیه علی ابن ابی طالب.

افعل ما تؤمر به فاطمة هرچی فاطمه به تو گفت انجام بده.

امر کرد.

تؤمر به فاطمة هرچی به تو امر کرد فاطمه انجام بده.

بعضیا به همین استناد کردن مقام فاطه زهرا بالاتر از امیرالمؤمنینه به استناد این جمله.

حالا بحثه بینش ما هم کاری به اون نداریم.

[پچ،پچ] اونها امیرالمؤمنین میگن هست.

حالا میگم یه بحثه.

بعضیا اعتقاد دارن دلایلی هم دارن که امیرالمؤمنین مقامش بالاتر از حضرت-- چون یه حدیث مفاخره هم دارن اینا با هم فخر، تفاخر می‌کنن خیلی شیرینه برید ببینید.

مناقب آل-- حضرت علی ابن ابی طالب.

خب بحثمونو جمع کنیم.

اینکه آقا از این به بعد خواهرهای محترم این هیئت من تو هیئت خودمونم گفتم.

هیئت ما، ما هر سال حاج حسین آقا [سرفه] شب قدر قرآن یه روشی از اساتیدمون بلدی می‌زنیم قرآن باز می‌کنیم.

اون سال رو به نام یه عزیزی قرار میدیم.

سفره‌دار امسال ما ایشونه.

همه نظرش اون می‌کنن با اون معامله می‌کنن.

بعد سعی می‌کنیم ایشون رو معرفی کنیم.

امسال تو هیئت یا زهراي شرق که ما نوکریشو می‌کنیم چندین ساله نام سفره‌دار ما حضرت خدیجه سلام الله علیهاست.

به اونا گفتیم به شما هم عرض می‌کنیم.

به این خواهرهای این هیئت میگیم اگر می‌خواید انشاالله رو سفید باشید شهر زهرا، هیئت زوار الزهرا همسرانتون رو یاری بدید در مسیر دین، در مسیر دیانت، در مسیر امام حسینی همراهشون باشید.

یه اخ و اوخ حضرت خدیجه تو اگر میومد وحی منقطع میشد یعنی می‌ریخت به هم.

اون حالا اینم دلالت‌های علمی داره‌ها.

چقدر سکوت.

اصلا سکوت باید معنا میشه.

چقدر تمرکز، تأمل، که تعقل برسی به اون بالاها مهمه که همسر اگر همراه نباشه نظام زندگی می‌پاشه.

قربونتون برم.

[نفس عمیق] پس خلاصه حرف امروز چی بود عزیزان؟

اصلا ملاقات خدا که ما بحثمونه تو این هفت، هشت شب، هفت شب گذشت ملاقات خدا از دل سختی‌هاست.

هرچی تو پیش خدا عزیزتری سختیت بیشتره.

یه روایت بگم یادتون باشه اینو تو زندگیتون اگه دیگه منو ندیدید.

من اینو بارها درک کرده بودم دلیلی براش نداشتم تا این روایت رو دیدم که هر-- اصلا مؤمنی نیست.

مؤمن یعنی چی؟

تو من میگم مؤمن میگی آقا ما که مؤمن نیستیم بابا ما آلوده‌ایم.

نه.

مؤمن یعنی محب علی هستی یا نه؟

پس نگو نیستم.

مؤمنی نیست یعنی محب علی نیست مگر اینکه سال به او نمی‌گذره الا اینکه بلای عظیمی سرش می‌ریزه.

سالی یک بار بلای عظیم می‌بینی.

چه ساختمشی آقا.

هر بی سر و پای رو سر سفره امیرالمؤمنین راه نمیدن.

بله خدا گفته همه بیان.

اما همه میان فکر می‌کنی همه رو میارن رو به رو امیرالمؤمنین می‌شینن؟

نه عزیزان با واسطه با ده تا واسطه با مولا متر معرفیت می‌کنن، ارتباط بهت میدن.

چرا اون عالمی که خدا رحمت کنه بر در مرحوم علامه طباطبایی رو، آقای الهی.

ایشون متأسفانه آثارشو سوزوند.

بریم خاک بریزیم رو سرمون.

ما چه کردیم بزرگانمون آثارشونو می‌سوزونن.

آقای قاضی سوزوند، ایشون سوزوند.

گفت کسی نیست اینا رو من بهشون بگم.

بعد میگیم آقا بیا آقا بیا شاگردای آقا کسی رو پیدا نکردن.

ارتباط می‌گرفت با ارواح بزرگان مباحثه علمی می‌کرد، می‌نوشت.

بعد همه رو سوزوند.

به دو نفر دسترسی پیدا نکرد.

کیا بودند؟

یه بار اینجا گفتم.

سید ابن طاووس و سید بحر العلوم که به قول علامه طباطبایی این دو تا با ابن فهد حلی که پشت خیمه گاه دفنه استاد علامه حلی.

این سه کمالین بودن.

یعنی تو علمای شیعه ما بالاتر از این سه تا نداریم.

چرا به اون دو تا دسترسی پیدا نکرد؟

فرمود اونا محو مولا علی‌ان.

اصلا حاضر نیستن یه لحظه از امیرالمؤمنین فارغ بشن.

دستش به اونا نرسید که روحشونو احضار کنه با اونا.

یعنی اونا تنزل بدن به خودشون بیان.

غرق مولا علی‌ان.

هر کسی رو راه نمیدن که.

برو پدر مادرتو دعا کن ببین چی تو وجودت گذاشتن به ودیعت.

دست و بالشونو ببوس.

خاک پای پدر و مادرت باش که الان اینجایی.

وامدار طهارت وجودی پدر و مادرتي.

اصلا چرا اونا دوست دارن بهشون بگی ابن الزهرا؟

کیف می‌کنن.

بگی ابن فاطمة الزهرا.

آقای بهجت فرمود رفتی حرم رو دیدی راه نمیدن.

دلت نمیشکنه، اشکت جاری نمیشه، احساس کردی حال بدی داری.

ول نکن برو سرتو بذار رو رواق دیوار حرم.

هی بگو ابن الزهرا یا ابن فاطمه اونا عاشقه چرا؟

اصلا دوست دارن تو اینو بگی چون کنتم فی الاسباب الشامخه والارحام المتهره.

سلب و رحم پدر و مادر پاک بوده که حالا این ازش اومده بیرون.

چرا نیاد؟

برو پدر مادرتو بی-- نوکریشونو بکن که تو الان تو سر سفره امام حسینی.

اونم شب هفتم محرم، شب باب الحوائج.

حالا به نظر شما بزرگترین-- گفتیم هرچی که مصیبت بالاتر مقام بالاتر.

هرچی خدا عاشق تو میشه بلا میریزه سرت.

در این عالم کی اندازه امام حسین بلا کشیده [مکث]، اونم مگه یکی دو تاست؟

هرچی نگاه می‌کنی هر طرف نگاه می‌کنی به قول یه بزرگی من روضه‌ام مقدمه‌ش این باشه.

چرا منتظر روضه گود قتله گایید شما؟

اینا روضه است.

فرمود در کربلا به صغیر و کبیر حسین رحم نکردند.

همه رو زدن.

حالا ابالفضل مرده، علمداره، می‌جنگید، می‌زنید.

آخه یه بچه شش ماهه دیگه چیکار داره؟

به قول بزرگان آخه مگه شما [خنده] چقدر آب بهش می‌دادید؟

مگه چقدر آب می‌خواست این بچه که زنده بمونه [خنده].

خدا رحمت کنه مرحوم میرزا رو.

ایشون، شما ده شب مجلس گرفتید هر شب عزیز دلم آقای سعری که من خیلی دوسش دارم و کیف می‌کنم وقتی هم اینجا میرم رو پخش زنده‌تون می‌بینم خوندنشو تا برسم ایتون.

دوست دارم خوندنشو به دلم می‌شینه.

خدا حفظش کنه [کشیده شدن بینی].

اینجا نشسته هر شبی یه عزیزو، ها.

مرحوم میرزا ده شب جلسه می‌گرفت بعد ده تا مج-- منبری هم دعوت می‌کرد، ده تا روضه خون.

خدا رحمت کنه سید علی سیبوه منزلش ما می‌رفتیم ایشون سه تا، رفت دیگه این جلسات رفت.

سه تا منبری دعوت می‌کرد، سه تا روضه خون از صبح تا ظهر پشت سر هم.

چه عاشقایی بودن.

حالا ما الان حالا وقت داریم فعلا منبریه داره حرافی می‌کنه جسارتا.

بذار حالا وقت-- بذار روضه، نه روضه حالا سینه زنی رو میریم.

باباش ته دیگشو می‌رسیم.

ما به جایی نمی‌رسیم [مکث].

ایشون دهه که می‌گرفت هر شب ازش کسی سؤال می‌کرد که هنوز مردم قم نظر ایشون می‌کنن حاجت می‌گیرن.

ازش سؤال می‌کرد روضه کی بخونم؟

گفت حضرت علی اصغر بخون.

فردا شب حاجی آقا روضه کی بخونم؟

حضرت علی اصغر بخون.

دوباره شب سوم حاجی آقا روضه-- اون شبای آخر دیگه یکی صداش دراومد گفت حاجی آقا این همه شهید تو کربلا چرا فقط علی اصغر، علی اصغر، اصغر.

ایشون بغضش ترکیده بود.

فرموده بود شما نمی‌دونید خ-- این‌ها نانجیبا چه جیگری از حسین سوزوندن با شهادت علی اصغر [خنده].

چه بلایی به قول ما سر امام حسین آوردن [خنده].

شما تمام مصیبات کربلا رو ورق بزنین ندارین من ندیدم اگه دیدید بیاید به من بگید که جای خدا تسلیت به امام حسین گفته باشه [خنده].

فقط تو مصیبت علی اصغره [خنده].

صدای خدا بلند شد.

در بطن وجود اون کمون غیبی ابا عبدالله خدا فرمود یا حسین صبرا، صبرا [خنده].

دعه رهاش کن چون داشت بال و پر میزد علی اصغر رهاش کن.

فان له مرقعة في الجنة.

غصه نخور حسین جان.

ما یکی تو بهشت قرار دادیم سیرابش کنه [خنده].

لا اله الا الله.

چه کردن؟

من حرف در خصوص حضرت علی اصغر زیاد دارم.

بیشترین روضه‌ها رو در خصوص این عزیز می‌دونم.

نمیگم براتون به وقتش.

یه جمله فقط میگم.

خدا رحم-- این، این، این نک-- این چیزی که الان میگم در کتاب شریف فرسان الهاوی-- حیجا می‌تونید ببینید.

کتاب البته عربی بوده.

الان نمی‌دونم فارسیش باشه.

خیلی قدیم ترا من دیدم به درد روضه‌خونا می‌خوره.

دویست و هشتاد و شش تا اگه عددش رو اشتباه نکنم شهدای کربلا رو میاره.

زندگی نامه‌شونو می‌شماره.

اینا کی بودن، چی بودن.

دویست و هشتاد و شش نه هفتاد و دو تا.

هفتاد و دو تا از مدینه با آقا بودن.

بقیه هی ملحق شدن.

غربت آقا رو دیدن ریختن به هم.

یک جاش همین جا بود.

همین جا وقتی به علی اصغر هم رحم نکردن ولوله تو دل دشمن افتاد.

یه سری گفتن آقا ما که با دیگه با یه شیرخوار که دعوا نداشتیم این چه خبره؟

دعواشون شده یه سری گفتن آقا ما نمی‌خوایم.

معلومه اون آقا به حقه.

برگشتن سمت امام حسین و آقا قبولشون کرد.

داریم روایات زیاده.

من همین یه جمله رو بگم وقتی مختار می‌خواست حرمله ملعون رو به درک واصل کنه.

لعنت الله عليه [همهمه].

این همه قاتل، آقا قتله کربلا حتی کسی که امام حسین رو زده، مختار اینا رو بیچاره کرد از همه رو از دم شمشیر گذروند و اینا وقتی به امام سجاد خبر دادن که آقا مختار قیام کرده یکی، یکیشون رو هیچ کدومو نپرسید.

اینا حرف توش.

فرمود به من بگید آیا حرمله رم پیدا کرد [خنده].

این پیداس خیلی جیگر سوخته که اینطور شده [خنده].

همین من روضه‌ام اینه به مخ-مختار وقتی می‌خواست این ملعون الی الابد رو به درک واصل کنه گفت من یه سؤال ازت دارم ملعون بگو ببینم تو شد اصلا دلت تو کربلا بسوزه؟

این همه خیانت کردی.

یه مقدار تحمل کرد ملعون خبیث.

گفت تو که میخوای ما رو بکشی اول آخرش.

فقط یه جا دلم سوخت راستش.

هیچ کجا دلم نسوخت.

اونجایی که تیر سه شعبه به ابوالفضل زدن نسوخت، به علی-- به حضرت عبدالله زدن نسوخت، خود امام حسین...

یک جا دلم سوخت.

اونم وقتی تیر سه شعبه رو زدن من الاذن الی الاذن.

[خنده] این گلو [grunting] این گلو پاره شد.

دیدم ابا عبدالله دیدم حسین این چشم آره رو دستش گرفته.

حیرت کرده.

این کلام اون ملعونه.

میگه یه دو قدم می‌رفت سمت خیمه، دو قدم برمی‌گشت.

[خنده] فهمیدم از مادر علی خجالت می‌کشه.

[خنده] ای حسین.

امشب عادی گریه نکن.

مثل آدم مصیبت زده گریه کن.

رو پاهات بکوب.

تو سرت بزن.

فریادت بلند باشه.

السلام علیک یا ساکن کربلا حسین.

ناله، ناله، زمزمه.

قربونت برم.

دیگه برا شما نباید کلاس بذارم.

یادت بدم.

آی زنو مرد.

مردم دولابی که از بزرگان با عظمت اهل عرفانه فرمودن تو جلسه امام حسین ساکت نباش زمزمه کن مثل مادرش هی به سینه می‌کوبید این شکلی.

ببینید منو.

می‌گفت حسینم.

مرحوم دولابی می‌گفت ملائکه‌ای رو خدا خلق کرده صدای حسین، حسین شما رو می‌برن محضر حضرت زهرا.

خانم گوش میده نمره میده.

میگه باریکلا.

با سوز و جگر اهل من تو هیئت خودم من گفتم من تا سلام میدم همه زمزمه حسین می‌کشم.

باید اینطوری باشید.

السلام على حسین الغریب حسین.

های ماشاالله.

انشاالله نمره بیست بگیری از حضرت زهرا.

السلام علی الشهید الخزی.

کار آقاهه رو به کجا کشید؟

جمله آخر اینا نایه مقدسه است.

امام زمان فرموده نه به اسم امام زمان ببخشنو یا زهرایت شما ببخشنو.

آخ نه فقط دو سدیر کبیرش غارت کردن، اصلا همه چی خود آقا رو هم غارت کردن.

لذا ابی عبدالله میگه دل نازک‌ها ببخشند.

السلام علی البدن السلیم.

یعنی عریان کرد.

آخ حسین.

این صداتو بکش.

ساکت نباش.

[خنده]