ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ هفتاد و هشتم سلسلهٔ «لقاء الله» حجت‌الاسلام بیات، شب سوم ماه عزای سیدالشهداست. از رسالهٔ نورٌ علی نور علامه حسن‌زاده در ذکر و ذاکر و مذکور ادامه می‌دهد و لقاء الله را با کلمات مکنونهٔ فیض گره می‌زند: معرفت حق در عین وحدت و کثرت؛ دیدن کثرت در وحدت و حق در خلق. عمل صالح آیهٔ کهف/۱۱۰ معرفت امام و انسان کامل است. انسان یک حقیقت ممتد از فرش تا عرش است؛ خدا دو قلب در جوف ننهاده؛ بدن مرتبهٔ نازله و روحِ متجسّد است و روح جسمِ متروَّح و گوهر نورانی منزّه از ماده. فهم از ملکوت و سُقع نفس است نه از صوت مادی. مراتب تجرّد برزخی و عقلانی و فوق تجرّد حدّ یقف ندارد؛ خزائن نزد حق است و نزول به قدر معلوم. قرآن و آیات در انفس، در احدیّت وجود منقوش‌اند نه در واحدیّتِ کثرات. اطوار خیال و عقل و قلب و روح و سرّ و خفیّ و اخفا یک وجود واحدند؛ قوا توقیفی و به یک معنا ملائکة‌الله‌اند. روح اعظم جدا از ملائکه است و در تفسیر فرات به فاطمه سلام‌الله‌علیها تفسیر شده. بدن محاکی و سایهٔ بدن برزخی است که با علم و عمل انشاء می‌شود. رنگ‌گرفتن از عالم ذر در صلب و ترائب آغاز می‌شود؛ پدر و مادر را باید دعا کرد. آلودگی از ظاهر به خیال می‌رسد؛ سه دستور پاکسازی خیال و داستان سوءظن در مجلس حاج ملا آقاجان و شیخ رجبعلی. بی‌قراری راه زودرسیدن به لقاء است؛ روضهٔ رقیه و زینب و مجلس بین‌الطلوعین امام عصر با روضه‌خوانی عمه‌جان زینب.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و سلام‌های حسینی در شب سوم محرم
  • ادامهٔ بحث لقاء الله در رسالهٔ نورٌ علی نور
  • انسان یک حقیقت ممتد از فرش تا عرش
  • من عرف نفسه فقد عرف ربه
  • یک قلب در جوف؛ یک وجود واحد
  • مراتب یک حقیقت
  • مرتبهٔ نازله: بدن عنصری، روحِ متجسّد
  • تجرید صوت در سُقع نفس؛ فهم از ملکوت است
  • مراتب تجرّد برزخی و عقلانی و فوق تجرّد
  • معارف منقوش در روح
  • احدیّت و واحدیّت وجود
  • اطوار: خیال، عقل، قلب، روح، سرّ، خفیّ، اخفا
  • توقیفیّت اسماء و قوا به منزلهٔ ملائکه
  • تنزّل الملائکه والروح؛ روح اعظم
  • مهیمین و ملائکهٔ مربّی
  • تعلیقهٔ امام بر فوائد الرضویه و حدیث کمیل
  • مرتبهٔ نازله محاکی مرتبهٔ عالیه است
  • بدن در طول بدن؛ قالب مثالی خواب
  • انشاء بدن برزخی با علم و عمل
  • جِبِلّا و فطرت ثانویه
  • قوس نزول و صعود؛ عالم ذر
  • صلب و ترائب؛ رنگ‌گرفتن در نشئهٔ طبیعت
  • غلیظ شدن با معصیت و مشکل لقاء
  • طهارت مزاج عالم و سلام آخر نماز
  • سلام علامه به همهٔ ادوار خلقت
  • نماز صبح اولیا
  • کشف غطاء و بصر حدید؛ ملاقات رب
  • سکرات موت اگر این‌جا به لقاء نرسی
  • منبر باید متن درسی باشد
  • آلودگی از ظاهر به باطن؛ آفت فحش
  • قوهٔ خیال: برزخ ظاهر و باطن
  • صورت امام عصر در خیال پاک
  • فضای مجازی و قتلگاه خیال
  • گریهٔ قاطی و حال امام
  • سه دستور پاکسازی قوهٔ خیال
  • داستان منبر حاج ملا آقاجان و شیخ رجبعلی خیاط
  • رزق ملکوتی جلسه و بی‌قراری راه لقاء
  • شهدا و پرده بر دل شیعه
  • روضهٔ سید بحرالعلوم با لیوان آب
  • روضه: بی‌قراری رقیه و قرآن سر بر نیزه
  • زبان حال جوادی آملی: قرآن سر بر نیزه
  • روضهٔ حضرت زینب در مدینه و مجلس بین‌الطلوعین امام عصر
  • روضه‌خوان امام عصر هر صبح عمه‌جان زینب است
  • زبان حال رقیه کنار سر پدر

نکات کلیدی

  • لقاء الله از نگاه فیض در کلمات مکنونه: معرفت حضرت حق در عین وحدت و کثرت؛ دیدن کثرت در وحدت و وحدت در کثرت، یا حق در خلق و خلق در حق.
  • آیهٔ آخر کهف عمل صالحِ امیدوار به لقاء رب را می‌خواهد؛ در این درس عمل صالح معرفت امام و انسان کامل معصوم گرفته شد.
  • مثال جمع و تفصیل از رسالهٔ نورٌ علی نور است و همان مطلب در نهج‌الولایه (ص۱۴) و صد کلمه در معرفت نفس آمده.
  • «من عرف نفسه فقد عرف ربه»: از وحدتِ خودِ کثیرآغاز به معرفت رب می‌رسند.
  • انسان یک حقیقت است نه دو وجود؛ ممتد از فرش تا عرش؛ «ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه» دلیل وحدت وجودی اوست. قلب امیر وجود و آنچه از ما می‌ماند است.
  • مرتبهٔ نازله بدن عنصری است از امتزاج عناصر اربع؛ آباء سبعه بر امّهات اربع تأثیر می‌کنند و اولاد ثلاثه — جماد و نبات و حیوان — زاده می‌شوند.
  • بدن با وصف عنوانی‌اش روحِ متجسّد است؛ روح جسمِ متروَّح و گوهر نورانی منزّه از مشاین طبیعت است.
  • نفس صوت مادی را در سُقع تجرید می‌کند تا ملکوت سخن فهم شود؛ فهم از ملکوت است نه از علت مادی بیرون. روح عاری از مواد و خالی از قوه و استعداد است.
  • مراتب تجرّد: برزخی (قوهٔ خیال/مثال متصله)، عقلانی (عالم عقول و ملائکه)، فوق تجرّد عقلانی (قلب و مافوق) که حدّ یقف ندارد.
  • «إن من شیء إلا عندنا خزائنه»؛ نزول به قدر معلوم است و ریشه در عندیت. معارف مندمج در روح‌اند به نفخ روح؛ قرآن در روح منقوش است.
  • آیات در انفس‌اند در احدیّت وجود نه در واحدیّتِ چشم و گوش و قوا. فهم و چشیدن از مقام عند الله است.
  • «وسع کرسیه السماوات والأرض»: سماء باطن و ارض بدن، یک حقیقت. «و قد خلقکم أطواراً»: خیال مرتبهٔ عقل نیست؛ عقل قلب نیست؛ قلب روح نیست؛ روح سرّ نیست؛ سرّ خفیّ نیست؛ خفیّ اخفا نیست.
  • علامه قصد هزارویک درس معرفت نفس به عدد امام رضا علیه‌السلام داشت؛ این یکی از آن درس‌هاست.
  • توقیفیّت اسماء: هر قوه اسمی است میخ‌کوب سر جایش؛ قوا به یک معنا ملائکة‌الله‌اند و مراتب دارند.
  • «تنزّل الملائکه والروح»: روح جدا از ملائکه و بالاتر است؛ امام صادق در تفسیر فرات کوفی فرمود مادر ما فاطمه است.
  • مهیمین محو جمال حق‌اند و از خلق بی‌خبر؛ ملائکهٔ مربّی قوای سمع و بصر را می‌پرورانند.
  • اصل روایت مراتب وجود را امیرالمؤمنین در دل سحر در نخلستان به کمیل گفته؛ امام در تعلیقه بر فوائد الرضویه از تفسیر قمی آورده. شروع از شریعت و ترک گناه است اما نباید در پوسته ماند.
  • مرتبهٔ نازله محاکی عالیه است؛ چهره عنوان باطن. پاکی روح در سیما پیدا است.
  • بدن‌ها در طول‌اند به نقص و کمال؛ بدن عنصری سایهٔ بدن برزخی/قالب مثالی خواب است؛ در برزخ نیز پوست می‌اندازند به‌سوی عالم عقول. تقرّب به حق با تجرید پیاپی است.
  • بدن برزخی با اعمال و باطن برزخی با علم و باور انشاء می‌شود (انسان در عرف عرفان). وحشت در خواب نشانهٔ عمل است. «یعرف المجرمون بسیماهم».
  • جِبِلّا فطرت ثانویه است نه اولیه؛ «کل مولود یولد علی الفطرة». رنگ‌گرفتن از قوس نزول در عالم ذر سپس صلب و ترائب آغاز می‌شود.
  • اگر پدر و مادر پاک نبودند نور ولایت منعکس نمی‌شد؛ ورود به مجلس حسین علیه‌السلام نعمتی است که اول و آخر باید پدر و مادر را دعا کرد.
  • معصیت رنگ را غلیظ و لقاء را دشوار می‌کند. مزاج عالم بر طهارت است و خلاف طهارت عالم را به جنگ می‌آورد.
  • سلام آخر نماز به پیامبر و انبیا تا امام عصر و ملائکه می‌خورد؛ اگر درست باشد زمین هموار و آسمان برکت می‌شود. علامه به همهٔ ادوار خلقت سلام می‌داد.
  • نماز صبح اولیاء با زجه و انابه طولانی بود؛ قاضی و بهجت و کشمیری و ملا حسینقلی همدانی. کشف غطاء بصر را حدید می‌کند؛ اگر این‌جا به لقاء نرسی سکرات دشوار است. امیرالمؤمنین فرمود با افتادن پرده یقینی بر او افزوده نمی‌شود.
  • به جز مسیر معرفت نفس به معرفت توحیدی نمی‌رسند. منبر باید متن درسی و ملاکتابی باشد نه ملّالغتی.
  • آلودگی از ظاهر (نگاه و شنیدن و کلام: دروغ و غیبت و تهمت و فحش) به باطن می‌زند؛ باطن ابتدا پاک است. فحّاشی رفاقت را قطع می‌کند.
  • قوهٔ خیال برزخ ظاهر و باطن است. خیال آلوده همه را زشت می‌بیند حتی امام زمان را؛ عکس کاریکاتوری در خیال صورت غلط می‌سازد. خیال پاک همان چهره‌ای را می‌سازد که هنگام ظهور می‌گویند بارها دیده‌ایم.
  • فضای مجازی قتلگاه خیال کودکان است؛ باید پس از رشد عقلی و با آموزش باشد. خیال آلوده نماز را از معراج و گریه را از حال امام جدا می‌کند.
  • سه دستور پاکسازی خیال از موائد/شرح سیر و سلوک بحرالعلوم و طهارت نفس علامه: دورهٔ اعتقادات (تجرید و کشف المراد و راه بهشت مجلسی)؛ ریشه‌کنی آرزوها؛ ریشه‌کنی سوءظن.
  • داستان حاج ملا آقاجان زنجانی و شیخ رجبعلی: سوءظن یک طلبه روضه را «هوا» کرد؛ با توبه هوا رفت. بلند گریستن برای حسین محبوب خداست و امام سجاد دعا کرده.
  • رزق جلسه در ملکوت نقش بسته و کسی دست‌خالی نمی‌رود. بی‌قراری — نه گریهٔ تصنّعی — راه زود دیدن است؛ «یا حارث همدان من یمت یرنی». شهدا در لحظات آخر بی‌قرار برده شدند.
  • امام صادق پرده‌ای بر دل شیعه خواست تا عمق مصیبت حسین را درک نکنند و جان ندهند. بحرالعلوم عاشورا با لیوان آب وسط مجلس روضه می‌کرد.
  • از چهل منزل اسرا یکی را در خرابه با سر پدر بردند چون رقیه بی‌قرار شد. جوادی آملی: سر بر نیزه قرآن می‌خواند تا زینب آرام شود؛ زینب خواست برای دختر هم بخواند. نامردان سر را پیش دختر انداختند.
  • در مدینه ام‌البنین مجلس آراست و زینب روضه خواند تا شیون شهر را گرفت. امام عصر هر صبح بین‌الطلوعین روضه دارد و روضه‌خوانش عمه‌جان زینب است؛ طاقت غیر نیست. گریه‌های رقیه موی زینب را سفید کرد.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاء الله / لقاء رب؛ ذکر و ذاکر و مذکور؛ وحدت و کثرت؛ مقام جمعی و تفصیلی؛ اطوار وجود؛ معرفت نفس؛ حقیقت ممتد از فرش تا عرش؛ قلب (امیر وجود)؛ مرتبهٔ نازله؛ بدن عنصری؛ روح متجسّد / جسم متروَّح؛ عناصر اربع؛ آباء سبعه؛ امّهات اربع؛ اولاد ثلاثه (جماد، نبات، حیوان)؛ گوهر نورانی؛ مشاین طبیعت؛ تجرید؛ سُقع نفس؛ ملکوت فهم؛ مراتب تجرّد برزخی و عقلانی و فوق تجرّد؛ حدّ یقف؛ مثال متصله؛ عالم عقول؛ عندیت / خزائن؛ نفخ روح؛ احدیّت و واحدیّت؛ خیال، عقل، قلب، روح، سرّ، خفیّ، اخفا؛ توقیفیّت اسماء؛ ملائکة‌الله؛ روح اعظم؛ مهیمین / حیمان الهی؛ محاکات؛ بدن برزخی / قالب مثالی؛ قوس نزول و صعود؛ عالم ذر؛ صلب و ترائب؛ فطرت اولیه و ثانویه / جِبِلّا؛ طهارت مزاج عالم؛ سلام آخر نماز؛ کشف غطاء؛ بصر حدید؛ سکرات موت؛ قوهٔ خیال؛ متخیّلات فاسده؛ سوءظن؛ بی‌قراری.

آثار و منابع: نورٌ علی نور علامه حسن‌زاده آملی (ذکر و ذاکر و مذکور)؛ نهج‌الولایه ص۱۴؛ صد کلمه در معرفت نفس؛ کلمات مکنونهٔ ملا محسن فیض (فی معنا لقاء الله)؛ رساله در توقیفیّت اسماء؛ تفسیر فرات کوفی (روح = فاطمه سلام‌الله‌علیها به نقل امام صادق)؛ تعلیقهٔ امام خمینی بر الفوائد الرضویه و تفسیر علی بن ابراهیم قمی (حدیث امیرالمؤمنین به کمیل در نخلستان سحر)؛ انسان در عرف عرفان (انشاء بدن برزخی با عمل)؛ موائد / شرح رسالهٔ سیر و سلوک سید بحرالعلوم؛ طهارت نفس علامه حسن‌زاده؛ تجرید الاعتقاد و کشف المراد علامه حلّی؛ راه حقیقت / راه بهشت علامه مجلسی؛ زیارت عاشورا و سلام‌های حسینی؛ نماز و سیرهٔ علامه حسن‌زاده، سید علی قاضی، شیخ محمدجواد کشمیری، حاج ملا حسینقلی همدانی، آیت‌الله بهجت؛ مجلس حاج ملا آقاجان زنجانی و شیخ رجبعلی خیاط؛ روضهٔ جوادی آملی از قرآن سر بر نیزه؛ خبر بین‌الطلوعین امام عصر و روضه‌خوانی حضرت زینب؛ لیوان آب سید بحرالعلوم در عاشورا.

آیات و اذکار یادشده: فاتحه/۱؛ فاتحه/۵؛ کهف/۱۱۰؛ یس/۸۳؛ احزاب/۴؛ حجر/۲۱؛ حجر/۲۹؛ ذاریات/۲۰–۲۱؛ بقره/۲۵۵؛ نوح/۱۳–۱۴؛ قدر/۴؛ رحمن/۴۱؛ یس/۶۲؛ روم/۳۰؛ طارق/۶–۷؛ ق/۲۲؛ شعراء/۲۲۷؛ استعاذه از همزات شیاطین؛ لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم؛ المستغاث بک یا صاحب الزمان؛ الحمد لله علی کل نعمته؛ صلوات؛ سلام‌های زیارت عاشورا و «یا داعی الله و ربانی آیاته»؛ من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ عار من المواد و خال من القوة والاستعداد؛ کل مولود یولد علی الفطرة؛ یا حارث همدان من یمت یرنی؛ صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله؛ السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.