ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ هفتادوششم سلسلهٔ «لقاء الله» حجت‌الاسلام بیات، شب اول محرم در حسینیهٔ علی بن ابی‌طالب است؛ بیش از هفتاد جلسهٔ پیشین با لسان قرآن و عترت و کلمات مکنونه و توحید صدوق پشت سر است و این دهه تعلیقه‌ای بر همان سیر است نه شروع از صفر. ده شب از همهٔ سال جداست: علامه طباطبایی در روضه جای خود را به دیوار قدیمی‌تر حسینیه عوض کرد چون پیرغلام اباعبدالله است و بیرق و پارچهٔ سیاه شفاعت می‌کنند. نماز آخر ذی‌الحجه از مفاتیح — دو رکعت، هر رکعت حمد و ده اخلاص و ده آیة‌الکرسی تا هو العلی العظیم، سپس دعای کوتاه — شیطان را به ناله می‌اندازد که زحمت سال برباد رفته. سه دستور ساده برای گل کردن دهه، مخصوصاً برای خوانده‌ها: صلوات، امانِ استغفار، سورهٔ نازعات. مقدمهٔ انتخابات: هدف رضای خدا و حمایت از تنها حکومت علوی بود؛ برای مؤمن حتی ظاهرِ شر باطنش خیر است چون شر نسبی است نه ذاتی. موضوع جلسه لقاء الله است؛ منتهاالیه مقصد سالک. فهم آن نقشهٔ راه می‌دهد: رب‌شناسی و نفس‌شناسی ذیل آیات، رسالهٔ عربی علامه با حدود بیست‌وچهار پنج آیه. باطن «لیعبدون» لیعرفون است؛ میزان انس میزان معرفت است نه صرف رتبه — جوان‌ها با اباالفضل بیشتر انس دارند چون معرفتشان به او بیشتر است. علم دانش کلی است، چشیدنش معرفت، ریشه‌دار شدنش حکمت؛ بهترین لقاء برای مأنوسان علی است که همهٔ حکمت به او داده شد. پایهٔ همهٔ بحث توحید صمدی قرآنی است؛ تا جا نیفتد در وادی شرک‌ایم. ذخیرهٔ عقول آخرالزمان اخلاص و شش آیهٔ اول حدید است به‌علاوهٔ چهار آیهٔ آخر حشر؛ اسم اعظم در آن‌هاست. هو الأول والآخر والظاهر والباطن همان هو سورهٔ اخلاص است. صمد بی‌نیاز نیست — آن غنی است — صمد یعنی أجوف نیست و جایی از او خالی نیست؛ پر کردن ظرف خالی دوئیت است. «من و تو و خدا سه نفر» شرک است. قوس نزول و صعود؛ تدبیر از دور مثل آهن‌ربا صمد را باطل می‌کند. معیت قیومی نه حلول: هو معکم أینما کنتم. لقاء الله همین‌جا به میزان چشیدن حسین است؛ کوتاه‌ترین راه هیئت و روضه و اشک است. روضهٔ مسلم فشردهٔ همهٔ مصیبت کربلاست.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و سلام بر اباعبدالله
  • دیوار پیرغلام و شفاعت بیرق‌ها
  • نماز آخر ذی‌الحجه
  • سه دستور برای دههٔ محرم
  • مقدمهٔ اول: انتخابات و خیر مؤمن
  • باران؛ شرّ نسبی است
  • مقدمهٔ دوم: موضوع لقاء الله
  • نقشهٔ راه؛ چشم باز می‌شود
  • باطن عبادت معرفت است
  • علم، معرفت، حکمت
  • توحید صمدی قرآنی؛ پایهٔ همهٔ بحث
  • ذخیرهٔ عقول آخرالزمان
  • دستورالعمل اسم اعظم
  • هو الأول والآخر والظاهر والباطن
  • الصمد؛ پر بودن همهٔ جاها نه دوئیت
  • من و تو و خدا؛ این شرک است
  • تدبیر امر و دو قوس
  • معیت قیّومی نه حلول در زمین
  • آتش امیرالمؤمنین و وجه الله
  • یسأله من فی السموات والأرض؛ رسالهٔ شأنیه
  • پرتو خورشید و موج دریا
  • کثرات؛ حدود و نمود حق
  • تشکیک نور؛ از چراغ‌قوه تا شمس ولایت
  • سیر به‌سوی انسان کامل
  • میزان لقاء الله میزان چشیدن حسین است
  • تجلی سیدالشهدا در بهشت
  • پیرمرد آذری و ضریح
  • روضهٔ مسلم بن عقیل
  • ذکر مصیبت اباعبدالله
  • خاتمه

نکات کلیدی

  • ده شب محرم از همهٔ سال جداست؛ دیوار و بیرق و پارچهٔ سیاه پیرغلام‌اند و شفاعت می‌کنند.
  • نماز آخر ذی‌الحجه در مفاتیح: دو رکعت، هر رکعت حمد و ده اخلاص و ده آیة‌الکرسی تا هو العلی العظیم، سپس دعای کوتاه؛ شیطان ناله می‌کند که زحمت سال برباد رفته و شخص عاقبت‌به‌خیر شده.
  • سه دستور آسان برای دههٔ ویژه، مخصوصاً منبری‌ها: صلوات، استغفار (امان درگاه)، سورهٔ نازعات. آزمایش دو دهه: استغفار عجیب بود؛ صلوات جلسه را گل انداخت.
  • انتخابات با نیت رضای خدا و حمایت از تنها حکومت علوی و شیعی، تو دهنی به دشمن و بالا بردن مشارکت است؛ همه معذورند. برای دل رهبر دعا کنید چون زحمات مضاعف می‌شود.
  • برای مؤمن آنچه پیش آید ولو ظاهر شر، باطن خیر است. شر نسبی است نه ذاتی؛ باران برای کشاورز خیر و برای کوزه‌گر ظاهرِ شر است؛ وجود باران خیر محض است. دنیا دار امتحان است.
  • لقاء الله گمشده و منتهاالیه مقصد سالک است. بی‌نقشه گیج می‌مانی؛ با نقشه می‌دانی چه ببری و نبری و آنجا چه می‌شود. انا إلیه راجعون حتمی است.
  • این بحث اعتقادات، کلام، اخلاق، معرفت نفس، توحید، امام‌شناسی، جهان‌شناسی و معادشناسی دارد؛ دو ستون رب‌شناسی و نفس‌شناسی ذیل آیات و روایات.
  • رسالهٔ عربی لقاء الله علامه با حدود بیست‌وچهار پنج آیه شروع می‌شود. بیش از هفتاد جلسه گذشته؛ این ده جلسه به‌علاوهٔ ده جلسهٔ شرق تهران تعلیقه است نه تکرار مکررات و نه شروع از صفر.
  • باطن لیعبدون لیعرفون است؛ تفاسیر امامیه. هرچه معرفت به اباعبدالله بیشتر، درک روضه بیشتر.
  • جوان‌ها با اباالفضل بیشتر انس دارند چون معرفتشان به او بیشتر است نه چون رتبه‌اش از حسین بالاتر باشد. کاشی سردر که اباالفضل را از الله هم بزرگ‌تر نوشته نشان معرفت است نه جسارت.
  • علم دانش کلی است؛ چشیدن باطنش معرفت است؛ شدت و ریشه یافتن معرفت حکمت است. بهترین لقاء برای صاحب حکمت است. همهٔ حکمت به علی داده شد؛ هرچه چشیدن علی بیشتر، چشیدن حق هنگام رجوع بیشتر. قربتاً إلی الله را از نماز برداری باطل است؛ ملاقات همان قرابت است.
  • تا توحید صمدی قرآنی جا نیفتد در وادی شرک‌ایم؛ همهٔ پایه‌ریزی بحث روی آن است. خادم نجف‌آباد سال‌ها گله داشت؛ یک شب که توجه کرد گفت عجب موضوع به‌دردبخوری.
  • ملاصدرا از روایت ذخیرهٔ عقول آخرالزمان اشک شوق ریخت: اخلاص و شش آیهٔ اول حدید. امام به فرزندان چهار آیهٔ آخر حشر را تأکید می‌کرد.
  • دستور امیرالمؤمنین برای حاجت سنگین و برای روضه‌خوان پیش از منبر: شش آیهٔ اول حدید، چهار آیهٔ آخر حشر، سپس ده یا الله با قسم به اسم اعظمِ این آیات. دستورالعمل حسینیهٔ علی بن ابی‌طالب باشد.
  • هو الأول والآخر والظاهر والباطن یعنی همان هو؛ اول همان آخر، ظاهر همان باطن؛ یک وجود واحد. وجه دیگر: هرچه ظاهر است هو و هرچه باطن است هو. قل هو: کدام هو؟ الله. کدام الله؟ احد.
  • صمد در ترجمه‌های رایج «بی‌نیاز» نوشته‌اند؛ آن غنی است. امام: الصمد الذی لا جوف له. أجوف توخالی است؛ هیچ‌جا از او خالی نیست. پر کردن ظرف خالی دوئیت است. هر موجود جلوه و رشحه و ظهور باطن است.
  • «من و تو و خدا سه نفر» و نگاه به آسمان شرک است. «اول خدا دوم خدا سوم شما» هم شرک است. ما شیئیت مستقلی نداریم؛ صورت وجودی‌مان ظهور حق است.
  • یدبر الأمر من السماء إلی الأرض ثم یعرج إلیه دو قوس نزول و صعود است. پست‌تر از خاک نداریم. آهن‌ربای از بالا یعنی خدا اینجا نیست پس صمد نیست. یک سر سوزن جا که خدا نباشد صمد باطل است.
  • وحدت وجود یعنی خدا همه‌جاست و موجودات جدا نیستند؛ نه این‌که زمین خداست. معیت قیومی: هو معکم أینما کنتم؛ تو معِ خدا نیستی خدا معِ تو است. احاطه، أقرب از حبل الورید، أقرب از حاضرانِ محتضر، فأینما تولوا فثم وجه الله.
  • مولا آتش روشن کرد: شعله به همه طرف است؛ وجه خدا اثر خداست. أقوم وأقعد به حول و قوهٔ الهی است. دزد هم با حول الهی می‌دزدد؛ اراده از اوست نیرو از خدا.
  • یسأله من فی السموات والأرض؛ ابن عربی رسالهٔ شأنیه. آن‌به‌آن طلب وجود. اولین رزق وجود است. فقیر إلی الله؛ غنی علی‌الاطلاق افاضه می‌کند. سمع و بصر و حیات مظاهر اسمااند.
  • پرتو از خورشید جدا نمی‌شود و خود خورشید نیست. خورشید را بردار نور نمی‌ماند. موج را از آب جدا کنی موج نیست. ابن‌ترکه: بهترین لفظ حق و وجود است. انا لله و انا إلیه راجعون.
  • کثرات حدود و نمود حق‌اند نه خود خدا. با نگاه ظهور، عزت می‌آید؛ خود را آلوده نمی‌کنی و از قدرت‌ها نمی‌ترسی. امام: یک بار در عمر نترسیدم. شهید اشرفی اصفهانی این را معجزه دانست. ما هیچ؛ هرچه هست تویی.
  • نور تشکیک دارد: چراغ‌قوه، لامپ، پروژکتور، خورشید. شدیدترین ظهور در امکان شمس ولایت پیامبر و علی است تا خاک اسفل. همه تسبیح می‌گویند. بدون وضو نمان؛ همه آیت‌اند، آیت‌الله اعظم حسین است.
  • ناقص به‌سوی کمال و شدت می‌رویم؛ شمس خلقت انسان کامل است. نزدیک شدن به او نزدیک شدن به خداست.
  • میزان لقاء الله میزان چشیدن حسین است نه علم تاریخی ولادت و شهادت. کشش و جذبه و عشق و عجین بودن با ولایت. کوتاه‌ترین راه هیئت است: روضه، سوختن، اشک، زجه. آینهٔ غبارآلود خورشید را نشان نمی‌دهد. موت پرده را برمی‌دارد؛ رتبهٔ آنجا همان درک اینجاست.
  • اول محشر زوار سیدالشهدا را صدا می‌کنند. تجلیات حسین در بهشت در بحار مجلسی. حاضرند هزار عاشورا بسوزند در قبال این معرفت. سعید بن عبدالله سیزده تیر: أوفیت بعهدی؛ أنت أمامی فی الجنة. تجلی به حر یک مقدار، به حبیب بالاتر. لا یمسه إلا المطهرون. تفاوت اشک در هیئت همان تفاوت لقاء است. لقاء الله یعنی لقاء حسین.
  • پیرمرد آذری تا ضریح نرفت؛ طاقت نداشت. روز آخر رفت، صلی الله علیک یا مظلوم گفت، افتاد و مرد؛ به لقاء رسید. هیئت عادی نشود؛ بدون وضو نیا.
  • مسلم اوثق بنی‌هاشم در نامهٔ سیدالشهدا؛ سفیر و هموارکنندهٔ راه. هیئت‌دار و روضه‌خوان و معبرشکن مثل مسلم‌اند برای ظهور. روضهٔ مسلم همهٔ مصیبت را دارد: کوچهٔ بنی‌هاشم، فرق علی، اسارت زینب، عطش. سه بار آب با لب خونین ننوشید چون مضاف می‌شد. بدن را به اسب بستند و به چنگک قصابی آویختند. حریف نشدند گودی کندند؛ نیزه و شمشیر و سنگ از لب گودی. ناسخ‌التواریخ. شب اول به سفیر آقا اقتدا کرده‌اید.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاء الله؛ سالک / سائر الی الله؛ سیر و سلوک؛ رب‌شناسی؛ نفس‌شناسی؛ لیعبدون / لیعرفون؛ علم، معرفت، حکمت؛ قربتاً إلی الله؛ توحید صمدی قرآنی؛ صمد / أجوف / غنی؛ دوئیت؛ هو الأول والآخر والظاهر والباطن؛ اسم اعظم؛ قوس نزول و قوس صعود؛ معیت قیومی؛ وحدت وجود (به معنای معیت نه حلول)؛ وجه الله؛ حول و قوه؛ تجلی / ظهور / رشحه / ظل / آیه؛ فقیر إلی الله؛ تشکیک نور / ذات مراتب؛ شمس ولایت؛ انسان کامل؛ آینهٔ وجود؛ زوار سیدالشهدا؛ اوثق نواب.

آثار و منابع: رسالهٔ عربی لقاء الله علامه طباطبایی (آغاز با حدود بیست‌وچهار پنج آیه)؛ کلمات مکنونهٔ ملا محسن فیض کاشانی؛ توحید شیخ صدوق؛ رسالهٔ اسم اعظم علامه (روایت صمد)؛ اسفار — درس سیِ شرح علامه حسن‌زاده؛ رسالهٔ شأنیهٔ ابن عربی؛ تمهید القواعد ابن‌ترکه (حق و وجود)؛ فصوص و مصباح‌الانس (به عنوان متون پس از تمهید)؛ حکمت متعالیهٔ ملاصدرا؛ مفاتیح‌الجنان (نماز آخر ذی‌الحجه)؛ بحارالانوار مجلسی (تجلیات سیدالشهدا در بهشت)؛ ناسخ‌التواریخ (مقتل مسلم در گودی)؛ نامهٔ سیدالشهدا به مسلم بن عقیل؛ سیرهٔ امام و سخن شهید اشرفی اصفهانی؛ داستان علامه طباطبایی در حسینیهٔ قم؛ دههٔ محرم در جمع شهدای نجف‌آباد و شهید حججی.

آیات و اذکار: فاتحه/۱؛ فاتحه/۲؛ فاتحه/۵؛ اخلاص/۱–۲؛ بقره/۱۱۵؛ بقره/۱۵۶؛ بقره/۲۵۵؛ ذاریات/۵۶؛ حدید/۱–۶؛ حشر/۲۱–۲۴؛ سجده/۵؛ بروج/۲۰؛ ق/۱۶؛ واقعه/۷۹؛ واقعه/۸۵؛ رحمن/۲۹؛ فاطر/۱۵؛ جمعه/۱؛ استعاذه از همزات شیاطین؛ لا حول و لا قوة إلا بالله؛ صلوات؛ زیارت اباعبدالله و أرواح حلت بفنائک؛ اللهم ارزقنا کربلاء؛ وجیهاً بالحسین؛ یا الله (ده بار پس از آیات حدید و حشر)؛ أوفیت بعهدی یا أبا عبدالله؛ أنت أمامی فی الجنة.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.