ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ شصت‌ونهم سلسلهٔ «لقاء الله»، سخنرانی شب جمعهٔ ۱۴ دی ۱۴۰۲ حجت‌الاسلام بیات است؛ هم‌زمان با سالگرد حاج قاسم و فردای حمله به مزار او و ادامهٔ جنایت غزه. بخش نخست تفسیر «به اذن الله» در پیام رهبر است: انتقام از مجرمان قطعی است («إنّا من المجرمین منتقمون»)، نه معلّق به اجازهٔ احتمالی. اذن الهی تکویناً از همان اول در بنای عالم جاری و ساری است؛ تمثیل چشم و نفس و روح و غیب‌الغیوب، و تمثیل مورچه و کاتب، مراتب دیدن همین سریان را نشان می‌دهد. کربلا هم با همین کلید خوانده می‌شود: «ما رأیت إلّا جمیلا». سپس هشدار به بی‌واسطه خواندن قرآن و حمله به بزرگان: شیخ صدوق و سهو النبی، محدث نوری و فصل‌الخطاب تحریف، و کار علامه شعرانی و حسن‌زاده در «عدم تحریف»؛ درس نودویک مصباح‌الانس مصدرِ بحث اذن الله است. تجربهٔ تلخ صداوسیما و مؤسساتی که از جوان نظر آیه می‌خواهند. بازگشت به متن اصلی: معرفت بذر مشاهده است؛ آیهٔ ۶۶ مائده میزان ارتزاق از حضرت الهیه و امکانیه را به اقامهٔ قرآن گره می‌زند؛ مراتب لقاء از دیدن حق در آثار (باباطاهر) تا «لنا حالات» انسان کامل و فرق لقاء الله و لقاء رب. ادامه: دقیق‌ترین بحث بذر مشاهده در جلسات بعد.

فهرست مطالب

  • استعاذه، سلام بر داعی الله و افتتاح جلسه
  • لعنت بر تفکر صهیونیستی؛ غزه و مزار حاج قاسم
  • «به اذن الله» در پیام رهبر؛ انتقام قطعی است
  • تمثیل چشم: از پلک تا نفس و روح
  • غیب‌الغیوب؛ اسماء از آثار؛ هویتِ «هو»
  • تمثیل مورچه و کاتب؛ مراتب دیدن «اذن الله»
  • انتقام به اذن الله همین حالا جاری است
  • جماد و نبات و حیوان در مدار؛ انسانِ شهوانی
  • اعیان ثابته و زبان حال؛ مثال مهندس و صورت علمیه
  • کربلا؛ «ما رأیت إلّا جمیلا» و علم حضرت زینب
  • واسطهٔ فیض؛ علمای جامع‌الاطراف و لغزش بزرگان
  • «قرآن نه حسن‌زاده»؛ درس نودویک مصباح‌الانس
  • اقتدار رهبر و تحلیل غلط از «رجز» در برابر آمریکا
  • تجربهٔ تلخ صداوسیما؛ توهین به امیدآفرینی رهبر
  • مؤسسات قرآنی و جرئت نظر دادن به آیه
  • بازگشت به لقاء الله؛ معرفت بذر مشاهده
  • باباطاهر؛ دیدن حق در آثار و انزلِ لقاء الله
  • احوال انسان کامل؛ «لنا حالات» و نفی رؤیت خود
  • «إلی ربّک المنتهی»؛ لقاء الله و لقاء رب

نکات کلیدی

  • سیاست این جمع معجونی برخاسته از اعتقادات است. «به اذن الله» در پیام رهبر به معنای «اگر خدا تصادفاً اجازه بدهد» نیست؛ اذن انتقام از ظالم صادر شده و جاری است. آیه: ما از مجرمان انتقام می‌گیریم.
  • تمثیل چشم: دیدن به اذن نفس است؛ نفس ضعیف جلوی گناه چشم را نگه نمی‌دارد. با ارتقاء وجودی معلوم می‌شود نفس برزخ طولی است — کانال حکم مافوق به مادون — نه دیوارِ جداکننده. قوهٔ خیال نمونه است: صورت و رنگ دارد اما وزن و جا ندارد.
  • بالاتر از نفس، روح است؛ بالاتر از روح کانال وجودی متصل به حقیقت‌الحقائق. غیب‌الغیوب اسم ندارد؛ اسماء از آثار و افعال شناخته می‌شوند (خالق، محیی، فعّال). «هو» دو لحظه دارد: عظمت لاتُحَدّ مبدأ، و عجز خودت.
  • بنای عالم بر اذن الله است. «بحول الله وقوته أقوم وأقعد». نفس منتظر صدور اذن نیست؛ اراده در او نهاده شده. رهبر می‌گوید الان دارد جاری می‌شود؛ ما حالیت نداریم.
  • تمثیل مورچه روی کاغذ: جوهر، قلم، انگشت، دست، پیکر، نفس، روح، سرّ و اخفی، تا آنکه حول و قوه از خداست. «و ما أوتیتم من العلم إلّا قلیلا». اذن الهی جاری و ساری است؛ دیده نمی‌شود.
  • آلت و وسیله عوض می‌شود — حاج قاسم بازوی الهی، شهید رضی، شهدای دیروز — اما «ید الله فوق أیدیهم». کوری دنیا تا سنگ قبر ادامه دارد؛ در برابر ارادهٔ الهی چون‌وچرا نیست.
  • جماد و نبات تخطی ندارند؛ «کلّ فی فلک یسبحون». حیوان تا وهم و غضب و شهوت است. انسان شهوانی‌غضبانی حیوان دوپاست نه انسان.
  • پیش از پیاده‌شدن در خارج، موجود در علم الهی عین ثابت است و زبان حال دارد. مثال مهندس و صورت علمیهٔ ساختمان. «لا مؤثر فی الوجود إلّا الله». «کان الله ولم یکن معه شیء والآن کما کان» (به نقل از موسی بن جعفر). معیّت: خدا با ماست؛ کسی با خدا نیست.
  • زیارت زهرا: ممتحنه‌ای که پیش از خلق امتحان شد. در ثغور ربوبی هرچه خواستی همان پیاده شدی: پشت سر ولی یا پشت سر شیاطین. عالم ذر در قوس نزول امشب موضوع نیست.
  • ظاهر کربلا شکست محض بود؛ وقتی سر روی نیزه بود اگر «إنّا من المجرمین منتقمون» می‌گفتی می‌خندیدند. زینب «ما رأیت إلّا جمیلا» گفت چون اذن الله را چشیده بود: عالمه غیر معلّمه، فهمه غیر مفهمه. دیر و زود انتقام به پای ماست؛ مختار دیر آمد، اصحاب اباعبدالله زود.
  • اخذ مستقیم از قرآن بدون واسطه ممکن نیست؛ دست به امام عصر نمی‌رسد. علمای جامع‌الاطراف لازم‌اند نه کسانی که هرچه از دهانشان درآمد به دین بستند.
  • لغزش بزرگان: شیخ صدوق قائل به سهو النبی؛ روایات رتن هندی در اربعین شیخ بهایی؛ محدث نوری صاحب لؤلؤ و مرجان و نویسندهٔ فصل‌الخطاب در تحریف قرآن. علامه شعرانی: سهو در صدوق اولی‌تر از سهو در پیامبر. شعرانی رسالهٔ عدم تحریف نوشت؛ حسن‌زاده حاشیه زد: فصل‌الخطاب فی عدم تحریف کتاب ربّ الأرباب.
  • جملهٔ «قرآن الگوی ماست نه حسن‌زاده آملی» را استاد از بعضی همین هیئت شنید و سخت برآشفت: ما از قرآن چه می‌فهمیم تا کسی مثل حسن‌زاده باز نکند؟ حرف امشب در اذن الله همه از علامه است؛ درس ۹۱ مصباح‌الانس.
  • تحلیل «رهبر به چه پشتوانه‌ای برای آمریکا رجز می‌خواند؛ سلاح ما به آن‌ها نمی‌رسد» و «نکند فیلم است» نشانهٔ نفهمیدن اذن الله است؛ گاهی از ریش‌دار و لباس‌پوش هم برمی‌آید و در جاهای حساس تحلیلگر می‌شود.
  • تجربهٔ صداوسیما: فردی از سپاه در موضع حساس گفت آخوند و مداح همه فاسدند و بچه‌هایشان نماز نمی‌خوانند؛ استاد گفت من خودم آخوندم مداحم و بچه‌هایم نماز می‌خوانند. طرف گفت استثناء. بعد به امیدآفرینی رهبر دربارهٔ رشد جوانان، اعتکاف و جلسات تاخت که به آقا اطلاعات غلط می‌رسد و تحلیلش اشتباه است. استاد او را از صداوسیما بیرون کرد.
  • پشت سر بزرگان باید رفت؛ جایی که عقاب پر بریزد از پشهٔ لاغر چیزی نخیزد.
  • تأسف از برخی مؤسسات قرآنی مشهور: آیه روی میز، «نظر شما چیست؟» پررو کردن مردم برای نظر دادن به قرآن. استاد پای این مؤسسات را به هیئت راه نداد و اعلام آمادگی مناظره کرد. ابن‌عربی در فصوص و فتوحات یک‌یک به آیه استناد می‌کند و خود را خادم و وارث علم انبیا می‌داند نه رسول.
  • بازگشت به اصل: «وقد قیل إن المعرفة بذر المشاهدة». آیهٔ ۶۶ مائده: اگر تورات و انجیل و آنچه از رب نازل شد — قرآن — اقامه شود، از بالا (حضرت الهیه: وحی، الهام، القاء، اعلام) و از زیر پا (حضرت امکانیه: ممکنات، جمادات تا حیوان و زمین و زمان) ارتزاق می‌شود.
  • انزل لقاء الله دیدن حق در آثار است: «به صحرا بنگرم صحرا تو بینم». هیئت نباید در سینه‌زنی بماند؛ سر سفرهٔ عرفه: «الهی ترددی فی الآثار یوجب بعد المزار». امام حسین کربلایی را بالاتر می‌کشد. مرتبهٔ بالاتر: این صحرا نیست؛ تو ظهور کردی شده این — نه اینکه سنگ خداست.
  • هرچه قرآن را در وجود بیشتر اقامه کنی به مراتب بالاتر لقاء می‌رسی. احوال انسان کامل: «لنا حالات لا یسع فیها ملک مقرّب ولا نبی مرسل». نکره در سیاق نفی افادهٔ عموم می‌کند؛ پیامبر خودش را هم نمی‌بیند. امام صادق: لنا حالات — مال آن‌هاست، همیشه هم نیست. «نحن هو وهو نحن» در عین «هو هو ونحن نحن».
  • «وأنّ إلی ربّک المنتهی»: پیامبر به لقاء الله می‌رود؛ ما به لقاء ربّ خودمان. کدام اسم رب و چه شدت و حدّتی، به میزان ارتزاق من فوقهم و من تحت أرجلهم است؛ و آن رزق به میزان اقامهٔ قرآن در وجود و زندگی تقسیم می‌شود. جلسهٔ بعد: دقیق‌ترین بحث بذر مشاهده در مسیر لقاء الله.

اصطلاحات و منابع

  • اذن الله: اذن تکوینی جاری در بنای عالم، نه تعلیق احتمالی؛ کلید فهم پیام رهبر و انتقام و لقاء.
  • برزخ طولی: کانال حکم مافوق به مادون (نفس میان روح و بدن)؛ در برابر برزخ عرضی که دیوار جدایی است. قوهٔ خیال نمونه.
  • غیب‌الغیوب / هویت / هو: ذات بی‌اسم؛ اسماء از آثار و افعال. دو لحظهٔ هو: عظمت مبدأ و عجز عبد.
  • حقیقت‌الحقائق / صورت‌الصور: حقیقت عالم که کانال وجودی به آن وصل است؛ وساطت فیض تا هو.
  • عین ثابت / صورت علمیه / زبان حال: موجود در علم الهی پیش از ظهور خارجی؛ امتحان در ثغور ربوبی.
  • حضرت الهیه / حضرت امکانیه: رزق از بالا (وحی و الهام و القاء و اعلام) و از دایرهٔ ممکنات (آثار، جماد تا زمان).
  • لقاء الله / لقاء رب: پیامبر به لقاء الله؛ ما به لقاء رب مقیّد خود، به قدر اسم و شدّتی که از اقامهٔ قرآن نصیب شده.
  • بذر مشاهده: معرفت بذر مشاهده است؛ دقیق‌ترین بحث کسب معرفت وعدهٔ جلسات بعد.
  • قرآن: فاتحه/۵ و ۲؛ سجده/۲۲؛ حدید/۳؛ اخلاص/۱؛ اسراء/۸۵؛ فتح/۱۰؛ یس/۴۰؛ عنکبوت/۶۹؛ مائده/۶۶؛ نجم/۴۲؛ علق/۸؛ بقره/۱۵۶.
  • ادعیه و زیارات: زیارت حضرت زهرا (ممتحنة… قبل أن یخلقک)؛ دعای عرفه (ترددی فی الآثار یوجب بعد المزار)؛ «ما رأیت إلّا جمیلا»؛ خطاب امام سجاد به زینب: عالمة غیر معلّمة، فهمه غیر مفهمة.
  • روایات و کلمات: «لا حول ولا قوة إلّا بالله»؛ «بحول الله وقوته أقوم وأقعد»؛ «کان الله ولم یکن معه شیء والآن کما کان» (موسی بن جعفر)؛ «لا مؤثر فی الوجود إلّا الله»؛ «اقرأ وارقَ…»؛ «لنا حالات لا یسع فیها ملک مقرّب ولا نبی مرسل» (امام صادق)؛ «نحن هو وهو نحن وهو هو ونحن نحن»؛ «وقد قیل إن المعرفة بذر المشاهدة».
  • شعر: باباطاهر — به صحرا بنگرم صحرا تو بینم / به دریا بنگرم دریا تو بینم.
  • منابع درسی: مصباح‌الانس، درس ۹۱ (علامه حسن‌زاده)؛ فصوص و فتوحات ابن‌عربی (شیخ اکبر)؛ اربعین شیخ بهایی؛ لؤلؤ و مرجان و فصل‌الخطاب محدث نوری؛ رساله و تعلیقهٔ علامه شعرانی و حسن‌زاده: فصل‌الخطاب فی عدم تحریف کتاب ربّ الأرباب؛ قول شیخ صدوق در سهو النبی.
  • پیام رهبر دربارهٔ انتقام «به اذن الله» و اقرار بایدن به صهیونیست بودن؛ سالگرد حاج قاسم و حادثهٔ مزار؛ غزه.

خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.