د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶۹
دارای متن همگام
استعاذه، سلام بر داعی الله و افتتاح جلسه
لقاءاللّٰه ۷۰
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴۰:۵۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۲ سرفصل
## استعاذه، سلام بر داعی الله و افتتاح جلسه
۰:۲۵
## لعنت بر تفکر صهیونیستی؛ غزه و مزار حاج قاسم
۱:۰۰
## «به اذن الله» در پیام رهبر؛ انتقام قطعی است
۴:۰۱
## تمثیل چشم: از پلک تا نفس و روح
۵:۳۶
## غیبالغیوب؛ اسماء از آثار؛ هویتِ «هو»
۵:۵۶
## تمثیل مورچه و کاتب؛ مراتب دیدن «اذن الله»
۶:۴۰
## انتقام به اذن الله همین حالا جاری است
۷:۰۹
## جماد و نبات و حیوان در مدار؛ انسانِ شهوانی
۱۴:۳۵
جماد هرچه که خدا برایش ایجاد کرده همان است. اصلاً:
۱۸:۴۱
## اعیان ثابته و زبان حال؛ مثال مهندس و صورت علمیه
۱۹:۰۱
میگویند از آثار هر کسی پی به قدرت و دارایی مؤثر ببر.
۲۰:۱۱
## کربلا؛ «ما رأیت إلّا جمیلا» و علم حضرت زینب
۲۲:۳۹
ظاهراً که همهاش تلخی بود. چون این اذن الله را میداند. یک کلمه را میداند. میداند. چشیده. علمش را دارد. اینکه فرمود:
۲۳:۴۲
## واسطهٔ فیض؛ علمای جامعالاطراف و لغزش بزرگان
۲۴:۱۷
## اقتدار رهبر و تحلیل غلط از «رجز» در برابر آمریکا
۲۵:۵۸
## تجربهٔ تلخ صداوسیما؛ توهین به امیدآفرینی رهبر
۲۹:۲۳
## مؤسسات قرآنی و جرئت نظر دادن به آیه
۳۲:۰۳
## بازگشت به لقاء الله؛ معرفت بذر مشاهده
۳۴:۰۴
یادتان هست؟ گفتیم بذر مشاهده چیست؟ معرفت است. بعد این آیه را معرفی کردیم که آیهٔ شصتوشش مائده:
۳۴:۳۵
## باباطاهر؛ دیدن حق در آثار و انزلِ لقاء الله
۳۵:۴۵
## احوال انسان کامل؛ «لنا حالات» و نفی رؤیت خود
۳۶:۰۵
پیغمبر، ربّتان؛ انتهای انتهاست. همه به سمت او در حرکتاند.
۳۹:۴۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
اللهم ای کا نعبد و ای
کا نستعین. الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمه الله.
هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سواه فدا.
تشکران از اینکه یعنی شکرانه از اینکه
اجازه دادن لحظاتی ما سر سفرهی کمال جدشون امیرالمؤمنین بشینیم
و ذکر او رو بگیم و گرد اهل ایمان باشیم
تا این هنوز نفس قطع نشده.
الحمد لله على کل نعمته
شکرانه صلواتی خط بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل
محمد آ last. لعنت خدا
بیش از پیش بر همه اونهایی که
تفکرات صهیونیستی دارن و اونهایی که
به مردم مظلوم و بیپناه رحم نمیکنن.
جیر، جرات و جگر
رویارویی مستقیم در جبهه و جهاد رو ندارن.
زورشون رو به مردم بیپناه و مظلوم نشون میدن.
مثل اینکه اونچه که در غزه داره میگذره، اونچه که
دیروز در مزار حاج قاسم اتفاق افتاد.
اینا نش-- واقعا نشانه
زبونی و خاری و سستی
اونهاست. ای الله اگر مرد بودید رو در رو با رزمندگان ما میجنگیدید.
چه مرضی دارید که شما سر زن و بچه خالی میکنید؟
این همش تفکرات صهیونیستیست.
اینکه دیروزم رهبر عزیزمون تو پیامشون فرمودن
که این رئیس جمهور فعلی آمریکا، بایدن ملعون،
این خبیث هم چندین بار
خودش اقرار کرده که من هم صهیونیستم.
اصلاً خودش تفکراتش صهیونیستیه و خودشم
افتخار میکنه به اینکه
من صهیونیستم. لذا اونا رو هم حمایت میکنه و اصلاً اونا رو برای حمایت میخواد.
اسرائیل رو برای هم منامه و م-مطامع دنیویش که بالاخره انتخابات آمریکا هم نزدیکه و
میخواد از طرفی هم این همه تسلیحاتی که بالاخره اینا میسازن،
یکی از مهمترین صنایع پولساز آمریکا
ساخت تسلیحات نظامیه
و قبلاً عرض کردم اینها
منه-- وقتی بالاخره اینام تاریخ مصرف دارن.
وقتی که تاریخ مصرفش تموم میشه،
منهدم کردن اینها هزینهش به مراتب بیشتر از تولید اینهاست.
خب کجا اینها رو منهدم کنن؟
اعدام اینا رو کجا انجام بدن؟
م-- بالاخره کجا براشون بهتر از سر مردم مظلوم و بیدفاع؟
اونم بالاخره پولی که از اسرائیل میگیرن برای
تقویت خودشون. الان به شدت دلار افت کرده، به شدت
وضعیت اقتصادی آمریکا به هم ریختهست.
اینها از این راهها بالاخره--
ببینید دنیا با اینها چه کرده که بیست هزار بیست و یک،
دو هزار آدم بیپناه رو به خاک و خون ب-ب-بدون بیدفاع، مردم بیدفاع بکشونن
که اینا بخوان به دنیاشون و به پولشون برسن.
من نمیدونم چقدر بعضیا باید بدبخت و بیچاره باشن که
باز هم من و من کنن اینجور جاها.
آه بخواد خودشونو بکشن مثلا
ما محکوم میکنیم. اون رو کردید محکوم کردیم.
این تفکرات که حالا انتشار همین تفکرات ادامه همینها میشه.
اینطوری رحم نکردن به
مردم و زن و بچههایی که دیروز اومدن.
واقعاً چقدر زیبا رهبر عزیزمون پیامشون رو دقت کردید، اون قصه انتقا--
انتقامی که از این دشمنها گرفته خواهد شد به اذن الله.
این به اذن الله خیلی مهمه.
حالا بعضیا میان چه میکنن؟
اینایی که خیلی تو بحث
اعتقادات، یعنی میخوام بگم که حتی سیاست ما هم عجین،
یک معجونیست برخاسته از دل اعتقادات ما، باورهای ما.
بعضیا اینجا گمان میکنند که حالا مثلاً رهبر فرمود که یعنی اگر خدا اجازه بده مثلاً انتقام گرفته میشه.
توجه کردید؟ مگه میشه خدا اجازه نده؟
ان намن المجرمین منتقمون.
همین الان آیهش رو خوندیم دیگه.
اِاِاِ خود خدا فرموده ما انتقام میگیریم.
این قطعیه. یعنی اینطور نیست.
اشتباه نشه. اشتباه نشه.
یه منبر میخواد همین کلمه به اذن الله رهبر که فرمود که روش کار بشه.
این به اذن الله یعنی چی؟
الان خیلی راحت دارید متوجه میشید.
مگه میشه خدا اذن
انتقام از ظالم رو نداد، نداده باشه یا نده؟
ما منتظر اذن باشیم؟
میدونید دقیقاً مثل چیه؟ مثل اینکه الان چشم شما داره به اذن الله میبینه.
دقیقاً مثل اینه. اگر اذن الهی نبود، شما الان چشمت چجوری میبینه؟
نفست داره میبینه دیگه. نفس.
الان این چشم، این چشم
به اذن نفس داره میبینه.
نفس اراده کنه این چشم نمیبینه.
چشمتو میبندی. اراده نفس بر این تعلق میگیره، حکمشو پیاده میکنه در مرتبه مادون که بدنه.
پلک میزنی چشمتو میبندی، نمیبینی.
ها؟ این اراده nefse دیگه.
لذا کسی که جلوی گناه نمیتونه خودشو، چشمشو نگه داره نفسش ضعیفه.
نفوس ضعیفه اینچنینا.
حالا وقتی که یه مقدار بیای بالاتر
رشد کنی، ارتقاء وجودی پیدا کنی میگی نه این نفس نیست که اول که خیلی دیدت پایین باشه میگی این چشم بسته شد.
پلک، پلک رو بست--
پلک و چشم بسته شد نمیبینه ولی یک مقدار
تعالی وجودی پیدا کنیم میگه نه
اذن نفس بر این تعلق گرفت که حالا یا باز باشه یا بسته باشه.
یه مقدار ارتقا وجودی پیدا کنید میگه آقا نفس هم کانال
انتقال حکم مافوق به مادونه اون برزخه.
برزخ نه مثل یک دیواری که دو چیز را از هم جدا کنه؛
اون برزخ عرضیه. برزخ طولی منظورمونه یعنی اینکه هم حکم هم از جنس بالاست هم پایین
در عین حال نه پایینی است نه بالایی است.
از این حس میگیم برزخ مثلا قوه خیال نه مادیه
نه صد درصد مجرده عقليه.
یکی چیزیه مج-- از این حیث میگیم برزخ طولی یعنی در حین اینکه
صورت و شکل ایجاد میکنه، انشا میکنه این مادیه، شکل داره، صورت داره،
هیأت داره، رنگ داره و قوه خیالت
خب؟ اما از، از حیث اینکه
این خب سنگینی نداره که وزن نداره که بو نداره که جا اشغال نمیکنه چه چه میشه چی؟
مجرد يعني از جنس عقله.
از این حس میگیم. کسی که مقدار ارتقاء وجودی پیدا کنه میای بالا میگی نه آقا اذن نفس نبود.
نفس برزخ طولی بود اینجا اون اذن روح بود.
روح ارادش رو از طریق نفس در چشم پیاده کرد."
حالا bas ta’ala بیا بالا.
Irgh ab vrgh همینرو بخون بیا بالا.
بیا بالا وقتی که ارتقاء وجودی بیشتری پیدا کردی بگو "نه آقا
روح هم نبود که روح هم مستقل نیست که.
اون کانال وجودی من که مرتبط با حقیقت
عالم بود، حقیقت الحقائق،
صورت الصور." چی بهش بگیم؟
بگیم وجود؟ بگیم حق?
چه لفظی پیدا کنیم؟ این لفظها همه خاکیاند نمی تونن تداعی عضو کنند لذا غیب الغیوب اسم ندارد اصلا.
ما در مرتبه فعلش میگیم از این حیث که احیا کرده،
ها، inşa کرده از اینکه خلق کرده میگیم خالق است,حیّ است محیی است،
محیی است. اسمش اینطوری مشخص میشود.
از حیث اینکه مثلاً
فعلش رو پیاده کرده فعال است چهچه اسما به-با افعال الهی از آثار الهی اسماء منتشر میشن.
متوجه اسماء الهی میشویم از آثار الهی.
حالا خودش چی؟ او هویته، او هوي.
او چیه؟ چه میدونم چیه؟
اون غيب الغيوب اصلاً اسم نداره.
او... دیگه فقط میتونیم بگیم از روی اجزمون
،از رو اجزمون بگیم هوَ که این هوَة دوبلجهیه خیلی
عظیمه، خیلی باعظمت و شیرينه.
لذا بزرگان یک حرف بسیار باعظمت که بخوان پیاده کنن اون بالاش مینویسن hu.
این معلومه که حرف خیلی حرفe...,
باعظمتیه. که از ح-- دولحهیه از یک حیث عظمت
لایتناهی لاتاحد ولاتحصای
مبدأ رو داری بیان میکنی که غیب الغیوبیست که اصلأ نمیشه فهمید او چیست، او کیست.
از یک حیث هم اجz خودت رو داری بیان میکنی.
میگی هوة Hu تو نمیتونی بفهمی که اون کیست و او چیست.
همین جوري برا ارتقای وجودی میگه آقا روح نبود که اون وصل از کانال وجودی وصل به حقیقتالحقائق بود.
همین jори میگه آقا حقیقتالحقائق بود
بعد چند واسطه های فیض بودند تا میرسی به
همان هوە.هو الاول والاخر والظاهر والباطن.
او، اون هوە. قل هو الله
احد. اون هوە بود.
توجه کردین اول چشم بود.
حالا این به اذن الله الان تو تکوینه یعنی در این
اکوان که میگن این د-عالم عالم کون و فساد است.
در این اکوان تکویناً در چشم ما نهفته شده اذن نفس،
که نفس اینجوری نیستش که مثلاً بگه خوب اذن صادر شد این ک-- اذن صادر نشده فعلا اینجوری نیست که اصلا
یعنی م-- نفس منتظر نیست که.
نفس آنی اراده کنه، اراده در وجود خود خدا این ارادة رو قرار داده در نفس
که بتونه چشم رو ببنده باز کنه در روح،
در اون کانال وجودی. همین Jوري برو تا هویت اون
Ho که همه چی لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
من هستم که اقوم واقعد وقت بحث جسم و ماده که میشه منم که اقوم و پا میشم واقعد و مینشینم.
أما بحول الله وقوتہ ای
اقوم واقعد. ریشه اونجاس.این به اذن الله
تکویناً در نظام آفریнеш
بناست و بناء شده.
مبنا داره. أصلا بنای عالم بر مبنای اذن الله.
یعنی اذن الهی صادر شده
از همون اول. هو الأول
والاخر والظاهر والباطن از اول و آخر و ظاهر وباطن در عالم بنا شده اذن الهی که إن أم للمجرمين متاب.
اصلاً این اذن هست.یعنی رهبر میفرمود که الان این داره جاری میشود.
اصلاً جاريه ساريه شما حالیت نیست.
مثلم تصور کنید example دیگه مورچه رو
شما اگه یه مورچهای خیلی کودن باشه
نگاه میکنه که میبینه یه نفر فرض کن روی کاغذ داره با قلم چیزی مینویسه
توجه کردید؟ خیلی چشمش مثلا سطحیبین باشه میگه این قلمه
داره مینویسه. اول میگه این جوهره، این جوهره که پخش شد رو این کاغذ داره این کله--
مورچه رو کاغذ باشه تصور کنید.
داره میگه این جوهره داره نوشته میشه.
جوهر یعنی اون حرکت و اون سرایان و اون جریـ-جریان رو از چی میبینه؟
این جوهره. یه مورچه دیگه میاد بهش میگه بابا خرفت، بیشور، ببخشید
حالیت باشه تعال و کل-- سرتو بیار بالا تر نگاه کن این قلمهست داره مینویسه.
جوهر چیه؟ قلم داره مینویسه جوهره رو پخش میکنه.
میگه راست میگه و چشاش باز میشه.
بعد اون یکی دیگه میاد میزنه تو سر اون یکی مورچه میگه بدبخت سرتو بیار بالا تر.
ببین این قلم نیست که این قلم تو دست تو این انگلا-الای انگشت این نویسنده است.
کاتب اونه. این قلم کارهای نیست که.
اون داره میچرخونه این قلم رو.
سرایان و جری-جریان به دست اوست.
بعد اونم باد به غبغبش میندازه مثل من فکر میکنه دیگه همهی حرفو فهمیده و زده.
یه مورچه دانشمندتر میاد میزنه تو سر اون میگه ای بیچاره این دست نیست که نمینویسه.
نگاه کن این دست وصله به این ده-بازو.
این انگشت نیست که قلم رو حرکت میده.
این وصله به این ساعد و بازو و کل این دست داره حرکت میکنه که انگشت میتونه چه کنه.
ربطی به این انگشت نداره که.
انگشت یه آلهایه، یه وسیلهست.
اگه اراده توی این دست نباشه بیا--
اونم مثلا باد دوباره به غبغب میندازه فکر میکنه دیگه آخر حرفو فهمید و زد و تا آخه اون دانشمند تره میاد
میزنه تو سر اون بیچاره ارتقاء و-- ارتقاء وجودی پیدا کن.
اقرأ ورقأ اینو ببین برو بالا.
مراتب ذا-- اصلا عالم ذات مراتب، ذات مدارج و معارج.
برو معراج درجهها رو طی کن و
این چه درجه پایینی برای خودت اختیار کردی اینقدر سطحی بینی.
برو بالا. میگه ارا-- بابا چیه قصه؟
من تا همین جا رو فهمیدم. میگه نمیبینی که این دست متصل به یه پیکریه.
این پیکر این آدمه داره مینویسه.
این ربطی به این دست نداره که.
این پیکر آآ آدم هست که داره مینویسه.
دست به خودی خود که این از-- اگه جدا بشه از پیکر هستی یعنی از پیکر این
بدن چه دیگه نقشی داره؟
یه مردهست، یک جیفه است.
اونم میگه به به! چه چیزی فهمیدم.
احسنت به شما معلم عزیزم.
فداتون بشم. آخر حرفو شما زدی.
دیگه این آخر عرفانه. اصلا دیگه بالاتر از این نیست.
اصلا نه یه، یه دانشمند دیگه، یه دا-- یه مورچه خیلی زیرک و باهوش و فهیمی میاد میگه آقا
قرآن میفرماید
چیزی به شما از علم داده نشده الا قلیل.
یه چیزی-- کلهتو بیار بالاتر نگاه کن.
این پیکره این نیست.
این جسم نیست که داره مینویسه.
این جسم یه نفس داره.
نفسش داره اراده میکنه که این دست حرکت کنه.
این بدن چگونه اراده کنه.
حالا اون دوباره میزنه تو سر اون یکی میگه بابا بیچاره این چه نگاهیه داری؟
برو بالاتر روحه. اون میگه سره، سر و سر خفی اخفا همینطوری
میبرن بالاتر تا آقا حالا اون که دیگه پیغمبر
مورچههاست میگه آقا
اصلا این حرفا چیه میزنی؟
چیز و حرف و چ-- عقومه و عقل داره از ما اما حول و قوه از اون خداست که داره مینویسه.
تو چی کارهای؟ این اذن الله.
اذن الهی یعنی این. اصلا جاریه، ساريه.
من و تو نمیبینیم. اینکه رهبر عزیزمون اونجا فرمودن به اذن الله بخونید پیامشو تو کانالم بچهها گذاشتن.
این انتقام به اذن الله
گرفته میشه یعنی داره گرفته میشه.
خبر ندارید شما. این
فرمایشات رهبرم درسته ایشون جامعهشناس قدر و قحاریست.
اما رو مبنای
مبانی دینی اینها یه مثالشو الان من زدم.
من و شما بیخبر فکر میکنیم ایشون جامعهشناس خوبیه.
از این روندیه، روندی که مثلا اسرائیل داره تو منطقه طی میکنه،
داره قبر خودشو میکنه. از حیث جامعهشناسی و این بیزاری دن--
جوامع بشری از ایشون و راهپیماییها و این برآیندی که مثلا میبینه جامعهشناس خوبیه.
از این برآیند ایشون مثلا حدس میزنه که آره این چه-- بابا این اصلا این تو نظام عالم دار-- جاریه.
چه من و شما بخوایم چه-- حالا آلتش کی باشه؟
وسیلهش کی باشه؟ واسطه فیض اینجا کی باشه؟
اون دیگه هنر کی باشه. یکی بشه حاج قاسم بشه اون بازو، بازو الهی بشه.
ولی اون دست خدا بالا دسته.
یکی، یکی مثلا مثل شهید رضی همینطوری هر کسی یه سری مثل شهدای دیشب، دیروز اینام تو این مسیرن.
تو این مسیر قرار میگیرن. هرکس که-- و الا اراده الهی داره جاری میشه عزیز دلم.
این همه آدم دارن
کوری میخونن برای عالم.
این همه آدم دارن برای عالم کوری میخونن.
چقدر اینا طول میکشه که این کوریشون ادامه پیدا کنه.
همهشون بدون استثناء این دماغشونو که بگیری خفه میشن.
چند وقت دیگه، دیگه نفسشون بالا نمیاد.
سنگشون به سر بدبختشون به سنگ قبر میخوره و تمام.
اونجا دیگه تمومه. اونجا همه میفهمن.
چقدر مگه میخوای با-- این اراده الهیه که داره جاری میشه.
کی میتونه در برابر اراده الهی چون و چرا بیاره؟
یه مقداری فقط هم آدمه.
حیوانات دارن کار خودشونو میکنن.
آزارشون به کسی نمیرسه. طبیعتش اینطوری خلق شده.
طبیعت شی-- حیوان
تا آقا به وهمه. رو چیه ظهور و بروز غضب و شهوته.
طبیعیه که انسانی که شهوانی و غضبانی
زندگی میکنه این حیوان، حیوان
چهار دست و پاست حیوانه دو پا شده.
و الا انسان که این نیست که.
اون همونه حیوانه. چیزی از این
بیشتر از این ازش توقع نمیره.
جماد هرچی که خدا براش ایجاد کرده همونه.
آن اصلا کلًا فی فلك یسبحون.
توی مدار خاصی تصبیح شناورن اینها.
اصلا هیچ تخطی ندارن.
نباتات عینا آنچه که حضرت حق--
و یه انسانه به واسطه اونم ارادهای که داره این ارادهشم
زبان حالشه. دقت بفرمایید تو بحثهای حکمی گفتیم
وقتی ما در علم الهی بودیم
قبل از اینکه این علم پیاده بشه،
به اون میگن عین ثابت.
اونجا یه زبان حالی داشتیم. یه مثال بزنم که باز یه تداعی بشه.
این مثالو فکر کنم تا حالا براتون نزدم.
مثل یه مهندسی رو فرض کنید مثلا آقای مهندس طالب اینجا نشستن تو کار سازههایی که دارن میخوان بسازن.
قبل از اینکه این سازه رو پیاده کنن، قبل از اینکه این نقشه رو پیاده کنن یعنی بنا رو بسازن، بنا کنن،
این نقشه این ساختمون تو وعاء ذهن و فکرش بود که اینو چگونه بسازه.
درسته؟ حتی تصور میکرد این ساختمون چه شکلی میشه.
این ا-تو علمش بود.
صورت، به این میگن صورت علمیه.
صور علمیه یعنی این چیزای عجیب اینی.
قبل از اینکه بنا بشه و ب-در بیرون از خودش این پیاده بشه، تو ذهن خودش، تو فکر
خودش این مهندس نقشه این ساختمان رو داشت.
بعد اینو اومد پیادهاش کرد. ظهورش داد، بروزش داد.
حالا پیاده شده این ساختمون بنا شده.
اثر کیه؟ میگه از، از آثار هر کسی پی به
قدرت و دارایی مؤثر ببر.
لا مؤثر فی الوجود الا الله.
همه این عوالم هستی اثر حقن.
فعل حقن. ببین او کیه که این اثرشه.
حالا این علم همونطور که الان مثال زدم، خدا هم به همچنین.
خدا اول علم داشت به
وجود موجودات. اصلا بگیریم که حالا
کان الله ولم یکن معهُ شی.
حالا بگیریم اصلا اینطوری اگرچه موسی بن جعفر علیهم السلام فرمود و الان کما کان الانم اونطوره
که خدا بود وقتی که هیچکس با او نبود.
ها این معیت باید تعریف بشه.
هیچکس معهُ نیست. خدا معهُ است.
ان الله مع المحسنین.
خدا مع همه است. کسی مع خدا نیست.
اینم یه معناشه. ولی در هر حال
میخوام عرض کنم که خدا اون موقع که ما در علم الهی بودیم و هنوز
به قولی پیاده نشده بودیم، به عنوان اسم الله ظهور نکرده بودیم، باطن عالم بودیم،
در ثغور ربوبی بودیم،
یه زبان حالی داشتیم. خدا میدونست که ما چی میخوایم ازش.
درسته؟ خدا اینو میدونست که در زیارت حضرت زهرا صلوات الله علیها میگه السلام علیک یا ممتحنه
الذي خلقک قبل ان يخلقک.
کی تو رو امتحان کرد؟ اون کسی که تو رو خلق کرد.
اون کیه؟ کی خلق-- کی،
کی امتحانت کرد؟ قبل ان يخلقک.
قبل از اینکه خلقت کنه. یعنی اینکه تو بودی در ثغور ربوبی، در علم الهی بودی، اونجا امتحانت کرد.
زبان حال تو میدونست.
اون ارادهست، اون ارادهست.
توجه بفرمایید نسبت به زبان حالی که ما اونجا داشتیم.
یعنی اونجا خدا اجازه داد تو ازش بخوای.
ما همین تکوینا به اذن الله تو وجود ما بود.
اونجا هرچی خواستی نسبت به همون پیاده شدی.
میخواستی چیکاره باشی؟ چگونه باشی؟
پاک باشی یا خبیث باشی؟ همشو پشت-- همونجا پشت سر ولی خودتم راه افتادی یا پشت سر شیاطین راه افتادی یا پشت سر
چی آل الله راه افتادی.
یا بحث عالم زر اینجا پیش میاد در قوس نزول،
در برزخ نزولی. که حالا
بحث به اینجا خیلی مربوط نیست قبلاً هم گفتیم.
پس این به اذن الله در همه کائنات جاری و ساری هست.
خدا بخوای نخوای از اون انتقام خواهد گرفت.
مثلا ابا عبدالله چرا حضرت زینب صلوات الله علیها ظاهراً خیلی تلخه.
همش له شدن و داغون شدن و اسارت و
ظاهراً حتی از جهت بعد اجتماعی و سیاسی شکسته.
شکست محض. تمام شد کار.
کسی نموند از آقا. یه شیرخوارهام اونم زدن کشتن.
یه جوان مریض هم مریض احوالی انداختن
و بچه اسیر. تمام شد دیگه از حیث اجتماعی، سیاسی هرچی فکر کنی کار تمام شد.
اما انame من المجرمین منتقمن.
انتقام ببین الان شما داری اگه یه زمانی میگفتن اون موقع،
اون موقعی که سر ابی عبدالله رو نیزه بود، میگفتن انame من المجرمین منتقمن همه میخندیدن.
این حرفا چیه ها؟ چی داری میگی؟
چرا حضرت زینب گفت ما رأیت الا جمیلا؟
ظاهراً که همش تلخی بود.
چون این اذن الله رو میدونه.
یه کلمه رو میدونه. میدونه.
چشیده. علمش رو داره.
اینکه فرمود انت بحمد الله علمت غير معلمة أو فهمت غير مفهمة یعنی
خدا تعلیم کرده بود بهش. فهمونده بود به حضرت زینب صلوات الله علیها که اذن الهی یعنی چی؟
جاریه. اصلاً غیر از این باشه
نمیشه. منتها دیر و زود داره.
دیگه بست-- این دیر و زود شدنش دست همین شماست.
زودتر انتقام بگیره، دیرتر انتقام بگیره.
یکی مثل مختار خب
دیر دست به کار شد ولی انتقام گرفت.
دیر دست به کار شد. یکی هم اونجا همراه ابا عبدالله زود هنگام پا شد انتقامشو گرفت.
اینها ببین ما چقدر قرآن تا اینجا خوندیم، تا همین جای علم
دنیا که خ-- عمری که از ما رفته چقدر
قرآن خوندیم آیا این چیزایی که داریم میگیم رو از قرآن مستقیم میتونیم است-- اخذ کنیم؟
نه. چی میخواد؟
واسطه. دست ما که به امام عصر نمیرسه.
علمای جامع الاطراف،
جامع الاطراف. نه اونایی که هرچی از دهنشون دراومد رو بستن به دین.
حتی بزرگان ما اینجا اشتباهاتی دارن، اشتباهات فاحش.
شیخ صدوق سهو النبی داره.
شیخ صدوق به معظم سهو النبی داره یعنی قائل به اینه که پیغمبر هم
یاد-- فراموشی بهش دست میده.
یهو تو نمازش یادش رفته نمازشو.
روایاتی که باب رتن هندی ملعون چندین هزار روایت جعل کرد.
شیخ بها تو arbaeenش میاره و دیگران.
اینجا علیات رو کی باید ما رو از شر اینا خلاص کنه؟
علمای جامع الاطراف.
عزیز... حاج نوری، حاج نوری
در فصل الخطاب فی تحریف
کتاب رب الارباب. چند روز پیش تو همون
یادم نیست تو کدوم مبحثی بود اینو گفتیم.
تو کانال فکر کنم بچه ها گذاشتن.
اینو یه ذره مبسوط ترشو گفتیم.
که اون هم صاحب کتاب ما-- چیزو میگم، لؤلؤ مرجان.
محدث نوری، یکی از علمای برجسته ما.
اما کتابی نوشته در تحریف قرآن شما باورتون میشه؟
بعد علامه شهرانی می فرماید هم شیخ صدوق از اینکه از بحث سهو،
سهو النبی اگه امر دائر بشه که سهو در شیخ صدوقه یا در پیغمبر، در،
در شیخ صدوق اولی تره سهو وجود داشته باشه.
پس این کارش خودش سهوه، خطاست.
توجه کردی؟ و
در خصوص همین فصل الکتاب-- فصل الخطاب
حاج نوری هم علامه شهرانی یه جزوه ای مینویسه.
مینویسه، بعد علامه حسن زاده بهش تهشیه میزنه، تعلیقه میزنه، اضافهش میکنه.
یه کتاب شیرین همونو ولی در عدم تحریف.
فصل الخطاب فی عدم تحریف کتاب رب الارباب.
کی این کارو میکنه؟ علامه حسن زاده.
بزرگان ما سر خوردن.
بعد بچه هیئتی، بچه مسجدی چهار تا کتاب و جزوه و چهار تا سخنرانی و منبر و اینور و اونور شنیده،
یهو برمیگرده در میاد مثلا یه چیزی در مورد علامه حسن زاده میگه،
سرخ و سفید میشه. آخه بچه بشین سر جات.
طرف اینجا گریه کن ما بود چهار تا کلاس رفته حوزه درس خونده بعد بیانیه داده بر علیه علامه حسن زاده ذو فنون
زمان. بدبخت آخه بخدا اگه من اونجا بودم چنان خفتتو میگرفتم.
یه بدبختي بعضی بچه های هیئت خودمونم این ادعا رو دارن.
مثلا من شنیدم متاسفانه از بعضی از این شماها که الان اینجا نشستین
که ما فصل الخطاب
یا اون چیزی که نصب العين مون و اینا
گل-- مثلا پیشوا و الگو ماست و هرچی،
اون قرآنه. ما میخوایم تو زندگیمون قرآن همه کاره باشه نه حسن زاده
آملی حتی با این لفظ که من خیلی ناراحت شدم وقتی اینو از یکی از شماها شنیدم.
یعنی انقدر خودمو کنترل کردم فقط تو گوشت نزدم.
بس که این حرفو زدی. انقدر آدم معذرت میخوام،
نفهمه مسائل رو. خب ما که چه میفهمیم از قرآن؟
تا یه کسی مثل علامه حسن زاده نیاد اینا رو برا ما باز کنه، الان من این حرفا که از اذن الله زدم کی اینا رو زده؟
همش حرفای علامه است. من که از خودم که نمیگم که.
درس نود و یک مصباح العنس ایشون رو بخونید ببینید قشنگ اینا رو گفته.
بحث چی بود؟ اذن الله بود. یه ببینید یه، یه کلمه جمله رهبر اذن الله تو پیامش
همینطوری نگاه کنی چی برداشت میکنی؟
حالا از لحاظ سیاسی اجتماعیاش که خیلی هم خودتو سیاسی بدونی اما از حیث حکمت و عرفان و اون
خمیرمایه و درون مایه قرآن نگاه کنی چی میبینی؟
با چه اطمینانی بعد بعضیاتون باز همین بچه ها همینجا اومدن گفتن حاج آقا رهبر آخه با چ--
من موندم خودش بچه سپاهیه.
به من میگه من موندم رهبر به چه پشتوانه ای اینطوری
رجز میخونه برا آمریکا. آخه کدوم یک از سلاح ما به سلاح های آمریکا میرسه؟
بیچاره. آخه تو اینطوری دیدی قصه رو.
یعنی وقتی نفهمی بعد اقتدار رهبرت هم معذرت میخوام میشینی تحلیل میکنی.
میگی نکنه فیلمه؟ استغفرالله.
مثل اون نمیدونم لعن کنم اینجور آدما رو.
خدا شاهده میمونن گاهی اوقات.
اینایی که تو این ریش هم گذاشتن.
گاهیشون تو این لباسا هم هستن.
چه خاکی به سرمون بریزیم ما.
بعد تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی نظام هم تو جاهای حساس میشن.
تو همین صداوسیمای خودمون با یکیشون من بحثم شد.
در حساس ترین جاهای صدا سیما اومده بود از طرف سپاه.
حالا نگم از کجای سپاه،
بد میشه تف سربالاست.
طرف اومده بود بحثو بالا کشید.
بحث، بحث. شروع کرد همه مردم خراب شدن، جامعه رو به ف--
اذن الله، اذن الهی داره میره، آخوندا همه فاسدن، مداحا همه کثیفن، بچه هاشون نماز نمیخونن.
شروع کرد گفت، گفت، گفت.
گفتم چرا دروغ میگی؟ من خودم آخوندم مداحم.
بچه هام الحمد لله نمازشونو میخونن.
چرا میگی بچه های آخوندا، مداحا نماز نمیخونن؟
گفت حالا استثنائا شما یه دونه.
گفتم غلط کردی که میگی. یه استثنا خود من.
چرا دروغ میگی؟ بعد شروع کرد گفت نه همه هرزه ان همه چشمشون فلانه، همه زن بازن.
العیاذ بالله چی. انقدر گفت، گفت حالا این آقا اومده تحلیل کنه مثلا خروجی های صدا و سیما رو برا من و شما.
بعد گفت من خودم هیئت دارم، من خودم
منبریام، من خودم تحلیلگرم.
انقدر من، من بخوره تو سرمون این من، من کردن
کار ما رو به اینجا کشوند.
بعد بهش گفتم آقا اینطور که شما میگی که کاملاً مغایره با فرمایش رهبری که این همه امیدآفرینی میکنه.
میگه جوونهای الان خیلی بهتر از قبلاً.
الان اینجوریه خیلی رشد کردن این همه اعتکافها، این همه جلسات، این همه
شورو هماسه ها. بعد گفت بله.
اصلاً مخ مسدود کشید این آقا.
گفت بله به رهبر هم
اطلاعات اشتباه میرسونن، آقا هم تو تجزیه تحلیلش اشتباه میکنن.
یعنی دیگه نتونستم تحمل کنم خودمو.
گفتم جمع کن، جمع کن، جمع کن بستهت رو برو گمشو از این
صداوسیما بیرون. خجالت بکشید.
مگه شما آبروی اسلام و انقلابو دارید میبرید تو اینا.
بحثمون بالا کشید و فلان و.
دیدم ناراحت شد. گفت چرا آقا ناراحت شدی؟
گفتم فـ_ باید هم بشم.
این همه حرف زدی، حرف زدی من ساکت نشستم.
حالا دیگه به رهبرم داری جسارت میکنی من باز دهنمو ببندم؟
اگه مردی بیا بشینیم با هم بحث کنیم.
گفت نه من کار دارم. گفتم شمارهش رو گرفتم.
حالا کاری نداریم. تجربههای تلخمون رو برای شما بازگو نکنیم.
آدم باید پشت سر بزرگان حرکت کنه تا ناب ناب ناب اسلام رو یاد بگیره، انقلاب اِاِ-- قرآن رو یاد بگیره.
عزیز دلم گندههامون جایی که عقاب پر بریزد از پشه لاغری چیزی نخیزد.
گنده گنده هامون قـ_ گاهاً سر خوردن دیگه مثال زدم براتون دیگه من و شما دیگه.
بعد من واقعاً تأسفم به بعضیا مثلاً مؤسسه همهشونو زیر
سؤال نمیبرم اما خیلی دردمندم از مؤسسات قرآنی حتی اونایی که خیلی هم
مشهور شدن، معروف شدن که بخوره تو سر این معروفیتها و این مشهوریتها.
که دیدم دیگه جلساتشون رو دیدم جوونا رو جمع میکنن یه آیه رو میذارن جنا_
جلو روی میز میگن آقا شما نظرتو در مورد این آیه بگو.
شما نظرتو در مورد، شما نظرتو.
مگه اینا کیان که نظر در مورد آیات بدن؟
تو کی هستی اصلاً؟
چجوری جرأت میکنی به همین راحتی نگاه مردم رو به قرآن باز کنی؟
پررو کنی مردم رو که خب
نظر شما چیه در مورد این آیه؟
شما کی هستی که نظر بدی؟
برو شیرتو بخور فعلاً. اینقدر پر-- جسور کردن، جسارت دادن به مردم بعضی که کارای مثلاً قرآنی هم میخوان بکنن.
هرکی دوستش بود من مناظره میکنم تو این زمینه.
چون میدونم بعضیاتون که اینجا نشستید این حرفای منو قبول ندارید و با این مؤسسات در ارتباطید و حتی
یه زمانی میخواستید پای اونا رو به هیئت ما باز کنید.
بنده مقاومت کردم.
مگه شوخیه؟ شیخ اکبر تمام آنچه که تو فصوصش و در فتوحاتش میره یک یک بر استناد بر
آیات و اینا هرچی میگه از آیات استفاده میکنه.
بعد آخرشم میگه من همون اول اول فصوصش برید بخونید خودشو چجوری معرفی میکنه.
که من ادعا نمیکنم رسول و نبی و اینها.
من خادم اونهام. من وارث علم اونهام.
بحث ما از دستمون در رفت و دیگه به کتاب اصلیمون و بحث لقاء الله شبای جمعه نرسیدیم.
برای اینکه متصل شیم دو سه دقیقه به من وقت بدید.
اِاِه یک بار دیگه. حالا خیره،
خیره دیگه بحث جلسه ما به نیابت شهدا بود و این حادثه تلخ اخیر و سالگرد حاج قاسم
عزیزمون و اینها میطلبد بالاخره این بحثها.
اما بحث ما رسیده بود به یکی از مهمترین بخشهای
بحث لقاء الله که "وقد قیل ان المعرفة بذر المشاهده" یادتونه؟
گفتیم بذر مشاهده چیه؟
معرفته. بعد این آیه رو معرفی کردیم که آیه شصت و شش مائده "ولو انهم اقاموا التوراة والانجيل وما انزل اليهم
من ربهم لاکلوا من فوقهم ومن تحت ارجلهم".
عرض کردیم که این اگر کسی اقامه کرد،
الحمد لله که بحث قرآن هم کردیم.
اگر کسی قرآن رو اقامه کرد، اقامو
اقامه کرد قرآن و دستورات الهی رو تو زندگیش چه اتفاقی میافته؟
لا اکلوا قطعاً میخوره من فوقهم از بالا یعنی از حضرت الهیه.
یعنی از حضرت الهیه رزق دریافت میکنه.
به نحو ایحاء، الهام، القا،
اعلام دیگه حداقلش و من تحت ارجلهم از زیر پاش هم میخوره.
یعنی از حضرت امکانیه اصطلاحاً.
یعنی از امکان،
از محیط امکان، از
دایره امکان، ممکنات، موجودات، خلائق، کثرات از ادنی و
انزل مراتب هستی.
یعنی از همین آثار الهی،
از اون پستترینش از جهت فلسفی که جمادات و نباتات و همینطور
بیا بالا حیوان میبینه رزق الهی از حیوان دریافت میکنه.
جماد میبینه، زمین میبینه، زمان میبینه همینطوری تا جایی که میگه به صحرا بنگرم صحرات
بینم. البته اول میگه صحرات بینم.
به دریا بنگرم دریات
بینم. بابا طاهر
عریان از شرک و اینها.
بابا طاهر عریان از شرک. اول میگه تـ--
این یه مرتبه است. صحرات بینم.
یعنی تو رو در این اثر میبینم.
تو رو در آثارت میبینم.
این یه وجه لقاء الله، یه وجهه.
وجه انزل لقاء الله. حق رو کجا میبینه؟
در آثار میبینه. همون برنامه شما هیئتی باید کجا بریم؟
فقط این، فقط تو سینه زدن و گریه کردن و نمیدونم عزاد-- اینا خارت و پوت کردن
دم از کربلا میزنیم. چرا سر سفره عرفه، دعای عرفه امام حسین نمیشینیم
که الهی ترددی في الآثار
یوجب بعد المزا-مزار بعد، بعد میاره.
میگه این تردید من رفت و آمدم در آثار تو یعنی همین دریا و صحرا که بابا طاهر اول میگه
من تو رو در صحرا و دریا میبینم، ابی عبدالله دست من و شما
کربلایی رو گرفته کشیده بالاتر.
اقرأ ورقه تعال بیا بالا اونجا نمون.
میگه من اگر بخوام تو رو در آثارت ببینم
بعد چی میشه؟ یوجب بعد المزار از زیارت تو دور میشم.
پس چی کار باید کرد؟ اینجا میگه که،
میگه که به دریا بنگر و دریات بینم.
این مرتبه بالاتر میشه. به صحرا بنگر و صحرات بینم.
اصلاً این صحرا نیست. این دریا نیست.
این تویی جلوه کردی. نه اینکه همه توست.
ببین اشتباهی که نفهمیدن گفتن اینا میگن العیاذبالله این سنگ خداست، آسمان خداست.
نه منظور این نیست.
یعنی تو هستی که ظهور کردی شده این.
تو رو میبینم آقا اثر نو تویی، تویی که ظهور کردی یک تورت اینه، یک تورت اونه، یک تو...
هی تعالو میگه اون دیگه وصف چیه؟
بالاتره. لقاء الله.
بالاتر از اونم لقاء الله داریم؟
بله. همش بستگی به اقامه
قرآن در وجودت داره.
هرچی این قرآن رو بیشتر اقامه کنی به اون مراحل بالاتر میرسی.
دیگه اومار انسان کامل چیه؟
فرمود لیم الله
حالاتن یا اینجا فرمود وقتن
لا یصعن فیه ملک مقرب ولا نبیا مرسل.
یه حالاتی برای ما هست، یه وقتایی هست که
هیچکس نه نبی مرسلی اونجا هست
نه فرشته مقربی اونجا
صاع وجودیش ارتزاق نمیکنه که بیاد.
سؤال مگر شما خودت نبی
مرسل نبودی یا رسول الله؟
ها؟ نکره در سیاق نفی، ifade عموم میکنه دیگه.
لا نبی مرسل
هیچ پیغمبر مرسلی نیست.
شما خودت مگه پیغمبر مرسل نبودی؟
یعنی اصلاً خودش هم دیگه خودشو خودش نمیبینه.
بعد اونجا لی یا لنا
حالاتن الله اکبر.
اینجا امام صادق ع فرمود لنا حالاتن این دیگه مال اوناست.
این لقاء الله اوناست. برای ما حالاتیست.
این نشون میده که همیشه هم نیست.
چی میشه؟ نحن هو الله اکبر.
و هو نحن.
اما در عین حال هو هو و نحن نحن.
ما ماییم او اوست. اما ما او میشویم، او ما.
الله اکبر. این دیگه مرتبه خیلی دیگه بالائه که و ان
و ان الا ربکل منتهی.
پیغمبر ربتون انتهاي انتهاست.
همه به سمت او در حرکتند.
و ان الا ربکل رجع رجعت همه انا الیه راجعون به سمت رب توئه که اون الله، الله، الله.
یعنی پیغمبر میره به لقاء الله، من و شما به لقاء
رب خودمون. به چه میزان از رب، چه، چه اسمی از اسامی رب رو و چه شدت و حدتی از اون
اسم رو ما ملاقات میکنیم بر اساس این آیه تمام حرف من امشب
بر اساس این آیه شصت و شش مائده
به میزانی که من فوقهم
یعنی از بالا ارتزاق کردی و من تحت ارجله یعنی از حضرت امکانیه و از حضرت الهیه ارتزاق کردی.
اون به چه میزانه؟ اون رزق چگونه تقسیم میشه؟
به میزانی که قرآن رو در وجودت و زندگیت اقامه کردی.
نقطه سر خط که میرسیم دیگه به دقیقترین و لطیفترین و ظریفترین و حساسترین بحث
کسب معرفت که بذل مشاهده باشه در مسیر لقاء الله
انشاءالله جلسات بعد. والحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد