خلاصهٔ کوتاه
جلسهٔ شصتم سلسلهٔ «لقاء الله» حجتالاسلام بیات، شب جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲، ادامهٔ کلمات مکنونهٔ فیض کاشانی است. فیض ذیل آیهٔ فصلت — که گروهی در مریت از لقاء رباند در حالی که حق به هر چیز محیط است — میگوید لقاء محیط تنها با محاط معنا دارد؛ چون «فأینما تولّوا فثم وجه الله». مولا با تمثیل آتش نشان داد که وجه حق جهت ندارد. غفلت از خلق و توجه به خالق جمع نمیشود؛ شکر مخلوق شرط شکر خالق است. از ممد الهمم و فصّ نوحی ابنعربی کمک گرفته میشود: ما ظهور حقیم و انانیّت بیجاست. آیهٔ آفاق و انفس تطابق عالم و آدم را میگوید؛ سه کتاباند: قرآن مکتوب، نفس، آفاق. ابنعربی و قیصری: حق در هر خلق ظهوری خاص دارد به قدر استعداد. استعداد از نطفه رنگ میگیرد؛ پدر دَهِش بذر است و مادر پرورش. «اب» در روایات ریشه است نه فقط والد؛ «أنا وعلی أبوا هذه الأمة». اعیان ثابته زبان حال ما در علم الهیاند و خدا همان را مدد میرساند. اعتراض «چرا سم دادی» به فطرت و ولایت علی و زهرا برمیگردد؛ هر سیّئه از نفس است. جنس همه از صادر اول است حتی شمر. تنها منسوب به ما زبان حال است؛ عمل به حول الهی است. تغییر حقیقی نه با عمل تنهاست نه با نظر تنها، بلکه با «حوّل حالنا إلى أحسن الحال»؛ أحسن الحال در فتوحات حال صادر اول و حال پیامبر است. با عوضشدن زبان حال به لقاء حق میرسیم.
فهرست مطالب
- استعاذه، بسمالله و افتتاح جلسه
- ادامهٔ لقاءالله در کلمات مکنونهٔ فیض
- آیهٔ مریت از لقاء رب؛ احاطهٔ حق به هر چیز
- سخن ملا محسن: لقاء محیط تنها با محاط
- فأینما تولّوا فثم وجه الله
- تمثیل آتش امیرالمؤمنین علیهالسلام
- شکر مخلوق و شکر خالق
- مدد از ممد الهمم؛ فصّ نوحی و حکمت سبّوحی
- ظهور حق و نفی انانیت
- تطابق عالم و آدم؛ سه کتاب
- ظهور خاص حق در هر خلق؛ سخن قیصری
- استعداد، نطفه، پدر و مادر
- اب در روایات: ریشه، نه فقط والد
- اعیان ثابته و زبان حال
- اعتراض به زبان حال؛ چرا خدا سم داد؟
- فطرت، ولایت و صادر اول
- تنها منسوب به ما: زبان حال
- تبدیل حال؛ حوّل حالنا إلى أحسن الحال
- ختم جلسه و صلوات
نکات کلیدی
- لقاءالله در این جلسه از کلمات مکنونهٔ فیض پی گرفته شد و ثوابش به روح حسینجان هدیه شد.
- آیهٔ فصلت/۵۴: گروهی در شک از لقاء رباند؛ حق به هر چیز محیط است. تو خود یکی از اشیائی.
- فیض: لقاء محیط تنها با محاط است؛ به «فأینما تولّوا فثم وجه الله» اشاره میکند.
- خدا در جزءجزء شیء — ظاهر و باطن و مکمن غیب و بطنان غیب — احاطه دارد؛ از کوچکترین تا بزرگترین شیء.
- ملاقات کل بدون ملاقات اجزا نمیشود؛ حق در همه ساری و جاری است و اشیا وجه الهیاند.
- تمثیل مولا: آتش به هر طرف آتش است؛ وجهش جهت ندارد. حق نیز چنین است. چون که صد آمد نود هم پیش ماست.
- نمیشود از خلق غافل بود و به خالق توجه داشت. «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق».
- فصّ سوم فصوص: حکمت سبّوحیه در کلمهٔ نوحیه؛ نوح دائم تسبیح میگفت. ممد الهمم حسنزاده شرح آن است.
- ما ظهور حقیم؛ از خود تفرّداً چیزی نداریم. انانیّت غلط است. امام: هرچه هست تویی ما هیچیم. اعتقاد زیربنای اخلاق و سلوک است.
- فصلت/۵۳: آفاق و انفس با هم؛ تطابق عالم و آدم. اگر حفظ نشود صورت انسان و قلب حیوان میماند.
- سه کتاب: قرآن مکتوب، کتاب نفس، کتاب آفاق. هرچه بیرون است درون هم هست: جماد و نبات و حیوان و ملک و بهشت و دوزخ.
- ابنعربی: ظهور خاص، نه فقط ظهور. چون «قل هو الله احد»، هر مخلوق هم یکدانه است و تجلّی آنبهآن است.
- قیصری: حق به قدر استعداد عباد تجلّی میکند؛ اختلاف ظهور به اختلاف استعداد است. چه کلام عربی باشد چون قرآن چه غیرعربی چون تورات و انجیل.
- اولین رنگگرفتن استعداد پس از قوس نزول، در نطفه است. پدر دَهِش و بذر و همسنخی ملکوتی است؛ مادر زمین کشت و پرورش و مقام نفس. امیرالمؤمنین عقل کل، حضرت زهرا نفس کل.
- «اب» ریشه است نه فقط والد؛ به مادر هم اب گفته میشود. «أنا وعلی أبوا هذه الأمة». خطاب محبوب اهلبیت: یا أهل بیت النبوة.
- شعر «از فضل پدر تو را چه حاصل» از وجه حکمی غلط است. اعیان ثابته در صقع ذات زبان حال داشتند؛ «کلّاً نمدّ هؤلاء وهؤلاء». نسبت به الظاهر قدیمایم، نسبت به غیبالغیوب نه.
- اعتراض «من جاهل بودم چرا سم دادی» به فطرت و ولایت علی و زهرا جواب داده میشود. خدا سنگ تمام گذاشته. «ما أصابک من سیئة فمن نفسک».
- جنس همه از صادر اول است — برزخ حق و خلق — حتی شمر و یزید؛ بذر اولیه مرغوبترین است. لذا اهلبیت شمر را نصیحت میکنند. نور مرشوش / رقّ منشور.
- خدا تجلّی کرده شده «من». تنها منسوب به ما زبان حال است؛ عمل خوب و بد به لاحول است. دزد هم به حول الهی میرود؛ زبان حالش خراب است.
- تغییر با عملتنها یا نظرتنها نمیشود. «حوّل حالنا إلى أحسن الحال»: أحسن الحال در فتوحات صادر اول و حال پیامبر است. زبان حال که عوض شود عمل و اعتقاد درست میشود و به لقاء حق میرسیم. امشب آن موشک شب اول محرم به نقطه خورد.
اصطلاحات و منابع
اصطلاحات: لقاءالله؛ محیط / محاط؛ وجه الله؛ مریت؛ مکمن غیب؛ بطنان غیب؛ سریان حق؛ ظهور / ظهور خاص؛ انانیّت؛ تطابق عالم و آدم؛ سه کتاب (قرآن مکتوب، نفس، آفاق)؛ استعداد؛ قوس نزول / قوس صعود؛ نطفه؛ دَهِش؛ حرث؛ اب / والد؛ عقل کل / نفس کل؛ اعیان ثابته؛ صور علمیّه؛ صقع ذات؛ عین ثابت؛ زبان حال؛ اسم الظاهر؛ غیبالغیوب؛ فطرة الله؛ ولایت؛ صادر اول؛ برزخ حق و خلق؛ نفس کل؛ عقل اول؛ نور مرشوش؛ رقّ منشور؛ حول و قوه؛ أحسن الحال.
آثار و منابع: کلمات مکنونه ملا محسن فیض کاشانی؛ فصوص الحکم ابنعربی (فصّ سوم: حکمة سبّوحیة فی کلمة نوحیة)؛ شرح فصوص قیصری؛ ممد الهمم فی شرح فصوص الحکم علامه حسنزاده آملی؛ الفتوحات المکیة ابنعربی (أحسن الحال = صادر اول)؛ زیارت جامعه (یا أهل بیت النبوة).
آیات یادشده: فاتحه/۱؛ فاتحه/۵؛ فاتحه/۲؛ فصلت/۵۴؛ بقره/۱۱۵؛ فصلت/۵۳؛ اخلاص/۱؛ بقره/۱۵۶؛ اسراء/۲۰؛ روم/۳۰؛ نساء/۷۹؛ طور/۳.
روایات و ادعیهٔ یادشده: من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق؛ الولد سرّ أبیه؛ أنا وعلی أبوا هذه الأمة؛ حوّل حالنا إلى أحسن الحال؛ لا حول ولا قوة إلا بالله.
خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.