د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۷
دارای متن همگام
استعاذه و آغاز جلسه
لقاءاللّٰه ۵۷
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۳:۳۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۴ سرفصل
## ادامهٔ کلمهٔ مکنونه؛ معنای لقاء الله نزد فیض کاشانی
۰:۳۵
یعنی محوِ حضرت حق به گونهای نشود که منکر کثرات گردد و توحیدش مشکل پیدا کند. سبحانه و تعالی عمّا یصفون:
۱:۵۴
## جرقهٔ سلوک؛ عنایت در رؤیای صادقه
۲:۵۶
## ظهور کثرات از وحدت؛ باء بسم الله
۴:۲۳
## سرّ باء نزد سید حیدر آملی؛ عقل اول و روح اعظم
۵:۰۴
## الف احدیت و باء وحدیت اسمائیه
۶:۴۹
## نوزده حرف و بیستوهشت دسته؛ قابل جمعاند
۸:۵۷
## حریم سؤال؛ پخته شدن پرسش در وجود
۹:۱۷
## تأمل در پاسخ؛ سکوت آغاز عبادت
۱۰:۲۰
## تنزل ملک در مکمن غیب؛ صوت مادّی کار ملکوت نیست
۱۲:۳۷
## استخاره و ذکر یا زهرا؛ روح همسنخ صدیقه
۱۴:۲۹
## بداهت علوم نزد امیرالمؤمنین؛ انگشتان دست
۱۵:۲۱
## هر سائل پاسخی؛ فقر ذاتی
۱۶:۳۲
## حدیث نقطهٔ تحت الباء؛ امام مبین
۱۷:۴۳
یعنی همه چیز در من است. کلّ شیء:
۱۸:۲۰
## همهٔ اسماء کبیرهاند؛ دعای سحر امام باقر
۲۰:۰۵
## اسماء لفظیه و عینیه؛ اسمِ اسم
۲۱:۳۵
قبل از الله هم آمده. آن هویت ذاتیهٔ غیبیه، آن اسم اصلی است.
۲۵:۰۶
## اختلاف نظر در اسم اعظم؛ صادر اول و یقین وجودی
۲۵:۳۴
## داستان حوض؛ اسم اعظم وجودی در اضطرار
۲۶:۲۳
## بایزید بسطامی؛ اسم اصغر کدام است
۲۸:۰۲
## وعدهٔ قرآن و فرقان در کلمهٔ مکنونه
۲۸:۲۶
## حضور در هیئت؛ اول وقت نه ته دیگ
۲۸:۴۶
## فیض حضور؛ ملای صوتی شدن
۳۱:۲۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
ایاته. سلام علیکم و رحمة الله.
در ادامه بحث لقاء الله
ما در کلمهی کلمة فیها اشارة الى معنى لقاء الله عز و جل بودیم
در خصوص معنای لقاء الله.
خب رسیدیم به اینجا من عبارت عربیش رو که براتون خوندم ترجمهش رو هم
براتون بخونم ببینید کجا هستیم.
این فرمایش ملا محسن فیض برجستهترین شاگرد حضرت ملا صدرا که فرمودند دیدار خداوند سبحان
پیش اهل معرفت دیدار خدا یعنی همون لقاء الله پیش اهل معرفت عبارت است از شناخت خداوند عز و جل
به شکل جمع و تفصیل
و دیدن حق سبحانه در خلق.
یه بار دیگه میخونم و دیدن حق سبحانه
در خلق و دیدن خلق در خدا
و دیدن وحدت در کثرت
و دیدن کثرت در وحدت
و به شکلی که عارف به وسیله
یکی از اینها از دیگری پوشیده نشود؛
یعنی محو حضرت حق به گونهای نشود سبحانه و تعالی عما یصفون که
منکر کثرات بشود
و توحیدش مشکل پیدا کنه.
همچنین چنان محو کثرات و خلائق نشود به گونهای که دچار توحید عددی بشود که بگوید این
خلق حالا اون هم حق، اون هم خالق.
اینها رو جدای از هم ببینه.
اینها رو یک وجود واحد ببیند.
اینجا بودیم. برای
فهم بی-بیشتر و بهتر
همین فرمایش که مجبور شدیم در جلسهی گذشته که خیلی فرصت ضیق بود فکر میکنم چهارده دقیقه من صحبت کردم
بریم سراغ اینکه عارف و سالک چگونه به راه میفته؟
اولین جرقه چگونه هست؟
عرض کردیم در اون عنایتی که
از عنایت حضرت حق فیض علی الاطلاق حضرت حق به عنوان فیاض مطلقه به ایشون
در عالم خواب یا رؤیای صادقه و مبشره صادقه رخ میدهد شروع میشود.
اون خواب حالا در بیداری انسان باید خودش رو برسونه به اونجا.
و چقدر خوبه آدمهایی که زحمت میکشند خوابهای خوب ببینند.
من اخیرا دیدم بعضی از نوجوونها و جوونهای هیئت که
سؤالشون از من شکلش اینطوری شده بود که حاج آقا خب حالا چه کنیم که خوابهای خوب ببینیم؟
دستور اولی هست که
مثلاً علامه حسن زاده رو ببینیم یا پیغمبر رو
در خواب ببینیم، امامها رو ببینیم.
گفتم بله در مفاتیح یا شیخ عباس آورده.
خب اینها خیلی کارسازن.
در سیر عملی اجازه بدید که یه وجه دیگری از اون روایتی که من همیشه از امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام
نقل کردم از پیغمبر رو
عرض کنم. از چی؟
ظهور کثرات از وحدت.
قصه همینه دیگه. لقاء الله عرض کردیم فهم اینه
که پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمودند وهرة الموجودات
ما قبلاً میگفتیم عن
بسم الله الرحمن الرحیم.
اینجا پیغمبر میفرماید من
باء بسم الله الرحمن الرحیم.
از باء بسم الله
از اون حرف اول همه چی ظهور کرده.
عجب از اون باء بسم الله واقعاً همه چی ظهور کرد.
همهی موجودات جمعاً در اون با؟
بله. سید حیدر آملی که
کمابیش در خصوص عظمت ایشون با شما من صحبت کردم.
ایشون میفرماید و اما سر با
که در آن تا به این حد مبالغه شده
که همهی موجودات رو جمع کرده در با.
از آنجاست این رو
کسی داره میگه که بزرگانی مثل علامه حسن زاده،
استاد همهی شما انشاالله در خواب و بیداری
و عظمت از ایشون یاد کردن.
همون عزیزی که در ابتدای کتاب
جامع الاسرارشون فرمودند من اونچه که استیاد کردم از حقایق بخوام بگم
این عالم گنجایشش رو نداره که قبلاً عرض کردیم.
ایشون داره میفرماید که سر اینکه توی این با انقدر مبالغه شده با بسم الله
از اونجاست که یعنی پای درس سید حیدر آملی الان این تیکه نشستید.
با از حیث وجود
در صدر موجود اول است
که خود به مثابه با در عالم است
و از آن به عقل اول و حقیقت الحقائق
و روح اعظم تعبیر نمودهاند از با
به عنوان عقل اول
و حقیقت الحقائق و روح اعظم.
روح اعظم رو بیست جلسه ماه مبارک رمضان سال گذشته در رشت صحبت کردیم.
اینم یه تعبیر شد بیست و یک جلسه.
اینم اضافه کنید چون اینو ما نگفته بودیم.
خب حالا علتشو میاره.
زیرا الف
از حالا اون به، الف قصهش چیه؟
حقیقت الف. اینها رو سنجاق کنید به اون چندین جلسهای که پیرامون
باب سی و دو کتاب شریف که اـ--
التوحید شیخ صدوق، اون روایت امام رضا صلی الله علیه را آوردیم در باب شأن نزول حروف.
اینو سنجاق کنید به اون قشنگ دیگه براتون جا میفته.
زیرا الف از نظر عرفا به مثابه حضرت ذات احدیت واجب است.
خب پس الف نشانگر چیه؟
ذات احدیت،
احدیت. خب اگر ز-- الان
او-- خود سید میفرماید بـ-- بعدش اما الان میخوام ذهن شما رو امتحان کنم.
اگر الان الف نشانه احدیته، با میشه نشانه؟
آفرین. وحدیت.
ظهور کثرت از وحدت شد وحدیت.
پس اینجا میفرماید که الف از نظر عرفا به مثابه حضرت ذات احدیت واجب است و با به مثابه حضرت وحدیت
اسمائیه امکانیه.
یعنی اون اسمایی که در عالم امکان ظهور کردند
و به همین ترتیب هر یک از حروف بسم الله الرحمن الرحیم در صدر موجودی از موجودات علویه و صفلیه است.
به به، به به. اینجا فرمایش ملا حیدر
تمام شد. سید حیدر آملی این قطعه قسمتش که میفرماید هر کدوم از اون حروف
اشاره دارن به چی؟ به یکی از،
از اون دست موجودات.
که چند تا حرف بسم الله الرحمن الرحیم؟
نوزده حرف. حالا بعد شما شاید براتون سؤال پیش بیاد که چرا یه زمانی خیلی شاید یک سال پیش
شما رو همین منبر گفتید که از صادر اول که بعض از بزرگان مثلا حضرت ملا صدرا در اسفارش فرموده اسم
اعظم چون اشاره به اسماء هم کرد اینجا،
اسم اعظم اون صادر اوله.
صادر نخستینه که در قوس صعود پیغمبر
و به فرمایش عارف عربی شیخ اکبر علیه الرحمه امیرالمؤمنین هم این دو به اون مقام رسیدن.
به مقام صادر اول. لذا همه موجودات شدن شئون وجودی او.
ملا صدرا میفرمود اون اسم اعظم است.
ذیل اون میشود کثرات.
هر چیزی که یعنی اسم اعظم
یا اون صادر اول میشد
برزخ بین حضرت حق و خلائق.
اینا رو دیگه بحثهاشو شنیدید. چرا شما قبلاً گفتی بیست و هشت دسته؟
الان اینجا داره بر فرمایش سید حیدر آملی به عدد بسم الله الرحمن الرحیم که میشود نوزده حرف میشود نوزده دسته.
اینا قابل جمعاند. تأمل کنید بعضی سؤالها رو باید به موقع
بهش ب-بپزه، پخته بشه تا بهش برسیم.
داشتم تب-- حالا یه پرانتز باز کنم انشاالله فرض ااا وقت ما ااا برکت پیدا کنه ما جا نمونیم از بحث.
داشتم خودم تر خلوت هم فکر میکردم چرا حضرت علامه اینقدر تأکید داشتند در نگه داشتن حریم سؤال.
اولاً به سائل میگفتن آقا زود سؤالتو نپرس.
قابل توجه این جوونها و نوجوانها که
تند تند سؤال میپرسن.
زود سؤالت رو نپرس. کی بپرسم آقا؟
بگذار سؤال تو وجودت پخته بشه، ایشون میفرمودن.
چون بعضی از سؤالات از وهم بلند میشه.
شیطان میخواد تو رو بیخود مشغول کنه.
اون سؤالی به درد تو میخوره که تو وجودت میمونه.
دائماً باهاش درگیری. الان میاد پیش من میگه اا یه سوالی داشتم ها حاج آقا یادم رفت.
خب همین که یادت رفت معلومه وهمت بوده.
اگه به دردت میخورد باهاش نفس میکشیدی.
این سؤال انقدر برات مهم بود چگونه یادت بره؟
ولش کن اون سؤال رو.
بذار یک سؤال یک سال، دو سال بعد بلکه ده سال تو وجودت بمونه.
حیرانت کنه تا جوابتو بگیری.
تند تند سؤال. از اون طرف هم
چرا حریم گرفتن برای جواب سؤال.
شما دقت کنید غالب بزرگان چه ما حضورا رفتیم،
چه در آثارشون دیدیم وقتی ازشون سؤال، چه سؤال حتی سطحی، چه عمقی پرسیده میشد تأمل میکردند.
سریع مثل من طوطی صفت نبودن تند تند شروع کنند.
سؤال رو حریم میگرفتن، صبر میکردن.
آخر مثلاً یک ساعت بعد مجلس تموم شد میگفتن فلانی بیا اون سوالی که پرسیدی جواب اینه.
یا همون لحظه تأمل میکردن چند ثانیه بعد جواب.
چرا؟ علتش همین
ارتباط بین کثرت و وحدته.
ایشون حریم نگه میداره.
صـ-- از سمت قبلاً گفتیم دیگه از سمت اول العباده.
ایشون میخواد در مقام پرورش سؤال باشه،
او-- عبادت محسوب شه. اول عبادت باید با سکوت باشه.
با سکوت حریم میگیره بلکه از درسته جوابش جوابی دارد اما چون در مقام
پاسخگوییست اون کسی که میفهماند حضرت حق است
به واسطه ملائکه و تنزلش در صغری نفس ناطقه سائل که ما قبلاً اینا رو توضیح دادیم.
تنزل ملک رخ میده در مکمن غیب خودت میفهمی
جواب سؤال رو در مک-- در اون ذات خودت
در وجود اون زا--
میشه گفت پنهانیترین مرحل- مرحله وجودیت یا روحت سؤال رو باید اخذ کنی، باید بفهمی از ملکوت باید به تو بفهمونن.
این صوت یه،
یه صوت مادیه ربطی به ملکوت نداره.
اون چیزی که تو باید بفهمی، بچشی، برسی، ببینی از ملکوت وجودته.
لذا ارتباط با حضرت حق باید برقرار بشه.
این شخص هم برای جواب دادن تأمل میکنه.
تأمل میکنه ببینه در ظرف وجودیش چه جوابی ریخته میشه.
اگرچه جواب دارد. بعد میبینی عجب جوابی اومد تو ملکوت وجودش.
همون که انسان رو در سیر حکمی از فکر منتقل میکرد به چی؟
حس-- حظ. از سیر فکری کسی که داره کار فکری میکنه دائماً ورزش فکری میکنه بر اثر سکوت
و مراقبه به جایی میرسه که به حظ میافته.
یعنی آناً وقتی تأمل میکنه البته توجه داشته باشید تأمل میکنه میره که ارتباط بگیره چون خودش غرق در عالم کثرته.
اما از طریق رب خودش، کانال وجودی خودش، حسه وجودی خودش که رب وجودیشه و مرتبطه اون اسم،
اسم وجودیش که سلطان وجودش شده دولت گرفته در وجودش با دریای
لایتناهی حضرت حق، اون الوهیت نظام هستی ارتباط گرفته از اونجا ببینه چی نازل میشه در وجودش.
تنزل علی الملائکه و الروح.
آیا ملائکه میان؟ روح آیا حضرت صدیقه کا-- طاهره سلام الله علیها توجه میکنه؟
لذا مستخیر کسی که استخاره میکنه به قرآن بهترین ذکر قبل از استخاره یا زهراست.
حالا اون ذکرایی که إن کان،
إن کان فی قضائک و قدرک أن تمن على شيعة آل محمد علیهم السلام بفرج وليک و حجتک على خلقک
فأخرج إلينا آية من كتابك نستدل بها على ذلك.
باید اینارو بگه اما وقتی میخواد باز کنه یا زهرا
چون اون روح اون حد نهایتش، اون اعلی علیین بلکه فوق اعلی مرتبش حضرت زهراست.
قبلاً گفتیم اینها رو. که در وجود هر کسی جن-- از جنس و س-- هم سنخ حضرت صدیقه طهوری سلام الله علیها هست،
روح ماست. روح
. بعد بهش عنایت میشه.
این تأمل کردن بعد میبینی
حالا حواسمون البته باشه اینا باید
بحث پخته بشه. یه دفعه همینطوری بگیم بعد
به اشتباه نیفته که بگه آقا پس چرا امیرالمؤمنین تا ازش سؤال میکردن جواب میداد؟
آقا ایشون امیر المؤمنین بود.
ایشون صادر اول بود.
ایشون اتفاقاً خدا
لعنت کنه دشمنان مولا رو.
یه روزی یکی از اون خلفا بهش گفتش که آقا شما تا
سؤال ازت میپرسیدن یه تأمل نمیکنی سریع جواب میدی.
حضرت فرمود دست این دو تا دست من چند تا انگشت داشته؟
سریع گفت ده تا. گفت حضرت فرمود چرا تأمل نکردی؟
گفت آن که دیگه بدیهی بود.
فرمود تمام علوم برای علی بدیهیه.
از بدیهیاته. اصلاً تأمل نمیخواد.
اون قصهش فرق میکنه اشتباه نشه.
اما ما نه. ما باید تأمل کنیم پل بزنیم از طریق
کانال وجودیمون، اون رب وجودیمون، اون اسمی که اسم اعظم وجودمونم همونه
مستر بشی. کسی که در مقام جواب سؤاله باید مستر بشه تا جواب بگیره.
همینطوری کلیشهای و اینها نیست.
بعد برای هر کسی یه جوابی هست.
یا آیه من شده خیلی موقعها به همین روشی که اساتید ما گو-- رفتن برای خودمم جالب بوده.
به همین اساتید-- روشی که اساتید به ما تعلیم کردن.
یه آیه برای استخاره چند نفر اومده پشت مثلا اِ-- امروز برای این آقا فردا برای اونو.
جوابهای کاملاً مغایر با هم بهشون دادم.
چرا به نظر شما؟ همون باید حواسمون اون، اون روشو اگه انسان بره میبینی
برا هر کسی یه جوابی هست، یه پاسخی هست.
باید تعم-- باید مق-- در مقام سؤال رب انی لما انزلت إلي من خير فقير.
تا اون فقر ذاتیت ببینی حضرت
حق چی تنزل میکنه در صغری نفست بفهمی، بچشی بعد تو هم همون رو بگی.
اینطوری باشه سائل ق-- اقنا-- حالت اقناعی پیدا میکنه.
قبول میکنه. به لجاجت،
لجاجت نمیفته. حالا من این رو نمیخواستم بگم.
این یه پرانتزی شد که بحث رو به اونجا کشیدیم.
پس اینها قابل جمع هستند.
بعد بههرحال توجه به اون
حدیث شریف هم داشته باشین که
حضرت رضی علیه الصلاة والسلام فرمودن که
همه چی در قرآن جمعه، قرآن در فاتحة الكتاب، فاتحة
الكتاب در بسم الله الرحمن الرحیم و بسم الله الرحمن الرحیم در بسم الله، بسم الله هم در باءش
و اون هم در نقطه زیر با.
بعد فرمود انا نقطهتون تحت البا.
یعنی همه چی در منه.
کل شیء، کل شیء
احصیناه فی
امام مبین. سؤال شد
من امام المبین، پیغمبر اشاره به مولا علی کردن تو مسجد نشسته بودن.
حالا امام المبین. همه چی شمارش شده در وجود او.
اون دیگه تأمل نمیخواد ولی ما چرا؟
بعد اینجا بحث عرض شود خدمتتون
اسماء رو که میکنه اسماء الهی رو
که بسم الله الرحمن الرحیم این الله الرحمن الرحیم اینا اسماء الهی هستن و اینجا حضرت
ملا سید هیدر عاملی اشاره میکنه به این اسماء و که اینها مراتب دارند.
این مراتب اسماء خیلی حرف توش داریم ما هنوز هم ورود نکردیم.
انشاءالله خدای منّان توفیق بده بعد از سیر لقاء الله حالا کی تموم بشه بریم سراغ اسماء خیلی به درد بخوره.
رساله مرحوم درودآبادی یکی از بهترین شاگردای ملا محسن--
حضرت ملا حسین قلی همدانی.
اونقدر که ملا حسین قلی همدانی سنگین بود، وزین بود، عرشی و فوق عرشی بود،
شاگرداشم همینطوری بودن.
لذا این کتاب اگرچه به قول حضرت علامه تعبیرشون از رساله شرح اسماء حسنی مرحوم درودآبادی، علامه درودآ-درودآبادی
میفرمودن رساله ناقلاییه .
علامه میفرمودن. خیلی--
چون جمع و جور اما غوغاس
. عجیب رساله ای من دارم این رو خیلی وقته گرفتم و عجیبه.
یه روزی انشاالله بریم سراغ اسماء.
حالا شرح اسماء حاجی سبزواری.
الله اکبر. چه خبره؟
خب این عرض شود خدمتتون که
وقتی بحث اسماء میرسه
ما گاهی اوقات در مراتب اسماء یه مشکلی برامون پیش میاد.
میگیم که مثلا این اسم
مخصوصاً وقتی دنبال اسم اعظم میگردیم
میگیم که این اسم مثلاً از اون اسم کوچیکتره.
این خیلی بده. اگر بگیم یک اسم اعظمه این مشکل خاصی نیست.
اما بگیم این اسم اصغر
اون اکبر این اشتباس.
حالا اینو بعداً جواب میدیم. فعلاً داشته باشیم.
در دعای سحر
امام باقر صلوات الله علیه که حضرت امام
علیه الرحمه شرحش دادن،
اون صدرش می فرمود چی؟
حضرت امام باقر با خدا عرض میکنه اللهم انی اسئلک
من اسماءک بأکبرهها.
درسته؟ خب حالا اینا ا-اکبر اسماء کدوماند همه اسماء بزرگ خدا.
بعد میفرماید و کل اسماءک
کبیرهها .
خدا عرض میکنه همه اسماء کبیرهاند.
هر کدوم به نوبه خودشون لایتناهیاند.
اینطوری نیست که چون کانالهاییاند
از دریای لایتناهی الله پس اینها محدودند.
نه، اونها هم انتها ندارند. اصلاً اینها این لفظهایی که ما استفاده میکنیم هم ضیغه.
اینا هم لفظها خاکیاند.
چه کنیم؟ حتی اسماء هم دو گونهاند.
میدونید اسم لفظی داریم تو قرآن
اسم اصطلاحاً
عرفا میگن اسماء لفظیه و اسماء عینیه.
اسم لفظی به منزله
بدن است برای اون حقیقت اسم.
الان شما یه بدن داری، یه نفس داری،
درسته؟ و یک ذات داری
. اسماء الهی هم اینطورین.
یک لفظ دارند که به منزله بدن اسماءاند.
اینم حالا امشب هی بحثمون میره تو اسماء عیب نداره.
مثلاً شما میگی یا رحیم،
یا ستّار. خب؟
الکی تو کمال میخونی یا کریم و یا رب.
اینا لفظاند اگرچه نور رو در خودشون دارن چون مرتبه نازله اون حقیقتاند.
الان در عین حال بهش میگن چی؟
اسماء لفظیه
. اصل اسم چیه؟ خود اسم که این اسماء لفظیه اسم الاسماند.
حالا بعداً انشاالله میرسیم توضیح بدیم اصلاً این اسم اسم الاسمه.
حالا الان زوده ولی فعلاً بدونیم اسم الاسماند.
اون اسمه چیه که این اسم لفظی حکایت از اون میکنه؟
اون تجلیات و ظهورات
حضرت حق است. ظهور حضرت یعنی اون
اسم عینیه ظهور حضرت حق است که این لفظ تدای از او میکند.
شما وقتی خدا را به رحمتش میخوانی،
اللهم انی اسئلک برحمتک التي وسعت کل شیء.
به رحمت داری خدا رو به رحمتش میخوانی.
این اسمه. اسم الاسمه.
اون اسم حقیقی که حقیقت رحمت حضرت حق وسعت کل شیء همه جا رو گرفته.
اون چیه؟ اون ظهور حضرت حقظ ظهور
رحمت حضرت حق در عالمه.
خب اگر یه سؤال نمیخواستم بگمها اما خب
چه کنیم؟ هم نگاههای شما، جوشش وجودی شما هم سیر بحث.
چون نمیخواستم الان بگم بعداً بگیم.
حالا الان چیزکی عرض میکنیم. شما گفتی آقا یک اسم لفظی
مثلاً رحمان رحیم،
یک اسم عینی حقیقت اون
اسم باطن اون اسم
که به منزله نفس اون اسمه.
این لفظشه، اون نفسشه، حقیقت رحمته.
خب و اون ظهور حقه.
توجه بفرمایید.
تجلی حضرت حقه.
پس خود حضرت حق چی؟ یه مرحله سومی که ابتدا بود پیش اومد.
شما هم در ما الان گفتی یه بدن داری، یه نفس داری، یه روح یا یک ذات که نفس شده
برزخ بین روح و بدنت.
درست؟ پس باید یه اسم دیگهای باشه.
اون اسم اولی، اون ذات غیب الغیوبه،
حقیقت اسماء. درست شد؟
فلله الاسماء الحسنی
لا يعلم جنود ربك الا هو، هو، هو.
قل هو الله احد قبل از الله هم اومده.
اون هویت ذاتیه غیبیه،
اون اسم اصلیه. الان جواب رو گرفتید پس اسم اسم الاسم یعنی چی؟
اون اسمه، این ظهورش تجلیاتش که عالم کثرته میشه چی؟
اسم الاسم. اون
لفظی که یا الله اینم لفظه اون میشه اسم اسم الاسم.
حالا اینا رو بعدا دربارهش صحبت میکنیم.
این رابطهیه کثرات با وحدت.
که اینها، دونستن اینها خیلی مهمه
که بعد حالا مثلا بری دنبال اسم اعظم بگردی، بعد
میبینی که عرفا نسبت باز دقت بفرمایید سعی وجودی خودشون، درک و استعدادی که از حقایق ملکوتی عالم داشتن
باز میبینی نگاهشون به اسم اعظم متفاوته.
بعضیا گفتن صادر اول اسم اعظمه
مثل ملاصدرا در اسفارش
اسم اعظم رو. بعضیا گفتن که پیغمبر صادر اول-- پیغمبر اس-- خاتم، خاتم الانبیا صادر--
اسم اعظمه. اینجا گفتن.
باز اینا باید جواب، باید، باید بحث بشه.
چرا اون، اونو گفته. این که اونجا امیرالمؤمنین هم شاملش میشه.
اما اینجا فقط پیغمبر و اسم اعظم.
اصلا بعضیا گفتن اسم اعظم اونیه که تو وجو-- اون یقین وجودیته.
یا امام صادق اون داستانی که گفتیم یکی گفت آقا اسم اعظم چیه؟
حضرت فرمود بندازیدش تو این حوض آب چی بود؟
خیلی عمیق بود. کمک هم نکنید به حال غرق و م--
وقتی منقطع شد.
اما یجيب المضطر.
گفتم در مقام سائل، سؤال جواب،
جوابی که میخوای به سائل بدی باید به اضطرار بیفتی با ملکوت ارتباط بگیری تا جواب درستی بدی.
نه توتی وار اینجا.
اما یجيب المضطر اذا دعاه
ويكشف السوء. وقتی مضطر شد، منقطع شد از همه اسباب که ما متاسفانه چشممون همش به اسبابه.
این کارم رو راه بندازه، اون گرهمو باز کنه.
اول خدا، دوم خدا، سوم خدا،
بعد شما. این که باز شد عدد که.
یعنی چی؟ یعنی چی اول خدا، دوم شما.
این که شرکه که. همه چی خداست.
تو هم ظهور حقی. اینجا وقتی
آدم نفهمه چی بگه بعد به اشتباه میره.
اسم اعظم مثلا اص-- بعد مضطر شد گفت یا الله.
تو همون ابتداش غرق میشد، میمرد.
حضرت فرمود حالا بکشیدش بیرون نجاتش بدید.
فرمود این آخرین اسمی که به زبان جاری کردی از همه منقطع شدی، اون اسم اعظم وجودیته.
دیدی هم نجات پیدا کردی.
این اسمه. چرا این تفاوتها از چیه؟
به جهت اینکه به جهت اطوار وجودی حقه.
حساب کن. اطواره. ما یه بار گفتیم عالم اطوار وجودی حقه.
طورهای مختلف وجودی حقه.
دیگه بحث نمیکنم چون قبلاً بحثش رو کردیم.
مثلا از عارف بستامی
گفتن آقا اسم اعظم کجاست؟
سریع، چه قشنگ جواب داده ایشون.
فرمود شما بفرمایید اسم اصغر رو به من نشون بدید
تا من اسم اع-اعظم رو به شما نشون بدم.
اسم از-اصغر کدومه که من اسم اعظم رو به شما بگم.
چقدر قشنگ جواب داده. بعد ادامه
ساعت چنده؟ چهل و دو دقیقه است.
این ساعته درسته؟ خب دیگه وقت ما تموم شده.
خب ادامه این
بحث میخوره به یه مکاشفهای که حضرت علامه کرده بود در خصوص حقیقت توحید از استادشون خیلی شیرین بود.
باشه انشاالله جلسات بعد.
میرسیم به وسط بحث
که در این کلمه مکنونه حضرت
ملا محسن بیان کرده از
حیث ارتباط قرآن با فرقان.
اصلا قرآن چیه و فرقان چیه و یک
کسی که در مسیر لا اله الا الله حرکت میکنه باید این دو تا رو داشته باشه.
حالا این به چه شکل است انشاالله عرض خواهیم کرد.
انشاالله که فردا شب هم جمع شید دور هم و یه جشن قشنگی با هم داشته باشیم.
حالا تو کانال بارگذاری میشه.
خواهشم به موقع بیاین.
من خودم با اینکه کمیل رو
تقدیم کرده بودیم آقا مهدی فیضش رو ببره
اما دغدغه داشتم که خودم برسم و امشب نیت کردم از هر کسی که
دلش اینجاست اومدم. چون مضطر بودم، بیمارستان بودم، مادر خانوممون بیمارستان بود.
اومدم به موقع هم 幸 ا هنوز آقا مهدی شروع نکرده بود.
گفتم حتی اسم بردم به نیت مادر آقا مهدی، مادر آقا سعید،
شهید هیئتمون، یه سری پیرزن، پیرمرد تو نیت من از دنیا رفتن.
اونایی که دلشون اینجاست نمیتونن بیان.
حتی گفتم تو دلم به نیت
مادر شهید رضاقی که تو خونه به جای اینکه پا درد و کمردرد تو خونه میشینه پخش زنده رو میبینه، همین بغل ما.
به نیت همه اومدیم به اول وقت هم اومدیم.
عادت کنیم برنامه زندگیمون باشه هیئت.
حالا بریم آخر وقت ته دیگش هم برسیم.
به جای-- قیامت هم بهت ته دیگ میدن.
ته دیگ میدن بهت اینطوریه. همه چی، هرچی اینجا هستی ظهورش
اونور اسم باطن ظهور میکنه.
یعنی باطن همین وضعیت تو اونجا ز-- بود.
چرا برای دنیا صبح تا شب وقت میذاری؟
تو همه هم و غم ما شده دنیا.
برای دنیامون چقدر ما وقت میگذاریم؟
خداوکیلی. تازه اضافهکاری هم وایمیستیم تا بیشتر حقوق بگیریم.
اما تو وادی معنویت و عبادت و هیئت و جاهایی که اصلا داریم آخرتمون و میسازیم باهاش
اضافهکاری که هیچی، همون متن برنامه رو هم میذاریم ته دیگی میایم.
اینطوری نباشیم. بعضیا حالا یه وقت مشکل براشون پیش میاد، یه بار، دو بار نه بعضیا اصلا عادتتون شده، عادت اینها
شده که دقیقه نود هیئت و بیان.
این خوب نیست جا میمونن.
هر هیئتی یه فیضی داره، هر ساعتی، هر آناتی از این جلسات یه فیضی داره نزول پیدا میکنه، تنزل.
بعد حالا نباشیم بعد هزاری هم بشین صوتشو ببین، فیلمشو ببین.
اینا هیچکدوم فیض حضور نمیشه.
هزاری هم بشین از دور پخش زنده حرم علی ابن موسی الرضا رو ببین.
قشنگه، خوبه. نمیگیم اون نباشه.
بالاخره الان کتاب صوتی هم رایج شده.
من خودم در حال رانندگی تو صف نون اینور اونور دائماً صوتای استاد تو گوشمه دارم گوش میدم.
اونم باید باشه اما هیچ چیزی فیض حضور نمیشه.
حضور، درک فیض حضور.
باشی پای-- تو مجلس بنشینی نفس بهت بخوره.
اینجوری نیست که همینجوری بعضیا
فقط ملا کتابی شدن.
الان که باید بگیم ملا صوتی شدن.
فقط صوتی گوش میدن، از بیرون میبینن و فلان.
بعضیا فقط دیگه جلساتشون شده تلویزیون.
افتادن جلوی تلویزیون و بغلش تخمه داره میشکنه و سخنرانی
عارفانه گوش میده و طرف ق-- س-- قرآن گذاشته و دیدم این صحنهها رو بعضی جاها،
قرآن سرش گذاشته بعد
داره مثلا شیخ حسین انصاریان داره میترکه از مناجات با خدا این طرف تخمه میشکونه و
جوشن کبیر شیخ رو میبینه.
اینو نمیدونم اینا چیه. باز داره خداروشکر داره اینو میبینه.
چیز دیگه نمیبینه خداروشکر.
ولی خیلی برنامه زندگیمون باشه.
بچه بودید قبل از شروع هیئت با نماز استغاثه حضرت زهرا
هیئت و شروع میکردیم هممون.
هنوز هیئت ساعت رسمی شروع نشده بود.
با قرآن، با توجه، با تأمل.
این بود که من بسم الله رو میگفتم جیغ و فریاد همتون با اینکه بچه بودید بالا بود.
اما الان باید خودمونو بکشیم.
چه خودم، چه شما نیم ساعت از هیئت بگذره تا موتورا روشن بشه، یخها آب بشه،
کدورتها، غزارت اینا برطرف بشه.
هی با تیشه بتراشی، بتراشی، بتراشی
تا یه وقت آخ صدای آهش بلند بشه.
یعنی نیم ساعتی طول میکشه. ببخشید انشاالله عاقبت به خیر بشیم هممون.
والحمد لله رب العالمین.
صلوات بفرستید. اللهم صل علی
محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد