ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسی و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

[نفس عمیق] چون فرصت خیلی کمه ما بیشتر به مناجات گذروندیم امشب رو حق هم بود.

خب ما این کتاب‌هایی که می‌بینید از هر کدومشون علامت زده بودیم که سیر بحث لقاء الله رو از هر کدوم از این کتاب‌ها یه نکته‌ای عرض کنیم دیگه روزیمون نشد.

به جهت اینکه فرصت زیاده من الان این السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات اینو که گفتم همون لحظه توسل کردم آقا خودت به دل ما بنداز چه عرض کنیم تو این پنج دقیقه.

ما اینو به یادگار از اساتیدمون داریم به شما هم قبلاً عرض کردیم وقتی امام رو حجت خدا رو در هر مقامی سلام میدی، حجت خدا در همون مقام، همون لحظه به تو توجه می‌کنه.

مثلاً شما می‌خوای نماز بخونی به حجت خدا میگی السلام علیک حین تصلی و تغنت.

می‌خوای استغفار کنی توبه کنی بگو السلام علیک حین تحمد و تستغفر.

می‌خوای منبر بری بیان معارف کنی.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات مقام پرورش آیات منبر و دعوت به حقه.

لذا اینو که گفتم اون لحظه بالاخره تصویر این صفحه‌ای از کتاب شریف نور على نور علامه حسن زاده جلو چشمام اومد.

چشمام اون لحظه بسته بودند.

گفتم شاید القایی باشه که همین رو عرض کنیم.

شاید برای همه ما عزیزان سؤال بشود که در مسیر سیر و سلوک حتی درک فیض لقاء الله پیش از اینکه به اون لقاء الله با موت اجباری یا اختياري برسیم [نفس عمیق] برای اینکه انشاالله به موت اختیاری در همین نشئه طبیعت برسیم، اولین فیضان فیض الهی از اون چشمه فیاض علی الاطلاق چیه؟

نشونه‌ش چیه؟

اولین فیض چیه؟

اولین فیضی که شروع می‌شه وقتی بارقه‌ها در وجود پیاده می‌شه، القاءات حضرت حق شروع می‌شه.

نشانه‌ش چیه؟

این که انسان بگه ادعا، ادعا که نه، تو وجود خودش یقین حاصل کنه که شروع شد.

مژده دهید، مژده دهید یار پسندید مرا.

این کجاست؟

این چگونه است؟

حسب ظاهر هیت میای زیارت میری نماز می‌خونی مسجد میره همه اینا قشنگ عالی سحر داری کسب معارف می‌کنی.

اما اونچه که [نفس عمیق] در جواب این سؤال باید گفت رو اجازه بفرمایید که از کتاب نور على نور در ذکر ذاکر و مذکور یادش بخیر خیلی از شما هنوز صورتاتون نور در نیاورده بود که ما این کتاب رو براتون می‌آوردیم و رو منبرها می‌گفتیم.

خیلی سال‌های پیش [نفس عمیق] صفحه دویست و نود.

اینجا در ملحقات، ملحقات، ملحقه صفحه پنجاه و نه.

حضرت استاد اشاره می‌کنند در جواب این سؤالی که بنده الان مطرح کردم، اشاره می‌کنند به یک فرمایشی از شیخ اکبر محی الدین عربی علیه الرحمه.

در اول فصل یوسفی.

خصوص الکرم ایشون رو که توضیح دادیم براتون از سنگین‌ترین کتاب‌های عرفانی بودن.

اینچنین ابتدای اون فصل شیخ اکبر میاره که حال هل حكمة النوریه انبساط نورها على خبرة الخيال.

نترسید حالا اینو توضیحش میدم.

و هو اول، اول دقت بفرمایید و هو اول مباد الوحي الالهی فی اهل العنایه.

[نفس عمیق] این اولین مبادی جنسش از وحی الهیه برای کسی که مورد عنایت حضرت حق واقع شده.

وحی هم به صورت تشریعی برای نبی تشریعی، نبوت تشریعیه که خاتم داشت تمام شد.

اما از جنس وحی به صورت نبوت انبایی یا تعریفی یا عامه.

نبوت عامه.

یعنی باخبر شدن از حقایق عالم درش بسته نشده.

یعنی عرض کردیم قبلاً همه ما می‌تونیم نبی باشیم.

نبع خبر.

نبی.

نابع.

نبی می‌شه شدتش به شدت باخبر.

عما يتساءلون عن نبع العظيم.

اون نبع خبر عظیم مولا علی بود.

ولایت کلیه بود.

حالا هرکس در صیعه وجودی خودش به هر میزان که از ولایت بهره گرفت باخبر شده از عالم.

حالا این باخبر شدن این دقت بفرمایید یا به یک معنا در سوق نفس ناطقه شما یعنی در اون کمون ذاتت، در اون بطنان وجودت، در اون مکمن غیبت، در اون پنهانی‌ترین محل در وجودت دیگه.

اون ذات وجودیت که تو یک چیزی رو می‌چشی، می‌فهمی، درک می‌کنی که حضرت علامه از این به نزول ملک بر تو یاد می‌کنند و می‌گن این یعنی نزول ملک.

که تو از ملکوت نظام هستی تلقی حقیقت کردی.

این جنسش از وحیه.

لکن وحی انباییه.

نبوت انباییه.

باخبر شدن از حقایق عالم.

شما هم می‌تونید الان دارید باخبر می‌شید.

خب حالا این لحظه اولینش چگونه است؟

یعنی لحظه‌ای که انسان متوجه می‌شه به یک معنا خودمونی بگیم سیمش وصل شد، شروع شد.

و جالبه که بدونید تمام بزرگان یعنی من تا صبح اینجا بشینم به فضل الهی براتون میگم یک یک که شما یه زمانی با هم جلسه‌ای داشتیم حالات بزرگان رو از کتاب‌هاشون با هم مرور می‌کردیم.

کدوم عالم چه این اتفاق براش افتاد و تا آخر عمرش فرمود هرچی دارم از اون عنایته.

[مکث] از خود علامه حسن زاده بگیر تا بزرگان مثل حاج ملا حسین قلی همه دنیا دیگران.

خود آقای بهجت دارن.

اساتید ما بسیار برا ما گفتن آقای حداد.

حالا، ایشون می‌فرمایند که این انبساط نورها علی خبرت الخيال.

به به، به به.

اجازه میدید که اصلا ترجمه‌شو، ترجمه خود حضرت استادو براتون بخونم.

ترجمه همین عبارت عربی رو که البته ادامه داشت چون وقتی‌ست دیگه همین ترجمه‌شو بخونم خودتون متوجه می‌شید.

"این حکمت نوریه عبارت است از انبساط نور کلمه‌ی یوسفیه"، یوسفیه چون مرو فص یوسفیه بود، "بر حضرت خیال و این انبساط اولین ظهور مبادی وحی الهی‌ست در اهل عنایت" که البته اینجا می‌فرماید انبیا هستند.

می‌شه انبیا تشریعی باشه، می‌شه انبیا به نبوت انبایی باشه.

بعد ایشون تصریح می‌کنند، مثال میارن روایت رو از، اه، عرض شود اهل تسنن که عایشه گوید اول چیزی که برای رسول الله آشکار شد و پیغمبر بدان آغاز کرد رؤیای صادقه بود.

پس رسول الله نمی‌دید رؤیایی را مگر اینکه آن رویا به طور آشکار در حس ظاهر می‌شد مثل سفیدی صبح که گویی هیچ خفایی در آن نیست.

[نفس عمیق] خلاصه کسی که در مسیر لقاء الله که بیش از پنجاه جلسه درباره‌ش صحبت کردیم که بچشه، استیاد کنه حقیقت الوهیت اله عالم رو در این نظام هستی، از اینجا جرقه‌ش شروع می‌شه که رؤیاهای صادقه می‌بینه در قوه خیالش.

ما گفتیم قوه خیال جنسش از عالم مثاله.

مثال متصل داریم در خود ما، منفصل بیرون از ما.

اینکه در خود ماست ما وقتی می‌خوابیم در اون عالم داریم سیر می‌کنیم.

همون قوه خیاله.

وقتی این قوه خیال پاک شد از متخیلات فاسده، خودمونی بگم از افکار زشت و پلید، چه اتفاقی می‌افته؟

مثل اون صبح روشن که الان اینجا می‌فرمود که قشنگ سفیدی آشکاره تو قوه خیالت سفیدی می‌بینی، نور می‌بینی، جمال و جلال می‌بینی، مسجد و هیئت می‌بینی.

می‌خوابی هم تو هیئتی روضه می‌خونی، دل و تس-تسبیح و سجاده می‌بینی.

یا مشغول عبادتی یا عبادت کننده می‌بینی.

یا عالمی یا عالم می‌بینی.

یا مؤمنی یا مؤمن می‌بینی.

نور می‌بینی و نور در خوابت.

این اولشه.

[نفس عمیق] لذا بزرگان فرمودند ما می‌خوابیم تا خواب ببینیم اصلا.

اونایی که در بحث‌ها بودند الان باید بگن یعنی چی؟

برای چی خواب ببینم؟

راحت به قول حضرت استاد فرمودند چی؟

آنچه که مطلقا در خواب می‌بینی انشائات نفس ناطقه خودت است.

چرا این سوبره اشکال رو دیدی؟

چون با اینا مش-- محشوری، معنوسی.

کسی که انس با حقیقت عالم داره در نشئه برزخ وجودیش هم وقتی می‌خوابه می‌ره اونجا، اونجا هم چی می‌بینه؟

همین حقیق-حقایق رو می‌بینه.

حالا یکی از بچه‌ها اومده بود منو گفت حاجی من خواب شما رو خیلی می‌بینم.

الان همینجا نشسته یه جوری ما رو نگاه می‌کنه.

هفته‌ای دو سه بار شما رو خواب می‌بینم.

این حقایقی‌ست.

الا از بنده در کسوت عالم دینم اگرچه جاهلم و به واقع نیستم.

اما در کس-- از نگاه ایشون به حسن ظن ایشون هستم.

از نگاه خودم نه.

جایی که عقاب پر بریزد از پشه لاغری چه خیزد.

می‌خوام به ایشون و امثال ایشون بگم چرا شما من نفس مثلا علی اکبر بیات نه.

چرا یک عمامه به سر رو در خواب می‌بینی و دیدی هر هفته چند بار؟

این یعنی چی؟

داره القاءات صورت می‌گیره.

تو حقایقی داره از جنس حقیقت بر شما نازل می‌شه، تنزل پیدا می‌کنه که این‌ها پشت پرده باید عبور کنی، تعبیر، عبور کنی به اون پیامی برسی که خدا از این صورت و شکل داره به شما در قوه خیالت در عالم برزخ وجودیت که خوابه به شما می‌رسونه.

پیامش چیه؟

اوه، اوه، اوه.

دیگه شصت، هفتاد تا منبر باید بریم تا ببینیم اصلا پیام‌ها چگونه باید عبور کرد.

عبور، عبور.

مثلا آب در این نشئه همین آبه.

در نشئه بر مثال آب چیه؟

در نشئه عقل آب چیه؟

در الوهیت نظام هستی آب چیه؟

برنج اینجا اینه.

تو عالم خواب یعنی مثال چیه؟

در عالم عقول چیه؟

بالا، بالا دست اون در عالم قلب چیه؟

آسمان، زمین.

همه این‌ها بزرگان گفتن ما علمش رو نداریم.

بعد اینا رو باید تعبیر کنی که علامه فرمودن-- خط میکردم.

فرمودن اگر صورت اشخاص و افراد ببینی در خواب القاءات و پیام‌های حضرت حق به تو رسیده با واسطه.

یعنی آقایی که چهره یه آخوندو در خواب دیده هی می‌بینه، هی می‌بینه داره پیام دریافت می‌کنه از خدا اما با واسطه‌ست.

یعنی مقامش پایینه این شخص هنوز.

اما کسی که صوت و لفظ دریافت می‌کنه نه صورت و شکل.

صوت و لفظ دیگه بی واسطه‌ست.

جزو تجلیات الهیه در ثغ نفس سالک الی الله بی واسطه.

یعنی خدا مستقیم با تو سخن گفته مثل قرآن.

قرآن لفظه دیگه صوته.

قر-- حضرت پیغمبر عظیم الشأن اسلام "إنك لَتلقى القرآن من لدن حكيم عليم".

بی واسطه تلقی کرد لذا لفظه، صوته.

بدون صور و اشکاله.

لذا اصلاً مثل اون صبح روشن که الان اینجا فرمود محی الدین عربی میگه مثل صبح روشن، خواب روشنه، زلاله، نور محضه.

هیچ کس و هیچ چی رو نمی‌بینی.

این نشون میده قوه خیال خیلی پاک شده.

هیچی نمی‌بینی.

خیلی به سمت عقل حرکت کرده.

قوه خیال جنسش عقلانی شده.

کلیه، نور مطلقه.

ولی لفظ می‌شنوی یا لفظ، صوت می‌بینی.

اون دیگه خیلی-- اون پیام‌ها اونا دیگه عالیه، عالیه.

اونا دیگه صادقه صادقه، مبشره صادقه‌ست که اون رو مطمئن باش برات پیاده می‌شه، محقق می‌شه.

یا فردا یا چهل سال دیگه نسبت به صعه‌ی وجودیت که لایه‌های پایین برزخ اینو گرفتی فردا می‌بینیش، می‌شنویش، اتفاق میفته.

اگر خیلی بالا رفته باشی چهل سال بعد.

خلاصه مطلب چی؟

کسی که این براش اتفاق افتاد شروع لقاء اللهشه تو همین نشئه.

یعنی امشب موشک هیئت ما، موشک منبر ما زد اون نقطه‌ای رو که پنجاه جلسه، شصت جلسه باید حرف می‌زدیم تا بتونیم بزنیمش.

اینو یادتون نره.

تو این چند دقیقه خیلی مهم البته می‌خواستیم یه چهل دقیقه مفصل دربارش حرف بزنیم با منابع و موآخذی که کتاب‌ها رو اینجا، علممونم آوردیم اینجا.

يحمل أسفارا.

[خنده] ولی خوب نشد.

از استاد عزیزم عذرخواهی می‌کنم.

جسارت کردم.

غلط‌گیری کنن انشاالله از ما.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات ختم کنید.

اللهم صل علی محمد