ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 056

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز جلسه؛ مناجات و توسل در فرصت اندک

چون فرصت خیلی کم است، امشب را بیشتر به مناجات گذراندیم؛ حق هم بود. کتاب‌هایی که می‌بینید از هر کدام علامت زده بودیم تا سیر بحث لقاءالله را از هر کدام نکته‌ای عرض کنیم؛ دیگر روزی‌مان نشد. فرصت کم است. همان لحظه که سلام به حجت خدا گفتم، توسل کردم: آقا، خودت به دل ما بینداز که در این پنج دقیقه چه عرض کنیم.

خود را به خدا می‌سپاریم و سخن را با پناه بردن به او آغاز می‌کنیم.

«وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ» (مؤمنون/۹۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بگو: پروردگارا، از وسوسه‌ها و ضربه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم.

«يَا رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَمِنْ شَرِّ نَفْسِي وَمِنْ شَرِّ خَلْقِكَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، از وسوسه‌های شیاطین و از شرّ نفس خود و از شرّ آفریدگانت به تو پناه می‌برم.

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (فاتحه/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

«لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ ٱلْعَلِيِّ ٱلْعَظِيمِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هیچ نیرو و توانی نیست مگر به خداوند بلندمرتبهٔ بزرگ.

«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (فاتحه/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوت‌کننده به‌سوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.

«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.

سلام به حجت خدا در هر مقام

این را به یادگار از اساتیدمان داریم و پیش‌تر نیز عرض کرده‌ایم: وقتی امام را — حجت خدا را — در هر مقامی سلام می‌دهی، حجت خدا در همان مقام، همان لحظه به تو توجه می‌کند.

مثلاً می‌خواهی نماز بخوانی؛ به حجت خدا بگو:

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَتَقْنُتُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، آن‌گاه که نماز می‌گزاری و قنوت می‌کنی.

می‌خواهی استغفار کنی، توبه کنی؛ بگو:

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، آن‌گاه که حمد می‌گویی و آمرزش می‌خواهی.

می‌خواهی منبر بروی و بیان معارف کنی:

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوت‌کننده به‌سوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.

این مقام، مقام پرورش آیات است؛ منبر است و دعوت به حق. لذا همین که این سلام را گفتم، همان لحظه تصویر صفحه‌ای از کتاب شریف «نور علی نور» علامه حسن‌زاده جلو چشمم آمد. چشم‌هایم آن لحظه بسته بودند. گفتم شاید القایی باشد که همین را عرض کنیم.


پرسش محوری: اولین فیض لقاءالله چیست؟

شاید برای همهٔ ما عزیزان سؤال شود که در مسیر سیر و سلوک، حتی درک فیض لقاءالله — پیش از آنکه به آن لقاءالله با موت اجباری یا اختیاری برسیم؛ برای اینکه ان‌شاءالله به موت اختیاری در همین نشئهٔ طبیعت برسیم — اولین فیضانِ فیض الهی از آن چشمهٔ فیّاض علی‌الاطلاق چیست؟ نشانه‌اش چیست؟

اولین فیض چیست؟ اولین فیضی که شروع می‌شود وقتی بارقه‌ها در وجود پیاده می‌شود و القائات حضرت حق آغاز می‌گردد، نشانه‌اش چیست؟ این‌که انسان ادعا کند؟ ادعا که نه؛ در وجود خودش یقین حاصل کند که شروع شد. مژده دهید، مژده دهید، یار پسندید مرا. این کجاست؟ این چگونه است؟

حسب ظاهر هیئت می‌آیی، زیارت می‌روی، نماز می‌خوانی، مسجد می‌روی؛ همهٔ این‌ها قشنگ است، عالی است. سحر داری، کسب معارف می‌کنی. اما آنچه در جواب این سؤال باید گفت را اجازه بفرمایید از کتاب «نور علی نور» در ذکر ذاکر و مذکور بیاوریم. یادش بخیر؛ خیلی از شما هنوز صورت‌تان نور در نیاورده بود که ما این کتاب را برایتان می‌آوردیم و بر منبرها می‌گفتیم. خیلی سال‌های پیش.


نور علی نور؛ ملحقات؛ آغاز فصّ یوسفی

صفحهٔ دویست و نود. اینجا در ملحقات است؛ ملحقه، صفحهٔ پنجاه و نه. حضرت استاد در جواب همین سؤالی که بنده اکنون مطرح کردم، به فرمایشی از شیخ اکبر محیی‌الدین عربی علیه‌الرحمه اشاره می‌کنند؛ در اول فصل یوسفی. فصوص‌الحکم ایشان را که توضیح داده‌ایم؛ از سنگین‌ترین کتاب‌های عرفانی بوده است.

شیخ اکبر ابتدای آن فصل چنین می‌آورد. نترسید؛ توضیحش می‌دهم:

«هَٰذِهِ الْحِكْمَةُ النُّورِيَّةُ انْبِسَاطُ نُورِهَا عَلَىٰ حَضْرَةِ الْخَيَالِ وَهُوَ أَوَّلُ مَبَادِئِ الْوَحْيِ الْإِلَٰهِيِّ فِي أَهْلِ الْعِنَايَةِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این حکمت نوریه انبساط نور آن است بر حضرت خیال؛ و این، نخستین مبادی وحی الهی در اهل عنایت است.

دقت بفرمایید: «وَهُوَ أَوَّلُ». این اولین مبادی است؛ جنسش از وحی الهی است برای کسی که مورد عنایت حضرت حق واقع شده است.

اجازه می‌دهید ترجمهٔ خود حضرت استاد را برایتان بخوانم. ترجمهٔ همین عبارت عربی را — البته ادامه داشت؛ چون وقت تنگ است، همین ترجمه‌اش را می‌خوانم تا خودتان متوجه شوید: «این حکمت نوریه عبارت است از انبساط نور کلمهٔ یوسفیه» — یوسفیه، چون مورد فصّ یوسفیه بود — «بر حضرت خیال؛ و این انبساط، اولین ظهور مبادی وحی الهی است در اهل عنایت.» که البته اینجا می‌فرماید انبیا هستند. می‌شود انبیای تشریعی باشد؛ می‌شود انبیا به نبوت انبایی باشد.


وحی تشریعی و نبوت انبایی

وحی به صورت تشریعی برای نبیِ تشریعی است. نبوت تشریعیه را خاتم داشت؛ تمام شد. اما از جنس وحی، به صورت نبوت انبایی یا تعریفی یا عامه — نبوت عامه — یعنی باخبر شدن از حقایق عالم، درش بسته نشده است. یعنی عرض کرده‌ایم قبلاً: همهٔ ما می‌توانیم نبی باشیم. نبی از نبأ است؛ نابع خبر. نبی می‌شود به شدتِ باخبر.

«عَمَّ يَتَسَآءَلُونَ» (نبأ/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از چه چیز از یکدیگر می‌پرسند؟

«عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلْعَظِيمِ» (نبأ/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از آن خبر بزرگ.

آن نبأِ خبر عظیم، مولا علی بود؛ ولایت کلّیه بود. حالا هر کس در سعهٔ وجودی خودش، به هر میزان که از ولایت بهره گرفت، باخبر شده از عالم.

این باخبر شدن را دقت بفرمایید. یا به یک معنا در صقع نفس ناطقهٔ شماست؛ یعنی در آن کمون ذاتت، در آن بطنان وجودت، در آن مکمن غیب، در آن پنهانی‌ترین محل در وجودت. آن ذات وجودی‌ات که تو چیزی را می‌چشی، می‌فهمی، درک می‌کنی — حضرت علامه از این به نزول ملک بر تو یاد می‌کنند و می‌گویند این یعنی نزول ملک. که تو از ملکوت نظام هستی تلقی حقیقت کردی. این جنسش از وحی است؛ لکن وحی انبایی. نبوت انبایی. باخبر شدن از حقایق عالم. شما هم می‌توانید؛ الان دارید باخبر می‌شوید.


لحظهٔ وصل؛ عنایت مشترک بزرگان

حالا این لحظه، اولینش چگونه است؟ یعنی لحظه‌ای که انسان متوجه می‌شود — به یک معنا خودمانی بگوییم — سیمش وصل شد، شروع شد.

و جالب است بدانید تمام بزرگان — یعنی من تا صبح اینجا بنشینم، به فضل الهی برایتان یک‌به‌یک می‌گویم؛ شما زمانی با هم جلسه‌ای داشتیم و حالات بزرگان را از کتاب‌هایشان با هم مرور می‌کردیم — کدام عالم، چه این اتفاق برایش افتاد و تا آخر عمرش فرمود هر چه دارم از آن عنایت است. از خود علامه حسن‌زاده بگیر تا بزرگانی مثل حاج ملا حسین‌قلی همدانی، و دیگران. خود آقای بهجت دارند. اساتید ما بسیار برای ما گفته‌اند؛ آقای حداد.

حالا ایشان می‌فرمایند که این انبساط نورها علی حضرة الخیال. به به، به به.


روایت عایشه؛ رؤیای صادقه همچون فلق صبح

بعد حضرت استاد تصریح می‌کنند و مثال می‌آورند روایت را از اهل تسنن. عایشه گوید: اول چیزی که برای رسول‌الله آشکار شد و پیامبر بدان آغاز کرد، رؤیای صادقه بود. پس رسول‌الله نمی‌دید رؤیایی را مگر اینکه آن رؤیا به‌طور آشکار در حس ظاهر می‌شد؛ مثل سفیدی صبح که گویی هیچ خفایی در آن نیست.

«كَانَ أَوَّلُ مَا بُدِئَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنَ الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّادِقَةُ فِي النَّوْمِ فَكَانَ لَا يَرَى رُؤْيَا إِلَّا جَاءَتْ مِثْلَ فَلَقِ الصُّبْحِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نخستین چیزی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از وحی بدان آغاز شد، رؤیای صادقه در خواب بود؛ پس هیچ رؤیایی نمی‌دید مگر آنکه همچون شکافتن صبح، آشکار می‌آمد.

خلاصه: کسی که در مسیر لقاءالله است — که بیش از پنجاه جلسه درباره‌اش صحبت کرده‌ایم — که بچشد و حقیقت الوهیتِ إله عالم را در این نظام هستی استیفاء کند، از اینجا جرقه‌اش شروع می‌شود که رؤیاهای صادقه می‌بیند در قوهٔ خیالش.


قوهٔ خیال و عالم مثال

ما گفتیم قوهٔ خیال جنسش از عالم مثال است. مثال متصل داریم در خود ما؛ مثال منفصل بیرون از ما. اینکه در خود ماست: ما وقتی می‌خوابیم، در آن عالم سیر می‌کنیم. همان قوهٔ خیال است.

وقتی این قوهٔ خیال پاک شد از متخیلات فاسده — خودمانی بگویم از افکار زشت و پلید — چه اتفاقی می‌افتد؟ مثل آن صبح روشن که الان اینجا می‌فرمود: قشنگ سفیدی آشکار است. در قوهٔ خیالت سفیدی می‌بینی، نور می‌بینی، جمال و جلال می‌بینی، مسجد و هیئت می‌بینی. می‌خوابی هم در هیئتی، روضه می‌خوانی؛ تسبیح و سجاده می‌بینی. یا مشغول عبادتی، یا عبادت‌کننده می‌بینی. یا عالمی، یا عالم می‌بینی. یا مؤمنی، یا مؤمن می‌بینی. نور می‌بینی و نور در خوابت. این اولش است.

لذا بزرگان فرمودند ما می‌خوابیم تا خواب ببینیم اصلاً. آن‌هایی که در بحث‌ها بودند الان باید بگویند یعنی چه؟ برای چه خواب ببینم؟ راحت، به قول حضرت استاد فرمودند چه؟ آنچه مطلقاً در خواب می‌بینی، انشائات نفس ناطقهٔ خودت است. چرا این صور و اشکال را دیدی؟ چون با این‌ها محشوری، مأنوسی. کسی که انس با حقیقت عالم دارد، در نشئهٔ برزخ وجودی‌اش هم وقتی می‌خوابد و می‌رود آنجا، آنجا هم چه می‌بیند؟ همین حقایق را می‌بیند.


دیدن صورت اشخاص؛ القاء با واسطه

یکی از دوستان گفته بود: حاجی، من خواب شما را خیلی می‌بینم؛ هفته‌ای دو سه بار شما را خواب می‌بینم. این حقایقی است. الا از بنده در کسوت عالم دینم — اگرچه جاهلم و به واقع نیستم؛ اما از نگاه او، به حسن ظن او هستم. از نگاه خودم نه. جایی که عقاب پر بریزد، از پشهٔ لاغری چه خیزد.

می‌خواهم به ایشان و امثال ایشان بگویم: چرا شما نفسِ مثلاً علی‌اکبر بیات را نه؛ چرا یک عمامه‌به‌سر را در خواب می‌بینی و دیدی هر هفته چند بار؟ این یعنی چه؟ دارد القائات صورت می‌گیرد. حقایقی از جنس حقیقت بر شما نازل می‌شود، تنزّل پیدا می‌کند. این‌ها را باید از پشت پرده عبور کنی؛ تعبیر کنی. عبور کنی تا به آن پیامی برسی که خدا از این صورت و شکل دارد در قوهٔ خیالت، در عالم برزخ وجودیت که خواب است، به تو می‌رساند. پیامش چیست؟ اوه، اوه، اوه. دیگر شصت، هفتاد تا منبر باید برویم تا ببینیم اصلاً پیام‌ها را چگونه باید عبور کرد. عبور، عبور.

مثلاً آب در این نشئه همین آب است. در نشئهٔ برزخِ مثال، آب چیست؟ در نشئهٔ عقل آب چیست؟ در الوهیت نظام هستی آب چیست؟ برنج اینجا این است؛ در عالم خواب یعنی مثال چیست؟ در عالم عقول چیست؟ بالاتر، بالاتر، دستِ آن در عالم قلب چیست؟ آسمان، زمین. همهٔ این‌ها را بزرگان گفته‌اند؛ ما علمش را نداریم. بعد این‌ها را باید تعبیر کنی.

علامه می‌فرمودند — خط می‌کردم — فرمودند: اگر صورت اشخاص و افراد ببینی در خواب، القائات و پیام‌های حضرت حق به تو رسیده با واسطه. یعنی آن آقایی که چهرهٔ یک آخوند را در خواب دیده، هی می‌بیند، هی می‌بیند، دارد پیام دریافت می‌کند از خدا اما با واسطه است. یعنی مقامش پایین است این شخص هنوز.


صوت و لفظ؛ تجلی بی‌واسطه

اما کسی که صوت و لفظ دریافت می‌کند، نه صورت و شکل: صوت و لفظ دیگر بی‌واسطه است. جزو تجلیات الهیه در صقع نفس سالک الی‌الله، بی‌واسطه. یعنی خدا مستقیم با تو سخن گفته؛ مثل قرآن. قرآن لفظ است دیگر؛ صوت است. حضرت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام:

«وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى ٱلْقُرْءَانَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ» (نمل/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همانا تو قرآن را از نزد حکیمی دانا تلقی می‌کنی.

بی‌واسطه تلقی کرد؛ لذا لفظ است، صوت است؛ بدون صور و اشکال است. لذا اصلاً مثل آن صبح روشن که الان اینجا فرمود: محیی‌الدین عربی می‌گوید مثل صبح روشن. خواب روشن است، زلال است، نور محض است. هیچ‌کس و هیچ‌چیز را نمی‌بینی. این نشان می‌دهد قوهٔ خیال خیلی پاک شده. هیچی نمی‌بینی. خیلی به سمت عقل حرکت کرده. قوهٔ خیال جنسش عقلانی شده؛ کلّیه است، نور مطلق است. ولی لفظ می‌شنوی؛ یا لفظ، صوت می‌بینی. آن دیگر خیلی… آن پیام‌ها آنها دیگر عالی است، عالی. آنها دیگر صادقهٔ صادقه است؛ مبشّرهٔ صادقه است که آن را مطمئن باش برایت پیاده می‌شود، محقَّق می‌شود. یا فردا، یا چهل سال دیگر — نسبت به سعهٔ وجودیت که لایه‌های پایین برزخ این را گرفتی، فردا می‌بینیش، می‌شنویش، اتفاق می‌افتد. اگر خیلی بالا رفته باشی، چهل سال بعد.


این نقطه، آغاز لقاءالله در همین نشئه

خلاصه مطلب چیست؟ کسی که این برایش اتفاق افتاد، شروع لقاءالله‌اش است در همین نشئه. یعنی امشب موشک هیئت ما، موشک منبر ما، زد آن نقطه‌ای را که پنجاه جلسه، شصت جلسه باید حرف می‌زدیم تا بتوانیم بزنیمش. این را یادتان نرود.

در این چند دقیقه خیلی مهم بود. البته می‌خواستیم حدود چهل دقیقه مفصل درباره‌اش حرف بزنیم، با منابع و مآخذی که کتاب‌ها را اینجا آورده‌ایم؛ علم‌مان را هم آورده‌ایم اینجا:

«يَحْمِلُ أَسْفَارًا» (جمعه/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کتاب‌هایی را بر دوش می‌کشد.

ولی خوب نشد. از استاد عزیزم عذرخواهی می‌کنم؛ جسارت کردم. غلط‌گیری کنند ان‌شاءالله از ما.

«وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ» (صافات/۱۸۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش از آنِ پروردگار جهانیان است.

صلوات ختم کنید.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.