ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسۀ سی‌وهشتم سلسلهٔ «لقاء الله» در شب شهادت امام صادق علیه‌السلام (۵ خرداد ۱۴۰۱) برگزار شد. استاد به‌جای ادامۀ بحث هفتگی — از بیم قطعِ ضبط و انقطاع سیر حاضران — منبر را دو بخش کرد: بخش اول لقب «الآثار الجعفریة» در صلوات خواجه نصیر؛ بخش دوم که قرار بود جمع‌بندی لقاءالله باشد، به‌سبب مزدوج بودن مجلس تمام نشد و تنها به منزلِ معرفت نفس به‌عنوان سنجاقِ دو بحث رسید. صلوات خواجه نصیر خلاصۀ نهج‌الولایۀ علامه حسن‌زاده دانسته شد و «آثار جعفریه» به فرصتی تاریخی نسبت داده شد که دعوای بنی‌عباس و بنی‌امیه برای دانشگاه امام صادق ساخت. از هجوم به میراث اهل‌بیت، چهار هزار شاگرد، شش هزار و ششصد اصل، کافیِ کلینی، فیض و وافی و وسائل، تا ابن‌عربی و نامۀ امام به گورباچف، ارث اهل‌بیت علم معرفی شد نه فدک. سرسبد این آثار جعفری معرفت نفس است: پیامبر «أنفع المعارف»، امیرالمؤمنین «من عرف نفسه فقد عرف ربه»، امام صادق «گمشدهٔ مؤمن». ربّ هر کس اسمی است که در وجودش دولت گرفته؛ پیامبر به لقاءالله می‌رسد و دیگران ربّ خود را ملاقات می‌کنند. اسوۀ امام عصر مادرش زهراست که نفس کل است. گریهٔ کربلا و بالارفتن از دیوار خانۀ صادق هر دو از جهل امت است.

فهرست مطالب

  • افتتاح جلسه با صلوات خواجه نصیر و هدیه به امام عصر
  • چرا امشب بحث هفتگی لقاءالله را ادامه نمی‌دهیم
  • این منبر را جلسۀ درس بگیرید نه خطابۀ اقناعی
  • صلوات خواجه نصیر خلاصۀ نهج‌الولایه است
  • هجوم به میراث اهل‌بیت؛ دوست از ترس نگفت و دشمن از بغض
  • فرصتی که دعوای بنی‌عباس و بنی‌امیه برای امام صادق ساخت
  • ما خلقت الجن والإنس إلا لیعبدون؛ عبادت یعنی معرفت
  • بیش از چهار هزار شاگرد؛ همه شیعۀ اثنی‌عشری نبودند
  • شش هزار و ششصد اصل؛ کتاب مرجع یعنی اصل
  • ثقةالاسلام کلینی و ادعای چهارصد اصل؛ الکافی کافی لشیعتنا
  • جامع‌الاطراف‌ها را خاک ندهید؛ آخوند ملاصدراست نه هر لباسی
  • علم‌الیقین، عین‌الیقین، حق‌الیقین؛ وافی و وسائل و دو میلیون روایت
  • چرا والآثار الجعفریة؛ میراث اهل‌بیت علم است نه فدک
  • سنجاق به بحث لقاءالله: برگزیده‌ترین القای امام صادق معرفت نفس است
  • پیامبر: معرفة النفس أنفع المعارف
  • امیرالمؤمنین: من عرف نفسه فقد عرف ربه
  • الهام از جنس وحی است؛ نه وحی تشریعی
  • صد وجه شیخ احمد احسائی؛ ربّ خودت نه الله
  • یا أیها الإنسان إنک کادح إلی ربک کدحا فملاقیه
  • ربّ تو در انتها الله است؛ پیامبر به لقاءالله می‌رسد
  • اسمی که در تو دولت گرفته ربّ توست
  • و علّم آدم الأسماء کلها؛ اشیا اسماء الله‌اند
  • اگر اسم صبّار در تو سلطان شد، ربّت را صبور ملاقات می‌کنی
  • امام صادق: گمشدهٔ مؤمن معرفت نفس است
  • معرفت نفس ملاقات رب را آسان می‌کند؛ اگر رب را نشناسی بازمی‌گردانندت
  • اسوۀ امام عصر مادرش زهراست؛ نفس کل فاطمه است
  • گریهٔ امام حسین در کربلا و دیوار خانۀ امام صادق

نکات کلیدی

  • قریب به چهل جلسۀ جمعه بر اساس رسالۀ لقاءالله علامه حسن‌زاده پیش رفته؛ امشب به‌خاطر شهادت امام صادق و بیم انقطاع ضبط، بحث هفتگی کامل ادامه نیافت.
  • این منبر را خطابه نگیرید؛ حرف استاد نیست، سفرۀ علامه حسن‌زاده و شیخ‌الرئیس و اهل معرفت است.
  • صلوات خواجه نصیر خلاصۀ نهج‌الولایه است؛ «صاحب» امام عصر است و فقرۀ مخصوص صادق «الآثار الجعفریة» است. مآثر جمع مأثره است: برگزیده‌ها.
  • علامه امینی: دشمن از بغض میراث را نگفت، دوست از ترس و تقیه. نهج‌البلاغه به نقل علامه حسن‌زاده حدود یک‌صدمِ آن چیزی است که از امیرالمؤمنین به دست آمده.
  • بنی‌عباس با شعار خونخواهی حسین برخاستند اما هدفشان ریاست بود؛ غلو مقاتل (از جمله آمار یک‌میلیون‌وهشتصدهزار نفر در کربلا و جوی خون) کار ایشان در کوبیدن بنی‌امیه است.
  • در فرجۀ اول عباسی که با اهل‌بیت کاری نداشتند، امام صادق دانشگاه و حوزه گشود؛ رئیس مذهب از این حیث است. فشار از موسی بن جعفر شدت گرفت و در عهد امام هادی به اوج رسید.
  • «لیعبدون» را مفسران «لیعرفون» گرفته‌اند؛ افضل اعمال شب قدر تحصیل علم و معرفت است.
  • بیش از چهار هزار شاگرد گرد صادق را گرفتند؛ خوشبینانه حدود هزار و صد شیعۀ اثنی‌عشری بودند، بقیه سنی، غیر اثنی‌عشری، غیرمسلمان و حتی برخی زنادقه.
  • جابر بن حیان تنبل‌ترین شاگرد و پدر شیمی است؛ مبدع شیمی امیرالمؤمنین بود که اسرار را به کمیل آموخت، باقر به جابر جعفی، صادق به جابر بن حیان. مردم ظرفیت نداشتند؛ علی کنار نهر آه کشید که اگر ظرفیت بود از آب نور می‌ساخت.
  • شش هزار و ششصد «اصل» از درس صادق نوشته شد؛ اصل یعنی کتاب مرجع نسل اول، از یک جلد تا ده‌ها جلد. بسیاری در کتاب‌سوزی و ترس شیعیان از بین رفت؛ حتی در علوم امروز سخن گفته‌اند.
  • کلینی از چهارصد اصل باقی‌مانده کافی را نوشت (اصول، فروع، روضه). به نقل مجلس، امام عصر فرمود الکافی کافی لشیعتنا. ثقةالاسلام یعنی مورد وثوق اسلام، نه لقب روی لباس. مزار پدر کلینی در کُلَین فشافویه نزدیک قم زیارت شده است.
  • آخوند ملاصدراست و شیخ شیخ‌الرئیس؛ از علامه حسن‌زاده زده شدن فرق دارد با زده شدن از آخوندنما. در دانشکدۀ فیزیک دانشگاه تهران از شصت دانشجو تقریباً یکی اسم علامه را شنیده بود.
  • فیض کاشانی، برجسته‌ترین شاگرد صدرا، علم‌الیقین و عین‌الیقین و حق‌الیقین را نوشت و وافی را بر کتب اربعه افزود. حر عاملی وسائل نوشت و مستدرک در پی آمد. فقیه واقعی دو میلیون روایت را کنار آیات با طهارت نفس دیده است؛ پشت هر دفتری نباید افتاد.
  • ابن‌عربی در فصوص می‌گوید وارث آل محمدیم؛ علامه حلّی تشیع او را اثبات کرده. ارث اهل‌بیت علم است نه فدک. پیامبر معانی بیست‌وهفت فص را به او القا کرد: اخرج الی الناس. امام در نامه به گورباچف اندیشمندان را به فصوص و فتوحات و ملاصدرا خواند؛ انقلابی بودن بدون باز کردن این کتاب‌ها تمام نیست.
  • ارزش محشر به علم است: «یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات»؛ حتی انبیا به علمشان برتری یافته‌اند.
  • سرسبد آثار جعفری معرفت نفس است. پیامبر: معرفة النفس أنفع المعارف. علی: من عرف نفسه فقد عرف ربه. صادق: گمشدهٔ مؤمن معرفت نفس است.
  • معرفت تکرار علم است؛ آنچه در احدیت و سرّ ذات الهام شده یادآوری می‌شود. الهام از جنس وحی است نه وحی تشریعی؛ نبوت انبایی همچنان گشوده است.
  • شیخ احمد احسائی حدود صد وجه برای حدیث من عرف نفسه آورده. یک وجه: ربّ خودت را می‌شناسی نه الله را؛ الله ربّ پیامبر است و شؤون در طول هم‌اند.
  • آیۀ انشقاق/۶: همه با کدح به‌سوی ربّ خود می‌روند و ملاقات می‌کنند. ربّ حصۀ وجودی و کانال تو با دریای وجود است. منتهای کار الله است (نجم/۴۲، علق/۸)؛ پیامبر به لقاءالله می‌رسد، دیگران به ربّ خود.
  • اسماء جنود حق‌اند و شمارش نمی‌شوند (مدثر/۳۱). اسمی که در تو دولت گرفته ربّ توست. ما مظهر یک یا دو اسمیم؛ اهل‌بیت مظهر همه‌اند. آدم اسماء — یعنی اشیا — را آموخت؛ آدم علی‌الاطلاق امام عصر است. ما شیئیم پس اسم الله‌ایم.
  • اگر اسم صبّار در کسی سلطان شد، ربّش را صبور ملاقات می‌کند. سر مرگ قطعاً رب را می‌بینی؛ اگر نشناسی بازمی‌گردانندت. شناخت نفس ملاقات را آسان می‌کند.
  • بخش دومِ جمع‌بندی لقاءالله امشب گفته نشد؛ مقدمه برای همراهی مجلس مزدوج چیده شد.
  • امام عصر اسوه‌اش را مادرش زهرا می‌داند؛ در کلمات فاطمیه نفس کل فاطمه و عقل کل علی است. مسیر معرفت نفس از زهرا می‌گذرد.
  • گریۀ حسین در کربلا از عشق‌نداشتن به شهادت نیست؛ امت پایهٔ غدیر را می‌زند. هفت بار استغاثه کرد و با سنگ جواب شنید. صادق، شیخ‌الائمه، نیمه‌شب از دیوار خانه‌اش بالا رفتند؛ اگر خانه در نمی‌داشت.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: صلوات خواجه نصیر، صاحب، مآثر / مأثره، الآثار الجعفریة، رئیس مذهب، تقیه، غلو مقاتل، فرجۀ بنی‌عباس، لیعبدون / لیعرفون، اصل، کتب اربعه، ثقةالاسلام، جامع‌الاطراف، شیخ‌الرئیس، علم‌الیقین / عین‌الیقین / حق‌الیقین، وافی، وسائل / مستدرک، طهارت نفس، وارث آل محمد، فصوص / فتوحات، صادر اول، عقل کل / عقل اول، نفس کل، أنفع المعارف، من عرف نفسه فقد عرف ربه، معرفت در برابر علم، الهام، وحی تشریعی، نبوت انبایی، احدیت / سرّ و کمون ذات، ربّ وجودی / حصهٔ وجودی، شؤون طولی، کدح، فملاقیه، جنود اسماء، دولت اسم، مظهر اسم، آدم علی‌الاطلاق، صبّار / صبور، ضالّة المؤمن، اسوه، فصّ عصمت، استغاثه.

منابع و ارجاعات: رسالۀ لقاءالله و نهج‌الولایه و کلمات فاطمیۀ علامه حسن‌زادۀ آملی؛ صلوات خواجه نصیرالدین طوسی؛ الغدیر علامه امینی؛ نهج‌البلاغۀ سید رضی؛ ناسخ‌التواریخ در شمار مقاتل؛ شاگردان امام صادق و جابر بن حیان؛ اصول کافی، فروع و روضه؛ کتب اربعه (کافی، تهذیب، من‌لایحضر، استبصار)؛ نقل «الکافی کاف لشیعتنا»؛ مزار پدر کلینی در کُلَین فشافویه حسن‌آباد قم؛ کتابخانۀ مرعشی نجفی؛ اسفار و مکتب ملاصدرا؛ شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا؛ فیض کاشانی (علم‌الیقین، عین‌الیقین، حق‌الیقین، وافی)؛ وسائل الشیعة حر عاملی و مستدرک‌الوسائل؛ فصوص الحکم و الفتوحات المکیة ابن‌عربی و اثبات تشیع او نزد علامه حلّی؛ نامۀ امام خمینی به گورباچف؛ رسائل / وجوه حدیث نزد شیخ احمد احسائی؛ زیارت «یا داعی الله و ربّانی آیاته»؛ سورهٔ ذاریات آیهٔ ۵۶؛ سورهٔ مجادله آیهٔ ۱۱؛ سورهٔ انشقاق آیهٔ ۶؛ سورهٔ نجم آیهٔ ۴۲؛ سورهٔ علق آیهٔ ۸؛ سورهٔ مدثر آیهٔ ۳۱؛ سورهٔ بقره آیهٔ ۳۱.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.