ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ بیست‌وپنجم سلسلهٔ «لقاء الله» حجت‌الاسلام بیات، در حرم امام رضا علیه‌السلام، ادامهٔ باب سی‌ودو توحید صدوق است: تفسیر حروف المعجم از امام رضا از پدران تا امیرالمؤمنین. لقاء عبور از ظاهر به باطن و چشیدن حقایق به قدر سعهٔ وجودی است؛ اگر در دنیا نچشی، از مرگ به بعد به اکراه می‌چشانند. دال دینِ مرضیّ خداست که در غدیر با ولایت امیرالمؤمنین کامل شد. ذال ندای ذو الجلال والإکرام است: جمال و جلال باید توأمان باشد وگرنه حرم عادی می‌شود یا آدم از حرم می‌گریزد. راء از الرؤوف الرحیم است و خاص‌ترین جلوهٔ رحیم در حرم امام الرؤوف. زای زلازل قیامت است که اگر سلطنت آقا به دیدهٔ جلالی دیده شود همین‌جا در زمین وجود رخ می‌دهد. سه کتاب حق — کتبی، آفاقی، انفسی — یک تجلّی‌اند و لفّ و نشرشان امام است. لوح محفوظ وجود امام و نیز باطن نفس ناطقه است؛ لوح محو و اثبات نشئهٔ طبیعت. من عرف نفسه فقد عرف ربه را حاجی سبزواری به ولایت می‌گیرد؛ جزء، کل را احاطه نمی‌کند اما به قدر تشنگی باید چشید. جلسه بر حرف زای ایستاد.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و افتتاح جلسه
  • ادامهٔ لقاءالله در حرم؛ باب تفسیر حروف المعجم
  • لقاء: عبور از ظاهر به باطن و چشیدن حقایق
  • حرف دال: دین الله
  • حرف ذال: ذو الجلال والإکرام
  • جمع جمال و جلال در حرم؛ حکایت سیدعلی‌آقا قاضی
  • غربال آخرالزمان: افراط در جمال یا جلال
  • حرف راء: الرؤوف الرحیم
  • رحمان و رحیم؛ جلوه‌گاه رحیم در حرم امام رضا
  • حرف زای: زلازل یوم القیامة
  • قیامت آن‌به‌آن در مواجهه با کلمات وجودی
  • سه کتاب: کتبی، آفاقی، انفسی
  • ادب سخن در محضر امام
  • لوح محفوظ و لوح محو و اثبات
  • محو غیر از عدم؛ تبدیل سیئات
  • وجه الله، لقاء خود و نفس کلیه
  • من عرف نفسه فقد عرف ربه
  • احاطهٔ جزئی بر کل محال است
  • دعای زمان غیبت: اللهم عرّفنی نفسک
  • خاتمه: توقف بر حرف زای

نکات کلیدی

  • یکی از معانی لقاء عبور از ظاهر به باطن و چشیدن حقایق هستی نسبت به سعهٔ وجودی است؛ اگر در نشئهٔ طبیعت نچشی، پس از مرگ به اجبار و اکراه می‌چشانند و همین عذاب و تنگی قبر است.
  • باب سی‌ودو توحید صدوق، به سفارش علامه حسن‌زاده، تفسیر باطنی حروف است از امام رضا از اجداد تا امیرالمؤمنین؛ همهٔ حروف مقدس‌اند و شأن نزول دارند.
  • دال: دین الله که خدا برای بندگان پسندید؛ مصداقش اسلامِ ولایی است. آیهٔ اکمال در غدیر نازل شده و «إن الدین عند الله الإسلام» همین را نشان می‌دهد.
  • ذال: از ذو الجلال والإکرام. جلال اسماء عظمت و سلطنت است و اکرام اسماء جمالی؛ باید توأمان دیده شوند. دعای امیرالمؤمنین در اقامهٔ قیامت نیز با یا ذا الجلال والإکرام تمام می‌شود.
  • فقط جمال دیدن حرم را عادی می‌کند؛ فقط جلال دیدن آدم را از روضه می‌گریزاند. سیدعلی‌آقا قاضی به کسی که از هیبت داخل حرم نمی‌شد گفت: مریض نزد طبیب می‌رود؛ آقا طبیب علی‌الاطلاق است و خودش داروست، اما آداب بماند. زیاد بغل ضریح نمان؛ عظمت تازگی داشته باشد.
  • غربال آخرالزمان بسیاری را از این جهت رد می‌کند: یا «ما کجا و این خاندان» یا «پسرخالهٔ امام رضا هستیم». هر دو غلط است.
  • راء ندای الرؤوف الرحیم است؛ در حرم امام الرؤوف این ندا آلارم ادب است. الرحمن رحمت عام است که همه چیز را فراگرفته؛ الرحیم رحمت ویژه است و بهترین جلوه‌اش حرم امام رضاست.
  • زیارت امام رضا از حیث زائر از زیارت پیامبر و امیرالمؤمنین و امام حسین بالاتر گفته شده، چون پذیرش ولایت او ولایت را تا امام عصر کامل و اثناعشری می‌کند.
  • زای: زلازل روز قیامت. با نگاه جلالی به سلطنت سلطان سریر ارتضا، زمین وجود همین‌جا می‌لرزد؛ اذا زلزلت الأرض زلزالها. اگر درست زندگی کنی قیامت آن‌به‌آن در مواجهه با کلمات وجودی — تشئّنات و مجالی و آیات و اظلال حق — به پا می‌شود. ذکر کثیر همین توجه است نه فقط حرکت زبان.
  • سه کتاب حق به بیان علامه: قرآن کتبی، قرآن آفاقی، قرآن انفسی (معرفت نفس تا انسان کامل). لفّ نظام آفاقی قرآن و امام می‌شود؛ فشردهٔ قرآن کتبی قوا و نفس کلیه است. شرح عینی امام نظام آفاقی است و شرح کتبی‌اش قرآن. یک تجلّی در سه شکل؛ همیشه در محضر حضور.
  • در حرم لحن آرام است؛ سخن گفتن بی‌ادبی است مگر به اصرار و اذن. استادی در کربلا تا اذن نمی‌یافت مطلقاً منبر و روضه نمی‌گفت. در مرام حضرت عباس در حضور امام حتی یک حدیث نیست.
  • لوح محفوظ: وجود امام که همهٔ کلمات وجودی در آن محفوظ‌اند؛ در جامعهٔ کبیره «الامانة المحفوظة». نیز نفس ناطقه و ذات غیبی که خود از آن بی‌خبری، از صور علمیه در مرتبهٔ احدیت.
  • لوح محو و اثبات نشئهٔ طبیعت است: آب و بخار؛ گناه اثبات و توبه — به‌ویژه با سوختن — محو. یمحو الله ما یشاء ویثبت محو را غیر از عدم می‌داند؛ عصیان وجود پیدا کرده. در جایی دیگر سیئات به حسنات بدل می‌شود. گریه بر گناهان باقی میان بنده و خدا، از بی‌خبری از همین محو است.
  • نزدیک‌شدن به رتبه‌های باطنی نزدیک‌شدن به لوح محفوظ و به خود است. کلمات در وجه الله جمع‌اند و وجه الله الاعظم امام عصر است؛ عالم شؤون اوست و نفوس ما شؤون نفس کلیه. فأینما تولوا فثم وجه الله؛ حتی خود ما به یک معنا وجه می‌شویم. بعضی مرگ را لقای وجودی خود — سفر از ظاهر خود به باطن خود — می‌دانند؛ ورود تفصیلی‌اش جلسات خصوصی‌تر می‌طلبد.
  • من عرف نفسه فقد عرف ربه: حاجی سبزواری رب را ولایت می‌گیرد. وأشرقت الأرض بنور ربها و يوم تبدل الأرض غير الأرض؛ امام صادق رب را نور امام گرفته است. نفس ما جزء نفس کلیهٔ صاحب ولایت کلیه است؛ جزء را به قدر سعه می‌شناسی نه به وجه اعظم.
  • علم بدون احاطه نیست. احاطهٔ محیطی به تار و پود است نه احاطهٔ محاطیِ در مشت گرفتن. لا یحیطون به علما؛ جزء به کل احاطه نمی‌کند. یکی از صد وجه علامه بر حدیث معرفت نفس: چون خود را هم به واقع نمی‌توان شناخت، رب را هم به واقع نمی‌توان؛ هر دو مظهر تو در تو از نفس کل‌اند. با این حال به قدر تشنگی باید چشید.
  • انسان تنها موجودی است که به وزان حق در ذات و صفات و افعال آفریده شده (حسن‌زاده، اسفار، فصوص و فتوحات). ازاین‌رو اللهم عرّفنی نفسک به یک وجه یعنی نفس خودم را به من بشناسان؛ آن‌گاه راه به نفس پیامبر و نفس ولایت باز می‌شود. این دعا مخصوص غیبت است و از نوّاب اربعه از طرف حضرت القا شده؛ در آخرالزمان تکرارش بیشتر باید.
  • جلسه بر حرف زای ایستاد؛ حدیث حروف تمام نشد.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاءالله؛ عبور ظاهر به باطن؛ چشیدن حقایق؛ سعهٔ وجودی؛ نشئهٔ طبیعت؛ اکراه و اجبار پس از مرگ؛ حروف المعجم؛ شأن نزول حروف؛ دال؛ دینِ مرتضای عباد؛ اسلام ولایی؛ ذال؛ ذو الجلال والإکرام؛ اسماء جمالی و جلالیِ توأمان؛ روضهٔ مقدسه؛ ادب حضور؛ غربال آخرالزمان؛ راء؛ الرؤوف الرحیم؛ رحمان و رحیم؛ رحمت عام و خاص؛ اثناعشری؛ زای؛ زلازل یوم القیامة؛ سلطان سریر ارتضا؛ قیامت وجودی؛ کلمات وجودی؛ تشئّنات؛ مجالی؛ اظلال؛ حیرت؛ ذکر کثیر؛ قرآن کتبی و آفاقی و انفسی؛ لفّ و نشر؛ نفس کلیهٔ الهیه؛ انسان کامل؛ حسّ حضور؛ مراقبه؛ ید بیضا؛ لوح محفوظ؛ لوح محو و اثبات؛ امانت محفوظ؛ صور علمیه؛ مرتبهٔ احدیت؛ محو غیر از عدم؛ تبدیل سیئات به حسنات؛ وجه الله / وجه الله الاعظم؛ شؤون امام عصر؛ لقای وجودی خود؛ معرفت نفس؛ ربّ به معنای ولایت؛ احاطهٔ محیطی و محاطی؛ جزء و کل؛ دعای زمان غیبت.

منابع و ارجاعات: التوحید شیخ صدوق، باب ۳۲ تفسیر حروف المعجم (حدیث امام رضا از پدران تا امیرالمؤمنین: الدال دین الله الذي ارتضاه لعباده؛ الذال من ذي الجلال والإکرام؛ الراء من الرؤوف الرحیم؛ الزاي زلازل یوم القیامة)؛ سفارش علامه حسن‌زاده بر خواندن این باب؛ زیارت آل یاسین؛ زیارت جامعهٔ کبیره («والامانة المحفوظة»)؛ حکایت سیدعلی‌آقا قاضی؛ مرام حضرت عباس در حضور امام؛ حاجی سبزواری در تفسیر ربّ به ولایت؛ حدیث امام صادق در «بنور ربها» به نور امام؛ صد وجه علامه حسن‌زاده بر «من عرف نفسه فقد عرف ربه»؛ اسفار ملاصدرا؛ فصوص و فتوحات ابن‌عربی؛ دعای «اللهم عرّفنی نفسک» القاشده از امام عصر از طریق نوّاب اربعه؛ مثل «آب دریا را اگر نتوان چشید / هم به قدر تشنگی باید چشید».

آیات یادشده: فاتحه/۵؛ مائده/۳؛ آل‌عمران/۱۹ و ۱۹۰؛ اعراف/۱۵۶؛ زلزله/۱؛ احزاب/۴۱؛ رعد/۳۹؛ فرقان/۷۰؛ بقره/۱۱۵؛ زمر/۶۹؛ ابراهیم/۴۸؛ طه/۱۱۰.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.