بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمه الله.
بحث لقاء الله ما رسیده بود به جایی که چشیدن و رسیدن و دارا شدن باطنها، بواتن، بطون ظاهرها و ظواهر رو ما چارهای ازش نداریم و یک م-- به یک معنا لقاء عرض شود خدمتتون این حقایق نظام هستی میشود همون لقاء و بوی لقاء میدهد که کلمات وجودی نظام هستی الا ماشاالله لا تا حد و لا تا حد تمام شدنی هم نیست.
[نفس عمیق] براتون برای اینکه کامتون شیرین بشه [نفس عمیق] امروز صبح درآوردم از قرآن آیه صد و نه سوره کهف رو.
قل چون ما میخوایم این کلمات وجودی نظام هستی رو بچشیم، به لقاء اونها برسیم که به یک معنا همون حقیقت علم حکمت هست.
همون حقیقت حکمت هست.
که یٰسٓ إِنَّ الْقُرْآنَ لَحَکیمْ.
که علم به احوال اعیان موجودات میشد حکمت.
حالا قرآن داره میفرماید آیه صد و نه سوره کهف "قل لو کان البحر مدادا لكلمات ربي".
دو تا نکته مهم رو میخوام تو این آیه گوشزد کنم.
بهشون بگو پیغمبر که اگر البحر، البحر مدادا اگر این بحر، این دریا میشد چی؟
جوهری برای نوشتن.
برای چی بنویسی؟
لكلمات ربي که کلمات ربي این کلمات وجودی نظام هستی رو، این کلمات پروردگار مرا بخواهد بنویسد.
لـ-- لنفد البحر قبل أن تنفد كلمات ربي.
یعنی قبل از اینکه کلمات پروردگار من باز میگه ربي تو اینجا هم یه نکتهست.
قبل از اینکه این کلمات وجودی پروردگار من تمام بشود، اون مرکبه و اینها تمام شده و قلم از کار افتاده است.
این یه آیه.
آیه بعدی هم [نفس عمیق] خدمتتون عرض شود که [نفس عمیق] آیه سوره لقمان.
حالا اینجا نشونه گذاشتم ولی پیداش نمیکنم.
یه صلوات بفرستین.
اللهم صل على محمد و آله محمد.
بله پیدا شد.
آیه بیست و هفت بله.
آیه بیست و هفت رو براتون بخونم ببینید چی میفرماید.
"ولو أنما في الأرض من شجرة أقلام والبحر يمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله إن الله عزيز حكیم".
اینجا هم داره میگه که اینجا یه مقدار بحث رو گسترش داده رو چی؟
شجرة أقلام یعنی درختها بشن چی؟
قلم.
"والبحر يمده من بعده" چند تا بعد از این قلمها چند تا دریا بشن مرکب؟
فرمود "سبعة أبحر" هفت تا.
یعنی بحث رو کشونده بالا.
خب؟
هفت هم که عدد کثرته.
خب.
"ما نفدت كلمات الله إن الله عزيز حكیم".
اون کلماتی که ما الان داریم میگیم باید بریم به لقایش برسیم چی؟
ما نفدت.
تمام شدنی نیست.
[نفس عمیق] این به یک معنا اون کلمات وجودی نظام هستی که حالا یه دونه از این کلمات ما هستیم و کلمات طامات الهی خود اهل بیت علیهم الصلاة والسلام هستند.
ما قراره به لقای اینها برسیم.
یک معنای لقاء میشد چشیدن این کلمات نظام هستی.
و الا اون ثق ذات حضرت حق، اون ذات غیب الغیوب و غنی عن العالمین رو که اهدی نمیتونه به اون برسه و اونو لقاء کنه و اونو برسه و ملاقات کنه که نه، این کلمات وجود نظام هستی.
مثلا پیغمبر تشریف بردن به مقام صادر اول رسیدن.
زیارت وجود منبسط رو کردن.
به یک معنا زیارت مد رو کردن.
"أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ".
الظِّلَّ وجود منبسط بود.
اون وجود منبسط اول، اون وجود اهدی حضرت حق که گفتیم همه این کلمات وجودی مندمج در او هستند.
خب؟
وجود ما وسط دوم، اون صادر اول بود.
پیغمبر رفت تا اونجا که دیشب عرض کردیم.
به اون مقام رسید یعنی چی؟
یعنی همه این کلمات مادون رو چشید، درک کرد، رفت به حقیقتش رسید، ملاقات کرد اینها رو.
به لقای این حقایق رسید و رفت بالا.
همه اینها تازه شدن ش-شعنی از شؤون او.
خب حالا داره میره که به اون اسم مستعفره، به اون یعنی اون رو ملاقات کنه.
توجه کردید؟
ما هم پشت سرش.
حالا هر مقدار که بتوانی از این کلمات وجودی نظام هستی که یکیش خودتی برسی به لقا، به اون لقای نهایی رس- نزدیک شدی.
حالا اونچه که اینجا رو، این تا اینجا رو بحث کلمات و این نفاد نداشتنشون، نفاد نداشتنشون یعنی فانی نشدنشون، تمام نشدنشون.
یه بحث هم رو اون ربی داریم.
اونجا پیغمبر میفرماید که کلمات پروردگار من، تو اون آیه اولیه که خوندیم، چه سوره ای بود؟
سوره کف بود.
آیه چند بود؟
صد و نه هستن.
احسنت.
اونجا میفرماید که "لکلمات ربی".
دو بارم ربی میاره.
پروردگار من، کلمات پروردگار من تمام شدنی نیست.
پروردگار من.
اینجا چی رو ما داریم میزنیم الان؟
متوجهتون به چی میکنیم؟
رب ما.
احسنت.
اون که "یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقی ه".
هرکی رب خودش رو زیارت میکنه و "اقرأ بسم ربک الذي خلق".
یه آیه دیگه هم داریم [صدای سرفه] که الان تو ذهنم اومد، به خدا سوره نجم باید باشه.
به خدا، خدا به پیغمبرش میفرماید "ان الی ربکل منتهی".
خدا به پیغمبرش میفرماید "ان الی ربک المنتهی".
رب تو.
کجا؟
منتهی.
یعنی اصلا اون رب تو به انتها رسیده.
یعنی اصلا دیگه همه رو-- ارباب، هم-- اصلا ارباب که جمع ربه، همه و همه مستهلک در رب تواند که ربک کیه؟
المنتهی.
یعنی اون رب تو ربیست که همونطور که کلمات وجودی نظام هستی نفاد نداره، رب تو هم المنتهی.
ببینید سعه وجودی پیغمبر به کجا رسیده.
توجه کردید؟
حالا رب من و تو چقدره؟
چی-چجوریه که به جدول وجودی و حصه وجودی ما مرتبطه و اون جدا شده از الله، منتشر شده از اسم الله که ما بتونیم از الله رزقمون رو از طریق رب بگیریم.
لذا شده "الحمد لله رب العالمين".
الحمد لله الله.
کدوم الله؟
رب العالمين.
چرا رب بعد الله؟
الله خواسته به هر کدوم از او-- این کلمات وجودی نظام هستی رزقشون رو به فراخوهایشان برسونه.
هر کدوم از این کلمات که یه دونهش شما هستی رزقی داری.
این رزق رو الله با چه کانالی میرسونه؟
رب.
اون حصه وجودی تو، اون جدول وجودیست که وصل به دریای الوهیت یعنی الله، اون دریای بی-- لایتناهی.
اون رب تو میشود.
رزق تو از اونجا میاد.
حالا ببین پیغمبر چه رزقی داره که میگه "ان الی ربکل منتهی".
اصلا انتها نداره رزق تو چون رب تو انتها نداره.
و اینجا میگه، میفرماید کلمات پروردگار من، رب من نفاد نداره، تمام شدنی نیست.
توجه کردید؟
حالا رب من و شما چگونه است؟
بسم الله مهک بزن.
رب من و شما چگونه است؟
رفقا رمزی رو امروز فاش کردم که باید روش یه منبر استخوندار میرفتیم تا به این برسیم.
به برکت نادبه تو ده دقیقه، ده دوازده دقیقه رسیدیم بهش.
میخوای مهک بزنی؟
ربت، رب تو، اون سعه رب تو، اون کانال وجودی تو که مت-متصله به اون دریای بیکران، سعهش چگونه است که قراره تو رو زیارت کنی؟
چون فملاقی ه برمیگرده به ربک.
"یا ایها الانسان انک کادح الی ربک فملاقی ه".
کدح فملاقی.
این سعه رب خودت رو حالا انشالله خدا ما رو ببخشه اینطوری حرف میزنیم.
کم و کیف این رب خودت رو که قراره به ملاقاتش برسی از کجا بفهمم؟
حال و روزشو از کجا بفهمم؟
الان گفتیم سرشو، از رزقت.
تمام.
یه مهک.
از رزقت.
الان ثابت کردیم دیگه.
از طریق رب رزق میرسه.
الله از طریق کانال وجودیش که اسمش ربه به ما رزق میرسونه.
خب اون حال رب چگونه است؟
اون رب اصلا چگونه است نس-- که ما میخوایم زیارتش کنیم؟
رزقتو نگاه کن.
هر رزقی.
رزق مادی، معنوی، علمی، جسمی، روحی، دنیوی، اخروی، هرچه، همه، اِ-- رزقت دیگه رزق.
که اون سعه وجودیت رو تشکیل داده.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات ختم کنید