یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
بسمالله، استعانت و سلام بر داعی الله
خود را به خدای منّان میسپاریم و سخن را با بسمالله و استعانت آغاز میکنیم.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.
«وَبِهِ نَسْتَعِينُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از او یاری میجوییم.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوتکننده بهسوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.
«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.
چشیدن باطنها؛ کلمات وجودی نظام هستی
بحث لقاء الله ما رسیده بود به جایی که چشیدن و رسیدن و دارا شدنِ باطنها — بواطن و بطونِ ظاهرها و ظواهر — چارهای از آن نداریم. به یک معنا، لقاءِ همین حقایق نظام هستی همان لقاء است و بوی لقاء میدهد: کلمات وجودی نظام هستی، الا ما شاء الله، لا إلى حدّ؛ تمامشدنی هم نیست.
قرار است این کلمات را بچشیم و به لقای آنها برسیم. این، به یک معنا، همان حقیقت علمِ حکمت است؛ همان حقیقت حکمت.
حقیقت حکمت و قرآنِ حکیم
حکمت را علم به احوالِ اعیانِ موجودات گفتهاند. قرآن نیز بر صورت حکمت است؛ در آغاز یس میفرماید:
«يسٓ وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْحَكِيمِ» (یس/۱–۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): یس. سوگند به قرآنِ حکیم.
چون بناست کلمات وجودی نظام هستی را بچشیم و به لقای آنها برسیم، این چشیدن همان حقیقت حکمت است. برای اینکه کام شما شیرین شود، امروز صبح از قرآن آیهٔ صد و نه سورهٔ کهف را درآوردم.
آیهٔ صد و نه کهف: دریا مداد کلمات ربّ
قرآن در آیهٔ صد و نه سورهٔ کهف میفرماید:
«قُل لَّوْ كَانَ ٱلْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَٰتِ رَبِّى لَنَفِدَ ٱلْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَٰتُ رَبِّى وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِۦ مَدَدًا» (کهف/۱۰۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: اگر دریا برای کلمات پروردگارم مرکّب میشد، دریا پیش از آنکه کلمات پروردگارم تمام شود تمام میشد؛ هرچند همانند آن را به مدد میآوردیم.
دو نکتهٔ مهم را در این آیه گوشزد میکنم.
به آنان بگو، ای پیامبر، که اگر البحر مدادًا میشد — اگر این بحر، این دریا، جوهر و مرکّبی برای نوشتن میگشت — برای چه بنویسی؟ لکلمات ربّی: تا این کلمات وجودی نظام هستی، این کلمات پروردگار مرا، بنویسد.
لنفد البحر قبل أن تنفد کلمات ربّی: یعنی پیش از آنکه کلمات پروردگار من تمام شود، آن مرکّب تمام شده و قلم از کار افتاده است. اینجا نیز میگوید «ربّی»؛ و این خود نکتهای است که بعد به آن برمیگردیم. این یک آیه.
آیهٔ بیست و هفت لقمان: درختان قلم و هفت بحر
آیهٔ بعدی، آیهٔ بیست و هفت سورهٔ لقمان است. صلواتی بفرستید تا بیابیم:
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
ببینید چه میفرماید:
«وَلَوْ أَنَّمَا فِى ٱلْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَٰمٌ وَٱلْبَحْرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَٰتُ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (لقمان/۲۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اگر آنچه در زمین از درخت است قلم شود و دریا را از پسِ آن هفت دریا مدد کند، کلمات خدا تمام نشود. بهراستی خدا شکستناپذیرِ حکیم است.
اینجا بحث را گسترش داده است. شجرة أقلام: درختها قلم شوند. والبحر یمدّه من بعده: پس از این قلمها چند دریا مرکّب شوند؟ فرمود سبعة أبحر؛ هفت تا. بحث را بالا کشیده است. هفت نیز عدد کثرت است.
ما نفدت کلمات الله إن الله عزیز حکیم. همان کلماتی که میگوییم باید به لقایشان برسیم: ما نفدت؛ تمامشدنی نیست. نفاد نداشتن یعنی فانی نشدن، تمام نشدن.
کلمات تامّات؛ لقاء حقایق نه کنهٔ ذات
این، به یک معنا، همان کلمات وجودی نظام هستی است. یکی از این کلمات خودِ ماییم؛ و کلمات تامّات الهی خود اهلبیت علیهمالصلوةوالسلاماند. ما قرار است به لقای اینها برسیم.
یک معنای لقاء، چشیدن همین کلمات نظام هستی است. وگرنه کنهٔ ذات حضرت حق — آن ذاتِ غیبالغیوب و غنیّ عن العالمین — را که احدی نمیتواند به آن برسد و آن را لقاء کند و ملاقات نماید. نه؛ این کلماتِ وجودِ نظام هستی است.
صادر اول، وجود منبسط و مدّ الظل
مثلاً پیامبر تشریف بردند به مقام صادر اول رسیدند. زیارت وجود منبسط را کردند؛ به یک معنا زیارتِ «مدّ» را کردند:
«أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ ٱلظِّلَّ» (فرقان/۴۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا بهسوی پروردگارت ننگریستی که چگونه سایه را امتداد داد؟
«الظلّ» وجود منبسط بود. آن وجود منبسطِ نخست، وجود احدی حضرت حق است که گفتیم همهٔ این کلمات وجودی در او مندمجاند. وجود منبسطِ دوم، همان صادر اول بود.
پیامبر تا آنجا رفت که دیشب عرض کردیم. به آن مقام رسید یعنی چه؟ یعنی همهٔ این کلماتِ مادون را چشید، درک کرد، به حقیقتش رسید، ملاقات کرد؛ به لقای این حقایق رسید و بالا رفت. همهٔ اینها تازه شأنی از شؤون او شد.
حالا دارد میرود که آن اسم مستأثر را ملاقات کند. توجه کردید؟ ما هم پشت سر او.
لقاء بهقدر وسع
حالا هر مقدار که بتوانی از این کلمات وجودی نظام هستی — که یکیاش خودِ تویی — به لقاء برسی، به آن لقای نهایی نزدیک شدهای.
تا اینجا بحث کلمات بود و نفاد نداشتنشان: فانی نشدن و تمام نشدن.
نکتهٔ «ربّی»: پروردگار من
یک بحث هم بر سرِ همان «ربّی» داریم. در آن آیهٔ نخستین که خواندیم — سورهٔ کهف، آیهٔ صد و نه — پیامبر میفرماید کلمات پروردگار من. آنجا میفرماید «لکلمات ربّی»؛ و دو بار هم «ربّی» میآورد: پروردگار من؛ کلمات پروردگار من تمامشدنی نیست. پروردگارِ من.
اینجا توجهتان را به چه میکنیم؟ به ربّ ما. آنکه میفرماید:
«يَٰٓأَيُّهَا ٱلْإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَٰقِيهِ» (انشقاق/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای انسان، تو بهسوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس او را ملاقات میکنی.
هرکس ربّ خودش را زیارت میکند. و نیز:
«ٱقْرَأْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلَّذِى خَلَقَ» (علق/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بخوان به نام پروردگارت که آفرید.
إلی ربّک المنتهیٰ و سعهٔ وجودی پیامبر
آیهٔ دیگری نیز هست که اکنون به ذهن آمد؛ به خدا باید سورهٔ نجم باشد. خدا به پیامبرش میفرماید:
«وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلْمُنتَهَىٰ» (نجم/۴۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اینکه پایان بهسوی پروردگار توست.
ربّ تو. کجا؟ المنتهی. یعنی اصلاً آن ربّ تو به انتها رسیده است؛ یعنی ارباب — که جمع ربّ است — همه و همه مستهلک در ربّ تواند. ربّک کیست؟ المنتهی.
یعنی آن ربّ تو ربّی است که همانطور که کلمات وجودی نظام هستی نفاد ندارد، ربّ تو هم المنتهی است. ببینید سعهٔ وجودی پیامبر به کجا رسیده. توجه کردید؟ حالا ربّ من و تو چقدر است؟
الحمد لله ربّ العالمین؛ ربّ کانال رزق
این ربّ چگونه است که به جدول وجودی و حصّهٔ وجودی ما مرتبط است و از اسم الله جدا شده، از اسم الله منتشر شده، تا ما بتوانیم رزقمان را از الله از طریق ربّ بگیریم. لذا شده:
«ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ» (فاتحه/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ستایش خدای را، پروردگار جهانیان.
الحمد لله: الله. کدام الله؟ ربّ العالمین. چرا ربّ بعد از الله؟ چون الله خواسته به هر کدام از این کلمات وجودی نظام هستی، رزقشان را به فراخور حالشان برساند.
هر کدام از این کلمات — که یکیاش شما هستید — رزقی دارید. این رزق را الله با چه کانالی میرساند؟ با ربّ. آن حصّهٔ وجودی تو، آن جدول وجودی است که وصل به دریای الوهیت، یعنی الله، است؛ آن دریای لایتناهی. آن میشود ربّ تو. رزق تو از آنجا میآید.
حالا ببین پیامبر چه رزقی دارد که میگوید «إنّ إلی ربّک المنتهیٰ». اصلاً رزق تو انتها ندارد، چون ربّ تو انتها ندارد. و اینجا میفرماید کلمات پروردگار من، ربّ من، نفاد ندارد؛ تمامشدنی نیست. توجه کردید؟ حالا ربّ من و شما چگونه است؟
محک امروز: سعهٔ ربّ را از رزق بخوان
بسمالله؛ محک بزن. ربّ من و شما چگونه است؟
رفقا، رمزی را امروز فاش کردم که باید بر آن یک منبرِ استخواندار میرفتیم تا به این برسیم. به برکت ندبه، در ده دقیقه، ده دوازده دقیقه، به آن رسیدیم.
میخواهی محک بزنی؟ ربّت، ربّ تو، آن سعهٔ ربّ تو، آن کانال وجودی تو که متّصل است به آن دریای بیکران، سعهاش چگونه است که قرار است تو زیارتش کنی؟ چون «فملاقیه» برمیگردد به ربّک:
«يَٰٓأَيُّهَا ٱلْإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَٰقِيهِ» (انشقاق/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای انسان، تو بهسوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس او را ملاقات میکنی.
کدح، فملاقیه. این سعهٔ ربّ خودت را — انشاءالله خدا ما را ببخشد که اینگونه حرف میزنیم — کموکیف این ربّ خودت را که قرار است به ملاقاتش برسی، از کجا بفهمم؟ حالوروزش را از کجا بفهمم؟
الان گفتیم؛ سرّش از رزقت است. تمام. یک محک: از رزقت. الان ثابت کردیم دیگر. از طریق ربّ، رزق میرسد. الله از طریق کانال وجودیاش که اسمش ربّ است به ما رزق میرساند.
خب، حالِ آن ربّ چگونه است؟ آن ربّ اصلاً چگونه است که ما میخواهیم زیارتش کنیم؟ رزقت را نگاه کن. هر رزقی: رزق مادّی، معنوی، علمی، جسمی، روحی، دنیوی، اخروی؛ هرچه، همه. رزقت دیگر رزق؛ همان که سعهٔ وجودیات را تشکیل داده است.
خاتمه
«وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش از آنِ پروردگار جهانیان است.
صلوات ختم کنید:
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.