ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.

الحمدلله علی کل نعمته و اسال الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمه الله.

ان شاء الله که در این صبح جمعه بین الطلوعین بسیار زیبا و قشنگ آقامون امام عصر عزیز فاطمه هر کجا هستند به همه شما و ما عزت و رحمت بفرماید.

صلواتی خد بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم الله کرم.

امروز بعد از نماز صبح سوره یاسین رو که به فضل الهی قرائت می‌کردیم اون انتها آیه اخری سوره، آیه هشتاد و سه [نفس عمیق] اگر اشتباه نکنم آیه هشتاد و سه باید باشه.

خیلی توجه‌م رو جلب کرد و همینطور که قرآن رو رو صورت گذاشته بودم تکرار می‌کردم این آیه رو.

که القایی صورت بگیره.

خیلی شیرین شد و تا به جایی کشید که من فرار کردم از دست این آیه.

فسبحان الذي بيده ملكوت کل شيء والیه ترجعون.

الله اکبر.

برید تو خلوت تون با توجه به مواردی که و مفاهیمی و مـ-- موضوعاتی که پیرامون لقاء بحث شد تو حدود بیست جلسه، بیست و یک جلسه گذشته که امروز بیست و دومین جلسه‌ش می‌شه [نفس عمیق] یک خلوتی پیدا کنید این آیه رو همینطور س-- قرآن رو صورتتون بگذارید این آیه رو تکرار کنید به گونه‌ای که نفستون به قرآن بخوره برگرده به خودتون و خلوتی کنید با این آیه.

بحث لقاء رو مدنظر بگیرید.

اون چیزهایی که به شما القا شد از نفس حضرت علامه به واسطه این بیچاره، اون موقع ببینید که چه غوغاییه در این آیه و عجیب که آخرین آیه ایست که سمع، قوه سامعه حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها در این عالم از نفس مولا علی علیه الصلاة والسلام شنید و، و به ملکوت سفر کرد.

سبـ-- ف-- دقت کنید.

فسبحان الذي بيده هی حالا تازه آیات بعدش هم باید توجه بکنیم فعلاً حالا کاری ندارم آیات قبلش چه خبره.

بيده ملكوت بيده ملكوت.

اصلا ملکوت دست اوست.

ملکوت چی؟

کل شی.

که حالا الیه و الیه ترجعون چی باشه که قراره شما برگردید به اون سمت، به اونجا.

الیه ترجعون شما قراره رجعت کنید به اونجا.

یه جای دیگه در قرآن می‌فرماید انا لله و انا الیه راجعون.

اینجا می‌فرماید و الیه ترجعون.

پیداست همون جایی که الیه راجعونه همین جا قراره تو الیه ترجعون بشه.

اون الله اینجا چیه؟

الذي بيده ملكوت کل شيء.

ملکوت به یک معنا باطن ملکه.

به یک معنا به یک وجه جاییه که قراره ما پس از اتمام عمر دنیوی‌مون به اونجا عروج کنیم، سفر کنیم بریم.

حالا یا با، با پس گردنی می‌برنمون با موت اجباری یا با شکنجه و عذاب می‌برنمون قبل از موت اجباری با موت اضطراری؛ یعنی با مثلاً سختی مریضی و کسالت و این‌ها یا نه با انشراح و شرح صدر با موت اختیاری.

خب بسم الله کدومش بهتره؟

در هر حال داری به کجا میری؟

به سمت اون اسم جامع.

الله که این اسم جامع، اسم است اولین اسم است که کار ما آسون بشه بتونیم دستمون برسه به اون هویت ساريه، به اون وجود مطلقه از صمد، به اون حقیقت، حقیقت الحقائق، جوهر الجواهر.

چی بگیم ما؟

چی بگیم؟

به اون حضرت حق.

که بيده ملكوت کل شی باطن همه دست اوست.

این آیه داره به س-- به زیبایی تمام این نکته رو القا می‌کند که بله قطعاً ان من شيء الا و-- الا عندنا خزائنه.

هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزينه‌ش پیش ماست و هیچ چیزی به تمام جهت نازل نشده.

هیچ چیزی که اگر قرار بود چیزی، شیئی به تمام جهت نازل بشود، اینجا چه اتفاقی می‌افتاد؟

توحید دیگه از صمد نبود.

یه چیزی به تمام جهت نازل بشود یعنی اون نحو اتصالش و ربطش که البته همه اشیا عین و ربط به حضرت حق هستند، اون ربطش اون عین و ربطش قطع بشه، به تمام جهت نازل شده باشه یعنی و ما نزل هو الا بقدر معلوم نباشه.

همش نازل بشه که ما گمان می‌کنیم هممون همینیم.

یعنی همینم.

همه من همینم.

همین که الان تنزل پیدا کردم و الان دارم خودمو درک می‌کنم همه من همینه.

نه، اینچنین نیست.

این انزل مراتب توئه و هر چیزی هم اینطوریه.

همه چی.

هیچ چیزی نیست مگر اینکه نازل شده.

هیچ چیزی نیست مگر اینکه عین و ربط به اون ذات احدیه، اون ذات، ذات صمدی و احدیه البته ذات مظاهر به صاع و ضیق [مکث] که این‌ها شعونش باشن [مکث] وقتی اینطوری نگاه می‌کنی می‌بینی عجب!

اولا ملکوت یعنی اون مراتب باطنی و پنهانی و مکنون، اون بتون همه بیده‌هی، به دست اوست.

پیش اوست.

عند اوست که قراره ما بریم به عندالله برسیم دیگه.

عند ربهم یرزقون.

که اگر، اگر اون رب ما الله باشد [مکث] که اولین اسمی که بعد از الله [مکث] به یک وجه منتشر شد رب بود.

اون رب رو بگیر همون کانال یا جدول وجودی که آب دریای لایتناهی وجود یا حق در این کانال در این جدول وجودی جاری شد.

اون میشه رب.

رب تو.

جدولت چقدره؟

چه میزان از اون آب دریای لایتناهی به تو رسید؟

رزقت چقدره؟

رزق تو دست ربته.

اصلا به الله گفتن رب از این جهت که همه اشیاء عالم، همه موجودات و وجودات عالم رزق می‌خوان.

اما رزق هر کسی یه چیزه.

مثل اینکه بچه وقتی تازه به دنیا میاد رزقش شیر مادره.

قبلش تو رحم مادر که بود رزقش خون مادر بود.

بعد طورش عوض شد، شد شیر مادر.

طورش عوض شد، شد لقمه پدر.

همینطور.

هی طوره، در واقع غذا عوض می‌شه.

هر موجودی یک غذایی دارد.

ملائکه غذا دارن.

سبحوا قدوس ربنا و رب الملائکة و الروح.

سبوح این تسبیح غذای ملائکه است.

این قدوس [مکث] بحث قدوسیت حضرت حق آب ملائکه است.

با اون رفع عطش می‌کنند.

هر کس یه غذایی دارد.

پشه یه غذایی دارد، زمین یک غذایی دارد، آسمان یک-- هر موجودی غذایی دارد که مالک او، مالک او که رازق اوست باید بپروراند او را که همان معنای رب است.

پرورش، مقام پرورش.

خب؟

حالا همه این‌ها، همه این رزق‌ها از کجا نازل می‌شه؟

بیده‌هی ملکوت.

یعنی همون رزقی هم که به تو نازل می‌شه بعد حالا به معنای فیض الهی که اولین فیض الهی که رزق ما بوده اولش همون وجود بود که در جدول وجودی ما جاری شد.

یا به عبارتی همون جدول وجودی ما، صاع وجودی ما، حصه وجودی ما، همون آب جاریه است.

همون مائه حقیقت مایی است یا حقیقت محمدی است که انشعاب شده از اون حقیقت.

همون نفس کل یا ولایت کل.

اون همون رب ماست [مکث].

باز اون رزقی هم که جاری می‌شه بیده‌هی، به دست اوست.

اونجاست.

خب اگر قرار است که ملکوت عالم که بیده‌هی است و رجعت ما به همونجاست یعنی چی؟

ملکوت می‌شه باطن ملک.

درست شد؟

به یک عبارت کاری که-- اون بلایی که قرار است، بلای عشق ها، بلایی که قرار است سر ما بیاید عبور از ظاهر به باطن است.

در این عبور از ظاهر به باطن قرار است ما از ملک به ملکوت برویم.

ملکوت کجاست؟

بیده‌هی.

فسبحان الذي بیده‌هی.

همون اللهی که به دستشه ملکوت یعنی باطن تو دستشه و تو الیه ترجعون.

قرار شما رجعت کنید به اونجا.

یعنی چی رجعت کنید به اونجا؟

یعنی برید باطن ملک رو یا ملکوت ملک رو ببینید.

همین الان که ما در نشئه ملک هستیم ملکی داریم، یه ملکی داریم.

این وضعیت، این هیکلی که الان ما داریم، این وضعیتی که ما داریم [مکث]، این به این میگن ملک ما، ملک ما، ملکیت ما همین این، این حصه وجودی، این ملک ماست.

این تجلی حضرت حق است که کشیده شده تا بیده‌هی.

این تجلیه.

این انزل مراتبشه که ما داریم می‌بینیم که تو همین انزل مراتبش ما موندیم.

تمام اندیشمندان عالمو بریزی رو هم نمی‌دونن در، نمی‌تونن بگن که در این چشم چه خبره.

در قوه بصر باصره چه خبره، در قوه سامعه چه خبره.

کتاب‌ها می‌نویسن، قلم‌ها می‌زنن، حروف رو با هم ازدواج میدن، کلمات و جملات و موضوعات و مفاهیم الی ماشاءالله بازم تو یه دونه همین چشم انسان موندن، در گوش انسان موندن، در قلب انسان موندن، در عقل انسان موندن، در یک یک اعضا و جوارح موندن.

نمی‌تونن حرفی بزنن.

حیرت گرفته همه رو.

این تازه انزل مراتب این هیکلو حالا شما بگی هیولای نخستین بگیر اصلا این وضعیت فعلی خودت رو هیولای نخستین بگیر.

حالا اینو برو والى ه ترجعون.

برو تا کجا؟

به یدهی، این یدهی ضمیر یدهی رو بزن به چی؟

اون هو رو بزن به چی؟

الذی کسی که.

الذی رو به کجا ببر؟

فسبحان الذی.

سبحان کیه؟

سبحان الله.

الله قراره بری به الله.

الله اکبر.

این لقاء رو ببین به کجا می‌کشه.

[نفس عمیق] که اونجا باطن همه اشیا خودش رو نشون میده.

باطن همه اشیا از جمله خودت.

حالا ببین آدم اهل بیت علیهم الصلاة والسلام یعنی انسان کامل.

آدم اهل بیت یعنی انسان کامل صلوات الله عليه و آله.

این آدم اهل بیت چه سعتی داشته و دارد که و علم آدم الاسماء كلها یعنی ملکوت تمام اشیا، این اشیا رو بذار جای اسماء.

تمام اشیا علم.

کی تعلیم کرد؟

الرحمن.

علم القرآن.

علم آدم الاسماء كلها الرحمن علم القرآن.

علم خدا، الله بلکه هو.

اون هو که به ما میگه اشاره می‌کنه راه رو یاد میده قل بگو حیرتم چه بگم؟

هو تموم شد.

همون هو علم آدم الاسماء یا الاشیاء كلها.

چه سعتی داشته که الان در نشئه عنصری یعنی این ملک امام عصر جانشین و یعنی همون ا...

همون اتحاد وجودی دارد با اون انسان کامل با اون آدم.

الان آدم عالم حضرت ولی عصر است که یک ساعت اینجا الان نذره می‌کردید براش.

چه سعتی داشته که ملکوت تمام اشیا علم به او.

الله اکبر توج-- توسط هوه ملکوت تمام اشیا که لا یتناین حقیقتش دفعةً نازل شد در قلب مقدس پیغمبر و همینطور به قلوب آل الله تا امام عصر ما.

صلوات الله علیهم أجمعین.

الله اکبر.

حالا شما ببین، حالا شما ببین چه تاجی سر شما گذاشتن که صبح جمعه چشمتو خوابو از چشمت بگیرن بیای بشینی یک ساعت برای یه همچین حقیقتی نذره کنی.

زجه بزنی، اجه کن...

بزنی.

سرخه بزنی.

با کی باشی؟

الله اکبر.

من می‌خواستم ادامه حدیث دیشب رو در لقاء همون باب تفسیر حروف مجرم رو بریم.

صبح بعد از نماز صبح این بلا سر ما اومد.

این آیه، آیه آخر سوره یاسین رو که یه دفعه می‌گیره آدمو گور می‌گیره یا یه چیزی میگیرتت ولت هم نمی‌کنه.

حالا تو فرار کن اون دنبال، دنبالت میاد.

تا اینجا الان اومده دنبال ما.

الحمد لله.

حالا برای اینکه سیر بحث قطع نشه، خیلی رو این آیه حرف داشتم.

حالا که بسه.

برای اینکه حرف این ح...

سیر ب...

قطع نشه، یه حرف دیگه هم ما امروز بگیم به فضل الهی از حدیثی که دیشب عرض کردیم.

[پچ،پچ] اشکالی نداره.

اشکالی نداره.

خب می‌رسیم به [سرفه] حرف کجا توقف کردیم؟

خا درسته؟

بله.

امام رضا به نقل از اجدادشون تا امیرالمؤمنین صلوات الله عليه شأن نزول و حقیقت باطن حروف رو که بیان کردن تفسیرش رو رسیدن به حرف خا.

فرمودن والخاء خمول، خمول ذکر أهل المعاصی عند الله عز وجل.

خمول ذکر أهل المعاصی.

حالا متاسفانه من ترجمه این حدیث رو وقتی در همین کتابی که دست منه از کتاب توحید شیخ صدوق دقت کردم ترجمه قشنگی نکرده.

یعنی مثلا خا رو اینجا الان نوشته یعنی غلت گناه کاری یا گناه کاری نزد خداوند.

ترجمه دقیقی نیست.

بعضی از این ترجمه‌هاش خوب نیست.

مثلا اینجا الان چی بود؟

والخاء خمول ذکر اینو دقت کنید ذکر أهل المعاصی عند الله عز وجل.

اونجا ترجمه کرده که یعنی ذلت گناهکاری نزد خداوند.

این ترجمه دقیق نیست.

می‌فرماید خمول و ذکر اهل المعاصی.

این توجه به این ذکره نکرده.

ببین یه وقت هست یه آدمی رو با ذلت نزد تو میارن، یه آدمی که به تو بد کرده، بعد از تو فراری بوده، به تو ظلم کرده، مثلاً یه ب-- یه کاری کرده، یه خیانتی در حق تو کرده.

مثلاً یه عزیزی از تو رو دور از جون کشته اینا.

بعد میارنش، می‌گیرنش دست و پاشو می‌بندن میارن نزد تو.

میگن به خاری، به حالت خمول اینو آوردن نزد تو.

درست شد؟

که شما روتو ازش برمی‌گردونی.

این میگه و می‌فرماید خمول و ذکر اهل المعاصی.

یک وقت هست نه اصلاً اسم طرفو پیش تو میارن تو روتو برمی‌گردونی.

یادش می‌کنن پیش تو، تو روتو برمی‌گردونی.

حتی میان به تو میگن میشه فلانی رو ببخشی روتو برمی‌گردونی.

اصلاً حرفشو نزن.

اونجایی که تو قرآن به پیغمبر می‌فرماد اگر تو برای اینا استغفار کنی، استغفار تو رو هم من قبول نمی‌کنم.

پیغمبر به خدا میگه برای اینا استغفار نکن که من از تو هم قبول نمی‌کنم.

ب-- این یعنی این.

ذکر گناهکارو نیاوردن حاضر کنن.

میگه خمول و ذکر اهل المعاصی.

اینی که از تعالم حسن زاده علیه الرحمه می‌فرماد خود متن روایت رو بذارید بخونید با دقت این ط-- همینطوری یه ترجمه تحت اللفظی ب-بنویسی بری که به درد نمی‌خوره که.

حتی بعضی از این ترجمه‌ها آدم رو به بیراهه می‌بره.

با دقت خمول و ذکر اهل المعاصی.

البته پیش کی؟

عند، عند الله.

همون که الیه ترجعونه و الیه راجعونه.

الله اکبر.

دیگه کار به جایی می‌رسه که این خا یه نهیبه.

یعنی حالا مثل نیم زای جهنمه.

فهمیدی؟

که چی می‌شه؟

داره از الان داره بسوزونه تو رو که حواست باشه به جایی نرسی که به جهت گناه و معصیت اسمتو پیش خدا ببرن، خدا رو برگردونه.

یعنی حالت خاری و ذلت باشه اسمت پیش خدا.

استغفرالله استغفرالله و اسأله التوبه.

که حالا خدا که چهره ندارد به اون معنا که شرک است اگر بگیم خدا یه صورتی دارد ماده اینا نه.

وجه خدا وجه الله است.

وجه الله الاعظم است.

الیه يتوجه الاولياء که امروز تو نوت بخوندید.

أين وجه الله الذي يتوجه اليه الاولياء؟

خب؟

و اقبل آخر نوت به گفتی و اقبل یعنی رو کن الینا به ما رو کن بوجهک الكريم.

به اون وجه کریمت یعنی صورت امام عصرت.

یعنی با صورت امام به من رو کن.

یعنی امام با چهره گشاده و کریمانه به من نظر کنه، رو کنه.

الله اکبر.

این کجا تا اینکه اسمتو پیش مهدیه فاطمه ببرن آقا روشو برگردونه.

استغفرالله احساس خ-- ذلت و خاری دست بده.

خیلی خطرناکه.

خیلی همین تو خا یه حرف خا ببین چه خبره.

الله اکبر [نفس عمیق].

ای نفس تو اینگونه خطاکار نبودی.

بر همزن آرامش دلدار نبودی.

هر نیمه شب آمد گل نرگس به سراغت دنبال تو می‌گشت، تو بیدار نبودی.

اعلامیه شد نام تو در شهر مدینه.

ای بنده زهرا تو که فرار نبودی.

انشاالله مادرش دست ما رو تو دست پسرش بگذاره و ما از این چیزی که امروز گفتیم در امان مادرش باشیم انشاالله.

والحمد لله رب العالمين.

نثار امام عصر صلوات ختم کنید.

اللهم