یا رب أعوذبک من همزات الشياطين و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم.
اللهم إياک نعبد وإياک نستعين.
الحمد لله على کل نعمته وأسأل الله من فضله.
المستغاث بک يا صاحب الزمان، المستغاث بک يا صاحب الزمان، المستغاث بک يا صاحب الزمان.
السلام علیک يا داعی الله و رباني آياته، السلام علیک حين تحمد و تستغفر.
سلام عليكم و رحمة الله.
ان شاء الله که امام عصر عزیزون در این لحظات و آنات و ساعات بسیار پرفضیلت شب جمعه هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و امشب که به معراج میرن ما رو یاد کنن صلواتی خط بفرماین.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
به فضل الهی موضوع لقاء الله رو پیش بگیریم.
جلسهی گذشته به عنایت خودشون موفق شدیم که در خصوص آیهی نور اختصارا و اجمالا مطالبی رو عرض کنیم و عرض کنیم که یکی از معانی ملاقات با خدا یا ملاقات رب میشود ملاقات وجه الله و وجه خدا رو با توجه به اینکه شروع این ماه تعلق به امام عصر داشت به جهت آغاز این ماه در روز جمعه و اون رمز و کنوزی که بعضا عرض شد.
ما موضوع در حقیقت وجه الله رو خیلی توضیح ندادیم صرفا ملاقات با وجه الله رو گرفتیم ملاقات با نمود تام یا اتم حضرت حق که ولی الله العظم میشه و وعده دادیم که پیرامون اصلا اینکه وجه الله چی هست که قراره ما اون رو زیارت کنیم [سرفه] یه مقداری صحبت کنیم.
شاید تو همین یک جلسه اگر دیدیم بسنده نشد و اینها وقت اقتضا نکرد جلسه بعد هم.
چند تا آیه رو من تبرکا خدمتتون عرض کنم.
به صورت کلی خدمت شما خوبان حقیقتا عرض کنم که وجه خدا رو بعض از [نفس عمیق] مفسرین فرمودن ذات شی هست مثل شیخ طوسی.
وجه الله، وجه شی رو ذات شی گرفتن.
حالا آیاتی رو بر اساس این موضوع ما بیان کردیم که حالا اگر این باشد پس ملاقات ما یعنی با ذات حضرت حق است؟
بله.
نه با اون ذات غیب الغیوب بیحد و در حقیقت، حقیقت بی اسم و بی صفت که هیچ موضوع قرآن هم نیست، نه.
بلکه تجلیات ذاتیه.
تجلیات یا ذاتیه است یا صفاتی است که کنار هشت تا شهید عرض کرده بودیم.
اگر به این معنا بگیریم میشه زیارت تجلیات ذات، ذاتیه.
یعنی خیلی دیگه سطح ملاقات خیلی بالاست و انسان باید خیلی آمادگی داشته باشه.
که یک دسته آیاتی این موضوع رو القا میکنند به ما.
بعض از آیات هست که وجه خدا رو موضوع رضایت حضرت حق گرفتن و روایات هم تصریح دارن.
رضایت خدا، رحمت خدا اینها.
یا به در حقیقت ثواب، ثواب حضرت حق رو مثلا وجه گرفتن.
حالا بعضی از آیات اونها رو اشاره میکنیم.
بعض از آیات دیگه هم هستن که وجه خدا رو نمود بر اساس روایات البته نمود الهی گرفتن و به عبارت یا به یک معنای دیگر همون راه خدا یا ناحیه خدا یا جهت خدا هم گرفتهاند.
ناحیه مقدسه.
[نفس عمیق] حالا آیات رو ببینیم حالا تا کجا میرسیم.
در خصوص وجه شی که ذات شی گرفتن، مفسرینی که اینجا اشاره به ذات حضرت حق کردن یعنی این رو مدلول قرار دادن بر اینکه ما قرار است ان شاء الله به این دلیل ما قرار است تجلیات ذاتیه حضرت حق رو ملاقات کنیم.
فملائقه این میشه و اون ربی از تو رو منظور نظر است که ذات حضرت حق در اون رب یعنی در اون اسمی که در تو تجلی کرده است.
[سرفه] اون اسم رب رو اینجا ربی، یا رب ک، إنک کادحون إلى ربک این رب تو.
حالا ما سه ساله هی میگیم رب من، رب تو، رب پیغمبر اینا.
یه چیزکی هم عرض کردیم پیش شاهدها اما ان شاء الله شیرین میشه صبر کنید.
حالا داریم مثل قدیما هی میزنیم، میزنیم فست که میکردن یهو رگ باد میکرد بعد تیغ میزدن.
حالا تیغ زدنش مونده فکر میکنم آیه هشت سوره انشقاق، شش سوره انشقاقه که "یا ایها الانسان انک کادح الی ربک فکدح فملاقیه." ربک برای رب خودت رو.
که حالا چند-- خیلی تو محرم دربارهش صحبت کردیم.
خب این وجهو اگر ما ذات بگیریم، [مکث] مرحوم شیخ طوسی در تفسیر شریف التبیان فی تفسیر القرآنش [مکث] ذیل آیه صد و دوازده بقره که میفرماید "بلى من اسلم وجهه لله".
بلى، آیه قرآنه.
"من اسلم وجهه لله" کسی که تسلیم، تسلیم وجه حضرت حق شده [مکث] یا به عبارتی میشه گفت وجه خودش رو تسلیم الله و وجه الله کرده است.
حالا این وجه رو شما میتونید صورت بگیرید.
چرا صورت؟
به یک معنا چون صورت مهمترین، شریفترین، باعظمتترین محل یک شیء هست صورت.
حتی در انسان که موجود کاملیست دقت بفرمایید، اکمل از دیگر موجودات است.
صورت محل تجمع مهمترین قوای نفس ناطقه است.
قوای باصره، سامعه، ذائقه.
ببینید بویایی و حتی به یک معنا عقل انسان، تف-- حوزه تفکر، هواجس اینا، قوه خیال همه اونجا قرار گرفته [مکث]، مرکز مدبر بدن.
از یک وجه این چون مهمترین محل.
از یه وجه دیگه اینکه شما وقتی متوجه هر شیئی میشی اول متوجه صورتش میشی.
از این جهت حالا این وجه رو گفتن صورت بگیرید که این صورت رو اینجا در این آیات اگر بگیریم وجه الشی رو ذات الشی بگیریم، در حقیقت اون نشانه ذات حضرت حق رو داریم میگیریم.
اونجایی که ذات حضرت حق بیشتر از همه تجلی کرده، صورت [مکث] حضرت حق اگر بگیریم که البته اینا رو شما باید آگاه باشید با توجه به مواضع قبلی مطلقا اینها رو مادی فرض نکنیم.
یعنی در قالب ماده و جسم و دیدن و رؤیت جسمی، نه.
همونطور که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود شهود ایمانیست [مکث] که این آیه در حقیقت مرحوم شیخ طوسی میفرماد اشاره به ذات داره.
"بلى من اسلم وجهه لله وهو محسن".
خیلی جالبه که بعض از آیات خیلی هم آیات مهمیان وقتی بحث وجه الهی رو مطرح کردن اشاره به محسن به اسم محسن یا به صفت محسنین کردن مثل اینجا "وهو محسن".
حالا شاید یه وقتی امشب که نمیشه دربارهش حرف زدیم.
چرا؟
"فله اجره عند ربه".
ربه.
براش یه اجریه نزد پروردگار خودش [مکث].
در حقیقت اینجا که نه پروردگار خود این شخص یعنی اون اسمی که در کانال وجودی این شخص پیاده شده است از اون اسم لایتناهی، اون منتهی میشود به وجه الله [مکث]، که همون تجلیات ذاتی حضرت حق است.
آیه دویست و هفتاد و دو سوره بقره "وما تنفقون الا ابتغاء وجه الله".
بحث انفاق است که اینو تأکید بر عمل برای خداست.
که مخصوصا انفاق و بخشیدن رو [مکث] میگه انقدر خالصانه انجام بدید مختصاً برای ذات حضرت حق [مکث]، که اب برای "ابتغاء وجه الله".
این باز یعنی ذات خدا.
مستقیم ذات خدا مقصود نظرتون باشه و اصلا و ابدا سراغ چیز دیگهای نرید حتی دو سراغ جزا و پاداش و فرار از عقاب و مقامات و درجات و اینها نه مطلقا.
ذات.
یعنی میگه بالاترین مقامهاست.
در آیه بیست و شش و بیست و هفت الرحمن.
حالا جسارت میکنم شما الحمد لله همهتون اهل تحقیقید.
من عادت ندارم که آیه بخونم برم.
میشناسید [مکث].
دوست دارم و ب-بلکه دعام همیشه این بوده یه آیه رو بذاریم وسط روش حسابی کار کنیم.
کلماتش، حتی حروفش، چیدمانش، بافت آیه، سیاق آیه اینها.
اما چه کنیم؟
فرصت نیست اینطوری بخوایم بریم جلو ما دیگه تا آخر عمر یا زهرا باید فقط پیرامون لا حول و لا قوه حرف بزنیم در حالی که بحثهای خیلی مهمی هم مونده رو زمین.
حالا دیگه برید شما بررسی کنید.
آیه بیست و شش و بیست و هفت سوره الرحمن "کل من علیها فان ويبقى وجه ربک ذو الجلال و الاکرام".
این ذو الجلال و الاکرام رو [مکث] داشتم فصوص ابن عربی رو میخوندم همچنین شرح حضرت علامه علیه الرحمة بر فصوص به نام ممت دلهمم رو اونجا حضرت علامه و در شرح فصوص یا در شرحشون بر شرح قیصری هم ایشون تأکید داشتن [مکث] که اونجایی که خدا تو سوره الرحمن میفرماید "ذو الجلال و الاکرام" جمع بین جمال و جلال است ذو الجلال اینکه اسامی جلاله و الاکرام جماله.
این جمع بین جمال و جلال.
یعنی دیگه خیلی عظمت دارد اینجا این آیه "و يبقي وجه ربك".
خیلی کلمه به کلمه اینا جای بحث داره.
حالا ظاهرش میفرماید همه چی فانی میشه مگر وجه پروردگار تو.
کدوم پروردگار تو؟
که دارای اسماء جمال و جلال است.
یعنی همه کمالات رو داراست.
اصلا کمال از او [مکث] منتشر شده.
که این هم باز اشاره به چی دارد؟
به وجه حضرت حق که این وجه چون اسماء جمال و جلال رو با هم جمع کرده، اینو حالا جسارتاً لای پرانتز عرض میکنم مفسرین این رو نگفتن.
من از اون کلام حضرت علامه دارم این برداشت رو میکنم.
چون جمال و جلال رو با هم آورده تمام کرده کار رو پس بر میگرده به ذات.
اینجا بر میگرده به ذات.
یعنی به یک اسم و به دو اسم بر نمیگرده.
ذاته که تج-- همه اسماء و صفات از اون تجلی میکند.
پس این وجه که اینجا میفرماید باقیه اونم وجه پروردگار تو، پس همه چی فانیه.
اینجا این وجه منظور همون ذاتیست که همه چی تجلی اونه.
اصلا چیزی نیست.
لذا ما میتونیم بگیم ما فانیایم اصلاً.
بقاییمون اصلاً نیستیم.
همون بحث که شبهای قدر به اون معنا داشتیم.
به اون معنا.
نه اینکه ما العیاذ بالله نفی خودمون رو بکنیم.
یعنی یکی از حقایق رو که یکی از کلمات وجود نظام هستی مایی این کلمه رو تو ورداری خلل افتاد جهان رو همه جهان رو سراپای به قول شیخ اشراق همه چی خلل میافته.
نه، از این حیث که اصلا مایی نیست، عنی-- عنانیتی نیست یا عنیتی نیست.
هرچه هست اوست.
و چه سر عجیبی، چه سر عجیبی، چه سر عجیبی که [نفس عمیق] خدا رحمت کنه از علامه رو که ما رو واقف کردن به این حقایق.
در دل فسوس ابن عربی یه دفعه یه نبض رو میگیره میکشه بیرون.
اونجا تو لابلای یکی از اون فسها، حالا من یادداشت کردم کدوم فس، خیلی شیرین برای اهلش.
یه دفعه از علامه سر رو میگه و رد میشه هم سریع.
به اهلش واگذار میکنه.
میفرماید اینجا خدا میفرماید "هو معکم".
اولا هو.
هو که نزدیکترین اسم ذات خودشه.
نه الله، نه الرحمن، نه الرحیم.
هو.
"قل هو الله احد".
و این احدیت حضرت حق هم هست تازه، نه واحدیت.
حالا فرق احدیت با واحدیت چیه؟
اینا رو اجازه بدید به موقعش به وقتش به قول خود علامه به وقتش.
و هرچی میریم جلوتر به عظمت سوره اخلاص بیشتر پی میبریم.
اون رمز و رموز تو سوره هو "قل هو الله احد" که اون الله رو پیش شاهدا بودیم گفتیم الله ذاتی است.
اون الله دوم "الله الصمد" صفاتیه بوده.
[پچپچ] بله.
بله، بله اصلاً.
این "هو معکم" اولا میگه هو.
یعنی اتصال شما به ذاته.
اتصال همه به ذات.
از این جهت اصلاً کسی-- چیزی وجود نداره جز خود هو.
هرچی هست [مکث] تشؤنات یعنی شؤونات اون هویته.
خب این یه نکته.
نکته بعدی که حالا علامه میگه میرهها.
من یه ذره دارم مزه مزه ش میکنم برای شما.
علامه فرمود که چرا فرمود "هو معکم"؟
نفرمود "نحن معه" یا "انتم معه".
مثلا ما با او هستیم.
شما با او هستید.
"هو معکم" ابتدا کرد به خودش.
"هو معکم" او هو اون هویت.
[پچپچ] آره.
اون اول رو اول هویت حضرت حق رو مطرح کرد.
او با شماست نه که شما.
یعنی اصلا شمایی وجود نداره.
حالا یه وجهش من ذره مزه مزه کردم بیان علامه رو.
حالا انشاالله بریم جلو از این مزه مزهها زیاد داریم.
یعنی اینکه اصلا تو کی هستی؟
تو چی هستی که بخوای بگی تو یا شما یا ما با اوئیم.
اصلا ما وجود نداریم که.
هرچه هست وجود اوست.
اوست که حالا تجلی کرده شدی شما.
تجلی او شده شما.
ظهور اون باطن شده شما و او با شماست.
مثل اینکه شؤون هرکسی همراه خودشه.
حالا حرف رو میبره بالاتر از علامه توی جلسه چهارم شرح فسوسش.
تو جلسه چهارم شرح فسوس عین حرف خودشونه.
که حالا خودش یه جلسه بحث میخواد باید با هم دربارهش صحبت کنیم.
که ایشون میفرماید که فو-- بحث فوق [نفس عمیق] موضوع علت و معلولیست.
اینکه شما بیای بگی این مظاهر، این شؤونات اینا مثلا معلول حضرت حقاند که حق علت تامه همه است.
اصلا بحث فوق اینهاست.
که مخصوصا بخوای بهش زمان و مکان هم بدی.
یعنی یه زمانی برداشت که اون علت در معلول تجلی کنه.
اصلاً این حرفا، فوق این حرفهاست.
اصلاً بحث شؤون، هیچوقت شؤونات جدای از عین ذات نیستن.
هیچوقت.
هیچ وقت یعنی هیچ زمان.
حالا اینو حالا اجازه بدید به موقعش اینطوری بریم جلو.
ما باید همین موضوع وجه الله رو یه ده جلسه، یه دهه براش صحبت کنیم.
ما تازه تو ذات神م موندیم هنوز آیه، آیاتشم تموم نشده.
چه کنیم؟
بالاخره انقدر بحث شیرینه و، و وجود بعضیا هم این اول بحث باعث میشه که ما پرروتر شیم و یه ذره مزه مزه تر کنیم صحبت کنیم.
خداوند انشاالله شما رو موفق بدارد و شرح صدر بهتون عطا کنه.
و آیه بعدی، پس رد شدیم.
اون آیه خیلی توش مطلب داشت.
آیه شصت و، بیست و شش و بیست و هفت الرحمن برید تو خلوتتون مراجعه کنید.
خیلی توش بحث داشت.
قدیما ما شروع کردیم قرآن هم توی خوندن و ختم هم میکردیم.
یادمه مینشستم من خودم جوون که بودم به فضل الهی [سرفه] من باب و ما بنعمت ربک فحدث ارز میکنیم.
بحث خدایی نکرده ف-فضل فروشی و تفاخر نیست.
لا فخر لنا هیچی نیست.
هرچی هست اوست.
مثلاً جوون که بودیم مینشستیم بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد رو میرسیدیم تا والناس پا میشدیم.
مگر به نماز بخوریم.
اینطوری بودیم جوونامون، جوونیامون.
بعد فکر میکردیم چه کردیم.
یه ختم قرآن و پزشم میدادیم.
آره ما میشینیم یه ختم قرآن پا میشیم.
توجه کردید؟
الآن اصلاً نمیتونم من این کارو بکنم.
اصلاً نمیتونم.
یعنی شروع میکنم، یه دفعه میبینی باور کنید یک ساعت گذشت من رو یه آیه موندم همینجوری.
همینطوری موندم رو این آیه.
باور کنید حتی بعضی از زیارات رو ، این بلاییه که از تعلمه استاد عزیز شماها سر ما آورده.
آ، زیارات رو مثلاً مشتاقتاً علی فرحة لقائک.
تو کجاست؟
امین الله.
مشتاقتاً همینطور قبلا میخوندیم میرفتیم مداحی میکردیم.
مشتاقتاً علی فرحة لقائک.
بعد یه دفعه تو این عبارات زیارات حالا امین الله، عاشورا، جامعه یهو میبینی.
همین اخیرا خیلی دلم تنگ شد برای آقای بهجت که سرود صبحگاهیش همیشه جامعه بود.
ها، میرفت-- مینشستیم بعد نماز صبح پیشش.
مدت که قم توفیق داشتیم هر روز همینطوری جامعه رو سرود صبحگاهیش بود.
همینطوری دلم تنگ شد.
شروع کردم خوندن.
خب قبلاً مثلاً چهل دقیقه، سی دقیقه اینا میخوندیم جامعه رو تموم میشد.
نتونستم تا آخرش.
هی عجب، هی عبارات و هی کلمات.
بعد ربط این کلمات رو به هم مثلاً میدیدم عه!
تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها چه زیبا توی جامعه کبیره مطرحه.
حتی تقدم تأخرش.
اینکه سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر تو تسبیحات اربعه نماز این شکلیه.
دقیقاً توی تسبیحات حضرت زهرا بلعکسه.
اول با الله اکبر شروع میشه.
درسته؟
الحمد لله سبحان الله.
تو تسبیحات اربعه عکس تسبیح حضرت زهراست.
سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر.
چرا؟
بعد این ربطاشو تو جامعه پیدا کردم.
خیلی شیرین اومد برام.
همینطوری غرق بودم.
دیدم اصلاً نمیتونم- چرا بلند نمیشیم؟
سلام علیکم.
[خنده] حالا یه دوست دارم- خب میخواید تا صبح بشینیم ما؟
[سرفه] نه یه دلیلش- تشنه باشیم فعلاً.
فعلاً تشنه باشیم.
انشاالله به وقتش.
اینا حالا بحث این بود که این بلایی که علامه سر شما و ما آورده حالا بر شما بیشتر، ما کمتر.
به هر حال میخوام عرض کنم که اون آیات، چی شد که این رو عرض کردیم؟
آیات بیست و شش و بیست و هفت سوره الرحمن خیلی پرمایه و پرملاته، خیلی.
قبلاً هم من فکر میکردم اینکه بیایم مثلاً تشخیص و تعیین خاصی به بعضی از آیات بدیم مثلاً بیادبیه به قرآنه.
القرآن یعنی همه، همه آیات با هم.
بعد ما فرقان بازی راه بندازیم بگیم مثلاً این آیه این، یه چیز دیگه است.
اون سوره فلان.
بعد دیدیم نه، خود اهل بیت هم اینطوری بودن.
خود اهل بیت هم اتفاقاً فکر میکنم جلسه سوم شرح فصوص قیصریه ابن عربی که شرح خود ق-قیصری شاید به نحوی بشه گفت بهترین شرح بر فصوص قیصری بوده که حالا حضرت علامه این همین شرحو شرح داده.
فکر میکنم جلسه سومشه.
حضرت علامه میفرمود نه چهارمه آره چهارمه.
اگه خواستید رجوع کنید آره.
اونجا باز علامه تأکید میکنه میگه خود اهل بیت علیهم الصلاة والسلام رو بعضی از آیات تأکید خاص داشتهاند.
مثل آیه نور.
مثلاً خودشون تع-- به ما یاد دادن.
آیه الکرسی بله سوره حمد اینا.
مثلا اینا تأکید داشتن.
حالا اینم به نظرم به نظر حقیر در و داغون و حالا فلک زده این، این دو تا آیه سوره الرحمن خیلی پرملاته.
همه آیات پرملاتن.
همون اینا حالا به صورت نسبی.
اجازه، حداقل اجازه بدید از این آیاتی که داره اشاره به ذات میکنه رو ما تموم کنیم.
حالا اون قسمتای بعد انشاالله جلسات بعد.
فکر نمیکردم تموم نشه.
آیه هشتاد و هشت سوره قصص.
ولا تدع مع الله الهاً آخر.
نخوان همراه خدایا خدای دیگهای رو.
الهاً آخر.
هو في السماء اله و في الأرض اله.
اون الهیست که حالا چقدرم بزرگان اهل معرفت تو این همین آیهای که الان براتون قرائت کردم مطلب آوردن.
[سرفه]که تو آسمون همون الهه آس-- زمینم همون الهه، یک الهه است.
میگه نخون مع الله همراه الله الها اخری الهه دیگهای رو.
لا اله الا هو.
الله اکبر.
لا اله الا هو کل شیء هالك الا وجهه له الحكم والیه ترجعون.
والیه ترجعون.
به، به چه سمتی بر میگردید؟
اینجا فرمود چی؟
همه چی هالکه الا چی؟
وجهه.
بسم الله.
یکی از آیاتی که صراحتا داره تسریم میکنه انّا لله و انّا الیه راجعون.
اینجا میفرماید والیه ترجعون.
رجعت شما در قوس صعود رجعت شما به سمت همون وجه الله که همه چی هالکه، هلاک الا او.
الا او وجه.
اگر قراره همه چی هلاک باشه جز وجه خدا، خب این وجه پس خیلی مهمه که ما به سمت اون وجه در حرکتیم.
که هر کس که به اون وجه برسد او هم باقیست و هر کس به این وجه نرسد و به سمت وجه خدا در حرکت نباشد فانیست.
حالا این آیه رو خودش باز ببینید الله اکبر از عظمت این آیه.
یعنی آیه هشتاد و هشت surah اسد.
ولا تدع مع الله الها.
نمیگه ربا.
خالقا.
نه.
الهی رو که تو اون آیه میفرماید تو آسمون همون الهه، تو زمین هم همون الهه.
بعد میگه، میفرماید في الارض هو في الارض الهون.
دوباره همون هو في السماء الهون.
اصلا اله یک الهه.
لذا لا اله الا الله.
این الهه وجود من و شما باید همون الله باشه که بعد باز ارتقای وجودی پیدا کنی بری به هو به سمت هو.
که اگر نمیشد نمیگفت قل بگو هو الله احد.
[نفس عمیق] چه عرض کنیم؟
که حالا اینجا رو روایتی هم ذیلش هست که [نفس عمیق] اهل بیت علیهم الصلاة والسلام این وجه رو اینجا چی معنا کردن بماند تو قسمت سوم عرض کنیم.
آیه صد و بیست و پنج surah نساء.
و من احسن دیناً ممن اسلم وجهه لله.
[نفس عمیق] میفرماید چه کسی احسن دیناً چه کسی احسن دین رو داره.
حالا دین به یک معنا برمیگرده به فطرت، اون ذاتیات ما، فطریات ما، اصلا اون درونیات ما، اون فطرت الله التي فطر الناس عليها اون میشه دین.
که ان الدين عند الله الاسلام.
اسلام از ذات ماست.
در ذات از فرت-- فط-- فطرت ماست، در سرشت ماست.
شرع ظاهره.
شرعلکم این شرع قانون برای او که اون هم البته بر مبنای باطن هست اما اون ظاهره.
نمیشه گفت شرع دین همه دینه، نه.
ظاهر دینه، پوسته دینه.
دین اون باطن و حقیقته.
حالا اینجا میفرماید که من احسن دیناً.
چه کسی بهترین [سرفه] دین رو داره؟
یا به عبارتی میشه گفت بهترین به این ترجمه که ما الان کردیم بهترین باطن رو داره.
ممن اسلم وجهه لله از کسی که [سرفه] تسلیم محض شده.
صورتش رو، وجهش رو یا به حالا تو این معنی که داریم الان میکنیم ذات خودش رو به سمت ذات حضرت حق قرار داده.
لله که این الله اسم جامعه.
و هو محسن و اوست محسن.
اگر کسی ذاتش تمام شؤوناتش ظاهر و باطنش به سمت صورت و وجه الله که همون ذات و شع گرفتیم باشد یعنی به سمت ذات خدا هیچ، هیچ گونه [نفس عمیق] از خدای منّان تقاضا و تمنای پاداش و اجر و مزد و درجات و حتی نجات از عقاب و اینام نداشته باشه و هو محسن.
این نیکوکار.
ان الله يحب المحسنين.
خدا عاشقش میشه.
[سرفه] که این حالا وجه رو باز اینجا من اسلم وجهه لله باز جای بحث داشت بماند.
آیه صد و بیست و پنج surah [نفس عمیق] نساء بود.
آیه بیست و دو surah لقمان.
و من يسلم وجهه الى الله و هو محسن فقد استمسک بالعروة الوثقى.
اگر کسی بیاد تسلیم محض بکند، چی رو؟
ذات خودش رو به سمت الله که اسم جمع، جامع است و هو محسن.
ببینید دوباره و هو محسن.
یه سری درشه هر جا میاره وجهه لله بعد محسن رو میاره.
فقد استمسک بالعروة الوثقى.
عروه وثقا این تمسک ورزیده به...
ما یه تشبس داریم، یه تمسک.
تشبس یعنی یکی داره غرق میشه دستشو میگیره.
تو عرب میگن مثلا دستشو میگیره به مثلا این علفهای هرزه و چیزای بیریشه و اینها بعد تر-- دلشو به اون گرم میکنه.
یه دفعه میبینی کنده شد رفت غرق شد.
اما تمسک یعنی به یک شجرهی بلند قامت با ریشهی اصل و ثابت فرعها في السماء.
به این میگن تمسک.
فقد تمسك بالعروة الوثقی.
این عروه وثقی.
حالا اونجا تو بخش سوم که عروهی وثقی رو وجه رو میاییم به یک معنا نمود کلی حضرت حق میگیریم.
یعنی میشه گفت وجه الله رو انسان کامل میگیریم.
این عروهی وثقی تو انسان کامل معنا میشه.
یعنی انسان کامل هستش که و هر کسی که پس ادعا داره به انسان کامل.
حالا بگذارید اونور بگم.
ادعا داره که به سمت ذات حضرت حق در حرکته باید ذات خودش رو به سمت خدا قرار بده تا محسن باشه.
غیر از این راهی هم نداره.
و این الله هم میفرماید لله، الی الله.
وجهش به سمت الله.
الله اسم جامع باز یعنی همهی اسماء قبلشون میشه چی؟
الله.
حتی از اون صفات، صفات ذاتیه.
همه الله که انسان کامل هم به یک معنا میشه اسم جامع مصداق اسم جامع خدا.
که همه برگشت همه به سمت اوست.
فصل الخطاب الیکم متشکرا.
ایاب الخلق الیکم.
ایاب الخلق الیکم.
یعنی همون انسان کاملی که مرجع محل رجوع همهی مخلوقات است.
حالا اینا رو اونجا باید معنا کرد.
تو وجه سوم که وجه الله رو ولی الله الاعظم بگیریم که اصلاً همهچی به سمت ولی الله الاعظم در حرکته.
یه روز باید جامعه کبیره رو هم بگید.
بله، اصلاً جامعه کبیره دیگه حالا به کمکمون میاد ولی اون دیگه خودش یه دریائه.
حدود بیست سال پیش ما شرح زیارت جامعه کبیره بین شما گذاشتیم.
بعد خدا زد پس کلهمون و تعطیلش کردیم.
اون موقع [سرفه کردن] تو همین اوایلش همین جا هم بودیم.
ولش کردیم.
باید توفیق باشه و [سرفه کردن] آیه صد و پونزده سوره بقره.
به به به.
فأینما تولوا فثم وجه الله.
الله اکبر.
به هر طرف رو کنید، رو به وجه خدا کردهاید.
نه به سوی الله.
وجه الله.
إن الله واسع علیم.
الله اکبر.
که از این، از این دو اسم چرا اینجا اومده؟
واسع.
که یکی از اساتید ما فرمودن هر وقت خواستی وسعت رزق، وسعت وقت، مخصوصا برکت وقت پیدا کنی چهارده بار یا واسع بگو.
هر وقت از خونه رفتی بیرون چهارده بار یا واسع بگو برکاتشو ببین.
حالا چه کنیم ما اینطوری دیگه تو همین اولیش هم موندیمو.
[نفس عمیق] این دو تا آیه رو هم کسانی که دارن مینویسن بنویسن حالا دیگه توضیحاتش بمونه.
آیه شش سوره انسان.
إنما نطعمکم لوجه الله.
به به به.
اصلا ما مخ-- مستقیما ذات حضرت حق مد نظرمونه که شما سه تا رو مثلا اطعام کردیم.
اسیر و یتیم و فقیر اینها.
اطعام کردیم لوجه الله.
ذات حضرت حق.
آیه پنجاه و دو سوره انعام.
ولا تطرد الذين يدعون ربهم.
طرد نکن اونایی که میخونن پروردگارشون رو بالغداوة والعشي.
صبح و شب میخونن یا به یک عبارت میشه گفت دائما مشغول بر حالا خواندن خداشونه.
این خواندن هم باید معنا بشه، نه قرائت ظاهریه.
ادعونی مرا بخوانید.
مرا، نه اون کلمات را.
فاستجب لکم.
مرا که خواندی یعنی خواهان من بودی.
یعنی تمام قوای وجودیت منو خواست.
یعنی این.
این یعنی دعا.
يدعون یعنی تمام قوای وجودیشون گفت الله.
نه فقط زبانشون.
اینا باید ترجمه شن.
بله.
يريدون وجهه.
اینا کساییان که اینو طرد نکنی پیغمبر اینا رو ها.
که يريدون وجهه.
ارادشون ذات حضرت حقه.
یعنی اراده کردن وجه خدا رو، ذات خدا رو، خدا رو.
هیچچی نمیخوان.
اینطور حالا اگه بچه ترام بفهمن مثل خودم.
یعنی هیچچی از خدا نمیخوان.
نه بهشت میخوان، نه نجات از جهنم.
توجه کردی؟
صبرت على عذابک على حر نارک.
کلام ملا علیست.
اوناس.
افق اعلا اوناست.
ما باید اونا رو نگاه کنیم.
که امام مان دیگه.
فكيف اصبر على فراقک.
این فراقک برمیگرده به همون وجه.
فراق وجه تو.
اصلا من دوست دارم به ذات تو برسم.
بهشت چیه؟
جهنم چیه؟
فئینت از من با تو باشم.
بله.
فئینت از هonu.
با تو باشم حالا هر جا بودم.
اصلا اون موضوعیت نداره.
[نفس عمیق] بسه همین مقدار والا.
تو همین وجه اول بحثمون هم موندیم.
چه کنم والا ما خواستیم هر سه وجه رو بیان کنیم.
ببینید ما به چه سمتی در حرکتیم و چه راهی رو در پیش داریم و اصلا آمادگیمون چقدره نمیدونم.
من که تعطیل.
خدا انشاالله هممون رو نجات بده و با این حقایق آشنا-- این حقایق رو انشاالله خدا در وجود ما پیاده کنه.
صلوات بفرستیم.
اللهم صل على محمد و آل محمد.