ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

این جلسه، شب جمعهٔ ۲۹ مهر ۱۴۰۰ از سلسلهٔ «لقاء الله» حجت‌الاسلام بیات است. پس از مرور اجمالی آیهٔ نور در جلسهٔ قبل، استاد وارد تبیین خودِ وجه الله می‌شود: آنچه قرار است زیارت شود. سه افق معنا را طرح می‌کند — ذات شیء (شیخ طوسی)، رضایت و ثواب الهی، و نمود/ناحیهٔ مقدسه که ولی‌الله الأعظم است — و در این نشست تقریباً فقط در وجه اول می‌ماند. ملاقات با ذات غیب‌الغیوب بی‌اسم و بی‌صفت نیست؛ زیارت تجلیات ذاتیه است و سطحش بسیار بالاست. آیات انشقاق، بقره، الرحمن، قصص، نساء، لقمان، انسان و انعام خوانده می‌شود. از شرح علامه بر فصوص، «ذو الجلال والإکرام» جمع جمال و جلال و بازگشت به ذات گرفته می‌شود؛ «هو معکم» اتصال به هویت است نه «نحن معه». هرکه به وجه برسد باقی است و هرکه نباشد فانی. دعا خواستن خودِ اوست نه کلمات؛ افق اعلا در دعای کمیل فراق وجه است نه بهشت و جهنم.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و استغاثه به صاحب‌الزمان
  • شب جمعه و معراج امام عصر
  • ادامهٔ لقاءالله: وعدهٔ تبیین وجه الله
  • سه افق در معنای وجه الله
  • وجه به معنای ذات؛ شیخ طوسی در التبیان
  • من أسلم وجهه لله؛ صورت، قوای نفس و محسن
  • ابتغاء وجه الله در انفاق
  • کل من علیها فان؛ ذو الجلال والإکرام
  • هو معکم؛ احدیت و فوقِ علت و معلول
  • آفت و برکتِ توقف روی آیه
  • زیارت امین‌الله، جامعه و تسبیحات حضرت زهرا
  • تأکید اهل‌بیت بر بعضی آیات
  • کل شیء هالک إلا وجهه
  • احسن دیناً: اسلامِ وجه و فطرت
  • عروة الوثقی: تمسک نه تشبّث
  • فأینما تولوا فثم وجه الله؛ یا واسع
  • اطعام لوجه الله
  • یریدون وجهه؛ دعا یعنی خواستن خود او
  • فراق وجه در دعای کمیل
  • خاتمه: ماندن در وجه اول

نکات کلیدی

  • وجه الله را مفسرانی چون شیخ طوسی ذات شیء گرفته‌اند؛ ملاقات، ملاقات ذات غیب‌الغیوب بی‌اسم و بی‌صفت نیست، بلکه زیارت تجلیات ذاتیه است و آمادگی بلندی می‌خواهد.
  • دو افق دیگر — که این جلسه باز نشد — وجه به‌معنای رضایت و رحمت و ثواب، و وجه به‌معنای نمود الهی / ناحیهٔ مقدسه / ولی‌الله الأعظم است.
  • «کادح الی ربّک فملاقیه» ربّ توست: همان اسمی که در کانال وجودی تو پیاده شده و به وجه الله منتهی می‌شود؛ سه سال است فرق ربّ من و ربّ پیامبر مطرح است.
  • وجه را می‌توان صورت گرفت، چون شریف‌ترین محل شیء است و در انسان مجمع قوای نفس ناطقه؛ اما مطلقاً مادی و جسمانی نیست: شهود ایمانی است، سخن امیرالمؤمنین.
  • آیاتی که وجه الهی را می‌آورند مکرر «وهو محسن» دارند؛ اجر «عند ربّه» نزد پروردگارِ خودِ همان شخص است.
  • انفاق باید ابتغاء وجه الله باشد: مستقیم ذات، نه جزا و عقاب و مقامات.
  • «کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذو الجلال والإکرام»: علامه در ممد الهمم ذو الجلال را اسماء جلال و الإکرام را جمال می‌گیرد؛ جمع جمال و جلال کار را به ذات تمام می‌کند. برداشت استاد است نه مفسران متداول.
  • فنای ما نفی کلمهٔ وجودی‌مان در نظام هستی نیست (شیخ اشراق: برداشتن یک کلمه خلل در جهان است)؛ از حیث انانیت است: هرچه هست اوست.
  • «هو معکم» با نزدیک‌ترین اسم ذات شروع می‌شود، نه الله و الرحمن؛ احدیت است نه واحدیت. نفرمود نحن معه یا أنتم معه: او با شماست، شمایی در میان نیست؛ شؤون جدای از عین ذات نیستند و بحث فوق علت و معلول و زمان و مکان است (جلسهٔ چهارم شرح فصوص علامه).
  • جوانی ختم شتابان قرآن می‌کردند؛ حالا یک آیه یک ساعت می‌ماند. زیارت امین‌الله، عاشورا و جامعه همین بلا را آورده. آیت‌الله بهجت جامعه را سرود صبحگاهی بعد از نماز صبح داشت. تسبیحات اربعه عکس تسبیح حضرت زهراست؛ ربط تقدم و تأخر در جامعه پیدا می‌شود. فعلاً تشنه بمانید.
  • تشخیص خاص بعضی آیات بی‌ادبی به قرآن نیست؛ اهل‌بیت خود بر آیهٔ نور، آیة‌الکرسی و حمد تأکید داشته‌اند. الرحمن/۲۶–۲۷ به نظر استاد نسبتاً پرملات است.
  • قصص/۸۸: مع الله اله دیگری مخوان؛ اله آسمان و زمین یکی است. رجعت «إلیه ترجعون» در قوس صعود به‌سوی همان وجه است. هرکه برسد باقی است، نرسد فانی. روایت اهل‌بیت ذیل این وجه برای قسمت سوم مانده.
  • احسن دین احسن باطن است: فطرت‌الله که مردم بر آن سرشته شده‌اند؛ شرع پوسته است نه همهٔ دین. اسلامِ وجه به‌سوی اللهِ اسم جامع، بی‌تقاضای اجر و نجات، همان احسان است: إن الله یحب المحسنین.
  • تمسک غیر از تشبّث است: غریق به علف بی‌ریشه دلگرم می‌شود و کنده می‌شود؛ تمسک به شجرهٔ اصلها ثابت وفرعها فی السماء است. عروة الوثقی در وجه سوم انسان کامل / ولی‌الله الأعظم خواهد شد؛ ایاب الخلق إلیکم در جامعه.
  • به هر سو رو کنید فثم وجه الله، نه فقط به‌سوی الله. استاد برای وسعت رزق و وقت و برکت وقت، چهارده بار «یا واسع» هنگام خروج از خانه توصیه کرده است.
  • اطعام اسیر و یتیم و فقیر لوجه الله است: مقصود مستقیم ذات.
  • «یدعون ربهم» قرائت زبانی نیست؛ ادعونی یعنی مرا بخواه، تمام قوا الله بگویند. یریدون وجهه یعنی هیچ‌چی نمی‌خواهند: نه بهشت، نه نجات از جهنم.
  • افق اعلا کلام مولا در کمیل است: صبر بر عذاب و حرّ نار ممکن، صبر بر فراق وجه نه. خواست: با تو باشم، هر جا بودم.
  • هر سه وجه در یک جلسه تمام نشد؛ استاد در وجه اول ماند و آمادگی خود را «تعطیل» خواند. شرح جامعه حدود بیست سال پیش میان همین جمع شروع و ناتمام ماند.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاءالله؛ وجه الله؛ تجلیات ذاتیه و صفاتیه؛ غیب‌الغیوب؛ ربّ و ربّک؛ فملاقیه؛ وجه الشیء / ذات الشیء؛ صورت و قوای نفس ناطقه؛ شهود ایمانی؛ محسن / محسنین؛ ابتغاء وجه الله؛ ذو الجلال والإکرام؛ جمال و جلال؛ فنا و بقا؛ انانیت؛ هو؛ احدیت و واحدیت؛ اللهِ ذاتی و اللهِ صفاتی؛ شؤون و هویت؛ فوق علت و معلول؛ قوس صعود؛ ناحیهٔ مقدسه؛ ولی‌الله الأعظم؛ فطرت؛ شرع به‌مثابه پوستهٔ دین؛ تشبّث و تمسک؛ عروة الوثقی؛ انسان کامل؛ اسم جامع؛ یا واسع؛ دعا به‌معنای خواستن خود او؛ فراق وجه.

آثار و منابع: التبیان فی تفسیر القرآن شیخ طوسی (ذیل بقره/۱۱۲)؛ فصوص الحکم ابن‌عربی؛ ممد الهمم در شرح فصوص الحکم علامه حسن‌زاده آملی؛ شرح قیصری بر فصوص و شرح علامه بر آن (جلسهٔ سوم/چهارم)؛ شیخ اشراق در بقای کلمات وجود؛ زیارت امین‌الله (مشتاقةً إلی فرحة لقائک)؛ زیارت عاشورا؛ زیارت جامعهٔ کبیره (فصل الخطاب عندکم؛ ایاب الخلق إلیکم) و شرح ناتمام حدود بیست سال پیش؛ سیرهٔ آیت‌الله بهجت در خواندن جامعه پس از نماز صبح؛ تسبیحات اربعه و تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها؛ دعای کمیل («صبرت علی عذابک… فکیف أصبر علی فراقک»)؛ توصیهٔ یکی از اساتید به ذکر چهارده‌بارهٔ یا واسع.

آیات یادشده: فاتحه/۵؛ انشقاق/۶؛ بقره/۱۱۲، ۱۱۵، ۱۵۶، ۱۹۵، ۲۷۲؛ الرحمن/۲۶–۲۷؛ اخلاص/۱–۲؛ حدید/۴؛ ضحی/۱۱؛ قصص/۸۸؛ زخرف/۸۴؛ نساء/۱۲۵؛ روم/۳۰؛ آل‌عمران/۱۹؛ شوری/۱۳؛ لقمان/۲۲؛ ابراهیم/۲۴؛ انسان/۹؛ انعام/۵۲؛ غافر/۶۰. اشاره به آیهٔ نور، آیة‌الکرسی و سورهٔ حمد به‌عنوان مواضع تأکید اهل‌بیت؛ لا حول ولا قوة.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.