د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۹
دارای متن همگام
استعاذه، بسمالله و صلوات افتتاحیه
لقاءاللّٰه ۹
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴۵:۲۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳۴ سرفصل
## شب امتحان انصار و استغاثه به صاحبالزمان
۱:۴۰
## عدول از نماز واجب به مستحب برای درک جماعت
۲:۰۷
## علامهٔ حلّی و زیارت امام عصر
۳:۱۱
## اصل بیستم الفین: ولایت بحث تخصصی است
۳:۳۱
## ولایت کلیهٔ الهیه
۵:۳۷
کل این علم را گرفته، میشود ولایت کلیه. قرآن میفرماید:
۶:۲۷
## ذلك الكتاب و هذا القرآن
۶:۵۴
هر مقدار تقوا پیشه کنی، به آن «ذلك» میرسی؛ به آن دستنیافتنی؛ به آن که چشمت را باید بالا بگیری؛ آن که:
۷:۱۴
## یازده تریلیون وجه قرائت پنج آیهٔ اول بقره
۸:۲۸
## سنگینی بحث لقاء و رسالهٔ لقاءالله
۱۲:۰۰
## حدیث معراج: أول العبادة الصمت والصوم
۱۳:۳۳
خدایا، اول عبادت چیست؟ هر عبادتی میخواهی بکنی، اول با چه شروع کنی که آن عبادت مغز داشته باشد. خدا جواب میدهد:
۱۴:۴۲
پیغمبر من، میدانی ثمرهٔ روزه چیست؟ پیامبر ادب کرد، عرض کرد نه، نمیدانم. خدا فرمود:
۱۷:۳۳
بعد ادامه داد خدا. الثانیة: صمت. دومیاش سکوت است.
۱۸:۱۷
## حکمت، معرفت، یقین و بذر مشاهده
۱۸:۵۹
شما بفرمایید ببینم معرفت الان اینجا چه ترجمه شد؟ اصلاً معنای معرفت، چون میگوییم:
۱۹:۵۵
## صمت و جوع و سهر و خلوت و ذکر به دوام
۲۱:۲۷
## أشرقت الأرض بنور ربها
۲۲:۰۷
## اشراق، سرح مطلق و انشراح صدر
۲۴:۳۱
## فطر، افطار و دو سرور روزهدار
۲۶:۰۷
## فهم از ملکوت است
۲۸:۱۳
## وعاء العلم و تاسوعا از اتساع
۲۹:۱۴
استماع فرقش با سماع چیست؟ تو آن آیه:
۳۰:۳۷
## قتلوا فی سبیل الله و موت اختیاری
۳۱:۴۳
## متخیلات فاسده
۳۲:۳۹
خب راه دارد. بسم الله. دیگر ریشمان سفید شد.
۳۳:۰۰
## خیانت است اگر نگوییم
۳۴:۴۲
## تو بسماللهی
۳۵:۵۶
مولایمان امیرالمؤمنین فرمودهاند:
۳۶:۴۳
اینطوری که شد، دیگر برای خودت عزت قائلی.
۳۸:۱۳
بصیره. ای کاش وقت داشتیم پیرامون این جمله با هم حرف میزدیم. قرآن میگوید:
۳۹:۰۰
چند جلسه در مورد این حرف زدیم.
۴۰:۵۰
## عصمت اباالفضل
۴۱:۱۱
## اماننامه؛ روضهٔ تاسوعا
۴۲:۲۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایك نعبد وایک نستعين.
الحمد لله على كل نعمته واسال الله من فضله.
اللهم صل وسلم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریة و العصمة الفاطمیه و الحلم الحسنیه
و الشجاعة الحسینیه و العبادة السجادیة و المؤثر الباقریه
و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربویة
و الجود التقیویه و النقاوة النقویه و الهیبة العسكريه و الغیبة الالهیه.
اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه
واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا
صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله
. در این شب پر از حزن و اندوه
و شب امتحان انصار ابا عبدالله
انشاءالله که امام عصر عزیزمون هر کجا هستند خدا غم دل آقا رو برداره و
توی گریه هاش یاد ما کنه و برا ما دعا کنه صلواتی خط بفرمایید.
اللهم صل على محمد
و آل محمد و عجل فرجه.
یکی از جاهایی که میشه ادول کرد از نماز جم--
واجب به نماز مستحب
وقتیست که انسان در مسجد یا هر جا مشغول به نماز واجبش میشه
بعد میبینه جماعت شروع شد، نماز جماعت شروع شد و این اگر بخواد نماز
واجبش رو به صورت فرادی ادامه بده به ثواب نماز جماعت نمیرسه.
به قدری جماعت اینجا عظمت دارد که فقه و شریعت مقدس اجازه دادند که اینجا اون شخص
ادول کنه از نیت نماز واجب به نماز مستحبی و لو به یک رکعت.
اگه هنوز تو رکعت اوله حتی میتونه نیت کنه نماز قضاء وترشو بخونه.
اگر رکعت دومه دو رکعت نماز
مستحبی رو نیت میکنه و
سلام میده که برسه به نماز جماعت.
یعنی از اون نیت واجب ادول میکنه به نیت مستحبی.
در خصوص عترت عرض شود که میرسیم به عرض اصل بیستم کتاب شریف الفین حضرت علامه حلی، محقق عظیم الشأن اسلام
که سوار بر اسب امام عصر رو زیارت کرد
و اون حالا تازیانه بگیم، چی بگیم؟
از دستش افتاد و حضرت ولی عصر خم شد این تازیانه رو برداره به دست علامه بده.
تو همین حالت علامه پرسید که آیا میشود که امام عصر رو دید؟
همینطور که تازیانه را به دست حضرت علامه میداد،
حضرت فرمودند که چگونه نمیتوان امام زمان رو دید که تو هم اکنون دستت رسیده به دست امام عصرت.
و اونجا علامه حلی خودشو پرت کرد از اون مرکب پایین.
حالا قبل از اون ساعتی بحثهای علمی کرده بودن
و همه رو جواب گرفته بود.
خب یه همچین شخصیتی این کتاب رو نوشته و ما داریم تبرکاً ازش فیض میبریم.
ایشون در اصل بیستم اینچنین
القا میکنند که بحث ولایت بحث تخصصیست
و وقتی شما میاید خودتون یه آدم متخصص رو پیرامون ولایت که یعنی ایشون ولایت دارد،
انتخاب میکنید، آیا خودتون به ولایت رسیدید که انتخاب میکنید؟
اصلاً معنای ولایت رو میدونید که اومدید انتخاب کردید؟
یک انسان غیرمتخصص که نمیتونه متخصص انتخاب کنه.
شما اصلاً بویی از ولایت نبردید.
در، در عامه و خاصه شما ولایت اصلاً تشریح نشده، جا نیفتاده.
بعد شما جمع شدید ولایت بر خودتون مشخص میکنید که این آقا صاحب ولایت ما باشه.
الله ولی الذین آمنوا.
ولی اهل ایمان الله
و جز الله نمیتونه انتساب کنه ولایت رو.
اون هم تازه. حالا علامه نمیزنه به بحث ولایت کلیه.
میفرماید ولایت. وقتی ولایت کلیه شد که دیگه واصفا، دیگه بدتر.
ولایت کلیه هم که بحث شده دیگه میدونید دیگه یعنی چی؟
ولایت کلیه الهیه یعنی ه-- کلیه اسماء، کلیه
اشیا، کلیه حکمت،
کل حکمت، کل علم.
اینا همه چی میشه؟ که ولی ای ای قرب.
یا کل قرب، قرب امکانی.
اینا میشه کسی که کل قرب رو طی کرد.
نهایت مرتبت قرب امکانی در نشئه طبیعت و رفت به کل ولایت رسید.
کل، کل علم ذاتی حضرت حق رو که صورت علمیه
ذاتی خداست که تلقی کرده پیغمبر، اون نازل شده بر قلب مقدسش شده قرآن.
کل این قرآن، کل این علم رو "من أراد علم الأولین والآخرین فلیتأول القرآن"
کل این علم رو گرفته، میشه ولایت کلیه.
"وعلم آدم الأسماء كله" میشه ولایت کلیه.
"علم الأشیاء كله" ولایت کلیهست.
خب کسی که به این ولایت کلیه رسیده تو چیکارهای که بخوای منتسبش کنی؟
تو اصلاً از ولایت چی سر در میاری؟
اما بریم سراغ قرآن.
در سوره بقره میفرماد "الم ذلك الكتاب لا ريب فيه
هدى للمتقين".
این میفرماید، ذلك این ذلك ای که اومده، یه جا میفرماید "إن هذا القرآن يهدي للتي هي أحسن".
یه جا میفرماید مثل اینجا "ذلك الكتاب".
این ذلك آن،
هذا این، اسم اشاره به نزدیک، اسم اشاره به دور.
وقتی ذلك رو داره میگه یعنی اون علم ذاتی خدا.
که دست شما بهش نمیرسه، دوره، ذلك.
وقتی میگه این اونی که تنزل کرده اومده.
دست شما رسیده. "إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم".
أقوم همه به او قیام دارن.
حالا هر مقدار که تو بخوای به اون ذلك برسی سرش چیه؟
"ذلك الكتاب لا ريب فيه
هدى للمتقين"
هر مقدار تقوا پیشه کنی به اون ذلك، به اون دست نیفتنیه،
به اون که چشمتو باید بالا بگیری، اون که "وفي السماء رزقكم"
تو زمین نمیشه پیداش کرد. تو صورت و صوت و وجه و جرم و جسم نمیشه پیداش کرد.
اگه به اون میخوای برسی تقوا "هدى للمتقين".
و چه عجیب است این عرض شود خدمت شما خوبان پنج آیه اول سوره بقره که من از
خود حضرت علامه نوشتم وقتی علامه داشتن میفرمودن،
عین کلام علامه رو نوشتم
که اون پنج آیه اول
سوره بقره حضرت علامه در خصوصش چی میفرماد؟
که میفرماد البته از کتاب شریف
مرحوم گنابادیه یادمه اگه
حالا نوشتم رو پیداش نمیکنم.
بله پیدا شد. بله در کتاب
تفسیر بیان السعاده
بله درست هم گفتیم تفسیر سلطان--
تفسیر مرحوم سلطان گنابادی بزرگ.
این بزرگوار تفسیری داره به نام بیان السعاده.
خب؟ علامه حسن زاده به نقل از اون تفسیر میفرماید این بزرگوار
در اونجا بعد خود علامه هم تصریح میکنند به صحت این موضوع.
میفرمودند پنج آیه اول سوره بقره رو
ما به چند وجه میخونیم و میتونیم بخونیمش؟
چند وجه میتونیم که هر وجهی که بخونیم مثلاً این اَ، اِ، اوها رو اینا رو به
یا ابت-- وقف و ابتداها رو اینا رو عوض بدل کنیم یه معنی جدیدی میده.
به چند وجه میشه خوند که ازش بشه معانی مختلف
پیدا کرد. این عین کلام علامهست من پیاده کردم.
فرمودند که
یازده تریلیون و
چهارصد و هشتاد و هشت بیلیون و دویست و پنج میلیون و هفتصد و هفتاد هزار و دویست و چهل وجه قرائت شده.
همه ما تو مبهوتید. ما یه دونه وجهش هم موندیم.
هر مقدار اینطوری من نگاه کردم به آسمون که یادت بمونه.
هر مقدار میخوای به اون ذلك به اون،
به اون برسی، دست نیفتنیه.
للمتقين هدى للمتقين.
تقوا پیشه کن ببین چجوری میرسی.
اینا چجوری رسیدن به اینا؟
تقوا پیشه کردن.
بعد خود علامه میفرماید بله و تصریح علامه جالبه.
پس علامه میفرمایند که بله، وقتی یک شکل هندسی قطاب
نیم میلیون حکم هندسی رو
میشه ازش استخراج کرد
که مرحوم خواجه نصیر طوسی
برای یک شکل هندسی،
اینجا علامه فرمودن چهارصد و نود و هفت هزار و ششصد و شصت و چهار حکم استخراج کرده.
کی؟ شیخ طوسی علیه الرحمه.
کجا دفنه؟ یادش بخیر.
محاذی قبر مولامون علی از بین
قبر مولا با وادی السلام.
قبر عجیبی هم داره.
حالا من بحثم این نبود
ها. یه دفعه یادم افتاد خداروشکر برگهش هم همرام بود از رو براتون خوندم که اشتباه به عددها رو نگیم.
ببینید چه خبره تو قرآن دیگه.
ببینید تو قرآن چه خبره. بعد ما متأسفانه هنوز گیر کردیم تو این لفظ قرآن که حالا بریم قاریمون رو عوض کنیم.
اون یکی قاريه قشنگتر میخونه، این تجویدشو مثلاً قشنگتر میخونه
و گیریم تو اینا تازه. بحث ما پیرامون لقاء بود
چه کنیم بار سنگینه بعضیا میگن حالا حتی بعضی بچههایی که
جاهای دیگه مشغولن هیئت نمیان پیام میدن اینا که ما داریم
از دور بحثها رو گوش میدیم و رصد میکنیم
خیلی به دردمون میخوره و بعضیا هم خیلی حوصله این بحثها رو ندارن موقع روضه میان.
یا بعضیا هم اصلا میگن حاجی شب مثلا تاسوعا
مناجات بیشتر کن، روضه-- هرکی یه طلب وجودی داره پدر ما هم در میاد اینجا میشینه.
چیکار کنیم؟ بار سنگینه خدا خودش نظر کنه.
بحث لقاء با این یکی دو جلسه و ده جلسه و بیست جلسه و سی جلسه تمومی نداره.
ما باورتون نمیشه هنوز ورود به مقدمه کتاب رساله
لقاء الله علامه حسن زنده هم نکردیم.
فقط تو کلمه لقاء موندیم الان.
که بعد حالا پونزده تا دستور از تعلمه داره تو همون بحث از طول رساله لقاء اللهشون که الانم پیش من هست.
اونجا پونزده تا دستور داره برای اهل سیر و سلوک که میخوان به لقاء
خدا برسند این پونزده دستور ما هنوز یه دونهشم نگفتیم.
ببین چه بحث پر دامنهایه.
خب چه کنیم؟ ما هم که همو دیگه پیدا نمیکنیم که.
به برکت سیدالشهدای ده شب همو
پیدا کردیم و اینم کی دل بده، کی توجه بکنه، کی بنویسه بره روش فکر بکنه، اصلا پی دنبالشو بگیره، نگیره.
بله دیگه خدا چه کنه .
اجازه بفرمایید که بحث رو از
همون حدیثی که چند شبه به همراه خودم این رساله رو آوردم
که این رو بگم و حتی علامتگذاری کردم و نشده ما رو جاهای دیگه بردن،
حداقل ابتداشو براتون قرائت کنم.
یه حدیث بسیار زیباییست که این حدیث رو البته
حدیث معروف به حدیث معراجه.
اصل سندش هم تو کتاب وافی مرحوم ملا محسن فیضه.
ملا محسن فیض کاشانی.
اونجا که بعد این رو حضرت آقای امیر جواد آقا ملکی تبریزی میاره.
کسی خواست رجوع کنه تو رساله لقاء الله امیر جواد آقا این حدیث اومده،
توضیحش. سندش هم که عرض کردیم.
پیامبر خدا تو در معراج به خدا عرض میکنه که "یا رب ما اول العباده" خدایا اول عبادت چیه؟
هر عبادتی میخوای بکنی اول با چی شروع کنی
که اون عبادت مغز داشته باشه.
خدا جواب میده "اصمت،
اصمت و صم".
صمت هر دوشم با ساده. صم که معلومه
روزه داری. اصمت یعنی سکوت.
همه عبادات با این دو تا باید شروع بشن.
اول هر عبادتی. حالا بعضیا اینو اینطوری برداشت کردن یعنی پله
اول عبادت، سکوت و روزه است.
بعضیا میگفتن، میفرما نه،
اول هر عبادتی با
صمت و صوم باید شروع بشه.
یعنی تو هر عبادتی میخوای بکنی
دهان-- میخوای اون عبادت رو انجام بدی نماز بخونی با شکم پر نه.
جو داشته باشی. با هیاهو نه.
اینطوری مهر رو بندازی غل بخوره، غل بخوره دنبال مهر راه بیفتی هرجا ایستاد الله اکبر.
داره با بغل دستی شوخی میکنه خب چطوری خب الله اکبر.
این اصلاً نماز نمیشه که. با سکوت.
خدا رحمت کنه یکی از اساتید ما زمان جنگ حالا ما که میگیم ما از من خیلی
کم به ندرت شنیدید اساتید ما نه من چون من اصلاً استاد ندیدم.
با حقیقت قضیه رو ببینید اون استاد به اون معنا من ندیدم نه.
چرا درس خوندیم معلم زیاد داشتیم.
بسیاری از بزرگان علما رو به فضل الهی نفسشونو درک کردیم.
اما استاد اونطوری نه من اصلاً قابل نبود-- اصلاً واقعاً استاد نداشتم و ندارم.
اینو بدونید. دارید به کی اقتدا میکنید بدونید سر و پشت چه وضعیه.
هرچی هم میگیم از این بزرگانند.
حالا ایشون میگیم سمت استادی یعنی اون موقع دست ما رو گرفت آورد تو این وادیها.
تو شلمچه هم تیر خورد تو صورتش.
ایشون همیشه دائم البکاء بود.
تمام نمازاش رو گریه میکرد.
روحش شاد. من یه روز خودم ازش سؤال کردم تو این مسجد مسلم بن جعفر محلمون یادش بخیر کوچه عطاری.
گفتم آقا تو چیکار میکنی این سمت همیشه گریه و اشک داری؟
گفت قبل نمازم یه ربع میشینم فکر میکنم.
ما هم این کارو شروع کردیم دیدیم عه شد.
عه شد واقعاً. ما هم اون نوجوون بودیم بدون اشک نماز نمیخوندیم.
با همین. امتحان کنید.
صمت اوله. حالا بعضیا میگن اول هر عبادتی با سکوت.
حالا من بخوام اینطوری توضیح بدم اصلاً به اصل حدیث نمیرسیم.
خب پیامبر فرمودن که عرض کردن به خدا که
، ااا بعد خدا فرمودن که وقتی که این
دو تا عرض شود اول عبادت رو مشخص کردن فرمودن "تعلم یا احمد ما الميراث الصوم".
پیغمبر من میدونی ثمره روزه چیه؟
پیغمبر ادب کرد عرض کرد نه نمیدونم.
خدا فرمود "میراث الصوم
قلة الاكل
و قلة الكلام و العباده".
میراث و اون چیزی که از روزه باقی میمونه اینه که کلامت کم میشه،
طعامت کم میشه که الان مریضی امروزه جوونهای ماست.
نمیتونه کم بخوره، نمیتونه کم سخن بگه
و این منجر میشه به چی؟ العباده.
و العباده و العباده که یعنی دیگه اصلاً این دیگه عین عبادت میشه.
بعد ادامه داد خدا.
"الثانية الصمت
ببخشید از ثا، الثانیه صمت.
دومیش سکوته
"و صمت یورث الحکمه".
داریم میرسیم به اون چیزی که مدنظرمونه.
سکو، سکوت، صمت
باعث میشه تو ارث ببری چی رو؟
الحکمه. "يعلمهم الكتاب و الحکمه".
"یا سین و القرآن الحکیم".
حکمت، فلسفه.
حکمت همون فلسفه است. نباید بترسیم.
با چی بهش برسیم؟ فلسفه به زبان یونانه، حکمت به زبان قرآنه.
ما اینجا خدا داره در معراج به پیغمبرش میشه با، میفرمود با چی برس؟
از صمت با سکوت که ما متاسفانه این یه هنر رو نداریم.
"یورث الحکمه". حالا اگر کسی به الحکمه رسید از حکمت به کجا میرسه؟
"و یورث الحکمه المعرفه".
معرفه. دیشب گفتیم چی؟
"المعرفة بذر المشاهده".
رسیدیم به اینجا. حکمت تازه تو رو به معرفت میرسونه
و "یورث المعرفة اليقين"
تازه اگر کسی به معرفت رسید به یقین میرسه
که ما گفتیم اسم، اسم
اگر همراه با یقین شد میشه ذکر.
این یقین در پس چی به وجود میاد؟
معرفت. معرفت از کجا میاد؟
حکمت. حکمت از کجا میاد؟
سکوت .
شما بفرما ببینم معرفت الان چی اینجا ترجمه شد؟
اصلا معنای معرفت چون میگیم "المعرفة بذر المشاهده".
ما در لقائمون که میخوایم بریم به شهود بنشینیم بذرش معرفته.
خب معرفت رو از کجا پیدا کنیم؟
به چی میگن معرفت؟ تو کدوم کلاس معرفت میدن؟
تو کدوم کتاب معرفت ریخته؟
میگه این ارث چیه؟
حکمته. بعد به ما میگه حاج آقا داستان بگو جوونا داستان خوششون میاد.
حاج آقا خواب اینو اونو تعریف کن اینقدر مزه داره.
فلانی خواب امام زمان دید. خب حالا کشف و کرامات علما بریز بیرون.
حالا استغفرالله من عصبانی میشم یه چیزی میگم.
اینقدر تنزل دادیم به خودمون گیر کردیم تو قوه مثال مون.
مثل، ق-- داستان، قصه،
خیالاتی که یه شب بحثش گذشت.
دوباره نریم تو درد دل.
عزیزم حکمت یعنی معرفت.
اونم اگر تو به الحکمه رسیدی با چی؟
با سکوت. تازه میرسی به چی؟
با سکوت به حکمت. حکمت هم حدیث داریم گم شده مؤمنه.
میخوای گم شده تو پیدا کنی؟
حکمت. که متاسفانه این منابر ما
جاش جای حکمت بوده
سپرده شده به داستانگویی و الان که کشیده شده به خرافه گویی و خواب و همش خواب، خواب.
فلانی این خوابو دید، اون خوابو دید. دید که دید خودش دیده به من چه.
خواب مگه برای من حجته؟ مگه امام معصوم خواب ببینه؟
اگر با سکوت تونستی بری پیش بری، بری جلو.
اون چقدر این شعر، شعر قشنگیه که "صمت و جوع و سهر و خلوت و ذکر بدوام"
خیلی من دوست دارم این شعرو. اصلا بچهها تمام سیر و سلوک رو تو این همین مصرع اول جمع کرده.
صمت با صاد یعنی همین سکوت که تو این حدیث اومده.
البته اون حدیث طولانیه ها من فعلا بقیشو نخوندم.
"صمت و جوع"، جوع گرسنگی.
سهر رو با ث، ثبی و ه دو چشم.
نه اون سهر با ه جیمی نه.
سهر یعنی بیداری. بیدار باشی.
اصلا شب بیدار باشی. پاشی بیدار باشی.
هیچ کاری هم نکردی فقط بیدار باشی.
"صمت و جوع و سهر و خلوت
و ذکر بدوام" که این بدوام رو ذکر پیاده میشه.
ذکر فقط دوام داره. اونا دیگه دوام ندارن.
تو همیشه که نباید تو خلوت باشی.
ذکر دوام داره. یه بار دیگه "صمت و جوع و
سهر و خلوت و ذکر بدوام
ناتمامان جهان را کند این پنج تمام".
هر کتابی از عرفا شما بخونی پیرامون سیر و سلوک اینو آورده.
من دیدم به شما میگم. پس چرا ما غافل باشیم؟
هی دنبال اینیم، دنبال اونیم، دنبال این عالم، اون عارف، این حکیم.
حاج آقا یه نسخه به من بدید بفرمایید.
همشون متفق القول. اینم که حدیث معراجیهاش ملا محسن فیض تو وافی آورده.
دیگه چی میخوای؟ آمیز جواد آقا ملکی تبریزی تو رساله لقاء اللهش آورده.
دیگه چی میخوای؟ صمت،
سکوت. اصلا همه چی تو سکوته، تو تاریکیه.
قرار شده که من و شما رو از تاریکی و سکوت و از این
دل طبیعت که نسبت به عالم علو اینجا تاریک است و در سکوت بکشونن ببرنت بالا.
اگر کسی چشمش به باطن این عالم باز بشه،
میبینه عجب این دنیا تاریکه.
اصلا نور اونجاست و "أشرقت الأرض بنور ربها"
تازه اونجا بنور رب خودش،
ارض بنور رب خودش روشن میشه که امام صادق علیه السلام در تفاسیر حدیثش هست اکثر مفسرین آوردن که اون رب، رب
امام، امام هر زمانی است.
امام. ارض وجود هر کسی بنور امامش روشن میشه
که اگر تو چشمت به باطن عالم روشن شد،
نور امام در تو تجلی کرده.
تو با نور بصر
وجود امام داری میبینی باطن رو.
اصلا غیر از این نمیشه و أشراقت الأرض اون ارز و زمین وجود خودت بگیر روشن میشه
به نحو اشراق. خب؟
اشراق یعنی درونیه از بیرون چراغ نمیارن بذارن تو وجودت.
درونیه اشراق، اشراقیون که میگن حکمت اشراق.
مرحوم صهرودی علیه الرحمه یا افلاطون که بحثش قبل، قبلنا براتون گذشت سه تا دسته شاگر داشت
رواقیون و مشاییون و اون
ر-- اشراقیون. اشراقیون که از درون در سرح مطلقی اون
مقام سرح مطلقی بی قید و بندی رهایی از همه قید و بندها که در
شرح رساله نهج الولایه حضرت استاد یه روزی با هم گفت و گو دربارهش میکردیم این همونه.
سرح مطلقی مقام سراح مطلقه ما اولیاء الله همه قید و بندها رو میذارن کنار.
اینجاست پیش خداست.
تو نمازه، تو نماز داره صدقه میده همین رو-- زکات میده.
این یعنی همین سرح مطلقه.
تو هیچ، هیچ چیزی نمیتونه
ما الان وقتی شروع کنیم با یکی صحبت کردن یا یکی با ما صحبت کنه، دیگه نمیتونیم به چیز دومی بپردازیم.
مثلا دو نفر با ما صحبت کنن نمیتونیم همزمان صحبت دو تا رو گوش بدیم بفهمیم هر دو تا چی گفتن.
ذیغیم، صعه نداریم.
هر مقدار به سرح رسیدی سراح مطلقه بی قیدی، قیدها برداشته شد، بندها برداشته شد،
باز میشی. انشراح پیدا میکنی.
رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی يفقهوا قولی.
اون موقع وقتی تو سخن بگی همه میفهمن.
چون از انشراح وجودیت گفتی انفتاح صورت گرفته،
انشراح صورت گرفته،
فطر اتفاق افتاده.
فطر السماوات والارض.
انی وجهت وجهی للذی این آیه ای که مستحبه قبل نماز بخونیم.
هیچکس-- هیچکدوم هم نمیخونیم.
انی وجهت وجهی للذی فطر السماوات والارض حنیفا مسلما و ما انا من المشرکین دعای حضرت ابراهیم بوده.
صلوات الله علیه. این فطرة قبلا باز بحثها گذشته با گوشتون آشناست.
فطر، فطریه، عید فطر،
فطرت. اینا همه از یه ریشهاند.
یعنی باز شدن، انشراح، انفتاح،
گستردگی، بسط وجودی
که با تلطیف سر رخ میده همه اینها.
با سکوت شروع میشه، سکوت.
که انسان رو به چی میرسونه؟ به اون انشراح باطنی، انفطار.
سوره انفطار، فاطر.
که ما گفتیم هر ماهی از دل ماه قبل شکفته میشه.
اصلا عید فطر یعنی عید شکفته شدن.
لب افطار، افطار میکنی برای چی میگن افطار؟
چون روزت رو میشکفی.
در حقیقت وقت شکفتن وجوده.
ظاهراً روزه، روزه رو میشکفی.
ظاهرشم فطره باطن هم اگر راه پیدا کرده باشی باز فطره، افطاره.
چرا؟ چون میگه دو جا هست که روزه دار منشرح میشه.
یعنی چنان سروری وجودش رو میگیره اون از خداست.
این نیست که حالا به به سفره افطار
چند ساعت نخوردیم الان یه شکم سیر از غذا نه این نیست.
این سرور الهیه. شاید دو لقمه هم بخوره از افطار.
یکیش وقت افطاره، یکیش وقت دیداره بفرمایید
خدا. لقاء خدا.
این انفتاح، این انفطار، این انشراح،
اونجا. یکی لب افطار یه سروریه خدا به روزه دار میده.
شبیه سروریه که وقت لقاء خدا میده.
من-- از درون رو هرچی هست اشراق
سرح بیقید و بندی از درون
رخ میده هرچی که هست. اصلا فهم عزیزان
حالا که به اینجا رسیدیم بذار اینو بهتون بگم به دردتون بخوره.
فهم مربوطه به ملکوت عالمه.
یه چیزی رو شما بفهمی هیچ ربطی به ماده و این صدا، کتاب، جرم،
جسم، معلم،
شنیدن، خوندن، این جوهر،
لفظ، کاغذ، کتابت نیست.
اینا علت مؤدند، کمکت میکنن، شخم میزنن وجودتو.
اونکه به تو میفهماند فهم مربوط به عالم ملکوته.
خدا از درون به تو میفهمونه.
تو یه حقیقتو هی میشنوی، میشنوی، نمیفهمی.
چرا نمیفهمی؟ چون ملکوت درش به روت بستهست.
نبایدم بفهمی. وقتی در ملکوت به روی وجودت باز شد،
ارتباط گرفتی، اون انفطار صورت گرفت، شکفته شد از درون ریزش باران رحمت میاد و انزل من السماء ماءً
فسالت عودیتم بقدرها.
بعد حس صعه وجودی پیدا میکنی.
و چه زیبا مولامون علی علیه الصلاة والسلام فرمودن که
کل وعاء خیلی من این حدیثو دوست دارم باهاش زندگی میکنم.
کل وعاء یبیق.
هر ظرفی ذیق میشود بما جعل فیه به اون چیزی که توش میریزن تنگ میشه.
شما هر ظرفی رو توش که میریزی پر شد دیگه ذیق شد، دیگه جا نداره، تنگ شد.
درسته؟ الا وعاء العلم مولات علی فرموده ها.
مگر ظرف علم که يتسع به، انه يتسع به
یا به. یعنی با علم اون ظرف علم، وعاء علم هی اتساع وجودی پیدا میکنه.
وعاء علم چیه؟ ظرف علم چیه؟
نفس ناطقه تو. وقتی که این
نفس ناطقه تو
ظرفیست، به منزله ظرفیست که علم اتساع وجودی بهش میده
شبیه تاسوهاست که به یک معنا از اتساع میاد.
تاسوعا از اتساع. اتساع وجودی با علمه
حالا این علم نه این کم مسموع، این کیف مسموع که تو داری مس-- میشنوی حتی اگر بگیم به نحو استماع
نه سماع. استماع فرقش با سماع چیه؟
تو اون آیه "إذا قرئ القرآن" عجیب آیهایه که یادش بخیر سال گذشته پنج شب دو--
ش-- ده دوم ماه محرم از محضر شما خ-- مرخص شدیم رفتیم محضر شهید رجایی.
پیرامون این آیه اونجا حرف زدیم.
در ادامه راه عبور از ظاهر به باطن قرآن
"إذا قرئ القرآن
فاستمعوا له".
میگه استماع کن. استماع یعنی با میل گوش بدی، با میل.
سماع یعنی بیمیل.
از سمتی به گوشش میرسه اصلا توجه نداره
و اون "أنصتوا" هم انصات.
نمیگه "تنصتوا". "نصت" یعنی خاموشی "تنصت"
میشه خاموشی بدون میل،
بیرغبت. میگه "أنصتوا له"
یعنی با میل ساکت باش.
"أنصتوا" از همین سمت میاد دیگه سکوت، سکوت کن
. سکوت کن ببین چه خبر میشه.
خب ببین بعد "لعلهم ترهم"، ترهمون.
ببین چجوری رحم خدا. بعد "إذا قرئ" الله اکبر.
این فعلهای مجهول قرآن عجیبن.
"ولا تحسبن الذين
قتلوا في سبيل" مجهوله.
کی کشتش؟ میگن، میگن این
آیه مربوط به شهداست. چرا خضیع میکنید قصه رو؟
آقا "قتلوا". نپندارید کسایی که کشته شدن در راه خدا که اینا زندن "بل أحياء عند ربهم يرزقون".
بله، شهدا هم جزو اینن اما همه شهدا نیستن.
"قتلوا" تو نفست رو خودت بکش.
کی کشت؟ من چه میدونم کی کشت.
این آقا کشته شد. نفسش کشته شد.
"قتلوا في سبيل الله
بل أحياء" این حیه، این زنده است.
موت قبل ان تموتو چیه؟ موت اختیاری چیه؟
که ما امسال میخواستیم پیرامون اون حرف بزنیم بحثمون عوض شد رفت سمت لقاء.
سکوت عزیز دلم. سو--
اگر تازه بگیریم که ما همه داریم استماع میکنیم قرآن رو یعنی با
میل گوش میدیم باز سکوت نداریم.
یعنی ولوله تو وجودمونه.
ق-- این قلقلهها. اصلا وجود این
همه جا رو خلوت کن. برو اصلا بچسب به دیوار.
برقها رو خاموش کن. هیچی نبینی.
دیوار تاریک. هیچ احدی هم تو اتاقت نباشه.
قوه خیالت چنان تو رو به بازی میگیره، اونو میخوای چیکار کنی؟
بچه ساکت، من نمازم بالا نمیره.
آی مردم یواش نماز بخونین من نمیفهمم.
آی فلان. قوه خیالتو میخوای چیکار کنی؟
متخیلات فاسده پدر ما رو درآورده.
یه بحث مبثوتی هست استاد علامه حسن زاده دارن به نام متخیلات فاسده.
بیچاره کرده ما رو. چی باعثشه؟
توجه بیخود به این و اون.
به اینجا، به اونجا، به اینجا، به اون فیلم، این سریال، این
گفتگو، این آدم، اون آدم، این ماشین، اون خونه، این-- اصلا نگاه به آسمون نداره.
اصلا نگاه عبرتآمیز نداره.
خروج از عادت نداره. نتیجهش میشه چی؟
شنیدنهای بیخود، دیدنهای بی پایه و اساس،
چشیدنهای عجیب و غریب که انواع و اقسام خوردنیها رو پشت سر هم میخوره، با شکم پر میخوابه.
اینا همش میشه متخیلات فاسده.
آقا میخوابه، میخوان پرش بدن با ملکوت.
نمیتونه پر بزنه. همش گاو و گوسفند میبینه و خر و گوساله و عقرب و رتیل و.
نمیتونه این گیر کرده.
صرح چیه؟ سکوت چیه؟
این حرفا چیه میزنی حاج آقا؟ کاملا بیگانه.
خب راه داره. بسم الله.
دیگه ریشامون سفید شد. حالا یه ش-- یه سالی هم به لطف این شهدا ما از اینا خواستیم بحث امسال رو به ما بگن.
و الا من خودم میخواستم بحث موت اختیاری رو امسال داشته باشم.
به عنایت اینا رفتیم زدیم تو پر و بال لقاء الله.
تو، تو مقدمه اش هم تازه موندیم.
هی بعضیا، عده قلیلی.
حاج آقا دل کن.
حتی طلبه به من پیام داده متأسفانه که طلبه،
طلبه مثلا پایه فلانه.
حاج آقا این حرفا رو مردم نمیفهمن.
چی بگم من؟ خیانته اگر نگیم.
بعد اونجا میفرما چی؟ چی معرفت شد؟
اینایی که نوشتم بگین ببینم. چی؟
معرفت ارث چی شد؟
بگید. آفرین.
نترسید. معرفت ارث حکمت شد.
این مباحثی که تو یا ذره بحلق الاله دو سه ساله شروع شده به این میگن حکمت.
بعد علامه حسن زاده رساله داره عرفان و قرآن و برهان،
برهان همون حکمته. عرفان و قرآن و برهان یک حقیقتهند.
الان شما سر سفره قرآنی، سر سفره عرفانی، سر سفره برهان یا حکمتی.
خب چرا فرار میکنی؟ تو به فهم کلمه الله هستی، بسم الله هستی،
بهتره که خیال-- دامنتو جمع کنی از گناه
یا به زور بهت بگن اگه گناه کنی رزقت کم میشهها.
درجاتو مثلا میرن جهنمهها،
میسوزونتتو. اون قشنگتره یا اینکه بفهمی تو بسم اللهای.
چرا آلوده کنی خودتو؟ مثل اینکه بدون وضو دست به قرآن بزنی.
حرامه دیگه. تو وقتی به سمت گناه میری کم و بیش داری خودت رو بدون وضو و طهارت مس میکنی.
میشه حرام، میشه گناه. چرا؟
چون تو کلام اللهای. تو بسم اللهای.
مولامون امیرالمؤمنین فرمودن "وهرت الموجودات
عن بسم الله الرحمن الرحیم".
همه از بسم الله ظهور کردن.
اصلا ظهور خدا در عالم همین بسم الله تو،
بسم اللهی. تو اینطوری بفهمی قشنگه.
هی ب-ب-ب- میگن آقا اگه نگاه نامحرم کنی مذاب آب جوشیده مذاب میریزن تو چشت قیامت.
آخرشم میگه ولش کن فعلا عشقشو بکنیم حالا بعدا مذابشم میچشیم.
اگه حکمت نوشته باشی شما بفرمایید.
اگه حکمت رو طی نکردی آیا به معرفت میرسی؟
ارث حکمت تو همین حدیث.
حدیث معراج چیه؟ معرفته.
ارث معرفت چی شد؟ نه ارث معرفت.
بخون از رو. مگه نه نوشتی؟
ارث حکمت شد معرفت.
ارث معرفت چی شد؟
بگید دیگه . چرا؟
سکوت. تو رو میرسونه به یک جایی که گم شده امروز من و شماست.
بعد تو اون سکوت، بعد قوه خیالت دیگه ساکته.
قوه وهمت ساکته.
بازیگری در نمیاره.
اینطوری که شد دیگه برای خودت عزت قائلی "من هانت علیه نفسه یا نفسه
فلا تأمن شره". قربون امام هادی بریم که این حدیث رو گفت.
من از بچگی حفظ کردم. کسی که گرفتار اهانت به نفسش شد "فلا تأمن شره" از شرش ایمن نباش.
بعد آدم شروری میشه. چرا؟ اهانت به نفسش کرده.
چرا اهانت به نفسش کرده؟
چون نفسش وعاء علمه، ظرف علمه.
علم نریخته توش، ذیق شده.
شرور میشه. لذا نه حکیمه، نه با معرفته، نه سکوت داره
. بیخود نیست که آقامون امام صادق فرمود "ان
کان عمي العباس
نافذ البصیره".
بصیره. ای کاش وقت داشتیم پیرامون این جمله با هم حرف میزدیم.
قرآن میگه "بل 인간 علی نفسه بصیره".
انسان به نفسش بصیره، آگاهه، بیناست.
همه میدونن چ-چه خبره تو دلشون.
نگاه نکن بازی در میاره.
هرکسی خودشو بهتر از دیگری میشناسه.
با انتخابم میره به سمت گناه.
نمیتونه بگه گوشم رو گرفتن.
هرکسی آگاهتره به خودش.
بعد نفس هم هیچ موقع غافل از خودش نیست.
تو خواب، تو کما، تو بیهوشی، وقت مرگ.
این نفس دائما بر خودش استیلا داره و از خودش باخبره.
خبرها که مثل تعبیر خواب می مونه بعد از مرگ میره بیرون، میریزه بیرون.
مثل این که میگه "النوم"
خواب "اخ الموت".
خواب برادر مرگه.
وقتی از خواب بیدار میشی تعبیر خوابتو میبینی چیه.
وقتی هم میمیری تعبیر خوابتو میخوای ببینی چیه.
تعبیر خوابت چیه؟ همین چیزی که اینجا داره الان اتفاق میفته خوابته.
اونجا تعبیرش میاد .
یعنی نفست الان کاملا واقفه چی داره میبینه.
لذا به توجه عرفانی باید بشینی تا ببینی الان.
اگه نبینی اونجا به زور بهت میچشون
که اگر به سمت اسماء جمال خدا رفته باشی این چشیدن میشه بهشت.
اگه به سمت اسماء جلال خدا رفته باشی این چشیدن میشه جهنم.
باز لقاء رب خودته.
تو به سمت جلال خدا رفتی شد جهنم، به سمت جمال خدا رفتی شد بهشت.
خودت رب خودت رو داری ملاقات میکنی.
"فمن کان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعبادة ربه احدا".
میفرمود "فمن يرجو
لقاء ربه". "فمن کان يرجو لقاء ربه".
چند جلسه در مورد این حرف زدیم.
حالا میفرمود که ابالفضل نافذ، نافذ بر وزن چی؟
فاعل. نافذ در چیه؟
بصیرت. قرآن میگه "بل
인간 علی نفسه بصیره".
ابالفضل نافذه یعنی نفوذ کننده است در بصیرت.
یعنی نفوذ کننده در نفوسه.
نفوذ میکنه در نفوس.
یعنی چی بگم من دهانم بسته است.
دوباره یه چیزی میگم بیرونم میکنید از اینجا.
یعنی از مقام ولایت کلیه الهیه برخوردار شده به نحوی.
بذارید من اینطوری بگم. به عصمت رسیده که اگر معصوم نبود ابالفضل، امام حسین بهش نمیگفت "بنفسي انت".
جانم فدات. "ارکب یا أخي".
سوار شو. وقتی میخواست بره آب بیاره آقا فرمود "بنفسي انت".
امام حق نداره به هرکسی بگه من جانم فدات.
مگر مقام عصمت داشته باشه.
مرحوم س-سید نعمت الله جزایری هفده دلیل در کتابش میاره که ابالفضل معصوم بوده یکیش اینه.
یکیش اینکه در غسل و کفن
پدرش امیرالمؤمنین و امام حسن شرکت کرده.
جز معصوم نمیتونه در غسل و کفن شرکت کنه.
ابالفضل اون یه شوخیه.
بیخود نیست تمام دشمن همه همتش این بود که این ابالفضل رو از حسین بگیره.
بحث اماننامه چی بود؟ که وقتی تو این هیئتها بحث من خیلی کم میگم اصلا چون
میدونم تو هیئت وقتی بحث اماننامه مطرح میشه ملکوتی هیئت چه خبر میشه
چقدر حضرت اباالفضل اگه اینطوری داره نگاهت میکنه، هیئت رو اینطوری با دو چشم داره نگاه میکنه،
تو تا میگی اماننامه سر اباالفضل میفته پایین.
حالا امیدوارم بگیری چی دارم میگم.
انقدر خجالت کشید وقتی گفتن
عباس بیا برای فرزندان ام البنین ما اماننامه آوردیم.
رفت گوشه خیمههاشون کرد گریه کردن پشت خیمهها.
ابا عبدالله اومد گفت چته داداش؟
عرض کرد یا سیدی و مولای خجالت زدم.
صدای غربت شما بلنده.
اینا اماننامه فرمود عباس جان
نشده کسی در خونه ما آل، آل الله رو بزنه بیجواب بمونهها.
کسی در آخ ما، ما رو صدا زد باید جوابشو بدی، لبیک بدی.
چشم. الله اکبر.
سر سفره کی نشستی؟ دشمنه.
شمر ملعونه. داره عمر سعده داره داد میزنه.
شمر لعنتی. میگه عباس جان جواب شمر هم باید بدی.
برو. رفت اماننامه رو گرفت پاره کرد با غضب ریخت زمین.
گفت نانجیب من در امانم.
پسر فاطمه زهرا در امان نیست.
وقتی میخواست سوار بشه بره
یه زنی که مادر اباالفضل رو میشناخت
گفت عباس جان بذار بهت بگم
چرا بابات علی ام البنین رو اختیار کرد.
چون از زنان قبیله، قبیله شجاعت بود و رشادت
برای اینکه تو رو ذخیره امروز غربت حسین کنه.
این رو که گفت تو مقتل نوشته اباالفضل چنان پا به رکاب کوبید که رکاب کنده شد.
فرمود به خدا قسم اگر سید و مولا حسین اجازه بده یه دونه اینا رو زنده نمیگذاشتم.
اما اجازه نداد آقا. هرچی صدا زد لبت وا غصبری.
حسین جان سینم سنگین شده بذار برم.
آقا فرمود اگه تو بری تفرق الاسکری.
لشگر من پراکنده میشه عباس جان.
من عاشق این طور گریه کردنم، این طور سوختنم.
حالا بذارید با شب اباالفضله با امام زمان هم صحبت کنیم.
یه ذره هم امشب طول بکشه شب تاسوعاست دیگه عیبی نداره که.
برای امام زمانمون یه صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و آ
last. علی محمد و آل محمد و اجل
جلسه قبل
جلسه بعد