ایشون میفرماید که چطور نبوت، کی میفرماید؟
علامه هلی.
میفرماید چطور نبوت که مقامش، رتبهش پایینتر از رتبه امامت است، چگونه است که نبوت رو همه فرق، فریقین همه قائلاند که نبوت رو خدا باید تعیین کنه کی نبی باشه.
نبی صفت مشبه.
نابه باخبر.
نبه خبر.
نبی کسی که خبر در وجودش مستکن شده، ساکن.
اصلا تس- تسکین پیدا کرده.
خبر به وجود او اصلا تسکین پیدا کرده.
چنین کسی رو خدا باید مشخص کنه.
خب چطور همه میپذیرید که امامت سنگینتر از جایگاهش، سنگینتر است از نبوت.
اگر بعضی از فریقین، بعض از فرقهها و مذهبهای اهل تسنن قائلاند که نه، امامت همون نبوت است، باز علامههلی حرفش درسته.
میفرماید چطور نبوت رو میگید خدا باید تعیین کنه نبی رو اما به امام که رسید شما تعیین کنید؟
در حالی که امام، ما شیعه اثنی عشری قائل به این هستیم که مرتبهش فوق مرتبت نبوت است.
نبوت نسبت به سه وجودیش باخبر شده از عالم.
هر مقدار از اسرار عالم باخبر شده نبوت پیدا کرده.
یک مقام و رتبهست.
امام وقتی شد "انی جاعلک للناس اماما" که بعد از ابراهیم خدا در قرآن میفرماید ما تو رو امام قرار دادیم، به رتبهای میرسد که دیگه تمام علم در او پیاده میشود.
یعنی از نبوت میکشه بالاتر و به تمام قرب اون امکان قربی که در نشئه طبیعت وجود دارد فقط تو این نشئه، میرسد.
به اون امکان قربی به نهایت درجهش در نشئه طبیعت میرسد.
ولی خب چون خدا لا یتناحی است، اسماءش لا یتناحی است، آیات قرآن بیانتها هستند، اصلا خلقت خدا هم عین خودش بیانتهاست پس درجات اونها هم بیانتهااند.
لذا چون مدارج بر اساس آیات قرآن بیانتهااند، معارج هم یعنی معراجهای انسانها هم بیانتهااند.
پس اصلا حد یقف ندارد و همه در حال سیرند حتی پیغمبر.
صلواتی که شما میفرستی داره رتبه میده به رتبه وجودی.
البته مرحوم مجلسی علیه الرحمه در کتاب معتقداتشون یا الاعتقادات مرحوم مجلسی که چاپ فارسیش به نام راه بهشت ترجمه شده، نهلههای مختلف جوونها رو گرفتار کرده بودند.
کتاب نهل و نهل مرحوم شهرستانی رو بخونید.
نهلهها، ملتها، اینها حلقهها به قول، به قول امروزیها، جوونها رو درگیر خودشون کرده بودند.
جوونهای باصفا و دلسوز دور حضرت علامه مجلسی رو گرفتن.
گفتن آقا علامه مجلسی پسر نه پدر.
ملا محمد باقر.
گرفتن دورش، آقا جوونها دارن از دست میرن.
یک کتابی معرفی کن که در حوصله جوونها باشه.
مختصر اما کل اعتقادات صحیحه توش باشه.
ایشون الاعتقادات رو نوشت.
توی اونجا، اون کتاب رو من خیلی سالهای پیش میخوندم و مرحوم مجلسی میفرمود هر کاری رو مثل صلوات شما به اهل بیت هدیه کنید، میره میرسه به اونها، به اونها هم ارتقای درجه میده اما برمیگرده به خودت.
تعبیر ایشون مثل ابری بود که در آسمانه.
وقتی این آب بخار میشه میره به آسمون و ملحق میشه به ابر، دو مرتبه چی میشه؟
بارون میشه همون ابر برمیگرده سر مردم.
اما باز به پیغمبر هم رتبه میده "وتقبل شفاعته ورفع درجته".
پس اینها دائما در حال ارتقای درجهاند.
حالا این بحث شاخنبات ما قرآنیمون یه ذره طول کشیده غصه نخورید ما تقریبا داریم سر میخوریم سر بحثمون.
به ختم میشیم سر بحث هر شبمون که لقاء الله بود.
حالا امامت بالاتره.
مرحوم علامههلی میفرماید امامت بالاتره به جهت اینکه امامت همه علم رو برمیداره.
امامت همه قرب رو، اون قرب امکانی در نشئه طبیعت رو که امکان داره انسانی در قوس صعود و "و انّا الیه راجعون" بتواند برسد، امام همه رو برداشته.
چگونه تو ما شما میخواید اینو تشخیص بدی و انتخابش کنی؟
فقط کار، کار خداست.
که این امام به مقام ولایت کلیه میرسد.
ولایت از ولی ای قرب.
این ولی ای قرب یعنی ولایت همان هرچی ولایت کلیتر است، قرب کلیتر است.
قربتا الی الله، الی الله.
قرب حضرت علامه حسنزاده ازش به تلبس به اسماء الله یاد میکند.
اینو خوب دقت کنید داریم میریم سراغ بحثمون.
چون ما قراره به لقاء الله برسیم.
به یک معنا باید متقرب بشیم و تقرب پیدا کنیم به خدا که اساسا اعمال ما به جز بدون و فاقد از نیت قربتا الی الله اصلا باطله.
قربتا الی الله.
همون لقاء الله به یک معنا.
ام- اعمال ما تک تک ما رو تقرب میده به الله تا وقتی که موت اجباری رخ داد تو بتوانی به لقاء الله برسی چون قبلش به قرب رسیدی.
قرب رو حضرت علامه حسن زاده میاد مثل یک لقمه غذایی که بجوند نرمش کنند در دهان بچه شون بذارن همه فهمش میکنند.
می فرمایند طلب مقام تلبس به اسماء الله.
یعنی اسماء الهی رو به تن کنی.
این لبس که میگن پوشیدن لباس اسماء خداست.
خیلی هم فهمش آسونه.
از اسماء خدا اینه که علیم است.
درسته؟
عالم است.
خب شما برو به سمت علم تا اونجایی که امکانش هست علم رو بردار از اسماء خدا ودود است.
تو هم به شدت مهربان باش.
إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا.
فکر میکنم آخرین آیه سوره مریم باشه.
سلام الله علیها.
می فرماد اگر دو تا شرط با هم اومد، چی؟
آمن و عملو این دو تا الصالحات یعنی دل دادن، عمل التزامی به ول-- ذیل ولایت مولا علی که گفتیم عمل صالح یعنی التزام عملیه و قلبیه به ولایت مولا یعنی اـ عمل به ارکان، عمل به جواره، عمل به قلب همه اینا.
یعنی قلبت دوست داشته باشه زبانت گویا به ولایت مولا باشه.
اعضا و جوارهت هم ارکان وجودیت هم در مسیر اوامر و نواهی مولا علی حرکت کنه.
این میشه عمل صالح که اگر غیر از این باشه عمل صالح نیست.
اگر دل دادی عمل هم صالح بود چه اتفاقی میفته؟
سیجعل قطعا خدا جعل میکند.
همون خدایی که جعل کرده إني جاعل في الأرض خليفة.
خلیفه خدا را جعل در ارض در زمین کرده نه در بهشت.
جواب اونایی که چرا حضرت آدم اومد رو زمین؟
چرا جواب مثلا استغفرالله تو اون خطای آدم ما پس بدیم؟
إني جاعل في الأرض خليفة.
خدا جعل خلیفه در زمین کرد نه در بهشت که اگر در بهشت قرار بود ما بمانیم و حضرت آدم این لطف رو به ما نمیکرد ما رو بکشونه اینجا، اونجا بهشت بخور بخواب بود.
کلوا منها رغدا حيث شئتما.
اذ قلنا يا آدم اسكن أنت وزوجك الجنة كلوا منها هرچی میخوای رغدا حيث شئتما هرچی میخوای بخورید بخورید و بخوابید.
این بهشت بود.
بعد شمر هم اونجا میخورد و میخوابید.
معاویه هم میخورد و میخوابید.
ابو عمر سعد هم میخورد.
کجا؟
تو همون بهشت.
بزرگترین لطف حضرت آدم به من و شما کرد ما رو کشوند به مقام قربة الی الله که دو مرتبه بیای از ظلمت سرای دنیا قوس صعود رو سیر کنی.
يخرجهم من الظلمات در قوس صعود از ظلمت ها به سمت نور بری.
که بارها عرض شد دیگه تو این بحثها که وقتی ما میرفتیم مثالهای متعدد میزدیم مثل بطن مادر، ظلمت، ظلمات ثلاثی که سید الشهدا در دعای عرفه می فرماد.
ظلمت، ظلمت، ظلمات ثلاس.
سه ظلمتی که در بطن مادر بچه سیر میکنه.
اصلاً رحم مادر کاملاً تاریک.
دل زمین دانه رو میکاری کاملاً تاریک.
تا این تاریکی نباشه رشد نمیکنه.
چگونه بیاید به سمت نور؟
اصلاً بنا بود که ما بیاییم از ظلمت ها به سمت نور حرکت کنیم.
إني جاعل في الأرض خليفة باید ما میومدیم که بعد بری به بهشت به قول حضرت امام علیه الرحمه بهش به، به بهشت ذاتی ذات خدا برسی.
دیگه اینو من نمیفهمم.
امام بزرگ ما فرمودند.
که فدخل في عبادي وادخلي جنتی اون يا و يا ذاتی گرفتن.
بندگان من بهشت من.
این از چی حاصل میشود؟
از قرب.
قربة الی الله.
یعنی چی؟
یعنی تلبس به اسماء الله در همین نشئه طبیعت که اگر کسی اسمی از اسماء حضرت حق رو اینجا در خودش ظهور ندهد، بلاجبار باید در سیر برزخی و قیامت و اخرویش بروز بدهد.
اصطلاحاً اون ظهور و بروز اسماء پس از مرگ که اینجا ظهور نکرده اونجا میخواد ظهور کنه ازش تعبیر به سیر برزخی و سیر استکمالی و سیر به قیامت و اخروی میشه که همراه با سختی عذاب فشاره تنگناست.
چون اونجا مقام، مقام جمعه.
مقام جمعیه.
مجـ-- هرچی هم رشد میکنه، هرچی رتبه میره بالاتر و در درون نظام فرو میری به باطن حرکت میکنی از ظاهر میری به باطن دقیقتر میشه، لطیفتر میشه.
به یک معنا میشه گفت پرخطرتر یعنی خطیـ- خطیرتر و به سمت تجرد میره.
وحدت، توحد.
لذا باید تو باید قراره به چی برسی؟
لقاء الله.
باید تمام اسماء رو بروز بدهی که بشوی مظهر از اسم الله.
چون از الله همه اسماء رو جمع کرده لذا ما قراره بریم برسیم به لقاء الله، نه به لقاء حکیم صرفاً، نه به لقاء رحیم صرفاً، نه به لقاء الرحمن.
نه همهی اسماء که به هر میزان لباس اسماء رو به تن کردی و اون اسم در وجود تو مستقر شد، در ذات وجودی تو ریشه دواند، اصلها ثابت شد و فرعهاش سما شد، به همون میزان ولایت برداشتی.
به ولایت رسیدی.
رتبهی وجودی تو اونه.
اصلاً چیزی جز ولایت در عالم نیست.
همهی ولایت میشود همهی علم حضرت حق، همهی علم حضرت حق "إنك لتلقى القرآن من لدن حكيم عليم".
تلقی تمام علم ذاتی حضرت حق به جز اسماء مستثنی ریخته شده، تنزل پیدا کرده در قلب مقدس نبی اکرم اسلام.
همه اونجاست.
لذا مولامون علی علیه الصلاة والسلام با اون عظمت اینجا که میرسه میفرماید تو این مقام میفرماید "أنا عبد من عبید محمد" صلی الله علیه و آله وسلم.
او هم به دنبال پیغمبره.
[مکث] پس به یک معنا لقاء الله میشود لقاء رسول الله.
[مکث] به یک معنا میشود لقاء امیرالمؤمنین.
اصلاً فکر کردید که چرا "یا حارث همدان من یموت يرنی".
هر کسی بمیرد مرا میبیند.
مؤمنن أو کافرن.
چه مؤمن باشد چه کافر.
این کفار هم علی میبینن؟
بله.
چرا؟
چون علی علیه الصلاة والسلام مظهر تمام اسماء است و انسان وقت مرگ قرار است ملاقات کند، کی را؟
الله را که همهی اسماء درشه.
[مکث] علی علیه الصلاة والسلام متلبس است به تمام اسماء الهی به جز اون اسم مستثنی.
که جالبه.
این رو تمام اولیا و عرفا و بزرگان و حکما قائلاند که اون هفتاد و سه اسم اعظم که از حضرت حق است، هفتاد و دو اسمش، اسمش رو خدای منان بخشیده به پیغمبر و این چهارده معصوم.
یکیش رو که اسم مستثنی است، فوت کوزه گری خدایی و الوهیت خودشه نگه داشته.
یک نفر قد علم کرده به پشتوانه، در پی ایشون ملا صدرا و شیخ الرئیس محقق ارشد طوسی علیه الرحمة در ما-- حاجی سبزواری علیه الرحمة در معاصر ما علامة حسن زادهها تأیید کردن حرفو.
این یک نفر بلند شد فرمود اون اسم مستثنی هم خود این آقاست.
الله اکبر.
خیلی بحث رو دیگه برده بالا.
یعنی خود حضرت ولی عصر تمام هفتاد و دو اسم اعظم رو که دارد هیچ، اون اسم اعظم مستثنی حضرت حق هم خود حضرت است.
[مکث] یه حرف خیلی عجیبیه.
باید اینو آدم بچشه.
یعنی در حقیقت میشه گفت پنهان و مکنون و غیب عالم خود امام عصره.
چون اسم مستثنی است همه به سمت او در حرکتند.
لذا ما معتقدیم "یوم یدعو کل أناس بإمامهم" قرآن میفرماید همه پشت سر امامشون محشور میشن.
چه خدا لطفی به من و تو کرده که قراره انشاالله پشت سر حضرت ولی عصر محشور بشیم.
خیلی لطف بزرگی خدا به من و شما کرده.
[مکث] بعد این آقا رو مرحوم سید بحر-- سید، سید ابن طاووس که از دیگه بزرگان علما و دیگه رو دست ایشون فرمود کی گفته باب علم مسدود است؟
چون شیخ مرتضی انصاری میفرما، می فرمود باب علم، اون یقین کامل بر علم مسدود است.
مشکوکیم.
یقین کامل بابش مسدوده.
سید ابن طاووس فرمود کی گفته مسدوده؟
من هنوز هر وقت مشکل و گرهای علمی برام پیش میاد محضر امام عصر میرسم و مشکل علمیمو حل میکنم.
کی گفته مسدوده؟
بین اینها هم ذو مراتبه.
ایشون در سرداب مقدس سامرا که رسید دید صدای سوزناک امام عصر داخل سرداب بلنده.
چی داره میگه؟
دیگه بارها براتون گفتیم، مداحها گفتن، سخنرانی گفتن که خدا رو چگونه قسم میده به جدش رسول خدا، به باباش امیرالمؤمنین، به عصمت مادرش زهرا، به مظلومیت امام مجتبی و به غربت آقا اباعبدالله.
بعد میگه خدایا محبین گناهکار ما رو ببخش.
امام عصر.
سید ابن طاووس میگه من خشکم زد.
بعد حالا یه جملات عربی داره خیلی حفظ نیستم.
اینا خیلی عجیب، خیلی شیرین، خیلی.
تو یه جلسهای گفتیم ضبط شده هست.
[مکث] یعنی راه رو آقا داره باز میکنه برات.
بسم الله.
برای چی؟
برای اینکه به قرب برسی.
قرب همهی علمه.
همهی علم خدا تجلی کرده در قرآن.
همهی قرآن تجلی کرده، نازل شده به انزال دفعی در قلب مقدس نبی اکرم اسلام.
اون بیست و سه سال برای من و شما انزال تدریجی رخ داد.
تن، تنزل تدریجی و انزال و الا انزال دفعهً بر قلب.
میفرماید که تو خود قرآن میفرماید عجله نکن پیغمبر وقتی ما داریم قرآن رو برای تو میخونیم.
لا تحرك به لسانک لتعجل به.
تو سوره قیامت باید باشه.
لا تحرك به لسانک بهی به این قرآن لسان تو حرکت نده لتعجل به که عجله کنی.
بذار پیاده بشه.
بلدی میدونی من تمام قرآن به قلبش نازل شد.
حالا برای من و شما به نحو تنزیل اومد بیست و سه سال جون کندن.
چه سختیها و چه که این قرآن به من و تو برسه.
بعد از این قرآن بشود مدارج تو برای معارج صعودت به سمت الله و به لقاء الله از همین قرآن نردبان قرآن باید بری بالا به لقاء الله برسی.
[نفس عمیق] بعد علامه میاد تو باب فلسفه و حکمت میاد یه باب جدیدی رو اینجا باز میکنه.
خیلی شیرین که یادمه یه جلسه با هم دربارهش بحث داشتیم.
چون بحثها با هم مرتبط میشه قشنگ میشه.
اینو مثلا یک تیکه از یه بحث، یک تیکه از یه بحث اینو قبلاً شنیدید با گوشه آشناست.
یه دفعه میگین اِ!
تجمیع که شد به یک نتیجه قشنگتری رسوند تو رو.
اونجا و علم آدم الأسماء كلها ما گفتیم قرب یعنی تلبس به اسماء الله.
درسته؟
اسماء الهی.
به یک معنا لقاء الله هم یعنی تقرب به الله.
یعنی پوشیدن همه اسماء.
حالا اینجا میفرماید و علم آدم الأسماء الأسماء اونم كلها تمام اسماء رو تعلیم دادیم به آدم.
این آدم به نحو اطلاق نبی اکرم اسلامه.
به نحو اطلاق.
خب؟
حضرت علامه میفرماید حالا اسماء چیان؟
فرمود ببین چقدر کار رو برای من و شما راحت کرده علامه.
میفرمود این اسماء رو وردار الأشیا بگذار.
الأسماء رو وردار الأشیا رو بگذار که و علم آدم الأشیا كلها.
یعنی هر چیزی شیء که یکیش من و شما هستیم از اشیاء عالم، هر شیئی در این عالم هست علم خداست، عین علمه و تو با چشیدن اون چیز و اون شیء و اون علم تقرب پیدا میکنی به خدا میشه تلبس به اسماء الله.
اصلاً اسم، اسم خدا یعنی همون شیء.
این اسمی که ما میخونیم اسم الاسم یک اسمیه که گذاشتن روی یک شیئی.
و الا خود اسم خود اون اصل اسم اصل شیئه.
یعنی شما تک تکتون اسماء اللهاید.
اسم اللهاید.
بسم اللهاید.
وهرت الله اکبر از این حدیث مولامون وهرت الأشیاء.
اشیاء تمام اشیاء ظهور کردن ببسم الله الرحمن الرحیم.
[نفس عمیق] یعنی رفیق من و شما همه بسم اللهایم.
خودمون رو پیدا نکردیم، گم کردیم.
هی میگیم أعوذ بالله من الشيطان الرجيم یا بهتره بگیم منم الشيطان الرجيم.
بسم الله کو؟
خودتی.
سالها دل تبت طلب جام جم از ما میکرد.
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.
به خودت بیای میبینی عجب.
حالا این اسماء شناختنش حق و حق شناخته این شیء، این اسم.
اسم همون شیئه.
شیء همون اسمه.
که فهمش چشیدنش میشه قرب.
میشه پوشیدن لباس، لباس الهی.
فهمش، چشیدنش، رسیدن و داشتنش نه فقط دانستنش میشود حکمت.
لذا علامه میفرماید حکمت و يعلمهم الكتاب و الحكمة یٰسِینَ وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ ادْعِ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ.
میفرماید این حکمت یعنی علم به اعیان موجودات كما هى یعنی همونطور که هستند.
همون دعای پیغمبر اللهم ارني الأشیاء أشیاء رو وردار اسماء بگذار.
اللهم ارنی الأسماء كما هى.
اونطور که هستند به من بشناسون.
یعنی پرده بیفته تو از ظاهر بری به باطن که اگر نری تو همین دنیا موت طبیعی، موت اختیاری موت قبل ان تموت رخ نده لقاء الله تو همین دنیا رخ نده بالاجبار میبرن با موت اضطراری و اجباری به لقاء الله.
اونجا دیگه اگر همه اسماء رو پوشیدی میشود ان شا الله نوش جونت لقاء الله.
بعد همدرجه با آل الله محشور میشی.
اگر همه اسماء رو نپوشیده بودی به تنت اسماء اون لباسها رو و ظهور نداده بودی این اسماء رو در وجودت میشی چی؟
به لقاء چی میرسی بگو.
به لقاء رب خودت.
اینجا دیگه معنای فرق رب خودت با الله، با لقاء الله، با لقاء رب پیغمبر اینا همه مشخص شد.
[نفس عمیق] لذا حالا اینجا توقف کنیم شب بعد روش بحث کنیم.
این آیه خیلی قیامت داره توش خیلی غوغا قیام این آیه، اگر این آیه قیام کنه قد قامت الصلاة رخ میده.
از صلاة قد قامت قیام کرد صلاة رخ میده.
اونایی که نگران بحث نمازشونن روی این آیه کار کنن.
آیه اول سوره ابراهیم صلوات الله علیه و علی نبی و آله بگم و بریم تو روضه.
الم را ذلک الكتاب ببخشید الف لام را کتابن، کتابن.
أنزلناه یک نکته.
اولا کتابه.
ثانیا نازل شده، تنزل پیدا کرده.
تنزل پیدا کرده یعنی چی؟
یعنی در دسترسه.
چون أمٌّ شأن و عندنا خزائنه و ما أنزلناه إلا بقدر معلوم.
تو هم نازل شدی، کتابم نازل شده.
همه نازل شدن.
أنزلنا الحديد آهن نازل شده، ملائکه نازل شدن، امام نازل شده، آسمان نازل شده، زمین نازل شده، همه نازل شدن.
همه مرتبه أنزل مراتب خودشون رو تو نشئه طبیعت دارن میبینن.
میگه تعال بیا بالا.
نمیخوای بری؟
من یه راه باز میکنم ببینی، ببینی میشه رفت.
تو خوابت، تو خوابت داری میری به یک رتبه پنهانتر از وجود خودت.
برزخه، برزخ همونه.
قوه خیاله، عالم مثاله.
الان منو نگاه کن، داری نشئه طبیعت منو میبینی.
شب رفتی خونه خواب حاج اکبر، علی اکبر بیات رو دیدی.
آیا همین علی اکبر بیات در نشئه طبیعتو تو خواب داری میبینی؟
خیر.
برزخ علی اکبر بیات رو داری میبینی، اونم تو برزخ خودت.
درختی که الان میبینی، داری نشئه طبیعت درخت تو حالات طبیعیشو أنزل مراتب بدنشو میبینی.
مرتبه مثالی این درختو کجا میشه دید؟
تو خوابت.
همون درختو دیدی مرتبه مثالیشو، پس خیلی راحته رسیدن.
چرا میگی نمیشه، نرفتیم، نمیشه؟
این حرفا چی؟
هر شب داری میری میای .
الف لام را گوش بده.
کتابن أنزلناه به من رو یک کلمهش یهو استپ کردم کجاها رفتی؟
عجیب آیهایه.
از من بشنوید.
من تو هیچ چیزی خودمو قبول نداشته باشم با شما رفیقام صداقتم رو قبول دارم.
اینطوریم با همتون.
اینو دیدید از من.
تا آخر عمر سر سفره این آیه بشینی کمه.
الف لام را کتابن أنزلناه الیک یا رسول الله.
اینو نازل کردیم به تو، این کتابی که ما ازش غافلیمها، که چی بشه؟
لتخرج الناس، لتخرج الناس برای اینکه تمام مردم رو خارج کنی، تو خارج کنی من از چی به چی؟
من الظلمات نشئه طبیعت.
أخرجنا من الظلمات إلى النور.
من الظلمات إلى النور یعنی قوس صعود.
کی قراره مخرج ما باشه؟
کی؟
پیغمبر.
با چی؟
بفرمایید شما.
کتاب أنزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات إلى النور.
این کتابه، همین کتاب، همین کتابه.
این کتابه چیه؟
تمام علم خداست.
تمام مراتب قرب توشه، تمام اسماء توشه، تمام اشیا توشه.
اصلاً عین این کتاب اگه بشه انسان میشه امام عصر .
قرآن ناطق دیگه.
بعد حالا برو جلوتر.
حرف خیلیه.
من چکار کنم؟
چه خاکی به سرم بریزم من با این حرفا که هی داغ میکنم بعد میگن بابا روضه موند.
به چی؟
به اذن کی؟
به اذن رب.
بقیه آیهستها.
به اذن ربهم، ربهم.
رو این ربهم برید کار کنید.
به اذن پروردگار خودشون إلى صراط الحميد العزيز.
تو اینا رو صراط، میبری به صراط با قرآن از ظلمت به نور در قوس صعود به اذن پروردگار خودشون.
یعنی چی؟
رب تو با رب پیغمبر مگه فرق میکنه؟
عرض کردیم حواست جمع باشه.
هر مقدار اسم خدا رو تو خودت ظهور دادی و لباس اسم الهی رو پوشیدی، یعنی به حقیقت اشیا کمایه رسیدی که ثمرهش میشه حیرت، همون مقدار پروردگار تو اذن میده که پیغمبر با قرآن تو رو ببره بالا .
یعنی همش به خودت بستگی داره.
همش به ذات خودت، سعه وجودی خودت، قابلیت وجود خودت.
چقدر حرف اینجا داریم، چقدر!
باران داره میاد و أنزل من السماء ماءً فسالت أودیتm بقدرها.
قدرت چقدره؟
بارون داره میاد.
ظرفت چقدره؟
بسم الله.
این ظرف تو همون به اذن ربهمت میشه.
یه پیاله است پیغمبر به قدر یه پیاله از قرآن بهش بجوی-- بخورون.
یعنی به قدر درجات یه پیاله از علم قرآن اینطوری بگیم همه فهم بچهها هم بفهمن، حق داری بچشونی بهش، حرکتش بدی از ظلمتها به سمت نور .
بعد این میشه لقای ما، این میشه لقای ما.
چقدر باید داد بزنیم، حرف بزنیم، چکش کاری کنیم، زیر و رو کنیم، شخم بزنیم آیات روایات رو که یه چیزی از این لقایی که قراره هممون من و شما زن و مرد بهش برسیم بفهمیم و بریم.
عه چشم بسته بریم یهو آخ، آخ، آخ میشه سکرات مرگ، بیهوشی.
یهو به قول ما نظام آبادی یهو کوب میکنی.
چه خبره تو این عالم؟
و اون حیرت دیگه خطرناکه.
این حیرت دو دنیا قشنگه.
چون پیغمبر فرمود [زبان身体] خدایا [نفس عمیق] منو به حیرت بکشون [نفس عمیق] منو برسون به حیرت که ثمره علمه.
اما اینجا برسی نه اونجا.
اونجا خیلی درد داره حیرت که ازش به عذاب برزخی تعبیر شده اللهم زدنی.
درسته؟
یه جا میگه ف-- یکی، یه آقا میگه زدنی علما و عملا.
یه جا میگه ز-زدنی، کی؟
پیغمبر.
زدنی فیکه تحیرا.
فیکه.
حالا تو این فیکه حرف بزنیم هفت فردا شب.
چرا فیکه؟
چرا فی سبیلکه نه؟
چرا نمیدونم فی اسماءکه نه، فی طریقه که، فی صراطکه.
خیلی چیزا میتونست باشه.
ببخشید، حلال کنید.
من میخوام حق مطلب ادا شه.
خدا شاهده عرق میکنم، داغ میکنم بحث.
یه طوریه از من توقع نداشته باشید مثل یا مثلاً یه حدیثی رو بگیم و رد شیم بریم و بالاخره یازدهست و خیلی وزینه این شبها، این جلسات، خیلی.
اصلا ش-- این سفرههایی که از روش نشستین سفرههای گدای دلته.
گفتین این چفیا دلت رو باز کرده کاسهی گداییت مثل قدیمها که گداها ظرف میذاشتن، کاسه میذاشتن، پ-- یه دستمال پهن میکردن.
زبان دلته، زبان وجودته به سمت خدا.
بریزه خدا تو وجودت.
حالا اگه انشاالله اجازه بدن میریم جلو، میریم تو دعای عرفه باید ببینید عجب این لقایی که ما داریم ازش حرف میزنیم تو دعا عرفه چه خبره.
چه کرده ابا عبدالله با این لقا، لقای الله که قراره همه به لقای حسین برسن.
باز عرض میکنم جهنم جلوهی جلال سید و شهداست و بهشت جلوه جمال سید و شهداست.
همه قراره برن یا جلال حسین زیارت کنن یا جمال حسین.
اه به به، به به.
چیزی جز این در عالم نیست.
این معنای لقای کلیه