ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ ششم لقاءالله، شب ششم محرم ۱۴۰۰، ادامهٔ بحث لقاءالله است با محوریت نسبت نبوت و امامت، قرب، تلبس به اسماء الله و نقش قرآن در قوس صعود. استاد از استدلال علامه حلّی آغاز می‌کند که اگر تعیین نبی کار خداست، تعیین امام که مرتبه‌اش بالاتر است به‌طریق اولی کار بشر نیست؛ امام همهٔ علم و همهٔ قرب امکانی این نشئه را برداشته و به ولایت کلیه رسیده است. قرب همان تلبس به اسماء الله است: اعمال باید قربتاً الی الله باشد تا هنگام موت اجباری انسان به لقاءالله برسد. ایمان و عمل صالح — به معنای التزام قلبی و جوارحی به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام — موجب جعل وُدّ از سوی رحمان می‌شود. هبوط آدم لطف است نه تاوان؛ خلافت در زمین جعل شده تا از ظلمات دنیا به نور صعود کنیم. اگر اسماء اینجا ظهور نکند، در برزخ و قیامت با فشار ظهور می‌کند. لقاءالله به یک معنا لقاء رسول‌الله و لقاء امیرالمؤمنین است؛ حتی کافر هنگام مرگ علی را می‌بیند چون او مظهر تمام اسماء است. اسم مستثنی و غیب عالم به امام عصر گره می‌خورد و همه با امامشان محشور می‌شوند. قرآن انزال دفعی بر قلب پیامبر و تنزیل تدریجی برای ماست و نردبان صعود است؛ اسماء همان اشیاءاند و حکمت علم به اعیان کما هی است. آیهٔ اول سورهٔ ابراهیم پیامبر را مُخرج مردم از ظلمت به نور می‌داند، اما به‌اذن ربّ هر کس و به قدر ظرف وجودی‌اش. حیرت ثمرهٔ علم در دنیاست و در برزخ عذاب؛ ختم جلسه این است که جهنم جلال حسین است و بهشت جمال او، و این معنای لقای کلیه است.

فهرست مطالب

  • امامت بالاتر از نبوت؛ استدلال علامه حلّی
  • بی‌انتهایی مدارج و معارج
  • صلوات، اعتقادات مجلسی و بازگشت عمل
  • امامت، ولایت کلیه و قرب
  • تلبس به اسماء الله
  • خلافت در زمین، نه در بهشت
  • اگر اسماء اینجا ظهور نکند، آنجا با سختی ظهور می‌کند
  • همهٔ علم در قرآن و در قلب نبی؛ علی عبد محمد است
  • «من یمت یرنی»؛ حتی کافر علی را می‌بیند
  • اسم مستثنی و امام عصر علیه‌السلام
  • باب علم مسدود نیست؛ سید ابن‌طاووس در سرداب سامرا
  • انزال دفعی و تنزیل تدریجی قرآن
  • «و علّم آدم الأسماء کلها»؛ اسماء همان اشیاءاند
  • حکمت: علم به اعیان موجودات کما هی
  • آیهٔ اول سورهٔ ابراهیم؛ کتاب نازل‌شده
  • خواب، برزخ و عالم مثال
  • لتخرج الناس من الظلمات إلى النور
  • به‌اذن ربّهم؛ ربّ تو و ظرفیت وجودی
  • حیرت در دنیا و حیرت در برزخ
  • دعای عرفه و لقاء کلیه: جلال و جمال سیدالشهدا

نکات کلیدی

  • نبی کسی است که خبر در وجودش ساکن شده؛ تعیین او کار خداست. امامت فوق نبوت است و تعیین امام به‌طریق اولی کار خداست، نه انتخاب بشر.
  • امام همهٔ علم و همهٔ قرب امکانی این نشئه را برمی‌دارد و به ولایت کلیه می‌رسد؛ ولایت از ولی است یعنی قرب.
  • خدا و اسماء و آیات و خلقت لایتناهی‌اند؛ پس مدارج و معارج حد یقف ندارند و حتی پیامبر در حال ارتقای درجه است.
  • صلوات و اعمال مُهدی به اهل بیت به آنان می‌رسد، درجه‌شان را بالا می‌برد و مانند باران به خود انسان بازمی‌گردد.
  • قرب در بیان علامه حسن‌زاده «تلبس به اسماء الله» است: علیم باش، ودود باش؛ اسماء را به تن کن.
  • اعمال بدون نیت قربتاً الی الله باطل است. ایمان به‌علاوهٔ عمل صالح — التزام قلب و زبان و جوارح به ولایت علی علیه‌السلام — سبب جعل قطعی وُدّ از سوی رحمان می‌شود.
  • خلافت در زمین جعل شده نه در بهشت. هبوط آدم لطف است تا از بخوروبخواب بهشتی به قوس صعود از ظلمات به نور برویم.
  • اگر اسمی از اسماء حق اینجا ظهور نکند، پس از مرگ در سیر برزخی و استکمالی با فشار و تنگنا ظهور می‌کند؛ مقصد لقاءالله است نه لقاء یک اسم تنها.
  • همهٔ علم — جز اسم مستثنی — در قلب پیامبر تنزل یافته؛ علی با همهٔ عظمت می‌گوید عبد محمد است. پس لقاءالله لقاء رسول‌الله و لقاء امیرالمؤمنین است.
  • «من یمت یرنی»: مؤمن و کافر هنگام مرگ علی را می‌بینند چون او مظهر تمام اسماء است و محتضر با الله ملاقات می‌کند.
  • هفتادودو اسم اعظم به پیامبر و چهارده معصوم داده شده؛ یک اسم مستثنی مانده است. سخن سنگین جلسه این است که آن اسم مستثنی خود امام عصر است؛ غیب عالم اوست و همه با امامشان محشور می‌شوند.
  • شیخ انصاری باب یقین کامل را مسدود می‌دانست؛ سید ابن‌طاووس می‌گفت من گره‌های علمی را در محضر امام عصر حل می‌کنم. در سرداب سامرا شنید که حضرت محبّین گناهکار را به جد و پدر و مادر و حسن و حسین قسم می‌دهد و شفاعت می‌کند.
  • قرآن دفعةً بر قلب پیامبر نازل شد و در بیست‌وسه سال تدریجاً برای ما تنزل یافت؛ «لا تحرک به لسانک» یعنی بگذار پیاده شود. قرآن مدارج معراج به‌سوی لقاءالله است.
  • «علّم آدم الأسماء کلها»: اسماء را اشیاء بگذار. هر شیء علم خداست؛ چشیدن آن قرب است. انسان‌ها خود اسماء الله و بسم الله‌اند، اما خود را گم کرده‌اند.
  • حکمت علم به اعیان موجودات کما هی است؛ دعای «أرنی الأشیاء کما هی» پرده‌برداری از ظاهر به باطن است. موت اختیاری اگر نباشد، موت اجباری به لقاء می‌برد؛ اگر همهٔ اسماء پوشیده نشود، لقاء ربّ خود انسان است نه لقاءالله.
  • آیهٔ اول ابراهیم: کتاب نازل شده تا پیامبر مردم را از ظلمات به نور خارج کند. همه چیز نازل است — کتاب، آهن، فرشته، امام، خود تو — و خواب هر شب مرتبهٔ مثالی و برزخی اشیاء را نشان می‌دهد.
  • خروج از ظلمت به نور به‌اذن ربّ هر کس است و به قدر ظرف وجودی؛ مثل باران که هر وادی به قدر خودش می‌گیرد. حیرت در دنیا ثمرهٔ علم و زیباست؛ در برزخ عذاب است. پیامبر «زدنی فیک تحیرا» گفت، نه فی سبیلک و نه فی صراطک.
  • جهنم جلوهٔ جلال سیدالشهداست و بهشت جلوهٔ جمال او؛ همه یا جلال حسین را زیارت می‌کنند یا جمال او را. این معنای لقای کلیه است.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: نبوت، امامت، نبی (صفت مشبهه از نبأ)، فریقین، شیعهٔ اثنی‌عشری، قرب امکانی، نشئهٔ طبیعت، مدارج و معارج، حد یقف، ولایت کلیه، ولی/قرب، تلبس به اسماء الله، قربتاً الی الله، لقاءالله، لقاء رب، عمل صالح، جعل وُدّ، خلافت ارضی، قوس صعود، ظلمات ثلاث، بهشت ذات، اسم الله جامع اسماء، اسم مستثنی، اسم اعظم، مظهر اسماء، قرآن ناطق، انزال دفعی، تنزیل تدریجی، اسماء و اشیاء، حکمت (علم به اعیان کما هی)، موت اختیاری و اضطراری، عالم مثال، قوهٔ خیال، برزخ، سعهٔ وجودی، قدر و ظرف، حیرت، عذاب برزخی، جلال و جمال، لقای کلیه.

آثار و منابع: علامه حلّی؛ علامه مجلسی، الاعتقادات (ترجمهٔ فارسی راه بهشت) و اشاره به الملل والنحل شهرستانی؛ علامه حسن‌زاده آملی در تلبس به اسماء الله و جایگزینی اسماء با اشیاء؛ کلام امام خمینی ذیل «فادخلی فی عبادی / وادخلی جنتی»؛ دعای عرفه سیدالشهدا؛ حدیث «أنا عبد من عبید محمد»؛ خطاب «یا حارث همدان من یمت یرنی»؛ سخن سید ابن‌طاووس در برابر شیخ مرتضی انصاری دربارهٔ باب علم و واقعهٔ سرداب سامرا؛ تأیید حکما (ملاصدرا، شیخ‌الرئیس، محقق طوسی، حاجی سبزواری، علامه حسن‌زاده) دربارهٔ اسم مستثنی و امام عصر؛ حدیث «ظهرت الأشیاء ببسم الله الرحمن الرحیم»؛ دعای «اللهم أرنی الأشیاء کما هی»؛ «موتوا قبل أن تموتوا»؛ «زدنی فیک تحیرا»؛ بیت حافظ دربارهٔ جام جم.

آیات اشاره‌شده: بقره/۳۰، بقره/۳۱، بقره/۳۵، بقره/۱۲۴، بقره/۱۵۶، بقره/۲۵۷، ابراهیم/۱، ابراهیم/۲۴، حجر/۲۱، رعد/۱۷، نحل/۱۲۵، اسراء/۷۱، مریم/۹۶، طه/۱۱۴، نمل/۶، یس/۱–۲، جمعه/۲، حدید/۲۵، قیامت/۱۶، فجر/۲۹–۳۰.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.