د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۵
دارای متن همگام
توحید افعالی در آیهٔ چهل و نه یونس
کشکول نور ۵۰
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۸:۲۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## توحید افعالی در آیهٔ چهل و نه یونس
۰:۱۹
## صداقت پیامبر؛ نفی خود در اوج عظمت
۱:۵۲
## خورشیدگرفتگی هنگام دفن فرزند
۴:۰۵
ادامهٔ آیه میفرماید برای هر امتی اجلی است؛ چون اجل آمد:
۴:۲۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اللهم صل علی محمد
و آل محمد و عجل.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.
سلام علیکم و رحمت الله.
در آیه چهل و نه سوره یونس
صلوات الله علیه اما توحید افعالی رو
مشاهده میکنیم. ولا أمل کل نفسی ضرر ولا نفعا الا ما شاء الله.
پیغمبر بگو که من برای خودم
قدرت دفع زیان و جلب سود ندارم
حتی برای خودم چه برسه به شما.
البته الا ما شاء الله چون
در تفسیر مراغی یا
بعضی از وهابیت اشاره به همین آیه کردن و
به برداشت غلطی که از این آیه کردن،
گفتن پس توسل به اهل بیت اشکال داره
و هیچ خیری درش نیست. وقتی مثلاً پیغمبر
برای خودش هیچ خیری رو نمیتونه بخواد یا سودی یا ضرری رو دفع کنه، بخواد برای ما داشته باشه،
اشاره میکنم بد فهمیشونه.
اتفاقاً آقای قاضی هم به همین تذکر میدن.
میگه اونها توجه به این قسمت آیه نکردن که الا ما شاء الله.
مگر اون بخشی که خدا بخواد.
یعنی پس پیغمبر هم میتونه خیری رو برسونه یا دفعی رو
ضرری رو دفع کنه چه از خودش چه از ماها.
لکن در صورتی که خدا بخواد.
یعنی در طول الهیت نظام همه تعریف میشن.
حالا یه فرمایشی هم خدا حفظ کنه آقای قاضی رو در
تفسیر نورشون دارن خیلی برای من جالب بود.
خب هر کسی به اینها دقت نمیکنه.
میفرماید همین فرمایش پیغمبر
که لا أمل کل نفسی ضرر ولا نفعا.
این نشانه صداقت پیغمبره.
اون جایگاهی که پیغمبر داره.
خدای منان کتابی رو بهش نازل کرده که
اهدی نمیتونسته یک آیه مثل اون بیاره.
شوخی نیست. نشسته بودن بهترین ادبیات عرب رو تو یک غزل پیاده کرده بودن
و اون رو سر در خانه خدا آویزون کرده بودن به عنوان مثلاً دیگه اوج فصاحت و بلاغت
اشعار اون زمان. بلغای اون زمان.
به محض اینکه آیات قرآن نازل شد کشیدنش پایین گفتن نه اصلاً این
آبروریزیه ما به اون افتخار کنیم.
با اینکه پیغمبر رو قبول نداشتن اما واقعاً اوج فصاحت و بلاغت رو در کلام پیغمبر دیدن.
این تازه یه وجهشه. در هر حال اون آبرویی که پیغمبر داشت، قبوحتی که داشت، عظمتی که داشت،
اینکه در بین همه
به امانتداری و راستی و
بزرگ مردی معروف بود.
اما صداقت پیغمبر ایجاب میکنه که چی؟
بگه من هیچ، هیچ، اصلاً هیچ کاره عالمم.
الا ما شاء الله. مگر خدا بخواد.
کی این کارو میکنه خدا وکیلی؟
ما یه مقدار دور و برمون آدم بگیره، یه مقدار
معروف بشیم، مشهور بشیم، چهار تا آدم مریدمون بشن،
یه ذره بلا قربان بگن،
کار تمومه. انقدر از خودمون شاید چیزا ببافیم و
به اسم دین به خورد این و اون بدیم.
چی میشه که خیلیا تا وقتی دور و برشون شلوغ نیست آدمای خوبین.
یه مقدار که مطرح میشن، معروف میشن،
اکثراً خراب میشن. عده قلیلی وقتی معروف و مشهور میشن
پاک و صادق میمونن.
این یکی از چیزها نکاتیه که هرکسی بهش توجه نمیکنه.
چقدر پیغمبر صادق بوده
یا وقتی فرزندش رو دفن میکردن
دیگه همه شنیدید خورشید گرفتگی اتفاق افتاد.
همه گفتن اه آسمان هم خورشید هم در وصفای پسر پیغمبر
عزادار شد، حزدار شد.
آسمان هم گرفت.
گرفته شد، محزون شد.
خب هرکس دیگه بود استفاده از این میکرد میگفت بله بله ببینید من چه جایگاهی دارم.
پسر پیغمبر فوت شد. پیغمبر فرمود نه این یه امر طبیعیه.
واقعاً خیلی این نکات رو آدم دقت میکنی چقدر صداقت، چقدر راستی.
ما خیلی بخوایم تو این مسیر حرکت کنیم و صادق باشیم هیچی نمیگیم.
میگیم ما حس-- به حسن ظن مردم به خودمون احترام میذاریم، هیچی نمیگیم.
بزار هر طور میخوان برداشت کنن. ولی پیغمبر
نفی میکنه. میگه نه such چیزی نیست.
خیلی جالبه. بعد حالا بقیه آله که آیه که میفرماید کل امه اجل
برای همه امتهای سرامدی است، یه اجلی است.
اذا جاء اجله. حالا کی میتونه اینو برداره؟
وقتی این اجل اومد. ولا
یستأخرون ساعة ولا یستقدمون.
اصلاً امکان اینکه حالا این ساعتم اینجا
منظور یک ساعت و شصت دقیقهای نیست.
لحظه است. یک لحظه آن،
آنی اینور اونور نمیشه.
در اتفاقاً بهار جلد شش صفحه صد و چهل و پنج از امام صادق علیه السلام
روایت دیدم خیلی جالب بود که
فرمودن فرشتگان مرگ
اول سالها رو میشمارن.
چون یه روایتی داریم در
تفسیر اهل بیت جلد شش صفحه چهارصد و هشتاد امام صادق علیه السلام
در خصوص این اجل مسمی یا زمان مرگ و اینا فرمودش شب قدر،
شب قدر تعیین میشه به عزرائیل ابلاغ میشه.
شب قدر به حضرت عزرائیل
ابلاغ میشه که این اسمها رو امسال باید بری سراغشون.
کی به نظر شما؟ اون زمانی که میدن کیه به عزرائیل؟
توی اون روایت امام صادق تعیین کرده.
اون که تو بهاره. فرمود که اول سالها رو میشمرم، ملائکه.
بعد ماه وقتی سالش رسید که امسال باید شب قدر به عزرائیل میدن که امسال کار تمومه.
بعد ماهها رو میشماره دیگه.
دیگه ماه رو قبل از سال نمیشماره دیگه.
سال که تموم شد رسید به سال
مرگ طرف ماههاش رو میشماره.
بعد هفتههاشو میشماره،
بعد روزهاشو، بعد ساعتشو.
ساعت مرگش که رسید حضرت عزرائیل چی رو میشماره؟
نفسهاشو. آفرین، نفسها رو.
نفسهای طرفه. انقدر دقیقه.
برای همین آیه میفرماید که
اذا جاء اجلهم لا يستأخرون ساعة ولا يستقدمون.
آنی این ور اون ور نمیشه. آیا این به نظر شما اوج توحید افعالی نیست؟
اینکه پیغمبر عزیز عالم،
شخص اول عالم که واسطه بین حق و
خلقه میفرماد که من نه در
جلب نفعی
و نه در دفع ضرری دخیل نیستم حتی برای خودم.
الا ماشاءالله. آیا این اوج توحید افعالی نیست؟
چقدر شیرین تو این آیات اومده.
حالا بزرگان ما چگونهست که مثل حضرت امام
یتنه جلوی کفر جهانی وایمیستن به نظر شما؟
اینه که سر سفره این آیات میشینن، از این آیات تغذیه میکنن.
همینطوری نمیخونن رد شن برن.
توجه میکنن و توحیدشونو قوی میکنن.
از اهری نمیترسن. دلشون رو یکپارچه میسپردن به حضرت حق.
انشاالله خدای منان به برکت توحید افعالی قرآنی
ما را هم به این حقیقت برسونه.
والحمد لله رب العالمین.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمین.
صلوات ختم کنیم. اللهُمَّ صَلِّ عَلَى حَبِيبِكَ
جلسه قبل
جلسه بعد