د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۴
دارای متن همگام
توحیدِ افعالی؛ آیهٔ هجدهِ یونس
کشکول نور ۴۹
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۸:۴۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
لحظهای پیرامونِ توحیدِ افعالی. یکی دیگر از آیاتی که در خصوصِ توحیدِ افعالی سخن میگوید آیهٔ هجدهِ سورهٔ یونس است:
۰:۰۱
## محاجّهٔ امیرالمؤمنین
۱:۴۵
## هیاکل و شفاعت؛ نه الوهیّتِ بت
۳:۵۹
## پرستش فقط برای خدا
۷:۰۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلامٌ علیکُم و رحمت الله.
یه چند لحظه پیرامون توحید افعالی وقتتون رو بگیریم.
یکی دیگه از آیاتی که در خصوص
توحید افعالی سخن میگه آیه هجده
سوره یونس. میفرماید: "و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم".
اینا کسایی رو عبادت میکنند به جز خدا
که نه ضرری به اونها میرسونه، نه نفعی.
"ويقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله".
دقت داشته باشید خیلی عجیبه این بحث که اینا میگن
اینهایی که ما میپرستیمشون
شفعای ما هستن عند الله،
نزد الله. پس
معلومه که الوهیت رو قبول دارن.
اینا رو یک واسطه میدونستن.
حالا توضیح میدم خدمتتون.
"قل أتنبئون الله بما لا يعلم في السماوات ولا في الأرض
سبحانه و تعالى عما يشركون".
بهشون بگو که آیا اینها
دارن کسایی رو میپرستن که لا يعلم.
ظاهرش یعنی خدا علم نداره بهش.
در آسمان و زمین خدای منّان علمی به اینها نداره.
وقتی چیزی در علم خدا نبود میشه چی؟
میشه بفرمایید. ا- در علم خدا اگر چیزی نبود میشه معدوم.
موجود نیست. عدم میشه اصل.
معدومه دیگه. خب
حالا اتفاقا در کتاب
تفسیر اهل بیت میدیدم جلد ششم صفحه چهارصد و سی و هشت که
یه شخصی به نام ابوملیحه هزلی
از پدرش نقل میکنه که یکی اومد نزد دومی
نشست و گفت: آقا من یه سوالی از شما دارم.
شما که ادعا میکنی خلیفه مسلمینی
بگو ببینم اون چیه که خدا نمیدونه.
یعنی خدا بهش علم نداره. و البته ادامه داد که چیزیه که خدا
نداره و چیزیه که در پیشگاه خدا هم نیست.
یعنی کمکش هم کرد. دومی از جواب باز موند.
نتونست جواب بده. داشت هلاک میشد که مولامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام تشریف آوردن.
جانم به قربان اسمش.
گفتن آقا، يا أبا الحسن ایشون سوالی پرسیده شما میتونید جوابگو باشید؟
فرمودن بله چرا نمیتونم.
چیه سوالش؟ ایشون پرسیدن
و مولامون امیرالمؤمنین اتفاقا اشاره به همین آیه کردن.
فرمودن که در همین آیه داره که لا يعلم في السماوات ولا في الأرض.
اون چیزیه که تو آسمون و زمین خدا بهش علم نداره.
اون هم شریک داشتن خداست.
خدا اصلاً کسی رو نمیشناسه که شریکش باشه.
اصلاً کسی در اون حد نیست. کسی اصلاً نیست.
موجودیت نداره. معدومه.
شریک خدا معدومه. این یک روایت که ذیل این آیه خیلی شیرین امیرالمؤمنین در اون محاجهشون میارن
که حواسمون جمع باشه که
اگر پرسیدن خدا به چی علم نداره به شریک خودش که
اصلاً وجود نداره. خب علم به معدوم که تعلق نمیگیره.
یه جواب خیلی فلسفی و عالی.
اتفاقاً جالبه که بدونید
ابوریحان بیرونی رحمة الله علیه
میزنه این، ااا،
قصه رو به بت پرستی.
منتها من یه
دو سه جلسه مفصل در شرح مصباح العنس
مرحوم ابن فناری از حضرت علامه حسن زاده عليه الرحمة والرضوان شنیدم.
خودم تا از حضرت استاد نشنیده بودم نمیدونستم و برام خیلی جالب بود.
من همیشه این بتپرستها رو،
ااا، کسایی رو میدیدم که خدا رو قبول ندارن.
یعنی این بت و این مثلاً مجسمه رو به عنوان الوهیت نظام
میپرستن، سجده میکنن.
اصلاً توجه به این عبارت آیه نداشتم.
میخوام ذهنتون باز بشه.
که میفرماید: "هؤلاء شفعاؤنا عند الله".
اینا شفیعان ما پیش اللهاند.
حضرت علامه تو اون جلسه به این آیه و چند تا آیه دیگه اشاره کردن.
فرمودن توجه داشتید که اینها قائل به الوهیت نظام نیستن در این بتها.
میگن اینا شفیع ما هستن.
بعد بحث هياکل رو
مطرح کردن. یه رسالهای هم داره هياکل النور مرحوم شیخ اشراق
که اونجا میفرماید که این
انواری که موجودند در اجسام
حقیقت وجودی اونهاست.
همون نورانیت وجودی اونهاست.
و اتفاقاً یه جمله از افلاطون هم براتون دارم از کتاب نواس- نوامیسش خیلی عالی.
اینم گوش بدید خودتون نتیجهگیری کنید.
میفرماید واجب است افراد و کسانی که
از کرامات الهی برخورد دارند، یعنی آدمهایی که صاحب کرامتاند، مقام و درجشون بالاست.
او را در لباس اموری ستایش نمایند.
کی رو؟ خدا رو. خدا رو در لباس اموری ستایش نمایند.
یعنی خدا تجلی میکنه در البسه،
در چیزی که بهش میگیم لباس.
مثل اینکه ما لباس آدمیت به تن کردیم.
خدا تجلی کرده. اینا تجلیات الهیاند
میگه خدا رو در اینها ببینید.
واجبه که اهل کرامت خدا رو در این امور ستایش کنن.
بنابراین فرمایش افلاطونهها.
بنابراین حیاکل، حالا الان میگم یعنی چی.
حیاکل و اجسام
نمودار امور روحانی، نمودار، نمودار امور روحانی و ملائکه و مقدسات بود که همه امور را به آنها نسبت میدادند.
اینا یه جاهایی رو درست کرده بودن، هیکلهایی، حیاکل جمع هیکله.
هیکلهایی رو، تمثالهایی رو از اولیاء خدا، از فرشتهها، از آدمای خوب.
مثل ما که الان مثلا تمثال شهید حاج قاسم سلیمانی و تمثال حضرت امام و اینا رو یه جا قرار میدیم.
اینا هم یه معبد مانندهایی درست کرده بودن.
این فرمایش حضرت آقا هستم از-- و این تمثالها رو اونجا گذاشته بودن.
میگفتن اینها رابطهی ما با خداست.
اینها شفیعان بین ما و خدا هستن.
نه اینکه اینها رو میپرستیدن.
اصلا تمام عالم بدون استثنا دو چیز رو پذیرفته.
اصلا نمیشه نپذیره. اصلا کسی نیست که اینها رو نپذیره.
یک مرگه، موته، همه پذیرفتن.
یکی هم الهیت نظام هستیه.
همه قبول دارن که یه اللهی هست.
حتی مادهپرستها، این ماتریالیستها
قبول دارن که الله هست.
حتی بتپرستها میگن اینها شفیع ما هستن.
اینها رابطهی ما با خدا هستن.
حالا قرآن اومده ما رو تعالی بده، ما رو بکشه بالا.
میگه آقا اینها رو هم برداریم.
این هم به خودی خود استقلال وجودی نداره.
من هستم که در همه چیز تجلی کردم.
به جز من رو حق ندارید بپرستید.
پرستش مخصوص منه. سجده فقط در برابر من.
در خصوص آدم هم اگر امر به سجده هست
به جهت اون نوریست که در وجود آدم بود که اونم
از کی اومد؟ و نفخت فیه من روحی.
اونم از الهیت نظام هست.
یعنی سجده به شرافت الهیت نظامه.
این ح-- یعنی حواسمون جمع باشه.
اگر از کسی تعریف میکنیم، تنزیه میکنیم، کسی رو شایسته میدونیم،
نمیدونم به به چهچه میکنیم و امثالهم.
اگر آنی در ذهن ما اون وجود مستقل داشته باشه و از خدا منها باشه،
میشه شرک. اما نه، اگر اون رو تجلی حضرت حق بدونیم، رابط
بین خلق و حق بدونیم مثل امام عصر
رابط بین ما و خدا باشه هیچ مشکلی نداره.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستیم. اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد