د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۲
دارای متن همگام
ذکر و اسم؛ ظاهر و باطن
کشکول نور ۱۴
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۹:۴۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## ذکر و اسم؛ ظاهر و باطن
۰:۱۷
## منابع دعا و اشارهٔ علامه حسنزاده
۱:۳۴
## ظاهر به طاعت؛ باطن به محبت
۲:۴۹
## قلب به معرفت؛ روح به مشاهده؛ سِرّ به اتصال
۳:۲۱
## آرامش در معرفت قلبی، نه در کثرت اطلاعات
۳:۴۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. السلام علیکم و رحمة الله.
بحث ما در خصوص فرق بین ذکر و اسم و
ظاهر و باطن و اینها بود و اینکه لفظی که ما استفاده میکنیم ولو اگر ورد زبانمون بشه و لب
اون تر بشه باز بهش نمیشه گفت ذکر مگر اینکه همراه با قلب بشه یا
قلب اون رو درک کنه، ادراک قلبی از اون داشته باشیم.
یعنی به مرحله باطن مون
رسیده باشه ولو حالا به اون مراحل باطنتر به یک معنا مثل روح
و سر هنوز نرسیده باشه.
اما به مرحله قلب رسید دیگه میشه ذکر.
به یک معنا چشیده شدهست،
درک شدهست. یه--
برای اینکه متوجه بشیم بالاخره اینا
مراتب دارن. انسان همونطور که
نظام آفاقی بیرون از ما، این
چینش و بافت نظام هستی مرربه، ذو مراته.
مراتب متعدد هم در خود ما هم هست.
توجهمون رو جلب میکنیم به
یه دعای خیلی شریف و زیبایی بسیار عالی از امیرالمؤمنین حضرت وصی علی علیه الصلاة والسلام که
اگر دوست داشتید یه اشاره لطیفی هم--
من امروز صوت
جلسه هشتاد و یک از شرح اسفار ملاصدرا
علامه حسن زاده رو گوش میدادم، خیلی شیرین و لطیف اشاره به این دعا کرده بودند.
البته منبع اصلی این دعا اگه خواستید
انوار الحقیقه و اطوار الطریقه و اسرار الشریعه سید حیدر آملی،
علامه آملی. به شخصیت ایشون رو تا حدی واقف هستید.
علامه حسن زاده علیه الرحمه در هزار و یک
کلمهشون، در کتاب هزار و یک کلمهشون
جلد چهار صفحه صد و نوزده
به نقل از رساله
بحر المعارف مola عبد الصمد حمدانی این رو آورده، اونجا هم آورده.
خیلی دعای شریفیه.
من این رو براتون قرائت میکنم ببینید که
قشنگ داره تداعی میکنه که ما یک ظاهر داریم
و یک باطن داریم و اتفاقا مرتبه قلب و روح و سر رو اونجا مola بیان میکنه
و هر کدومشون میزنه به یک جا،
به یک مرحله، به یک رتبه.
که الان مثلا خروجی قلب چیه؟
دعا اینه که اللهم خیلی شیرینه، خوبه این دعا رو هممون حس کنیم و بخونیم.
اللهم نور. حالا اینجا چقدر حرفها بزرگان پیاده کردن و چقدر حرف ازش در میاد.
نور، نورانی کن.
بحث نوره. واهری
ظاهر من رو. به چی؟ این نشون میده که با چی ظاهر من نورانی میشه؟
به طاعتك. که این مرتبه
بعضا فرمودن که از بزرگان که این مرتبهی اتصال اوامر و نواهی در حوزه شریعته.
ظاهر. خب این مرحله ظاهر
و باطنی از مرحله ظاهر رفت به باطن.
این نشون میده که ما دو وجه داریم ظاهر و باطن.
همونطور که قبلا عرض کردیم این یکی از منابع ماست.
و وا-- و باطنی، باطن ما به چی نورانی میشه؟
اگه گفتید طبق فرمایش مola در این دعا و باطنی به
محبتک احسن. محبت اولین وادی سلوکه.
یعنی در سیر و سلوک متفق القول قبول کردن که
تا عشق، تا محبت،
جوشش، خروش، اینها نباشه،
جذبه نباشه، اصلا آدم گامی برنمیداره در مسیر.
که این مسیر، این قلب عرض شود باطنی به--
یعنی در حقیقت این میشه خدایا نورانی کن باطنم رو به نور
محبتت. یعنی غذای باطن میشه محبت.
این اشاره داره به این اولین گام
چی؟ سیر و سلوک. که باز این نشون میده ما وجه باطن داریم.
خب حالا باطن رو دوباره مola باز میکنه.
باطن رو چگونه باز میکنه؟
نه اللهم نور ظاهری بطاعتك.
طاعت الهی در حوزه اوامر و نواهی شریعت
نورانی میکنه ظاهر انسان رو.
باطن به چی نورانی میشه؟
و نه و دیگه نور همون اول اومده، دیگه اینجا تکرار نشد.
و باطنی به محبتک.
خب؟ حالا باطن رو حضرت باز میکنه.
جان؟ به محبت. به محبتک،
به محبتش. بعد حالا
میره وقتی باطن رو باز میکنه البته
اگر بخوایم مola مثلا ااا
رو در رو باشه با حکما و عرفا که دقت نظر دارن میاد
از حس مشترک شروع میکنه به قوه خیال، وهم، عقل، قلب اینطوری میره جلو.
اما بالاخره همه رو در نظر میگیره، خسته نمیکنه جمع رو که بخواها اونطوری بگه یه دعا خیلی ت--
مثلا طولانی میشه و همه هم ظرفیتشو ندارن و
میزنه اولین حوزهشو به چی؟
به قلب و قلبی حالا چی تغذیه قلبه و نورانیت قلب به چیه؟
خیلی شیرینه. و قلبی
به معرفتك. قلبی به معرفتك.
پس نورانیت قلب به معرفته.
حالا ما وقتی که فرق بین علم و معرفت رو بفهمیم متوجه میشیم اینجا
چه کلامی رو معجزه آسا در این دعا حضرت پیاده کرده که معرفت اونم نه علم.
حالا دعا رو تموم کنیم بعد حالا روزای بعد که ازمون نگرفتن ادامه شرحش.
پس قلبی یک رتبه از رتبههای باطنی ماست.
قلب قلبی به چی؟
بگید دیگه. احسنت معرفتش.
بعد میره سراغ یه رتبه باطنتر از قلب و روحی.
مرتبه روح باطنی تره، کلی تره به یک معنا.
به توحید نزدیک تره.
یعنی تأکدش به توحد
شدیدتره. و روحی
ای گفتید؟ روح با چی نورانی میشه؟
روح انسان به چی نورانی میشه؟
یعنی اخت-- نه عبادت که میشه همون اطاعت دیگه همون اولیش بود
که نور واهری بطاعتک.
روح، روح نه اون همون اولش بود.
اینم همه اینایی که میگید ما همون اولش بود.
روح مرحله شهوده.
قربونتون برم.
روح مرحله شهوده. رضا حضرت عرض میکنه که خدایا
نورانی کن روحم رو با چی؟
روحی بمشاهدتك.
بمشاهدتك. یعنی تو رو به ش-- یعنی به شهود برسم.
حالا اون قلبی
به معرفتك میشه مرحله
علم اليقين. این روحی
به جان؟
مشاهده به مشاهدتی میشه چی؟
طبق این بحث ملا محسن فیض بریم جلو.
احسنت. میشه عين اليقين.
حالا سومیش. دیگه غوغا کرده ملا.
و سري، و سري آقا.
تازه سر و سر هم داریم.
مرحله خفی اخفی اینا هم داریم.
دیگه حضرت وسط رو بیان کرده.
بخواد قبل و بعدو بگه میگم در ظرف
همه نیست. یه طوری گفته که همه بگن.
و سري حالا سر انسان، اون کانال وجودی ما که ازش بیخبریم،
اون با چی نورانی میشه؟ با استقلال
اتصال البته وصل که بشه میشه باستقلال اتصال
حضرتک. به وصل به حضرت دوست، به حضرت تو وصل به مقام اندیته.
این میشه چی؟ تو اون رتبه بندیها میشه حق اليقين.
که مرتبه فنای کلی در وجود منبسطه.
عزیزانی که تو بحث عرفانی کار میکنند میدونید.
دیگه مرتبه فناست. تازه بعد از این هم داریم.
فنای عرض شود
فنای فی الله، بقای بالله، فنای بعد از بقا، قبل.
اینا همه مرتبه بعدی.
خلاصه خسته تون نکنم وقت ما گذشت.
این داره اصرار میکنه چی رو به ما اول میفهمونه که ما
وجوهی داریم، مراتبی داریم.
هر کدوم از اینها به یک چیزی نورانی میشن و غذاشون مت--
مختلفه، با هم فرق میکنه. اون چیزی که
ما رو به حقیقت ذهن یعنی آرامش میرسونه
جاییه که به قلب برسه، منجّر به قلب بشه.
قلب از چه طریقی نورانی میشه؟
معرفت. حالا انشاالله فردا کار میکنیم رو اینکه فرق بین معرفت و علم چیه؟
یا اطلاعات و آگاهی چیه که اون ما رو به آرامش میرسونه.
امکان داره انسان فوقالعاده اطلاعات هم داشته باشه تو حوزه فکر
علوم فکریش غوغا کنه اما آرامش نداشته باشه.
علتش چیه؟ چون منجّر به معرفت نشده.
حالا فرق علم و معرفت رو انشاالله بعدا عرض میکنیم.
والحمد لله رب العالمین.
صلوات ختم کنیم. اللهم
صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد