د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱
دارای متن همگام
آرامش کجاست؟ اطمینان و ذکر الله
کشکول نور ۱۲
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۸:۰۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## آرامش کجاست؟ اطمینان و ذکر الله
۰:۲۰
## ذکر مرتبهٔ قلبی است نه خیالی و نه عقلیِ صرف
۰:۴۶
### چینش مراتب: طبیعت، ملکوت، جبروت، قلب
۵:۰۰
## تا به قلب نرسی آرامش نیست
۶:۲۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
تمت. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلامٌ علیکم و رحمة الله.
خیلی پیشتر از اینها ما پیرامون
تهجد و بیداری سحر سخن گفتیم
و ادامهی اون بحث رو که حالا از بحث تهجد و اینها بگذریم
با آرامش ادامه بدیم که یکی از جاهایی که
به وعدهی قرآن آرامش هست سحره.
حالا یه سؤال جدی که
مطرحه امروزه برای همه چون گمشدهی همه است.
اتفاقاً پیش از نماز هم با همکارها
صحبت میکردیم که آرامش کجا پیدا میشه؟
اصلاً آرامش کجاست؟
چرا غالباً آرامش ندارن؟
مضطربن، پریش احوالن،
درب و داغونن، به هم ریختن،
لجام گسیختن، هر جا میرن
انگار گمشدشونو پیدا نمیکنن.
آرامش کجاست؟ خب، اون کتابی که از سمت،
جان؟ آرامش با نصفه. یک جایی که قرآن فرموده بله.
اما چگونه نصفوانی؟
اینا همش باید ب-- چگونه سهری؟
چگونه نمازی؟ چگونه ایمانی؟
چگونه ذکری؟ ببینید
با قرآن پیش بریم دیگه خیالمون راحته دیگه.
کتابی که از سمت حضرت حق اومده برای هدایت ما.
قرآن مرتبهی آرامش رو که با دیگه اوج خودش مرتبهی اطمینان بیان میکنه،
کسی که به اطمینان رسید دیگه قطعاً آرامش همراه او هست.
کجا بیان میکنه اطمینان رو؟
ألا یه هشداری میده احسنت.
هشداریه به قول علامه.
ألا بذكر الله تطمئن القلوب.
همهی مفسرین فرمودن این معناش این نیست که
یکی از چیزایی که ما رو به اطمینان میرسه،
میرسونه ذکر اللهه.
بلکه فقط و فقط معناش اینه فقط و فقط آگاه باشید که اطمینان با ذکر الله حاصل میشه.
ألا بذكر الله تطمئن القلوب.
حالا این باید بحث بشه. اولاً ذکر به چی میگن؟
ثانیا چه ذکری؟ ذکر الله.
حالا مرتبهی ذکر اصلاً کجاست؟
الان من یه تسبیح دستم بگیرم شروع کنم همینطوری لبم رو
بجنبونم این ذکره؟
این خیلی خودمو تحویل بگیرم بشه ورد.
ذکر مرتبهی قلبیه.
یعنی مرتبهی خیالی نیست.
مرتبهی عقلی هم حتی نیست.
مرتبهی قلبیه. این در مسیر
اون معجزهی قولیهی امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام که حضرت علامه
عذکریم صد وجهش رو بیان کردن تو کتابشون،
اونجا حاصل میشه فهمش که من عرف حدیث من عرف من عرف نفسه فقد عرف ربه.
انسان در سیر معرفت نفس به اینجا میرسه که
ابعاد متعددی داره، ذو مراتبه، رتبههای متعدد الا ما شاء الله تو پشت سر هم
کشیده شده از زمین تا
آسمان، از فرش تا عرش،
از بدنش که عرض بد-- عرض وجودشه،
العرض وجودشه
تا عرش الهی تا عالم اع-- اون
میشه گفت جلوهی اعلی که
سماء وجودشه اونچه کشیده شدهست.
این رتبههای متعددین.
از بدن بگیر برو تا اون
مرتبه ذات خودش که خودش هم از خودش بیخبره.
اون هویتش، اون میگه آقا من اونم.
هو و او. من اونم.
نمیتونه تشخیص بده کیه، چیه بالاخره.
نهایتاً خودشو با آثارش میخواد بشناسه و معرفی کنه.
مثل اینکه من بدن دارم. این
اثر ظاهری توئه. رتبهی
انزل مراتب رتبههای وجودی تو.
مثل اینکه میگه آقا من قوه خیال دارم.
با یه رتبه رفت پا-- پنهانتر از وجود خودش، رتبه باطنیتر و
قوه خیال که رتبه مثال
متصله دیگه. برزخ وجودیشه،
تو خودشه. جنسش همون رتبه مثالیه که بیرون از اونه.
چه در قوس نزول نال الله اومدیم از اونجا گذر کردیم یه سری چیزا رو یهو یادمون میاد میگه
اِ این اتفاق قبلاً افتاده بود ما رو اونجاست.
عالم زهر نزولیه. چه رتبه مثالی که قراره بریم.
هممون بریم ارواح ما الان اونجان، ارواح رفتگانمون.
خب جنس اون تو خود ما هم هست، قوه خیال.
آیا اگر کسی خیالی ذکر بگه به آرامش میرسه؟
نه. گفتیم مرتبه، مرتبه قلبیه.
مرتبه قلب کجاست؟ نه که فقط مافوق
قوه خیال یا رتبه مثالی ما باشه، بلکه مافوق عقل ما هم هست.
عقل مافوق قوه خیاله.
رتبهش از جهت مکانتی بالاتره.
قلب بالاتر از عقله، عقل بالاتر از
قوه خیاله. حالا
طبق اون صحبتهایی که قبلاً چینش نظام و بافت نظام هستی رو عرض کردیم،
مرتبهی ظاهر بدن که از طبیعته، طبعه.
بعد میشه م-ملکوت وجود ما که قوه خیال یا مثال
متصل. بعد میشه عقل وجود ما، رتبهی عقلیمون
که از عالم عقول گرفته شده، جنسش جنس ملائکه است.
تحت تصرف امیرالمؤمنینه.
ملکوت حضرت زهرا بود. جبروت یا عقل عالم امیرالمؤمنین بود.
عالم اله تازه میشه عالم قلب
که عرش وجود ماست. قلب المؤمن عرش الرحمن
اون عالم نبی اکرمه، عالم اسماء ظهور و جلوهی اتم اسماء الهیه.
خب چون فرصت گذشت و ما
پنج شش دقیقه مون تموم شد این بحث رو انشاءالله روزای دیگه ادامه میدیم.
بهش فکر کنید. فعلاً به این نتیجه رسیدیم امروز که طبق قرآن
وقتی ما به آرامش میرسیم
که به مرحلهی قلبمون رسیده باشیم.
به مرحلهی قلب رسیدن چگونه است؟
یعنی چگونه باید از قوه خیال گذر کرد، از
عقل گذر کرد تا به قلب رسید.
اینا همه شرح و بحث داره.
طبق روایات و گفتار
بزرگان باید بحث بشه تا ببینیم به اونجا اصلاً رسیدیم یا نرسیدیم و گیر و گورمون کجاست و چرا نرسیدیم.
ما حتی اگر به عقلمون هم دسترسی پیدا کنیم که رتبهی
عقلی وجود ماست و جبروتیه و
دست امیرالمؤمنین و اینها باز هم به آرامش نمیرسیم.
حواسمون باشه چون به قلب نرسیدیم.
آیه صریح قرآنه. دیگه اینجا فرود بیایم سر این آیه.
آیه صد سوره یونس رو برید ببینید.
خواهش میکنم برید ببینید. "و یجعل الرجس على الذین".
ما خدای منّان در این آیه میفرماید که آلودگی رو کجا میذاریم؟
بر کس-- چه کسایی قرار میدیم؟
"على الذین لا يعقلون".
کسایی که عقلشون رو تعطیل کردن
و دسترسی به عقل پیدا نکردهاند.
یعنی اگر به عقل نرسی که آلودهای،
خیالی زندگی میکنی. به عقل هم برسی باز آرامش نداری چون به قلب نرسیدی.
مرتبه ذکر اتفاق نیفتاده.
اینا همه مشکلات ماست. مشکلات اصلی ما اینهاست.
نه نوسان دلار و طلا و
اینجور چیزا. والحمد لله رب العالمين صلوات بفرستید.
اللهم صل على
محمد و آل
محمد العجل.
جلسه قبل
جلسه بعد