ددرس‌گفتارها

این نکته‌ای که عرض می‌کنم، خب خیلی با زحمت و قاطر دارم عرض می‌کنم.

شما هم اینو می‌گشتید هر جایی پیداش نمی‌کردید.

مال الانه.

چند ساله ما با همیم تازه دارم براتون رو می‌کنم اینو.

بعضیا مثلا از نمیدونم ملبورن و یا جان؟

استرالیا کجا بود پیام داده بودن یا زنگ زدن مثلا همین جا.

یک عزیزی از استرالیا پدرشون بود ما صحبت کردیم گفت آقا همه من ع-عبید و جانه دارم چی دارم همه اینا رو دارم ولی باز میام مثلا تو خونه‌م اجنه میان میرن.

ببینید من اصلا به من ربطی نداره هر کاری می‌خواید، می‌خواید ببینید نبینید.

کسی که داشته باشه این از کا-- این احراز رو در منزلش باز چیزی می‌بینه این توهمشه، این خیالشه.

باید تبه-- رحمش اصلاح بشه.

قوه خیالش آلوده شده باید شیاطین تصرف کردن باید روزی هفتاد بار آیات سخره رو بخونه و داستا برنامه هاشو گفتیم دیگه دستورات علمای حضرت استاد رو بهتون گفتیم برای تک-- تطهیر قوه خیال.

که انسان تا قوه خیالش که ملکوت وجودشه برزخ متصل و مثال متصل خودشه اصلاح نشه نمی‌تونه به عالم جبروت یا عقل یا عالم سلطنت امیرالمؤمنین دسترسی پیدا کنه.

خیالی زندگی می‌کنه، خیالی دین‌داری می‌کنه.

حالا باشه باز ما کمکتون می‌کنیم.

و مخصوصا به این خاطر که دارم میگم مطلع شدین.

دیگه اینا رو از من شما خواهش می‌کنم اگر منو دوست دارید نیاید یه سری سوالا رو از من بپرسید.

ولم کنید.

قبول نکن اجباری مگه داری؟

مطلع شدیم که بعضی از این اجنه‌ای که حمله کردن حالا شاید هم حرف زده بودن که حالا باید ببینیم این آقایی که گفته لشکری از اجنه رهبری فرمودن در جنگ دوازده روزه به یکی از فرمانده‌های بسیج حمله کردن.

باید بریم ببینیم این آقا کیه؟

چی؟

بنده رو می‌گفت ببینیم تمام ریز و درش رو بکشیم بیرون.

مگه چی گفتیم ما؟

مگه خود آقا تو صحبت‌هاش چند بار نفرمودن که لشگر جن و انس اومدن به ما حمله ور شدن.

چند بار اینو فرمودن.

خب چرا ما میخوایم-- کی می‌خوایم ما چشمامونو باز کنیم؟

خب یکی از سندهای ما می‌خواید بهت بپ-- من خیلی بیچاره‌ام که اینطوری باید با شما حرف بزنم.

آقای هاشمی نیا اونجا گفتم اون روز که تو صحبت‌هام یکی از مدیرهای توانمند مسجد بلال صداوسیما، ایشون خودش همین حرفو به من زد.

گفت یکی از فرمانده‌های بسیج منظر-- محضر رهبری رفته بود اینطوری گفته.

حالا الان همون اتفاق دوباره افتاده.

مطلع شدیم اون اجنه‌ای که اومدن متاسفانه از جهتی خوشبختانه از سلاطین ازی-- اجنه اند.

یعنی خیلی قوی هستن و متاسفانه باز به اون طلسمات و علوم غریبه‌ای که حضرت سلیمان نبی با اون این‌ها رو مسخر کرده بود، تسخیر کرده بود و در معبد سلیمان زیر در محل دفن خودشون دفن شده بود دسترسی پیدا کردن در بیت‌المقدس.

اینا رو گفتم خدمتتون.

لذا با دست پر اومدن و خیلی هم دارن کارهایی می‌کنن.

حالا اینجا فرصت نیست وقتم گذاشتن به شما چند نمونه بگم چه‌ها دارن می‌کنن.

خب ما باید دستمون پر باشه دیگه.

ما داریم درون مایه‌شو داریم.

هدیه‌ای که بنده امروز به شما تقدیم می‌کنم، غولا سلاطین اجننه رو زمین‌گیر می‌کنه و الحمد لله به، به فضل الهی هم دستور خود حضرت استاده.

یعنی این دیگه از من نیست که.

اونای دیگه هم از من نبود اما این حداقل سندشو آوردم.

بعد از جلسه بیاید عکس بگیرید از روش داشته باشید.

اسمش هست شست قاف.

شاید شنیده باشید.

شش تا آیه ایست که در هر آیه ده تا قاف اومده.

اینا اسرار قرآنه.

اسرار و رموز قرآن رو حروف.

حالا این حرفا به وقتش ما خیلی داریم انشاالله برای شما بگیم.

عزیز دلم حضرت حجت الاسلام استاد عبد الله حسینی، پدر عزیزشون از کبار علما.

جلسه دو سه ساعته ما با ایشون داشتیم انقدر منبسط شدم و مبهوت شدم.

هی پریدم ایشونو بوس کردم.

یکی پیدا شد.

الحمد لله مسلط به علوم غریبه و علوم جعفری و حالا ربط بین ا-اعداد و حروف و چقدر شیرین ایشون ازشون خواهش کردم یه جلسه‌ای بیاد ایشون برای شما صحبت کنن.

با طریق همین علوم رمزی حقانیت دینمون قرآنمون امیرالمؤمنین رو برای شما ثابت کنن.

و ایشون کتابی دارن از طریق قرآن و علوم رمزی که الان دست بنده است.

با این کتاب ثابت کردن که سقوط اسرائیل از سال هزار و چهارصد و یک شروع شده و این کتاب رو محضر حضرت آقا بردن ایشون.

همون آقایی که بهتون گفتم در آفریقای جنوبی یه عزیزی ده هزار نفر به دستشون شیعه شدن و صوت ما رو به زبان‌های خارجی ترجمه کردن به شصت هزار نفر.

همه ایشونه، اینجا الان تشریف دارن.

ایشونو بیاید بغل کنید ببوسید ازش التماس دعا کنید.

من بیچاره رو ول کنید امروز بذارین من نفس بکشم.

آره اینا بزرگان الحمد لله عمامه ایشون رو حضرت امام گذاشته، لباس شخصی خودشو امام به ایشون بخشیده.

حالا شاید راضی نباشن سرشون اونوقت تا اینقدر پایین دارن اذیت میشن.

ببخشید من دیگه بیشتر از این نگم.

چه گفت‌وگوهای شخصی با حضرت علامه داشتن تو همین علوم رمزی.

چقدر علامه به ایشون آفرین گفتن.

آفرین به هرکسی نمی‌گفتن علامه.

اینا نعمت‌های خدا دارن راه به جلسات شما پیدا می‌کنن یه جلسه انشاالله بعدی ازشون خواهش کنیم الان تشریف بیارن.

اینم کتابشونه.

اصلا خودشون برای شما ثابت کنن.

بعد به آقا که این کتاب رو نشون میدن آقا می‌فرمایند چاپش کن.

و بالاخره اینا برکت‌های وجودمان عزیز دلم، عزیز دلم کم هم نیستند که انشاالله حاج آقا رو یه قفل ببندیم همین الان حصار ببندیمش.

یه قول مشتی ازشون بگیریم که هر کی دوست داره عزیز دلم یه جلسه تشریف بیارن از همین سر و رمزها برای ما بگن و ثابت کنن این‌ها رو.

یه صلوات بفرستیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

این کلم-- این کتابی که دست منه جلد پنج هزار و یک کلمه، نه نکته، هزار و یک کلمه حضرت استاد کلمه چهارصد و پنجاه و شش.

اگر کتاب رو دارید، برید مج-- مراجعه کنید.

اینجا حضرت استاد این شش تا آیه رو میاره.

بعد اولش اینطوری شروع میکنه.

شصت قاف، دو نقطه.

در شصت قاف فوائد بسیار است.

شش تا آیه است.

اینجا هم حضرت استاد نوشتن سوره بقره کسی میخواد بنویسه آیه دویست و چهل و شش.

البته تو کتاب عدد یه دونه فرق کرده.

چرا؟

هر کی گفت؟

بسم الله.

آفرین.

چون حضرت استاد قائل بودند که بسم الله الرحمن الرحیم جزو سوره است.

یه دونه بیشتر میشه دیگه.

حالا من برای اینکه بعدا گیج نشید خواستید عکس هم بگیرید با رنگ قرمز این بالاش نوشتم که سوره بقره آیه-- الان که شما قرآن رو باز کنید آیه دویست چهل و شش میشه.

اونجایی که میگه ألم تر إلى الملأ من بني إسرائيل.

این آیه است.

آیه بعدی سوره آل عمران، آیه صد و هشتاد و یک.

لقد سمع الله قول الذين قالوا إن الله فقير.

اینم که برید در بیارید.

بعد آیه بعدی سوره نساء، آیه هفتاد و هفت.

ألم تر إلى الذين قيل لهم كفوا أيديكم وأقيموا الصلاة.

آیه بعدی مائده، آیه بیست و هفت.

واتل عليهم نبأ أبني آدم بالحق عقر.

اینم برید پیدا کنید.

آیه بعدی سوره رعد، آیه شونزده.

قل من رب السماوات والأرض قل الله.

اینم پیدا کنید و آخرین آیه سوره مزمل، آیه بیست.

إن ربك يعلم أنك تقوم أدنى من ثلثي الليل وادامه.

خب اگر انشاالله حالا بعد از جلسه اومدید عکس گرفتید این کتابو میذارم اینجا به شرط اینکه بذارید من این نفس را بکشم.

ابتدای این فرمایش حضرت استاد با حروف رمزیه.

با حروف کسری عدد و رمزه.

من با آقای نوری دامادشون صحبت کردم.

میگم میخوام اینو بگم.

ایشون فرمودن علامه راضی نیست.

گفتم که من آخه به طریق علامه نرسیدم جسارتا.

من جور دیگه‌ای به این رسیدم.

از علامه، شما از علامه شنیدی علامه بهت گفته نگو.

من به یک طرف، گفت پس بیا با هم مباحثه کنیم ببینیم که همونی که علامه گفته همونه و حالا تا ما با هم مباحثه کنیم هرچی.

یه چند تاشو من به شما میگم که اصلا این کارکردش چیه.

خیلی کارکردها داره.

یکیش که الان به درد ما می‌خوره سلاطین جن رو زمین‌گیر می‌کنه.

هر کجا این شش آیه باشه.

حالا امکان داره کسی بگه آقا قرآن که تو خونه ما هم هست، هر شب‌ها وارد می‌کنم.

ها؟

پس چرا باز جن میاد تو خونه ما؟

عزیز دلم، اون کپیه.

این الان چاپه.

این تبرکیه.

مثل اینکه یه عزیزی رو دیدم یکی از بزرگان از اهل معرفت بهش یه حرز رو کپی کرده بود داده بود.

این تبرکیه اثر نداره.

اون اثری که، اون اثری که مترتبه برش نداره.

باید نوشته بشه تا اثر کنه.

اونم با آدابش.

اینو حواستون باشه.

اینو خودتون باید بشینید بنویسید.

بنویسید تو خونه‌تون نگه دارید.

حالا میگم به چه صورت.

اولین اثرش زمین‌گیر کردن سلاطین جنیه که اینا الان حمله بر شدن به ایران نتونن.

طبق اون محاسبات از چند شاخه علوم که قبل از جنگ ما انجام دادیم و گفتیم و تقریبا همش شد و دیگه هم فرصت نکردیم وقت بگذاریم اونها رو دوباره بهش برسیم.

باید همین اوایل خرداد تنش‌ها شروع میشد و بشه و جنگ شروع-- شروع بشه ب-بکشه به بالا.

دیگه تو محرم به اوج برسه.

طبق اون چیزی که ما قبلا بهش رسیدیم.

ق-- چرا این دیر افتاد؟

یه مقدار دیر شد این مرحله بعدی که ما البته گفته بودیم از قبل به شما که از اوایل خرداد.

اما یه مقدار دیرتر شد علتش هم اون اجنه‌اند که خدمتتون عرض کردم و اینکه آقا رو پیدا نکردن هنوز و این اجنه ب-- در کارن.

دارن متاسفانه کارشونو می‌کنن.

شما باید سریع مجهز بشید.

در کنار حرز عابد و جانه به جهت اینکه باز یقین ندارم اما امکان داره اینا با اون طلسم‌هایی که دارن این سلاطین‌شون بالاخره اومدن شاید بتونن مثلا عابد و شاید من عرض می‌کنم عابد و جان رو مثلا خنثی کنن اما اینو دیگه محاله بتونن.

این تو rumoz حضرت استاد هم هست.

اگر کسی تو خونه‌ش احساس سنگینی می‌کنه من خواهش می‌کنم دیگه کسی از من از این سوالا نپرسه دیگه من پیامکی یا حضوری کسی بگه تو خونه من سنگینه، جن میاد میره، طلسم و جادو شدیم، سحر شدیم اینا.

من دیگه جوابگو نیستم.

اینا این جواب این بهترین دارو و درمان.

این تو خونه‌تون بنویسید داشته باشید.

اولین اثرش اینه که اینا رو دفع میکنه.

من دیدم در آثار بعضیا از بزرگان که فرمودن اصلا اینا الف فرار.

اصلا نمی‌تونن اونجایی باشن.

اصلا تو اجتماعات حتما اینو به دستخط خودتون بنویسید ببرید تو اجتماعات که اینا نتونن نفوذ کنن به همون دلایلی که قبلا عرض کردم.

[نفس عمیق] اثر دیگه‌ش در جلب رحمته، جلب روزیه.

کسی گره به کارشه بنویسه اینا رو.

در جلب محبته.

اگر تو خانواده طلاق عاطفی رخ داده، بچه‌ها به هم علاقه ندارن، دعوا می‌کنن، زن و شوهر با هم.

این جلب محبت می‌کنه.

من دارم بعضی از رمزهاشو برای شما فاش می‌کنم.

شما این کلمه رو بردارید بخونید اصلا متوجه اینا نمی‌شید.

رمزیه همش.

آدم نوشتنشو نمی‌فهمه.

عرض می‌کنم چشم.

اول آثارشو چند تا بگم.

می‌خواید نگم آثارشو.

نه، نه.

بدونید که خوبه دیگه.

برای چی باید بنویسید پس؟

[خنده] یه دی-- یکی دیگه از آثارش خواهشم دیگه من از پنجم بیش از هزار تا پیام برام اومده بنده باید عمر نه داشته باشم تا جواب بدم.

بعضی از مطالب شما هم قابل بررسیه، قابل تامله.

بنده باید بعد پوست خودمو بکنم تا پیدا کنم گره کجا بوده.

اجازه بدید من ورود نکنم دیگه.

فرمودن این به-- یکی از بهترین کارها برای درمان مریضی‌های صعبالعلاجه.

این و یه کلمه، اون رو هم بنویسید.

کلمه بیست و چهار هزار و یک کلمه.

این چند بود؟

چهارصد و پنجاه و شش.

کلمه بیست و چهار تو جلد یکه، این تو جلد پنجه.

اگر کسی این سه تا کار رو انجام داد، مریضه، شفا نگرفت، دیگه راضی باشه به رضای خدا.

دو-- جای دیگه نرو.

تمامه.

دیگه بدون قضای الهی بر این تحقق گرفته که این آقا، این خانم اینطوری باشه.

تو هم راضی باش.

قرار نیست که [نفس عمیق] ملائکه عالم بلا قربانگوی ما باشن که.

یه خیری هست، یه صلاحی از خداست و خدایی می‌کنه ما هم بی‌خبر.

یکی تربت سید الشهدا ع.

چند شب پیش من یه عزیز بزرگوار رو که اجازه ندارم عرض کنم زیارت کردم که یک پارچه نور بود ایشون با بعضی از دوستان که الان اینجا هستن با هم رفتیم.

بعد حالا یه چند ساعتی تنها بودیم با هم.

حرف‌هایی رو زدیم، مطالبی رو ارا-ارائه دادیم که خب ایشون توی سطح بالایی‌ان بتونن انشاالله دافع باشن یه سری مسائل رو از کشور.

ایشون در جزای این حرفای من انقدر لذت برد، یه کلوخ از داخل قبر امام حسین گفت اینو ما-- که من زدم زیر گریه و اصلا دیگه حالم منقلب شد و یه وضعی.

همون گفت اینو من به شما هدیه می‌کنم.

بتونید تربت‌های اینطوری.

حالا امروز نریزید سر من، همراهم نیست.

[خنده] ما رو تیکه پاره نکنید اینجا.

تربت اینطوری.

بعد حرز هم داشته باشه.

تو مخفاتی هست.

شیخ عباس حرز تربت رو مطرح کرده.

اگر کسی دسترسی به حرز تربت نداشت، وقتی در حرز رو باز می‌کنه، یه سوره قدر بخونه بدمه.

شیاطین نمی‌تونن تصرف کنن.

این الان حرزه.

چیز ببخشید تربته.

همین امروز یه عزیز دیگه‌ای ما حالی به حالیش کردیم.

اینو به ما هدیه داد.

یدونم افتاد گذاشتم رو قلبم امروز با شما صحبت می‌کنم تربت رو قلبم باشه.

اینو باید با-باز می‌کنی بخوای بخوری ناس بخون بدم، بخور.

دوباره می‌خوای ببندی.

ببخشید فلق.

عذر می‌خوام قدر، سوره قدر.

دوباره می‌خوای ببندی قبل از اینکه ببندی قدر رو بخون بدم.

این میشه چی؟

حرز.

حرز که دیگه شی-شیطان نمی‌تونه.

حالا چه سریه که اون سوره رو می‌خونی می‌دمی نمی‌تونه در-- تصرف کنه؟

اجازه بدید یه وقتی براتون بگیم دیگه.

اون اسراری داره.

اون رو بخوری، بخورونی به مریضت.

دو، کلمه تزکیه يد حضرت استادو که خیلی هم سنگینه، خیلی هم.

حضرت ع-- توضیح داده اون کلمه بیست و چهار.

که می‌فرماید دست من تا چند روز برمی‌کرد درد می‌کرد.

خود حضرت استاد نوشتن اونجا.

اونم رموزی داره.

ولی خب من توی صوتی این رمز رو فاش کردم، گفتم.

عکسشم می‌گیریم نگران نباشید تو کانال می‌ذاریم.

اونم انجام بده.

تزکیه يد که کرد دست بکشه به موضع درد یا مریض یا هرچی که هست.

چندین نفر از رفیقای نزدیک خود من این کارو کردن، شفا.

تازه اینو انجام نداده.

اینم سومیش.

شسقاف اثر دیگریش هست، چی؟

شفای مریض.

به چند صورت.

یا مریض می‌نویسه همراه خودش می‌کنه.

می‌نویسه، نه چاپ.

یا اینکه به آب می‌خونه اون آبو می‌خوره.

سه تا روشه.

یا با گلاب و زعفران تو یه ظرف کوچیکی با یه چوب کبریتی، یه قلم چوبی چیزی می‌زنه تو زعفران.

اینو روی کاغذ سفید بی‌خط تمیز می‌نویسه، این شسقافو.

اون آب، اون پا-- اون کاغذو میندازه تو آب حل میشه.

آبشو می‌خوره.

اصلا شما این کارو بکنید بالاخره عذر-- خیلی عذرخواهی می‌کنم.

هیچ‌کدوم از ما کاملاً سالم نیستیم.

همه‌مون مریضیم.

یا مریضی جسمی داریم یا روحی داریم یا روانی مثل من.

بالاخره هرکی یه مریضیایی داره.

اینو استفاده کنید به همه اهل خونواده بخورونید.

اثر دیگرش هم همین چند تا بسه دیگه.

نزدیک هشتاد اثر داره.

همین چند تا بسه.

معمولا اون چیزی که شما گرفتاری‌هایی که به من رجوع کردین می‌گید همینا بود.

این چه-- سه روشم که خدمتتون عرض کردم.

اما اِاِاِ بریم جلوتر دو سه تا نکته دیگه عرض کنم.

یه صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

من یه نکته‌ای عرض کنم که- روش نوشتن.

روش نوشتنش.

احسن به شما.

اون آب و زعفران و اینا که گلاب و زعفران که معلوم بود دیگه.

اِاِ خود آقای نوری داماد علامه به بنده دفعه پیش که با هم صحبت کردیم فرمودن حضرت استاد با خودکار نمی‌نوشتن احراز رو.

با مداد می‌نوشتن.

یا با مدادی که نوکش، نق-- نقالش طبیعی باشه و رو کاغذ بی‌خط ترجیحاً ایرانی هم باشه.

روش نوشتنش هم بابوسی باشی، رو به قبله باشی.

خوب شد عزیز دلم گفتن خیر ببینی.

حتما اینو لحاظ کنید که در ساعت قمر در عقرب نباشه.

وقت نوشتن حرز.

مطلقاً هر حرز رو می‌نویسید در ساعت قمر در عقرب نباید باشه و الا اثرش کم میشه یا خنثی میشه.

و