یکی از مهمات شما عزیزان که [مکث] در مسیر کسب علم و معرفت و دانش و حکمت هستید، اینه که خودتون به داد خودتون برسید و سهل الوصول کنید حقایق عالم رو.
میون بر بزنید، از رموز و کنوز استفاده کنید.
یکی از رموز رجوع کردن به اهل علم و اهل حکمته.
خب ما که دستمون به ظاهر البته به نجف نمیرسه که منبع حکمتاند ایشون.
اما الحمدلله والمنه عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم در کشور ما هستند.
لذا حتما ولو شده یک بار، یک بار هم که شده صرفا به نیت اخذ علم و حکمت برید مشهد الرضا و زانو بزنید.
تا اونجایی که میشه به مضجع شریف نزدیک بشید.
آقای بهجت دعבשون این بود که حتما خودشون رو به ضریح برسونن.
خب اونجا فیض، فیضان فیض خیلی بیشتره.
هرچی نزدیک میشی بیشتر میشه.
نه اینکه اسباب اذیت زائرها رو فراهم کنی، نه.
تو سعی کنی حتی ظاهری هم قرب پیدا کنی.
حتما برید و [مکث] از دو تا اسم بهره بگیرید.
یکی اسم العلیم، یکی الحکیم.
ضریح رو بگیرید، بغل کنید.
به جای گفتن حرفهایی که زشته در محضر امام گفتن، چیپس و پفک خواستن، العلیم رو بگید، الحکیم رو بگید.
اگر به عددش بگید خب تاثیرش خیلی بهتر و بیشتره.
عدد ابجد العلیم میدونید صد و هشتاد و یکه دیگه.
بدون الف و لام صد و پنجاه میشه.
لام سیه، الف هم که یکه، سی و یک بله صد و پنجاه میشه صد و هشتاد و یک عدد ابجد العلیم.
که وقتی با الف و لام میگی تاثیرش شگرفه به قول استاد.
بدون الف و لام هم میشه گفت مثلا با یا مناده بگی یا علیم.
اما تاثیر العلیم بیشتره.
[نفس عمیق] الحکیم عددش هست صد و نه.
چرا عدد؟
عرض کردیم که حضرت استاد فرمودن که اعداد روح الفاظاند.
روح پیکره این اسماء هستند.
وقتی شما با عدد میگی یعنی روح میدی به کارت.
میخوای صدقه بدی، میخوای به کسی کمک کنی، میخوای اصلا فطریت رو بدی، فطریت عدد ابجدی نیست.
چه اشکالی داره؟
بهش اضافه کن ابجدش کن.
تاثیرش بیشتره.
میخوای بری سر مزار یه شهید مثلا شهید محسن حججی.
اسم محسن رو ابجدش رو پیدا کن به اون عدد اسم محسن هدیه بده به شهید.
حالا هر ذکری هست.
اینا رموز عالماند.
به قول حضرت استاد آقای رنجبر که امروز بین دو نماز فرمودن، همه چیز رو که ما نمیدونیم.
یه روزی در شرح مصباح العنس مرحوم ابن فناری که عرض کردیم از سنگینترین بلکه سنگینترین کتاب عرفان نظریست، حضرت استاد، حضرت استاد در شرح این کتاب فرمودن که مشایخ ما به گو، به ما گفتن که وقتی میخواید اسم العلیم رو بگید، بکشید این اسمو.
بگید العلییییم.
الحکیم نه، الحکییییم.
حالا شما امتحان کنید یا کریییم.
اصلاً یعنی بیشتر بهت حال میده.
گذشته از اون رموزی دارد.
یه روزی خب برای خود من مکشوف نبود.
فکر میکردم به اینکه چرا باید بکشیم العلیم رو؟
مثلا مشایخ حضرت استاد چرا گفتن؟
جالبه که خدا خیلی عملاً یه روز به خود من فهموند چگونه؟
دخترم صدام زد، بابا من مشغول کاری بودم جوابشو ندادم.
گفتم حالا مشغلم متوجه بشه که الان نباید صدام کنه.
باز گفت بابا جواب ندادم.
گفت بابا جواب ندادم.
گفت بابااا.
گفتم جان بابا.
تا اسم باباشو کشید...
بالاخره وقتی خدای منان انسان رو از سه حیثیت، از حیث ذات و صفات و افعال به وزانه خودش آفریده، از خیلی حالات اون میتونیم به حالات خدا پی ببریم.
مگه خدا حال داره؟
حال داره یا نداره؟
اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک.
پس خدا هم حال داره.
حال خدا حال پیغمبره، حال انسان کامله.
این از این نکته که هدیه امروز ما به شما بود.
من که این رو به شما عرض میکنم، خودم الحمدلله انجام دادم، ثمرش رو دیدم، دوست دارم شما هم بچشید بعد میبینی امام رعوف توبره تو پر میکنه از حقایقی که به کمتر کسی داده.
اینطوری نیست که همینطوری بری سلام آقا جون مثلا این مشکلاتو دارم، کمرم درد میکنه، پام درد میکنه، شکمم برگشت خورده، مشکل مستاجری دارم.
خب اینا هم درست.
اما انسان کامل رو گذاشتن برای این، برای این اینکه یه شهید هم شهید گمنام بغل مسجد بلال هم میتونه این رتق و فتق این مسائل ما رو بین ما و خدا انجام بده.
برید انجام بدین نتیجه بگیرید.
اون انسان کامله، اون واسطهی فیضه، اون مدی-مدیر و مدبر جهانه.
"یدبر الأمر من السماء إلى الأرض قوس صعود".
"من السماء إلى الأرض قوس نزول" ببخشید.
"یدبر الأمر من السماء إلى الأرض قوس نزول ثم يعرج إليه".
سپس معراج میکنه، عروج میکنه "إليه" به سوی او.
میشه قوس صعود.
هر دو قوس رو انسان کامل زده.
اصلاً نمیشه به جز انسان کامل به معراج رفت.
همونطور که انسان کامل ما رو پیاده کرده، "بکن فتح الله و بکن يختم" انسان کامل هم ما رو به معراج میبره.
ما سعیمون تو دنیا باید چی باشه؟
هم جنسی و هم سنخی با اونا باید باشه.
این سعی ما باید باشه.
ما هم شکلشون بشیم، هم سنخ، هم جنسشون بشیم.
مسانخ با اونها باشیم که بهش میگن چی؟
مقام شفاعت.
اصلاً مقام شفاعت یعنی جفت شدن، شفع جفت شدن با صاحب شفاعت.
نه یعنی پارتی بازی.
هر مقدار که من و شما بوی اونها رو گرفتیم، هم جنس اونها شدیم، هم سنخ اونها شدیم.
کسی ما رو دید گفت این شبیه امام زمانه، این شبیه امام سجاده، این شبیه امیرالمؤمنین، شبیه حضرت زهراست، این شبیه حضرت زینبه، این شبیه حضرت ابوالفضل مرامش شبیه اوناست.
همون مقدار ما به مقام شفاعت میرسیم.
اصلاً شفاعت رو که باید از هم