د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۶۴
دارای متن همگام
روایت هفدهم و لحظهٔ معاینه
بحار. کتاب الموت ۱۸۵
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۶:۱۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## روایت هفدهم و لحظهٔ معاینه
۰:۱۲
همین لحظهٔ معاینه است؛ هیچ بشارتی برای مجرمین نیست و حرف خوشایندی نمیشنوند. آیهٔ نود و هفت سورهٔ نساء نیز چنین است:
۲:۳۱
آیهٔ پنجاه انفال نیز پیشتر آمد:
۳:۳۴
## علمالیقین بدون عینالیقین و حقالیقین
۳:۵۴
## فطرت الهی برداشتنی نیست
۵:۰۳
## روایت معاینه؛ مؤمن و کافر
۷:۲۴
## جبلّی؛ فطرت ثانویه
۸:۱۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمة الله.
ما در روایت هفدهم باب چهارم کتاب الموت بودیم که پیرامون
معاینه حضرت فرمودند که
مهم لحظه معاینه است که چشم
محتضر باز میشه به ملکوت.
هم ملک رو میبینه هم ملکوت اما زبانش
قطع اینجا زبانش کار نمیکنه دیگه از کار افتاده.
روح اومده از پنجه شروع شده
قابض الارواح روح رو گرفته. این لحظه معاینه است.
روح رو گرفته آورده تا همه اعضا رو رد کرده
اومده تا زبان رو هم رد کرده.
فقط مونده چشمش و ق--
مغزش و اینا که مغزش کار میکنه هنوز چشمش هم میبینه اما زبان روح دیگه نداره کار نمیکنه.
که دیگه اونجا هم
ملکوت رو میبینه هم ملک رو.
اینجا حضرت اینجا داره میفرمود که
مهم اونجاست که شما از
آنچه که بهت نشون میدن لحظه معاینه هنگام موت
تا نکردی اکراه داری
یا نه؟ لذت میبری؟
خوشایند یا ناخوشایند؟
اونجا رتبت معلوم میشه.
حالا این ما اینجا بودیم. اینو مقدمه عرض کردم.
حالا نکته ای که اینجا به ذهنم رسید از دل روایت اخذ کنیم
اونم اینکه خب ما دیروز بر اساس اون آیه ای که عرض کردیم
ملائکه میان به صورت و به پشت مجرمین میزنن.
اینا رو میبرن. لحظه موت با خودشون اینا رو میبرن.
اینا حاضر نیستن جون بدن.
یا این آیه یوم
یری عن الملائکه اون روزی که اینا میبینن ملائکه رو همین لحظه است.
لحظه معاینه است که لا بشری یومئذ للمجرمین.
اونجا هیچ بشارتی برای مجرمین ندارن.
یعنی حرف خوشایندی ندارن.
و یقولون هجراً محجورا.
یا عرض شود ان الذین
آیه نود و هفت سوره نساء.
اون قبلیه بیست و دو فرقان بود.
ان الذین تتوفاهم الملائکه ظالمی انفسهم.
ملائکه وقتی میخوان اونایی که به نفسشون ظلم کردند
و جانشون رو بگیرن. قالو فیم کنتم قالو کنا مستضعفین في الارض.
بهشون میگن کجا بودید؟ چه کردید؟
در چه حالی بودید؟ اونا میگن اونا که ظلم به نفس کردن میگن که کنا مستضعفین في الارض.
ما مستضعف بودیم تو زمین تحت ظلم و ستم واقع شدیم.
دست خودمون نبود که. قالو یعنی
ملائکه میگن اعلم کن ارض الله واسعه.
مگه ارض خدا زمین خدا
وسعت نداشت؟ چرا فتا هاجروا فیها.
چرا نرفتید هجرت کنید؟
می رفتید جاهای دیگه از تحت
یوغ ستم اینها خارج میشدید
که مجبور نشید به عصیان بیفتید.
فاعلیکم مأواهم جهنم وساءت مسيرا.
مأوای اینا جهنمه به چه بد مسیری رو انتخاب کردن.
اون آیه صد و پنج-- آیه پنجاه انفال هم که گفتیم و لو ترى اذ يتوفى الذين كفروا الملائكة یضربون وجوههم
صورتشون میزنن و ادبارهم و ذوق عذاب الحریق.
از پشتم میزنن پشتشون
با اهانت و بی احترامی اینا رو میبرن.
نکته ای که هست اینه که اگر این چنینه اینها اونچه که میبینن کراهت دارن.
چون مؤمن خوشاینده براش.
میبینه خوشاینده و جان میده.
اما کافر و مشرک و منافق، آدمای بی ایمان کراهت دارن از اون چیزی که میبینن.
چی میبینن مگه؟ هرچی میبینن حق میبینن.
ملکوت رو میبینن. ملائکه رو میبینن.
حتی امیرالمؤمنین رو میبینن.
مولا فرمود یا حارث همدان من یمت
يرنی. هرکس بمیره منو میبینه.
چه کافر باشه چه مؤمن. پس اونا مولا رو هم میبینن.
درست شد؟ خب مگه مولا دیدنی نیست؟
چرا اینو بدشون میاد؟ و اگر بدشون میاد نکته دیگه چرا میگن رب ارجعنا خدا ما رو برگردون
لعل اعمل صالحاً فيما تركنا تا عمل صالحی که ترک کردیم رو انجام بدیم.
اصلاً عمل صالح رو اونجا میفهمن عمل صالح که معناش
عملیست که تحت ولایت اهل بیت باشه.
عمل صالح هر عملی نیست که.
اگر بدشون میاد چرا میگن برگردیم عمل صالح کنیم؟
اگر میگن برگردیم عمل صالح انجام بدیم یعنی فهمیدن که این راه به حقه.
پس چرا بدشون میاد؟ اینا چجوری با هم جمع میشه؟
نکته اینجاست که اونجایی که اینها میگن رب ارجعنا ما رو برگردون تا عمل صالح انجام بدیم.
اولاً این علم اليقينه که به اونا میدن.
علم اليقين با
عين اليقين و حق اليقين متفاوته قبلاً گفتیم.
به اینا تا علم اليقين رو میدن.
یعنی علم پیدا میکنن به حقیقت،
به يقينيات، به عالم غیب و شهود.
علم پیدا میکنن. اما عين اليقين که ببینه
و بعد حق اليقين بچشه،
بچشه. اون چشیدن رو ندارن که.
یعنی ادراک عقلی و قلبی ندارن.
ادراک مثالی دارن
فقط فوقش. یعنی وهمشون.
عقلشون که اینا زایل شده. علم اليقينه.
بر اساس علم اليقينشون میگن.
برای همینم میگن بر-- که
قران میفرماید اگه برگردن باز همون آش و همون کاسه است.
بر اساس علم، علم فکریه.
علم چشیده شده نیست.
این یک. دو، این نشون میده که بله فطرت الله، فطرت
چی؟ الله.
فطرت الله التي فطر الناس عليها.
فطرت همه الناس.
همه مردم. حتی نمیگه آدم.
یعنی یه موجود خاص. نمیگه انسان که ارتقا یافته ناسه.
نه، همه جنس
ناس، جنس بشر
فطرت الهی داره. اینکه میگه رب الجعون یعنی اون فطرت الهیش دقت کنید خیلی نکته مهم و ظریفه.
فطرت الهیش هنوز نمرده.
فطرت الهیش قبول میکنه که بله عمل صالحی هست یعنی به این علم میرسه.
این نشون میده که
فطرت الهی که کل مولود یولد على الفطره.
تو مجمع البيان تفسیر مرحوم طبرسی یا طبری علیه رحمة و رضوان اومده همه موالید بر اساس فطرت الهیه.
این نمیشه بمیره کلاً.
این در حقیقت همون کانال وجودیه شخصه که حالا میخوای هر اسم روش بذار.
میخوای بذار رب وجودیش، اسم اعظم وجودیش، کانال وجودیش، سر،
سر، سرش، حسه وجودیش.
هر اسم بخوای که مرتبط با رب مطلق عالم نظام هستی
و وجود رو از اونجا میگیره.
کانال و جدول وجودی خودشه که به دریای لایتناهی وجود حضرت حق
مرتبطه. اون برداشته شدنی نیست.
اون اگه برداری که باید معدوم بشه.
اصلاً نمیشه همچین چیزی. یعنی نمیشه هیچ جزئی رو از کل جدا کرد.
هیچ چیزی به کل پیاده نشده.
گسیخته از ملکوت و حقیقت خودش نیست.
بیدهی ملکوت کل شیء
والیه terugون. پس بفرما.
بله بفرما. اگر هیچ چیزی
گسیخته از حقیقت نیست و به تمامه پیاده نشده،
یه ربطی با حقیقت داره.
هر شیعی، هر که اینها ظهور اسماء اللهاند، یکیش هم حضرت عالی، یه ربطی با حقیقت عالم داری که هستی.
یه ربطی با اسم الحي داری که حیات داری.
یه ربطی با اسم المرید داری که اراده داری.
یه ربطی با اسم القدیر حضرت حق
داری که قدرت داری.
یه ربطی با اسم السميع البصير داری که شنوایی و بینایی.
ربطی با اسم المتكلم داری که
تکلم میکنی باطنتو میتونی آشکار کنی و امثالهم.
درست شد؟ اونها هم درسته کافرند، مشرکاند
و منظرههایی که میبینن امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام رو میبینن ناخوشاینده براشون.
درست شد؟ که حالا الان میگم چرا ناخوشاینده.
اما چون فطرت الهی رو نمیشه برداشت.
میشه روش غبار و حجاب گناه و معصیت گذاشت.
مثل یه سکهای که روش رو لجن گرفتن.
میشه این کارو کرد. ولی اون سکه هر کارش کنی سکه است.
طلاست. درست شد؟
بر اثر اون ذات فطری
که خداجویه اون میگه رب الجعون.
آدمارو برگردون. اما چرا مولا رو میبینه بدش میاد؟
چرا منظرههایی که میبینه براش ناخوشاینده؟
چون توی این روایت ببینید این قسمتشو یه بار دیگه بخونم.
میفرماید عند المعاینه
بحث حاج احمد آقا، آقا مصطفی بحث معاینه است.
اون لحظهای که چشم هم ملک رو میبینه هم ملکوت رو محتضر.
همون حدیث قبلی رو داریم میگیم.
میفرماید اذا رأى ما يحبه
فليس شیء احب الیه من ان يتقدم.
میگه وقتی میبینه اون چیزی که دوست داره
دیگه هیچ چیزی براش به خوشایندی این نیست
و عاشق لقاء الله میشه. این برای موئمنه.
اما کافر چی؟ کافر میبینه اکراه داره، کراهت داره، بدش میاد.
اهل بیت-- امیرالمؤمنین رو به اونها نشون میدن.
به مؤمن چهارده معصوم، به کفار
فقط مولا رو. درست شد؟
ولی بدش میاد. خب اگر بدش میاد چرا رب الجعون؟
جوابشو دادیم دیگه. چون فطرت داره.
فطرت الله التي فطر الناس.
اون کانال ارتباطیش با حقیقت عالم برداشته نشده که.
که معدوم بشه کلاً. نه نمیشه محاله.
لذا از همون طریق علم به یقین پیدا میکنه.
میگه خب بنو برگردون که کار خیره.
اما چون نچشیده به حق بالیقین نرسیده برش گردونن باز همون آش و همون کاسه است.
اما چرا اگر میگه رب الجعون اگر علم به حقیقت یعنی علم اليقين رو رسیده که این آقا به حقه
عالم خدایی داشته و
اینها چرا از مولا بدش میاد؟
چرا از ملائکه بدش میاد؟ چرا
حاضر نیست به لقاء خدا برسه؟
این جواب اینجا رو چی بدیم؟
یه آیه ای در سوره یاسین این جواب رو داره.
میفرماید که ولقد اضل منکم جبلا کثیرا.
شیطان به تحقیق جبلا کثیرا
از طریق جبلی شما کثیرا بسیاری از شما رو اضل
گمراه کرد. جبلی فرقش با فطرت چیه؟
که شیطان از طریق جبلی میاد انسانها رو گمراه میکنه.
این جواب اون سؤاله. چرا این آقا اگه میگه رب الجعون
چرا منظرهای که از ملکوت براش باز شده به حالت معاینه بدش میاد؟
اینو داریم جواب میدیم به جهت اینکه اون فطرت اولیه رو
بر اثر اصرار بر معاصی و گناهان
بدلش کرده به فطرت ثانویه.
فطرت ثانویه رو بهش میگن چی؟
جبلی. لذا اونجا قرآن میفرماید "و لَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جَبَلًّا كَثِيرًا".
شیطان از طریق جبلی میاد گمراه میکنه.
یعنی کسی که فطرتش رو، فطرت اولیش رو
بدل کرده به فطرت ثانویه.
یعنی انقدر زشتی روی زشتی ملکات نفسش
که ملاط صور و اشکال برزخی
اون ملکات نفسش که از اصرار بر اعمال در وجودش
ایجاد میشه رو این ملکات نفس رو انقدر خبیثه و قبیحه
ایجاد کرده و ایجاد کرده در وجودش
بدل شده فطرتش به فطرت ثانویه.
دیگه از حقایق بدش میاد.
اما این دیگه مطلق نیست که بگی
مطلقاً بدش بیاد، نه.
علمشو پیدا میکنه. مطلق نیست.
علم اليقين رو بهش میدن.
میفهمه این راه به حقه. اما به جهت اصرارش بر گناهان،
در حقیقت اینطوری بگیم میل دلش عوض شده.
مبدأ میلش احسن. ذائقهش عوض شده.
مبدأ میلش عوض شده.
میلش به چه چیزیست؟ تشخیص میده، میفهمه.
لذا میگه رب رجعونی. میفهمه این راه به حق بوده.
این آقا به حق بوده. منو برگردون
تا منم جزو محبین آقا باشم.
اما چون مبدأ میلش عوض شده، ذائقهش عوض شده،
بدش میاد آقا. بدش میاد.
برای همین نکته، نکته آخر.
ما باید به شدت مراقب ذائقه
دلمون و مبدأ میل وجودیمون باشیم.
به چه چیزی میل میکنیم؟ رغبتمون به چه چیزهایی؟
اینو خیلی باید مراقبت کنیم.
اون لحظه معاینه این حرف اول رو میزنه.
در حقیقت اونجا نمیشه فیلم بازی کرد، لغلغه زبان، أشهد أن لا إله.
این حرفا نیست. حقایق وجودیت میریزه بیرون.
از چی لذت میبردی؟ به چی رغبت داشتی؟
به چی میل داشت دلت؟ همونا آشکار میشه.
اگه به این آقایی که میفرمود مَّ یَمُوتِ یَرَنِی، به آقا امیرالمؤمنین حضرت ولی عصر علیه الصلاة والسلام
میل داشتی، رغبت داشتی، محبت داشتی، عشق داشتی،
اونجا با رضا و رغبت حاضری جون بدی لحظه معاینه.
اما اگر نداشتی با اکراه جون میدی.
ولو علم اليقين رو بهت بدن بفهمی این آقا به حق بوده اما با اکراه.
حاضر نیستی جون بدی. ملائکه میزنن پشت سرت، میزنن تو صورتت.
آیهشم که خوندیم. پس این دو تا سؤال رو ما الان جواب دادیم که حیف بود ازش بگذریم
بریم سراغ روایت بعدی. که
سؤالو دوباره بگم و السلام.
که چرا اگر اینها
بدشون میاد از مولا بدشون میاد اکراه دارن چرا میگن رب رجعونی؟
حالا ما رو برگردون تا عمل صالح انجام بدیم.
اگه بدشون میاد از این راه. مولا صراط مستقیمه دیگه.
حقیقت صراط مستقیم. وقتی میگه اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ
یعنی خدایا ما رو هدایت کن به راه امیرالمؤمنین.
اینو جواب دادیم. به جهت علم اليقينه
و فطرت الهی که برداشته شدنی ذاتاً نیست.
و سؤال بعدی چی؟ اینکه اگر
تشخیص میدن که این راه به حقه چرا از مولا بدشون میاد؟
گفتیم جبلیه. فطرت ثانویه است.
بر اثر اصرار بر گناه و معصیت
دچار فطرت ثانویه
و جبلی شدن. البته از این
سوءاستفاده نشه، تختی-- سوئیچ نشه.
بعدا این قطعه رو بردارن بگن که آقا
بگن که لحظه معاینه
هرکس که بدش میاد از حضرت مولا به خاطر جبلیه رئیس سازمان صداوسیما
والحمد لله رب العالمين صلوات بفرستین. اللهم صل على محمد
جلسه قبل
جلسه بعد