د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷
دارای متن همگام
شهادت سکینه و عبور از ظاهر به باطن
بحار. کتاب الموت ۷
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۵۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## شهادت سکینه و عبور از ظاهر به باطن
۰:۱۲
## آیهٔ فسیکفیکهم الله؛ سمیع و علیم
۰:۳۳
## آگاهی از ملکوت و نزدیکی به معنای موت
۴:۰۷
## مقامات صبر در قرآن
۷:۲۲
## چهار گونه مرگ؛ مؤمن و کافر
۹:۳۵
## اکرام و خواری بنده؛ بیماری و مرگ
۱۱:۰۵
## جمعبندی؛ سمیع و علیم و صبر بر موت
۱۲:۵۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیه. سلام علیکم و رحمة الله.
در خصوص کتاب الموت
مرحوم مجلسی علیه الرحمة
دیروز نکتهای را عرض کردیم که
میخواستیم تمامش کنیم باز نیمه کاره موند.
امروز هم که شهادت حضرت سکینه سلام الله علیهاست
و اتفاقاً اون واقعهای که رخ میدهد برای این حضرت در
کنار گودی قتلگاه
مستحضر هستید اون شعر معروفی که ایشون وقتی
وضعیت سید الشهدا رو در گودی قتلگاه میبینن،
حالا به قول ما بیهوش میشن و الا
از نشئه طبیعت فارغ میشن و
به معنای درست علمیش
از اسم از ظاهر حضرت حق پل میزنن به اسم الباطن که این همان معنای
موت هست و
حضرت ابا عبدالله سلام الله عليه
به ایشون القاءاتی رو میکنند
من جمله همون شعر معروفی که
حضرت فرمودن "شیعتی
مهما شربت ما عذب فذكرونی" و اینها که
مستحضر هستید و روضه است و حضرت خودشون روضه میخونن.
روضه علی اصغر رو میخونن و اینها که سلام ما رو به
شیعیانمون تا آخر زمان محبینمون برسون و اینها که هر وقت آب خوردن
یاد من کنن و اینها که ما تا آخر
الی الابد همه محبین ابا عبدالله
مدیون و مرهون همین
مکاشفه و ارتباط حضرت سکینه سلام الله علیها هستند.
به یک معنا ارتباط از ملک به ملکوت ایشون؛
یک جلوهشون. که
این همونطور که قبلاً عرض کردیم اصلاً سفر از اسم از ظاهر
به اسم الباطن حضرت حق میشود همان معنای
موت که در حقیقت همین
یک جلوهش پیش از موت
اضطراری که قبلاً عرض شد موت اجباری
میشود موت اختیاری
که موت قبل ان تموتو. این حالا
یک وجه و یک جلوهش رو صاحب امروز داشتن
که عرض کردیم. به هر حال،
ااا خب ما
به یک معنا وقتی که از
ظاهر عالم به باطن سفر میکنیم،
از ملک به ملکوت پل میزنیم.
این میشه شنیدن
از ملکوت، اخذ از ملکوت،
تلقی از ملکوت میشود به یک معنا دیدن
ملکوت و
البته عالم شدن به ملکوت
که ال-- اگر این شدت بگیره یعنی شدت موت حاصل بشه،
میشه علیم بودن.
دیگه اسم مشبهه است دیگه.
که شدت آگاهیه.
که اتفاقاً جالبه که در اون آیه شریفه ای که امام
صادق صلی الله علیه توصیه کردن مرحوم آشیخ عباس قمی هم در مفاتیح آوردن
که اگه کسی میخواد خدا کفایت کنه زندگیشو بعد از نماز
صبح و مغرب پیش از اینکه هر حرفی رو بزنه هفت مرتبه این آیه رو
تکرار کنه که "فسیکفیکهم الله
وهو السميع العلیم" بر اساس
همون معنایی که مفسرین فرمودن من جمله حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمة که اسمایی که
در انتهای واقعه میشن با موضوع مرتبطاند، با موضوع آیه مرتبطاند.
اینجا خب این و هو السميع العلیم.
سمع، شنیدن و اخذ
و از ملکوت، شنیدن از ملکوت.
العلیم، آگاه شدن از ملکوت.
که حالا چون بعضی از دوستان
فرموده بودند که مباس بعضی سنگین میشه بحث
عقلی و اینها ما اذیت میشیم و اینها؛
من خیلی سربسته نکته رو عرض میکنم و رد میشم
که این آیه داره
نشون میده که در حقیقت
اون شنیدن از ملکوت،
یعنی کسی به حقیقت اسم السميع و العليم
دسترسی پیدا کنه که هرچه کشف هست به قول حضرت استاد در این عالم زیر سر همین اسم العلیم هست،
اون موقع است که خدا زندگیش رو کفایت میکنه که انّ کسی که از ملک به ملکوت ارتباط پیدا کنه
تحت تکفل و کفایت الهی قرار میگیره.
اینقدر این آیه مهمه. خب این
چارهای جز ارتباط با ملکوت نیست.
و البته برای خیلی از ماها خیلی موقعها رخ میده که ما
از ملکوت القایی
بهمون صورت بگیره. حالا یا شنیداری یا دیداری.
به هر حال اینها اما به جهت
مدعیان دروغین که هستند،
خب معمولاً شما جرات نمیکنید بگید به دیگران
وقتی پیش میاد. و الا خب اگر انسان یه مقدار مراقبه
کنه اینها اتفاق میفته.
به هر حال بحث ما چیه؟ بحث ما اینجاست که
ااا هر چقدر که ما
آگاهیمون بیشتر میشه از ملکوت این عالم
به در حقیقت معنای موت بیشتر نزدیک میشیم.
دیروز ما عرض کردیم که بر اساس اون آیه
صد و پنجاه و پنج سوره بقره
عرض کردیم که حالا قبل از اینکه آیه رو بخونم
یه مقدمه عرض کنم که این آیه رو وقتی مرحوم شیخ صدوق در کتاب شریف کما- تمام
کمال الدین و تمام نعمت خودشون میارن
اونجا ذیل این آیه شریف حدیثی رو از
امام صادق صلوات الله علیه میارن و امام باقر که
حضرت می فرماین این آیه مخصوص
آخرالزمانیها از محبین
ماست؛ یعنی شماها که
"ولنبلونکم" قطعاً
ما شما رو مبتلا میکنیم به امتحانات و بلاها اینها.
از چه جنسی؟ "ولنبلونکم بشیء
من الخوف والجوع ونقص من الأموال
والأنفس والثمرات وبشر الصابرین".
خب این سختیها هم که دیروز عرض کردیم و
میخواستیم بحث تموم شه اما نیمه کاره مونده بود.
این سختیها برای چیه؟
برای اینکه ما تطهیر بشیم چون موت از مطهراته و البته
به وساطت و وسیله صبر
چون میفرماید "وبشر الصابرین".
یعنی یه جمعبندی تا همینجا داشته باشیم؛
یعنی اینکه ما به ملکوت عالم
دسترسی پیدا نمیکنیم مگر اینکه
بر صبر بر مشکلات و مصائب و گرفتاریها، مخصوصاً
صبر حتی بر موت. مگر به وسیله صبر، صبر بر
گرفتاریها و سختیها که البته
دیگه خود بحث صبر یه مقولهای، باب مستقل خودش که
حالا در آیات قرآن زیاد پرداخته شده دیگه.
"والله يحب الصابرين"،
مقام حب الهیه.
"إن الله مع الصابرين"،
معیت حضرت حقه.
"يجزي عن الغرفة بما صبروا".
تو بهشت غرفههای بهشتیو به کسایی که صبر،
صبر دارن میدن که حالا البته وقتی صبر شدت گرفت میشه صبور
بر وزن فعول. "إنما يوفى الصابرون أجرهم بغير حساب"، اجر بیحسابه "وبشر الصابرين" در همین آیهای که عرض کردیم.
اینها نشون میده که چقدر عرض شود خدمتتون که این
صبر ارزشمند است و ما هیچ خلاصه هیچ
چارهای نداریم عزیزان
الا اینکه بر مشکلات و مصائب حتی بر موت، موت خودمون
صبر کنیم. ما جالبه که بدونید
احادیث زیادی داریم که تصریح دارن
که خدای منان محب امیرالمؤمنین صلوات الله علیه رو تا راضیش نکنه از دنیا نمیبره.
حالا بعضیا با همون ابتدا
کنار رفتن پردهها
از جلوی چشمشون و دیدن مقامات بهشتی و در-درجات اونچنانی راضی میشن.
بعضیا زرنگن نه با دیدن غرفههای بهشتی باز راضی نمیشن
که اونجا حضرت تصریح فرمودن، امام صادق صلوات الله علیه فرمودن که اینجا
خدای منان چهره زیبای رسول خاتم و امیرالمؤمنین و حتی حضرت زهرا
صلوات الله علیهم اجمعین اینها رو نشون میده که طرف راضی میشه به رفتن.
اینها چرا؟ انقدر که موت سخته
و سختی موت، اون سکرات، اون عرق
مرگ که رو پیشانی میشینه و حالت معاینه که
شخص هم این طرفو میبینه هم اون طرف رو میبینه.
در هر حال این
حقیقت موت باید همراه با صبر باشه.
یعنی صبر حتی بر موت میطلبه که ما
داشته باشیم و از الان خودمون رو آماده کنیم برای همچین روزی.
و خیلی جالبه که
باز از امام باقر صلوات الله علیه روایت داریم
که میدیدم که حالا
به یک لفظ دیگری ولی به همین مضمون امیرالمؤمنین هم
فرمودن که چهار گونه موت داریم.
حالا طرف یا مومنه یا کافره.
حالا همین مومن و کافر یا راحت جون میدن یا سخت.
میشه چهار نوع مرگ. اگر مومنه
و راحت جون میده این مخصوص
کساییه که درجاتشون خیلی بالاست.
البته این راحتی و سختی جون دادن خیلی به ظاهر ربط ندارهها.
اینو توجه داشته باشید که اشتباه نشه.
ماها نمیتونیم بگیم فلانی راحت جون داد یا سخت جون داد.
این بر-برمیگرده به اون حالت لحظه معاینه
که حتی حدیث داریم تو یک آن میبینی طرف جون داده اما برای بعضیا هفتصد سال طول میکشه.
حالا اون مومنی که راحت جون میده با همین توضیحات که عرض کردیم این
درجاتش بالاست. اما اگر سخت جون بده
پاک کننده گناهانشه
که "الموت كفارة لذنوب المؤمنين" دیگه
پیامبر اعظم و شهن اسلام فرمودن.
حالا اما اگر کافر باشه و
راحت جون بده این تسویه خیراتشه.
کارهای خوبی که این شخص داشته
و اگر سخت جون بده اول عقاب و جهنمشه دیگه خیلی سخته.
حالا یکی از اینا بالاخره ما باید به یک، به یکی از این اشکال
به موت برسیم، به حقیقت موت.
و باز امام باقر صلوات الله علیه در یک روایت
عجیبی دارن که هر وقت خدا بخواد بندهای رو اکرام کنه، خوب گوش بدید عزیزان اینجا رو
حواستون جمع باشه. خیلی عجیبه که میفرماد
اگر خدا بر اراده اکرام بندهای رو بکنه، تکریم بکنه بندهای رو
در حالی که اون گناهانی رو داره مریضش میکنه.
مریضش میکنه. جالبه که چی بشه که پاکش کنه.
یا حالا پس برعکسه معمولاً مریض به سالم میگه دعام کن
در حالی که ما باید به مریض بگیم آقا التماس دعا چون
خدا اراده خیر براش کرده و میخواد پاکش کنه.
و حالا متأسفانه تو چشم عام
این چنینه که یکی مریض میشه میگیم خدا زدتش فلان اینها در صورتی که برعکسه.
حالا اگر مریضی نتونست گناهشو پاک کنه، امام باقر صلوات الله علیه فرمودن که
حاجتمندش میکنه، گرفتارش میکنه، فقیرش میکنه که خیلی درد سختیه که گناهای دیگرش بریزه.
اگر باز نشد فرمودن که وقت جان کندن بر او سخت میگیره
که سخت جان بده. اینا
در حقیقت مطهره. داره باز تصریح میکنه که موت
مطهره، پاک کنندهست.
و البته اگر خدا در همین روایت امام باقر صلوات الله علیه فرمودن ادامه دادن که اگر خدا بخواد
اراده خاری بندهای رو بکنه صحت جسمانی بهش میده.
عجب! کاملاً صلا-سلامت جسمی بهش میده و اگر
بخواد این خاری رو براش ادامه بده،
در چشم خدا بیشتر بیفته، رزق وسیع بهش میده، غرقش میکنه در نعمتها که غافل بشه.
و اگر باز بیشتر از این بخواد خارش کنه راحتم جون-جونشو میگیره لحظه
مرگ. چه عجیب! که حالا اینا
من حیث المجموع جمعبندی کنیم تمام.
اون هم اینکه ما
برای عرض شود خدمتتون برای
اینکه بتوانیم
کفایت الهی رو در زندگیمون ببینیم
باید به سمت اسم سميع و علیع حضرت حق بریم
و با از ملک به ملکوت ارتباط بگیریم و تا
با ملکوت ارتباط برقرار نکنیم به مقام صبر
و ص-- اون صبری که
حتی شدتش میشه صبور
نمیرسیم. که اگر کسی نرسه به مقام صبر دیگه کار تمامه دیگه.
اون "تواصوا بالصبر" که در آیات قرآن فرمودن.
پس ما باید تلاش کنیم که از ملک به ملکوت پل بزنیم تا حتی به صبر بر موت خودمون برسیم.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد