د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶
دارای متن همگام
خروج حیات با ورود موت
بحار. کتاب الموت ۶
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۸:۳۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## خروج حیات با ورود موت
۰:۰۰
## ظاهر مؤمن و سخن امام حسن
۲:۵۳
آیهای عجیب که بارها قرائت و دهها جلسه دربارهاش سخن رفته:
۷:۴۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
الهدی المستقيم. السلام علیک یا دعی الله
و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
نکته خیلی مهمی جا مونده بود از
کتاب الموت مرحوم مجلسی علیه الرحمة.
روایت دوم باب اول بودیم اگه یادتون باشه
که میفرمود موت هم مثل حیات خلق
و به محض اینکه موت
داخل میشه "خرجت منه الحیاة".
این "خرجت منه الحیاة" یه نکتهای درش هست، نکات زیادی هست.
تبرّکن این رو عرض کنم به دردمون میخوره بدونیم.
خب اینکه میدونید حیات در این زندگی دنیوی،
اِاِاِ نفس کشیدن ذیل اسم
ال، از ظاهر حقه.
یعنی از باطنها کسی خبر نداره، ظاهر هویداست.
موت یعنی ظهور اسم الباطن.
اینها رو قبلاً بحث کردیم.
میگه وقتی که موت داخل شد "خرجت منه الحیاة".
حیات چی بود؟ ظهور اسم از ظاهر حق بود.
یعنی اون ظواهر برداشته میشن.
برای مؤمن ظواهر برداشته میشن یعنی چی؟
برای مشرک و کافر و منافق فرق میکنه.
آقا برای مؤمن ظواهر برداشته میشن یعنی چی؟
یعنی اینکه تعبیری که اهل بیت علیهم الصلاة والسلام کردن فرمودن مؤمن
مثل سکه طلاست.
ذاتش با گناه تغییر نمیکنه.
آلودگی میاد مینشینه روی این سکه.
اینکه ظاهرش برداشته میشه یعنی چی؟
یعنی اینکه اون کثافتها، خباثتها و آلودگیها با موت میره.
لذا ما گمان میکنیم اگر کسی بد جون داد آدم بدیه.
در صورتی که اینطوری نیست. حضرت موسی ابی نبی نبی علیه الصلاة والسلام
رد میشد دید یه پادشاهی از دنیا رفته خیلی با عظمت دارن تشییعش میکنن.
خیلی هم خوب و تو رختخواب زربفتش مرده.
رفت جلوتر دید یه مؤمنی
دیوار ریخته روش داره بد جون میده.
داد میزنه، دست و پا میزنه.
تعجب کرد. خدا فرمود بین من و اون مؤمن گناهانی بود با این شدت
موتش اونها رو، اون ظواهر،
ظاهر حیات، اونو دارن برمیدارن
و بین من و اون آدم سلطان
کافر و منافق حالا مشرک،
اون هم یه خیراتی بود، کارهایی کرده بود با این عزت
ظاهراً راحت جون دادنش
تصفیه شد که اونور یه راست بره عقاب بشه.
این نکته مهمیه که این بردا-- اصلاً
دار دنیا اینطوریه. همش همراه با سختیه برای اهل ایمان.
حرارت-- حلاوة الدنيا مرارة الآخرة.
عجب حدیثیه. مرارة الدنيا حلاوة الآخرة.
اصلاً اینطوریه. جالبه که امام حسن،
البته باید تأویل بشه اینا احادیث.
امام حسن قربونش بریم خیلی تیپ خوبی
به قول ما خوش تیپ کرده بود و خوش عطر و اینا و لباس قشنگ.
حالا ظهور-- اِاِاِ حلول ماه ربیع هم به همتون تبریک میگیم که باید در ظاهرمون هم گل کنه دیگه این ماه.
فرق باید بکنه با ماه قبل.
بعد یه کافری اونجا رد میشد گفت آقا شما خیلی گدا بود، فقیر بود، بیچاره بود،
ژندهپوش بود. آقا، آقا شما میگید که
از دنیا اِاِاِ جنت الكافر
دنیا بهشت کافره
و مثلاً جای بدیه، سختیه برای مؤمن.
چطور الان شما انقدر خوب پوشیدی، انقدر خوب عطر زدی فلان منی که کافرم انقدر بدبختم.
امام، امام حسن فرمود که
اگر بدونی اون طرف خدا چه نعمتهایی برای ما اهل ایمان قرار داده، میگی این
چیزی نیست، این خوش پوشی من اصلاً در برابر اون چیزی نیست.
این یعنی اینا باید تأویل بشه، حواسمون جمع باشه.
حواسمون جمع باشه که دنیا کاملاً عجینه با مکاره، با سختیها، با بد-- با
گرفتاریها. اون آیه صد و پنجاه و پنج سوره
آل، سوره بقره رو حفظ باشیم.
"ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات"
که چی بشه؟ "فبشر الصابرین".
برای اینکه اهل صبر باشی و بشارت بگیری از خدا.
جالبه که- جانم. حدیثی که روایت کردید گفتید که "خرجت منه الحیاة".
میگه منظور این ضمیرههایی که
منههایی که گفته به موت برمیگرده یعنی اینکه خود حیات هم از مرگه؟
بله تا aman یک حقیقتن.
حالا شما چهرهتون آشناست.
مباحث قبلی رو چون نبودید قبلاً ما بحث کردیم.
حیات و موت یک حقیقتن با دو جلوه.
یک حقیقتن با دو جلوه.
حالا این چیزی که الان ما میخوایم اینجا بگیم و مهمه توجه به اینه که ما اهل
ایمان به جهت اون آلودگیهایی که میخواد بره مخصوصاً وقت موت،
یه شیشه خردههایی باید بره.
اینو حواسمون جمع باشه که اون برداشته بشه، اون آلودگیها.
و جالبه که اِاِاِ یه روایت دیدم اینم تقدیم کنم خیلی شیرینه.
خیلی این روایتو من دوست دارم.
زیاد میبینمش که در که-- جلد هفده بهاره.
امیر المؤمنین، امیر البیان صلوات الله عليه
دید جابر ابن عبدالله انصاری از صحابه بزرگ پیغمبره خیلی غمگینه.
گفت چی شده؟ چرا انقدر ناراحتی؟
گفت از گرفتاریهای دنیا که هممون داریم میدونم دیگه، ها؟
اینطوری نیست؟ از گرفتاریهای دنیا.
قربون این آقا برم چقدر حکیمانه فرمودن که جابر غصه نخور.
شیرینترین چیزها، لذتها در دنیا هفت تا چیزه.
من اینا رو برات تبیین کنم. مولا میفرماید.
میفرماید یکیش خوردنیه که از عسله.
شیرینترین خوردنی، بهترین.
عسله که از استفراغ زنبوره.
مولا میفرماید بعد میفرماید آشامیدنی، آب بهترین آشامیدنی که از قعر
خاک و دل زمینه. از تو دل زمین خاک میاد بیرون.
فرمود بوییدنی مشکه که خون ناف ناف
آهوه. از پستترین جای آهوه.
پوشیدنی فرمود ابریشمه.
لعاب دهان کرم ابریشم.
کرم. لعاب دهان کرم.
انقدر بهش پز میدیم میپوشیم.
الله اکبر! امیربیان چه میکنه؟
فرمود همبستری عجب سؤالم.
زوجین همبستری که فرمود کثیفترین و پستترین و
عورت دیگه زشتی، زشتترین جاهاشون به هم نزدیک میشه.
آخه چیه؟ دل میبندی.
وسایل سواری
فرمود اسبه که بالاخره سوارش رو میزنه زمین.
عجب. و هفتمیش فرمود شنیدنی که
حالا موسیقی.
فرمود پ-- مولا فرمود
بدترین مس-معصیت روی زمین همینه.
چطور دل میبندیم به اینها؟ بعد
جابر میگه اینو که از مولا شنیدم این حرف، سخن حکیمانه رو آرامش گرفتم
و دیگه تا آخر عمرم برای دنیا ارزش قائل نشدم.
این خیلی مهمه که ما بدانیم
در چه-- ببینید اون آیهای که همیشه قرائت میکردیم آیه فکر کنم شش surah انشقاق بود.
با هم بخونیم برای امروز بسه.
خیلی آیه عجیبیه. فکر کنم
بیست سی جلسه ما در مورد این آیه حرف زدیم.
"یا ایها الانسان" من و شما هم انسان هستیم یا نه؟
مطلقا. "انك كادح".
کاده یعنی رونده همراه با سختی.
دائما تو در حال سختی روندهای.
دوباره میگه "كدح"
تأکید میکنه حواست باشه سختیه آقا.
که چی بشه؟ "فملاقیه".
چون قراره خدا پاکو
زیارت کنی ملاقات کنی سختی میاد که اون آلودگیها رو
ببره. تو یه کلام، موت
یکی از متهراته.
موت یکی از متهراته.
از چیز متهر ما باید بدمون بیاد؟
متهره، پاک کنندهست.
انشاالله هممون پاک از دنیا بریم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد