ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 007

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شهادت سکینه و عبور از ظاهر به باطن

در خصوص کتاب الموت مرحوم مجلسی علیه‌الرحمة، دیروز نکته‌ای ناتمام ماند. امروز شهادت حضرت سکینه سلام‌الله‌علیهاست. واقعه‌ای که برای ایشان کنار گودی قتلگاه رخ می‌دهد آشناست: وقتی وضعیت سیدالشهدا را در گودی قتلگاه می‌بینند، از نشئه طبیعت فارغ می‌شوند و از اسم الظاهر حضرت حق پل می‌زنند به اسم الباطن؛ و این همان معنای موت است. حضرت اباعبدالله علیه‌السلام القائاتی به ایشان می‌کنند؛ از جمله همان شعر معروف «شیعتی مهما شربتم عذباً فاذکرونی» و آنچه در روضه آمده است. خود حضرت روضه می‌خوانند؛ روضهٔ علی‌اصغر و سلام به شیعیان و محبان تا آخر زمان: هرگاه آب نوشیدید یاد من کنید. تا ابد همهٔ محبان اباعبدالله مدیون و مرهون همین مکاشفه و ارتباط حضرت سکینه‌اند؛ جلوه‌ای از ارتباط از ملک به ملکوت.

موت اختیاری؛ سفر از ظاهر به باطن

همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، سفر از اسم الظاهر به اسم الباطن حضرت حق همان معنای موت است؛ و یکی از جلوه‌هایش پیش از موت اضطراری — که پیش‌تر موت اجباری نامیده شد — موت اختیاری است: موتوا قبل أن تموتوا. صاحبهٔ امروز یک وجه و جلوهٔ آن را داشت. به هر حال وقتی از ظاهر عالم به باطن سفر می‌کنیم و از ملک به ملکوت پل می‌زنیم، این شنیدن از ملکوت، اخذ از ملکوت، تلقی از ملکوت می‌شود؛ به یک معنا دیدن ملکوت و عالم شدن به ملکوت. اگر این شدت بگیرد — یعنی شدت موت حاصل شود — علیم بودن است؛ اسم مشبهه و شدت آگاهی.

آیهٔ فسیکفیکهم الله؛ سمیع و علیم

در آن آیهٔ شریفه که امام صادق علیه‌السلام توصیه کرده‌اند و مرحوم شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح آورده‌اند، آمده است که اگر کسی می‌خواهد خدا کفایت زندگی‌اش کند، پس از نماز صبح و مغرب پیش از آنکه سخنی بگوید هفت‌مرتبه این آیه را تکرار کند:

«فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (بقره/۱۳۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به‌زودی خدا تو را از ایشان کفایت می‌کند و او شنوای داناست.

بر اساس همان معنایی که مفسران فرموده‌اند — از جمله علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمة — اسمایی که در انتهای واقعه می‌آیند با موضوع آیه مرتبط‌اند. اینجا «و هو السمیع العلیم»: سمع، شنیدن و اخذ از ملکوت؛ العلیم، آگاه شدن از ملکوت. نکته را سربسته می‌گوییم و می‌گذریم: آیه نشان می‌دهد که در حقیقت آن شنیدن از ملکوت — یعنی کسی به حقیقت اسم السمیع و العلیم دسترسی پیدا کند که هرچه کشف در این عالم هست به قول استاد زیر سر همین اسم العلیم است — آن‌گاه است که خدا زندگی‌اش را کفایت می‌کند؛ زیرا کسی که از ملک به ملکوت ارتباط یابد تحت تکفل و کفایت الهی قرار می‌گیرد. این آیه این‌قدر مهم است. چاره‌ای جز ارتباط با ملکوت نیست. و البته برای بسیاری گاه رخ می‌دهد که از ملکوت القایی صورت گیرد — شنیداری یا دیداری — اما به جهت مدعیان دروغین معمولاً جرات نمی‌کنند به دیگران بگویند؛ وگرنه اگر انسان اندکی مراقبه کند این‌ها اتفاق می‌افتد.

آگاهی از ملکوت و نزدیکی به معنای موت

بحث اینجاست که هرچه آگاهی از ملکوت این عالم بیشتر شود، به معنای موت نزدیک‌تر می‌شویم. دیروز بر اساس آیهٔ صد و پنجاه و پنج سورهٔ بقره سخن رفت. پیش از خواندن آیه مقدمه‌ای: وقتی مرحوم شیخ صدوق در کتاب شریف کمال‌الدین و تمام النعمة این آیه را می‌آورد، ذیل آن حدیثی از امام صادق و امام باقر می‌آورد که حضرت می‌فرمایند این آیه مخصوص آخرالزمانی‌ها از محبان ماست — یعنی شما —

«وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» (بقره/۱۵۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و قطعاً شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی از اموال و جان‌ها و میوه‌ها می‌آزماییم؛ و صابران را بشارت ده.

این سختی‌ها برای چیست؟ برای آنکه تطهیر شویم؛ چون موت از مطهرات است؛ و البته به وساطت و وسیلهٔ صبر، زیرا می‌فرماید «و بشر الصابرین». یعنی جمع‌بندی تا اینجا: به ملکوت عالم دسترسی پیدا نمی‌کنیم مگر با صبر بر مشکلات و مصائب و گرفتاری‌ها، مخصوصاً صبر حتی بر موت؛ مگر به وسیلهٔ صبر.

مقامات صبر در قرآن

خود بحث صبر مقوله و باب مستقلی است که در آیات قرآن بسیار پرداخته شده است. «والله یحب الصابرین» مقام حب الهی است. «إن الله مع الصابرین» معیت حضرت حق است. «یجزی الغرفة بما صبروا» غرفه‌های بهشتی را به کسانی می‌دهند که صبر دارند؛ و وقتی صبر شدت گرفت صبور بر وزن فعول می‌شود. «إنما یوفی الصابرون أجرهم بغیر حساب» اجر بی‌حساب است؛ و «و بشر الصابرین» در همین آیه‌ای که خوانده شد. این‌ها نشان می‌دهد صبر چقدر ارزشمند است؛ و هیچ چاره‌ای نیست جز آنکه بر مشکلات و مصائب حتی بر موت خود صبر کنیم.

موت و رضای محب امیرالمؤمنین

جالب است بدانیم احادیث زیادی تصریح دارند که خدای منان محب امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه را تا راضیش نکند از دنیا نمی‌برد. بعضی با همان ابتدا کنار رفتن پرده‌ها از جلوی چشمشان و دیدن مقامات بهشتی و درجات آن‌چنانی راضی می‌شوند. بعضی زرنگ‌اند و با دیدن غرفه‌های بهشتی هم راضی نمی‌شوند؛ آنجا امام صادق صلوات‌الله‌علیه تصریح فرموده‌اند که خدای منان چهرهٔ زیبای رسول خاتم و امیرالمؤمنین و حتی حضرت زهرا صلوات‌الله‌علیهم را نشان می‌دهد تا طرف راضی به رفتن شود. چرا؟ چون موت این‌قدر سخت است: سکرات، عرق مرگ که بر پیشانی می‌نشیند، حالت معاینه که شخص هم این‌سو را می‌بیند هم آن‌سو را. در هر حال این حقیقت موت باید همراه با صبر باشد؛ یعنی صبر حتی بر موت می‌طلبد که داشته باشیم و از اکنون خود را برای چنان روزی آماده کنیم.

چهار گونه مرگ؛ مؤمن و کافر

باز از امام باقر صلوات‌الله‌علیه روایت داریم — و به مضمون امیرالمؤمنین نیز فرموده‌اند — که چهار گونه موت داریم. طرف یا مؤمن است یا کافر؛ و همین مؤمن و کافر یا راحت جان می‌دهند یا سخت؛ می‌شود چهار نوع مرگ. اگر مؤمن باشد و راحت جان دهد، مخصوص کسانی است که درجاتشان بسیار بالاست. البته این راحتی و سختی جان دادن خیلی به ظاهر ربط ندارد؛ نباید اشتباه شود. نمی‌توان گفت فلانی راحت جان داد یا سخت. این به حالت لحظهٔ معاینه برمی‌گردد؛ حتی حدیث داریم در یک آن می‌بینی طرف جان داده اما برای بعضی هفتصد سال طول می‌کشد. آن مؤمنی که راحت جان می‌دهد با همین توضیحات درجاتش بالاست. اما اگر سخت جان دهد پاک‌کنندهٔ گناهان اوست که پیامبر اعظم فرموده‌اند: الموت کفارة لذنوب المؤمنین. اما اگر کافر باشد و راحت جان دهد این تسویهٔ خیرات اوست — کارهای خوبی که داشته — و اگر سخت جان دهد اول عقاب و جهنم اوست و بسیار سخت است. بالاخره به یکی از این اشکال به حقیقت موت می‌رسیم.

اکرام و خواری بنده؛ بیماری و مرگ

امام باقر صلوات‌الله‌علیه در روایتی عجیب فرموده‌اند: هر وقت خدا بخواهد بنده‌ای را اکرام کند — تکریمش کند — در حالی که گناهانی دارد، بیمارش می‌کند تا پاکش کند. جالب است که معمولاً بیمار به سالم می‌گوید دعا کن؛ در حالی که باید به بیمار گفت التماس دعا، چون خدا ارادهٔ خیر برایش کرده و می‌خواهد پاکش کند. و متأسفانه در چشم عام چنین است که یکی بیمار می‌شود می‌گویند خدا زدش؛ در صورتی که برعکس است. حالا اگر بیماری نتوانست گناهش را پاک کند، امام باقر فرموده‌اند حاجتمندش می‌کند، گرفتارش می‌کند، فقیرش می‌کند — که درد سختی است — تا گناهان دیگرش بریزد. اگر باز نشد فرموده‌اند وقت جان کندن بر او سخت می‌گیرد تا سخت جان دهد. این‌ها در حقیقت مطهره‌اند؛ روایت تصریح می‌کند که موت مطهره و پاک‌کننده است. و البته در ادامهٔ همین روایت امام باقر فرموده‌اند اگر خدا بخواهد ارادهٔ خواری بنده‌ای کند صحت جسمانی به او می‌دهد؛ و اگر بخواهد این خواری را ادامه دهد و در چشم خدا بیشتر بیفتد، رزق وسیع به او می‌دهد و غرقش می‌کند در نعمت‌ها تا غافل شود؛ و اگر باز بیشتر بخواهد خارش کند، راحت جانش را می‌گیرد لحظهٔ مرگ. چه عجیب!

جمع‌بندی؛ سمیع و علیم و صبر بر موت

من حیث المجموع جمع‌بندی تمام: برای آنکه بتوانیم کفایت الهی را در زندگی ببینیم باید به سمت اسم سمیع و علیم حضرت حق برویم و از ملک به ملکوت ارتباط بگیریم؛ و تا با ملکوت ارتباط برقرار نکنیم به مقام صبر — و آن صبری که شدتش صبور می‌شود — نمی‌رسیم. که اگر کسی به مقام صبر نرسد کار تمام است؛ همان «تواصوا بالصبر» که در آیات قرآن فرموده‌اند. پس باید تلاش کنیم از ملک به ملکوت پل بزنیم تا حتی به صبر بر موت خود برسیم. عاقبت ان‌شاءالله ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.