ددرس‌گفتارها

[سخner] من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحيم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.

اللهم اياک نعبد واياک نستعين.

الحمد لله على كل نعمته واسال الله من فضله.

السلام عليك يا داعي الله ورباني اياته.

سلام عليكم ورحمة الله [نفس عمیق].

روز سوم محرم الحرام و ایام عزاداری سید و سالار شهیدان و یاران باوفاشه.

ان شا الله که امام عصر عزیزمون از سائع هر کجا گریانن به حال جدشون در میان گریه ما رو هم دعا کنن صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد خیلی کوتاه بحث ما چه در بحث روضه و چه صحبت در این ایام خیلی اجمال هست کوتاه.

خیلی کوتاه بحث سوختن رو که موضوعیت سوختن رو بیان می‌کردیم امروز هم ادامه بدیم و نکته‌ای رو از اون استخراج کنیم.

عرض کردیم که سوختن طهارت نفس میاره و سبب می‌شه که حقایق عالم در وجود ما نزول کنه و ما حقایق رو بهتر بفهمیم، معرفت کسب کنیم و خود معرفت عرض کردیم که شدت معرفت هب رو شدید می‌کنه و بدل به عشق می‌کنه و این‌ها و عرض کردیم که سوختن از اون بهترین آثارش ایجاد طهارت نفس برای انسانه.

امروز نکته‌ای که عرض می‌کنیم این هستش که یکی از بهترین آثار سوختن و گریه کردن برای حضرت ابا عبدالله که اختصاص گریه برای ایشون خیلی مختصه اصلاً.

فبک للحسین این لام رو لام مالکیت بگیرید که نه گریه اصلاً مالکیتش برای حسین ابن علی‌ست.

تحت تملک سید و شهداست گریه.

لذا حضرت علی ابن موسی الرضا علیهم الصلاة والسلام به ابن شبيب چی فرمود؟

همه حفظید که اذا کنت باکی للشيء برای هر چیزی للشيء برای هر چیزی خواستی گریه کنی فبک پس گریه کن للحسین این لام رو مالکیت بگیر.

اصلاً گریه برای این آقاست.

حالا این اختصاصی که ایجاد شده خدای خصوصیت خاصی رو در اشک برای آقا قرار داده در سوختن، سوختنش جنسش فرق می‌کنه و [نفس عمیق] کاری که بلایی که این نوع سوختن سر قلب میاره اینو خوب توجه کنید خیلی به دردتون می‌خوره که چرا ما باید اصلاً گریه کنیم و بسوزیم برای آقا.

کاری که سوختن برای این آقا با قلب می‌کنه کاریه که غسل به ظاهر با بدن می‌کنم.

روز اول محرم غسل توبه داشت.

خوشا به حال کسایی که حواسشون جمع به این دستورات و آدابه دیگه آداب.

ادب آموزی می‌کنند و انجام میدن خیرشو می‌بینن.

اون غسلی که روز اول محرم کردی بدنت رو تطهیر کرد.

اگرچه تطهیر بدن در باطن هم تاثیرگذار هست البته این‌ها در هم تاثیرگذارن.

مثل اینکه یه شخصی لباسشو دیر به دیر می‌شست.

مثل بعضیا دیدیم مثلاً یقه‌ش چرک شده، سراستیناش چرک شده، اصلاً توجه نداره.

پیغمبر بهش تذکر داد فرمود لباستو بشور.

این لباس وقتی کثیفه نمی‌تونه ذکر خدا رو بگه.

این کثافت و خباثت و این‌ها مانع ذکره.

حالا این حقایق چگونه ملک و ملکوت با هم در هم تنیده می‌شن اهلش می‌فهمن.

همینطور تاثیرگذار طهارت ظاهر در باطن.

اما اونچه که اصلاً قلب ما رو تطهیر می‌کنه و غسل قلب می‌شه، شما غس-غسل دادید بدنتون رو.

غسل قلب چیه؟

غسل باطن وجودی نفس ناطقه ما، روح ما هر اس-اسمی بخوای روش بذار.

غسل قلب اشکه برای این آقاست.

یعنی کسی که می‌سوزه در مسیر حسین ابن علی تا دل هم نسوزه اشک جاری نمی‌شه که.

فرق نمی‌کنه چه بگی سوختن، چه بگی گریه کردن.

البته سوختن مقدمه‌ی اشکه.

یعنی می‌سوزی آماده میشی برای اشک ریختن.

حالا یکی برای چک برگشتیش می‌سوزه، اونم یه طور گریه می‌کنه.

یکی برای بدبخت بیچاره‌گیش این‌ها، یکی هم نه برای حجت خدا گریه می‌کنه این‌ها.

حالا در اقسام گریه کردن ما سال گذشته حرف زیاد زدیم یادش بخیر اینجا در اقسام گریه کردن حتی برای این آقا مراتب گریه کردن رو توضیح دادیم بر اساس فرمایشات بزرگانی مثل مثلاً شیخ جعفر شوشتری مراتب گریه اقسام دوازده گانه بعضیا تا چهارده تا گفتن گریه چگونه‌ست حالا.

پس غسل قلب ما غسل باطن ما می‌شه اشکه برای حسین.

خب این غسل باطن و سوختن و اشک ریختن که قلب رو تطهیر میکنه، باطن رو غسل میده.

این چه اثری داره؟

یعنی کسی سوخت گریه کرد و قـ-قلبش غسل داده شد؛ اون موقع آماده میشود برای تـ-- اتصال و ارتباط با ملکوت عالم.

رو چه حسابی میگی؟

به جهت اینکه وقتی که مخصوصاً برای این آقا ها، مخصوصاً حواستون باشه برای این آقا خدا هم قرار داده در دل این سوختن یه حالتی رو که فقط چشیدنیه، گفتنی هم نیست.

یه حالتی رو که کسی که برای این آقا بسوزه، جگرش کباب بشه و اشک بریزه در مصیبت و غربت این آقا، کنده میشه از تعلقاتش.

شما دقت بفرمایید بعد از جلسه امام حسین علیه السلام چه نشاط و فرحی درته.

اون برای چیه؟

که اینم خودش یه مسئله‌ست.

انشالله یه روز باید بهش بپردازیم.

علت این انبساط و این نشاط چیه؟

اونم خودش یه نکته‌ست.

اما اونچه که باعث اون انبساط شده، کندن از تعلقاته.

یعنی شما وقتی داری برای این آقا گریه می‌کنی، مخصوصاً اگر خصوصاً میگم اگر انتقال حال حجت به تو رخ بده، یعنی حال امام حسن به تو منتقل بشه، ولا سر سوزنی اصلاً دیگه دوست داری همه چی تو فدای این آقا بکنی.

"الذین بذلوا مهجهم دونک" تو سجده زیارت عاشورا این مهجه مهجه در عرب قبلاً عرض کردیم اون آخر وقتی که مثلاً گوسفندو ذبح می‌کنند، قربانی رو می‌کشن و این‌ها و دیگه خونش میره و بعداً پوستشو می‌کنن و این‌ها باز چک، چک، چک خون‌هایی ازش می‌ریزه که اونا دیگه پاکه.

قلبشو که درآری قلب این قربانی رو آخرین قطره خونی که تو این قلب باقی مونده به اون میگه عرب به اون میگه مهجه.

"الذین بذلوا مهجهم دونک" یعنی این آخرین قطره خون در قلب مونده‌شون رو ببین قلب.

یعنی شما قلبت که سوخت آتش گرفت برای این آقا آتش گرفت و سوختی اشک ریختی دیگه حاضری حتی آخرین ق-- این خصوصیت برای گریه برای اباعبدالله این به صورت سری در زیارت عاشورا واقع شده.

حاضر میشی نه فقط دار و ندارَت بلکه آخرین قطره خون در قلبت رو هم چون قلبت می‌سوزه.

تطهیر قلبه دیگه.

غسل داده میشه.

آخرین قطره خون در قلبت رو هم برای آقا بدی فدا بدی و تا تعل-- کندن از تعلقات رخ نده نمیشه کسی اینطوری بشه.

یعنی نمیشه کسی حاضر بشه همه چیو فدا کنه.

تعلقات ما رو بیچاره کرده که خیلی در سیر اون مراتب نفس و این‌ها ما قبلاً پیرامون گرفتاری تعلقات نفس زیاد حرف زدیم.

اینا رو سنجاق کنید به اون مباحث.

کسانی که این حرفا رو قبلاً شنیدن خوب دیگه قشنگ الان براشون جا میفته که چقدر بیچاره‌ایم ما به خاطر تعلقاتمون.

یکی تعلق داره به نسب و نسبش مثلاً نسب پدریش، مادریش.

اون مثلاً چه می‌دونم گیرین که پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه خاصیت؟

گرفتاره.

من پسر فلانی‌ام.

من پسر...

بعضیا تعلق دارن به مالشون که اوه، اوه این که دیگه اصلاً غوغا کرده.

تعلق بعضیا دارن به میزشون به مدیریتشون.

اوه، اوه، اوه.

خدا نکنه یه آدم بی ظرفیت و بدون آماده بره بشینه پشت میز ریاست.

تازه ریاست‌های کوچیک دیگه واویلتاست که.

اون که رئیس کل عالم بود.

عالم.

رئیس هم نه.

رئیس که غلطه بگیم.

زعیم بود، امام بود، خلیفه الله بود، منصوب از طرف حق بود.

اینطوری نگاش کن.

نه یه ریاست اعتباری که دو روز تویی بعدش مینذارنت بیرون یکی دیگه میاد جای تو.

همونایی که با قلمت حقوقشونو کم کردی، پدرشونو درآوردی، آبروشونو بردی، معرفیشون کردی به اداری، همونا بعداً به ریشت می‌خندن.

ما هستیم، تو رفتی.

اون که زعیم آل از طرف حضرت حق منصوب شده.

شوخی نیست.

تو بازا-- آقامون امیرالمؤمنین.

به دروغ هم میایم میگیم مولامون، آقامون.

بشین سر جات.

تو کجا و مولای تو.

به خودم حدیث و نص می‌خونم جسارت به شما نشد.

تو بازار داشتم امروز به همین زحمتکش‌های ادارتون هم داشتم می‌گفتم.

همینای که چایی می‌ریزن و چایی می‌کشن.

اصلاً جگرشون خنک میشد از این حرفا که همچین آقایی بالا سرشونه.

حالا آقاهای بالا سر ما کیه؟

این زحمتکش‌های درب و داغونا آقاشون علیه.

آقا تو بازار می‌رفت کفش یکی که داشت بار می‌کشید، کارگر بود جزء اینا که ما اصلاً معذرت می‌خوام آدم حسابشون نمی‌کنیم.

ببخشید اتفاقاً آدم پیش خدا همیناست.

افضل القوم خادم.

خادم هر قومی افضل هر قومیه.

نه مدیر هر قومی.

خادم هر قومی.

بعد کفشش لنگه کفشش از پاش دراومد.

خب این کارگره.

امیرالمؤمنین دوید آقا رئیس آل-- استغفرالله حجت عالمه.

حجت خدا.

ولی الله العظم دوید کفش حالا به قول ما دمپایی این کارگره رو برداشت برد برسون بهش.

حالا اگه ما بودیم خیلی مثلاً علیه السلام بودیم به این نوچه‌هامون، مریدامون می‌گفتیم برو اون کفششو بهش برسون.

رفت با دست مبارک کفشو کرد تو پاش.

اعتراض کردن به آقا.

اون یکی بارش داشت می‌افتاد از رو دوشش اینقدر سنگین بود پیرمردה داشت بار می‌کشید.

مولا رفت بارشو از رو دوشش برداشت گذاشت رو دوش خودش گفتن آقا شما رئیس مملکتی زشته این کار.

گفت بشینید سر جاتون چی زشته؟

حالا من لطیفانه دارم میگم.

حضرت فرمودن ما اومدیم بار از روی دوش مردم برداریم.

چی دارید میگید شما؟

حالا بحث ما دوباره به اون طرف کشیده نشه.

میخوام بگم که کندن از تعلقات تو اشک واقعی برای حسین ابن علی رخ میده.

حالا یکی اشک خیالی میریزه، یه وجه، یه طور.

یکی عک-- اشک عقلی میریزه، یه طور.

یکی اشک قلبی میریزه، اون خیلی بالاتر.

محجע اون تو قلبه.

حواسمون باشه.

یعنی دل بکنی از تعلقاتت.

یکی هم تعلق به مثلاً تیپ و قیافه‌ش داره.

یکی تعلق به اعتباریاتش داره.

معروفیت و مشهوریتش هرکیه، باید بکنی.

الذین بذلوا محجعم دونک.

و چه عجیب که این خانمی که امروز میخوایم روضه‌ش رو بخونیم از بچگی از همه تعلقاتش کند.

حواستون جمع باشه چجوری داریم میریم تو روضه امروز.

از همون بچگی از همه تعلقاتش تو وادی حسین کند.

یعنی چی حاجی؟

چی داری میگی؟

هیچ کجا بدون حسین نمیرفت.

اینو همه شنیدید.

این یعنی چی؟

یعنی تعلق، کندن از تعلقات.

گنده گنده هاش تو قصه حرکت ابا عبدالله از مدینه به سمت مکه و بعد به سمت کوفه و بعد کربلا بریده بودن، گنده هاش.

اما این خانم از بچگی نه که فقط، از بچگی کنده بود به خاطر حسین.

یه چیز عجیبیه.

اصلاً واقعاً این حسین یک عاشق دارد و آن هم زینب است.

تمام.

چیز عجیبیه وقتی روایات رو بررسی می‌کنی.

حالا روضه‌ی ما هم اجمالیه شما هم باید سریع آماده بشید دیگه.

هه، دیگه ما مقدمه نشینیم خیلی.

وقتی به دنیا اومد هی گریه می‌کرد.

بچه گریه می‌کنه دیگه که اون هم حکمت داره.

امام صادق حکمت اون رو هم فرموده چرا بچه گریه می‌کنه.

در توحید مفضل مفصل گفته.

بچه گریه می‌کرد از زینب قربونش بریم.

اگرچه دختر ولایته وقتی بغل هر کدوم دادن این گریه آروم نشد.

چشمای خانم هم بسته بود.

به محض اینکه دادنش بغل ابا عبدالله روایته اینو احساسی نبینید مدعا بگن نه.

تا دادن بغل ابی عبدالله چشماشو باز کرد.

تو صورت حسین نگاه کرد.

اشکش تموم شد.

گریه‌ش تموم شد.

لبخند زد.

همه دیدن حال زینب عوض شد.

عجیبه ارتباط این دو تا با هم.

چی بگه آدم؟

بعد اوج میخوای گریه کنی، میخوای ناله بزنی، میخوای بسوزی.

اوج روضه تو ناحیه مقدسه رو اون همه سلام میده آقا امام عصر به جدش.

السلام علی من دفنه اهل القری.

السلام علی مقطع الاعضاء.

السلام علی رأس المرفوع.

همه اینا، اینا.

اوج روضه رو ابا عبدالله می‌دونی کجا مرق میکنه تو ناحیه؟

میگه سلام به تو ای جدّ.

اون لحظه‌ای که در گودی انقباض و انبساط عضلاتت رخ داده بود و از این پهلو به اون پهلو میشدی، گوشه‌ی چشمت به خیمه‌ها بود.

[خنده] گوشه‌ی چشمت به خیمه‌ها بود.

یعنی دل نگران حال زینب و بچه‌ها بودی.

اصلاً قصه‌ی کربلا اینه.

روضه‌ی حسینی اینه.

[خنده] هنر اون داره که بتونه اوج روضه رو بگیره.

خب ولی سنگ هم گریه کرده برای حسین.

برای همین غریبی امام حسین سنگ هم گریه کرده.

اما هنر داشته باشی اون جاهای خاص رو بگیری.

حسین جان تو خودت داری از-- کشته میشی.

همه یارانت شهید شدن.

امام زمان سری داره میگه.

میگه نه، همه‌ی غصه‌ی تو این بود که داری میری بعد تو چیز-- بلایی سر زینب میاد.

[خنده] آخ زینب، آخ زینب.

قربون حال همتون.

ایشالا چنان از تعلقات بکنی مثل شهدا بخرنت که کندن اونا هم خریدنشون.

برای عزیز دلم زینب سلام الله علیها.

یه، یه چیزی بگم و عزیزم ادامه بده.

دلم رفت سمت لحظه‌ای که می‌خواستن راه بیفتن از مدینه.

راوی میگه نگاه کردم دیدم یک زن با جلالتی از دور نگاه کردم دیدم همه دورشو گرفتن با یه ابهت و عظمتی دارن میارنش سوار بر مرکبش کنن.

گفتم این چیه؟

گفتن دختر علی، زینبه.

دورشو گرفته بودن.

هرچی کله‌م رو سر کشیدم اینور اونور نتونستم ببینمش دور شد.

بعد دیدم یه آقایی چهارشونه‌ی خیلی قدبلند و اومد خیلی رشید زانو زد کنار مرکب.

زانوشو رکاب کرد.

این خانم پاشو گذاشت رو زانوی این آقا رفت بالای مرکب.

گفتم این آقا چیه؟

چه ادبی.

گفتن این عباسه.

زانوش رکابه سواری زینب کرده.

وقتی هم می‌خواست از ناقه پیاده بشه همین کارو ابالفضل با زینب کرد.

حالا غروب عاشورا یا روز یازدهم می‌خواد از کربلا بره.

[خنده] یه نگاه سمت غم کرد.

داداش کجایی؟

زانوت برام رکاب کنی.

داداش ببین آقا اهرم و دو تا دورمو گرفتن.

خدا رحمت کنه سید نعمت الله جزایری رو.

تو کتابش میگه السلام علیک یا کعبة الرضا.

میگه سلام به تو ای کعبه‌ی اذیت‌ها.

چرا کعبه؟

بگم تمام.

آخه کعبه دورش طواف می‌کنند و می‌گردند.

یعنی دو تا دور زینب رو حرامی‌ها گرفتن.

آخ حسین.

حسین.

حسین.

همه با، همه با هم سلام بدن.

السلام علیک حسن.

وعلی ابن حسن و علی