د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱
دارای متن همگام
اربعینِ حسینی؛ چهلگیریِ عشاق
موضوعیت سوختن ۱
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۵:۳۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## اربعینِ حسینی؛ چهلگیریِ عشاق
۰:۰۰
## الحج عرفه؛ بیرون از حرم بسوزید
۳:۱۴
## صلاة؛ آتش گرفتن در لغت
۶:۱۷
## قرب با سوختن؛ یاران حسین
۸:۳۷
## مسلم بن عقیل؛ أوثق بنیهاشم
۹:۲۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله من الشیطان و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله
العلی العظیم. اللهم ایاک
نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
تو این چند روز ماه عزای سید و سالار شهیدان
عزیزان نیت کردن که خیلی به صورت اجمال
توسل کوتاهی داشته باشیم و نکاتی رو هم البته قبلش بیان کنیم.
خیلی کوتاه عرض کنم تا عزیزان توسلشون رو
شروع میکنند .
اونهایی که در مسیر سیر و سلوک هستند میدانند که بعد از
اون چهلده و اربعینگیری
موسوی یا کلیمیه که از اول ماه ذی القعده شروع میشه تا دهم ذی الحجة و بعید قربان تموم میشه؛
یکی از بهترین اربعینیات و چهلگیریهای
برای سلاک و عباد الرحمن است
که دستور، دستورات زیادی براش مترتب شده هم از روزه و از کار و اوراد.
بالاتر از عارف و عرفا، عشاق هستند که
البته مسیر عشق و حب که عشق
شدت حب است از مسیر عرفان میره، میگذرد.
یعنی عارف بر اثر شناخت دقیق و
لطیفی که از معشوق پیدا میکنه
از مسیر حب گذر میکنه.
شدت حب او رو به عشق میرسونه.
لذا این اربعین حسینی،
این چهلگیری که عشاق میگیرن از اول محرم شروع میشه تا دههی،
تا عرض شود اربعین،
اربعین سید و شهدا. بعض تا ده روز قبل از اربعین بعضی هم از روز شهادت ارباب شروع میکنند تا اربعین،
به این شکل. یعنی از
اول محرم بعضیها از امروز شروع میکنند تا
دهه ماه سه- دهه اول ماه صفر، روز دهم
میشه چهل روز. بعضی هم نه،
از روز شهادت ارباب شروع میکنند تا روز
اربعین چهل روز. حالا در هر حال
این چهلده، چهلده حسینیه است.
آنچه که در این چهلده
عشاق لحاظ میکنند
از حیث اون آدابی که برای چهلگیری و اربعینشون دارند
چیزی نیست جز سوختن.
برنامهشون در مسیر سوختن است.
اتفاقاً نکتهای رو عرض کنم که در عزیزانی که تشریف داشتند در
دعای عرفه پیش از شروع دعای عرفه محضر اون شاهد گمنام عرض کردیم
که اتفاقاً حضرت امام صادق صلی الله علیه یه سؤال خیلی جالبی پرسیدن و چه شیرین جواب دادن حضرت
که آقا مثلاً در ایام
حج ما از حرم بیرون میشیم میریم به صحرای عرفات.
انشاءالله قسمت بشه با معرفت.
خب چگونه است که شما فرمودید الحج عرفه؟
یعنی همهی حج عرفه است.
در حالی که خود صحرای عرفات
به یک معنا بیرون کردن حاجی از حرمه.
خود صحرای عرفات که جزو حرم نمیشه.
از حرم بیرونت میکنند،
میری تو بیابون اونجا وقوف میکنی
در صحرای عرفات تا حالا بعد دو مرتبه برگردی برای اِه اون
ادامه مناسک حج. چه شیرین حضرت جواب دادند.
فرمودند از این حیث همهی حج عرفه است.
البته یک وجهش اینه حضرت فرمودن بنا به سعهی وجودی اون سائل که پرسیده
فرمودند که بله شما رو از حرم بیرون میکنند،
دور از حرم، فراغ حرم شما رو بگیره بیرون از حرم
و بسوزید. به سوختن بیفتید.
به گریه بیفتید. به ناله و عنابه بیفتید تا دو مرتبه بر اثر این سوختن لیاقت برگشتن به حرم پیدا کنید.
اتفاقاً اصل حج رو حضرت میفرماید همون سوختن تو عرفاته.
عجیبه. این سوختن خیلی موضوعیت داره اصلاً طریقیت نداره.
بگیم حالا یه راه مثلاً رسیدن به خدا
مثلاً یه راهش نمازه، یه راهش هم مثلاً سوختنه.
نه، اصلاً موضوعیت داره.
یعنی در هر منسکی از مناسک الهی
و در هر طریقی
در، برای سالک الی الله
و عباد الرحمن هر
عبادتی رو که اینا بخوان در چهلهشون منظور کنند باید همراه سوختن باشه
و هر چیزی که ما رو بیشتر بسوزونه
بنا به فرمایش امام صادق صلی الله علیه که اینجا فرمودن
ما رو لایق وصل و زیارت میکنه که اصل زیارت هم حضور زائر عند المبرور مزور
زیارت شد، ش-شونده
حضور زائر، زائر زیارت کننده
حضور او نزد زیارت شونده میشه اصل زیارت
که حالا از راه دور
میشه زیارت قلبی که اصل هم البته زیارت قلبیه.
پس این سوختن یکی از بهترین
موضوعاتیست که در متن،
در متن عبادیت ما میبایستی که باشد.
اتفاقاً بزرگان فرمودن اصل معنای
صلاة، صلاة رو اگر لغتشناسی کنید،
سحاح اللغة، کتابهای خوب لغتشناسی رو بخونید.
یکی از معانی دقیقی که بر صلاة و نماز ما دادن گفتن سوختن، آتش، آتش،
آتش گرفتن. اصلاً نمازی که بدون سوختن و آتش گرفتن باشه چه نمازیه؟
محرمی که بدون سوختن باشه چه
محرمیه؟ بهترین
دام عشق ابا عبدالله، بهترین دام عشق خدا،
این الهیت نظام هستی عزیزان دلم
تو این ده شب اتفاق میفته با سوختن.
سوختن، همه رو سوزوندن.
یعنی انبیا همهشون
با این عشق سوختن. اصلاً معنای سوختن همون معنای حضوره.
حضور. ما گفتیم حضور ظاهر عند المظهور.
اصلاً حس حضور در محضر حضرت حق که تمام عالم
محضر اوست چون همهی عالم ظهور و تجلی حضرت حقه
و چیزی جز حق نیست.
خلق حق متشعنه،
حق ظهور یافته است.
باطن حق آشکار که میشه، میشه خلق،
میشی شما. خب این
عین محضر حقه. کسی این رو درک کنه ما آنی از محضر حق
سبحانه و فارغ نیستیم.
وقتی که فهمید که
آن فآن در محضر حضرت حق سبحانه وست
و حق داره تجلی میکنه در او این حالت سوختن ایجاد میشه.
اصلاً حضور همراه سوختنه.
یاد کم و کاستیها، بیچارگیهاش اینها میافته.
یاد ضعف در عبادتش، نقصان
به هر حال مسیر بندگیش و اون گرفتاریهای
در مسیر ب-بندگی و باطنی که بل الإنسان على نفسه بصيرة.
هر کسی آگاهتره به درون و بی-- باطن خودش.
هیچکس نمیتونه ما رو تحلیل کنه، تجزیه کنه.
هیچکس جز خودمون که ما چه کردیم و چه هستیم و به چه سمتی میریم.
خودمون از همه بهتر و صد آیه قرآن میتونیم بگیم
چیکارهایم. حالا برگردیم
در محضر ابا عبدالله
روز اول ماه محرم الحرام و
سوختن در خیمه ابا عبداللهست.
هرکی بیشتر بسوزه
مقربتره، نزدیکتره.
چون شما نمازم که میخونید اگر معنای نماز، معنای اصیل نماز یعنی سوختن.
خب شما میگی اِ-- نماز میخوانم که چی؟
قربتاً الیالله قرب بگیریم.
پس اصلاً سوختن قرب میاره.
هرکی بیشتر بسوزه
بیشتر نزدیک میشه. و چقدر
یاران ابا عبدالله رو شما بررسی کنید میبینید اونهایی که بیشتر از همه سوختن
قرب بیشتری به ابا عبدالله داشتن.
هرچی که سوختن بیشتر، قرب بیشتری پیدا کردن.
یکی از کسانی که خیلی
سوخت در مسیر حسین سوخت و شهید شد
حضرت مسلم بن عقیله.
قربونش بریم. باب الخوائج الی الله
أوفق بنی هاشم عند الحسین.
به فرمایش خود ابا عبدالله در نامهای که نوشتند او رو أوفق
معرفی کردن. یعنی
مورد وثوقترین شخص در بنیهاشم نزد امام حسین.
خیلی حرف بالاست. لذا میشه نایب خاص.
خب این عزیز بزرگوار همه وجودشو فدا کرد
برای ابا عبدالله و وقتی اون بیمعرفتی و بیوفایی مردم کوفه رو که دید و دید، دید، چش-چشید یعنی واقعاً
نه که خبر بگیره نه، دید و چشید،
تازه سوختن مسلم شروع شد
که کاری هم دیگه نمیتونست بکنه
که طوعه، اون طوعه خانم با معرفت وقتی
دید مسلم خیلی تو خودشه، خیلی دگرگونه.
هی با دست رو زانوش میزنه، هی آه میکشه اینها.
گریه میکنه. چی شده؟ چرا؟
چطونه شما اینها؟ مسلم میگه من نامه نوشتم به
سید و سالارم، پسر فاطمه زهرا
به یه امیدی آقا داره میاد تو این شهر و بعد الان میبینم که اینها چگونه بر علیه او هستند.
چه کنم به زبان خودمونی بشکنه این دست.
چه کردم، چه نامهای برای حسین نوشتم.
لذا تا لحظه آخرش میسوخت
تا اون لحظهای که بردنش بالای دارالاماره.
مسلم میسوخت. یک پارچه آتش بود
که حسین جان کاش یه طوری
صدای من بهت میرسید.
من نامهبر تو بودم، سفیر تو بودم، دعوتت کردم.
ای کاش صدای من به تو میرسید که کوفه نیای
و اگر کوفه میای بدون زینب بیای، بدون رقیه بیای.
اینها خیلی بیمعرفتن، خیلی بیحیان.
اما چه کنیم؟ صدای مسلم به گوش کی میرسید؟
عجیبه، یه رعبی با مسلم ایجاد کردن که مثلاً بخوان یه زهرهچشی،
مداحها، خوندنها اینها خوبه.
کتابهای بسیار اصیل و عالی
در خصوص روضه مثل مثلاً الارشاد شیخ مفید رو بخونن.
کتاب بسیار گران سنگ
الارشاد شیخ مفید در معرفت امام حسین.
دو جلده. یه جلدش مختص به
آقا ابا عبدالله بخشیش.
اینها. بسیار از بزرگان
نظرشون اینه که
یه زهر چشی اون ملعون تو کوفه گرفت
از محبین امام حسین زهره چشم رو من در قالب روضه مسلم بگم
که تنم به لرزه میفته هر وقت میگم
که تو عرفه وقتی گفتم بچه ها گفتن واقعا حاجی اینطوری بوده؟
گفتم بله ما باور نمیکردیم تا مثلا داعشیها رو دیدیم باور کردیم که میشه انقدر آدم قسی القلب باشه.
من خودم دیدم بچههای مدافع حرم رو.
خب دو سال کار محرمانه در داعش کرده بودیم و اینا
فیلمهایی دیدیم که هیچکس ندید و مثلا بچههای مدافع حرم رو توی سلاخ خونه که
ذبح میکردن مثلا قربانی میکردن، گوسفندا رو سلاخی میکردن، اینا رو به این چنگکهای قصابی هست
از پا بچههای ما رو آویزون کرده بودن.
اونطوری بعد خون جمع میشد تو سرشون.
یه دفعه رگ گردن رو میزدن، خون میپاشید.
چه کردن اینا؟ یه همچین بلایی سر مسلم آوردن برای اینکه زهر چشم بکشن
بگیرن از محبین حسین که آخر عاقبت محبین حسین
چطوره آقا رو وقتی از دار و وار پرت کردن پایین سر از بدن جدا کردن بدن مسلم رو به یه روایت آوردن به این چنگکهای
قصابی آویزون کردن
که همه ببینن عاقبت
دم زدن از حسین چیه.
به همین هم اکتفا نکردن.
بدن آقا رو بستن به پشت یه اسبی
تو کوچههای کوفه میکشوندن رو زمین.
یه نفر نبود اونجا فریاد بزنه.
دم از مظلومیت مسلم و حسین بزنه.
خدا رو شکر رفقا که
نمردیم و پای ما به سفره محرم و حسین رسید.
دوباره لباسهای احرام مشکیمون رو به تن کردیم.
آقای لطفی همکار ما بود.
به محرم نرسید روحش شاد.
میشد ما هم الان زیر خاک باشیم و
محرم حسین رو درک نکنیم.
خدا رو شکر الهی که عاشورای حسین رو هم ببینیم
و بین عزاداری و گریه و اشک و آه جون بدیم برای حسین که ما جز حسین کسی رو نداریم.
سلامی تقدیم کنیم عزیز دلم براتون ادامه بدن.
السلام علیک
یا أبا عبد الله
و علی الارواح التي
حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا.
حسین جان خدا ما را از شما جدا نکنه.
ایشالله این آخرین محرم عمر ما نباشه.
همیشه پا رکابت باشیم.
ولا جعل الله
اخر العهد منی لزيارتک.
السلام على
الحسين- همه بگن بکنن. وعلى
جلسه بعد