ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 027

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. الحمد لله على کل نعمہ و اسال الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. هدیک به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه ان‌شاءالله عزیز زهرا در این روز پر از نور و سرور هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و اسائ پروردگار منان قلب مقدس ایشون رو پر از فرح کنند به بخشش بقیک غیبتشون به مادرشون زهرا. هدیک‌ای که امروز تقدیم می‌کنیم چون روز میلاد با عظمت پیغمبر عزیز عالم و امام کشاف حقایق به حق ناطق امام جعفر صادق علیکم الصلاة والسلام هست مرتبط با روز هم باشه.

همه دوست دارند که منزلشون پر از خیر و برکت باشه. خیر و برکت در منازل جاری و ساری بشود. بنده مدت‌هاست پس از اینکه از مشایخ‌مون این هدیک رو اخذ کردیم انجام دادیم و عجیب برکاتی ازش دیدیم. خیلی ساده اما بسیار پرمغز. برای اینکه منزلتون ان‌شاءالله پر از خیر و برکت باشه عادت کنید هر وقت که وارد منزلتون شدید اول سلام کنید به پیغمبر عزیز عالم به این شکل که السلام علیک یا رسول الله. السلام علیک و رحمة الله و برکاته. این هدیک امشب ما به شما که فرمودندد موجبات ریزش و نزول برکات حضرت حق بر آن منزل می‌شود. این را عادت کنیم به خونواده‌مون هم یاد بدیم. بچه‌هامون هم حتی همسرمون وارد منزل شدن این کار رو انجام بدن. همینجوری که وارد شدید در رو باز کردید آخرش سوره قل هو الله احد. سوره توحید رو می‌خونید و تمام.

حالا دیگر با اهل منزل خوش و بش می‌کنید و و دیگر هرچی که هست. قبل از اینکه بریم وارد درس و بحث بشویم دو تا نکته عرض کنم یکی اینکه ما شرمنده خواهرامون هستیم به جهت اینکه خیلی اصرار داشتند که به صورت کلاس طوری چون هست منبر که نیست کلاس درسه آن‌ها هم بالا باشن. چند جلسه این کارو کردیم بالا بودند. این وسط به یاد بیت رهبری نیمچه دیواری درست بود و خواهرها آنور اما آن‌قدر گلایک شد که جا تنگه اذیت میشیم و برخی میومدن جا نبود دم در می‌ایستادند. این‌ها دیگر مخصوصا امروز که میلاد پیغمبر بود دیگر دوستان صلاح رو بر این دونستند که اشکال ندارد راحت‌تر باشید. چه خواهرها چه آقایون راحت‌تر باشید. خانوما برن طبقه پایین و آقایون بالا. به هر حال خانوما حلال کنن. نکته دوم هم پیرامون این نکته‌ای که خودش یک منبر می‌طلبد‌ها.

حالا من خیلی کلی و رد میشم. آن هم اینکه برای جاری شدن فیض بر لسان این بیچاره که اگر خدا قواي وجودی‌شو تک تک شما در این جاری شدن و نزول فیض تاثیر دارید. نیتتون حتی بدنتون که آیا این بدن ان‌شاءالله تطهیر شده حالا من خیلی نمی‌خواهم سختش کنم. نمی‌خواهم خیلی وارد جزئیات بشم فقط گوشه ذهنتون باشه و الا خیلی حرف داریم اینجا که عجب یعنی آن‌قدر در هم تنیده شده است حقایق عالم ظاهر و باطن بله فیض از باطن نازل می‌شود اما ظاهر عنوان باطنه. چرا اولیای خدا نمازی که می‌خواستن بخونن براش لباس مخصوص داشتن؟ یک سلسله بحثی داشتیم پیرامون ادب مع الله خیلی سال‌های پیش. آنجا که ادب اقتضا می‌کند آن لباسی که یک بار اول نجس شده ولی شسته هم شده پاک شده در مسیر سیر و سلوک عرفانی ابتدای سیر و سلوک نه

اما بخوای به مسیر عرفان برسی از طریق سیر و سلوک اقتضا می‌کند که آن لباسو نپوشی با آن نماز بخونی. اگرچه شستیش اما یک بار که نجس شد. حالا می‌خواهم به شما بگم که آن‌قدر ظرافت‌ها دارد این قصه مانع فیضه آقا. بالاخره آنان دارن می‌گویند آنان یک چیزی می‌دانند که می‌گویند دیگر. یک مقدار حرف گوش کن باشیم به خیلی جاها می‌رسیم. اینکه حضرت امام روحش شاد به فرزندش آستاد احمد حالا اینطوری که از فحوای صحبت حضرت امام برمی‌آد به خود پسرشون گفتند. آن نیز با آستاد احمدی که مجتهد بود. آن عظمت وجودی آستاد احمدو کی می‌تواند درک کنه؟ به ایشون فرمودند هرگز انکار مقامات اهل معرفت نکن. اگر نمی‌فهمی انکار نکن بگو من نمی‌فهمم. بالاخره این‌ها دارم ذرایفه. حتی نوع نشستن شما.

ننمی‌دانم دقت کردید بعضی موقع‌ها شده تو جلسه‌ شما یکی ساعتشو نگاه کرده من بحثو جمع کردم. گفتم دیگر کسی ساعتشو نگاه کرد من دیگر ادامه نمیدم بحثو جمع کنیم. چند بار این را از ما دیدید. یعنی آن‌قدر تاثیر دارد؟ یعنی آن جلسه‌ای که چنان تو رو میخ کوب نکرده به خودش که بکنی از همه تعلقات اصلاً فراموش کنی همه چی رو چنان فروپاشی در ذهنت ایجاد بشود که همه مفروضاتتو بریزی بیرون میخ کوب غرق در آن حقیقتی که دارد القا می‌شود به تو نشی یعنی آن جلسه اگر این کارو با تو نکنه همان بهتر که ساعتتو نگاه کنی و همان بهتر که آن جلسه تعطیل شه. اصلاً نوع نشستن شما نوع نگاه شما به ما حالا این حرفا رو من دارم یک سری طاقت شنیدنشو ندارن. خیلی عذرخواهی می‌کنم برخی زبان نفهم‌ن زبان نشنیده‌ن به قول حضرت استاد و لو تو وادی دین‌اند.

دین رو یک چیز سطحیِ در پیش پا افتاده‌ی در همین در حد پوسته‌ای که تا حالا ما من و شما برخورد داشتیم می‌بینند. بله همان هم هستیم. در همان مراتب مادون نگهدت می‌دارم. ولی کسی که می‌خواهد مدارج رو با معارجش طی کنه قطعاً باید این ریزه‌کاری‌ها رو بدونه. قطعاً جلساتی که در آن جلسه صحبت‌های خاص زده می‌شود اصلاً عقده از لسان سخنران برداشته می‌شود شرح صدر پیدا می‌کند سخنران می‌گوید خدا می‌دونه که بارها خواستم این را بگم نشد. در این جلسه توفیق شد بگم. کسی یا کسانی در آن جلسه با ادب مع الله و مع حضر الله حتی ادب مع نفسه. نشستن با نیت‌های پاک با آداب خاص که منجر به نزول فیض شده. یعنی به خود شما هم رد پیدا می‌کند.

یعنی به من می‌گویند حاج آقا می‌گویند زیاد می‌گویند مثلاً حاج آقا آن جلسه‌ی ننمی‌دانم چهل و پنجو ننمی‌دانم چهل و شش یا بیست میدن عدد میدن معرفت نفس اصلاً چه کردی؟ شما چگونه حاضر شدید؟ چندین بار من خدمت شما. الان یک ذره متوجه می‌شید منظورم رو آن موقع گفتم و رد شدم؟ یک ذره دارم بازش می‌کنم به شما میگم من که اینجا به فضل الهی می‌نشینم و توسل می‌کنم علت اینکه بعد از نماز اینجا من زار می‌زنم با اشک چشم می‌زنم. می‌شینم اینجا بارها خدمتتون نه اینکه من آدم عرفانی‌ای هستم در سجده نماز در سجاده نماز مثلاً حالات آن نه این بار سنگین بیچاره‌ام می‌کند. التماس می‌کنم به خدا اشک می‌رویزم می‌شینم اینجا به خدا کمک کن علت اینکه من به شما میگم و اینجا می‌شینم بشورونید منو یعنی چنان شورشی به وجود من بدید با نشستنتون

با مقدمات حضورتون در جلسه ارزش قائل بشید حالا این حرفا رو میگم باید به وقتش یک جلسه‌ی منبری بریم. درسمون می‌ماند که شما متوجه اهمیت این‌ها بشید. شما در مسیر مهمی گام گذاشتید. سیر و سلوک نصیب هر کسی نمی‌شود آقا. میلیون‌ها نفر در مسیر حق دارن گام برمی‌دارن اما اصلاً ری از سیر و سلوک و ذرایع و دقایق و لطائفش ندارن. حتی این کسی که زودتر زودتر از همه می‌آید اینجا می‌نشیند هنوز جلسه شروع نشده هنوز اذان نداده که بخوایم می‌بینید چند نفر اینجا نشستن مشغول ذکرند. باور کنید آن‌ها راه رو باز می‌کنند تا آن کسی که ساعت شد حالا می‌رسیم. حالا به ته دیگش می‌رسیم. حالا مشکل ندارد وسطش برسیم. آن راه بازکن نیست آن وجود سخنران جلسه و حالا بهتره بگوییم سخنران غلطه دیگر بگوییم معلم جلسه رو می‌شورانه.

مقدمات سیر و سلوک

به شور و به یعنی چنان به شور و خروش می‌کشاند ناخودآگاه می‌بینی حرف‌هایی می‌زند که هیچ وقت نمی‌زد. رزق شما به دست شماست. شده‌م خیلی موقع‌ها ما با تم طراغ خاصی مطالب عرشی و عالی آماده می‌کنیم میاریم اینجا از اول تا آخر جلسه یک دونه از آن‌ها رو اجازه پیدا نمی‌کنیم نگاه کنیم حتی که برای شما بگوییم. این هم پیش می‌آید. این نکته‌ی مهمیک خدمتتون حتی شاید شما تعجب کنید اما آن‌هایی که حالا آن‌هایی که بعدا صوت رو گوش می‌دهند که باز رزق آن‌ها هم هست ولی کاری به آن ندارم. این‌هایی که الان به صورت مجازی وصلن. الان ظاهراً آقا ما می‌گیم مجازی ولی حقیقتا مرتبط‌اند دیگر دل‌هاشون که با شماست که. حتی کسی که اصلا یکو نتش قطع شده تصویر ندارد اما دلش تاپ تاپ می‌زند با شماست. زیادن اینطوری پیام‌هایی که می‌آید.

چند برابر شمایی که اینجا حاضرید به صورت مجازی استفاده می‌کنندد. این‌ها هم حتی حالاتشون تاثیرگذاره در بیان بنده در ریزش فیض در این جلسه. فرق می‌کند کسی مثلا دارد ظرف می‌شوید تو خونه‌ش دارد صدای این جلسه رو گوش میده یا کسی وضو گرفته دفتر قلم گذاشته جلوش رو به قبله نشسته دارد صوت رو گوش میده. این‌ها با هم فرق می‌کند. حالا تو در حال رانندگی تو صف نونی بگیر تو گوشت. من هر وقت تو نونوایی‌م یک موبایل بغل گوشمه و دارم فرمایشات استاد رو گوش میدم. آن‌ها اولی پخش زنده زنده اسمش رو خودشه فرق می‌کند طرف لمیده دارد خمیازه هم می‌کشد. فس پشت کله و گوشش رو می‌خاراند بعد دارد گوش میده چه حرف قشنگی زد حاجی. این فرق می‌کند تا آن کسی که چنان آماده است. منتظر یک جمله از لسان معلمش بپره بیرون تا بقاпе این را

ملکوت عالم می‌بیند این‌ها رو. الان شما می‌بینید؟ ما ذیل اسم از ظاهر حضرت حق داریم زندگی می‌کنیم. الان باطن این جلسه و باطن یعنی پشت پرده این جلسه و آن‌هایی که تو خونه‌هاشون دارن گوش میدنو ما نمی‌بینیم. ظاهراً ما نمی‌بینیم. اما ملکوت که می‌بیند. آن کسی که می‌خواهد فیض رو بر لسان این بیچاره و بر دل شما جاری کنه و بنشونه می‌بیند که ر دارد که. ر دارد تک تک نفوسی که اینجا نشستن به چه نیتی آمدند که. «إنه يعلم الجهر وما يخفى»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. آشکار رو می‌دونه پنهان رو هم می‌دونه. ما تو یک جلسه‌ای بودیم که ساعتش بد بود. آقای صفری بودن ساعت سه عصر بود تو صداوسیما. دیگر بعد از ناهار و بعد از ظهر و همه خسته کار و بدون استثنا من شروع می‌کردم همه تو حالت چرت بودن. من هی چرت این‌ها رو می‌پروندم

یک چیزی می‌گفتم و می‌گفتم برید آب بزنید صورتتون بیاید. بیچاره‌ها چه کار کنن؟ این قصه‌ش فرق می‌کند. معلم باید زور بزنه این‌ها خوابشون نره. اما نه یک وقت یک چنین چنین شبی مثلا یا جلساتی که اقتضاش خواب نیست. یعنی یا صبح زوده یا اول شب مثل اذانه. الان تازه اذان دادند نماز خواندید و بالطبع الان کسی نباید خوابش بگیره خمیازهش بگیره. اما امکان دارد یک وقت از شما کسی در این لحظه‌ای که وقت خواب نیست اقتضای خواب نیست بخوابه. این‌ها ذرائف کار سلوکیک. هرکسی این‌ها رو متوجه نیست. اگر کسی رو پیدا کردید این‌ها رو می‌دونه دستشو ببوسید. به شما تذکر میده ازش بخواید بیشتر بدهد. بذار چرا بخوابه به نظر شما؟ یک نفر دو نفر تو جلسه خوابیدن. اتفاقا معلم قهار یک کاری می‌کند آن خوابش برود.

به بغل دستیش می‌گوید اشاره می‌کند بیدارش نکنی بذار بخوابه. کی حرف دیگر‌ای دارد؟. قلبش آرام می‌گیرد بعضی وقت‌ها خواب باید آرامش بشود. یعنی شما آرامش بگیری بعد بتونی بیدار شی. آنجا احساس امنیت و آرامش ایشون می‌فرماید احساس امنیت و آرامش کرده قلبش آروم شده نیاز دارد بخوابه بخوابه تا آرامش بگیره. اکثرا که گفتند که رزقش نبوده. شاید که بیدار موندن آن کسی که خوابش می‌آید چون رزقش نیست به زور خودشو بیدار نگه می‌دارد باعث می‌شود رزق بغلیش کم بشود. دیگر حرفای جالبی داریم می‌شوندویم. خیلی حرفا شایان توجه است. خواب هست روحش رو از غذا جنس استفاده می‌کند. چنین جنس حرفایی بودم. توقع داشتم از همان ابتدا یا زهرايي بزنن تو خال. بخشی از سلوکه آفرین. دریافتیش زیاده هنگ می‌کند ها. نظرات خیلی دارد عجیب می‌شود. بین علما دارد اختلا

هر شب با شنیدن شما خوابم می‌برود. شما دیگر زدید تو خال اصلاً خال رو ترکوندید. خواهر یکی از آقایون می‌گوید ما هر شب با شنیدن شما خوابمون می‌برود یعنی هم دست به اینه هم خواب آلوئه بله نمی‌دانم شما از شاگردان قدیمی این وادی هستی بله. عادت کردم به خدا تو رو خدا عادت کردم. من به سخنرانی‌های خیلی‌ها گوش می‌دم از آقای حالا اسم نبریم. انتخاب شما- خدا رحم کنه به شما. خدا به شما رحم کنه که فقط منو انتخاب کردی و منم می‌خوابونمت. و یادم هم می‌ماند صحبت‌هاتون. خیلی نه شما که از مسجد بلال ما از مسجد بلال که اینجا منتقل کردیم تک و توک از جلسات مسجد بلال آمدند. هی می‌گفتندد آقا فلان. بفرمایین سفره پهنه چرا نیستید؟ شما ثابت قدم هستید. بله شما دستتو آوردی بالا دیگر بفرما. نه با ایشونم این روبروم. دنبال این نیز بودم.

ببین نگاه‌ها چقدر متفاوته. ظرف وجودیش همین اندازه‌ست. من خودم یکی از ی بودم که خیلی موقع‌ها پای درس اساتید هم چرتم می‌گرفت. حالا دقت در این نکته لازم است نکته‌ای رو بگم. اولا نظرات متعدد و متکثر خودتان رو دیدید. متنایض از هم هستن. شما وقتی می‌خوابید طبق درس آموزه‌هایی که از حضرت استاد تا حالا گرفتیم می‌روید تو کدوم رتبه‌تون؟ از طریق مثال متصل می‌توانید ارتباط بگیرید با مثال مطلق. حالا وقتی فیض دارد بر جلسه یا بر لسان معلم و بر قلوب شما جاری می‌شود نازل می‌شود از کدوم رتبه می‌آید؟ از مثال مطلق یعنی مثال بیرون از ما. یعنی عالم مثال حالا بهش می‌گویند برزخ. از آنجا دارد فیض نازل می‌شود می‌آید بر وجود من می‌ریزد. کسی که خوابید اگر مثال متصل خودش یعنی قوه خیالش پاک بود پل می‌زند با مثال مطلق.

فیضی که دارد از مثال مطلق می‌ریزد بر جلسه ما رو همانجا می‌گیرد. برای همین یک معلم قهار اصلا می‌خواباند. این رو حساب خوابیده. نه هیپنوتیزم کنه همه بخوابن. آن کسی که تشخیص می‌دهد می‌گذارد بخوابه. این‌ها رو دارم حالا بریم جلوتر. هی ظرائف می‌آید رو لسان من. کشش جلسه شما هم اقتضا دارد اما فعلاً صلاح نیست خیلی چیزا رو بدونید یکو هنگ می‌کنیم بعضی‌هامون. تا این حد موضوع حساسه. بالاخره شما الان مطلبی که می‌شوندوید از من صوتی که از من به سامعه شما قوه سامعه شما می‌رسد این مادیک. قوه سامعه شما شأنی از نفس شماست. نفس شما اولین جلسه معرفت نفسمون. به فرمایش علامه طباطبایی اول باید تجرید بشود. این صوت مادی باید تجرید بشود به زبان نفس برگرده. وقتی خواب هستی به نظر شما صدای منو می‌شوندوید یا نه وقتی خوابیدید؟

صوت مادی به گوشت می‌خورد. منتها چون رفتی تو رتبه مثالی‌ت رتبه مثالی‌ت ظاهراً متوجه این صوت نمی‌شود. اما حقیقت صوت رو می‌فهمد. حقیقت فیض رو می‌فهمد. چون رفته یک رتبه به باطن‌تر. اصلاً آن حقیقتی که جا حالا از فردا پس فردا نگین همه تو جلسه بخوابید ها. این حرفی که من دارم می‌زنم به معنی اینه که همه بخوابین. اگر ناخودآگاه دیدی اصلاً هرچی می‌کنی خوابت می‌گیرد بخواب. حالا نه اینکه متکا بذاری من بالا من برم تا جلوی من دراز بکشی بخوابی نه. یک جوری بخواب کسی نفهمه. مثل خود من همی‌شود تو خونه خانمم وقتی تو سجده‌ام سجده‌ام که خیلی طولانی می‌شود می‌فهمد من خوابم گرفته. می‌آید سریع بیدارم می‌کند. خیلی موقع‌ها تو سجده خوابم می‌رود خیلی هم شیرینه. گاهی اوقات شما یک اتفاقی برات می‌افتد

معرفت نفس و رب

یک چیزی رو می‌شوندوی میگی انگار یک بار دیگر این را شنیده بودم. یا یک جایی تو یک معرکه ای قرار می‌گیری میگی انگار یک بار دیگر این اتفاق برای من افتاده بود. همه‌تون این حالتو درک کردید. یک وجهش برمی‌گرده به همین حالت. شما در رتبه‌ی مثالت این پیامی که الان تو نشئه طبیعت یا بهتره بگوییم خلقت نازل شده رو گرفتی قبلاً. حالا که پیاده شد تو نشئه مادون دوباره درکش کردی. صوت رو قبلاً شنیدی خواب بودی. الان که در نشئه مادون در در ماده شنیدی صوتو گرفتی میگی آشناست برات. قبلاً باطنت گرفته. اتفاقاً خیلی بهترم متوجه میشی تا کسی که اولین بار. مثلاً قدیما مرسوم بود بچه‌ها رو بچه‌هایی که اصلاً هنوز به زبانم نیفتادن می‌بردند جلسات ذِکر و علم و معرفت و بچه خوابه می‌بردند. تو مجلس روضه خوابیده. حالا الان صداهای وحشتناک بلندگو

دوپس دوپسی که تو سینه زنی‌ها این اصلاً نمیذاره می‌لرزد اصلاً اضطراب نفس می‌گیرد. ولی قبل قدیما که اینطوری نبود. بچه‌ها رو می‌بردند مجلس روضه امام حسین. یا درس دارد میده عالم بچه خوابه. آن رتبه مثالی‌ش فعاله. اتفاقاً عکسش از من و شما شاید هم بیشتر باشه. حالا خیلی طول کشید نکته‌ی پیش از درسمون. یک دفعه می‌بینی یک خواب سنگینی برات عارض می‌شود. ناخودآگاه عیبی ندارد حالا بی ادبی نکن لنگت رو دراز کنی یا د-دراز بکشی آنجا نه. منتها که نشستی بخواب یا مثل من باش برو سجده بخواب. بعد شیرینه خیلی حالا اجازه بدید امشب خواب آلو بار نبریم شما رو جشن هم بود گفتیم یک طوری حرف بزنیم که نشاط جلسه رو بگیره. [نفس عمیق] همه چی در عالم به‌هرحال حساب شده است. یعنی ما بی‌ریم از حساب عالم از حساب و کتاب دفتر نفس خودم ران.

اگر اجازه بدن نون "والقلم وما یسترون" این سطر سطری که [کوبیدن روی میز] نون و قلم بر سیطره این عالم در نظام افقی و انفسی در جان ما نوشتند و در حال نوشتند هستند رو بخوانیم چه حیرت اندر حیرت چه حیرت اندر حیرت. بعد میگی که طرف قرآن باز کرده از قرآن قبل و حال و بعد رو علم ما کان و ما یکون همه رو می‌فهمد. همه چی تو قرآن جمعه «من اراد علم الاولین والاخرین فلیثبت القرآن»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. ابن مسعود فرمود دیگر. قرآن رو شخ بزنی همه چی علم اول و آخر توشه. منتها شخ می‌خواهد زیر و رو کردند می‌خواهد دستوری هم یک بار ما دادیم برای اینکه بری به باطن قرآن یک دستور初لی تو مسجد بلال گفتیم. فکر کنم از آن جزو دستور العمل‌ها بود که گفتیم پاکش کنم. نحوه قرآن خواندنی در دل سحر که به توجه عرفانی انسان رو می‌اندازد و رفته رفته می‌برود به باطن قرآن.

که انّ قرآن تازه دارد بر انسان نازل می‌شود. این‌ها رو دستوراتی‌ست که بزرگان گفتند. همه چی هم تو قرآن هست. انشاالله بهش می‌رسیم هر مقدار که شما قرآنی‌تر بشید این حقایق برای شما کشف می‌شود. چطور ما بیست سال پیش این حرفا رو تو همین حسینیک نمی‌زدیم؟ ما بیست و پنج ساله در این حسینیک‌ایم. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. نخندین این‌ها ظاهرش خنده دارد آره ولی خدا رحمت کنه بهلول رو. بهلول زمان امام صادق‌ها. این بهلول زمان خودم ران نه. که ایشون هم عجیب غریب بود ما از نزدیک با آنون هشت و هشت داشتیم واقعاً یک اعجوبه‌ای بود. صاحب طِلع الارض مرتبط با امام عصر و دارای فن و علوم غریبه دیگر نداریم این‌ها رو.

بهلول زمان امام صادق که عاقل بود می‌دانید دیگر از عقلا دهر بود طوری که هارون الرشید تشخیص داد این خیلی حالیشه گفت بیا قاضی القضات ما شو. از حضرت امام صادق صلی الله علیک خواست حضرت اجازه نداد گفت می‌روی آنجا آنان حکومت کفر و چی و این‌ها آخرتتو از دست میدی. آنان اصرار کردند یا میای میشی یا میکشیمت. این نیز برای اینکه آنان دست از سرش بردارن خودش زد به دیوانگی. معروف شد به بهلول دیوانه. یک جاروه مثل این جادوگرا یک جارو بلند گرفته بود. می‌نشست روش ادای اسب درمی‌آورد تو کوچه‌ها. بچه‌ها سنگش می‌زدند. می‌گفتندد بهلول دیوانه شده. هارون الرشید می‌دونست این فیلم دارد براش بازی می‌کند. آب و خشکو برده بود. چه می‌کردندد این‌ها برای اینکه دینشون حفظ بشود خداوکیلی؟ خداییش الان من خودت رو معک بزن.

همین فردا شما بگی مطلع بشی که دینت باقی و ثابت برات نمونه برای اینکه تو خیابونای جارو بگیری روش ادای اسب درآری و هن هن کنی و راه بیفتی تو خیابون ادای دیوانه‌ها رو دربیاری. در این صورت دینت سالم می‌ماند. خداییش حاضری این کارو بکنی؟ با این ابهت و آبرویی که داری یا آن کسی که یک آن مکث کرد تو جلسه که بشینه بالا س-صدر مجلس یا بیاید آخر جلسه سیر و سلوک اقتضای این حرفا رو دارد. معرفت نفس نیست که صرفاً مباحث حکمی بگوییم. گوش بدید این‌ها رو داستان نمیگم. یک لحظه مکث کرد همانجا که وارد مج-مج-مجلس شد زمان حضرت امام صادق [س] همانجا بشینه یا بیاید بالا. آخر هم همان پ جای پست مجلس نشست. حضرت خواستش بهش تذکر داد. چرا در اینجا یک آن مردد شدی که صدر بشینی یا ذیل؟ می‌روی شش ماه تو بازار خرما فروشای کوفه خرما می‌فروشی.

حالا طرف حسابی وضع مالیش خوب بود خرما فروشی پست‌ترین شغل آن موقع بود. مثل اینکه الان بگن آقا برو دست فروشی کن به من و شما. تو نفستو بکشی امام زمان ما به ما بگو سر چهارراه شهید مدنی اینجا قاطی این درب و داغونا که بساط کردند می‌روی شش ماه پست‌ترین چیزا رو می‌فروشی می‌شینیم آنجا می‌فروشی تا نفست اغاب شه حاضری؟ این وادی خودسازی خیلی وادی خاص و بسیار کمرشکنه. اگر بخوای واقعاً خودتو بسازی. واجبتو انجام بدهد. هیچ کدوم این جلساتم نیاز نیست بیای. آن‌قدرم نماز شبم نمی‌خواهد. ذکر و ورد و هیچی نمی‌خواهد. فقط واجبتو انجام بدهد. «والذین أوتوا العلم درجات»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. درجات مال اهل علمه. خدا رحمت کنه علامه طباطبایی روحش شاد. یکی دو بار دیگر هم در معرفت نفس در آن جلسه‌ات درس کردم. نظر علامه طباطبایی زیل این آیک چی بود؟

خیلی نظر تکان‌دهنده و عجیبیک. می‌فرمود به تمام اهل ایمان اهل ایمان که اهل مسجد و هیئت و عبادت و بهشتن ولی کار علمی نکردند. قاطبه‌ی متأسفانه اهل ایمان الان اینطورین. صرفاً یک تسبیح به دستن و مسجد و هیئت و امامزاده‌ها یعنی برنامه‌ی مدون و مشخص علمی و عملیاتی و سیر و سلوکی ندارن غالباً. وصل به جایی نیستن. چهار تا کتاب خواندن فکر می‌کنند ری‌ان. علامه طباطبایی این عالم جامع الاطراف فرمودند از تمام بی‌نهایت درجاتی که حالا عدد آیات قرآن فرمودند عدد درجات بهشت به عدد آیات قرآنه درست یعنی شش هزار و خورده‌ای درجه دارد بهشت یعنی همینقدر. علامه حسن زاده فرمودند که هر درجه لا توحد ولا تبسط. هر درجه از درجات قرآنی یا درجات قیامت و آخرت انتها ندارد. هر درجه‌ش انتها ندارد. چه برسه شش هزار و خورده‌ای درجه.

چون تجلی حضرت حق لا یتناحی است. یعنی لا یتناهاست دیگر انتها ندارد حضرت حق این نیز تجلی اعظمشه. حضرت علامه طباطبایی فرمود به همه‌ی اهل ایمان یک درجه میدن. اهل ایمان متوسط یک درجه میدن. تمام درجات مافوق از درجه اول به بالا مال اهل علمه. زیل این آیک می‌فرماید «والذین أوتوا العلم درجات»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. لذا نگاه نکنید الان ما همش داریم هی هدیک میدیم هی ذکر میگیم. ما کی اینطوری بودیم؟ الان این رفیقای سی و پنج ساله‌ی ما ازشون بپرسید سی سال ما الان چهار پنج ساله داریم این کارو می‌کنیم. سی سال با هم رفیقیم یک بار ما به این‌ها ذکر گفته بودیم. علامه هم اینطوری بود. فکر نکنید همه صف می‌کشیدن این ذکر مال تو این شصت و قف مال تو این آیات تحلیل مال تو. اینطوری نبود علامه که دعا می‌کرد. طرف می‌آمد بیچاره از شهرستان می‌آمد

ادب راه و مراقبت

دیده این‌ها رو که داریم. درد دل به گریک می‌افتاد. دست و پای علامه رو می‌بوسید. علامه دست سرش می‌کشید می‌گفت دعا ات می‌کنم ان‌شاءالله خدا گره باز کنه. توسل کن به اهل بیت. اینطوری نبود ذکر بعضی از شهرستان می‌کوبند اینجا وقت خودشانو تلف می‌کنند که ما یک لاقبا مثلاً یک ذکری بدیم این چیزا چیک راه افتاده؟ راه بیفتین برای علم. اگر علم در این دستگاه می‌بینی در این کتاب‌ها می‌بینی در این حوزه و در این جلسات می‌بینی تشنه باش برای علم. بله از آمریکا و اتریش و آفریقا و کشورهای خارجی هم اینجا آمدند به خاطر این علم من دستشونم بوسیدم چون برای علم آمدند. اما آن کسی که از راه‌های دور راه میفته می‌آید اینجا که حاج آقا رو من ببینم یک ذکر به من بگوید من کلا می‌رود یعنی اصلاً این سیگار میام می‌رود تو هم.

یعنی دوست دارم غضب کنم طرفو چرا با این خاطر کوبیده آمدی؟ عمرت خیلی باارزشمنده. یکی آمد بهش گفت بهلول یک استخاره بزن. تازه آن موقعی بود که خودشو زده بود به دیوونگی. یک استخاره به من برای من بزن. می‌خواست ازدواج کنه. مونده بود ازدواج بکند یا نکنه. بهلول گفت خوبه بد نیست. اما خانم شما شبا تشکش رو خیس می‌کند. اصطلاحا میگیم جیش می‌کند. این گفت بابا حالا بوعلی لول دیوونه شده یک چیزی گفت دیگر. رفت گفت خوبه دیگر رفت ازدواج کرد دید اِهِ! همان شب اول عروس خانم زیر خودشو خیس کرد. آمد پیش بوعلی لول گفت تو از کجا فهمیدی؟ واقعا خانمم شبا خودشو خیس می‌کند. فرمود یادم این آیک آمد «وجنات تجری من تحتها الانهار»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. بهشت‌هایی که از زیر درختانش نهرها جاری است. درست گفته بود دیگر. خنده‌دار هست اما در عین خنده‌داریش حقیقته.

[نفس عمیق] نکته ابتدای جلسه‌مون خیلی طول کشید لذا آن یکی دو تا نکته دیگر رو معذورن دیگر جلسات بعد انشاالله. خودش گفتم به شما یک منبر میطلبه دیدید؟ بریم تو درس مون یک نیم ساعت فکر کنم وقت داریم درس بدیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد. رسیده بودیم به این بخش از آیک‌ش. از این کتاب عقلانیت شهود تحریر فصوص الحکم مرحوم عارف عربی. که البته فصوص اینجا دقت در این نکته لازم است نوشته تحریر فصوص الحکم قیصری. قیصری بهترین یعنی تقریباً جامع‌ترین شرح بر فصوص ابن عربی رو دارد. حالا علامه جوادی آملی یک تحریری یک شرحی بر فصوص ایشون نوشته. ما مراتب عالیک خلقت رو داشتیم می‌شمردیم رسیدیم به انزل مراتب. بعد رسیدیم به آنجا مرتبه‌ای که جامع جميع مراتب حضرات خمس رو که گفتیم حضرت

حضرت خمس یعنی آن پنجمین حضرت بود انسان کامل جامع جميع مراتب. که گفتیم انشاالله با توسل به این آقا می‌خوایم بریم تو متن کتاب. آقای جوادی آملی رسوندن بحث رو به اینجا. مرتبه انسان کامل بر خلاف دیگر مراتب به حد خاص معین نمی‌شود و به مقامی محدود معین نمی‌گردد و به این لحاظ مثال مرتبه الوهیت خواهد بود. مثل مرتبه الوهیت که حد خاصی ندارد. من ارانی فقط ارالله. هرکی مرا ببینه کأنا الله رو دیده. خدای سبحان گرچه مثال دارد اما مثل و مانندی ندارد. اینجا یک اختلاف نظری وجود دارد. خوبه بدونید این را. علامه جوادی آملی الان که من دارم مطلبشونو می‌خونم قائل به این‌اند که خدا مثل ندارد. می‌شود ازش مثال زد. ولله المثل الاعلی. این‌ها با هم فرق می‌کند. اما استاد اشراقی همه شما علامه حسن زاده قائل به این‌اند که خدا مثال یا مثل دارد.

اینجا آقای جوادی آملی فرمود از این رو در قرآن کریم ضمن این که مثل اعلی برای خدآند متعال در نظر گرفته شده و آمده است «ولله المثل الاعلى و هو العزيز الحکیم»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. یعنی برای خدا مثلی‌ست که اعلی است. در عین حال می‌فرماید هر گونه مثل و مانندی از وجود مقدس او نفی شده است زیرا اشاره به این آیک می‌کند «ليس كمثلای شیء وهو السميع العليم»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. "ليس كمثلای شیء" رو اینجا آقای جوادی آملی قطعاً آن کاف "كمثلای" رو کاف زائد می‌گیرد حتما که این فرمایش رو دارد و می‌فرمود که مثل خدا هیچکس مثل خدا نمی‌شود. اما علامه علامه حسن زاده در ذیل فصوص ابن عربی چقدرم با احتیاط. یک بارم فکر می‌کنم در بحث لقاء الله یک بارم در معرفت نفس این را برای شما گفتیم. ایشون علامه حسن زاده علیک الرحمه قائل به این نیست.

می‌فرماید چرا شما میای کاف رو اینجا کاف زائد می‌گیری؟ "ليس كمثلای شیء" رو چرا رو چه حسابی زائد می‌گیری؟ دوباره "مثلای«هم که خودش مثلایک دیگر. نه هیچکس مثل خدا نیست. عارف عربی به تصریح علامه حسن زاده علیک الرحمه. مرحوم قیصری هم همین نظر رو دارن. پس معنای آیک به نظر علامه حسن زاده اینه. لذا فرمود»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.من ارانی فقط ارالله". نه یعنی عیناً خداست. یعنی تمام کمالات ذاتی حضرت حق به نحو امکانی که می‌شد در قالب اسماء حضرت حق ظهور و بروز کنه در این آقا جمع شده یعنی شما کسیو پیدا نمی‌کنی شبیک‌تر از این این می‌شود مثل الله. حالا مثل مثل الله داریم؟ بر اساس این آیک به نظر علامه نداریم. "ليس كمثله شيء" می‌شود نیست مثل مثل الله بود انسان کامل. مثل الله یعنی مثل امام زمان نداریم. برای همین احدی مثل امام زمان نیست.

احدی مثل انسان کامل نیست. این که آقای بروجردی یک روزی ناراحت شده بودن برآفروخته شده بودن در خصوص حضرت امام هم داریم رهبر شهیدمون هم این را داریم. بعد پرسیده بودن که آقا مثلا چرا شما برآفروخته شدید؟ فرمودندد من دیدم که اسم منو گذاشتن کنار اسم امام زمان. گفتندد برای سلامتی امام زمان و آقای بروجردی صلوات. این خیلی ریخته بود به هم ایشونو. یا حضرت امام و رهبر شهید هم داریم. درسته نایب و جانشین آن‌ها هستن اما اصلا واقعا فاصله فاصله‌ی نجومی‌ست با بزرگ‌ترین اولیای خدا. من ننمی‌دانم بگو سلمان فارسی. درسته فرمود منا اهل البيت اما با سلمان کجا پیغمبر عزیز عالم کجا؟ اصلا قابل قیاس نیستن. کسی این‌ها رو قیاس کنه اشتباه کرده. من یک زمانی اوایل که این کلنا عباس و که یا زینب آمده بود توی شعار بچه‌های مدافع حرم شده بود.

یک جلسه‌ای بود دوازده نفر فرمانده‌های ارشد سپاه قدس بودن و ما در خصوص داعش دو سال کار محرمانه کردیم بنده‌ی عقیر. فرمانده‌های ارشد سپاه قدس می‌آمدند ما فیلم‌های وحشتناک داعش از درون خود داعشی‌ها فیلم گرفته بودن مستند ساخته بودن از آن هیئت امنا و نحوه تخصیصشون بگیر بیا تا قاضی القضات‌شون و مثلا ادارجات‌شون همه رو می‌دیدیم تا بالا. شکنجه‌هاشون و چیزای عجیبی که من اصلا ناراحتی روحی چند وقت پیدا کردم. یعنی چیزهایی دیدیم که هیچکس ندید. اصلا دست عموم نرسید. از شکنجه‌ها و کارهایی که لعنتی‌ها کردند مجبور بودیم دو سال. آنجا یک دعایی من با این‌ها کردم همان اوایل همان اوایل که این شعار آمده بود. این اصلا این شعار غلطه از حیث محتوایی غلطه. کلنا عباس و که یا زینب جسارت به مقام حضرت ابالفضله.

چون حدود هفده هجده دلیل سید قزوینی در کتاب شریفش می‌آورد. فکر می‌کنم اسمش العباس باشه حالا مرددم که بر عصمت حضرت ابالفضل که ایشون معصوم بوده. حضرت زینب معصومه بوده. اصلا قابل قیاس نیستن این‌ها. یکی از دلایلش این بود که تمام شهدای کربلا رو بنی اسد به امام سجاد کمک کردند در دفنش جز دو تا شهیدو. امام سجاد تنهایی متکفل شد با کمک ملائکه. یکی ابا عبدالله بود یکی هم حضرت ابالفضل. حضرت ابالفضل العباس. استناد به همین می‌کند. چرا امام سجاد اجازه نداد احدی در تجهیز و تدفین و تکفین حضرت ابا می‌گم چون معصوم بوده. فقط معصوم می‌تواند معصوم رو دفن کنه. بعدم کلنا عباسو که آخه این چه جسارتی به حضرت ابالفضل می‌کنی؟ خلاصه حالا اینطوری بخوایم حرف بزنیم از درس خارج می‌شیم. "ليس كمثله شيء" رو هم پس تا حدودی متوجه شدیم.

حقیقت توحید

در دعاهای ماه رجب درباره انسان کامل آمده است «لا فرق بينك وبينها الا انهم عبادك»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. تو دعای رجب دیگر ماه رجب که «لا فرق بينك وبينها الا و انهم عبادك»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. هیچ فرقی بین تو و او نیست مگر اینکه آن‌ها بنده تواند. یک معنای ظاهری دارد میده که این‌ها هیچ فرقی با تو ندارند یعنی مثل تواند مگر اینکه بنده تواند. کی می‌تواند بگوید اگر دارد می‌گوید "الا انهم عبادك«هم جمع می‌بنده اینجا ضمیر رو یعنی منظور به اهل بیت علیکم الصلاة والسلامه. چرا وقتی تو جمله بالاتر می‌فرماید»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.لا فرق بينك" نمی‌فرماید بینهم؟ می‌فرماید بینها ضمیر رو مفرد استفاده می‌کند. "لا فرق بينك وبينها" نه بینهم. "الا و انهم" حالا ضمیر رو جمع استفاده می‌کند. [پچ‌پچ] نه منظور همشونم. [پچ‌پچ] كله من نور واحد. [پچ‌پچ] محور رو از حضرت زهرا گرفته.

آن رو نمی‌شود ترجیح داد به جهت اینکه اینجا در خصوص همشون صحبت می‌کند درست‌ترش اینه که بگیریم مقام ولایت رو دارد آن بالا می‌گیرد مقام ولایت رو مقام ولایت کلیک رو که مختص این چهارده تاست. لذا ضمیر مفرد استفاده می‌کنند. می‌زند مثل تو قرآن هم داریم. تو قرآن هم کی می‌تواند نشونشو بیاره؟ همین اتفاق افتاده. علم آدم الاسماء کلها یا کلهم؟ چرا الاسماء مگه جمع نیست؟ الاسماء دیگر جمعه باید بگوید و علم آدم الاسماء کلهم. الاسماء کجا جمع‌اند؟ همه‌ی اسماء کجا جمع‌اند؟ چون امام است جامعیت دارد. چون انسان کامل این چهارده نور جامعیت دارن همه‌ی اسماء درشونن. یعنی مظهر الله‌ان. باز میگیم دیگر من رعانی فقط رعی الله. لذا مفرد استفاده می‌کنند چون می‌زند به مقام به آن رتبه نه به اشخاص و افراد.

هرکس که این رتبه و این مقام رو داشت صاحب ولایت کلیک الهیک و داخل شده در این. حالا عدداً چند نفرند؟ ما دیگر بیشتر از چهارده تا نداریم. اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين أنعمت عليهم. یک جای دیگر تو قرآن می‌فرماید کیا کیا بهشون خدا نعمت بخشیده؟ الذين أنعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين. ما بالاتر از این‌ها نداریم. ارتباط وجودی پیدا کنیم با یکی از این دسته‌جات همه‌شون از مشکات ختمی استظهار می‌کنندد. یعنی طلب نور می‌کنندد از مشکات وجود پیغمبر. همه‌شون بدون استثناء.همه‌شون ذیل یعنی مادون پیغمبر تعریف می‌شوند. پیغمبر تنها وجودی‌ست روز میلاد عزیزشم هست تنها وجودی‌ست که بالعصاله و بدون واسطه رفت به سمت حضرت حق.

حتی امیرالمؤمنین حتی حضرت صدیقه طاهره به تبع پیغمبر.البته در خصوص حضرت زهرا یک استثنایی وجود دارد در خلقتش که ما آنو کاری نداریم. حالا هر دوتاشم در کتاب چهارده معصوم مرحوم مجلسی دو تا روایتش آمده که یک روایت می‌گوید از اضافه گل پیغمبر اعرابی خرج شد. یک روایت می‌فرماید نه مستقلاً از نور ذات خلق شده حضرت صدیقه طاهره. آن قصه‌ش فرق می‌کند. لذا در حدیث کسا حضرت صدیقه طاهره مقام ختمی که با باش باشد رو پناه می‌دهد به حضرت حق. آنجایی که پیغمبر می‌گوید من تو وجودم احساس ضعف می‌کنم. حضرت زهرا ایشون چه کار می‌کند؟ پناه می‌دهد به حضرت حق اینجا خودش یک نکته‌ست که حالا این را تو معرفت نفس توی یک جلسه اختصاصاً درباره‌ش حرف زدیم. نمی‌خوایم ورود کنیم بحث ما. غرق می‌کند یک سری رو. حالا آنجاها کاری نداریم. در هر حال به این شکله.

این انسان جامعیت دارد. یعنی به فرمایش حضرت استاد یک مثال بزنم همه بفهمیم. در قرآن می‌فرماید که پیغمبر رو از به امّی یاد می‌کند. حضرت استاد می‌فرمودند که جلوی همین امّی می‌خواهد تعریف امّی رو بکند که مردم به اشتباه نیفتن. چون می‌گویند امّی یعنی بی‌سواد.حضرت آقا می‌فرماید اگر تمام باسوادان عالم انبیا همه رو جمع کنی از اول تا آخر در دوره‌های قبل الف آدم آمده رفته و دوره‌ها و کوره های بعد که الف الف آدم خواهد آمد. همه این‌ها رو رو هم بریزی حتی ایشون اسم می‌برود مثلاً در دوره ما عقلا انبیا که خودشان هستن در کنارشون عقلا و عرفا و علما و اولیای خدا مثل عارف عربی‌ها که ما نمونه‌شو نداریم. هزار عنوان کتاب داشته باشه. مثلاً فتوحاتش چند جلده. تفسیر قرآنش نود و پنج جلده.

مثلاً عثمان یحیی نهصد و پنجاه عنوانشو تو کتابش می‌آورد. مثل شیخ الرئیس‌ها که به قول رهبر شهیدمون روحش شاد می‌فرمود کدوم عالم رو سراغ دارید بعد از هزار سال هنوز کتاباش تو آکادمی‌های کشورهای خارجی تدریس بشود؟ جز شیخ الرئیس پیدا کنیم. از افتخارات اسلامه. مثل این بزرگان اسم میبرود می‌گوید همه این‌ها همه اینها کنار پیغمبر عزیز عالم همه‌شون روهم بی‌سوادن. این یعنی جامعه‌یت. حالا چرا من و شما از پیغمبر آن‌قدر غافلیم؟ و تنها کسی هم که در میان اهل بیت علیکم السلام همه چیش مثل پیغمبرود امام عصر ماست. اعم از ظاهر و باطن. کلهم من نور واحد اما قیافه‌ها مزاج‌ها متفاوت بود دیگر. و پیغمبر از امام عصر ما عجیبه حتی اسمش هم اسم پیغمبرود. می‌گویند ولی نگید به حرمت. میم حا میم دال ابن العسکری بگویید. باز اسمش اسم پیغمبرود.

کسایی که امام عصر رو زیارت کردند و پیغمبر رو هم زیارت کردند دیدن کپ همن یعنی عین همن. قیافه اصلاً تو مو نمی‌زند به قولی. این جامعه‌یتی که حالا چه کلاهی اما باید برود به عرش الهی مافوق عرش برسه تا ابد سر به سجده داشته باشیم که ما شدیم مأموم این امام که «یوم ندعو کل الناس بإمامهم»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. روز قیامت همه پشت سر امامشون حرکت می‌کنند. حاج مرتضی ون هم آمد می‌خواهد مدیحه سرایی کنه برای شما. من چهار پنج خط فقط خواندم. آن نیز از یک کتاب. این همه کتابای دیگر اینجا موند و تا یار که را خواهد و میلش به که باشد و رزق شما چی باشه و «في السماء رزقك وما توعدون»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است.. اجازه بدید که چون حال جشن رو هم داشته باشین یک نیم ساعتم حاج مرتضی عزیز می‌خونن من دیگر بیشتر از این صحبت نکنم. و شما رو به خدای بزرگ بسپارم. خیلی جلسه نورانی بود.

خیلی به دل بنده نشست فکر کنم اولین جلسه سیر و سلوکم آن بود که کمتر از یک ساعت ما صحبت کردیم. پنجاه و چند دقیقه صحبت کردیم. همی‌شود یک ساعت و ربع یک ساعت و بیست دقیقه صحبت می‌کردیم. چون می‌خوایم انشاالله نه جمع کنیم جلسه رو به اجتماع هم برسید. دیگر من اضافه گویی نکنم. حرف‌ها حرف‌های بسیار گنده‌تر از دهن بنده بود. انشاالله شما بگیرید دولوپی این‌ها رو بگیرید بخورید نوش جونتون به ذائقتون بنشینه کیفش رو بکنید ما رو هم دعا کنید. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. [جمعه جمعی] اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. [جمعه جمعی] من خواهش می‌کنم یک مقدار نگاهمانو جامع کنیم. آها خوب شد یادم افتاد آقا ابوالفضل مهرداد این جوان ایلامی که امشب تشریف ندارن شهرستانن. تو کانال هم لینک‌ها رو معرفی کردند برای هر موضوعی.

نزدیک بیست سی موضوع ما این چند ساله صحبت کردیم یکیش سیر و سلوکه. این‌ها رو کانال‌های اختصاصی زدن از تو کانال مرام گمنامی که همه این مباحث گذاشته شده اختصاصاً مباحث رو تو کانال خودش جایگذاری کردند. الحمد لله خودشان تونستن از میان پونصد و خرده‌ای جلسه قلب در قرآن چهارصد و خرده‌ایش رو بازیاب کنن. چون ایتا این‌ها رو خورده بود. یعنی از سرور ایتا متاسفانه پاک شده بود. درآوردن الحمد لله کانال‌های بیست و خرده‌ای قلبه که البته شصت تا قلبه که هنوز ادامه دارد مبحث. ما الان در قلب مرعوب هستیم. این‌ها رو آماده کردند. امشب قراره به یمن قدوم پربرکت پیغمبر عزیز عالم و امام صادق تو کانال مرام گمنامی آن لینکاش گذاشته بشود.

ثمرهٔ سلوک

تو فل یرحم انا هم میذارم که برید و انشاالله مباحث قلب در قرآن رو هم ولی دیگر صد تا حدود صد جلسه دیگر پیدا نشد دیگر متاسفانه از دست رفت. آن‌ها رو قلب‌های ابتدایی مثل قلب مریض و این‌ها دیگر پیدا نشد. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. [جمعه جمعی] والحمد لله رب العالمين. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.