د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۷
دارای متن همگام
مقدمات سیر و سلوک
بخش اول_سخنرانی_جلسه 20 سیر سلوک_ولادت پیامبر 1405
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۵۹:۳۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## مقدمات سیر و سلوک
۱۲:۲۵
## معرفت نفس و رب
۱۷:۱۸
## ادب راه و مراقبت
۲۶:۲۵
## حقیقت توحید
۴۶:۵۲
## ثمرهٔ سلوک
۵۹:۰۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر
خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک
نستعین. الحمد لله على کل نعمہ و اسال الله من فضله.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا
صاحب الزمان. السلام علیک
یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمة الله.
هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا
فداه ان شا الله عزیز زهرا
در این روز پر از نور و سرور هر کجا تشریف دارند
حالشون خوب باشه و اسائ پروردگار منان قلب مقدس ایشون رو
پر از فرح کنند به بخشش
بقیه غیبتشون به مادرشون زهرا.
ان شا الله همین اسائع جمعه مرد دعا کنند صلواتی ختم بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
هدیهای که امروز تقدیم میکنیم
خب چون روز میلاد
با عظمت پیغمبر عزیز عالم
و امام کشاف حقایق
به حق ناطق امام جعفر صادق علیهم الصلاة والسلام هست،
خب مرتبط با روز هم باشه.
همه عزیزان دوست دارند که منزلشون پر از خیر و برکت باشه.
خیر و برکت در منازل جاری و ساری بشه.
بنده مدتهاست
پس از اینکه از مشایخمون این هدیه رو اخذ کردیم انجام دادیم و عجیب برکاتی ازش دیدیم.
خیلی آسان، خیلی ساده بس-- اما بسیار پرمغز.
برای اینکه منزلتون ان شا الله
پر از خیر و برکت باشه عادت کنید هر وقت که وارد منزلتون شدید
اول سلام کنید به پیغمبر عزیز عالم به این شکل که السلام علیک یا رسول الله.
السلام علیک و رحمة الله و برکاته.
بعد صلواتی تقدیم کنید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
بعد از اینکه صلوات فرستادید سوره قل هو الله احد رو میخونید.
این هدیه امشب ما به شما
که فرمودند موجبات ریزش و نزول برکات حضرت حق بر اون منزل میشه.
اینو عادت کنیم به خونوادهمون هم یاد بدیم.
بچههامون هم حتی همسرمون
وارد منزل شدن این کار رو انجام بدن.
یک بار بله. همینجوری که وارد شدید در رو باز کردید، وارد شدید.
میگید بله. آخرش سوره قل هو الله احد.
سوره توحید رو میخونید و تمام.
حالا دیگه با اهل منزل خوش و بش میکنید و سلام علیکم و دیگه هرچی که هست.
خب مثار پیغمبر عزیز عالم صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و
عجل فرجهم. قبل از اینکه بریم وارد درس و بحث بشیم
دو تا نکته عرض کنم یکی اینکه
خب ما شرمنده خواهرامون هستیم به جهت اینکه
خیلی اصرار داشتند که به صورت کلاس طوری چون هست منبر که نیست کلاس درسه
اونها هم بالا باشن. خب چند جلسه این کارو کردیم بالا بودند.
این وسط به یاد بیت رهبری نیمچه دیواری درست بود و خواهرها اونور، آقایون اینور.
اما انقدر گلایه شد که جا تنگه اذیت میشیم، پا درد میشیم، کمر درد میشیم.
و بعضیا میومدن جا نبود دم در میایستادند.
اینها دیگه مخصوصا امروز که میلاد پیغمبر بود
دیگه دوستان صلاح رو بر این دونستند که اشکال نداره راحتتر باشید.
چه خواهرها چه آقایون راحتتر باشید.
خانوما برن طبقه پایین و آقایون بالا.
از این جهت بوده. به هر حال خانوما حلال کنن.
نکته دوم هم پیرامون
این نکتهای که عرض میکنم خودش یه منبر میطلبهها.
حالا من خیلی کلی عرض میکنم و رد میشم.
اون هم اینکه برای جاری شدن فیض
بر لسان این بیچاره که اگر
خدا قواي وجودیشو، کانال وجودیشو تطهیر کنه که فیض
مشوب نشه و به شما برسه از لسان این بیچاره،
تک تک شما در این جاری شدن و نزول فیض
تاثیر دارید. حالاتون، نیتتون
حتی بدنتون که آیا این بدن
ان شا الله تطهیر شده، لباستون.
حالا من خیلی نمیخوام سختش کنم.
نمیخوام خیلی وارد جزئیات بشم
فقط گوشه ذهنتون باشه و الا خیلی حرف داریم اینجا
که عجب یعنی انقدر
در هم تنیده شده است
حقایق عالم ظاهر و باطن بله فیض از باطن نازل میشه
اما ظاهر عنوان باطنه.
چرا اولیای خدا نمازی که میخواستن بخونن براش لباس مخصوص داشتن؟
چرا؟ یه بار عرض کردیم در ادب مع الله
که حالا متأسفانه صداهاشم
نمیدونم چی شد اصلاً تو کانال هم نرفت.
یه سلسله بحثی داشتیم پیرامون ادب مع الله خیلی سالهای پیش.
اونجا عرض کردیم که ادب اقتضا میکنه اون لباسی که یک بار اول نجس شده ولی
شسته هم شده، پاک شده
در مسیر سیر و سلوک عرفانی،
ابتدای سیر و سلوک نه، اما
بخوای به مسیر عرفان برسی از طریق سیر و سلوک اقتضا میکنه که اون لباسو نپوشی باهاش نماز بخونی.
اگرچه شستیش اما یک بار که نجس شد.
حالا میخوام به شما بگم که انقدر ظرافتها داره این قصه
مانع فیضه آقا. بالاخره اونا دارن میگن اونا یه
چیزی میدونن که میگن دیگه.
یه مقدار حرف گوش کن باشیم به خیلی جاها میرسیم.
اینکه حضرت امام روحش شاد به فرزندش آستاد احمد
حالا اینطوری که از فحوای صحبت حضرت امام برمیآد به خود پسرشون گفتن.
اونم با آستاد احمدی که مجتهد بود.
اون عظمت وجودی آستاد احمدو کی میتونه درک کنه؟
به ایشون فرمودن هرگز انکار مقامات اهل معرفت نکن.
اگه نمیفهمی انکار نکن بگو من نمیفهمم.
بالاخره اینها دارم عرض میکنم ذرایفه.
حتی نوع نشستن شما.
نمیدونم دقت کردید بعضی موقعها
شده تو جلسه شما یکی ساعتشو نگاه کرده من بحثو جمع کردم.
گفتم خب دیگه کسی ساعتشو نگاه کرد من دیگه ادامه نمیدم بحثو جمع کنیم.
درسته؟ چند بار اینو از ما دیدید.
یعنی انقدر تاثیر داره؟ بله
. یعنی اون جلسهای که چنان تو رو میخ کوب نکرده به خودش که
بکنی از همه تعلقات اصلاً فراموش کنی همه چی رو،
چنان فروپاشی در ذهنت ایجاد بشه که همه مفروضاتتو بریزی بیرون، میخ کوب
غرق در اون حقیقتی که داره القا میشه به تو نشی
یعنی اون جلسه اگر این کارو با تو نکنه،
همون بهتر که ساعتتو نگاه کنی و همون بهتر که اون جلسه تعطیل شه.
اصلاً نوع نشستن شما، نوع نگاه شما به ما، لباسی که تنتونه.
حالا این حرفا رو من دارم عرض میکنم یه سری
طاقت شنیدنشو ندارن.
خیلی عذرخواهی میکنم بعضیا زبان نفهمن، زبان نشنیدهن به قول حضرت استاد و لو تو وادی دیناند.
دین رو یک چیز سطحیِ
در پیش پا افتادهی در همین پوست-- در حد پوستهای که تا حالا ما، من و شما
برخورد داشتیم میبینن. خب بله همون هم هستیم.
در همون مراتب مادون نگهدت میدارم.
ولی کسی که میخواد مدارج رو
با معارجش طی کنه،
خب قطعاً باید این ریزهکاریها رو بدونه.
قطعاً جلساتی که
تو اون جلسه صحبتهای خاص زده میشه، اصلاً
عقده از لسان سخنران برداشته میشه،
شرح صدر پیدا میکنه سخنران میگه خدا میدونه که بارها خواستم اینو بگم نشد.
تو این جلسه توفیق شد بگم.
کسی یا کسانی در اون جلسه با
ادب مع الله و مع حضر الله حتی ادب مع نفسه.
نشستن با نیتهای پاک،
با آداب خاص که منجر به نزول فیض شده.
یعنی به خود شما هم رد پیدا میکنه.
یعنی به من میگن حاج آقا میگن زیاد میگن
مثلاً حاج آقا اون جلسهی
نمیدونم چهل و پنجو نمیدونم چهل و شش یا
بیست مع-- میدن عدد میدن معرفت نفس اصلاً
چه کردی؟ من کاری نکردم.
شما چگونه حاضر شدید؟ چندین بار من خدمت شما عرض کردم.
الان یه ذره متوجه میشید منظورم رو اون موقع گفتم و رد شدم؟
یه ذره دارم بازش میکنم به شما میگم آقا من که اینجا به فضل الهی مینشینم و توسل میکنم
علت اینکه بعد از نماز اینجا من زار میزنم با اشک چشم میزنم.
میشینم اینجا بارها خدمتتون عرض کردم
نه اینکه من آدم عرفانیای هستم
در سجده نماز، در سجاده نماز مثلاً حالات اون چ-- نه، این بار سنگین بیچارهام میکنه.
التماس میکنم به خدا اشک میریزم، میسوزم.
میشینم اینجا به خدا کمک کن، راه باز کن.
علت اینکه من به شما میگم و اینجا میشینم بشورونید منو،
بشورانید. یعنی چنان
شورشی به وجود من بدید
با نشستنتون، با نگاه کردنتون،
با توسلتون، با
مقدمات حضورتون در جلسه ارزش قائل بشید، مطمئن باشید.
حالا این حرفا رو میگم باید به وقتش یه جلسهی منبری بریم.
چه کنیم؟ درسمون میمونه که شما
متوجه اهمیت اینها بشید.
شما در مسیر مهمی گام گذاشتید.
سیر و سلوک نصیب هر کسی نمیشه آقا.
میلیونها نفر در مسیر حق دارن گام برمیدارن
اما اصلاً خبری از سیر و سلوک و ذرایع و دقایق و لطائفش ندارن.
حتی این کسی که زودتر، زودتر از همه میاد اینجا میشینه، هنوز جلسه شروع نشده،
هنوز اذان نداده که بخوایم اذان-- میبینید چند نفر اینجا نشستن مشغول ذکرند.
باور کنید اونها راه رو باز میکنن
تا اون کسی که ساعت شد نگا-- حالا میرسیم.
حالا به ته دیگش میرسیم. حالا مشکل نداره وسطش برسیم.
نه . اون راه بازکن نیست
اون وجود
سخنران جلسه و حالا بهتره بگیم سخنران
غلطه دیگه، درسه.
بگیم معلم جلسه رو میشورانه.
به شور و به ش-- یعنی چنان به شور و خروش میکشونه
ناخودآگاه میبینی حرفهایی میزنه که
هیچ وقت نمیزد. یعنی رزق خودتونه.
رزق شما به دست شماست.
شدهم خیلی موقعها ما با تم طراغ خاصی
مطالب عرشی و عالی آماده میکنیم میاریم اینجا از اول تا آخر جلسه یه دونه از اونها رو اجازه نمی--
پیدا نمیکنیم نگاه کنیم حتی که برای شما بگیم.
این هم پیش میاد. این نکتهی مهمیه عرض کردم خدمتتون حتی شاید شما تعجب کنید
اما اونهایی که حالا اونهایی که بعدا صوت رو گوش میدن
که باز رزق اونها هم هست،
ولی کاری به اون ندارم.
اینایی که الان به صورت مجازی وصلن.
الان ظاهراً آقا ما میگیم مجازی ولی حقیقتا مرتبطاند دیگه دلهاشون که با شماست که.
حتی کسی که اصلا یهو نتش قطع شده تصویر نداره اما دلش تاپ تاپ میزنه با شماست.
زیادن اینطوری پیامهایی که میاد.
چند برابر شمایی که اینجا حاضرید
به صورت مجازی استفاده میکنند.
اینها هم حتی حالاتشون تاثیرگذاره در بیان بنده،
در ریزش فیض تو این جلسه.
فرق میکنه کسی مثلا داره ظرف میشوره تو خونهش
داره صدای این جلسه رو گوش میده یا کسی وضو گرفته دفتر قلم گذاشته جلوش رو به قبله نشسته
داره صوت رو گوش میده. اینا با هم فرق میکنه.
حالا صوت مرده رو که ضبط شده رفته تو کانال، اون نه.
حالا تو در حال رانندگی تو صف نونی بگیر تو گوشت.
من هر وقت تو نونواییم یه
موبایل بغل گوشمه و دارم فرمایشات استاد رو گوش میدم.
اونها اولی پخش زنده،
زنده اسمش رو خودشه، زنده است.
حقیقیه. فرق میکنه طرف لمیده داره خمیازه هم میکشه.
فس ک-- پشت کله و گوشش رو میخارونه بعد داره گوش میده چه حرف قشنگی زد حاجی.
این فرق میکنه تا اون کسی که چنان آماده است.
منتظر یه جمله از لسان معلمش بپره بیرون تا بقاпе اینو، چنان
بخورش، بچشش و هضمش کنه.
ملکوت عالم میبینه اینها رو.
الان شما میبینید؟ من میبینم؟
نه. ما ذیل اسم از ظاهر حضرت حق داریم
زندگی میکنیم. الان باطن این جلسه و باطن
یعنی پشت پرده این جلسه و اونهایی که تو خونههاشون دارن گوش میدنو
ما نمیبینیم. ظاهراً ما نمیبینیم.
خبری نداریم. اما ملکوت که میبینه.
اون کسی که میخواد فیض رو بر لسان این بیچاره و بر دل شما
جاری کنه و بنشونه میبینه که خبر داره که.
خبر داره تک تک نفوسی که اینجا نشستن به چه نیتی اومدن که.
"إنه يعلم الجهر وما يخفى".
آشکار رو میدونه پنهان رو هم میدونه.
ما تو یه جلسهای بودیم که
ساعتش بد بود. آقای صفری بودن ساعت سه عصر بود تو صداوسیما.
دیگه بعد از ناهار و
بعد از ظهر و همه خسته کار و
بدون استثنا من شروع میکردم همه تو حالت چرت بودن.
من هی چرت اینا رو میپروندم، یه چیزی میگفتم
و میگفتم برید آب بزنید صورتتون بیاید.
بیچارهها چیکار کنن؟ این قصهش فرق میکنه.
معلم باید زور بزنه اینا خوابشون نره.
اما نه یه وقت یه همچین ش-- همچین شبی مثلا یا
جلساتی که اقتضاش خواب نیست.
یعنی یا صبح زوده یا
اول شب مثل اذانه. الانه، الان.
الان تازه اذان دادن نماز خوندید و
بالطبع الان کسی نباید خوابش بگیره خمیازهش بگیره.
اما امکان داره یه وقت از شما کسی تو این لحظهای که وقت خواب نیست، اقتضای خواب نیست بخوابه.
بذار بخوابه. خوبه که بخوابه.
اینا ذرائف کار سلوکیه.
هرکسی اینا رو متوجه نیست.
اگر کسی رو پیدا کردید اینها رو میدونه دستشو ببوسید.
به شما تذکر میده ازش
بخواید بیشتر بده. دهانش رو نبندید.
انگ بهش نزنید. بذار بخواب-- چرا بخوابه به نظر شما؟
وقت خواب نیست. یک نفر دو نفر تو جلسه خوابیدن.
اتفاقا معلم قهار یه کاری میکنه اون خوابش بره.
به بغل دستیش میگه اشاره میکنه بیدارش نکنی بذار بخوابه.
چرا به نظر شما؟ جان؟
روزیش نبوده. کی حرف دیگهای داره؟
بفرمایید. قلبش آرام میگیره بعضی وقتها خواب باید آرامش بشه.
یعنی شما آرامش بگیری بعد بتونی بیدار شی.
اونجا احساس امنیت و آرامش
خب ایشون میفرماید احساس امنیت و آرامش کرده قلبش آروم شده نیاز داره بخوابه خب بخوابه تا آرامش بگیره.
اکثرا که گفتن که رزقش نبوده.
خب دیگه چی؟ کی حرف داره؟
شما بفرمایید بلند بگین. شاید که بیدار موندن
اون کسی که خوابش میاد چون رزقش نیست به زور خودشو بیدار نگه میداره باعث میشه رزق بغلیش کم بشه.
خب دیگه حرفای جالبی داریم میشنویم.
آقا هادی شما بفرمایید. خیلی حرفا جالبه.
خواب هست روحش رو از غذا جنس استفاده
میکنه. بارک الله، بارک الله. دنبال همچین حرف، همچین جنس حرفایی بودم.
توقع داشتم از همون ابتدا عزیزان
یا زهرايي بزنن تو خال.
شما هم بگو. بخشی از سلوکه آفرین.
دیگه شما؟ بفرمایید شما دستتون بلنده.
دریافتیش زیاده هنگ میکنه ها
. نظرات خیلی داره عجیب میشه.
بین علما داره اختلا، اختلاف میافته.
شما؟ هر شب با شنیدن شما خوابم میبره.
خیلی ممنون .
شما دیگه زدید تو خال اصلاً خال رو ترکوندید.
خواهر یکی از آقایون میگه ما هر شب با شنیدن شما خوابمون میبره، میخوابیم.
یعنی هم دست به اینه هم خواب آلوئه، خواب آوره.
خب آقا منظورتون چیه؟
. بله میدونم شما از شاگردان قدیمی این وادی هستی بله.
عادت کردم به خدا تو رو خدا عادت کردم.
من به سخنرانیهای خیلیها گوش میدم از
آقای حالا اسم نبریم.
سخنرانیهای شما. انتخاب شما- خدا رحم کنه به شما
. خدا به شما رحم کنه که فقط منو انتخاب کردی و منم میخوابونمت
. و یادم هم میمونه صحبتهاتون.
خیلی نه شما که خب از عزیزان مسجد بلال،
احسنت. ما از مسجد بلال که اینجا منتقل کردیم تک و توک از جلسات مسجد بلال اومدن.
هی میگفتن آقا فلان.
خب بفرمایین سفره پهنه چرا نیستید؟
احسنت به شما. شما ثابت قدم هستید.
شما هم بفرمایین. بله
شما دستتو آوردی بالا دیگه بفرما.
جان؟ مانع فیض.
نه با ایشونم این روبروم. بگو.
. آفرین، آفرین، آفرین.
دنبال اینم بودم. آفرین شما؟
مانع فیض بودن. مانع فیض بودنشه.
خب ببین نگاهها چقدر متفاوته.
شما؟ ظرف وجودیش همین اندازهست.
خب من خودم یکی از عزیزانی بودم که خیلی موقعها پای درس اساتید هم چرتم میگرفت.
یعنی خودم. حالا دقت کنید
نکتهای رو بگم. ببینید ظرائف رو.
اولا نظرات متعدد و متکثر خودتون رو دیدید.
چقدر نفوس متغیرن.
متنایض از هم هستن. شما وقتی میخوابید طبق درس آموزههایی که از حضرت استاد تا حالا گرفتیم میرید تو کدوم رتبهتون؟
مثال متصل. از طریق مثال متصل میتونید ارتباط بگیرید با مثال
مطلق. حالا وقتی
فیض داره بر جلسه
یا بر لسان معلم و بر قلوب شما جاری میشه، نازل میشه از کدوم رتبه میاد؟
مثال مطلق،
خب. از مثال مطلق یعنی مثال
بیرون از ما. یعنی عالم مثال حالا بهش میگن برزخ.
از اونجا داره فیض نازل میشه میاد
بر وجود من میریزه. شما هم همچنین.
کسی که خوابید اگر مثال متصل خودش
یعنی قوه خیالش پاک بود
پل میزنه با مثال مطلق.
فیضی که داره از مثال مطلق میریزه بر جلسه ما رو همونجا میگیره.
توجه کردی چی شد؟ برای همین یک معلم قهار
اصلا میخوابونه. میذاره، میذاره بخوابه.
این رو حساب خوابیده. نه همه رو.
نه هیپنوتیزم کنه همه بخوابن.
نه. اون کسی که تشخیص میده میذاره بخوابه.
اینها رو ببینید دارم حالا بریم جلوتر.
هی ظرائف میاد رو لسان من.
کشش جلسه شما هم اقتضا داره اما خب فعلاً صلاح نیست خیلی چیزا رو بدونید یهو هنگ میکنیم بعضیهامون.
تا این حد موضوع حساسه.
بالاخره شما الان مطلبی که میشنوید از من،
صوتی که از من به سامعه شما، قوه سامعه شما میرسه این مادیه.
صوت مادیه. قوه سامعه شما شأنی از نفس شماست.
نفس شما اولین جلسه معرفت نفسمون.
به فرمایش علامه طباطبایی اول باید تجرید بشه.
این صوت مادی باید تجرید بشه به زبان نفس برگرده.
خب وقتی شما خوابیدی، وقتی خواب هستی به نظر شما صدای منو میشنوید یا نه وقتی خوابیدید؟
صوت مادی به گوشت میخوره.
منتها چون رفتی تو رتبه مثالیت،
رتبه مثالیت ظاهراً متوجه این صوت نمیشه.
اما حقیقت صوت رو میفهمه.
حقیقت فیض رو میفهمه.
چون رفته یه رتبه به باطنتر.
اصلاً اون حقیقتی که جا حالا
از فردا، پس فردا نگین همه تو جلسه بخوابید ها
. این حرفی که من دارم میزنم به معنی اینه که همه بخوابین.
نه اینم نه. اگر ناخودآگاه دیدی اصلاً هرچی میکنی
خوابت میگیره بخواب. اشکال نداره.
حالا نه اینکه متکا بذاری من بالا من برم تا جلوی من دراز بکشی بخوابی نه.
یه جوری بخواب کسی نفهمه. مثل خود من همیشه تو خونه
خانمم وقتی تو سجدهام،
سجدهام که خیلی طولانی میشه، میفهمه من خوابم گرفته
. میاد سریع بیدارم میکنه. خیلی موقعها تو سجده خوابم میره
خیلی هم شیرینه. گاهی اوقات شما یک اتفاقی برات میافته، یه
صدایی، یه چیزی رو میشنوی میگی انگار یه بار دیگه اینو شنیده بودم.
یا یه جایی تو یه معرکه ای قرار میگیری میگی انگار یه بار دیگه این اتفاق برای من افتاده بود.
تکراریه. همهتون این حالتو درک کردید.
یه وجهش برمیگرده به همین حالت.
شما در رتبهی مثالت این پیامی که الان تو نشئه طبیعت
یا بهتره بگیم خلقت وا-- نازل شده رو گرفتی قبلاً.
حالا که پیاده شد تو نشئه مادون
دوباره درکش کردی.
صوت رو قبلاً شنیدی خواب بودی.
الان که در نشئه
مادون در، در ماده شنیدی صوتو گرفتی میگی آشناست برات.
قبلاً باطنت گرفته. اتفاقاً
خیلی بهترم متوجه میشی تا کسی که اولین بار.
مثلاً قدیما مرسوم بود بچهها رو،
بچههایی که هی-- اصلاً هنوز به زبانم نیفتادن میبردن جلسات ذِکر و علم و معرفت و بچه خوابه میبردن.
چی میفهمه؟ تو مجلس روضه خوابیده.
حالا الان صداهای وحشتناک بلندگو،
دوپس دوپسی که تو سینه زنیها این اصلاً نمیذاره بچه--
میلرزه، میترسه، اصلاً اضطراب نفس میگیره.
اینا که هیچ. واویلا. ولی قبل قدیما که اینطوری نبود.
بچهها رو میبردن مجلس روضه امام حسین.
خوابم هست بچه. یا درس داره میده عالم بچه خوابه.
اون رتبه مثالیش فعاله.
اتفاقاً عکسش از من و شما شاید هم بیشتر باشه.
اینم یه نکته. حالا خیلی طول کشید نکتهی
پیش از درسمون. جانم.
بله آفرین. حرم هم همینطوره.
جاهای مقدس. یه دفعه میبینی یه خواب سنگینی برات عارض میشه.
ناخودآگاه عیبی نداره، بچرت.
حالا بی ادبی نکن لنگت رو دراز کنی یا د-دراز بکشی اونجا نه.
منتها که نشستی بخواب یا مثل من باش برو سجده بخواب.
بعد شیرینه خیلی شی-- حالا اجازه بدید امشب خواب آلو بار نبریم شما رو، رد شیم.
جشن هم بود گفتیم یه طوری حرف بزنیم که نشاط جلسه رو بگیره.
همه چی در عالم بههرحال حساب شده است.
یعنی ما بیخبریم از حساب عالم، از کتاب عالم، از حساب و کتاب
دفتر نفس خودمون.
ما بیخبریم. اگر اجازه بدن نون "والقلم وما یسترون"
این سطر، سطری که
نون و قلم بر سیطره این عالم در نظام افقی و انفسی در جان ما نوشتند و در حال نوشتند هستند رو بخوانیم،
چه حیرت اندر حیرت،
چه حیرت اندر حیرت. بعد
میگی که طرف قرآن باز کرده از قرآن قبل و حال و بعد رو علم ما کان و ما یکون
همه رو میفهمه.
خب همه چی تو قرآن جمعه "من اراد علم الاولین والاخرین فلیثبت القرآن".
ابن مسعود فرمود دیگه. قرآن رو شخ بزنی همه چی علم اول و آخر توشه.
منتها شخ میخواد، زیر و رو کردن میخواد، نه ظاهرشو.
دستوری هم یه بار ما دادیم برای اینکه بری به باطن قرآن یه دستور 初 لی تو مسجد بلال گفتیم.
فکر کنم از اون جزو دستور العملها بود که گفتیم پاکش کنم.
زود بود یه ذره، یه مقدار. نحوه
قرآن خوندنی در دل سحر که به توجه عرفانی انسان رو میندازه و رفته رفته میبره به باطن قرآن.
که انّ قرآن تازه داره بر انسان نازل میشه.
اینها رو دستوراتیست که بزرگان گفتن.
همه چی هم تو قرآن هست.
هر مقدار که شما، انشاالله بهش میرسیم،
هر مقدار که شما قرآنیتر بشید این حقایق برای شما کشف میشه.
چطور ما بیست سال پیش این حرفا رو تو همین حسینیه نمیزدیم؟
ما بیست و پنج ساله تو این حسینیهایم.
نمیزدیم. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.
نخندین اینا ظاهرش خنده داره آره ولی
خدا رحمت کنه بهلول رو.
بهلول زمان امام صادقها.
این بهلول زمان خودمون نه.
که ایشون هم عجیب غریب بود ما
از نزدیک باهاشون هشت و هشت داشتیم واقعاً یه اعجوبهای بود.
صاحب طِلع الارض مرتبط با امام عصر
و دارای فن و علوم غریبه، عجیب بود.
دیگه نداریم اینها رو. بهلول زمان امام صادق که
عاقل بود میدونید دیگه از عقلا
دهر بود طوری که هارون الرشید تشخیص داد این خیلی حالیشه گفت بیا قاضی القضات ما شو.
از حضرت امام صادق صلی الله علیه عز-- خواست حضرت اجازه نداد گفت میری اونجا، اونا حکومت کفر و
چی و اینها، والیان کفرن.
آخرتتو از دست میدی. اونا اصرار کردن یا میای میشی یا میکشیمت.
اینم برای اینکه اونا دست از سرش بردارن خودش زد به دیوانگی.
معروف شد به بهلول دیوانه.
یه جاروه مثل این جادوگرا، یه جارو بلند گرفته بود.
مینشست روش ادای اسب درمیآورد تو کوچهها.
بچهها سنگش میزدن. میگفتن بهلول دیوانه شده.
هارون الرشید میدونست این فیلم داره براش بازی میکنه.
اما چه کنه دیگه؟ آب و خشکو برده بود.
چه میکردن اینها برای اینکه دینشون حفظ بشه خداوکیلی؟
خداییش الان من خودت رو معک بزن.
همین فردا شما
بگی مطلع بشی که
دینت باقی و ثابت برات نمونه برای اینکه تو خیابونای جارو بگیری روش
ادای اسب درآری و هن هن کنی و
راه بیفتی تو خیابون ادای دیوانهها رو دربیاری.
در این صورت دینت سالم میمونه.
حاضری؟ خداییش حاضری این کارو بکنی؟
با این ابهت و آبرویی که داری
یا اون کسی که یک آن مکث کرد تو جلسه که بشینه
بالا س-صدر مجلس یا بیاد آخر
جلسه سیر و سلوک اقتضای این حرفا رو داره.
معرفت نفس نیست که صرفاً مباحث حکمی بگیم.
گوش بدید اینا رو داستان نمیگم.
یه لحظه مکث کرد همونجا که
وارد مج-مج-مجلس شد زمان حضرت امام صادق
همونجا بشینه یا بیاد بالا. آخر هم همون
پ جای پست مجلس نشست.
حضرت خواستش بهش تذکر داد.
چرا تو اینجا یک آن
مردد شدی که صدر بشینی یا ذیل؟
میری شش ماه تو بازار خرما فروشای کوفه
خرما میفروشی. حالا طرف
حسابی وضع مالیش خوب بود، آبرومند بود.
خرما فروشی پستترین شغل اون موقع بود.
مثل اینکه الان بگن آقا برو دست فروشی کن به من و شما.
تو نفستو بکشی امام زمان ما به ما بگو سر چهارراه شهید مدنی اینجا
قاطی این درب و داغونا که بساط کردن میری شش ماه
پستترین چیزا رو میفروشی،
تیله میفروشی. میشینیم اونجا میفروشی تا نفست اغاب شه حاضری؟
این وادی خودسازی خیلی وادی
خاص و بسیار
کمرشکنه. اگه بخوای واقعاً خودتو بسازی.
بله، بهشت رفتن آسونه.
خیلی آسونه. هه گناه نکن، واجبتو انجام بده.
تمام. هیچ کدوم این جلساتم نیاز نیست بیای.
انقدرم نماز شبم نمیخواد.
ذکر و ورد و هیچی نمیخواد. فقط واجبتو انجام بده.
حرام مرتکب نشو. میری تو بهشت.
تمام. خیلی آسونه.
اما نه. "والذین أوتوا العلم درجات".
درجات مال اهل علمه.
خدا رحمت کنه علامه طباطبایی روحش شاد.
یکی دو بار دیگه هم عرض کردم در معرفت نفس، تو اون جلسهات درس کردم.
نظر علامه طباطبایی
زیل این آیه چی بود؟ خیلی نظر تکاندهنده و عجیبیه.
میفرمود به تمام اهل ایمان، اهل ایمان که اهل
مسجد و هیئت و عبادت و بهشتن
ولی کار علمی نکردن.
قاطبهی متأسفانه اهل ایمان الان اینطورین.
درس و بحثی ندارن. جلسات علمی ندارن.
صرفاً یه تسبیح به دستن و مسجد و هیئت و امامزادهها،
حرمها. یعنی برنامهی مدون و مشخص علمی و عملیاتی و سیر و سلوکی ندارن غالباً.
وصل به جایی نیستن. چهار تا کتاب خوندن فکر میکنن خبریان.
علامه طباطبایی این عالم جامع الاطراف فرمودن
از تمام بینهایت درجاتی که حالا
عدد آیات قرآن
فرمودن عدد درجات بهشت به عدد آیات قرآنه درست، یعنی شش هزار و خوردهای درجه داره بهشت یعنی همینقدر.
علامه حسن زاده فرمودن که هر درجه
لا توحد ولا تبسط. هر درجه از درجات قرآنی یا درجات قیامت و آخرت انتها نداره.
هر درجهش انتها نداره.
چه برسه شش هزار و خوردهای درجه.
انتها نداره. چون تجلی
حضرت حق لا یتناحی است.
یعنی لا یتناهاست دیگه انتها نداره حضرت حق اینم تجلی اعظمشه.
حضرت علامه طباطبایی فرمود به همهی اهل ایمان یک درجه میدن.
اهل ایمان متوسط
یک درجه میدن. تمام درجات مافوق از درجه اول به بالا مال اهل علمه.
زیل این آیه میفرماید "والذین أوتوا العلم درجات".
این اهمیت علمه. لذا نگاه نکنید الان ما همش داریم هی هدیه میدیم هی ذکر میگیم.
ما کی اینطوری بودیم؟ الان این رفیقای سی و پنج سالهی ما
ازشون بپرسید سی سال ما الان چهار پنج ساله داریم این کارو میکنیم.
سی سال با هم رفیقیم یک بار ما به اینا ذکر گفته بودیم.
علامه هم اینطوری بود. فکر نکنید همه صف میکشیدن این ذکر مال تو، این ورد مال تو،
این شصت و قف مال تو، این آیات تحلیل مال تو.
اینطوری نبود علامه که دعا میکرد.
طرف میاومد بیچاره از شهرستان میاومد، دیده اینا رو که داریم عرض میکنیم.
درد دل به گریه میافتاد.
دست و پای علامه رو میبوسید. علامه دست سرش میکشید میگفت
دعا ات میکنم ان شا الله خدا گره باز کنه.
دعا ات میکنم. توسل کن به اهل بیت.
فوقش این. اینطوری نبود ذکر بعضی از شهرستان میکوبن اینجا وقت خودشونو تلف میکنن
که ما یه لاقبا مثلاً یه ذکری بدیم، یه وردی بدیم.
این چیزا چیه راه افتاده؟ راه بیفتین برای علم.
اگر علم تو این دستگاه میبینی در این کتابها میبینی در این
حوزه و در این جلسات میبینی تشنه باش برای علم.
بله از آمریکا و اتریش و آفریقا و کشورهای خارجی هم اینجا اومدن به خاطر
این علم من دستشونم بوسیدم چون برای علم اومدن.
اما اون کسی که از راههای دور راه میفته میاد اینجا که حاج آقا رو من ببینم یه ذکر به من بگه من
کلا میره تو-- یعنی اصلاً
این سیگار میام میره تو هم.
یعنی دوست دارم غضب کنم طرفو و-- چرا با این خاطر کوبیده اومدی؟
عمرت خیلی باارزشمنده. بهلول رو میگفتم.
یکی اومد بهش گفت بهلول یه استخاره بزن.
تازه اون موقعی بود که خودشو زده بود به دیوونگی.
یه استخاره به من برای من بزن.
ایشون استخاره زد. میخواست ازدواج کنه.
مونده بود ازدواج بکنه یا نکنه.
بهلول گفت خوبه بد نیست.
خیره. اما خانم شما شبا
تشکش رو خیس میکنه. اصطلاحا میگیم جیش میکنه.
این گفت بابا حالا بوعلی لول دیوونه شده یه چیزی گفت دیگه.
رفت گفت خوبه دیگه، صورت تو خوبه.
رفت ازدواج کرد دید اِهِ!
همون شب اول عروس خانم زیر خودشو خیس کرد.
اومد پیش بوعلی لول گفت تو از کجا فهمیدی؟
واقعا خانمم شبا خودشو خیس میکنه.
فرمود یادم این آیه اومد "وجنات تجری من تحتها الانهار".
بهشتهایی که از زیر درختانش نهرها جاری است.
خب درست گفته بود دیگه.
خندهدار هست اما در عین خندهداریش حقیقته.
همه چی در قرآنه. نکته
ابتدای جلسهمون خیلی طول کشید لذا اون یکی دو تا نکته دیگه رو معذورن دیگه جلسات بعد انشاالله.
خودش گفتم به شما یه منبر میطلبه دیدید؟
همین نکته. یه منبر شد خودش.
بریم تو درس مون یه نیم ساعت فکر کنم وقت داریم درس بدیم.
صلوات بفرستین. اللهم صل علی محمد و
آل محمد.
رسیده بودیم به این بخش از آیهش.
از این کتاب عقلانیت شهود، تحریر فصوص الحکم مرحوم
عارف عربی. که البته
فصوص اینجا دقت کنید نوشته تحریر فصوص الحکم قیصری.
قیصری بهترین
یعنی تقریباً جامعترین شرح بر فصوص ابن عربی رو داره.
حالا علامه جوادی آملی
یه تحریری، یه شرحی
بر فصوص ایشون نوشته.
این جلده یکشه. ما مراتب عالیه
خلقت رو داشتیم میشمردیم رسیدیم به انزل مراتب.
بعد رسیدیم به اونجا مرتبهای که
جامع جميع مراتب حضرات خمس رو که گفتیم
حضرت، حضرت خمس
یعنی اون پنجمین حضرت
بود انسان کامل جامع جميع مراتب.
که گفتیم انشاالله با توسل به این آقا
میخوایم بریم تو متن کتاب.
آقای جوادی آملی رسوندن بحث رو به اینجا.
مرتبه انسان کامل بر خلاف دیگر مراتب به حد خاص
معین نمیشود و به مقامی محدود معین نمیگردد و به این لحاظ
مثال مرتبه
الوهیت خواهد بود.
مثل مرتبه الوهیت که حد خاصی ندارد.
لذا فرمود چی؟ من ارانی
فقط ارالله. هرکی مرا ببینه کأنا
الله رو دیده. خدای سبحان گرچه مثال دارد
اما مثل و مانندی ندارد.
اینجا یه اختلاف نظری وجود داره.
خوبه بدونید اینو. علامه جوادی آملی الان که من دارم مطلبشونو میخونم قائل به ایناند که خدا
مثل نداره.
مثل داره. میشه ازش مثال زد.
ولله المثل الاعلی.
خب مثال داره.
مثل نداره. اینا با هم فرق میکنه.
اما استاد اشراقی همه شما علامه حسن زاده قائل به ایناند که خدا مثال یا مثل
داره. حالا عرض میکنم.
اینجا آقای جوادی آملی فرمود از این رو در قرآن کریم ضمن این که مثل اعلی
برای خداوند متعال در نظر گرفته شده و آمده است
"ولله المثل الاعلى و هو العزيز الحکیم"
یعنی برای خدا مثلیست که اعلی است.
در عین حال میفرماید هر گونه مثل و مانندی از وجود مقدس او
نفی شده است زیرا اشاره به این آیه میکند "ليس
كمثلای شیء وهو السميع العليم".
"ليس كمثلای شیء" رو اینجا آقای جوادی آملی
قطعاً اون کاف "كمثلای" رو کاف زائد میگیره
حتما که این فرمایش رو داره و میفرمود که
مثل خدا هیچکس مثل خدا نمیشه.
درسته؟ اما علامه جواد-- علامه حسن زاده
در ذیل فصوص ابن عربی
چقدرم با احتیاط. یه بارم
فکر میکنم در بحث لقاء الله یه بارم در معرفت نفس اینو براتون گفتیم.
ایشون علامه حسن زاده علیه الرحمه
قائل به این نیست. میفرماید
چرا شما میای کاف رو اینجا کاف زائد میگیری؟
"ليس كمثلای شیء" رو چرا رو چه حسابی زائد میگیری؟
"ليس"
یعنی نیست. کافش یعنی چی؟
مثل. "كمثلای".
دوباره "مثلای" هم که خودش مثلایه دیگه.
دو تا مثل شد. نیست
مثل، مثل او.
شیء. یعنی هیچکس
مثل، مثل خدا نیست.
نه هیچکس مثل خدا نیست.
این نظر کیه؟ عارف عربی به تصریح علامه حسن زاده علیه الرحمه.
مرحوم قیصری هم
همین نظر رو دارن. پس معنای آیه به نظر علامه حسن زاده اینه.
خدا مثل، مثل نداره.
یعنی چی؟ مثل الله داریم.
مثل الله کیه؟ انسان کامله.
لذا فرمود "من ارانی فقط ارالله".
مثل الله. مثل خداست.
نه یعنی عیناً خداست.
نه اشتباه نشه. یعنی تمام
کمالات ذاتی حضرت حق به نحو امکانی که میشد
در قالب اسماء حضرت حق ظهور و بروز کنه تو این آقا جمع شده
یعنی شما کسیو پیدا نمیکنی شبیهتر از این آقا،
انسان کامل. به خدا.
این میشه مثل الله. حالا مثل مثل الله داریم؟
داریم یا نداریم؟ بر اساس این آیه به نظر علامه نداریم.
"ليس كمثله شيء" میشه نیست مثل، مثل خدا.
هیچ کس مثل، مثل خدا نیست.
مثل الله بود انسان کامل.
پس مثل، مثل الله یعنی مثل امام زمان نداریم.
برای همین احدی مثل امام زمان نیست.
احدی مثل انسان کامل نیست.
این که آقای بروجردی یه روزی ناراحت شده بودن،
برآفروخته شده بودن در خصوص حضرت امام هم داریم،
رهبر شهیدمون هم اینو داریم.
بعد پرسیده بودن که آقا مثلا چرا شما برآفروخته شدید؟
فرمودند من دیدم که اسم منو گذاشتن کنار اسم امام زمان.
گفتند برای سلامتی امام زمان و آقای بروجردی صلوات.
این، این خیلی ریخته بود به هم ایشونو.
یا حضرت امام و رهبر شهید هم داریم.
به خاطر اینه. اونا درسته کانال فیض
امام عصب تک تک ما هستن.
درسته نایب و جانشین اونها هستن اما
اصلا واقعا فاصله، فاصلهی نجومیست
با بزرگترین اولیای خدا.
چیه؟ من نمیدونم بگو سلمان فارسی.
درسته فرمود منا اهل البيت
اما با سلمان کجا،
پیغمبر عزیز عالم کجا؟
اصلا قابل قیاس نیستن.
کسی اینا رو قیاس کنه اشتباه کرده.
من یه زمانی اوایل که این
کلنا عباس و که یا زینب اومده بود توی
شعار بچههای مدافع حرم شده بود.
یه جلسهای بود دوازده نفر
فرماندههای ارشد سپاه قدس بودن و ما در
خصوص داعش دو سال کار محرمانه کردیم بندهی عقیر.
فرماندههای ارشد سپاه قدس میاومدن ما فیلمهای وحشتناک
داعش از درون خود داعشیها فیلم گرفته بودن، مستند ساخته بودن از
اون هیئت امنا و نحوه تخصیصشون بگیر بیا تا قاضی القضاتشون و مثلا
ادارجاتشون، سازمانهاشون.
همه رو میدیدیم تا بالا. شکنجههاشون
و چیزای عجیبی که من اصلا ناراحتی روحی چند وقت پیدا کردم.
یعنی چیزهایی دیدیم که هیچکس ندید.
اصلا دست عموم نرسید. از شکنجهها و کارهایی که لعنتیها کردن مجبور بودیم دو سال.
اونجا یه دعایی من با اینا کردم همون اوایل، همون اوایل
که این شعار اومده بود. آقا این
اصلا این شعار غلطه از حیث
محتوایی غلطه. کلنا عباس و که یا زینب جسارت به مقام حضرت ابالفضله.
چون حدود هفده هجده دلیل
سید قزوینی در کتاب شریفش میاره.
فکر میکنم اسمش العباس باشه حالا مرددم
که بر عصمت حضرت ابالفضل
که ایشون معصوم بوده. حضرت زینب معصومه بوده.
اصلا قابل قیاس نیستن اینها.
یکی از دلایلش این بود که
تمام شهدای کربلا رو بنی اسد به امام سجاد کمک کردن در دفنش جز دو تا شهیدو.
امام سجاد تنهایی متکفل شد با کمک ملائکه.
یکی ابا عبدالله بود یکی هم حضرت ابالفضل.
حضرت ابالفضل العباس. استناد به همین میکنه.
چرا امام سجاد اجازه نداد احدی در
تجهیز و تدفین و تکفین حضرت ابا،
ابالفضل کمک کنه؟ تکفین که نه، تدفین.
چرا؟ میگم چون معصوم بوده. فقط معصوم میتونه معصوم رو دفن کنه.
بعدم کلنا عباسو که، آخه این چه جسارتی به حضرت ابالفضل میکنی؟
خلاصه حالا اینطوری بخوایم حرف بزنیم از درس خارج میشیم.
"ليس كمثله شيء" رو هم پس تا حدودی متوجه شدیم.
در دعاهای ماه رجب درباره انسان کامل آمده است
"لا فرق بينك وبينها
الا انهم عبادك".
تو دعای رجب دیگه ماه رجب
که "لا فرق بينك وبينها
الا و انهم عبادك".
هیچ فرقی بین تو
و او نیست مگر اینکه اونها
بنده تواند. خب
یه معنای ظاهری داره میده که اینها هیچ فرقی با تو ندارند یعنی مثل تواند
مگر اینکه بنده تواند. درست شد؟
یه سؤال. کی میتونه بگه
اگر داره میگه "الا انهم عبادك" هم جمع میبنده اینجا ضمیر رو
یعنی منظور به اهل بیت علیهم الصلاة والسلامه.
چرا وقتی تو جمله بالاتر میفرماید "لا فرق بينك"
نمیفرماید بینهم؟ میفرماید بینها
ضمیر رو مفرد استفاده میکنه.
"لا فرق بينك
وبينها" نه بینهم.
"الا و انهم" حالا ضمیر رو جمع استفاده میکنه.
عبادک. حضرت زهرا.
حضرت زهرا. پس چرا گفت انهم؟
شما؟ نه منظور همشونم.
چون میگه ان، انهم. شما؟
كله من نور واحد.
تقریبا درسته. محور رو از حضرت زهرا گرفته.
اون رو نمیشه ترجیح داد به جهت اینکه اینجا در خصوص همشون صحبت میکنه
درستترش اینه که بگیریم مقام ولایت رو داره اون بالا میگیره مقام ولایت رو
مقام ولایت کلیه رو
که مختص این چهارده تاست.
هیچ کدوم ندارن. لذا ضمیر
مفرد استفاده میکنن. میزنه به مقام، میزنه
مثل دو-- تو قرآن هم داریم.
تو قرآن هم نش-- کی میتونه نشونشو بیاره؟
همین اتفاق افتاده. علم
آدم الاسماء
کلها یا کلهم؟
کلها. چرا الاسماء مگه جمع نیست؟
چرا گفت کلها؟ ضمیر رو مفرد کرد.
الاسماء دیگه ک-- جمعه باید بگه
و علم آدم الاسماء کلهم.
اما فرمود کلها.
همینه. الاسماء کجا جمعاند؟
همهی اسماء کجا جمعاند؟
در الله. الله اسم جامعه.
چون امام است جامعیت داره.
چون انسان کامل این چهارده نور
جامعیت دارن همهی اسماء درشونن.
یعنی مظهر اللهان. باز میگیم دیگه من رعانی فقط رعی الله.
لذا مفرد استفاده میکنن چون میزنه به مقام،
به اون رتبه نه به اشخاص و افراد.
هرکس که این رتبه و این مقام رو داشت
صاحب ولایت کلیه الهیه و داخل شده در این.
حالا عدداً چند نفرند؟
چهارده تا. تمام شد. ما دیگه بیشتر از چهارده تا نداریم.
تمام انبیا، تمام اولیا، تمام
چی بگیم؟ چ-- ما چهار تا دسته داریم که دیگه بالاتر از این دستهها نداریم که تو
قرآن وقتی میگیم هر روز ما داریم
خودمون رو وصل میکنیم به کانال ارتباطی یکی از این چهار دسته.
تو نماز واجب کجا؟ هرکی گفت؟
آفرین. صراط-- اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين أنعمت عليهم.
یه جای دیگه تو قرآن میفرماید
کیا، کیا بهشون خدا نعمت بخشیده؟
الذين أنعم الله عليهم
من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين.
درسته؟ این چهار تا. ما بالاتر از اینا نداریم.
حالا تمام این چهار دسته که ما هر روز
در نماز واجب و بر اون واجبه که ارتباط کانال وجودیمون رو مرتبط کنیم،
ارتباط وجودی پیدا کنیم با یکی از این دستهجات،
همهشون از مشکات ختمی استظهار میکنند.
یعنی طلب نور میکنند از مشکات وجود پیغمبر.
همهشون بدون استثناء .همهشون ذیل
یعنی مادون پیغمبر تعریف میشن.
پیغمبر تنها وجودیست،
روز میلاد عزیزشم هست،
تنها وجودیست که بالعصاله
و بدون واسطه
رفت به سمت حضرت حق. دیگه نداریم.
حتی امیرالمؤمنین حتی حضرت صدیقه طاهره به
تبع پیغمبر .البته در خصوص حضرت زهرا یه استثنایی وجود داره در خلقتش که ما اونو کاری نداریم.
حالا هر دوتاشم در کتاب چهارده معصوم
مرحوم مجلسی دو تا روایتش اومده که
یه روایت میگه از اضافه گل
پیغمبر اعرابی خرج شد. یه روایت میفرماید نه،
مستقلاً از نور ذات خلق شده حضرت صدیقه طاهره.
اون قصهش فرق میکنه. لذا در
حدیث کسا حضرت صدیقه طاهره
مقام ختمی که با باش باشد رو
پناه میده به حضرت حق.
اونجایی که پیغمبر میگه من تو وجودم
احساس ضعف میکنم. درسته؟
حضرت زهرا ایشون چه کار میکنه؟
پناه میده به حضرت حق، به الهیت عالم.
اینجا خودش یه نکتهست که حالا اینو تو معرفت نفس توی یه جلسه اختصاصاً دربارهش حرف زدیم.
نمیخوایم ورود کنیم بحث ما. اصلاً لجهست، عمیقه.
غرق میکنه یه سری رو. حالا اونجاها کاری نداریم.
در هر حال به این شکله. این انسان جامعیت داره.
یعنی به فرمایش حضرت استاد یه مثال بزنم همه بفهمیم.
در قرآن میفرماید که پیغمبر رو از، به امّی یاد میکنه.
امّی. حضرت استاد میفرمودن که
جلوی همین امّی میخواد تعریف امّی رو بکنه
که مردم به اشتباه نیفتن.
چون میگن امّی یعنی بیسواد .حضرت آقا میفرماید اگر تمام باسوادان عالم،
تمام عقلا، حکما، عرفا، اندیشمندان، اولیا، انبیا
همه رو جمع کنی از اول تا آخر
تر-- در دورههای قبل، الف، الف آدم اومده رفته
و دورهها و کوره های بعد که الف، الف آدم خواهد آمد.
همه اینها رو رو هم بریزی حتی ایشون اسم میبره مثلاً در دوره ما
عقلا، انبیا که خودشون هستن در کنارشون عقلا و عرفا و علما و اولیای خدا
مثل عارف عربیها
که ما نمونهشو نداریم. قریب به صد، هزار عنوان کتاب داشته باشه.
عنوان کتاب. مثلاً فتوحاتش چند جلده.
تفسیر قرآنش نود و پنج جلده.
هز-- مثلاً عثمان یحیی نود-- نهصد و پنجاه عنوانشو تو کتابش میاره.
نداریم مثل، مثل ملاصدراها، مثل شیخ الرئیسها که به قول رهبر شهیدمون روحش شاد
میفرمود کدوم عالم رو سراغ دارید بعد از هزار سال هنوز کتاباش تو آکادمیهای کشورهای خارجی تدریس بشه؟
جز شیخ الرئیس پیدا کنیم. از افتخارات اسلامه.
مثل این بزرگان اسم میبره میگه همه اینا همه اینها
کنار پیغمبر عزیز عالم همهشون روهم بیسوادن.
این یعنی جامعهیت.
حالا چرا من و شما از پیغمبر انقدر غافلیم؟
چرا؟ من نمیدونم. و تنها کسی هم که
در میان اهل بیت علیهم السلام همه چیش مثل پیغمبره امام عصر ماست.
اعم از ظاهر و باطن. خب کلهم من نور واحد اما قیافهها، چهرهها، بدنها، مزاجها متفاوت بود دیگه.
و پیغمبر از امام عصر ما عجیبه حتی اسمش هم اسم پیغمبره.
میگن ولی نگید به حرمت. میم حا میم دال ابن العسکری بگید.
باز اسمش اسم پیغمبره.
کسایی که امام عصر رو زیارت کردن و پیغمبر رو هم زیارت کردن دیدن کپ همن یعنی عین همن.
قیافه اصلاً تو مو نمیزنه به قولی.
امام عصر عزیز ما. این جامعهیتی که حالا چه کلاهی اما باید بره به عرش الهی مافوق عرش برسه
تا ابد سر به سجده داشته باشیم که ما شدیم مأموم این امام که "یوم ندعو کل الناس بإمامهم".
روز قیامت همه پشت سر امامشون حرکت میکنن.
الله اکبر. خب حاج مرتضی عزیزمون هم اومد میخواد مدیحه سرایی کنه براتون.
من چهار پنج خط فقط خوندم.
اونم از یه کتاب. این همه کتابای دیگه اینجا موند و
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد و رزق شما چی باشه و "في السماء رزقك
وما توعدون". اجازه بدید که چون حال
جشن رو هم داشته باشین یه نیم ساعتم حاج مرتضی عزیز میخونن
من دیگه بیشتر از این صحبت نکنم.
و شما رو به خدای بزرگ بسپارم.
خیلی جلسه نورانی بود. خیلی شیرین بود.
خیلی به دل بنده نشست، چسبید.
فکر کنم اولین جلسه سیر و سلوکم اون بود که کمتر از یک ساعت ما صحبت کردیم.
پنجاه و چند دقیقه صحبت کردیم.
همیشه یک ساعت و ربع، یک ساعت و بیست دقیقه
صحبت میکردیم. چون میخوایم انشاالله نه جمع کنیم جلسه رو به اجتماع هم برسید.
دیگه من اضافه گویی نکنم.
حرفها حرفهای بسیار گندهتر از دهن بنده بود.
انشاالله شما بگیرید
دولوپی اینها رو بگیرید بخورید نوش جونتون به ذائقتون بنشینه کیفش رو بکنید ما رو هم دعا کنید.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
من خواهش میکنم یه مقدار نگاهمونو جامع کنیم.
آها خوب شد یادم افتاد آقا ابوالفضل مهرداد این جوان ایلامی
که امشب تشریف ندارن شهرستانن.
عرض کردیم خودشون خودجوش
کانالهای اختصاصی زدن.
تو کانال هم لینکها رو معرفی کردن برای هر موضوعی.
نزدیک بیست سی موضوع ما این چند ساله صحبت کردیم یکیش سیر و سلوکه.
اینها رو کانالهای اختصاصی زدن
از تو کانال مرام گمنامی که همه این مباحث گذاشته شده
اختصاصاً مباحث رو تو کانال خودش جایگذاری کردن.
الحمد لله خودشون تونستن از میان پونصد و خردهای جلسه قلب در قرآن
چهارصد و خردهایش رو بازیاب کنن.
چون ایتا اینا رو خورده بود. یعنی از
سرور ایتا متاسفانه پاک شده بود.
بازیاب کردن، درآوردن الحمد لله کانالهای اخ-- بیست و خردهای
قلبه که البته شصت تا قلبه که هنوز
ادامه داره مبحث. ما الان در قلب مرعوب هستیم.
اینها رو آماده کردن.
امشب قراره به یمن قدوم پربرکت پیغمبر عزیز عالم و امام صادق تو کانال مرام گمنامی اون لینکاش گذاشته بشه.
تو فل یرحم انا هم میذارم
که برید و انشاالله مباحث قلب در قرآن رو هم پیدا-- ولی دیگه
صد تا حدود صد جلسه دیگه پیدا نشد دیگه متاسفانه از دست رفت.
اونها رو قلبهای ابتدایی مثل قلب مریض و اینا
دیگه پیدا نشد. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات. اللهم صل
علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل