ددرس‌گفتارها

صبر کنید اول یه دو سه تا خانوما بگن.

ببخشید خانوما.

جان؟

بدید اول به خانوما.

ببخشید.

تا خانوما سؤالشون رو بپرسن این آقا زرنگی کرد در حالی که آقا مهدی داشت صحبت می‌کرد سؤالش رو پرسید.

یکی اینکه بعضیا میگن روش استخاره‌ای که علامه فرمودن باز می‌کنی اسم الله نیست توش.

خب ببند دوباره شروع کن.

[خنده] دوباره از بسم الله.

بعد نکته دیگه اینکه اگر شما تعداد، من البته بر نخوردم اما بعضیا گفتن تعداد الله بیشتر از سطر صفحه، صفحه‌ایه که بهش می‌رسی.

شما قرار شد به تعداد الله ورق بزنی بعد به تعداد الله سطرها رو بشمری بیای پایین.

درسته؟

اگر تعداد الله انقدر بود که تموم شد صفحه، خب برو از صفحه بعد ورق بعد نه، از صفحه بعد ورق رو برگردون از پشت صفحه ادامه سطرها رو بشمار و- نه باشه، باشه من [نفس کشیدن]- فرق نمی‌کنه ورق قرآنی خطش هم فرق کنه مانعی نیست.

اگر بسم الله تو صفحه بود.

اگر بسم الله تو صفحه بود الله‌ش حساب میشه دیگه.

نه خط نیست- بله بسم الله خودش یه سطره.

[هم پوشانی گوینده ها] ایشون هم در خصوص اسما پرسیدن که اسما ما در قرآن داریم چهارده تا سو-- صد و چهارده تا سوره داریم.

صد و چهارده هم که اسم جامعه و این اسما رو یه، یک جایی حضرت استاد فرمودن که ما کلا تو قرآن صدو ا-- صد و چهارده اسم از اسمای حضرت حق هست.

وقتی شما میری بررسی می‌کنی می‌بینی صد و پنجاه تاست.

[صدای بچه].

این ترکیبی‌ها رو میذاری کنار.

مثلا یک، یک اسمی ااا یه جا با ترکیب یکی دیگه یا با مثلا س-صرفش کردن تو یه صیغه دیگه‌ای رفته، اونا رو همه رو حذف کنی کلا و مشابهات رو بذاری کنار صد و چهارده تا سوره، اسمه در قرآن.

که اگر کسی به اون صد و چهارده تا اسم، اسم اصلی برسه و به اون‌ها احاطه پیدا کنه کل قرآن رو بهش هدیه می‌کنند.

این یکی از دستوراتی بوده و قبلا بنده گفتم.

من الان شما رو توصیه به این کار نمی‌کنم.

الان توصیه می‌کنم بیشتر برید سراغ اسمی که باهاش خو کردید.

تکرار می‌کنم؟

اسمی که باهاش خو کردید.

نفست بیشتر از هر اسمی با کدوم از اسمای حضرت حق کیف می‌کنه، لذت می‌بره.

این فرمایش علامه‌ست.

همونو نصبه، همونو لبت تر باشه به اون، با اون برو جلو.

همیشه با اون باش.

حالا از کار دیگه هم بگو اما بیشتر اینو بگو.

این چیکار می‌کنه؟

می‌برد به سمت رب وجودیت.

[صدای محیط] باید لب تکون بخوره؟

نه نیازی نیست لب تکون بخوره.

برای ابتدا شروع به ذکر کسایی که نفسشون قوی نیست مجبورن از ملکشون هم یعنی این بدنشون هم استفاده کنن تا به ملکوت برسن.

اما انسان به یه جایی می‌رسه که اصلا مثلا دیگه نیازی نداره از لسانش جاری کنه.

بهش میگن ذکر قلبی.

قلبش داره ذکر رو میگه و کیف می‌کنه.

اون مرحله‌ش بالاتر هست.

[صدای محیط] ذکر که تضاد داره با شکر، لب بسته چقدر ضرر داره؟

اشکال نداره.

لب بسته باشه زبون تکون بخوره بازم مانعی نداره.

[صدای محیط] دیگه اون چیزی که شما وقتی داری ذکر رو میگی، اون حقیقت ذکر به صye وجودیت پیاده میشه.

نمیشه دستور داد به این فکر کن، به این فکر کن.

به صye وجودیت ذکر خودش رو نشون میده.

شما امکان داره مثلا بگی خدایا من دارم از ظاهرو میگم هی تو قوه خیالت بگی ظهور کن، ظهور کن.

الظاهر یعنی ظهور کن.

خدایا برای من ظهور کن.

یکی یک برعکس.

داره میگه از ظاهر، از ظاهر میخواد از ظاهر بره به الباطن.

برعکس.

میگه خدایا بردار از جلوی چشمام این ظهوراتت رو.

میخوام باطنت رو ببینم.

هر کس نفسش یه طوره.

شما زیاد داری سؤال می‌پرسی‌ها.

خانوما بفرمایین.

سلام علیک علیکوم- وعلیکم السلام و رحمة- خدا قوت.

حاج آقا در مورد اینکه در عين ثابت بر اساس خواسته ما هستش در علم الهی، در مرتبه علم الهی میگید خواسته شما بود.

آیا این فعل ماضیه بوده یا اینکه مضارعه و همیشه مستمره؟

یعنی الان این خواسته من هم تأثیری داره در عين ثابتم؟

احسن.

دقیقا مثل همون کان الله ولم یکن معه شیء.

کان الله، خدا بود دیگه.

افعال ناقص کانه.

خدا بود.

مال ما-- ال-- بود.

ماضیه یا مضارعه؟

ماضی.

بود دیگه.

ماضیه.

خب.

ولم یکن ش-- معه شیء.

هیچ شیی هم معیت با اون نداشت.

پس چرا حضرت فرمود و الان کماکان.

الانم همون طوره.

اگر بود هیچکس هم باهاش نبود.

میگه الانم همونطوره.

یک، حالت مضارع پیدا کرده.

یعنی الانم همون حالت رو داره.

دو، این همه کثرات چی ان پس؟

شما گفتی هیچکس همراه خدا نبود.

ولم یکن معه شیء.

هیچ چیزی همراهش نبود.

پس الان این همه کثرات چی ان؟

اینا آیا هستن یا نیستن؟

نمیشه برش داشت که.

بله.

درسته؟

این همون ماضی‌ست که دلالت مضارعه داره.

و مستمره.

و مستمره.

دقیقا عين ثابت این حالت رو داره.

زبان حال.

بود اما دقیقا هر اتفاقی تا ابد قراره بیفته بر اساس همون میفته.

این دلالت استمرارش هست.

پس انتخاب الان من بر اساس معرفتم و علمم و عملم در عين ثابت من موثره.

آفرین به شما.

احسن به این خواهرمون هرکی هست.

[هم پوشانی گوینده ها]و بچه زرنگای مسجد بلال، خانم ابوالقاسمی.

ماشاالله هرکسی اینو دقت نمی‌کنه.

پس کسب مح-- نه دیگه یه بار دیگه بگو نداریم.

خواستی گوش بدیم.

[خنده] پس کسب معرفت، خود خانم ابوالقاسمی یه بار جملهشو دوباره بگه.

بر اساس معرفت و علمی که به دست میاریم و عملی که انجام میدیم، اِاِاِ خواسته‌مون مشخص میشه و در عین ثابت ما تاثیر داره.

احسن.

میشه وجود دو وجهی.

یعنی هم-- البته اینو بگم اشتباه نشه.

در عین ثابتمون تاثیر داره نه، نه اون- خواست ما رو مشخص می‌کنه.

احسن.

در، در عین ثابت تاثیر، عین ثابت تمام شد.

در زبان حالمون.

احسن.

یعنی طلب وجودی ما- آفرین در طلب وجودی‌مون.

یعنی ما بالاخره قدرت تغییر داریم یا نداریم؟

داریم که اختیار داریم اما اقتضاش به وفق عین ثابته.

اقتضای اون.

بالاخره زبان حالی داشتی اینطوری پیاده شدی.

می‌تونی عوضش هم بکنی چون خداست و خدایی می‌کنه و تو هم چگونه مقام کن رو داده به امام عصر.

مقام کن، فیکون.

می‌تونه تصرف کنه در شیئیت، در صورت، در همه چی.

انقلاب ایجاد کنه، منقلب کنه شی رو.

اما اون دست امام عصره.

تا کی بهش برسه؟

تا کی بتونه تو چشم امام زمان قرار بگیره که آقا به یکباره اراده کنه این آقا زیر و رو بشه اصلا.

اون دیگه صاحب مقام کنه که امام عصره، قدرت آقاست.

حتی خوبه بدونید خانم ابوالقاسمی و خواهر برادرای دیگه حتی توی این مقام اهل بیت دیگه هم خیلی تصرف نکردند.

می‌دونستید اینو؟

همشو سپردن به امام عصر.

فرمودن این قدرت مخصوص آخرین یادگار ماست.

مقام کن.

داشتن نه که نداشتن.

داشتن اما استفاده خیلی نکردند.

میگم اس-استفاده خیلی نکردند.

نمیگم استفاده نکردند که.

خیلی استفاده نکردند.

اما امام عصر به شدت از این قدرتش استفاده می‌کنه برای برگردوندن آدم‌ها.

آدم‌هایی که اصلا رفتن.

چرا؟

خدا حس کنه آقا صادق راوی شون و دو.

من عاشق این آقا صادقم، عاشقشم.

یعنی شب‌هایی که میاد هیئت ما مثلا بغلش می‌کنم تو سینه ام حال می‌کنم باهاش.

چقدر خدا هدایت کنه.

نمیگم لعنت کنه.

چون اینا متاسفانه سر سفره انقلاب و دینن.

اینایی که آقا صادق رو زدن، تخریبش کردن که مشت لقبیات میگه و چی و پیشگویی کرده برای خودش و فلان.

ایشون یه جمله طلایی گفت من اشکم جاری شد خدا شاهده از جمله ایشون.

هرکسی نمی‌فهمه این حرفو.

نمی‌فهمه.

چه برسه خودت بخواد بگه.

فرمود هنوز یارای امام زمان تو کافه‌ها و باغ‌ها و بالا شهر و چی و هستن.

صبور باشید.

بذارید اون‌ها هم ملحق شن.

توجه کردید؟

خب چگونه ملحق شن؟

اون که الان تو بستر گناهه.

اصلا حالیش نیست.

امام عصر مقام چی داره؟

صاحب مقام کنه.

حضرت بیاد نگاه کنه طرف رو منقلب می‌کنه.

با نگاه.

چه برسه دست روایت داریم دست می‌ذاره رو سر هرکسی منقلب میشه، عقلش کامل میشه.

اصلا چه می‌کنه آقا؟

خوش به حال اون کسایی که هستن زمان حضرت.

خب بدید یه خانم دیگه هم سؤالشونو بپرسن.

ببخشید حاج آقا کسی که از تکرار ذکر الله لذت می‌بره آیا چنین اجازه‌ای رو داره چون الله اسم جامع هست اون رو تکرار کنه؟

بله چرا اجازه نداره؟

منتها باید مراتب وجودی خودش رو خوب شناسایی کنه.

هرکسی هر ذکری رو نباید بگه.

مثلا- چجوری میشه مراتب وجودی خودمونو شناسایی کنیم؟

اولا خ-- تو مسیر معرفت نفس.

دو-- ثانیا با سیر و سلوک و برنامه.

ثالثا با شناخت از کار.

یعنی شما وقتی همین که الله، خب الله چیه؟

چه آثاری داره؟

آثار ذکر الله چیه؟

اینو باید بدونیم من و شما.

همین که من و شما می‌دونیم این اسم جامعیت داره یعنی چی؟

یعنی حریم نگه می‌داری.

هر وقتی نمیری سمتش.

جامعه.

درسته؟

این که به طور مکرری تو ذهنت تکرار میشه حتی موقع خواب، موقع بیداری مرتب توی ذهنت تکرار میشه.

اون موقع باید چیکار کنیم؟

خیلی خوبه.

بذارید تکرار شه.

اگه خودش می‌جوشه بهترین حالته.

بذار بجوشه.

از اون ادا نیست دیگه.

از درون داره می‌جوشه.

مثلا علمای تهوع و طبعایی برای ذکر الله کجا توصیه کردن؟

در تشویش خاطر، اضطراب نفس، استرس، ترس.

خب؟

شصت و شش بار بگه الله بدون یای منادى الله.

خب آیا من حق دارم هر جایی این ذکر رو استفاده کنم؟

حق نداره.

میگه وقتی نفست مضطرب شد یا جایی که انسان رفت به سمت جامعیت، به اسم الجامع یا به ظهور اتم خدا نزدیک شد.

چرا وقتی میری داخل حرم میگه صد بار بگو الله اکبر الله اکبر الله الله.

چرا داره میگه؟

چرا الله باید اونجا بگیم؟

خیلی عذرخواهی می‌کنم مثلا ما داریم میریم تو حموم باید بگیم الله اکبر.

داریم میریم بیت الخلاء باید بگیم الله اکبر.

اونجا باید بگیم یا کاشف.

ف-- یا ببخشید یا کاشف حق نداری.

باید یا ستار بگیم.

درسته؟

حق نداری هر ذکری رو هر جایی بگی.

اونجا چرا میری حرم میگی الله اکبر؟

چون مرتبط شدی به ظهور جامع حضرت حق.

پس شأن اسم باید شناخته بشه یک.

کارکرد و آثارش شناخته بشه.

دو.

نفس خودت باید شناسایی بشه.

سه و در مسیر سیر و سلوک شی.

یعنی با برنامه بری جلو.

همینطوری حق نداری هر ذکری دست بگیری.

مچکرم.

خواهش می‌کنم.

دیگه خواهرها یکی دیگه خواهرها بپرسم بعد دیگه آقایون.

[صدای محیط] الحمد لله خواهرها بی سؤالن.

سلام وقتتون بخیر.

ببخشید عه حرز عابد و جانه تو یه خونه‌ای که بزرگه وسطش حیاته اونورش هم ساختمان داره یه دونه حرز کفایت می‌کنه؟

کفایت نمی‌کنه.

اتفاقا اگر دقت کنید سؤال خیلی خوبیه ما هم کمک می‌کنه تو جواب.

اگر کسی خونه‌ش مثل اینکه ایشون فرمود مثل خونه‌های قدیمی بود وسط حوض بود اینور اتاق بود اونور تو هر اتاقی باید یه حرز عابد و جانه باشه و ما گفتیم تو هر خانه‌ای یه حرز عابد و جانه باشه درسته؟

مانع ما نمیگیم پیغمبر فرمود باعث فرار کردن شیاطین میشن.

حالا اگر توی خونه‌ای چند تا اتاق داره کفایت می‌کنه یه دونه به نظر شما؟

این تجربیات اخیر بنده‌ست.

تجربه بنده‌ست.

جایی ندیدم.

تو روایت میگه تو منزل یه حرز داشته باش.

مثلا به اون شخص عابد و جان انصاری پیغمبر حرز رو آموزش داد و انوار اون رو نوشت برد گذاشت تو خونه‌ش.

بنده اخیرا مت-متوجه شدم.

یعنی تو زندگی خودم اینو دیدم.

قشنگ دیدم که میتونه حرز عابد و جانه مثلا تو پذیرایی باشه اما تو اتاق خوابت جن باشه.

شیطان جنی باشه.

نمی‌تونن بیان تو پذیرایی.

و البته اینو بگم فرار می‌کنن ها.

اما اون قدر-- اونایی که سلاطین اجنه ان قدرتشون زیاده اونا هم میان نزدیک میشن اما وارد مثلا اتاق پذیرایی که چهارگوشی که حرز عابد و جانه هست نمیشن.

محاله بشن.

اما یه احتمال وجود داره که برن.

الان خود من مثالش خود بنده یه حرز عابد و جانه تو پذیراییمون گذاشتم.

پذیرایی ما خیلی آرامش داره.

خب اما تو اتاق خوابم.

[نفس عمیق] کتاب‌های مهمی که می‌خوام شب برای شما بیارم، می‌برنش.

کتابو می‌برن.

چون حالا تا حالا چند تا کتاب مهم بنده رو از من دزدیدن بردن تو اتاق گذاشتن.

پس اومدن برداشتم بر-- تو اتاق از دست خود بنده یه چیزی رو حالا معذورم بگم چی بود از دست خود بنده بردن.

قشنگ دیدم از دستم کشیدن بردن.

در حالی که حرز عابد و جانه تو پذیرایی ما بود.

پس شما احتیاط کنید، چیز کنید تکمیل کنید کارتون رو.

یعنی بالاخره تو هر اتاقی یه حرز بله.

عه ببخشید حرز عابد و جانه باید تو یه مجلس نوشته بشه یا می‌تونه چند- حرز عابد و جانه اصلاً کلاً احراز نیازی نیست تو یه مجلس نوشته بشن.

ختم، ختم ادعیه و اذکار و اینها توی مجلسه.

نوشتن احراز نه.

بعدم کجا باشه پیغمبر فرمود، فرمود اینم چند بار ما گفتیم حرز عابد و جانه کجا باشه؟

فرمود اگر تو خونه‌تون کسی رو دارید که حالاتش بده، می‌دونید تشخیص دادید این جن زده شده تحت تصرف شیاطین قرار گرفته شب بذارید زیر متکاش.

یه چند شب بذارید تا این آرامش پیدا کنه.

بعد روز که پا میشه پیغمبر فرمود آویزون کنید وسط منزلتون.

این فرمایش پیغمبره.

مثلا بالای لوستر بذارید.

نمیشه؟

تابلوش کنید بذارید رو طاقچه وسط اتاقتون یا به دیوار آویزون کنید.

منتها پوشیده نباشه.

مثلا حرز عابد و جانه رو شما بردار بذار پشت مثلا آینه‌ت.

نه.

باید دیده بشه.

بله خواهر.

ببخشید حاج آقا سلام عرض کردم- سلام علیک ببخشید عه یه سؤالی می‌خواستم ببینم که اینکه میگن یه سری آدما عمرشون تو این دنیا کوتاهه و وقتی از این دنیا میرن چون اون سیر ملکوتی‌شون عه نتونستن در واقع تو این دنیا تکمیل کنن دوباره رجعت می‌کنن.

هم-- یعنی مثلا به صورت نرمال انگار با یه دوباره از یه جای دیگه دوباره به دنیا میان مثل انسان معمولی.

باطل.

آها باطل این قضیه؟

باطله.

بهش میگن چی؟

تناسخ.

ما این تناسخ و تراسخ و تفاسخ و تنا-- تفاسخ و اینها رو داریم.

مثلا سنگ شدن و حیوان شدن، نبات شدن یا در قالب انسان جدیدی قرار گرفتن رو در اسلام داریم.

تناسخ داره اسلام.

اما این نیست.

اصلا علامه می‌فرماید که سیر قهقراهی محاله.

یعنی شما از نشئه طبیعت ماده فارغ شی بری مجرد شی تو رتبه مثال یعنی برزخ بعد دوباره برگردی تو ماده.

اصلا محاله.

پس رجعت الان که مثلا یه سری آدما- بله اون رو تو مراتب معرفت نفس توضیح دادیم.

نظر علامه رجعت جسمی نیست.

رج-- علامه نظرشون به جسم نیست.

می‌فرمایند روحاً میان کمک می‌کنند.

رجعت روحیه، معنویه.

با صورت مثالیه.

نه با جسم.

این جسم دیگه تموم شد.

تو سیط رفت- شهدا هم یعنی نمیان؟

بله چرا میان.

اما به نظر علامه روحاً میان.

معنوی.

مثل اینکه الان حاضرن.

شهدا حاضرن دارن کمک می‌کنند انقلابو.

این نظر علامه است البته.

خیر اکثراً میگن نه این نیست جسمیه.

حالا بحث دقت کنید اون بحث شما بفرمایید حواس من پرت شد.

[صدای محیط] اونم همینه فرق نمی‌کنه.

امامام که تشریف میارن حضورشون معنویه.

بله.

برای طرح باقیات الص-- باقیات الصالحات طلایی خداروشکر- بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام عرض می‌کنم خدمت استاد و خدا قوت میگم خدمتتون.

ببخشید سؤال-ولی که دارم اینه که این ااا صد قافی که ما می‌خوایم بخونیم صد مرتبه خیلی وقت می‌بره برای ما واقعا خیلی سخته.

می‌تونیم مثلا ما مجازی هفت هشت نفر یا ده نفر بشینیم نفری- نخیر.

همزمون با هم نفری ده مرتبه بخونیم، آیا این کافیه؟

نخیر.

برای پیشرفت مثلا- می‌شنون؟

می‌شنون صدای ما رو؟

بعد می‌شه هم دعای ما- تلفن زدن؟

[همهمه] خب باید به کی جواب بدم؟

[خنده] خیلی باحالی شما.

حاضرم- دعای کنید ما هم ساکن تهران بشیم حضوری از کلاس‌های شما بهره‌مند بشیم.

خیلی ممنون.

سلامت باشید خواهرم.

هر جا تشریف دارید خدا حفظتون کنه.

نخیر نمیشه چند نفر شد.

عین فرمایش استاده که هرکس که براش طلسمی، سحری، جادویی چیزی شده خودش باید بشینه یک نفره تو یه مجلس صد بار شصت قاف رو بخونه.

[همهمه] پنج ساعت وقت بگذره.

و چطور حاضری پنج ساعت وقت ما رو بگیری؟

حاج آقا بیچاره شدیم حاج آقا بده آدم بهت فلان.

پنج ساعت می‌خوای با خدا خلوت کنی سختته.

پنج ساعت حالا سریال باشه ها تخمه چق چق می‌شکونه، می‌شینه کیف می‌کنه.

و اون تناسخ هم که خواهرمون گفت نصف کارمون آقا پرسیدن بحث قطع شد.

تناسخی که اسلام قبول داره چیه؟

[همهمه] نه تو این دنیا اصلا تناسخ ما نداریم.

[همهمه] نخیر.

تناسخی که اسلام قبول داره اینه.

اینه که ما وقتی ما گفتیم مشخصه، دقت کنید مشخصه بدن برزخی ما چیه؟

یعنی چی مشخص می‌کنه بدن برزخی ما رو؟

اعمال ما.

باطن و نفس برزخیمون رو چی مشخصش بود؟

علم ما.

خب حالا ما وقتی از این دنیا میریم برای اینکه بدن ما این شکلی باشه تو این دنیا دست ما نبود.

از نون و آبی بود که پدر مادرمون خوردن.

درسته؟

اما بدن بعد از نشئه طبیعت ما یعنی بدن برزخی ما شکلش دست خودمونه.

الان داریم بهش شکل میدیم با اعمالمون.

ما وقتی می‌میریم نفس ما اعلام انصراف از این بدن میده.

یعنی توجهش رو از این بدن برمی‌داره لذا این بدن رها میشه، می‌پوسه.

توجه می‌کنه به اون بدن برزخی و نفس ما از این بدن میره وارد میشه به اون بدن برزخی.

به این میگن تناسخ صحیح در اسلام.

وارد شد روح ما رفت توی بدن جدید دیگه.

درسته یا نه؟

اما بدنی که تو عالم مثال نه نشئه طبیعت.

اونچه که شما-- اونا میگن این اروپایی‌ها، غربی‌ها میگن آدما میرن بعد دوباره بر می‌گردن، میان تو جسم مثلا سنگ و حیوان و انسان‌های دیگه.

اینا همش باطله.

[همهمه] حالا برای هرچی هست- خسته نباشین استاد.

خواهش می‌کنم.

یه سؤال داشتم از خدمتتون.

بفرمایید.

ذکر از ظاهر- ما شما رو غرق کردن امشب.

ذکر از ظاهری که فرمودین هزار و صد و شش مرتبه باید بگیم و شمسی باید بگیم یا قمری؟

هزار و صد و شش مرتبه رو به چیه شمسی یا قمری؟

فرمودین که ااا ذکر الظاهر رو بگیم.

الف و لامش رو بگیم الظاهر یا از ظاهر؟

نه دیگه.

وقتی که ظال اصلاً ظاء با دسته خب جزو حروف شمسیه دیگه.

حروف شمسی شد میشه الظاهر.

تشدید می‌گیره.

[همهمه] بعد من خواهش می‌کنم الف و لام برای شروع نگید.

چند بار گفتم سنگینه.

حالاتی براتون پیش میاد اذیت میشید.

در شروع هر ذکری مگر تو دستور باشه.

تو دستور اگر هست مثل الحی القیوم، الحی القیوم.

داری آیت الکرسی می‌خونی.

الله لا اله الا هو الحي القيوم.

الف و لام داره.

داری آیت الکرسی می‌خونی.

مجبوری الف و لام بدی.

اما وقتی ذکر رو که تو دستور الف و لام نیست می‌خواید دست بگیرید مثل الان، تا حالا هم نگفتی، مطلقا با الف و لام شروع نکنید.

سنگینه.

من اینو بارها گفتم.

یه اتفاقاتی براتون رخ میده و بعد میایم میگه حاج آقا من حالم ریخته به هم.

با یا بگید، یا ظاهر، یا ظاهر.

تا یه یک سالی خو کنید بعد برید سراغ الف و لام.

[همهمه] سلام علیکم.

نه من تو صحبت، تو جلسه‌هه دارم میگم ذکر از ظاهر چون از رو کتاب خوندم علامه هم نوشته ذکر از ظاهر بگید.

اون از ظاهر بعد، بعدش توضیح دادم دیگه.

گفتم کس-- مثل الان کس که شروع می‌کنه بدون الف و لام بگه.

[همهمه] بگید یا ظاهر.

سلام علیکم وقت شما به خیر.

سلامت باشی.

یه سؤال ذکری، یه سؤال علمی.

دستوراتی که حالا در طی جلسات فرمودید انجام دادنش همین از ظاهر و یا فاطمه و آیات صخره و اینا مجموعاً تقریباً روزی دو سه ساعتی طول می‌کشه.

ما مجبور هستیم در حین حرکت حالا چه پیاده از مسیری میریم یا مثلا در حین رانندگی بگیم- اشکال نداره.

اینا اشکال نداره؟

نه اوناها اشکال نداره.

اون از کارهایی که یک مجلس خونده میشه مثل شصت قاف ختم اینطوری اونا رو، اونا رو تو راه نباید بگیم.

اون ماشاالله لا قوه الا بالله- نه اونارم تو راه می‌تونی بگی پشت فرمون اصلاً بگو.

بله.

مثل صحبت‌های ما که تو ماشین گوش میدین.

[خنده] صحبت‌های ما هم تو ماشین گوش میدی باعث میشه چرتت نگیره.

زنده باشید.

سلام.

سؤال دیگه در مورد اون بحث زبان حال.

ما وقتی که هنوز در عین ثابت هستیم، در علم الهی هستیم و تجربه‌ای نداریم، تفا-- این تفاوت بین اینکه یک نفر یک زبان حالی داره با یک نفر یک زبان حال دیگه‌ای داره، اینکه یه نفر به قولی ریسک می‌کنه میشه انسان.

یه نفر میگه نه بابا من همون گوسفند بشم خیلی خوبه و و اینها.

این تفاوت از کجا میاد در عین حال اینکه خدا همه ما رو به هر حال- از هیچ جا نمیاد از خود طرف میاد و اصلش در خواست الهیه.

در خواست الهی.

ما یه خواست داریم، یه اراده.

اینا با هم فرق می‌کنن من الان می‌خوام که بشم حاج قاسم امام زمان.

خب خواستن تنها که، اراده کردیم مگه؟

اراده نکردیم که.

درست شد؟

خدا هم اینطوری، خدای خواست داره، یه اراده.

آیا خدا خواسته ما گناه کنیم یا نه؟

نه؟

اگه خدا نمی‌خواست ما گناه کنیم نمی‌تونستیم اصلا گناه کنیم.

پس خدا خواست که ما اینطوری بگیم خواست که ما بتونیم گناه کنیم.

اما اراده کرد که من گناه کنم؟

نکرد.

اراده‌شو من می‌کنم.

به حول و قوه الهی.

یعنی اینطوری بگیم من انتخابش با منه پیادش، پیاده کردنش با خداست.

یعنی به حول و قوه الهی این کار انجام می‌شه.

اما انتخابش با منه.

حالا این انتخاب من خودش از کجا اومده؟

از اختیاری که خدا به من داد.

هرچی عشقه.

دیگه چی بگه؟

خدا با عشق‌تر از این، خدا با عشق‌تر از این خدا سراغ داری؟

بگه بنده من هرچی عشقه، چه می‌خوای؟

همونو بهت میدم.

این کل، کل نمد هاولا و هاولا من عطا ربک دیوانه کننده‌ست.

یعنی با عشق‌ترین آ-- اصلا لارج‌ترین چی بگم دیگه، وجود، وجودات بگیم که اون که وجود سمدیه اصلا لال آدم.

اصلا لارج‌تر از من پیدا نمی‌کنی.

هرچی عشقه تا تهش می‌برمت.

ولی تو فقط انتخاب کن که خودت خواستی به من شی.

آقا پنج دقیقه، پنج دقیقه.

و اینکه الان اونهایی که انتخاب کردن سنگ و چوب بشن بالاخره می‌رسن به کمال خودشون.

ولی مایی که انتخاب کردیم انسان بشیم چون غیر از اون چهارده معصوم کسی به صادر اول و احدیت نمی‌رسه.

می‌تونیم بگیم به یه جورایی خب مثلا اونا موفق‌تر بودن.

نمی‌دونم اونا حتما به ملکوت می‌رسن.

اونا به وهم نزدیک به عقل می‌رسن ولی ما اصلا معلوم نیست برسیم یا چنین چیزی.

ما که اولا عه خودمون به تنهایی به هیچ جا نمی‌رسیم.

چون وجودمون ناقصه، نفسمون ضعیفه.

اما به اصل الحاق یا به مع-- به یک معنا شفاعت یا به یک معنا معیت با امام می‌رسیم.

چرا نمی‌رسیم؟

ما با معیت با امام به حتی درجات امام می‌رسیم.

این معنا فی درجاتنا چیه پس؟

امام رضا فرمود هرکس من جلس مجلسه یحیی فیه امرنا که هرکس مجلسی به پا کنه امر ما درش احیا بشه.

مثل همین مجلسی که تو یا زهرا به پا میشه.

معنا فی درجاتنا.

امام رضا فرمود این معیت درجاتنا همراه درجات ما.

پس می‌شه حتی به عالی‌ترین مرتبه اما با معیت با امام رسید.

اونا ما رو می‌برن.

درسته، درسته.

البته بلندگو دست ایشونا.

[صدای محیط] خب الان کسی سؤال شما رو نمی‌شنوه.

[خنده] شما بچه نظام آبادی؟

نه حاج آقا.

خیلی زرنگین.

زنده باشین.

سلامت باشین.

بلندگو رو کشیدی از دستش.

ببخشید.

حاج آقا در تکمیل عین ثابته اینکه مثلا میگه اگر کسی در ذات شقی باشه، اگر آیات آخر سوره حشر رو براش بخونن این میگه مثلا سعید میشه.

خب انتخابش این بوده که مثلا شقی باشه.

اون خودش خواسته دیگه.

بعد چی میشه که حالا فرض کن یه ولی خدا براش می‌خونه این- اصلا آیات آخر سوره حش، حشر چرا الان تبا تباید بر دستور سیر و سلوکی قرار داده.

میگه باید همه سالکین، اون جلسات ابتدایی گفتیم دیگه باید سوره حشر رو با واقعه هر شب بخونن.

نتونستن سه آیه آخر.

چون روایت داریم دوای هر دردی‌ست به جز موت.

همه رو درمان می‌کنه.

چرا؟

چون اسم اعظم توشه.

خب صاحب اسم اعظم کیه؟

امام زمان.

انسان کامل.

انسان کامل مقام چی داره؟

کن.

یعنی تصرف در ماده کائنات.

خب وقتی انسان کامل می‌تونه تصرف کنه در انسان، او رو منقلب کنه حتی خواسته‌ش و زبان حالش رو هم تغییر بده، دیگه حرفی برای گفتن نمی‌مونه.

کانالش چیه برای اینکه به اون برسیم، به اون فیز برسیم؟

این سه آیه آخر سوره حشر.

حاج آقا من اینو از یکی از آقاییون شنیدم که می‌گفتن مرحوم ملا حسین قلی همدانی یه دیونه رو به مقام ابdal رسوند.

حالا نمی‌دونم این صحیح هست- چیو به مقام ابdal رسوند؟

یه دیونه رو گفته بودن- دیونه رو.

حالا نمی‌دونم این بوده یا نه.

خب اصلا- الان امام عصر، ببخشید الان اینجا دیونه خونه نیست به نظر شما؟

[خنده] همه ما رو داره می‌بره.

[خنده] دیگه چی بگم؟

الان یه مشت دیونه رو امام زمان جمع کرده.

ببخشید- عین ثابت حاج آقا اینجوری که من برداشت کردم به اختیار خود انسان هم ظاهرا نیست.

درسته؟

یعنی قابلیت تغییرش- نه خیر.

اختیار، اختیار خود انسانه اما به علم الهی پیاده میشه.

عین ثابت زبان حال داره.

زبان حال ما به اختیار خودمونه.

عین ثابت یعنی اون موقعی که ما تو علم الهی بودیم.

مثلا یه آقایی که قبل از شما پرسید گوش بده که حضرت زهرا تو زیارت ایشون میگیم یا ممتحنه دیگه.

از سر-- گوش بدید از سلام علیک یا ممتحنه یعنی امتحان پس دادی.

الذي خلقک قبل ان يخلقک.

قبل از اینکه تو رو خلق کنه خدا تو رو امتحان کرد.

یعنی چی؟

امتحان قبل از خلقت یعنی چی؟

یعنی تو علم الهی بودی.

خدا می‌دونست که تو نمرت بیای تو نشئ طبیعت نمرت بیسته یا نه.

چون می‌دونست نمرت بیسته تو رو معصوم قرار داد.

یعنی عصمت خاص.

دیگه خدا نمی‌ذاره تو خطا کنی.

چون نمرت بیسته.

می‌خواد تو رو حجت قرار بده.

ولی علم داشت که می‌دونست من خراب می‌کنم دیگه، خدا.

برای همین نسبت به اون چیزی که-- علمی که به اون میگن عین ثابت.

یعنی خدا علم داشت به حقیقت من الان تو دنیا چیکار می‌کنم یا نه.

اون علم عین ثابت ماست.

متوجه میشی؟

خدا علم داشت به الان من یا نه.

طبق همین الان من که الان چیکار میخواد بکنه طبق همون منو پیاده کرد.

به این میگن عین ثابت.

مثل معلم چند شاگردش رو داره.

قابل تغییره با دست، به دست امام عصر.

با زبان حالت.

زبان حالت اگر تغییر کنه، میتونه تغییر کنه با عنایت امام عصر.

هیچ راهی جز عنایت امام عصر نداره.

خیلی سخت میگیره.

خیلی سخته بله.

حضرت سخت میگیره.

حضرت هم سخت میگیرن.

حضرت سخت پسنده به شدت.

خیلی حضرت سخت پسنده اشتباه نکنید.

درسته مثلا فرموده امام الوالد شفیق الرفی-- الانیس رفیق.

الوالد شفیق.

الام البر بالولد الصغیر.

اینا رو همش مثل مادر به شدت مهربان.

اما اینطوری نیست که بگی یعنی ناز امام زمان بگیره بیچاره کننده‌ست.

خلاصه خلقتش شوخی نیست.

[مکث] یعنی عذرخواهی می‌کنم ببخشید حالا اینجا نظام‌آباده.

تو طویله راه میده همه رو آقا.

بفرمایید طویله‌ست.

بفرمایید.

خیلی عذرخواهی می‌کنم شب حرفای ما دیونه و طویله و چیز عجیب غریب.

خدا رحمت کنه یکی از علما اصفهان که درس می‌خوندیم به حضورش بودیم.

هی از خر و گاو و اینا میگفت تو منبر.

یکی اشکال کرد گفت امشب چرا همه شما از خر و گاو و اینا میگین؟

دارم مزاح می‌کنم.

pisش بر نخوره پاشه بره ها.

[خنده] جان؟

به هرچی نگاه می‌کنن.

[خنده] نه، نگفت به هرچی نگاه می‌کنن.

گفتش که اِاِاِ آقا چرا شما همش از خار-- گاو و الاغ و خر و گوسفند و اینا میگین؟

ایشون گفتش که با هر چیزی محشور باشی همون میشی، بالا منبر.

بعد دیگه همه هم خندیدن و ازش رد شد.

حالا امشب [مکث] چی شده ما حرفای عجیب غریب داریم می‌زنیم؟

قطعاً شما آینه‌ای هستید جلوی خودم من دارم خودمو می‌بینم.

خب دیگه بسه دیگه.

سوالاتم دیگه بسه.

فکر کنم یک ساعت سوال جواب دادیم ها.

یک ساعت و سی و پنج دقیقه جواب ندادیم.

سی و پنج دقیقه سوال جواب دادیم؟

یک ساعت جواب دادیم.

پنج دقیقه، ده دقیقه.

حالا هرچی.

راضی باشید دیگه بس کنید.

من با اجازتون مرخص میشم چون جلسه مهمی دارم باید برم پشت بوم.

خداحافظ.

میخوای کمک کنم؟

آره ما پشت بوم.

اصلا من پشت بوم هم به دنیا اومدم.

می‌دونستی؟

من متولد پشت بومم.

شب سوم محرم مادرمون می‌خواست منو بذائه رفته پشت بوم.

تو خونه‌مون ه-هر هیئت بوده و اینکه هیئت به هم نریزه میره پشت بوم منو میذاشته.

[خنده] اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات.