یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
احاطهٔ کلی و حکمت
صبر کنید اول یک دو سه تا خانوما بگن. ببخشید خانوما. جان؟ بدید اول به خانوما. ببخشید. تا خانوما سؤالشون رو بپرسن این زرنگی کرد در حالی که مهدی داشت صحبت میکرد سؤالش رو پرسید. یکی اینکه برخی میگویند روش استخارهای که علامه فرمودند باز میکنی اسم الله نیست توش. ببند دوباره شروع کن. دوباره از بسم الله. بعد نکته دیگر اینکه اگر شما تعداد، من البته بر نخوردم اما برخی گفتند تعداد الله بیشتر از سطر صفحه، صفحهایک که بهش میرسی. شما قرار شد به تعداد الله ورق بزنی بعد به تعداد الله سطرها رو بشمری بیای پایین. درسته؟ اگر تعداد الله آنقدر بود که تموم شد صفحه، برو از صفحه بعد ورق بعد نه، از صفحه بعد ورق رو برگردون از پشت صفحه ادامه سطرها رو بشمار و- نه باشه، باشه من - فرق نمیکند ورق قرآنی خطش هم فرق کنه مانعی نیست.
اگر بسم الله تو صفحه بود. اگر بسم الله تو صفحه بود اللهش حساب میشود دیگر. نه خط نیست- بله بسم الله خودش یک سطره. ایشون هم در خصوص اسما پرسیدن که اسما ما در قرآن داریم چهارده تا سو صد و چهارده تا سوره داریم. صد و چهارده هم که اسم جامعه و این اسما رو یک، یک جایی حضرت استاد فرمودند که ما کلا تو قرآن صدو ا صد و چهارده اسم از اسمای حضرت حق هست. وقتی شما میروی بررسی میکنی میبینی صد و پنجاه تاست. این ترکیبیها رو میذاری کنار. مثلا یک، یک اسمی ااا یک جا با ترکیب یکی دیگر یا با مثلا س-صرفش کردند تو یک صیغه دیگرای رفته، آنان رو همه رو حذف کنی کلا و مشابهات رو بذاری کنار صد و چهارده تا سوره، اسمه در قرآن.
نزول و تنزیل قرآن
که اگر کسی به آن صد و چهارده تا اسم، اسم اصلی برسه و به آنها احاطه پیدا کنه کل قرآن رو بهش هدیک میکنندد. این یکی از دستوراتی بوده و قبلا بنده گفتم. من الان شما رو توصیک به این کار نمیکنم. الان توصیک میکنم بیشتر برید سراغ اسمی که با آن خو کردید. تکرار میکنم؟ اسمی که با آن خو کردید. نفست بیشتر از هر اسمی با کدوم از اسمای حضرت حق کیف میکند، لذت میبرد. این فرمایش علامهست. همانو نصبه، همانو لبت تر باشه به آن، با آن برو جلو. همیشود با آن باش. اکنون از کار دیگر هم بگو اما بیشتر این را بگو. این چه کاری میکند؟ میبرد به سمت رب وجودیت. باید لب تکون بخوره؟
نه نیازی نیست لب تکون بخوره. برای ابتدا شروع به ذکر کسایی که نفسشون قوی نیست مجبورن از ملکشون هم یعنی این بدنشون هم استفاده کنن تا به ملکوت برسن. اما انسان به یک جایی میرسد که اصلا مثلا دیگر نیازی ندارد از لسانش جاری کنه. بهش میگویند ذکر قلبی. قلبش دارد ذکر رو میگوید و کیف میکند. آن مرحلهش بالاتر هست. ذکر که تضاد دارد با شکر، لب بسته چه اندازه ضرر دارد؟ اشکال ندارد. لب بسته باشه زبون تکون بخوره بازم مانعی ندارد. دیگر آن چیزی که شما وقتی داری ذکر رو میگی، آن حقیقت ذکر به صye وجودیت پیاده میشود. نمیشود دستور داد به این فکر کن، به این فکر کن. به صye وجودیت ذکر خودش رو نشون میده.
شما امکان دارد مثلا بگی خدایا من دارم از ظاهرو میگویم هی تو قوه خیالت بگی ظهور کن، ظهور کن. الظاهر یعنی ظهور کن. خدایا برای من ظهور کن. یکی یک برعکس. دارد میگوید از ظاهر، از ظاهر میخواد از ظاهر برود به الباطن. برعکس. میگوید خدایا بردار از جلوی چشمام این ظهوراتت رو. میخواهم باطنت رو با دقت بنگرم. هر کس نفسش یک طوره. شما زیاد داری سؤال میپرسیها. خانوما بفرمایین. سلام علیک علیکوم- وعلیکم السلام و رحمة- خدا قوت. حاج در مورد اینکه در عين ثابت بر اساس خواسته ما است در علم الهی، در مرتبه علم الهی میگید خواسته شما بود. آیا این فعل ماضیک بوده یا اینکه مضارعه و همیشود مستمره؟
نقطه و حقیقت انسان کامل
یعنی الان این خواسته من هم تأثیری دارد در عين ثابتم؟ احسن. دقیقا مثل همان کان الله ولم یکن معه شیء. کان الله، خدا بود دیگر. افعال ناقص کانه. خدا بود. مال ما ال بود. ماضیک یا مضارعه؟ ماضی. بود دیگر. ماضیک. ولم یکن ش معه شیء. هیچ شیی هم معیت با آن نداشت. پس چرا حضرت فرمود و الان کماکان. اکنون نیز همان طوره. اگر بود هیچکس هم با آن نبود. میگوید اکنون نیز همانگونهه. یک، حالت مضارع پیدا کرده. یعنی اکنون نیز همان حالت رو دارد. دو، این همه کثرات چی ان پس؟ شما گفتی هیچکس همراه خدا نبود. ولم یکن معه شیء. هیچ چیزی همراهش نبود. پس الان این همه کثرات چی ان؟ اینها آیا هستن یا نیستن؟
نمیشود برش داشت که. بله. درسته؟ این همان ماضیست که دلالت مضارعه دارد. و مستمره. و مستمره. دقیقا عين ثابت این حالت رو دارد. زبان حال. بود اما دقیقا هر اتفاقی تا ابد قراره بیفتد بر اساس همان میافتد. این دلالت استمرارش هست. پس انتخاب الان من بر اساس معرفتم و علمم و عملم در عين ثابت من موثره. آفرین به شما. احسن به این خواهرمون هرکی هست. و بچه زرنگای مسجد بلال، خانم ابوالقاسمی. ماشاالله هرکسی این را دقت نمیکند. پس کسب مح نه دیگر یک بار دیگر بگو نداریم. خواستی گوش بدیم. پس کسب معرفت، خود خانم ابوالقاسمی یک بار جملهشو دوباره بگه. بر اساس معرفت و علمی که به دست میاریم و عملی که انجام میدیم، اِاِاِ خواستهمون مشخص میشود و در عین ثابت ما تاثیر دارد.
احسن. میشود وجود دو وجهی. یعنی هم البته این را بگم اشتباه نشه. در عین ثابتمون تاثیر دارد نه، نه آن- خواست ما رو مشخص میکند. احسن. در، در عین ثابت تاثیر، عین ثابت تمام شد. در زبان حالمون. احسن. یعنی طلب وجودی ما- آفرین در طلب وجودیمون. یعنی ما بالاخره قدرت تغییر داریم یا نداریم؟ داریم که اختیار داریم اما اقتضاش به وفق عین ثابته. اقتضای آن. بالاخره زبان حالی داشتی اینگونه پیاده شدی. میتوانی عوضش هم بکنی چون خداست و خدایی میکند و تو هم چگونه مقام کن رو داده به امام عصر. مقام کن، فیکون. میتواند تصرف کنه در شیئیت، در صورت، در همه چی. انقلاب ایجاد کنه، منقلب کنه شی رو.
روح کلی و واسطهٔ فیض
اما آن دست امام عصره. تا کی بهش برسه؟ تا کی بتونه تو چشم امام زمان قرار بگیره که به یکباره اراده کنه این زیر و رو شود اصلا. آن دیگر صاحب مقام کنه که امام عصره، قدرت ست. حتی خوبه بدونید خانم ابوالقاسمی و خواهر برادرای دیگر حتی توی این مقام اهل بیت دیگر هم خیلی تصرف نکردندد. میدونستید این را؟ همشو سپردن به امام عصر. فرمودند این قدرت مخصوص آخرین یادگار ماست. مقام کن. داشتن نه که نداشتن. داشتن اما استفاده خیلی نکردندد. میگویم اس-استفاده خیلی نکردندد. نمیگویم استفاده نکردندد که. خیلی استفاده نکردندد. اما امام عصر به شدت از این قدرتش استفاده میکند برای برگردوندن آدمها.
آدمهایی که اصلا رفتند. چرا؟ خدا حس کنه صادق راوی شون و دو. من عاشق این صادقم، عاشقشم. یعنی شبهایی که میآید هیئت ما مثلا بغلش میکنم تو سینه ام حال میکنم با آن. چه اندازه خدا هدایت کنه. نمیگویم لعنت کنه. چون اینها متاسفانه سر سفره انقلاب و دینن. اینهایی که صادق رو زدن، تخریبش کردند که مشت لقبیات میگوید و چی و پیشگویی کرده برای خودش و فلان. ایشون یک جمله طلایی گفت من اشکم جاری شد خدا شاهده از جمله ایشون. هرکسی نمیفهمه این حرفو. نمیفهمه. چه برسه خودت بخواد بگه. فرمود هنوز یارای امام زمان تو کافهها و باغها و بالا شهر و چی و هستن. صبور باشید. بذارید آنها هم ملحق شن.
توجه کردید؟ چگونه ملحق شن؟ آن که الان تو بستر گناهه. اصلا حالیش نیست. امام عصر مقام چی دارد؟ صاحب مقام کنه. حضرت بیاید نگاه کنه طرف رو منقلب میکند. با نگاه. چه برسه دست روایت داریم دست میگذارد رو سر هرکسی منقلب میشود، عقلش کامل میشود. اصلا چه میکند؟ خوش به حال آن کسایی که هستن زمان حضرت. بدید یک خانم دیگر هم سؤالشونو بپرسن. ببخشید حاج کسی که از تکرار ذکر الله لذت میبرد آیا چنین اجازهای رو دارد چون الله اسم جامع هست آن رو تکرار کنه؟ بله چرا اجازه ندارد؟ منتها باید مراتب وجودی خودش رو خوب شناسایی کنه. هرکسی هر ذکری رو نباید بگه. مثلا- چجوری میشود مراتب وجودی خودمونو شناسایی کنیم؟
پاکی لایههای وجود
اولا خ تو مسیر معرفت نفس. دو ثانیا با سیر و سلوک و برنامه. ثالثا با شناخت از کار. یعنی شما وقتی همین که الله، الله چیست؟ چه آثاری دارد؟ آثار ذکر الله چیست؟ این را باید بدونیم من و شما. همین که من و شما میدانیم این اسم جامعیت دارد یعنی چی؟ یعنی حریم نگه میداری. هر وقتی نمیروی سمتش. جامعه. درسته؟ این که به طور مکرری تو ذهنت تکرار میشود حتی موقع خواب، موقع بیداری مرتب توی ذهنت تکرار میشود. آن موقع باید چه کاری کنیم؟ خیلی خوبه. بذارید تکرار شه. اگر خودش میجوشد بهترین حالته. بذار بجوشه. از آن ادا نیست دیگر. از درون دارد میجوشد. مثلا علمای تهوع و طبعایی برای ذکر الله کجا توصیک کردند؟
در تشویش خاطر، اضطراب نفس، استرس، ترس. شصت و شش بار بگه الله بدون یای منادى الله. آیا من حق دارم هر جایی این ذکر رو استفاده کنم؟ حق ندارد. میگوید وقتی نفست مضطرب شد یا جایی که انسان رفت به سمت جامعیت، به اسم الجامع یا به ظهور اتم خدا نزدیک شد. چرا وقتی میروی داخل حرم میگوید صد بار بگو الله اکبر الله اکبر الله الله. چرا دارد میگوید؟ چرا الله باید اونجا بگوییم؟ خیلی عذرخواهی میکنم مثلا ما داریم میرویم تو حموم باید بگوییم الله اکبر. داریم میرویم بیت الخلاء باید بگوییم الله اکبر. اونجا باید بگوییم یا کاشف. ف یا ببخشید یا کاشف حق نداری. باید یا ستار بگوییم.
درسته؟ حق نداری هر ذکری رو هر جایی بگی. اونجا چرا میروی حرم میگی الله اکبر؟ چون مرتبط شدی به ظهور جامع حضرت حق. پس شأن اسم باید شناخته شود یک. کارکرد و آثارش شناخته شود. دو. نفس خودت باید شناسایی شود. سه و در مسیر سیر و سلوک شی. یعنی با برنامه بری جلو. همینگونه حق نداری هر ذکری دست بگیری. مچکرم. خواهش میکنم. سلام وقتتون بخیر. ببخشید عه حرز عابد و جانه تو یک خانهای که بزرگه وسطش حیاته آن رارش هم ساختمان دارد یک دونه حرز کفایت میکند؟ کفایت نمیکند. اتفاقا اگر با دقت بنگرید سؤال خیلی خوبیک ما هم کمک میکند تو جواب. اگر کسی خانهش مثل اینکه ایشون فرمود مثل خانههای قدیمی بود وسط حوض بود این رار اتاق بود آن رار تو هر اتاقی باید یک حرز عابد و جانه باشه و ما گفتیم تو هر خانهای یک حرز عابد و جانه باشه درسته؟
فطرت ثانویه و بازگشت
مانع ما نمیگیم پیغمبر فرمود باعث فرار کردند شیاطین میشوند. اکنون اگر توی خانهای چند تا اتاق دارد کفایت میکند یک دونه به نظر شما؟ این تجربیات اخیر بندهست. تجربه بندهست. جایی ندیدم. تو روایت میگوید تو منزل یک حرز داشته باش. مثلا به آن شخص عابد و جان انصاری پیغمبر حرز رو آموزش داد و انوار آن رو نوشت برد گذاشت تو خانهش. بنده اخیرا مت-متوجه شدم. یعنی تو زندگی خودم این را دیدم. قشنگ دیدم که میتونه حرز عابد و جانه مثلا تو پذیرایی باشه اما تو اتاق خوابت جن باشه. شیطان جنی باشه. نمیتوانند بیان تو پذیرایی. و البته این را بگم فرار میکنند ها. اما آن قدر آنانیی که سلاطین اجنه ان قدرتشون زیاده آنان هم میان نزدیک میشوند اما وارد مثلا اتاق پذیرایی که چهارگوشی که حرز عابد و جانه هست نمیشوند.
محاله بشن. اما یک احتمال وجود دارد که برن. الان خود من مثالش خود بنده یک حرز عابد و جانه تو پذیراییمون گذاشتم. پذیرایی ما خیلی آرامش دارد. اما تو اتاق خوابم. کتابهای مهمی که میخواهم شب برای شما بیارم، میبرندش. کتابو میبرند. چون اکنون تا اکنون چند تا کتاب مهم بنده رو از من دزدیدن بردن تو اتاق گذاشتن. پس آمدند برداشتم بر تو اتاق از دست خود بنده یک چیزی رو اکنون معذورم بگم چی بود از دست خود بنده بردن. قشنگ دیدم از دستم کشیدن بردن. در حالی که حرز عابد و جانه تو پذیرایی ما بود. پس شما احتیاط کنید، چیز کنید تکمیل کنید کارتون رو. یعنی بالاخره تو هر اتاقی یک حرز بله.
علم روح و مراتب تجرد
عه ببخشید حرز عابد و جانه باید تو یک مجلس نوشته شود یا میتواند چند- حرز عابد و جانه اصلاً کلاً احراز نیازی نیست تو یک مجلس نوشته بشن. ختم، ختم ادعیک و اذکار و اینها توی مجلسه. نوشتن احراز نه. بعدم کجا باشه پیغمبر فرمود، فرمود این نیز چند بار ما گفتیم حرز عابد و جانه کجا باشه؟ فرمود اگر تو خانهتون کسی رو دارید که اکنونتش بدهد، میدونید تشخیص دادید این جن زده شده تحت تصرف شیاطین قرار گرفته شب بذارید زیر متکاش. یک چند شب بذارید تا این آرامش پیدا کنه. بعد روز که پا میشود پیغمبر فرمود آویزون کنید وسط منزلتون. این فرمایش پیغمبرود. مثلا بالای لوستر بذارید. نمیشود؟
تابلوش کنید بذارید رو طاقچه وسط اتاقتون یا به دیوار آویزون کنید. منتها پوشیده نباشه. مثلا حرز عابد و جانه رو شما بردار بذار پشت مثلا آینهت. نه. باید دیده شود. بله خواهر. ببخشید حاج سلام پیشتر گفته شد- سلام علیک ببخشید عه یک سؤالی میخواستم با دقت بنگرم که اینکه میگویند یک سری آدما عمرشون تو این دنیا کوتاهه و وقتی از این دنیا میرن چون آن سیر ملکوتیشون عه نتونستن در واقع تو این دنیا تکمیل کنن دوباره رجعت میکنند. هم یعنی مثلا به صورت نرمال انگار با یک دوباره از یک جای دیگر دوباره به دنیا میان مثل انسان معمولی. باطل. آها باطل این قضیک؟ باطله. بهش میگویند چی؟
تناسخ. ما این تناسخ و تراسخ و تفاسخ و تنا تفاسخ و اینها رو داریم. مثلا سنگ شدن و حیوان شدن، نبات شدن یا در قالب انسان جدیدی قرار گرفتند رو در اسلام داریم. تناسخ دارد اسلام. اما این نیست. اصلا علامه میفرماید که سیر قهقراهی محاله. یعنی شما از نشئه طبیعت ماده فارغ شی بری مجرد شی تو رتبه مثال یعنی برزخ بعد دوباره برگردی تو ماده. اصلا محاله. پس رجعت الان که مثلا یک سری آدما- بله آن رو تو مراتب معرفت نفس توضیح دادیم. نظر علامه رجعت جسمی نیست. رج علامه نظرشون به جسم نیست. میفرمایند روحاً میان کمک میکنندد. رجعت روحیک، معنویک. با صورت مثالیک. نه با جسم. این جسم دیگر تموم شد.
توسل و پرورش فاطمی
تو سیط رفت- شهدا هم یعنی نمیان؟ بله چرا میان. اما به نظر علامه روحاً میان. معنوی. مثل اینکه الان حاضرن. شهدا حاضرن دارن کمک میکنندد انقلابو. این نظر علامه است البته. خیر اکثراً میگویند نه این نیست جسمیک. اکنون بحث با دقت بنگرید آن بحث شما میگوییم حواس من پرت شد. آن هم همینه فرق نمیکند. امامام که تشریف میارن حضورشون معنویک. بله. برای طرح باقیات الص باقیات الصالحات طلایی خداروشکر- بسم الله الرحمن الرحیم. سلام گفته میشود خدمت استاد و خدا قوت میگویم خدمتتون. ببخشید سؤال-ولی که دارم اینه که این ااا صد قافی که ما میخوایم بخونیم صد مرتبه خیلی وقت میبرد برای ما واقعا خیلی سخته.
میتوانیم مثلا ما مجازی هفت هشت نفر یا ده نفر بشینیم نفری- نخیر. همزمون با هم نفری ده مرتبه بخونیم، آیا این کافیک؟ نخیر. برای پیشرفت مثلا- میشوند؟ بعد میشود هم دعای ما- تلفن زدن؟ باید به کی جواب بدم؟ خیلی باحالی شما. حاضرم- دعای کنید ما هم ساکن تهران شویم حضوری از کلاسهای شما بهرهمند شویم. خیلی ممنون. سلامت باشید خواهرم. هر جا تشریف دارید خدا حفظتون کنه. نخیر نمیشود چند نفر شد. عین فرمایش استاده که هرکس که براش طلسمی، سحری، جادویی چیزی شده خودش باید بشینه یک نفره تو یک مجلس صد بار شصت قاف رو بخانه. پنج ساعت وقت بگذره. و چطور حاضری پنج ساعت وقت ما رو بگیری؟
حاج بیچاره شدیم حاج بدهد آدم بهت فلان. پنج ساعت میخوای با خدا خلوت کنی سختته. پنج ساعت اکنون سریال باشه ها تخمه چق چق میشکند، مینشیند کیف میکند. و آن تناسخ هم که خواهرمون گفت نصف کارمون پرسیدن بحث قطع شد. تناسخی که اسلام قبول دارد چیست؟ نه تو این دنیا اصلا تناسخ ما نداریم. نخیر. تناسخی که اسلام قبول دارد اینه. اینه که ما وقتی ما گفتیم مشخصه، با دقت بنگرید مشخصه بدن برزخی ما چیست؟ یعنی چی مشخص میکند بدن برزخی ما رو؟ اعمال ما. باطن و نفس برزخیمون رو چی مشخصش بود؟ علم ما. اکنون ما وقتی از این دنیا میرویم برای اینکه بدن ما این شکلی باشه تو این دنیا دست ما نبود.
احاطهٔ کلی و حکمت
از نون و آبی بود که پدر مادرمون خوردن. درسته؟ اما بدن بعد از نشئه طبیعت ما یعنی بدن برزخی ما شکلش دست خودمونه. الان داریم بهش شکل میدیم با اعمالمون. ما وقتی میمیرویم نفس ما اعلام انصراف از این بدن میده. یعنی توجهش رو از این بدن برمیدارد لذا این بدن رها میشود، میپوسه. توجه میکند به آن بدن برزخی و نفس ما از این بدن میره وارد میشود به آن بدن برزخی. به این میگویند تناسخ صحیح در اسلام. وارد شد روح ما رفت توی بدن جدید دیگر. درسته یا نه؟ اما بدنی که تو عالم مثال نه نشئه طبیعت. اونچه که شما آنان میگویند این اروپاییها، غربیها میگویند آدما میرن بعد دوباره بر میگردن، میان تو جسم مثلا سنگ و حیوان و انسانهای دیگر.
اینها همش باطله. اکنون برای هرچی هست- خسته نباشین استاد. خواهش میکنم. یک سؤال داشتم از خدمتتون. میگوییم. ذکر از ظاهر- ما شما رو غرق کردند امشب. ذکر از ظاهری که فرمودین هزار و صد و شش مرتبه باید بگوییم و شمسی باید بگوییم یا قمری؟ هزار و صد و شش مرتبه رو به چیست شمسی یا قمری؟ فرمودین که ااا ذکر الظاهر رو بگوییم. الف و لامش رو بگوییم الظاهر یا از ظاهر؟ نه دیگر. وقتی که ظال اصلاً ظاء با دسته جزو حروف شمسیک دیگر. حروف شمسی شد میشود الظاهر. تشدید میگیرد. بعد من خواهش میکنم الف و لام برای شروع نگید. چند بار گفتم سنگینه. اکنونتی براتون پیش میآید اذیت میشید.
در شروع هر ذکری مگر تو دستور باشه. تو دستور اگر هست مثل الحی القیوم، الحی القیوم. داری آیت الکرسی میخونی. الله لا اله الا هو الحي القيوم. الف و لام دارد. داری آیت الکرسی میخونی. مجبوری الف و لام بدی. اما وقتی ذکر رو که تو دستور الف و لام نیست میخواید دست بگیرید مثل الان، تا اکنون هم نگفتی، مطلقا با الف و لام شروع نکنید. سنگینه. من این را بارها گفتم. یک اتفاقاتی براتون رخ میده و بعد میایم میگوید حاج من حالم ریخته به هم. با یا بگویید، یا ظاهر، یا ظاهر. تا یک یک سالی خو کنید بعد برید سراغ الف و لام. نه من تو صحبت، تو جلسههه دارم میگویم ذکر از ظاهر چون از رو کتاب خوندم علامه هم نوشته ذکر از ظاهر بگویید.
نزول و تنزیل قرآن
آن از ظاهر بعد، بعدش توضیح دادم دیگر. گفتم کس مثل الان کس که شروع میکند بدون الف و لام بگه. بگویید یا ظاهر. وقت شما به خیر. سلامت باشی. یک سؤال ذکری، یک سؤال علمی. دستوراتی که اکنون در طی جلسات فرمودید انجام دادندش همین از ظاهر و یا فاطمه و آیات صخره و اینها مجموعاً تقریباً روزی دو سه ساعتی طول میکشه. ما مجبور هستیم در حین حرکت اکنون چه پیاده از مسیری میرویم یا مثلا در حین رانندگی بگوییم- اشکال ندارد. اینها اشکال ندارد؟ نه آنانها اشکال ندارد. آن از کارهایی که یک مجلس خونده میشود مثل شصت قاف ختم اینگونه آنان رو، آنان رو تو راه نباید بگوییم. آن ماشاالله لا قوه الا بالله- نه آنانرم تو راه میتوانی بگی پشت فرمون اصلاً بگو.
بله. مثل صحبتهای ما که تو خودرو گوش میدین. صحبتهای ما هم تو خودرو گوش میدی باعث میشود چرتت نگیره. زنده باشید. سلام. سؤال دیگر در مورد آن بحث زبان حال. ما وقتی که هنوز در عین ثابت هستیم، در علم الهی هستیم و تجربهای نداریم، تفا این تفاوت بین اینکه یک نفر یک زبان حالی دارد با یک نفر یک زبان حال دیگرای دارد، اینکه یک نفر به قولی ریسک میکند میشود انسان. یک نفر میگوید نه بابا من همان گوسفند بشم خیلی خوبه و و اینها. این تفاوت از کجا میآید در عین حال اینکه خدا همه ما رو به هر حال- از هیچ جا نمیآید از خود طرف میآید و اصلش در خواست الهیک. در خواست الهی.
ما یک خواست داریم، یک اراده. اینها با هم فرق میکنند من الان میخواهم که بشم حاج قاسم امام زمان. خواستن تنها که، اراده کردیم مگه؟ اراده نکردیم که. درست شد؟ خدا هم اینگونه، خدای خواست دارد، یک اراده. آیا خدا خواسته ما گناه کنیم یا نه؟ نه؟ اگر خدا نمیخواست ما گناه کنیم نمیتونستیم اصلا گناه کنیم. پس خدا خواست که ما اینگونه بگوییم خواست که ما بتونیم گناه کنیم. اما اراده کرد که من گناه کنم؟ نکرد. ارادهشو من میکنم. به حول و قوه الهی. یعنی اینگونه بگوییم من انتخابش با منه پیادش، پیاده کردندش با خداست. یعنی به حول و قوه الهی این کار انجام میشود. اما انتخابش با منه.
نقطه و حقیقت انسان کامل
اکنون این انتخاب من خودش از کجا آمده؟ از اختیاری که خدا به من داد. هرچی عشقه. دیگر چی بگه؟ خدا با عشقتر از این، خدا با عشقتر از این خدا سراغ داری؟ بگه بنده من هرچی عشقه، چه میخوای؟ همانو بهت میدم. این کل، کل نمد هاولا و هاولا من عطا ربک دیوانه کنندهست. یعنی با عشقترین آ اصلا لارجترین چی بگم دیگر، وجود، وجودات بگوییم که آن که وجود سمدیک اصلا لال آدم. اصلا لارجتر از من پیدا نمیکنی. هرچی عشقه تا تهش میبرمت. ولی تو فقط انتخاب کن که خودت خواستی به من شی. پنج دقیقه، پنج دقیقه. و اینکه الان اونهایی که انتخاب کردند سنگ و چوب بشن بالاخره میرسن به کمال خودشان.
ولی مایی که انتخاب کردیم انسان شویم چون غیر از آن چهارده معصوم کسی به صادر اول و احدیت نمیرسه. میتوانیم بگوییم به یک جورایی مثلا آنان موفقتر بودن. نمیدانم آنان حتما به ملکوت میرسن. آنان به وهم نزدیک به عقل میرسن ولی ما اصلا معلوم نیست برسیم یا چنین چیزی. ما که اولا عه خودمون به تنهایی به هیچ جا نمیرسیم. چون وجودمون ناقصه، نفسمون ضعیفه. اما به اصل الحاق یا به مع به یک معنا شفاعت یا به یک معنا معیت با امام میرسیم. چرا نمیرسیم؟ ما با معیت با امام به حتی درجات امام میرسیم. این معنا فی درجاتنا چیست پس؟ امام رضا فرمود هرکس من جلس مجلسه یحیی فیک امرنا که هرکس مجلسی به پا کنه امر ما درش احیا شود.
مثل همین مجلسی که تو یا زهرا به پا میشود. معنا فی درجاتنا. امام رضا فرمود این معیت درجاتنا همراه درجات ما. پس میشود حتی به عالیترین مرتبه اما با معیت با امام رسید. آنان ما رو میبرند. درسته، درسته. البته بلندگو دست ایشونا. الان کسی سؤال شما رو نمیشوندوه. شما بچه نظام آبادی؟ نه حاج. خیلی زرنگین. زنده باشین. سلامت باشین. بلندگو رو کشیدی از دستش. ببخشید. حاج در تکمیل عین ثابته اینکه مثلا میگوید اگر کسی در ذات شقی باشه، اگر آیات آخر سوره حشر رو براش بخونن این میگوید مثلا سعید میشود. انتخابش این بوده که مثلا شقی باشه. آن خودش خواسته دیگر. بعد چی میشود که اکنون فرض کن یک ولی خدا براش میخانه این- اصلا آیات آخر سوره حش، حشر چرا الان تبا تباید بر دستور سیر و سلوکی قرار داده.
روح کلی و واسطهٔ فیض
میگوید باید همه سالکین، آن جلسات ابتدایی گفتیم دیگر باید سوره حشر رو با واقعه هر شب بخونن. نتونستن سه آیک آخر. چون روایت داریم دوای هر دردیست به جز موت. همه رو درمان میکند. چرا؟ چون اسم اعظم توشه. صاحب اسم اعظم کیک؟ امام زمان. انسان کامل. انسان کامل مقام چی دارد؟ کن. یعنی تصرف در ماده کائنات. وقتی انسان کامل میتواند تصرف کنه در انسان، او رو منقلب کنه حتی خواستهش و زبان حالش رو هم تغییر بدهد، دیگر حرفی برای گفتند نمیمونه. کانالش چیست برای اینکه به آن برسیم، به آن فیز برسیم؟ این سه آیک آخر سوره حشر. حاج من این را از یکی از ییون شنیدم که میگفتندد مرحوم ملا حسین قلی همدانی یک دیونه رو به مقام ابدال رسوند.
اکنون نمیدانم این صحیح هست- چیو به مقام ابدال رسوند؟ یک دیونه رو گفته بودن- دیونه رو. اکنون نمیدانم این بوده یا نه. اصلا- الان امام عصر، ببخشید الان اینجا دیونه خانه نیست به نظر شما؟ همه ما رو دارد میبرد. دیگر چی بگم؟ الان یک مشت دیونه رو امام زمان جمع کرده. ببخشید- عین ثابت حاج اینگونه که من برداشت کردم به اختیار خود انسان هم ظاهرا نیست. درسته؟ یعنی قابلیت تغییرش- نه خیر. اختیار، اختیار خود انسانه اما به علم الهی پیاده میشود. عین ثابت زبان حال دارد. زبان حال ما به اختیار خودمونه. عین ثابت یعنی آن موقعی که ما تو علم الهی بودیم. مثلا یک یی که قبل از شما پرسید گوش بدهد که حضرت زهرا تو زیارت ایشون میگیم یا ممتحنه دیگر.
از سر گوش بدید از سلام علیک یا ممتحنه یعنی امتحان پس دادی. الذي خلقک قبل ان يخلقک. قبل از اینکه تو رو خلق کنه خدا تو رو امتحان کرد. یعنی چی؟ امتحان قبل از خلقت یعنی چی؟ یعنی تو علم الهی بودی. خدا میدونست که تو نمرت بیای تو نشئ طبیعت نمرت بیسته یا نه. چون میدونست نمرت بیسته تو رو معصوم قرار داد. یعنی عصمت خاص. دیگر خدا نمیذاره تو خطا کنی. چون نمرت بیسته. میخواهد تو رو حجت قرار بدهد. ولی علم داشت که میدونست من خراب میکنم دیگر، خدا. برای همین نسبت به آن چیزی که علمی که به آن میگویند عین ثابت. یعنی خدا علم داشت به حقیقت من الان تو دنیا چه کاری میکنم یا نه.
پاکی لایههای وجود
آن علم عین ثابت ماست. متوجه میشی؟ خدا علم داشت به الان من یا نه. طبق همین الان من که الان چه کاری میخواد بکند طبق همان منو پیاده کرد. به این میگویند عین ثابت. مثل معلم چند شاگردش رو دارد. قابل تغییره با دست، به دست امام عصر. با زبان حالت. زبان حالت اگر تغییر کنه، میتونه تغییر کنه با عنایت امام عصر. هیچ راهی جز عنایت امام عصر ندارد. خیلی سخت میگیره. خیلی سخته بله. حضرت سخت میگیره. حضرت هم سخت میگیرن. حضرت سخت پسنده به شدت. خیلی حضرت سخت پسنده اشتباه نکنید. درسته مثلا فرموده امام الوالد شفیق الرفی الانیس رفیق. الوالد شفیق. الام البر بالولد الصغیر. اینها رو همش مثل مادر به شدت مهربان.
اما اینگونه نیست که بگی یعنی ناز امام زمان بگیره بیچاره کنندهست. خلاصه خلقتش شوخی نیست. یعنی عذرخواهی میکنم ببخشید اکنون اینجا نظامآباده. تو طویله راه میده همه رو. میگوییم طویلهست. میگوییم. خیلی عذرخواهی میکنم شب حرفای ما دیونه و طویله و چیز عجیب غریب. خدا رحمت کنه یکی از علما اصفهان که درس میخوندیم به حضورش بودیم. هی از خر و گاو و اینها میگفت تو منبر. یکی اشکال کرد گفت امشب چرا همه شما از خر و گاو و اینها میگین؟ دارم مزاح میکنم. ش بر نخوره پاشه برود ها. جان؟ به هرچی نگاه میکنند. نه، نگفت به هرچی نگاه میکنند. گفتش که اِاِاِ چرا شما همش از خار گاو و الاغ و خر و گوسفند و اینها میگین؟
ایشون گفتش که با هر چیزی محشور باشی همان میشی، بالا منبر. بعد دیگر همه هم خندیدن و ازش رد شد. اکنون امشب چی شده ما حرفای عجیب غریب داریم میزنیم؟ قطعاً شما آینهای هستید جلوی خودم من دارم خودمو میبینم. دیگر بسه دیگر. سوالاتم دیگر بسه. فکر کنم یک ساعت سوال جواب دادیم ها. یک ساعت و سی و پنج دقیقه جواب ندادیم. سی و پنج دقیقه سوال جواب دادیم؟ یک ساعت جواب دادیم. پنج دقیقه، ده دقیقه. اکنون هرچی. راضی باشید دیگر بس کنید. من با اجازتون مرخص میشم چون جلسه مهمی دارم باید برم پشت بوم. خداحافظ. میخوای کمک کنم؟ آره ما پشت بوم. اصلا من پشت بوم هم به دنیا آمدم. میدونستی؟
فطرت ثانویه و بازگشت
من متولد پشت بومم. شب سوم محرم مادرمون میخواست منو بذائه رفته پشت بوم. تو خانهمون ه-هر هیئت بوده و اینکه هیئت به هم نریزه میره پشت بوم منو میذاشته. اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين. صلوات.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.