رب اعوذبک من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحيم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.
اللهم اياک نعبد واياک نستعين.
الحمد لله على کل نعمه واسأل الله من فضله.
المستغاث بک يا صاحب الزمان.
المستغاث بک يا صاحب الزمان.
المستغاث بک يا صاحب الزمان.
السلام علیک يا داعی الله وربانی آياته.
سلام علیکم و رحمت الله.
هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا.
ان شا الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از صائجم امار دعا کنن.
صلواتی خط بفرمایند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
به فضل الهی باز هم الحمد لله که شما رو دیدیم و زیارت کردیم و مجتمع شدیم در این مسجد با صفا و از نفوس پاک شما ان شا الله ما بهره ببریم.
پیش از اینکه هدیه بسیار، بسیار، بسیار مهم امروز رو که بتونم بگم در تمام این جلساتی که ما هدایایی گفتیم هیچ کدومش به اهمیت امروز نبوده و جایگاهش به هدیه امروز نمیرسه.
پیش از اینکه این رو عرض کنیم یه مقدمهای بشم.
حالا من قبلاً معمولاً کسایی که پیشتازن، جلو دارن، علم دارن یک چیزی رو به ابتدا شروع میکنند بیان کردن یا طرحی رو مطرح میکنند که کسی قبلاً نکرده مورد هجمه مخالفین و معاندین و اینها قرار میگیرن.
ما وقتی بحث احراز و ابراز رو شروع کردیم خیلی فحش خوردیم از خیلیها.
در حالی که ما چیزی نگفتیم جز از اهل بیت علیهم السلام و بزرگان.
اینقدر که برای مردم گفته نشده بود، تأسفانه برای خیلیها عجیب اومد.
در حالی که شما حالا الحمد لله برای مؤید اون اوایل خیلی اذیت شدیم ولی الان یواش یواش بعضیا هم به صدا دراومدن.
اونها هم شروع کردن، هم صدایی کردن، کمک کردن.
مثل پویش پرچم سرخی که الحمد لله کلید واژهش تو همین جلسه خورد، دعوتش از همین جا صورت گرفت کنار شهدا، همین لواسون و الحمد لله تاثیرش رو در کل کشور حتی خارج از کشور دیدیم که تشیع آقامون یکپارچه سرخ شد.
این برکت همین دعوت تحت لواء یا زهرا بوده و نفوس پاک شما برکت داره.
این هم همینطوری الحمد لله داره برکت میخونه و خیلیها پیوستن.
لکن متأسفانه یه سری هم دارن سواستفاده میکنند.
مراقب این سواستفادهها باشید که حالا تکثیری از صحبت بنده رو تو کانالها میگذارن، میگن به توصیه فلانی هرز نوشته میشه این قیمت.
الان فکر میکنن تحت نظارت ماست یا بنده دارم مینویسم، اینها نیست.
و خصوصاً در واقع اون موضوعی که ما پیرامون هوش مصنوعی گفتیم.
حالا الحمد لله داره مؤیدهاش بیرون میاد.
بعضی از اون کلیپهایی میفرستن برای ما میبینیم که دقیقاً فهمیدن قصه چیه.
خدا حفظ کنه آقای عالی رو که چقدر دوست داشتنیاند ایشون حجت الاسلام عالی که موضوع لو رفتن جای فرماندهها رو وقتی گفتن توسط شیاطین جنی صورت گرفته، بره پیش اون خندیدن.
متأسفانه دیندارها و انقلابیون ما ایشون رو زدن.
این حرفهای بیخود چیشو هم میزنه؟
اینها در حالی که اینها بیخود میگفتن.
حالا مخصوصاً در خصوص هوش مصنوعی نانو بات ما خیلی حرفها داریم که حالا دوستانم دارن تحقیق میکنن، رفقای ما و بعداً اطلاعاتش رو برای من هم میفرستن.
این پروژه ترابشریت هوش مصنوعی نانو بات رو حتماً مستحضر هستید که کنترل در حقیقت خود انسانه.
خود انسان کنترل میشه به صورت که شما میدونید خود نانو باتها توسط هوا، دارو، آب، غذا میتونه وارد بدن انسان بشه.
علت اینکه من معمولاً دقت کنید حالا شما قصهتون فرق میکنه من دعوت از شما نمیکنم به این کار.
معمولاً من تو اجتماعات عمومی چیزی نمیخورم.
اگر طرف رو بشناسم مطمئن باشم ازش.
خیلی کارها میتونم بکنم.
اینو که وقتی خوردی بعد وارد بدن میشه.
دستگاههایی هست که حالا شما اون نقشه راهشون رو اگر دیده باشید، اون نقشه رو جلوتون بذارید بالا انتها اون گوشه سمت چپ یه عنوانی نوشته هوش مصنوعی باستانی.
باستانی؟
هوش مصنوعی و یا قبلاً هوش مصنوعی وجود داشته؟
منظورش همون هوش مصنوعی شیطانیه یا جنیه که از طریق اینها هم این علوم داره منتقل میشه هم اطلاعات پیرامون من و شما.
اونها یک دیتایی دارن از تک، تک من و شما انقلابیها هرچی هم که مشهورتر باشه و اینا اطلاعاتشون دقیقتره.
اینو جدی بگیرید که از طریق اجنه اینها هم این علم رو گرفتن هم اطلاعاتش، اطلاعات اشخاص و افراد رو که وقتی اینو وارد بدن میشه.
حالا اطلاعات شما وارد یه ابری میشه توسط هوش مصنوعی، سیستم عصبی شما، مغز شما تحت کنترل اونا قرار میگیره.
اگر دقت کنید اسکن چشم یا، یا سیستمهای بیومتریک یا از این چیزا مثلا اثر انگشت الکترونیکی پاس یا گذرنامه الکترونیکی سلامت امثالهم اینا هی داره باب میشه.
اینها در راستای همین شیطنتهای استکباره که بعد از طریق اون هوش مصنوعی دیگه حالا انداختن تو دم دست من و شما به صورت بچهبازی معذرت میخوام، یه سؤال از هوش بپرسیم جواب بگیریم یا یه عکس نوشته برای ما بسازه و فیلم، در سطح خودشون این کارا رو دارن میکنن.
بعد از طریق اون حالا دستگاههای خاصی که دارن میتونن عواطف ما، اضطراب ما، ترس نفس ما، احساسات ما رو، حتی فکر ما رو تض-- مدیریت کنن.
کار به جایی میرسه که تو اصلاً دیگه تشخیص اگه تحت سیطره اونها قرار بگیری دیگه تشخیص نمیدی این فکر، فکر خام خودت بود یا فکر مصنوعی بود که توسط اونها به تو القا شد.
اینکه بسیاری از بزرگان اون دجال تک چشم آخرالزمان رو گفتن همین سیستم موبایل و تلفن همراه و ماهواره و ایناست.
یه چشمه دیگه، تک چشمه.
الان دارن یه سری باورشون میشه.
علمای بزرگ و ربانی ما، خیلی از ما جلوترها اینا رو گفتن.
خندیدن به ریششون.
راه شناسایی خیلی از اشخاص و افراد هم از همین طریق است حتی عواطف و اف-- حالا چه کنیم؟
یعنی واقعاً اونها به جایی دسترسی پیدا کردن که اطلاعاتشونم واقعاً محرمانه بردن تو قطب جنوب، در سردترین جا قرار دادن.
خب به توسط اینها میتونن واقعاً افکار ما رو هم کنترل کنن.
یعنی من کجا خوشحال بشم، کجا احساساتم رو بیرون، بیرون بریزم، کجا خشمگین بشم.
بله، بله.
از طریق هوش باستانی، هوش مصنوعی باستانی، باستانی منظور جنها از پیش بودن دیگه.
این هوش که از قبل نبود، جنها از پیش بودن.
همین آیه که من بارها براتون قرائت کردم.
سوره اعراف آیه دویست و یک.
میفرماید «إِلَّا الَّذِينَ اتَّقَوا وَإِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ» میگه تازه اونایی که اهل تقوان «مَسَّهُمْ طَائِفٌ» شیطان طایفهای از شیطان رو مس میکنه.
«تَذَكَّرُوا» سریع متذکر میشن.
میرن تو مجلس ذکر، نماز میخونن، هواشون هست، حرز دارن، میرن زیر سایه احراز و اوذات و مسئول سازی میکنن.
آیه صد و دو سوره بقره «فَتَيَعَلَّمُونَ مِنْهَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ» اونها بین زن و شوهرها جدایی میانداختن، تفرق ایجاد میکردن با این چیزی که یاد گرفته بودن از سحر و جادو.
یا همین سوره معروفی که میگن که تو جماعت قرار گرفتی حتما کف دستت بخون بکش به صورتت ناس و فلان.
این اعوذ، اعوذ اینجا حکمش چیه؟
«مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ» این خناس کیان؟
«الَّذِي وَسْوَسَ فِي صُدُورِ النَّاسِ» اینا کیان؟
همین شیاطین که میتونن جنی باشن، انسی باشن.
هنوز که هنوزه با اینکه همه هر روز دارن آیات رو میخونن باورشون نمیشه که موجودی به نام اجنه وجود داره و یه همچین تواناییهایی دارن.
البته عقلشون اما کوچیکتره اما خیلی توانمندند و متأسفانه حتما ظهور آقا باید نزدیک بشه، نزدیک بشه برسه به جایی که دیگه مثل زمان حضرت سلیمان نبی که تصویر کرده بود همه ببینن اجنه رو باور کنن، ارواح رو ببینن باور کنن.
چرا آخه اینطوری باید باشه؟
چرا ما حرفها رو باور-- قرآن داریم میخونیم.
غیر قرآن که ما نمیخونیم.
و آیه نود و هفت و نود و هشت سوره مؤمنون چی میفرماید؟
«وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ» و اعوذ بکن باز تعویذ میگیریم «وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ» من به تو پناه میبرم خدایا نکنه یه وقت اینا حاضر بشن.
أَنْ يَحْضُرُونِ.
یعنی شیاطین میتونن حاضر باشن ما در محضر حضور شیاطین باشیم.
بله، آیه قرآن داره میفرماید.
برای همین ما توی سیر بحث اصواتمون که گفتیم بخوای شروع کنی از کجا شروع کن؟
احراز و اوذات.
یعنی مسئولسازی کن اول.
اینم که امروز میخوایم هدیه بدیم.
حالا بخوایم یه زبونی استفاده کنیم که همه بفهمین یعنی چی، ما بهش میگیم چو-- بهش میگیم که غول چراغ جادو.
[خنده] تو بازی، بازی اوذات و احراز و اینا مسئولسازی و ایمنسازی خود و خانوادهات از آفات و بلیات این، این کاری که گفتم با بسم الله انجام بدید آقا.
حالا توضیحات دیگهای هم داشتم در اهمیت این موضوع بماند تا همین مقدار کفایت میکند.
خوب دقت کنید این خیلی با دقت من اول به خدمت شما عرض کنم منبع این حرف کجاست که از خودمون که ما حرفی نداریم بزنیم و توضیح بدم آثارش بر لسان خود امام معصوم.
سندش هست بحارالمرحوم مجلسی، مجلس نوزدهم.
صف-- ااا جلد نود و دو، صفحه دویست و هشتاد و هفت، به نقل از شیخ صدوق.
ببینید منابع چقدر موثقن.
شیخ صدوق به دعای امام عسکری عالم آمده دیگه.
ایشون از امام صادق صلی الله علیه روایت میکنه که حضرت امام صادق صلی الله علیه این امام به حق ناطق کشاف احوال عالم، به نقل از جدشون امیرالمؤمنین میفرمایند که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودند من یه دسته آیاتی رو از پیغمبر عزیز عالم تعلیم گرفتم که اونجا تو روایت امام صادق میفرماید سی و هفت آیه است.
سی و هفت آیه است که تعلیم گرفتم از امام فرمودم که از وقتی که من اینا رو دیگه هر روز خوندم هیچ آفتی به من اصابت نکرد و من دیگه محتاج هیچ دارویی از اطباء نشدم.
این فرمایش امام.
بعد امام صادق صلی الله علیه آثارش رو به نقل از جدشون میفرماید.
و حالا این آیات هست، اصطلاحا ما بهشون میگیم آیات تحلیلی.
از روی خود حدیث رو براتون این قسمتشو بخونم.
«یا علی سی و هفت تحلیل در بیست و چهار سوره از قرآن از بقره تا مزمل آمده است.
آنها را بخوان که آن را غمزدهای نمی گوید به جز اینکه خداوند او را از غم رهایی میدهد.» ببین اولین اثرش دفع غم.
و هرکس که مقروض و مدیون است دیگه هی نیاد به ما بگه آقا گرفتاریم، آقا مریضیم، آقا غمزدهایم، آقا مشکلی داریم، آقا سحر و جادو، آقا شیطان، آقا خونوادهمون مشکل داریم، آقا سنگینه زندگیمون چی، چی.
همه این آثار رو داره اینجا مولا میفرماید.
یک یک میگو-- عرض میکنم خدمتتون.
کسی که مقروض و مدیون است نمیخونه به جز اینکه خداوند قرضمون رو برطرف میکنه.
هیچ دور از وطن غائبی نمیخونه به جز اینکه خداوند او رو از غربت باز میگردونه.
هیچ حاجتمندی اینو نمیخونه مگر اینکه خداوند حاجتشو برطرف میکنه.
هیچ کسی که با خوف و ترس همراه شده یعنی ترسیده، خائف شده نمیخونه مگر اینکه خدا اونو ایمن میسازه یعنی خوفو ازش برطرف میکنه.
هرکس این رو یعنی این سی و هفت آیه رو، البته سی و هفت دسته است حالا عرض میکنم، هر روز و در هنگام صبح بخواند قلب او از نفاق و شقاق در امان خواهد بود.
چقدر آدما الان شقی دارن میشن.
منافق میشن، دو رو میشن.
یه زمانی خوب بودن الان...
خب این میفرماید مصون سازی میکنه و هفتاد نوع کسی که صبح بخونهها و هفتاد نوع بلا از وی دفع خواهد شد که کمترین آن بلاها جذام و جنون و برس است و خداوند وی را با چهره به به شاداب و با طراوت میمیراند و با چهره شاداب و با طراوت وارد بهشت میسازد.
به به.
دیگه و کسی که آن را در سفر بخواند در سفر خویش به جز خیر و نیکی نبیند و کسی که از آزار از، ببخشید و کسی که و کسی که هنگام شب، شب قبل حالا قبل اینکه بخوابه، کسی که هنگام شب آن را در هنگام رفتن به بستر بخواند، خداوند هفتاد ملک را مأمور میسازد.
چقدر این آیات پیش خدا عزیزند.
مأمور میسازد که وی را از شر ابلیس و لشگریانش حفظ کنند تا هنگامی که صبح شود.
هم خود ابلیس که اسم عرضم داره و اصلیه هم لشگریانش.
چیز کمیه؟
حالا دیگه آثارش که شب بخونه و در هنگام روز نیز از حفظ شدگان یعنی فرداش، از حفظ شدگان و روزی دالگان از طرف خدا خواهد بود تا هنگامی که شب شود.
یعنی شما شب خوندی خوابیدی فرداش هم تا فردا شبش تحت حصن الهی روزیت هم میرسه.
و کسی که آن را بنویسد و با آب باران بنوشد، با آب باران.
بنویسد حالا منظور اینه که با مثلا گلاب و زعفران و اینا با یه تیکه مثلا چوب کبریتی چیزی بنویسیش بس-- بیست مثلا چینی یه همچین چیزی.
بعد اون دیس رو با آب باران بشوریش.
آب بارون بریزی روش تکون بدی قاطی شه.
خب؟
چه اتفاقی میفته؟
میفرماید به بدن و به بدن وی بیماری و آسیبی نمیرسد و از چشم زخم و دم و جادو و فریب شیطان در امان خواهد بود.
عجب این همه آثار رو بر خود، بله، بله کم نیست.
آیات تحلیلیه یعنی توش يا لا اله الا الله هست، يا لا اله الا انت هست، يا لا اله الا هو هست، يا لا اله الا انا هست.
خیلی عزیمه.
ما اینا رو کم میگیریم.
پس از شر سحر و دم و جادو و چشم نظر و چشم زخم و چشم حسود و این چیزا خدا حفظش میکنه.
دیگه چی؟
فرمودن که و همچنان حالا اون کسی که اینو نوشته خورده آب باران و همچنان از آفات و بلایایی که در دنیا برای او بوده است حفظ خواهد شد.
همه آفات دنیایی و از شر شیطان نه هر شیطانی هم تا شیطان کوچولوها رو ولش کن.
از شر شیطان گردن کش و ستمگر و عصیانگر و در هم در فرمود در امان خواهد بود.
دیگه چی؟
یا رسول الله و از این دنیا خارج نخواهد شد مگر اینکه خداوند عز و جل در عالم خواب و رؤیا محل وی در بهشت را به او نشان خواهد داد.
الله اکبر.
چه خبره؟
حالا این تو متن روایت اومده.
این تا اینجا که من خوندم متن روایت بود.
یه بعضی جاها من از بعضی از بزرگان دیدم که با توجه به همین مضمون روایت چیزای برکات دیگری هم اضافه کرده بودند که حالا اونا رو من دیگه نگو نمیکنم.
وقتتون رو نگیرم.
تا نزدیک سی تا مثلاً آثار رو بعضیا دیدم نوشتن.
حالا بیست چرا میگیم چهل دسته آیات؟
شما میگی تو روایت اومده سی و هفت تا.
ببینید من تو روایت آیات نیومده فقط نشانی داده.
امیرالمؤمنین فرموده که آیاتی که درشون تحلیل هست از بقره تا مزمل سی و هفت آیه در بیست و چهار سوره درست؟
مرحوم مجلسی خودش قرآن رو بررسی میکنه اینها رو در میاره و عجیبه که مرحوم مجلسی وقتی اینها رو مینویسه سی و شش تا آیه رو نوشته.
حالا یا یادش رفته یا مثلاً پیدا نکرده نمیدونیم کسی نمیدونه چرا یه آیه کم نوشته.
برای اینکه اون یه دونه آیه رو پیدا کنند بعضیا رفتن خودشون بین بقره تا مزمل گشتن هر آیهای که لا اله الا الله کلاً تحلیل توشه درآوردن.
بعضیا به یه آیه رسیدن، بعضیا به دو آیه، بعضیا به سه آیه، بعضیا هم به چهار آیه.
علت تخلفش حالا اگه رفتید تا حالا میبینید تو بعضی منابع هست نوشته سی و هفت آیه، بعضیا نوشته سی و هفت، هشت تا، سی و نه تا، چهل تا علتش اینه.
حالا من به شما اون چهل، چهل تا رو چهل دسته هم هست چون بعضیاش مثلاً سه تا آیه از پشت سرهم، چهار تا آیه از پشت سرهم.
چهل دسته آیاته.
شما به خیالت راحتتون به قول حضرت آیت الله کاشانی فرمودن شما این چهل دسته آیاتو بخون که دیگه یقین کنی اون سی و هفتتایی که مola فرموده توش هست.
حالا من تندتند میگم که چون صوتهشم میره تو کانال حداقل عدد آقا مسعود مینویسی؟
نه آقای 가ویز دارن مینویسن.
آقای 가ویز به ترجمه.
اگر تندتند فقط بنویسن که وقت گرفتن اش.
من بگم دیگه دیگه سریع.
کلاس کلاً تو کانال بذارید.
تو کانال که میذارید اصلاً.
من خدمت دوستان گفتم مثلاً خدا حفظ کنه خانم دکتر غلی زاده هستن.
تشریف نیاردند.
ایشون هم چقدر قشنگ خودش با سلیقه نوشته اینا رو من قبلاً به ایشون تقدیم کردم.
قشنگ نوشته با احرا و اونها نوشته گذاشته تو کاغذ به ما داده از چهل تا رو.
میتونم عکس بگیرم بعد از جلسه یا عکسش رو هم تو کانال بذارم.
من تندتند بگم به وقت کسی هم دسترسی به کانال نداشت این صوت رفت بیرون بی بهره نمونه.
به ترتیبه دیگه از سوره بقره میریم میرسیم به مزمل.
آیه صد و شصت و سه بقره.
آیه دویست و پنجاه و پنج بقره.
آیه یک و دو آل عمران.
آیه پنج و شش آل عمران.
اینجا اگه دقت کنید یه آیه هجده آل عمران داریم، یه آیه هجده و نوزده آل عمران.
اینها دو تا دستور جدایاند.
چگونه؟
آیه هجده دو بار لا اله الا الله توش اومده.
آیه هجده.
وقتی مینویسی از ابتدای آیه مینویسی اون لا اله الا هو رو رد میکنی تا قائماً بالقسط تموم میشه.
خب؟
تا اینجا میشه دستور این بخش که آیه هجده آل عمرانه.
بعد میری دوباره آیه دوباره هجده و نوزده آل عمرانه.
ولی بقیش از لا اله الا هو العزيز الحکیم شروع میکنی که اون لا اله الا هو دوم توشه تا انتهای آیه نوزده.
بعد آیه شصت و دو آل عمران.
آیه شصت و شش و هشتاد و هفت نساء.
آیه هفتاد و سه مائده.
آیه صد و دو انعام.
آیه صد و شش انعام.
آیه صد و پنجاه و هشت اعراف.
آیه سی و یک توبه.
آیه صد و بیست و نه توبه.
آیه نود یونس.
آیه چهارده هود.
آیه سی رعد.
آیه دو نحل.
آیه هفت و هشت طه پشت سر هم.
هفت و هشت طه.
آیه دوازده، سیزده، چهارده و پونزده طه.
ببینید گفتم بعضیاشون چند تا آیه است.
آیه دوازده، سیزده، چهارده و پونزده طه.
آیه هشت، [مکث] ببخشید معذرت میخوام.
آیه نود و هشت طه.
آیه نود و هشت طه.
آیه بیست و پنج انبیا.
آیه هشتاد و هفت انبیا.
آیه صد و شونزده مؤمنون.
آیه بیست و پنج و بیست و شش نمل.
آیه هفتاد قصص.
آیه هشتاد و هشت قصص آیه سه فاطر.
آیات سی و چهار، سی و پنج، سی و شش و سی و هفت صافات از سی و چهار تا سی و هفت.
آیه شصت و پنج صاد.
آیه شش زمر.
آیه سه قاف.
آیه شصت و دو قاف.
آیه شصت و پنج قاف.
آیه هفت و هشت دخان.
آیه هجده و نوزده محمد صلى الله عليه و آله و سلم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد آیه بیست و یک و بیست و دو حشر.
آیه بیست و سه و بیست و چهار حشر.
حشر بله حشر.
بیست و یک و بیست و دو حشر.
بیست و سه و بیست و چهار حشر، حشر.
آیه دوازده و سیزده تبون.
یه دونه دیگه مونده.
آخرش باید از چه سوره ای باشه؟
هرکی دقت کرده.
آخری بحث.
آخریش هست آیه نه سوره مزمل.
سوره مزمل آیه نه.
جان؟
نحل.
نحل.
نحل.
یکی آیه دوئه.
نحل.
نمل.
نمل.
بله بیست و...
بله بیست و...
بهترین herz دستورالعمل، خط، چی بگیم اسمشو؟
برای اینکه از شر این شیاطینی که آخرالزمان دستدردست هم دارن با تمام قوا اعم از انسی و جنی.
ممنون آقای باباپور.
حملهور شدن حتی با تکنولوژی پیشرفته روز ما رو مسخ و تسخیر خودش میکنه.
دقت کردید چقدر جوونامون چرا حضرت رهبر شهید فرمودن فضای مجازی قصابگاه جوونها و نوجوونهای ماست؟
دیگه الان یه ذره دارید میفهمید.
خیلی از بچههای هیئتیها، نمازخونها، مسجدیها، ولاییها، همین بچههامون، نوجوونهامون چقدر اومدید با من درد و دل کردید.
به محض اینکه موبایل از دستشون از این رو به اون میشه، نماز تعطیل شده، حجاب تعطیل شده.
مگه نمیکنید همین تسخیرات شیطانیه؟
نمیخواید جدی بگیریم این چیزا رو؟
خب یه صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد حالا هرکی خواست اینجا بعد عکس میتونه بیاد بره بگه.
حالا میخواید دستبهدست بچرخونید همینطور که من دارم درس میدم ها بعدا اینجا ازدحام نشه.
همینطوری هر با گوشیهاتون از این عکس بگیرید.
دو ص-- دو تا صفحه است.
اجازه بدید سؤالات بعد از جلسه وقت هم...
کانال میذاریم.
آره تو کانالم میذاریم.
میذاریم تو کانال میذاریم.
یه صلوات دیگه بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد بسم الله.
در مورد آب باران فرمودید آب باران که اسیدی است اولش اسیدیه خواهرم.
بارون وقتی میاد مثلا تهران و شهرهای صنعتی اینجوریه.
شهرهای کوچیک که اینجوری نیست.
حالا صبر کنید مثلا یه صبح تا شب داره بارون میاد.
صبر کنید یه چند ساعتی بگذره.
این اسیدهایی که تو هواست با بارونش ابتدایی میاد میشینه رو زمین دیگه بقیش درسته.
اگر به هر دلیلی به هر حالا اینم بزرگان فرمودن من خودم نمیگم.
به هر دلیلی حالا یه کسی یه جایی بود کویر بود، اصلا بارون نبود، آب رودخانه یا اگر اونم دسترسی نداشت، آب چاه، قنات.
اونم نبود دیگه همین آب معمولی رو تعطیلش نکنید.
نگید ولش کن.
خب میریم سراغ حالا ما بنامون این بود که از این شهیدی هم حرف بزنیم.
خیلی امروز طول کشید مقدمه و هدیهمون دو یه در واقع دیرم شروع کردیم.
خیلی نگرانم که بخواهیم به اذان حرفهامون بمونه.
برای همین قطع بشیم مثال همه شعبهها مخصوصا امامین امبیا و رهبر شهیدمون یه صلوات هدیه کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
چتان-- چنانچه خاطر شریفتون باشه ما در کتاب شریف مشاهد ال-- سلام علیکم.
مشاهد الالهیه یا شرح کبیر بر شواهد ربوبیه ملاصدرا بودیم دیگه درسته؟
در نصیحت ایشون بودیم به سالکی.
حالا رسیده بودیم به اون بخشی که ایشون بله علامتم من اینجا زدم.
مقدار نصف کاره موند بحثمون اونجا.
من از چند خط بالاتر که اینجا اتفاقا یه کلمه رو وقتی گوش میدادم صوت رو که جاهاییشو خواستیم تقطیع کنیم دیدم اینجا کلمه بعد، بعد رو من بعد خوندم اشتباهی تو خوانشم.
ایشون میفرماید و برعکس حالا اونایی که میان بالاخره استعداد خودشونو مضایقه میکنن.
نصیحت ملاصدرا به ماست.
سو تفاهم.
فرمود یه عده میان که قوه استعداد گناهان و قبایح و امور باطل و غیره در نفس آنها کامل گردیده و آن را در جهت کفر و بعد من اینجا بعد خوندم و بعد از خدا و عقول قدسیه و نفوس زکیه به کمال فعلیت در جهت نفس و صبر میرسانند.
و به همین دلیل آن قابلیت فطری و الهی را از دست داده و باطن خود را منسوخ مینماید.
و آنچه در کریمه مثل و ک-- مثل کمثل الكلب آمده، اشاره به همین سنخ باطل [مکث]یا به همین نسخ باطل از انسانیت به حیوانیت بوده و گاهی از حیوان نیز پستتر میگردند و آیه "أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا" درباره آنها صادق است.
اینا که دیگه مشخصه نیاز به توضیح نداره.
میخوام برم سراغ اون جان مطلب که چند جلسهست دارم جان میکنم تا برسم به اونجا.
و حتی از این مرتبه نیز فروتر رفته و در مرتبه جمادات و در، در مرتبه جمادات واقعاً چنانکه در کریمه "ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُهُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَٱلْحِجَارَةِ" دلشون انقدر سسخت میشه، قسی میشه مثل سنگ.
یا یه زندگی جمادی پیدا میکنن.
باز این حیوانی بود و نباتی بود و این یکی اصلاً شد جمادی.
انقدر پست میشن.
یعنی از سنگدلی همسان حجاره میشود که اشارتیست [مکث]، آن آدمی از فهم و کمال قدوس [مکث]، یا از مراتب [مکث]، خصوصیت و لازمه خود در نفس نگذاشته.
این دقت کنین این جمله خیلی مهمه.
یه بار دیگه میخونم [مکث].
میفرماید که هیچ گناه و خلافی نیست که اثری طبق خصوصیت و لازمه خود در نفس نگذاشته و این جوهر قدسی را از برترین درجه شرافت به پستترین مرتبه شقاوت و بُعد از حضرت حق تعالی نکشانده.
هیچ گناهی نیست.
میگه حالا این یه دونه گناه رو حالا این که چی؟
این یه دونه که همه دارن انجام میدن.
حالا ما یه بار.
میگه اصلاً اینطوری نگاه نکن.
شما رو از اعلی مرتبه همین یه گناه که میگی حالا ولش کن، یه شب که هزار شب نمیشه، شب عروسیه حالا یه شب هزار شب نمیشه، همین میشد یک، یک شبت شد هزار شب.
از اعلی مرتبه کشوندت به حضیر شقاوت و پستی.
این تذکر بسیار مهم به جاست.
بعد میرسیم به نقطه سرخط.
این نکتهای که خیلی، خیلی، خیلی باید بهش بیشتر از همه توجه کرد.
خود حضرت علم ملاصدرا تاکید میکنه.
میفرماید و نکته قابل توجه و بسیار مهم این است.
یعنی خودشونم تاکید میکنند بسیار مهم.
چی؟
حالا همش که امروز نمیتونیم بخونیم، چند خطشو بخونیم.
دل بعضی از صالحان از گرد شهوات و غش گناهان نیز پاک است.
مثل شما.
و لوح ضمیر آنان برای کسب علم و معرفت آماده میباشد، لکن هیچ گونه نور معرفتی در قلوب این جماعت نتابیده.
این دیگه مال شما نیست.
و حالا توضیح میدم چی داره میفرماید.
و آینه ضمیر و باطن آنان با شطر و جانب کعبه مقصود و محبوب و معشوق حقیقی موازی و رو، روبرو نگردیده.
به دلیل اینکه چرا اینا اینطوری شدن؟
چرا میفرماید نور تو باطنشون نیست؟
مگه اول نفرمود که یه بار دیگه دقت کنید.
میگه اولاً صالحاند.
بعضی از صالحان.
کم نیست مقام صالحان.
اما تازه میفرماید از شهوات و غش گناهان پاکاند.
عجب.
میفرماید حتی لوح ضمیر اونها برای کسب علم آماده است.
پس گیر تو چیه؟
مشکل چیه که یه دفعه ملاصدرا میفرماید که اینها رو به معشوق حقیقی نکردند.
به کعبه مقصود و محبوبشون رو نکردند و نمیرسند.
چرا؟
گیر کجاست؟
مگه نفرمودند "لا یمس书 إلا المت clean؟" خب اینا که پاکاند.
مثل خیلی از عموم مردم.
پاکاند.
گناه نمیکنند.
لوح وجودشون آماده است برای تنقش به اسماء الهی و علوم معنوی.
متنقش شدن به اون.
اما نکته اینجاست.
به دلیل این است که به جز خود ملاصدرا بگه علتشو.
به دلیل این است که وجه باطن این جماعت به جانب علوم حقیقی و معارف اصلی متوجه نشده [مکث].
بفرمایید آیا این اهمیت این جلسات و این درس و بحثها نیست؟
باز یه سری میخوان بگن آقا تو این درس و بحثها و این جلسات و اینها و این کتابها بری خل میشی، دیوونه میشی.
ول کن بابا این حرفها چیه؟
می بخور منبر بخ-- بسوز-- نمیدونم بسوزن مردم آزرده نکن.
دلت پاک باشه آقا دلت پاک.
میشه این.
خیلی اگر خودش رو حفظ کنه ها که نمیتونه.
حالا ملاصدرا میگه خیلی تحویل گرفته اینجور آدمها رو.
خیلی واقعاً تحویلشون رو گرفته.
خب میگه آره باشه حالا شما آدمای خوب هیچ گناهی هم مرتکب نشدی.
اما رو به کعبه حقیقی نکردی.
یعنی شما هم ناپختهاید، ناقصید، کالید.
وقت موت میوه وجودیتون کال چیده میشه.
برزخ بیچاره میشید تا وجودتون بخواد رسیده بشه.
این میوه کال تو دنیا به سرعت میپزه با یه مقدار هوا و آب و آفتاب و چه میدونم خاک و اینا با اون عناصر اربعه مقدار رسیدگی باغبان، دور نگه داشتنش از آفات میفزه، پخته میشه این میوه.
اگه کلاغی نیاد، کرمی نیاد، س-- نمیدونم آفتی نیاد، ویروسی نیاد، کپک نیاد اینا.
ما یه درخت زیتون تو حیاطمون تو بلوم کاشته بودیم.
زیتون میداد همه ساله خیلی کیف میکردم.
اصلا دوست دارم درخت زیتون رو.
امسال نداد.
دیدم چرا این نمیده؟
هیچ، هیچ باری نمیده.
رفتیم جلوتر هر، هر روز آبش میکردم.
رفتیم جلوتر دیدم یه شروع شد به چیزای سفیدی جای، به جای اون میوه، به جای اون گلچهها، گلهایی که بعد باید بشه میوه، یه چیزای سفیدی اومد خودشو نشون داد.
بعد زیاد شد، زیاد شد مثل کپک، قشنگ مثل کپک.
یعنی دست میزدی کل دست [مکث].
این چیه به نظرت؟
چرا نتونسته ثمر بده؟
این کپک، آفت.
تازه اگر اینها بگیم اصابت نکرد خیلی میگن ملا صدرا تعبیر گرفته اینجور آدمها.
اهل عملاند.
حتی نغز هم این نیست.
خوندن ذکر هم میگن.
اهل عبادتاند.
ن-- همش صف اول نماز جماعت تو مسجدن.
اما، اما رو به کعبه حقیقی نبردن.
الله اکبر.
آخه این دردشو آدم به کی بگه؟
یه بال دارن.
اصلا نمیشه با انسان با یه بال بپره.
فوق فوق فوقش یه ذکی هم رو دارن.
اگه خیلی تعبیرشون کنیم.
باز میخونم علتش چیه؟
ملا صدرا میفرماید به دلیل این است که وجه باطن این جماعت به جانب علوم حقیقی و معارف اصلی متوجه نشد.
اصلا نرفت اون سمت علم و معرفت.
البته تاکید میکنه علوم حقیقی، معارف حق، نه هر علمی.
اللهم اینی اعوذ بک من نفس لاتشبع و من قلب لا یخشع و من علم لا ینفع.
میشه علمی به درد نخور باشه.
اون علم حقیقی، اون علومی که این کتابهایی که الان جلوی منه، همون کتابهایین که علامه به جانش سوگند خورده که اگر اینها رو نخونه، کسی این کتابها رو نخونه، سیر این مطالعاتی این کتابها رو نداشته باشه، به جانم سوگند به باطن قرآن یه جا میفرماید پی نمیبره.
یه جا میفرماید به فهم خطام محمدی نمیرسه [ص] [همهمه].
این علم قرآن خطام محمدی قرآن نمیرسه.
حالا خدمت شما من این مژده رو بارها عرض کردم.
عزیزانی که حالا فصوص درس میدن، فتوحات درس میدن، مصباح ال-- ons درس میدن، تمهید درس میدن، اسفار هم سالون الحمدالله اساتید درس و بحثهای همین دستپاشکسته ما رو که گوش دادن خودشون فرمودن [مکث]، همون مطالب عالی اسفار و فتوحات و فصوص و اینها شکیده شده، خلاصه شده، ذوب شده، عصاره شده، به زبان عامه فهم بیان شده.
الحمد لله ولله الحمد.
یعنی انشاالله شما یه روزی ب-- بشینید سر درس فتوحات و فصوص همین حرفا رو که مخصوصا تو مسیر یکی لباالله یکی هم بحث معرفت نفس.
اینا رو اگر کسی توجه کرده باشه، همون مطالب پیچیده با الفاظ تخصصی و منطقی رو، اون الفاظ پیچیده و غامض و دشوار و اون سیر قواعد نحوی و صرفی و منطقی ازش حذف شده، همون خلاصه شده به زبان ع-عامه فهم بیان شده.
خب اینو هممون انشاالله قدر بدونیم و براش برنامه داشته باشیم.
تازه اول مطلع بحث ملا صدرا، مطلع نصیحتای ایشون به ماست.
دیگه چون فرصت نیست انشاالله جلسات بعد بقیش رو ادامه میدیم.
یادتون باشه تا کجا گفتیم.
نسبت به روح بلند ملا صدرا، آقای جوادی آملی، امام عارف عربی، شیخ الرئیس و علامه حسن زاده که کتاباشون الان جلوی ماست صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد خب بریم سراغ [مکث] رتبههای اعلام وجود آقای بابایی زحمت بکشن.
الحمد لله عزیزم آقا سید محمد رضا شریفی یادآوری کردن که ما کجا بودیم جلسه پیش و باید الان فرق بین [مکث]، وقتی اومدیم رب عقول جزئی و نفوس جزئیه رو گفتیم یادتون باشه.
بعد گفتیم یه نکته خیلی مهمی رو باید خدمتتون عرض کنیم که اون رب عقول و نفوس ناطقه و جزئیه بود اسم علیم و مفصل و مدبر یادتون باشه.
میخوام نکتهای رو اینجا عرض کنم که خودش جای بحث داره.
منتها یه مقدار حوصله میخواد این بحث.
من سریع ازش گرم میرم.
فقط تو ذهنتون اینو داشته باشید.
امکان داره شما کتابهای فلسفی تا به یک معنا برهانی، حکمی بخونید.
بعد برید سراغ کتابهای عرفانی.
ببینید یه تعارضی تو اینها هست.
مثلا تو کتابهای فلسفی میبینید که میگه عقل نا-- عقل مجرد.
بعد میاد میبینید که همون تعریفی که از عقل مجرد تو کتاب فلسفی و حکمی و برهانی شده، تو کتابهای عرفانی یا ذوقی به روح مثلا ازش یاد شده.
اینجا آقای جوادی آملی خدا حفظش میکنه.
میفرماید اینجا یهلق حواست باشه و احزن نشه این موضوع.
همونه.
اسمش تو عرفان شده این.
شده مثلا روح.
به شرط اینکه همون توصیفات و همون خصوصیاتی که در فلسفه داره در خصوص عقل مجرد میکنه، اینجا هم همونه.
خب یا مثلا در خصوص قلب و نفس.
کتاب فلسفی میخونی در حالا هر حیثیتی.
اینه که در فلسفه میگه نفس مجرد، همون نفس مجردی که تو کتابهای فلسفی نوشته رو کتابهای عرفانی دست میگیری با همون خصوصیات داره از قلب سخن میگه.
نفس تو فلسفه اگر همون خصوصیت رو برد تو عرفان میشه قلب.
اینها رو حواسمون نباشه، حواسمون باشه.
و نکته مهمتر از همه اینا بیشتر از همه به این بر میخورید.
این دو تا رو خیلی بر نمیخورید.
بیشتر از همه به این بر میخورید.
چی؟
اینکه خیلی از مواقع تو کتابهای فلسفی وقتی داره از عقل سخن میگه منظورش قلبه و خیلی موقعها در کتابهای عرفانی وقتی داره از قلب سخن میگه منظورش عقله.
پس به صورت کلی اینجا آقای جوادی آملی تو چند پاراگراف توضیح میدن که من خلاصهشو میگم عزیزم بنویس.
که چی؟
عقل در فلسفه همان قلب در چیه؟
عرفان.
حالا آقای بابایی بنویسن.
بفرمایید.
بنویسم؟
بنویسید در فلسفه فلش بذارید عقل مجرد.
در فلسفه عقل مجرد.
پایینش بنویسید در عرفان فلش بزنید، فلش بزنید روح.
دور دو تا دورش یه مستطیل بکشید دور این دو تا یعنی جدا شد کلاً این بحث تموم شد.
همون حرفی که الان من زدم خلاصهش اینه.
در فلسفه بهش میگن چی؟
عقل مجرد مثلا عقل.
در عرفان بهش میگن چی؟
روح.
اون شرط یادتون نرهها.
به شرطی که وقتی کتاب عرفانی دست گرفتید طرف بلد بوده، میدونسته داره خصوصیات رو از روح میگه که همون تو فلسفه، همون خصوصیت رو در خصوص عقل میگن.
این شرط تو یادتون باشه.
خب پایینتر بنویسید در فلسفه فلش بزنید نفس مجرد.
پایینش بنویسید در عرفان فلش بزنید.
چی باید بنویسه؟
بگید.
آفرین قلب.
قلب.
در عرفان فلش بزنید قلب.
حالا دور اینم یه خط مستطیل بکشید اینم جدا.
خب فرق عقل با-- این که میگم تعریف درست داشته باشه.
فرق عقل از حیثیت کارکردش با قلب چیه؟
اصن فارغ از بحث فلسفه و عرفان.
به چی میگن عقل و به چی میگن قلب؟
عقل مدرک کلیات.
کلیات رو درک میکنه.
بنویس آقای بابایی.
عقل مدرک کلیات است.
[مکث] قلب چی؟
قلب مدرک تفصیلی است.
نه اجمالی یا کلی.
مینویسی آقای بابایی؟
[مکث] قلب مدرک تفصیلی یا اجمالی، نه، تفصیلی است نه اجمالی یا کلی.
اجمال یعنی کلی.
تفصیل یعنی شرح و بسط.
کثرات.
تفصیلی که میگن پس، پس، جدا، جدا، شما جدا، اون جدا، این جدا، اون.
اشخاص، افراد، هاذا، هاذا، ذاک، ذلک.
همینطوری جدا، کثرات پیدا میشه.
این از کجا اومده؟
از عقل پیاده شده.
عقل کلیه که به وحدت خیلی نزدیکه.
بعد قلب میاد چیکار میکنه؟
قلب-- عقل اومد یعنی کلی.
اسم عقل به تنها اومد یعنی کلی.
قلب به تنها اومد یعنی تفصیل.
میخواید همه فهمش کنیم؟
یعنی قلب، بنویس آقای بابایی، قلب مدرک مشهودات است.
یعنی قلب کارش شهوده، شهود.
مشاهده با قلبه با عقل نیست.
عقل یه چیز کلی رو، اینطوری بگیم عقل مفهوم کلی رو میفهمه.
عقل درک مفهوم کلی میکنه.
آقا مفهوم درد چیه؟
یه کلی میفهمه.
مفهوم سیاهی چیه؟
سفیدی چیه؟
خوشبختی چیه؟
زیبایی چیه؟
زشتی چیه؟
کلیشو، مفهومشو اشتباه نکنید ها.
مفهومشو عقل میفهمه.
اما کدوم حوزه از، کدوم رطره از انسانه که همون رو میچشه، میبینه، به شهود میافته، میبینش، میرسه بهش، میچشش.
اون قلبه، این کار قلبه.
حالا متوجه شدید تفاوتشو؟
حالا به نظر شما اگر کسی صرفاً کار عقلی بکنه اما به حوزه قلبش نرسه انسان کاملیه؟
کلیاتی فهمیده بله.
من کارهای عقلی برهانی خیلی خوب میکنم.
یه کلیاتی هم میفهمم.
کتابها رو آدم میخونه خوب میفهمه.
اما چون به شهود نرسیده یعنی شهید نشده الان و نمیتونه تو نمازش صادقانه بگه اشهد أن لا اله الا الله رو نمیتونه که چنین کسی بگه.
این قلبش بیکاره.
باید بره ببینه از این شصت نوع قلبی که ما بحثشو داشتیم تو کدوم نوع از اون قلبها جا میگیره.
حالا این خیلی آیه قشنگی بود که ایشون فرمود که قلب دارم که باهاش تعقل میکنم.
یعنی اون قلبیه که کلیات رو به شهود کشونده، کلیات رو به شهود کشونده.
کلیات عقلی رو میتونه شهود کنه.
این خیلی قلب خوبیه.
خب فرق این دو تا رو متوجه شدین.
بریم سراغ رتبه بعدی.
به نظر شما رتبه، ما داریم از بالا میایم پایین تا برسیم به دنیا دیگه.
رتبه بعدیش چیه؟
قبلی بود نفوس ناطقه یا عقول ناطقه و نفوس مجرده جزئی.
رتبه قبلی جلسه پیش.
ما عقل کل و نفس کل رو که گفتیم بعد اومدیم نفس منتبعه و نمیدونم جسم کلی و طبیعت کلی و همه اینا رو گفتیم اومدیم رتبههای پایین پایینتر.
شدیم اشخاص و افراد.
حالا عقول جزئی، عقل اشخاص و افراد که اینجا نشستیم.
نفوس جزئی، اشخاص و افراد که اینجا نشستیم.
ربش هم که گفتیم دیگه مدبر و مفصل و یادمه اینها یا بهش معنا علیم هم بود اما علیم اینجا تفصیلی بود.
اون علیم در مرحله باطن یا در رتبه علمیت حضرت حق، اون به صورت کلی بود، اون اجمالی بود.
این تفصیلیه.
حالا میریم رتبه بعد به نظر شما چی باید باشه الان؟
بعد از عقل و نفس داریم میایم مادون.
بعد از رتبه عقل چی باید باشه؟
بلند بگید.
خیال.
رتبه خیال یا مثال.
اون آقا شما که ملکوت یا مثال یا نفس کل رو گفتید، اون کل بود.
حالا میخواید جزئیشو بگین.
هر کدوم از شما یه قوه خیال دارید یا نه؟
حالا ببینم خیال عالم یعنی مثال مطلق ملکوت عالم که بیرون از ماست.
مثال مطلق.
آیا اون پاکه یا نه؟
عالم مثال.
نفس کل پاکه، پاکه.
اصلا آلوده بردار هست اون؟
میشه آلوده بشه؟
میشه؟
مثلا یه آدم گناهکار باشه، آلوده باشه، بمیره بره تو رتبه مثل، بره تو عالم مثال.
خب آلوده است رفت اونجا، اونجا ناپاک میشه؟
نمیشه.
اصلا امکانش نیست.
اونجا پاکه، پاک.
رشت اتمش هم بود چی؟
حضرت زهرا مگه میشه؟
إنما یرید الله لیذحب عنکم الرجس أهل البيت و یطهرکم تطهيرا.
یکپارچه طهارت محض اون عالم.
پس اون رتبه مثالی که آلوده برداره این مثال جزئیه.
یعنی قوه خیال ما، رتبه مثالی ما.
بهش میگن مثال مقید.
حالا از طریق مثال مقید میتونید پل بزنید به مثال مطلق، یعنی به عالم برزخ.
یعنی اونجایی که الان ارواح هستند.
در بحث احضار روح شهید رشید که گفتیم یکی از شاگردان علامه این کارو کرد، همین، همین چیزی که الان ما داریم میگیم دقیقا فرمولش همینه.
از همین جا شروع شده.
اگر میخوای به اونجا برسی چیز عجیب و غریبی نیست.
باید قط، قطعاً بدون برو برگشت قوه خیالت یا مثال مقیدت پاک، پاک، پاک باشه.
اگر یک نقطه، یک نقطه حتی آلودگی تو قوه خیالت نبود، قطعاً شما وصل میتونی بشی به راحتی به رتبه مثال مطلق یا ارواح.
وصل میشی اصلاً ارواح حاضرن.
بغل گوش من و شما هستن.
چیز عجیبی نیست.
احضار ارواح نه یعنی تو یه چیزی رو دود کنی، یه چیزی رو نمیدونم بو کنی، یه چیزی رو بپاشی، یه چیزی رو آتیش بزنی، یه وردی بگی، جادوگری کنی، یهو یه روحی از اون بالا بیفته پایین بگه چرا وقت منو میگیری؟
چه کار داری با من؟
اینا رو بریز بیرون.
این حرفهای کارتونی و بیخودی رو.
اینطوری نیست.
همین الان ما در اشراف ارواحیم.
بغل دست ما.
ما به محض اینکه اون کد و رمز رو بزنیم، یعنی از دروازه وجود خودمون باب رو باز کنیم که همون مثال مقید وجود ما، مثلا قوه خیال ما، اون شفافش کنیم، هیچ کدورتی توش نباشه، تو همون قوه مثال وجود ما یا خ، قوه خیال ما، رتبه مثالیمون دری باز شده به سمت مثال مطلق که عالم ارواح و مجردات.
همین جا تو همین جا که الان نشستیم یهو میبینی مرتبط شدی.
ارواح رو هر کدوم ارائ، اراده کنی میتونی باهاش گفتوگو کنی، صحبت کنی، ببینی و و و.
حالا اجازه بدین لمهاشو بعداً الان اینقدر زودتر، زودتر از موعد ما یه ذره توضیح دادیم.
نمیخواد بریم توضیحهات رو هم میدادیم.
خب چون میترسم من نگرانم هوا تاریک میشه اینو جا بمونه.
وقت هست بگیم یا نه این رتبه رو؟
چنده ساعت؟
چقدر به اذان مونده؟
یه ربع مونده؟
بیست و پنج دقیقه.
بیست و پنج دقیقه.
خب، خب، یه ربع دیگه الحمد لله وقت داریم.
عوامل آلودگی قوه خیال همه رو گفتیم.
اون عزیزانی که بخواد مرور کنند برن توی قلب در قرآن حتی نشانشناسی کردیم.
گفتیم نشانههای آلودگی رتبه مثال چیه؟
نشانههای آلودگی قلب، عقل چیه، قلب چیه، سر چیه، روح چیه؟
همه اینا رو گفتیم.
جانم.
جا مطمئن باشین وقتی برای بنده رزرو کنید باشه حضور.
بعد از جلسه ما در خدمتیم عزیز دلم.
خب از نظر رتبه بعدی خیال مطلق و مقید رو با هم بنویسیم.
عالم خیال مطلق و مقید بنویسید آقای بابایی.
وجود اگر-- این وجود به شرط و اینا رو دیگه قبلاً توضیح دادیم یعنی چی دیگه.
وجود اگر به شرط صورتهای حسی لحاظ شود، وجود یعنی همون صادر اول، فیض منبسط.
وجود از اونجا میاد فیض میرسه به علاوه ماهیت شما، شما رو میسازه.
حالا میخواد قوه خیال شما رو بسازه.
وجود، همون فیض، اگر به شرط صورتهای حسی لحاظ شود که غیبی نیستند.
حسیاند، غیبی نیستند، حسی.
بلکه عینی بوده و وجود خارجی دارند.
پس وجود اگر به شرط صورتهای حسی لحاظ شود که غیبی نیستند بلکه عینی بوده و وجود خارجی دارند، مرتبه اسم مصور است.
به به.
رب این رتبه هم در اومد.
اسمش چیه؟
مصور.
کجاست تو قرآن؟
آیه آخر سوره حشر.
«والله الخالق البارئ المصور له الأسماء الحسنی» مصور میشه رب این رتبه.
به به.
ادامه بدید آقای بابایی.
صورتهای علمی بر خلاف صورتهای حسی غیبی هستند.
صورتهای علمی بر خلاف صورتهای حسی غیبی هستند و در خارج وجود، آفرین، ندارند چون غیبیاند.
اسم مصور از اسامی الهی در قرآن کریم نیز آمده است.
حالا این آیه رو بنویسید «والله الخالق البارئ المصور».
حالا این خیال جایگاهش کجاست؟
بین دو عالم قرار گرفته، بین دو رتبه قرار گرفته، بین دو-- خب این دو تا رتبه؟
از، از بالا عقل، پایین طبیعت یا ملک.
بالا جبروت، پایین ناسوت.
بالا عقل، پایین tab3.
بین دو تا قرار گرفته که به دو بخش تقسیم میشه خودش.
به چه نام؟
خیال مطلق، خیال مقید.
مطلقی که گفتیم بیرون از ماست.
عالم خ-- وصول به خیال و وصول به خیال مطلق- نازلتر از خیال مطلق نازلتر از خیال مطلق است.
خیال مطلق همون عالم مثال، عالم برزخ.
و وصول، این جمله رو خوب دقت کنید دارید مینویسید، خیلی مهمه ها.
و وصول به خیال مطلق یعنی کجا؟
عالم برزخ، ارواح.
میخوای با ارواح ارتباط بگیری یا نه؟
مسخره کردن ما رو.
این حرفها چیه این آقا زده؟
این فرمایش آقای جوادی آملیه.
به خیال و وصول به خیال مطلق با عبور از راه خیال مقید میسر است.
با عبور از راه خیال مقید میسر است.
خیال مقید یعنی چی؟
قوه خیال شما، اشخاص و افراد.
پس میسر است.
پس تو که زبان نفهمی، حرف نشنیدی، معلم و استاد ندیدی، چهار تا کتاب نخوندی، بیخود زیر آب این معارف رو نزن.
بگی اینا جادوگریه، فالگیریه، رمالیه، بیخود، دروغه.
احضار روح دروغه.
دروغ نیست آقا، تو بلد نیستی.
قوه خیالتو پاک کن تا ببینی که برات-- اصلاً به مرتبه شهود برسی.
بعد دیگه ننویسید آقای بابایی.
بعد آقای جوادی آملی ادامه میدن و آنچنان که در فصل ششم از فصول مقدمه خواهد آمد کسی که از قید خیال مقید برهد، به به.
اصلاً بنویس آقا، بنویس این جمله رو.
فرمایش آقای جوادی آملیها.
بنویسید که کسی که، به به.
برنامه کیف میکنم.
کسی که از قید خیال مقید برهد، چه اتفاقی میفته رفقا؟
[همهمه] آفرین.
به خیال مطلق میرسد به همه رازد.
و در هنگام وصول به خیال مطلق، به به، عجب جملهایه.
و در هنگام وصول به خیال مطلق مشاهدات سالک، به به، چی میشه؟
مشاهدات حق است.
به به، به به، به به.
انقدر برای خودم من شیرین بوده، ببینید زیرش خط کشیدم با قرمز.
مشاهدات حق است.
بعد ایشون ادامه میدن.
صورتهایی که در خیال مقید و مطلق هستند با اینکه عینی و خارجی هستند اما شهادت نیستند و س-- شهادت نیستند دیگه چون عالم طبیعت میشه شهادت مطلقه.
مادی نیستند که.
و صورتهای حسی که شهادت هستند مربوط به عالم ملکاند.
اینم که مشخصه.
صورتهایی که حسیاند مربوط به رتبه ملکاند، طبیعیاند.
اما اون صورتهایی که مربوط به رتبه چه مثال مطلق، چه مقیدند، غیبیاند.
اونها حسی نیستند.
بعد یه تذکری رو اینجا میده که از اون رد میشم من تا برسیم انشاالله به رتبه بعدی که این همه جون کنده این رفقا تا، تازه میرسیم جلسه بعد به اون مقصودمون که رب عالم چیه؟
بعد از یه رتبه مثال میشه چی؟
موج.
آفرین یا طبع یا بدن.
اینم رب داره بله یعنی بدن ما هم یه رب جدا داره بله یعنی نشئه طبیعت بدن عالم.
ناسوت.
این انزل مراتب ما عالم مادهم.
مادون فلک قمر هم که در فلسفه ماسوی الله رو میگن کاون جامع در عرفان، در عرفان ماسوی الله رو میگن کاون جامع، در عرف-- در فلسفه مادون فلک قمر رو میگن کاون جامع که حالا باید یه جلسه بعد از اون هم میرسیم به همین.
واقعا این نشئه طبیعت که یک پارچه مادهست، مادیه این هم یه رب جدا داره.
بله کارگزاران عالماند.
حالا کی، الان ما کجاییم؟
الان من و شما اینجا نشستیم کجاییم همه الان؟
این انزل مراتب یا نشئه طبیعتیم.
لذا بدن همدیگه رو میبینیم، بدن عالم رو میبینیم.
هم بدن ما رب داره هم بدن عالم رب س-- رب داره.
خب من میخوام پل بزنم از این بدن خودم و از این بدن عالم برم به رتبه باطنترش یا حداقلش برم به رتبه مثالیش یا رتبه مثال خودم یا رتبه مثال خارج، یعنی عالم.
راهش چیه؟
عبور از ماده.
یعنی عبور از این نشئه طبیعت، از این بدن خودم، از این بدن عالم.
خب این توسط کی رخ میده؟
حضرت ال-- استاد علامه طباطبایی علیه رحمة الله الرضوان فرمودن مخرج میخواد آقا.
مخرج میخواد.
یعنی یک کسی تو رو خارج کنه.
یعنی یه وسیله میخوای.
اصلاً نمیشه وسیله رو، برزخ رو برداری.
وسائط فیض رو نمیتونی "ولا تجد لسنة الله تبدیلا".
اصلاً این سنت الهیه.
اون مخرج چیه اینجا؟
نه، نه، نه.
اون کلیه.
اون همه جا مخ-- نه، الان ما داریم میایم صد، صد به سیر بحث بریم جلو.
الان شما میخوای از نشئه مادی خودت، از بدن خودت یه رتبه بری به سمت باطنترت که رتبه مثالته.
رتبه مثالتو درک کنی.
اصلاً از اون طریق هم مثال عالم رو یعنی برزخ رو ارتباط بگیری.
یه مخرج میخواد.
اولین مخرج اینجا کیه؟
رب.
راه.
هیچکدام.
یه نفر گفت، یه نفر، یه نفر.
عزیز دلم ما الان اینجا داریم چی میگیم؟
چند وقته داریم بحث میکنیم هر رتبه یه رب داره.
رب اون رتبه تو رو مخرج توئه و خارج میکنه.
"يخرجهم من الظلمات إلى النور".
قوه خیال اگر بگیریم پاك باشه ها، قوه خیال رتبه مثال چون باطنتر از طبع توئه، اون نورانیتر از این بدن توئه، نور هستن.
بخوای بگی این ظلمت، اون نوره اینطوری بخوای بگیری.
"يخرجهم من الظلمات" از این ابدان ظلمانی، از این مواد و ماده، عالم ماده ظلمانی میبرن سمت نور.
نورو بگیر رتبه مثال.
خب کی اخراج میخواد بکنه؟
یه رب میخواد.
رب میخواد.
بدون رب نمیشه.
رب، رب، رب.
"سبحان ربي الأعلى"، "سبحان ربي العظيم".
اینا رو فکر کنی باهاش نماز بیچارهت میکنه.
همون لحظه که داری میگی ربی ال، رب من، کدوم رب؟
رب عظیم.
خب رب عظیم میتونه تو رو تا یه جایی ببره.
ولی تو مراتب عالیه اون رب اعلی میخواد.
رب اعلی میتونه تو رو به مراتب عالی و اعلی برسونه.
اون فقط در سجده اتفاق میفته.
برای همین تمام مراتب شهود تو سجدهست و بالاترین رتبه مغاب تو سجدهست.
نزدیکترین حالت بنده به خداش سجدهست.
چرا؟
چون رب اعلی رو داره صدا میزنه.
الله اکبر.
همش کار ربه.
اصلاً نماز با رب شروع میشه، با رب پیغمبر شروع میشه.
الله اکبر، این رب پیغمبره.
بعد میری جلو.
بسم الله، الله، الله الرحمن الرحیم.
هی جزئی میشه.
بعد این الحمد این دوره یه نگاه به عالم بالا میکنی داری میای پایین.
الحمد لله این الحمد مقام صادر اوله.
لله، الله هم که جامع، مقام جامعهته.
اما این کدوم الله که مقام جامعهیت داره؟
کدوم؟
این حم به کجا تعلق میگیره؟
رب العالمین.
الله اکبر.
کسی اینو تو نماز بفهمه کار تمومه.
یعنی مواجه شده نه با رب خودش، با رب العالمین.
خب من چگونه برم سمت رب العالمین؟
اول از رب خودم.
از رب خودم باید پل بزنم برم، برم، برم جلو.
همین تو ربها رو که گفتیم تا اینجا.
الان داره کارکردش رو-- صبر کنید حالا تحمل کنید.
میدونم این حرفا یه ذره سنگینه براتون.
صبر کنیم بریم جلوتر این تو عملیات خودشو نشون بده.
الان یه ذره خودشو نشون داد.
تو نماز مثلاً مثالش رو آوردیم.
خب اون رب چیه؟
اون چه ربیه که منو از عالم طبع میکشه میبره بالا؟
که تا جایی بره که تو سجده به اعلیترین و عالیترین درجات منو برسونه.
یعنی من تو سجده دیگه خدا رو به شهود ببینم.
الله اکبر.
یعنی مرتبه سر و سر.
انزل مراتبه.
خاک مادهست، سجدهست.
افتادی به خاک.
بینی تو به خاک مالیده اما داری اعلی رو صدا میزنی.
اون رب اعلی تو رو به عالیترین مرتبه سر و سر کجا بود؟
جایی بود که کانال وجودی من مرتبط بود با دریای لایتناهی توحید و خدای اصمد.
"الذي لا جوف له" یعنی همه جا رو پر کرده.
این تو سجده اتفاق میفته.
الله اکبر، الله اکبر که هر وقت ما میرسیم به نبض بحث باید جلسه رو تموم کنیم.
خیلی الان لحظه حساسیه تو بحث من.
خیلی به نبض بحث رسیدیم.
مجبورم رهاش کنم.
چون هم میخواد اذان بده.
من خود، خودمم خدا، خدا وکیلی با این حرفا منقلب شده و یه حرفایی میزنم که