ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 021

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نفس و مراتب وجود

رب اعوذبک من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحيم. لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم. اللهم اياک نعبد واياک نستعين. الحمد لله على کل نعمه واسأل الله من فضله. المستغاث بک يا صاحب الزمان. المستغاث بک يا صاحب الزمان. المستغاث بک يا صاحب الزمان. السلام علیک يا داعی الله وربانی آياته. درود بر شما و رحمة‌الله. هدیک به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. ان‌شاءالله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از صائجم امار دعا کنن. اللهم صل علی محمد و آل محمد. به فضل الهی باز هم الحمد لله که شما رو دیدیم و زیارت کردیم و مجتمع شدیم در این مسجد با صفا و از نفوس پاک شما ان‌شاءالله ما بهره ببریم.

پیش از اینکه هدیک بسیار، بسیار، بسیار مهم امروز رو که بتونم بگم در تمام این جلساتی که ما هدایایی گفتیم هیچ کدومش به اهمیت امروز نبوده و جایگاهش به هدیک امروز نمی‌رسد. پیش از اینکه این رو عرض کنیم یک مقدمه‌ای بشم. حالا من قبلاً معمولاً کسایی که پیشتازن، جلو دارن، علم دارن یک چیزی رو به ابتدا شروع می‌کننددد بیان کردند یا طرحی رو مطرح می‌کننددد که کسی قبلاً نکرده مورد هجمه مخالفین و معاندین و این‌ها قرار می‌گیرند. ما وقتی بحث احراز و ابراز رو شروع کردیم خیلی فحش خوردیم از خیلی‌ها. در حالی که ما چیزی نگفتیم جز از اهل بیت علیکم السلام و بزرگان. این‌قدر که برای مردم گفته نشده بود، تأسفانه برای خیلی‌ها عجیب آمد. در حالی که شما حالا الحمد لله برای مؤید آن اوایل خیلی اذیت شدیم ولی الان یواش یواش برخی هم به صدا درآمدن.

آن‌ها هم شروع کردند، هم صدایی کردند، کمک کردند. مثل پویش پرچم سرخی که الحمد لله کلید واژه‌ش تو همین جلسه خورد، دعوتش از همین جا صورت گرفت کنار شهدا، همین لواسون و الحمد لله تاثیرش رو در کل کشور حتی خارج از کشور دیدیم که تشیع آقامون یکپارچه سرخ شد. این برکت همین دعوت تحت لواء یا زهرا بوده و نفوس پاک شما برکت دارد. این هم همینطوری الحمد لله دارد برکت می‌خوند و خیلی‌ها پیوستن. لکن متأسفانه یک سری هم دارن سواستفاده می‌کننددد. مراقب این سواستفابسیاری از باشید که حالا تکثیری از صحبت بنده رو تو کانال‌ها می‌گذارندد، می‌گویند به توصیه می‌کرد فلانی هرز نوشته می‌شود این قیمت. الان فکر می‌کنندد تحت نظارت ماست یا بنده دارم می‌نویسم، این‌ها نیست. و خصوصاً در واقع آن موضوعی که ما پیرامون هوش مصنوعی گفتیم. حالا الحمد لله دارد مؤیدهاش بیرون می‌آید.

بعضی از آن کلیپ هایی

بعضی از آن کلیپ‌هایی می‌فرستندد برای ما می‌بینیم که دقیقاً فهمیدن قصه چیک. خدا حفظ کنه آقای عالی رو که چقدر دوست داشتنی‌اند ایشون حجت الاسلام عالی که موضوع لو رفتند جای فرمانبسیاری از رو وقتی گفتند توسط شیاطین جنی صورت گرفته، برود پیش آن خندیدن. متأسفانه دینداردا و انقلابیون ما ایشون رو زدن. این حرف‌های بیخود چیشو هم می‌زند؟ این‌ها در حالی که این‌ها بیخود می‌گفتنددددد. حالا مخصوصاً در خصوص هوش مصنوعی نانو بات ما خیلی حرف‌ها داریم که حالا دوستانم دارن تحقیق می‌کنندد، رفقای ما و بعداً اطلاعاتش رو برای من هم می‌فرستندد. این پروژه ترابشریت هوش مصنوعی نانو بات رو حتماً مستحضر هستید که کنترل در حقیقت خود انسانه. خود انسان کنترل می‌شود به صورت که شما می‌دانید خود نانو بات‌ها توسط هوا، دارو، آب، غذا می‌تواند وارد بدن انسان شود.

علت اینکه من معمولاً دقت لازم است حالا شما قصه‌تون فرق می‌کند من دعوت از شما نمی‌کنم به این کار. معمولاً من تو اجتماعات عمومی چیزی نمی‌خورم. اگر طرف رو بشناسم مطمئن باشم ازش. خیلی کارها می‌تونم بکنم. این را که وقتی خوردی بعد وارد بدن می‌شود. دستگاه‌هایی هست که حالا شما آن نقشه راهشون رو اگر دیده باشید، آن نقشه رو جلوتون بذارید بالا انتها آن گوشه سمت چپ یک عنوانی نوشته هوش مصنوعی باستانی. باستانی؟ هوش مصنوعی و یا قبلاً هوش مصنوعی وجود داشته؟ منظورش همان هوش مصنوعی شیطانیک یا جنیک که از طریق این‌ها هم این علوم دارد منتقل می‌شود هم اطلاعات پیرامون من و شما. آن‌ها یک دیتایی دارن از تک، تک من و شما انقلابی‌ها هرچی هم که مشهورتر باشه و اینها اطلاعاتشون دقیق‌تره.

این را جدی بگیرید که از طریق اجنه این‌ها هم این علم رو گرفتند هم اطلاعاتش، اطلاعات اشخاص و افراد رو که وقتی این را وارد بدن می‌شود. حالا اطلاعات شما وارد یک ابری می‌شود توسط هوش مصنوعی، سیستم عصبی شما، مغز شما تحت کنترل آنان قرار می‌گیرد. اگر دقت لازم است اسکن چشم یا، یا سیستم‌های بیومتریک یا از این چیزا مثلا اثر انگشت الکترونیکی پاس یا گذرنامه الکترونیکی سلامت امثالهم اینها هی دارد باب می‌شود. این‌ها در راستای همین شیطنت‌های استکباره که بعد از طریق آن هوش مصنوعی دیگر حالا انداختن تو دم دست من و شما به صورت بچه‌بازی معذرت می‌خواهم، یک سؤال از هوش بپرسیم جواب بگیریم یا یک عکس نوشته برای ما بسازه و فیلم، در سطح خودشان این کارا رو دارن می‌کنندد.

نفس و مراتب وجود

بعد از طریق آن حالا دستگاه‌های خاصی که دارن می‌توانند عواطف ما، اضطراب ما، ترس نفس ما، احساسات ما رو، حتی فکر ما رو مدیریت کنن. کار به جایی می‌رسد که تو اصلاً دیگر تشخیص اگر تحت سیطره آن‌ها قرار بگیری دیگر تشخیص نمیدی این فکر، فکر خام خودت بود یا فکر مصنوعی بود که توسط آن‌ها به تو القا شد. اینکه بسیاری از بزرگان آن دجال تک چشم آخرالزمان رو گفتند همین سیستم موبایل و تلفن همراه و ماهواره و اینهاست. یک چشمه دیگر، تک چشمه. الان دارن یک سری باورشون می‌شود. علمای بزرگ و ربانی ما، خیلی از ما جلوترها اینها رو گفتند. خندیدن به ریششون. راه شناسایی خیلی از اشخاص و افراد هم از همین طریق است حتی عواطف و حالا چه کنیم؟ یعنی واقعاً آن‌ها به جایی دسترسی پیدا کردند که اطلاعاتشونم واقعاً محرمانه بردن تو قطب جنوب، در سردترین جا قرار دادند.

به توسط این‌ها می‌توانند واقعاً افکار ما رو هم کنترل کنن. یعنی من کجا خوشحال بشم، کجا احساساتم رو بیرون، بیرون بریزم، کجا خشمگین بشم. بله، بله. از طریق هوش باستانی، هوش مصنوعی باستانی، باستانی منظور جن‌ها از پیش بودن دیگر. این هوش که از قبل نبود، جن‌ها از پیش بودن. همین آیهٔ که من بارها براتون قرائت کردم. سوره اعراف آیهٔ دویست و یک. می‌فرماید «إِلَّا الَّذِينَ اتَّقَوا وَإِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ» می‌گوید تازه آنانیی که اهل تقوان «مَسَّهُمْ طَائِفٌ» شیطان طایفه‌ای از شیطان رو مس می‌کند. «تَذَكَّرُوا» سریع متذکر می‌شوند. میرن تو مجلس ذکر، نماز می‌خوانندد، هواشون هست، حرز دارن، میرن زیر سایک احراز و اوذات و مسئول سازی می‌کنندد.

آیهٔ صد و دو سوره بقره «فَتَيَعَلَّمُونَ مِنْهَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ» آن‌ها بین زن و شوهرها جدایی می‌انداختند، تفرق ایجاد می‌کردندددد با این چیزی که یاد گرفته بودن از سحر و جادو. یا همین سوره معروفی که می‌گویند که تو جماعت قرار گرفتی حتما کف دستت بخون بکش به صورتت ناس و فلان. این اعوذ، اعوذ اینجا حکمش چیک؟ «مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ» این خناس کیان؟ «الَّذِي وَسْوَسَ فِي صُدُورِ النَّاسِ» اینها کیان؟ همین شیاطین که می‌توانند جنی باشن، انسی باشن. هنوز که هنوزه با اینکه همه هر روز دارن آیات رو می‌خوانندد باورشون نمی‌شود که موجودی به نام اجنه وجود دارد و یک چنین توانایی‌هایی دارن.

آیات قرآن و راه هدایت

البته عقلشون اما کوچیک‌تره اما خیلی توانمندند و متأسفانه حتما ظهور آقا باید نزدیک شود، نزدیک شود برسه به جایی که دیگر مثل زمان حضرت سلیمان نبی که تصویر کرده بود همه ببینن اجنه رو باور کنن، ارواح رو ببینن باور کنن. چرا آخه اینطوری باید باشه؟ چرا ما حرف‌ها رو قرآن داریم می‌خونیم. غیر قرآن که ما نمی‌خونیم. و آیهٔ نود و هفت و نود و هشت سوره مؤمنون چی می‌فرماید؟ «وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ» و اعوذ بکن باز تعویذ می‌گیریم «وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ» من به تو پناه می‌برم خدایا نکنه یک وقت اینها حاضر بشن. أَنْ يَحْضُرُونِ. یعنی شیاطین می‌توانند حاضر باشن ما در محضر حضور شیاطین باشیم. بله، آیهٔ قرآن دارد می‌فرماید. برای همین ما توی سیر بحث اصواتمون که گفتیم بخوای شروع کنی از کجا شروع کن؟ احراز و اوذات.

یعنی مسئول‌سازی کن اول. این نیز که امروز می‌خوایم هدیک بدیم. حالا بخوایم یک زبونی استفاده کنیم که همه بفهمین یعنی چی، ما بهش می‌گوییم بهش می‌گوییم که غول چراغ جادو. تو بازی، بازی اوذات و احراز و اینها مسئول‌سازی و ایمن‌سازی خود و خانواده‌ات از آفات و بلیات این، این کاری که گفتم با بسم الله انجام بدید آقا. حالا توضیحات دیگر‌ای هم داشتم در اهمیت این موضوع بماند تا همین مقدار کفایت می‌کند. خوب دقت لازم است این خیلی با دقت من اول به خدمت شما عرض کنم منبع این حرف کجاست که از خودمون که ما حرفی نداریم بزنیم و توضیح بدم آثارش بر لسان خود امام معصوم. سندش هست بحارالمرحوم مجلسی، مجلس نوزدهم. جلد نود و دو، صفحه دویست و هشتاد و هفت، به نقل از شیخ صدوق. منابع چقدر موثقن. شیخ صدوق به دعای امام عسکری عالم آمده دیگر.

ایشون از امام صادق صلی الله علیک روایت می‌کند که حضرت امام صادق صلی الله علیک این امام به حق ناطق کشاف احوال عالم، به نقل از جدشون امیرالمؤمنین می‌فرمایند که امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام فرمودندد من یک دسته آیاتی رو از پیغمبر عزیز عالم تعلیم گرفتم که آنجا تو روایت امام صادق می‌فرماید سی و هفت آیهٔ است. سی و هفت آیهٔ است که تعلیم گرفتم از امام فرمودم که از وقتی که من اینها رو دیگر هر روز خوندم هیچ آفتی به من اصابت نکرد و من دیگر محتاج هیچ دارویی از اطباء نشدم. این فرمایش امام. بعد امام صادق صلی الله علیک آثارش رو به نقل از جدشون می‌فرماید. و حالا این آیات هست، اصطلاحا ما بهشون می‌گوییم آیات تحلیلی. از روی خود حدیث رو براتون این قسمتشو بخونم. «یا علی سی و هفت تحلیل در بیست و چهار سوره از قرآن از بقره تا مزمل آمده است.

آنها را بخوان که آن

آنها را بخوان که آن را غم‌زده‌ای نمی گوید به جز اینکه خدآند او را از غم رهایی می‌دهدد.» ببین اولین اثرش دفع غم. و هرکس که مقروض و مدیون است دیگر هی نیاد به ما بگوید گرفتاریم، آقا مریضیم، آقا غم‌زده‌ایم، آقا مشکلی داریم، آقا سحر و جادو، آقا شیطان، آقا خونواده‌مون مشکل داریم، آقا سنگینه زندگیمون چی، چی. همه این آثار رو دارد اینجا مولا می‌فرماید. یک یک خدمتتون. کسی که مقروض و مدیون است نمی‌خوند به جز اینکه خدآند قرضمون رو برطرف می‌کند. هیچ دور از وطن غائبی نمی‌خوند به جز اینکه خدآند او رو از غربت باز می‌گردوند. هیچ حاجتمندی این را نمی‌خوند مگر اینکه خدآند حاجتشو برطرف می‌کند. هیچ کسی که با خوف و ترس همراه شده یعنی ترسیده، خائف شده نمی‌خوند مگر اینکه خدا آنو ایمن می‌سازد یعنی خوفو ازش برطرف می‌کند.

هرکس این رو یعنی این سی و هفت آیهٔ رو، البته سی و هفت دسته است حالا، هر روز و در هنگام صبح بخواند قلب او از نفاق و شقاق در امان خواهد بود. چقدر آدما الان شقی دارن می‌شوند. منافق می‌شوند، دو رو می‌شوند. یک زمانی خوب بودن الان... این می‌فرماید مصون سازی می‌کند و هفتاد نوع کسی که صبح بخونه‌ها و هفتاد نوع بلا از وی دفع خواهد شد که کمترین آن بلاها جذام و جنون و برس است و خدآند وی را با چهره به به شاداب و با طراوت می‌میراند و با چهره شاداب و با طراوت وارد بهشت می‌سازد. به به. دیگر و کسی که آن را در سفر بخواند در سفر خویش به جز خیر و نیکی نبیند و کسی که از آزار از، ببخشید و کسی که و کسی که هنگام شب، شب قبل حالا قبل اینکه بخوابه، کسی که هنگام شب آن را در هنگام رفتند به بستر بخواند، خدآند هفتاد ملک را مأمور می‌سازد. چقدر این آیات پیش خدا عزیزند.

مأمور می‌سازد که وی را از شر ابلیس و لشگریانش حفظ کنند تا هنگامی که صبح شود. هم خود ابلیس که اسم عرضم دارد و اصلیک هم لشگریانش. چیز کمیک؟ حالا دیگر آثارش که شب بخونه و در هنگام روز نیز از حفظ شدگان یعنی فرداش، از حفظ شدگان و روزی دالگان از طرف خدا خواهد بود تا هنگامی که شب شود. یعنی شما شب خوندی خوابیدی فرداش هم تا فردا شبش تحت حصن الهی روزیت هم میرسه. و کسی که آن را بنویسد و با آب باران بنوشد، با آب باران. بنویسد حالا منظور اینه که با مثلا گلاب و زعفران و اینها با یک تیکه مثلا چوب کبریتی چیزی بنویسیش بیست مثلا چینی یک چنین چیزی. بعد آن دیس رو با آب باران بشوریش. آب بارون بریزی روش تکون بدی قاطی شه. چه اتفاقی میفته؟ می‌فرماید به بدن و به بدن وی بیماری و آسیبی نمی‌رسد و از چشم زخم و دم و جادو و فریب شیطان در امان خواهد بود.

عجب این همه آثار رو

عجب این همه آثار رو بر خود، بله، بله کم نیست. آیات تحلیلیک یعنی توش يا لا اله الا الله هست، يا لا اله الا انت هست، يا لا اله الا هو هست، يا لا اله الا انا هست. خیلی عزیمه. ما اینها رو کم می‌گیریم. پس از شر سحر و دم و جادو و چشم نظر و چشم زخم و چشم حسود و این چیزا خدا حفظش می‌کند. دیگر چی؟ فرمودند که و همچنان حالا آن کسی که این را نوشته خورده آب باران و همچنان از آفات و بلایایی که در دنیا برای او بوده است حفظ خواهد شد. همه آفات دنیایی و از شر شیطان نه هر شیطانی هم تا شیطان کوچولوها رو ولش کن. از شر شیطان گردن کش و ستمگر و عصیانگر و در هم در فرمود در امان خواهد بود. دیگر چی؟ یا رسول الله و از این دنیا خارج نخواهد شد مگر اینکه خدآند عز و جل در عالم خواب و رؤیا محل وی در بهشت را به او نشان خواهد داد. الله اکبر. چه رود؟ حالا این تو متن روایت آمده.

این تا اینجا که من خوندم متن روایت بود. یک بعضی جاها من از بعضی از بزرگان دیدم که با توجه به همین مضمون روایت چیزای برکات دیگری هم اضافه کرده بودند که حالا آنان رو من دیگر نگو نمی‌کنم. وقتتون رو نگیرم. تا نزدیک سی تا مثلاً آثار رو برخی دیدم نوشتن. حالا بیست چرا می‌گوییم چهل دسته آیات؟ شما میگی تو روایت آمده سی و هفت تا. من تو روایت آیات نیومده فقط نشانی داده. امیرالمؤمنین فرموده که آیاتی که درشون تحلیل هست از بقره تا مزمل سی و هفت آیهٔ در بیست و چهار سوره درست؟ مرحوم مجلسی خودش قرآن رو بررسی می‌کند این‌ها رو در می‌آورد و عجیبه که مرحوم مجلسی وقتی این‌ها رو می‌نویسد سی و شش تا آیهٔ رو نوشته. حالا یا یادش رفته یا مثلاً پیدا نکرده نمی‌دانیم کسی نمی‌دوند چرا یک آیهٔ کم نوشته.

برای اینکه آن یک دونه آیهٔ رو پیدا کنند برخی رفتند خودشان بین بقره تا مزمل گشتن هر آیک‌ای که لا اله الا الله کلاً تحلیل توشه درآوردن. برخی به یک آیهٔ رسیدن، برخی به دو آیک، برخی به سه آیک، برخی هم به چهار آیک. علت تخلفش حالا اگر رفتید تا حالا می‌بینید تو بعضی منابع هست نوشته سی و هفت آیک، برخی نوشته سی و هفت، هشت تا، سی و نه تا، چهل تا علتش اینه. حالا من به شما آن چهل، چهل تا رو چهل دسته هم هست چون برخیش مثلاً سه تا آیهٔ از پشت سرهم، چهار تا آیهٔ از پشت سرهم. چهل دسته آیاته. شما به خیالت راحتتون به قول حضرت آیت الله کاشانی فرمودند شما این چهل دسته آیاتو بخون که دیگر یقین کنی آن سی و هفت‌تایی که م فرموده توش هست. حالا من تندتند میگم که چون صوتهشم می‌رود تو کانال حداقل عدد آقا مسعود می‌نویسی؟ نه آقای 가ویز دارن می‌نویسنددد. آقای 가ویز به ترجمه.

اگر تندتند فقط بنویسن که

اگر تندتند فقط بنویسن که وقت گرفتند اش. من بگم دیگر دیگر سریع. کلاس کلاً تو کانال بذارید. تو کانال که می‌ذارید اصلاً. من خدمت دوستان گفتم مثلاً خدا حفظ کنه خانم دکتر غلی زاده هستن. تشریف نیاردند. ایشون هم چقدر قشنگ خودش با سلیقه نوشته اینها رو من قبلاً به ایشون تقدیم کردم. قشنگ نوشته با احرا و آنان نوشته گذاشته تو کاغذ به ما داده از چهل تا رو. می‌تونم عکس بگیرم بعد از جلسه یا عکسش رو هم تو کانال بذارم. من تندتند بگم به وقت کسی هم دسترسی به کانال نداشت این صوت رفت بیرون بی بهره نمونه. به ترتیبه دیگر از سوره بقره می‌رویم می‌رسیم به مزمل. آیهٔ صد و شصت و سه بقره. آیهٔ دویست و پنجاه و پنج بقره. آیهٔ یک و دو آل عمران. آیهٔ پنج و شش آل عمران. اینجا اگر دقت لازم است یک آیهٔ هجده آل عمران داریم، یک آیهٔ هجده و نوزده آل عمران. این‌ها دو تا دستور جدایاند. چگونه؟

آیهٔ هجده دو بار لا اله الا الله توش آمده. آیهٔ هجده. وقتی می‌نویسی از ابتدای آیهٔ می‌نویسی آن لا اله الا هو رو رد می‌کنی تا قائماً بالقسط تموم می‌شود. تا اینجا می‌شود دستور این بخش که آیهٔ هجده آل عمرانه. بعد میری دوباره آیهٔ دوباره هجده و نوزده آل عمرانه. ولی بقیش از لا اله الا هو العزيز الحکیم شروع می‌کنی که آن لا اله الا هو دوم توشه تا انتهای آیهٔ نوزده. بعد آیهٔ شصت و دو آل عمران. آیهٔ شصت و شش و هشتاد و هفت نساء. آیهٔ هفتاد و سه مائده. آیهٔ صد و دو انعام. آیهٔ صد و شش انعام. آیهٔ صد و پنجاه و هشت اعراف. آیهٔ سی و یک توبه. آیهٔ صد و بیست و نه توبه. آیهٔ نود یونس. آیهٔ چهارده هود. آیهٔ سی رعد. آیهٔ دو نحل. آیهٔ هفت و هشت طه پشت سر هم. هفت و هشت طه. آیهٔ دوازده، سیزده، چهارده و پونزده طه. گفتم برخیشون چند تا آیهٔ است. آیهٔ دوازده، سیزده، چهارده و پونزده طه.

آیهٔ هشت، ببخشید معذرت می‌خواهم. آیهٔ نود و هشت طه. آیهٔ نود و هشت طه. آیهٔ بیست و پنج انبیا. آیهٔ هشتاد و هفت انبیا. آیهٔ صد و شونزده مؤمنون. آیهٔ بیست و پنج و بیست و شش نمل. آیهٔ هفتاد قصص. آیهٔ هشتاد و هشت قصص آیهٔ سه فاطر. آیات سی و چهار، سی و پنج، سی و شش و سی و هفت صافات از سی و چهار تا سی و هفت. آیهٔ شصت و پنج صاد. آیهٔ شش زمر. آیهٔ سه قاف. آیهٔ شصت و دو قاف. آیهٔ شصت و پنج قاف. آیهٔ هفت و هشت دخان. آیهٔ هجده و نوزده محمد صلى الله عليه و آله و سلم. اللهم صل علی محمد و آل محمد آیهٔ بیست و یک و بیست و دو حشر. آیهٔ بیست و سه و بیست و چهار حشر. حشر بله حشر. بیست و یک و بیست و دو حشر. بیست و سه و بیست و چهار حشر، حشر. آیهٔ دوازده و سیزده تبون. یک دونه دیگر مونده. آخرش باید از چه سوره ای باشه؟ هرکی دقت کرده. آخری بحث. آخریش هست آیهٔ نه سوره مزمل. سوره مزمل آیهٔ نه. جان؟

نماز و تربیت باطن

نحل. نحل. نحل. یکی آیهٔ دوئه. نحل. نمل. نمل. بله بیست و... بله بیست و... بهترین دستورالعمل، خط، چی بگوییم اسمشو؟ برای اینکه از شر این شیاطینی که آخرالزمان دست‌در‌دست هم دارن با تمام قوا اعم از انسی و جنی. ممنون آقای باباپور. حمله‌ور شدن حتی با تکنولوژی پیشرفته روز ما رو مسخ و تسخیر خودش می‌کند. دقت کردید چقدر جوونامون چرا حضرت رهبر شهید فرمودند فضای مجازی قصابگاه جوون‌ها و نوجوون‌های ماست؟ دیگر الان یک ذره دارید می‌فهمید. خیلی از کودکانی هیئتی‌ها، نمازخون‌ها، مسجدی‌ها، ولایی‌ها، همین کودکانمون، نوجوون‌هامون چقدر آمدید با من درد و دل کردید. به محض اینکه موبایل از دستشون از این رو به آن می‌شود، نماز تعطیل شده، حجاب تعطیل شده. مگه نمی‌کنید همین تسخیرات شیطانیک؟ نقصد دارید جدی بگیریم این چیزا رو؟ یک. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد حالا هرکی خواست اینجا بعد عکس میتونه بیاید برود بگه. حالا قصد دارید دست‌به‌دست بچرخونید همینطور که من دارم درس میدم ها بعدا اینجا ازدحام نشه. همینطوری هر با گوشی‌هاتون از این عکس بگیرید. دو دو تا صفحه است. اجازه بدید سؤالات بعد از جلسه وقت هم... کانال میذاریم. آره تو کانالم میذاریم. می‌ذاریم تو کانال میذاریم. یک صلوات دیگر بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد بسم الله. در مورد آب باران فرمودید آب باران که اسیدی است اولش اسیدیک خواهرم. بارون وقتی می‌آید مثلا تهران و شهرهای صنعتی اینجوریک. شهرهای کوچیک که اینجوری نیست. حالا صبر کنید مثلا یک صبح تا شب دارد بارون می‌آید. صبر کنید یک چند ساعتی بگذره. این اسیدهایی که تو هواست با بارونش ابتدایی می‌آید میشینه رو زمین دیگر بقیش درسته.

اگر به هر دلیلی به هر حالا این نیز بزرگان فرمودند من خودم نمیگم. به هر دلیلی حالا یک کسی یک جایی بود کویر بود، اصلا بارون نبود، آب رودخانه یا اگر آنم دسترسی نداشت، آب چاه، قنات. آنم نبود دیگر همین آب معمولی رو تعطیلش نکنید. نگید ولش کن. می‌رویم سراغ حالا ما بنامون این بود که از این شهیدی هم حرف بزنیم. خیلی امروز طول کشید مقدمه و هدیک‌مون دو یک در واقع دیرم شروع کردیم. خیلی نگرانم که بخواهیم به اذان حرف‌هامون بمونه. برای همین قطع شویم مثال همه شعبه‌ها مخصوصا امامین امبیا و رهبر شهیدمون یک صلوات هدیک کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. چنانچه خاطر شریفتون باشه ما در کتاب شریف مشاهد درود بر شما. مشاهد الالهیک یا شرح کبیر بر شواهد ربوبیک ملاصدرا بودیم دیگر درسته؟ در نصیحت ایشون بودیم به سالکی. حالا رسیده بودیم به آن بخشی که ایشون بله علامتم من اینجا زدم.

نفس و مراتب وجود

مقدار نصف کاره موند بحثمون آنجا. من از چند خط بالاتر که اینجا اتفاقا یک کلمه رو وقتی گوش می‌دادم صوت رو که جاهاییشو خواستیم تقطیع کنیم دیدم اینجا کلمه بعد، بعد رو من بعد خوندم اشتباهی تو خوانشم. ایشون می‌فرماید و برعکس حالا آنانیی که میان بالاخره استعداد خودشانو مضایقه می‌کنندد. نصیحت ملاصدرا به ماست. سو تفاهم. فرمود یک عده میان که قوّه استعداد گناهان و قبایح و امور باطل و غیره در نفس آنها کامل گردیده و آن را در جهت کفر و بعد من اینجا بعد خوندم و بعد از خدا و عقول قدسیک و نفوس زکیک به کمال فعلیت در جهت نفس و صبر می‌رسانند. و به همین دلیل آن قابلیت فطری و الهی را از دست داده و باطن خود را منسوخ می‌نماید.

و آنچه در کریمه مثل و مثل کمثل الكلب آمده، اشاره به همین سنخ باطل یا به همین نسخ باطل از انسانیت به حیوانیت بوده و گاهی از حیوان نیز پست‌تر می‌گردند و آیهٔ "أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا" درباره آنها صادق است. اینها که دیگر مشخصه نیاز به توضیح ندارد. می‌خواهم برم سراغ آن جان مطلب که چند جلسه‌ست دارم جان میکنم تا برسم به آنجا. و حتی از این مرتبه نیز فروتر رفته و در مرتبه جمادات و در، در مرتبه جمادات واقعاً چنانکه در کریمه "ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُهُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَٱلْحِجَارَةِ" دلشون آن‌قدر سسخت می‌شود، قسی می‌شود مثل سنگ. یا یک زندگی جمادی پیدا می‌کنندد. باز این حیوانی بود و نباتی بود و این یکی اصلاً شد جمادی. آن‌قدر پست می‌شوند.

یعنی از سنگدلی همسان حجاره می‌شود که اشارتیست، آن آدمی از فهم و کمال قدوس، یا از مراتب، خصوصیت و لازمه خود در نفس نگذاشته. این دقت کنین این جمله خیلی مهم است. یک بار دیگر میخونم. می‌فرماید که هیچ گناه و خلافی نیست که اثری طبق خصوصیت و لازمه خود در نفس نگذاشته و این جوهر قدسی را از برترین درجه شرافت به پست‌ترین مرتبه شقاوت و بُعد از حضرت حق تعالی نکشانده. هیچ گناهی نیست. می‌گوید حالا این یک دونه گناه رو حالا این که چی؟ این یک دونه که همه دارن انجام میدن. حالا ما یک بار. می‌گوید اصلاً اینطوری نگاه نکن. شما رو از اعلی مرتبه همین یک گناه که میگی حالا ولش کن، یک شب که هزار شب نمی‌شود، شب عروسیک حالا یک شب هزار شب نمی‌شود، همین میشد یک، یک شبت شد هزار شب. از اعلی مرتبه کشوندت به حضیر شقاوت و پستی. این تذکر بسیار مهم به جاست. بعد میرسیم به نقطه سرخط.

این نکته ای که خیلی،

این نکته‌ای که خیلی، خیلی، خیلی باید بهش بیشتر از همه توجه کرد. خود حضرت علم ملاصدرا تاکید می‌کند. می‌فرماید و نکته قابل توجه و بسیار مهم این است. یعنی خودشانم تاکید می‌کننددد بسیار مهم. چی؟ حالا همش که امروز نمی‌توانیم بخونیم، چند خطشو بخونیم. دل بعضی از صالحان از گرد شهوات و غش گناهان نیز پاک است. مثل شما. و لوح ضمیر آنان برای کسب علم و معرفت آماده می‌باشد، لکن هیچ گونه نور معرفتی در قلوب این جماعت نتابیده. این دیگر مال شما نیست. و حالا توضیح میدم چی دارد می‌فرماید. و آینه ضمیر و باطن آنان با شطر و جانب کعبه مقصود و محبوب و معشوق حقیقی موازی و رو، روبرو نگردیده. به دلیل اینکه چرا اینها اینطوری شدن؟ چرا می‌فرماید نور تو باطن‌شون نیست؟ مگه اول نفرمود که یک بار دیگر دقت لازم است. می‌گوید اولاً صالح‌اند. بعضی از صالحان. کم نیست مقام صالحان.

اما تازه می‌فرماید از شهوات و غش گناهان پاک‌اند. عجب. می‌فرماید حتی لوح ضمیر آن‌ها برای کسب علم آماده است. پس گیر تو چیک؟ مشکل چیک که یک دفعه ملاصدرا می‌فرماید که این‌ها رو به معشوق حقیقی نکردندد. به کعبه مقصود و محبوبشون رو نکردندد و نمی‌رسند. چرا؟ گیر در کجا قرار دارد؟ مگه نفرمودندد "لا یمس书 إلا المت؟" اینها که پاک‌اند. مثل خیلی از عموم مردم. پاک‌اند. گناه نمی‌کننددد. لوح وجودشون آماده است برای تنقش به اسماء الهی و علوم معنوی. متنقش شدن به آن. اما نکته اینجاست. به دلیل این است که به جز خود ملاصدرا بگه علتشو. به دلیل این است که وجه باطن این جماعت به جانب علوم حقیقی و معارف اصلی متوجه نشده. آیا این اهمیت این جلسات و این درس و بحث‌ها نیست؟ باز یک سری می‌خواهند بگن آقا تو این درس و بحث‌ها و این جلسات و اینها و این کتاب‌ها بری خل میشی، دیوونه میشی.

ول کن بابا این حرف‌ها چیک؟ می بخور منبر نمی‌دانم بسوزن مردم آزرده نکن. دلت پاک باشه آقا دلت پاک. می‌شود این. خیلی اگر خودش رو حفظ کنه ها که نمی‌تواند. حالا ملاصدرا می‌گوید خیلی تحویل گرفته اینجور آدم‌ها رو. خیلی واقعاً تحویلشون رو گرفته. می‌گوید آره باشه حالا شما آدمای خوب هیچ گناهی هم مرتکب نشدی. اما رو به کعبه حقیقی نکردی. یعنی شما هم ناپخته‌اید، ناقصید، کالید. وقت موت میوه وجودیتون کال چیده می‌شود. برزخ بیچاره میشید تا وجودتون بخواد رسیده شود. این میوه کال تو دنیا به سرعت می‌پزد با یک مقدار هوا و آب و آفتاب و چه می‌دونم خاک و اینها با آن عناصر اربعه مقدار رسیدگی باغبان، دور نگه داشتنش از آفات می‌فزد، پخته می‌شود این میوه. اگر کلاغی نیاد، کرمی نیاد، نمی‌دانم آفتی نیاد، ویروسی نیاد، کپک نیاد اینها. ما یک درخت زیتون تو حیاطمون تو بلوم کاشته بودیم.

نماز و تربیت باطن

زیتون میداد همه ساله خیلی کیف می‌کردم. اصلا دوست دارم درخت زیتون رو. امسال نداد. دیدم چرا این نمیده؟ هیچ، هیچ باری نمیده. رفتیم جلوتر هر، هر روز آبش می‌کردم. رفتیم جلوتر دیدم یک شروع شد به چیزای سفیدی جای، به جای آن میوه، به جای آن گلچه‌ها، گل‌هایی که بعد باید شود میوه، یک چیزای سفیدی آمد خودشو نشون داد. بعد زیاد شد، زیاد شد مثل کپک، قشنگ مثل کپک. یعنی دست میزدی کل دست. این چیک به نظرت؟ چرا نتونسته ثمر دهد؟ این کپک، آفت. تازه اگر اینها بگوییم اصابت نکرد خیلی می‌گویند ملا صدرا تعبیر گرفته اینجور آدم‌ها. اهل عمل‌اند. حتی نغز هم این نیست. خوندن ذکر هم می‌گویند. اهل عبادت‌اند. همش صف اول نماز جماعت تو مسجدن. اما، اما رو به کعبه حقیقی نبردن. الله اکبر. آخه این دردشو آدم به کی بگه؟ یک بال دارن. اصلا نمی‌شود با انسان با یک بال بپره.

فوق فوق فوقش یک ذکی هم رو دارن. اگر خیلی تعبیرشون کنیم. باز می‌خونم علتش چیک؟ ملا صدرا می‌فرماید به دلیل این است که وجه باطن این جماعت به جانب علوم حقیقی و معارف اصلی متوجه نشد. اصلا نرفت آن سمت علم و معرفت. البته تاکید می‌کند علوم حقیقی، معارف حق، نه هر علمی. اللهم اینی اعوذ بک من نفس لاتشبع و من قلب لا یخشع و من علم لا ینفع. می‌شود علمی به درد نخور باشه. آن علم حقیقی، آن علومی که این کتاب‌هایی که الان جلوی منه، همان کتاب‌هایین که علامه به جانش سوگند خورده که اگر این‌ها رو نخونه، کسی این کتاب‌ها رو نخونه، سیر این مطالعاتی این کتاب‌ها رو نداشته باشه، به جانم سوگند به باطن قرآن یک جا می‌فرماید پی نمی‌برد. یک جا می‌فرماید به فهم خطام محمدی نمی‌رسد [ص] [همهم است]. این علم قرآن خطام محمدی قرآن نمی‌رسد. حالا خدمت شما من این مژده رو بارها.

عزیزانی که حالا فصوص درس میدن، فتوحات درس میدن، مصباح درس میدن، تمهید درس میدن، اسفار هم سالون الحمدالله اساتید درس و بحث‌های همین دست‌پاشکسته ما رو که گوش دادند خودشان فرمودند، همان مطالب عالی اسفار و فتوحات و فصوص و اینها شکیده شده، خلاصه شده، ذوب شده، عصاره شده، به زبان عامه فهم بیان شده. الحمد لله ولله الحمد. یعنی انشاالله شما یک روزی بشینید سر درس فتوحات و فصوص همین حرفا رو که مخصوصا تو مسیر یکی لباالله یکی هم بحث معرفت نفس. اینها رو اگر کسی توجه کرده باشه، همان مطالب پیچیده با الفاظ تخصصی و منطقی رو، آن الفاظ پیچیده و غامض و دشوار و آن سیر قواعد نحوی و صرفی و منطقی ازش حذف شده، همان خلاصه شده به زبان ع-عامه فهم بیان شده. این را هممون انشاالله قدر بدونیم و براش برنامه داشته باشیم. تازه اول مطلع بحث ملا صدرا، مطلع نصیحتای ایشون به ماست.

سخن علامه و میراث معرفتی

دیگر چون فرصت نیست انشاالله جلسات بعد بقیش رو ادامه میدیم. یادتون باشه تا کجا گفتیم. نسبت به روح بلند ملا صدرا، آقای جوادی آملی، امام عارف عربی، شیخ الرئیس و علامه حسن زاده که کتاباشون الان جلوی ماست. اللهم صل علی محمد و آل محمد بریم سراغ رتبه‌های اعلام وجود آقای بابایی زحمت بکشن. الحمد لله آقا سید محمد رضا شریفی یادآوری کردند که ما کجا بودیم جلسه پیش و باید الان فرق بین، وقتی آمدیم رب عقول جزئی و نفوس جزئیک رو گفتیم یادتون باشه. بعد گفتیم یک نکته خیلی مهمی رو باید خدمتتون عرض کنیم که آن رب عقول و نفوس ناطقه و جزئیک بود اسم علیم و مفصل و مدبر یادتون باشه. می‌خواهم نکته‌ای رو اینجا عرض کنم که خودش جای بحث دارد. منتها یک مقدار حوصله می‌خواهد این بحث. من سریع ازش گرم میرم. فقط تو ذهنتون این را داشته باشید.

امکان دارد شما کتاب‌های فلسفی تا به یک معنا برودانی، حکمی بخونید. بعد برید سراغ کتاب‌های عرفانی. یک تعارضی تو این‌ها هست. مثلا تو کتاب‌های فلسفی می‌بینید که می‌گوید عقل عقل مجرد. بعد می‌آید می‌بینید که همان تعریفی که از عقل مجرد تو کتاب فلسفی و حکمی و برودانی شده، تو کتاب‌های عرفانی یا ذوقی به روح مثلا ازش یاد شده. اینجا آقای جوادی آملی خدا حفظش می‌کند. می‌فرماید اینجا یک‌لق حواست باشه و احزن نشه این موضوع. همانه. اسمش تو عرفان شده این. شده مثلا روح. به شرط اینکه همان توصیفات و همان خصوصیاتی که در فلسفه دارد در خصوص عقل مجرد می‌کند، اینجا هم همانه. یا مثلا در خصوص قلب و نفس. کتاب فلسفی می‌خونی در حالا هر حیثیتی.

اینه که در فلسفه می‌گوید نفس مجرد، همان نفس مجردی که تو کتاب‌های فلسفی نوشته رو کتاب‌های عرفانی دست می‌گیری با همان خصوصیات دارد از قلب سخن می‌گوید. نفس تو فلسفه اگر همان خصوصیت رو برد تو عرفان می‌شود قلب. این‌ها رو حواسمون نباشه، حواسمون باشه. و نکته مهم‌تر از همه اینها بیشتر از همه به این بر می‌خورید. این دو تا رو خیلی بر نمی‌خورید. بیشتر از همه به این بر می‌خورید. چی؟ اینکه خیلی از مواقع تو کتاب‌های فلسفی وقتی دارد از عقل سخن می‌گوید منظورش قلبه و خیلی موقع‌ها در کتاب‌های عرفانی وقتی دارد از قلب سخن می‌گوید منظورش عقله. پس به صورت کلی اینجا آقای جوادی آملی تو چند پاراگراف توضیح میدن که من خلاصه‌شو میگم بنویس. که چی؟ عقل در فلسفه همان قلب در چیک؟ عرفان. حالا آقای بابایی بنویسن. بنویسم؟ بنویسید در فلسفه فلش بذارید عقل مجرد. در فلسفه عقل مجرد.

نفس و مراتب وجود

پایینش بنویسید در عرفان فلش بزنید، فلش بزنید روح. دور دو تا دورش یک مستطیل بکشید دور این دو تا یعنی جدا شد کلاً این بحث تموم شد. همان حرفی که الان من زدم خلاصه‌ش اینه. در فلسفه بهش می‌گویند چی؟ عقل مجرد مثلا عقل. در عرفان بهش می‌گویند چی؟ روح. آن شرط یادتون نره‌ها. به شرطی که وقتی کتاب عرفانی دست گرفتید طرف بلد بوده، می‌دونستد دارد خصوصیات رو از روح می‌گوید که همان تو فلسفه، همان خصوصیت رو در خصوص عقل می‌گویند. این شرط تو یادتون باشه. پایین‌تر بنویسید در فلسفه فلش بزنید نفس مجرد. پایینش بنویسید در عرفان فلش بزنید. چی باید بنویسه؟ بگویید. آفرین قلب. قلب. در عرفان فلش بزنید قلب. حالا دور این نیز یک خط مستطیل بکشید این نیز جدا. فرق عقل این که میگم تعریف درست داشته باشه. فرق عقل از حیثیت کارکردش با قلب چیک؟ اصن فارغ از بحث فلسفه و عرفان.

به چی می‌گویند عقل و به چی می‌گویند قلب؟ عقل مدرک کلیات. کلیات رو درک می‌کند. بنویس آقای بابایی. عقل مدرک کلیات است. قلب چی؟ قلب مدرک تفصیلی است. نه اجمالی یا کلی. می‌نویسی آقای بابایی؟ قلب مدرک تفصیلی یا اجمالی، نه، تفصیلی است نه اجمالی یا کلی. اجمال یعنی کلی. تفصیل یعنی شرح و بسط. کثرات. تفصیلی که می‌گویند پس، پس، جدا، جدا، شما جدا، آن جدا، این جدا، آن. اشخاص، افراد، هاذا، هاذا، ذاک، ذلک. همینطوری جدا، کثرات پیدا می‌شود. این از کجا آمده؟ از عقل پیاده شده. عقل کلیک که به وحدت خیلی نزدیکه. بعد قلب می‌آید چیکار می‌کند؟ عقل آمد یعنی کلی. اسم عقل به تنها آمد یعنی کلی. قلب به تنها آمد یعنی تفصیل. قصد دارید همه فهمش کنیم؟ یعنی قلب، بنویس آقای بابایی، قلب مدرک مشهودات است. یعنی قلب کارش شهوده، شهود. مشاهده با قلبه با عقل نیست.

عقل یک چیز کلی رو، اینطوری بگوییم عقل مفهوم کلی رو می‌فهمد. عقل درک مفهوم کلی می‌کند. آقا مفهوم درد چیک؟ یک کلی می‌فهمد. مفهوم سیاهی چیک؟ سفیدی چیک؟ خوشبختی چیک؟ زیبایی چیک؟ زشتی چیک؟ کلیشو، مفهومشو اشتباه نکنید ها. مفهومشو عقل می‌فهمد. اما کدوم حوزه از، کدوم رطره از انسانه که همان رو می‌چشد، می‌بیند، به شهود می‌افتد، می‌بینش، می‌رسد بهش، می‌چشش. آن قلبه، این کار قلبه. حالا متوجه شدید تفاوتشو؟ حالا به نظر شما اگر کسی صرفاً کار عقلی بکنه اما به حوزه قلبش نرسه انسان کاملیک؟ کلیاتی فهمیده بله. من کارهای عقلی برودانی خیلی خوب می‌کنم. یک کلیاتی هم می‌فهمم. کتاب‌ها رو آدم می‌خوند خوب می‌فهمد. اما چون به شهود نرسیده یعنی شهید نشده الان و نمی‌تواند تو نمازش صادقانه بگه اشهد أن لا اله الا الله رو نمی‌تواند که چنین کسی بگه. این قلبش بیکاره.

نفس و مراتب وجود

باید برود ببینه از این شصت نوع قلبی که ما بحثشو داشتیم تو کدوم نوع از آن قلب‌ها جا می‌گیرد. حالا این خیلی آیهٔ قشنگی بود که ایشون فرمود که قلب دارم که با آن تعقل می‌کنم. یعنی آن قلبیک که کلیات رو به شهود کشونده، کلیات رو به شهود کشونده. کلیات عقلی رو می‌تواند شهود کنه. این خیلی قلب خوبیک. فرق این دو تا رو متوجه شدین. بریم سراغ رتبه بعدی. به نظر شما رتبه، ما داریم از بالا میایم پایین تا برسیم به دنیا دیگر. رتبه بعدیش چیک؟ قبلی بود نفوس ناطقه یا عقول ناطقه و نفوس مجرده جزئی. رتبه قبلی جلسه پیش. ما عقل کل و نفس کل رو که گفتیم بعد آمدیم نفس منتبعه و نمی‌دانم جسم کلی و طبیعت کلی و همه اینها رو گفتیم آمدیم رتبه‌های پایین پایین‌تر. شدیم اشخاص و افراد. حالا عقول جزئی، عقل اشخاص و افراد که اینجا نشستیم. نفوس جزئی، اشخاص و افراد که اینجا نشستیم.

ربش هم که گفتیم دیگر مدبر و مفصل و یادمه اینها یا بهش معنا علیم هم بود اما علیم اینجا تفصیلی بود. آن علیم در مرحله باطن یا در رتبه علمیت حضرت حق، آن به صورت کلی بود، آن اجمالی بود. این تفصیلیک. حالا می‌رویم رتبه بعد به نظر شما چی باید باشه الان؟ بعد از عقل و نفس داریم میایم مادون. بعد از رتبه عقل چی باید باشه؟ بلند بگویید. خیال. رتبه خیال یا مثال. آن شما که ملکوت یا مثال یا نفس کل رو گفتید، آن کل بود. حالا قصد دارید جزئیشو بگین. هر کدوم از شما یک قوّه خیال دارید یا نه؟ حالا ببینم خیال عالم یعنی مثال مطلق ملکوت عالم که بیرون از ماست. مثال مطلق. آیا آن پاکه یا نه؟ عالم مثال. نفس کل پاکه، پاکه. اصلا آلوده بردار هست آن؟ می‌شود آلوده شود؟ می‌شود؟ مثلا یک آدم گناهکار باشه، آلوده باشه، بمی‌رود برود تو رتبه مثل، برود تو عالم مثال.

آلوده است رفت آنجا، آنجا ناپاک می‌شود؟ نمی‌شود. اصلا امکانش نیست. آنجا پاکه، پاک. رشت اتمش هم بود چی؟ حضرت زهرا مگه می‌شود؟ إنما یرید الله لیذحب عنکم الرجس أهل البيت و یطهرکم تطهيرا. یکپارچه طهارت محض آن عالم. پس آن رتبه مثالی که آلوده بردارد این مثال جزئیک. یعنی قوّه خیال ما، رتبه مثالی ما. بهش می‌گویند مثال مقید. حالا از طریق مثال مقید می‌توانید پل بزنید به مثال مطلق، یعنی به عالم برزخ. یعنی آنجایی که الان ارواح هستند. در بحث احضار روح شهید رشید که گفتیم یکی از شاگردان علامه این کارو کرد، همین، همین چیزی که الان ما داریم می‌گوییم دقیقا فرمولش همینه. از همین جا شروع شده. اگر می‌خوای به آنجا برسی چیز عجیب و غریبی نیست. باید قط، قطعاً بدون برو برگشت قوّه خیالت یا مثال مقیدت پاک، پاک، پاک باشه.

اگر یک نقطه، یک نقطه

اگر یک نقطه، یک نقطه حتی آلودگی تو قوّه خیالت نبود، قطعاً شما وصل می‌توانی بشی به راحتی به رتبه مثال مطلق یا ارواح. وصل میشی اصلاً ارواح حاضرن. بغل گوش من و شما هستن. چیز عجیبی نیست. احضار ارواح نه یعنی تو یک چیزی رو دود کنی، یک چیزی رو نمی‌دانم بو کنی، یک چیزی رو بپاشی، یک چیزی رو آتیش بزنی، یک وردی بگی، جادوگری کنی، یکو یک روحی از آن بالا بیفتد پایین بگه چرا وقت منو می‌گیری؟ چه کار داری با من؟ اینها رو بریز بیرون. این حرف‌های کارتونی و بیخودی رو. اینطوری نیست. همین الان ما در اشراف ارواحیم. بغل دست ما.

ما به محض اینکه آن کد و رمز رو بزنیم، یعنی از دروازه وجود خودمون باب رو باز کنیم که همان مثال مقید وجود ما، مثلا قوّه خیال ما، آن شفافش کنیم، هیچ کدورتی توش نباشه، تو همان قوّه مثال وجود ما یا خ، قوّه خیال ما، رتبه مثالی‌مون دری باز شده به سمت مثال مطلق که عالم ارواح و مجردات. همین جا تو همین جا که الان نشستیم یکو می‌بینی مرتبط شدی. ارواح رو هر کدوم ارائ، اراده کنی می‌توانی با آن گفت‌و‌گو کنی، صحبت کنی، ببینی و و و. حالا اجازه بدین لم‌هاشو بعداً الان این‌قدر زودتر، زودتر از موعد ما یک ذره توضیح دادیم. نمی‌خواهد بریم توضیح‌هات رو هم می‌دادیم. چون می‌ترسم من نگرانم هوا تاریک می‌شود این را جا بمونه. وقت هست بگوییم یا نه این رتبه رو؟ چنده ساعت؟ چقدر به اذان مونده؟ یک ربع مونده؟ بیست و پنج دقیقه. بیست و پنج دقیقه.،، یک ربع دیگر الحمد لله وقت داریم.

عوامل آلودگی قوّه خیال همه رو گفتیم. آن عزیزانی که بخواد مرور کنند برن توی قلب در قرآن حتی نشان‌شناسی کردیم. گفتیم نشانه‌های آلودگی رتبه مثال چیک؟ نشانه‌های آلودگی قلب، عقل چیک، قلب چیک، سر چیک، روح چیک؟ همه اینها رو گفتیم. جانم. جا مطمئن باشین وقتی برای بنده رزرو کنید باشه حضور. بعد از جلسه ما در خدمتیم عزیز دلم. از نظر رتبه بعدی خیال مطلق و مقید رو با هم بنویسیم. عالم خیال مطلق و مقید بنویسید آقای بابایی. وجود این وجود به شرط و اینها رو دیگر قبلاً توضیح دادیم یعنی چی دیگر. وجود اگر به شرط صورت‌های حسی لحاظ شود، وجود یعنی همان صادر اول، فیض منبسط. وجود از آنجا می‌آید فیض می‌رسد به علاوه ماهیت شما، شما رو می‌سازد. حالا می‌خواهد قوّه خیال شما رو بسازه. وجود، همان فیض، اگر به شرط صورت‌های حسی لحاظ شود که غیبی نیستند. حسی‌اند، غیبی نیستند، حسی.

آیات قرآن و راه هدایت

بلکه عینی بوده و وجود خارجی دارند. پس وجود اگر به شرط صورت‌های حسی لحاظ شود که غیبی نیستند بلکه عینی بوده و وجود خارجی دارند، مرتبه اسم مصور است. به به. رب این رتبه هم در آمد. اسمش چیک؟ مصور. کجاست تو قرآن؟ آیهٔ آخر سوره حشر. «والله الخالق البارئ المصور له الأسماء الحسنی» مصور می‌شود رب این رتبه. به به. ادامه بدید آقای بابایی. صورت‌های علمی بر خلاف صورت‌های حسی غیبی هستند. صورت‌های علمی بر خلاف صورت‌های حسی غیبی هستند و در خارج وجود، آفرین، ندارند چون غیبی‌اند. اسم مصور از اسامی الهی در قرآن کریم نیز آمده است. حالا این آیهٔ رو بنویسید «والله الخالق البارئ المصور». حالا این خیال جایگاهش در کجا قرار دارد؟ بین دو عالم قرار گرفته، بین دو رتبه قرار گرفته، بین این دو تا رتبه؟ از، از بالا عقل، پایین طبیعت یا ملک. بالا جبروت، پایین ناسوت. بالا عقل، پایین 3.

بین دو تا قرار گرفته که به دو بخش تقسیم می‌شود خودش. به چه نام؟ خیال مطلق، خیال مقید. مطلقی که گفتیم بیرون از ماست. عالم وصول به خیال و وصول به خیال مطلق- نازل‌تر از خیال مطلق نازل‌تر از خیال مطلق است. خیال مطلق همان عالم مثال، عالم برزخ. و وصول، این جمله رو خوب دقت لازم است دارید می‌نویسید، خیلی مهم است ها. و وصول به خیال مطلق یعنی کجا؟ عالم برزخ، ارواح. می‌خوای با ارواح ارتباط بگیری یا نه؟ مسخره کردند ما رو. این حرف‌ها چیک این آقا زده؟ این فرمایش آقای جوادی آملیک. به خیال و وصول به خیال مطلق با عبور از راه خیال مقید میسر است. با عبور از راه خیال مقید میسر است. خیال مقید یعنی چی؟ قوّه خیال شما، اشخاص و افراد. پس میسر است. پس تو که زبان نفهمی، حرف نشنیدی، معلم و استاد ندیدی، چهار تا کتاب نخوندی، بیخود زیر آب این معارف رو نزن.

بگی اینها جادوگریک، فال‌گیریک، رمالیک، بیخود، دروغه. احضار روح دروغه. دروغ نیست آقا، تو بلد نیستی. قوّه خیالتو پاک کن تا ببینی که اصلاً به مرتبه شهود برسی. بعد دیگر ننویسید آقای بابایی. بعد آقای جوادی آملی ادامه میدن و آنچنان که در فصل ششم از فصول مقدمه خواهد آمد کسی که از قید خیال مقید برودد، به به. اصلاً بنویس آقا، بنویس این جمله رو. فرمایش آقای جوادی آملی‌ها. بنویسید که کسی که، به به. برنامه کیف می‌کنم. کسی که از قید خیال مقید برودد، چه اتفاقی میفته؟ [همهم است] آفرین. به خیال مطلق می‌رسد به همه رازد. و در هنگام وصول به خیال مطلق، به به، عجب جمله‌ایک. و در هنگام وصول به خیال مطلق مشاهدات سالک، به به، چی می‌شود؟ مشاهدات حق است. به به، به به، به به. آن‌قدر برای خودم من شیرین بوده، زیرش خط کشیدم با قرمز. مشاهدات حق است. بعد ایشون ادامه میدن.

صورت هایی که در خیال

صورت‌هایی که در خیال مقید و مطلق هستند با اینکه عینی و خارجی هستند اما شهادت نیستند و شهادت نیستند دیگر چون عالم طبیعت می‌شود شهادت مطلقه. مادی نیستند که. و صورت‌های حسی که شهادت هستند مربوط به عالم ملک‌اند. این نیز که مشخصه. صورت‌هایی که حسی‌اند مربوط به رتبه ملک‌اند، طبیعی‌اند. اما آن صورت‌هایی که مربوط به رتبه چه مثال مطلق، چه مقیدند، غیبی‌اند. آن‌ها حسی نیستند. بعد یک تذکری رو اینجا میده که از آن رد میشم من تا برسیم انشاالله به رتبه بعدی که این همه جون کنده این تا، تازه میرسیم جلسه بعد به آن مقصودمون که رب عالم چیک؟ بعد از یک رتبه مثال می‌شود چی؟ موج. آفرین یا طبع یا بدن. این نیز رب دارد بله یعنی بدن ما هم یک رب جدا دارد بله یعنی نشئه طبیعت بدن عالم. ناسوت. این انزل مراتب ما عالم ماده‌م.

مادون فلک قمر هم که در فلسفه ماسوی الله رو می‌گویند کآن جامع در عرفان، در عرفان ماسوی الله رو می‌گویند کآن جامع، در در فلسفه مادون فلک قمر رو می‌گویند کآن جامع که حالا باید یک جلسه بعد از آن هم می‌رسیم به همین. واقعا این نشئه طبیعت که یک پارچه ماده‌ست، مادیک این هم یک رب جدا دارد. بله کارگزاران عالم‌اند. حالا کی، الان ما کجاییم؟ الان من و شما اینجا نشستیم کجاییم همه الان؟ این انزل مراتب یا نشئه طبیعتیم. لذا بدن همدیگر رو می‌بینیم، بدن عالم رو می‌بینیم. هم بدن ما رب دارد هم بدن عالم رب رب دارد. من می‌خواهم پل بزنم از این بدن خودم و از این بدن عالم برم به رتبه باطن‌ترش یا حداقلش برم به رتبه مثالیش یا رتبه مثال خودم یا رتبه مثال خارج، یعنی عالم. راهش چیک؟ عبور از ماده. یعنی عبور از این نشئه طبیعت، از این بدن خودم، از این بدن عالم. این توسط کی رخ میده؟

حضرت استاد علامه طباطبایی علیک رحمة الله الرضوان فرمودند مخرج می‌خواهد آقا. مخرج می‌خواهد. یعنی یک کسی تو رو خارج کنه. یعنی یک وسیله میخوای. اصلاً نمی‌شود وسیله رو، برزخ رو برداری. وسائط فیض رو نمیتونی "ولا تجد لسنة الله تبدیلا". اصلاً این سنت الهیک. آن مخرج چیک اینجا؟ نه، نه، نه. آن کلیک. آن همه جا نه، الان ما داریم میایم صد، صد به سیر بحث بریم جلو. الان شما میخوای از نشئه مادی خودت، از بدن خودت یک رتبه بری به سمت باطن‌ترت که رتبه مثالته. رتبه مثالتو درک کنی. اصلاً از آن طریق هم مثال عالم رو یعنی برزخ رو ارتباط بگیری. یک مخرج می‌خواهد. اولین مخرج اینجا کیک؟ رب. راه. هیچ‌کدام. یک نفر گفت، یک نفر، یک نفر. عزیز دلم ما الان اینجا داریم چی می‌گوییم؟ چند وقته داریم بحث می‌کنیم هر رتبه یک رب دارد. رب آن رتبه تو رو مخرج توئه و خارج می‌کند.

نماز و تربیت باطن

"يخرجهم من الظلمات إلى النور". قوّه خیال اگر بگیریم پاك باشه ها، قوّه خیال رتبه مثال چون باطن‌تر از طبع توئه، آن نورانی‌تر از این بدن توئه، نور هستن. بخوای بگی این ظلمت، آن نوره اینطوری بخوای بگیری. "يخرجهم من الظلمات" از این ابدان ظلمانی، از این مواد و ماده، عالم ماده ظلمانی میبرن سمت نور. نورو بگیر رتبه مثال. کی اخراج می‌خواهد بکنه؟ یک رب می‌خواهد. رب می‌خواهد. بدون رب نمی‌شود. رب، رب، رب. "سبحان ربي الأعلى"، "سبحان ربي العظيم". اینها رو فکر کنی با آن نماز بیچاره‌ت می‌کند. همان لحظه که داری میگی ربی ال، رب من، کدوم رب؟ رب عظیم. رب عظیم میتونه تو رو تا یک جایی ببرود. ولی تو مراتب عالیک آن رب اعلی می‌خواهد. رب اعلی میتونه تو رو به مراتب عالی و اعلی برسونه. آن فقط در سجده اتفاق میفته.

برای همین تمام مراتب شهود تو سجده‌ست و بالاترین رتبه مغاب تو سجده‌ست. نزدیک‌ترین حالت بنده به خداش سجده‌ست. چرا؟ چون رب اعلی رو دارد صدا می‌زند. الله اکبر. همش کار ربه. اصلاً نماز با رب شروع می‌شود، با رب پیغمبر شروع می‌شود. الله اکبر، این رب پیغمبرود. بعد میری جلو. بسم الله، الله، الله الرحمن الرحیم. هی جزئی می‌شود. بعد این الحمد این دوره یک نگاه به عالم بالا میکنی داری میای پایین. الحمد لله این الحمد مقام صادر اوله. لله، الله هم که جامع، مقام جامعه‌ته. اما این کدوم الله که مقام جامعه‌یت دارد؟ کدوم؟ این حم به کجا تعلق می‌گیرد؟ رب العالمین. الله اکبر. کسی این را تو نماز بفهمه کار تمومه. یعنی مواجه شده نه با رب خودش، با رب العالمین. من چگونه برم سمت رب العالمین؟ اول از رب خودم. از رب خودم باید پل بزنم برم، برم، برم جلو.

همین تو رب‌ها رو که گفتیم تا اینجا. الان دارد کارکردش صبر کنید حالا تحمل کنید. می‌دونم این حرفا یک ذره سنگینه براتون. صبر کنیم بریم جلوتر این تو عملیات خودشو نشون دهد. الان یک ذره خودشو نشون داد. تو نماز مثلاً مثالش رو آوردیم. آن رب چیک؟ آن چه ربی‌ه که منو از عالم طبع میکشه میبرود بالا؟ که تا جایی برود که تو سجده به اعلی‌ترین و عالی‌ترین درجات منو برسونه. یعنی من تو سجده دیگر خدا رو به شهود ببینم. الله اکبر. یعنی مرتبه سر و سر. انزل مراتبه. خاک ماده‌ست، سجده‌ست. افتادی به خاک. بینی تو به خاک مالیده اما داری اعلی رو صدا می‌زنی. آن رب اعلی تو رو به عالی‌ترین مرتبه سر و سر کجا بود؟ جایی بود که کانال وجودی من مرتبط بود با دریای لایتناهی توحید و خدای اصمد. "الذي لا جوف له" یعنی همه جا رو پر کرده. این تو سجده اتفاق میفته.

الله اکبر، الله اکبر که

الله اکبر، الله اکبر که هر وقت ما می‌رسیم به نبض بحث باید جلسه رو تموم کنیم. خیلی الان لحظه حساسیک تو بحث من. خیلی به نبض بحث رسیدیم. مجبورم رهاش کنم. چون هم می‌خواهد اذان دهد. من خود، خودمم خدا، خدا وکیلی با این حرفا منقلب شده و یک حرفایی میزنم که

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.