ددرس‌گفتارها

[سخner] إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ.

وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ.

لَيْلَةُ الْ QADR خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ.

تَنَزَّلُ الْمَلٰئكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلٰمٌ هِيَ حَتّٰى مَطْلَعِ الفجر صدق الله العلی العظیم صلوات [روشن شدن کلید].

اللهم صل على محمد و آل محمد все با هم تسبیحات حضرت صدیقه شهیده رو زمزمه می‌کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

الله اکبر ،الله اکبر,الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله أكبر، الله اكبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، لا اله الا الله صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرج السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التي حلّت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت و بقي الليل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علي الحسین اللهم عجل لوليك الحسين الامام المهدي and to rise again سال سید الشهداء یاران شهید اسیرش صلوات بفرستین.

اللهم صل علی محمد و آلہ وسلم وعجل فرجه.

يا رب أعوذ بک من همزات الشياطين ومن شر نفسي وشر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحيم.

لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.

اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعين.

الحمد لله على كل نعمة وأسأل الله من فضله.

اللهم صلِّ وسلّم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية والثورة الخیلریة والعصمة Fatimiyah والحلم الحسنیة والشجاعة الحسیینیه والعبادة السجادية والمعاصر الباقرية والآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الربوبية والجود التقوية والنقاوة النقوية والهيبة العسكرية والغيبة الألهية.

اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير أعوانه وأنصاره وشيعته والمستشهدين بين يديه.

المستغاث بك يا صاحب الزمان.

المستغاث بك يا صاحب الزمان.

المستغاث بك يا صاحب الزمان.

السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته.

سلام عليكم ورحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح و انسباح فدا.

ان شاء الله که عزیز زهرا تو همین سعان و توانات هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و.

به برکت نفوس پاکی که در این جلسه نشستن و این نیات خیر بنده و همه شما رو دعا کنند و به هممون و متعلقینمون توجه کنن صلواتی خط بفرمایند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

حالا باید دوستان رو ببینم.

این نمیذاره من شما رو ببینم.

بذارمش کنار.

اینور بذار آقا اینو ببینم.

پیش از اینکه هدیه امروز رو تقدیم کنیم نکته‌ای را عرض کنم و نفس خود حضرت علامه طباطبایی رو بشنوید به گوشتون بخوره ان شاء الله بپیچه تو وجودتون در خصوص همین نکته که ایشون بزرگ‌ترین توصیه‌ای که به تک تک ما دارن رو تو یه صوت حدوداً یک دقیقه‌ای بیان می‌کنند.

خدمت شما دوستان عرض کنم که اگر ما الان که اینجا نشستیم.

همینجا که در مسجد خونه خدا بعد از سفره افطار و تازه دهان روزه افطار کردید بسیار مجلس مزین و نورانیه.

همینجا اگر این فرمایشی که حضرت علامه طباطبایی دارن رو لحاظ نکرده باشیم در حال خسرانیم.

تو همین جلسه از راه دور نزدیک همه تشریف آوردید.

این همه جمعیت ماشاالله همه نورانی و خوب.

انقدر این توصیه مهمه.

حالا میگم که دوستان تو کانال هم کانال سفره کرامت حسنی که مخصوص این سفره‌ست بگذارن که بارها گوش بدید.

من هرچی گوش میدم سیر نمیشم.

اتفاقاً تصویر خود علامه طباطبایی هم هست.

تو کانالی که گذاشتیم تصویری فرمایشات ایشون رو میبینید.

خیلی شیرین.

به سار روح بلندش صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

استاد بفرمایید یه پند و اندرزی هم از حضورتون استدعا می‌کنم به جوون‌های ما، به جامعه ما داشته باشید.

پند و اندرز که برای بنده و جنابعالی و همه دو، دوستان ما و اینا لازمه و باید در هر هیچگونه انسانها نکرد عبارت از اینه که خدا را نباید فراموش کرد.

این حقیقت را برای همه لازمه که انجام بدن و همیشه در مد نظرشون باشه.

در خواب، در بیداری، در همه حال، در هر حالی که فرض بشود این معنا در نظرشون باشد که خدا را نباید فراموش کرد و اسلام هم بالاتر از این نصیحت نداره.

دقت کردید؟

فرمودن که اسلام با این همه احکام و دستورات و شئوناتش هیچ دستوری بالاتر از این ندارن.

خدا رو نباید فراموش کرد.

و چه عجیب که ایشون فرمودن در خواب و بیداری، نه فقط در بیداری.

چگونه میشه انسان در خواب هم خدا رو فراموش نکنه؟

این چگونه‌ست دیگه؟

تا حالا کسی شنیده بود؟

تا حالا کسی ش-شنیده بود از شما که به شما بگن تو خواب خدا رو یادت نره؟

تو خواب خدا رو فراموش نکن.

این ریزه کاری‌ها رو دقت کنین.

تا کسی زیرک نباشه به جایی نمیرسه.

با دقت نظر این مباحث رو پی بگیره.

یه وجهش اینه که می‌فرماید تو خواب هم خدا رو فراموش نکن که شما در مقدماتت برای خواب خدا رو فراموش نکرده باشی.

با وضو باشی، با ذکر و تسبیحات و خوان و آدابی که هست بخوابی با یاد خدا.

شماها خیلی ا-- برای ماهایی که سر سفره سیر و سلوک نشستیم از طعام شب برای من و شما این از اون شامه که می‌خورید قبل از اینکه بخوابید که روایت داریم از پیغمبر عزیز عالم که اگر کسی شام نخوره بخوابه، یه رگی در بدنش هست که به خدا اعتراض می‌کنه.

این روایتو دیده بودید؟

به خدا اعتراض می‌کنه این رگ.

و الان طب امروز پیدا کرده این رگ رو.

که چیه و ربطش با مزاج.

ناهار رو میگه تا می‌تونی نخور.

اما صبحونه و شام رو حتماً ولو شام یه چیز، یه لقمه هم که باشه ولی بخور.

از اون هم با اینکه رگی در بدن شکایت می‌کنه برای من و شما این مهم‌تره که چی؟

در حال، اینو شاید کمتر کسی به شما گفته باشه یا اگر هم گفته شما توجه نکرده باشید.

در حال ذکر گفتن خوابتون باید بره.

خب تسبیحات خانم رو گفتیم.

ناس و فلق رو خوندیم.

بسم الله اللهم اموت و احیا رو گفتیم.

آیه الکرسی رو گفتیم.

آداب خوابیدن رو انجام دادیم.

تمام شد.

خب دیگه سرمون رو می‌ذاریم میریم تو اوهام و خیالاتمون تا خوابمون بره.

این سالک نمیشه.

با اون عددی که تسبیحات رو هرچی که دست گرفتی عدد تموم شد حالا فارغ شدی، هر ذکری رو که باهاش خو کرده نفست بگو تا خوابت بره.

یعنی در حال گفتن ذکر.

حالا اثرش چیه؟

اثرش رو به وقتش براتون میگم.

یک اثره که مربوطه به بحثمون الان همینه که شما در خواب هم ناخودآگاه یاد خدایی.

خدا رو فراموش نکن.

اگر در این حال بخوابی.

اما از ذکرتو گفتی، وضو هم داری، رو به قبله هم خوابیدی با آداب تو بستر پاک.

با خیالات و اوهامت داری سیر می‌کنی تا خوابت بره.

نه خوابت مبشره صادقه است، نه مثال متصلت با مثال منفصل یا مثال مقیدت با مثال مطلق بیرون از تو یا برزخ وجودیت با برزخ بیرون از تو می‌تونه ارتباط بگیره که در منزل شهید مهدی خندان عرض کردیم این انزل مراتب من-- مبشره صادقه است یا رؤیای صادقه است.

نه این اتفاق میفته، نه اینکه نفس شما در خواب حواسش به خداست.

یعنی غافله چون در اوهام و خیالاتش بود.

حالا اگر کسی به مرتبه ذکر قلبی رسیده باشه این‌ها رو هم نترسید میگیم به مرور.

مثلاً ذکر قلبی چیه و فرقش با ذکر لسانی چیه؟

ذکر خیالی داریم.

همین کتابی که، کتاب قرآن، کتاب کتبی شده قرآن هم گفتیم مرتبه کتبی طبیعی داره.

همین کتابی که مثلاً رو میزه.

این.

برو تا مرتبه مثالی داره، مرتبه عقلی داره، قلبی و روحی و سری و قرآن میره تا اون لوح محفوظ و ام الکتاب و همینطور تا ذوات غیبی.

اینها همین شکلی‌اند.

اگر کسی به مرتبه ذکر قلبی رسیده یا ذکر حداقلش دیگه ذکر خیالی.

بله زبانش تکون نمی‌خوره اما خیالش مشغول ذکره.

این هم ذاکر حساب میشه.

اینم عرض کنم.

وجه دیگه‌ای هم عرض کنم که حالا من قصدم نبود اینو خیلی توضیح بدم چون درس و بحثمون مونده.

یه وجه دیگه‌ش همون ملکات نفسه.

اگر کسی در بیداری عادت کرده باشه به خودش عادت داده باشه که آنی از خدا غافل نشه، این هم ناخودآگاه در خواب به یاد خداست.

در خواب هم از گناه منزجر و شوق به نورانیت و معنویت داره در خواب هم.

در خواب هم گناه نمی‌کنه.

یکی از وجوهی که میشه خودمون رو بشناسیم وضعمون در خوابه.

از خواب‌هامون.

چه خوابی دیدم؟

این صورت و شکل قبیحه و مزاحمی که در خواب دیدم علتش چی بود؟

معلومه قوه خیال هنوز نیارمیده.

هنوز تصفیه نشده.

هنوز به شاهراه نرسیدی.

تا قوه خیال پاک نشه نمیشه.

اینو از خواب‌ها میشه تشخیص داد.

تو خواب.

ببخشید من می‌خوام حتی این دوست پس-- عزیزمون رو هم ببینم آقا کوچولو.

اینو بذار، بذار اینجا خیر ببینی.

بله اینور گذاشتم که من اینجارو ببینم.

حتی تو خواب، ببخشید از-- توی خواب، [سرفه] قربونتون برم.

انسان دعوت به گناه میشه.

تو خواب اگر انزجار از گناه داشت و ترسید و لرزید و اون تقوا رو تو خواب هم اگر انجام داد چی میشه؟

این نشان دهنده اینه که در بیداری ذاکر خدا بوده، یاد خدا بوده.

قربونتون برم.

بله.

اما بریم.

اینو به عنوان مقدمه عرض کردم تا هدیه‌مون رو عرض کنم.

یکی از مهم‌ترین ساعات خیر ببینین انشالله.

یکی از مهم‌ترین ساعات طی هفته، می‌دونید همه چی بر اساس نفس کینونت ازمنه و امکنه، زمان و مکان.

هر چیزی ساده-- ساداتی دارد، سادات مثلاً انسان‌ها سادات دارن، سید السادات دارن.

زمان‌ها، مکان‌ها، همه این‌ها سادات لیالی هفته شب جمعه‌ست.

ساعات روزهای هفته خود جمعه‌ست.

ساعات اون سادات یعنی سید اوقات شب جمعه سحر جمعه‌ست.

سید اوقات یا ساعات و آنات جمعه غروب جمعه‌ست.

حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها هر غروب جمعه مثلاً دیگه هوا داشت به سمت تاریکی می‌رفت.

[نفس عمیق] یه وجهی رو، یه مبلغی رو، سله‌ای رو میداد به یه غلامی می‌گفت برو ببین کی مغرب میشه.

ما یه غروب داریم، یه مغرب.

اینا با هم فرق می‌کنن.

برو ببین کی غروب میشه.

غروب تقریباً حالا فرق می‌کنه هر روز ولی تقریباً هجده تا بیست دقیقه قبل از مغربه.

حضرت زهرا می‌فرمود برو ببین کی غروب میشه، نه مغرب.

برو ببین کی غروب میشه.

یعنی چی؟

اون لحظاتی که تقریباً بیست دقیقه بعدش اذان میده، مغربه.

بهترین ساعت در کل هفته برای دعاست.

حضرت زهرا پول میداد.

یعنی شما پول نمیدین که.

پول میداد یکی بره متوجهش کنه از بیرون.

بعد پرسیدن کنیزهای خانم، خانم جان این چه کاریه؟

فرمودن از بابام شنیدم که این ساعت بهترین ساعت برای استجابت دعاست.

اصلاً استجابت دعا یا بهترین ساعت برای استجابت دعا یعنی چی؟

ما که گدا صفت نیستیم که بگیم خب من بهترین ساعتو گلچین می‌کنم تا تو چکمو پاس کنی، تا این گرمو باز کنی.

اینطوری نیست.

یعنی تو اون ساعت سالک اینطوری باید ببینه دیگه.

با دید بازاری نباید ببینه که.

عبادتش احرار باید باشه، عبادت احرار.

با این نگاه باید ببینه که اون ساعت فیض الهی، فیضان شدت‌ش از هر ساعت دیگه‌ای بیشتره.

یعنی ریزش فیض و آبشار الهی بر سر و روی شما، بر وجود شما بیشتر سرازیر میشه.

بیشتر در معرض فیض الهی هستی.

وقتی فیض بیشتر می‌ریزه شما بیشتر می‌تونی اسم الله رو تو وجودت پیاده کنی.

بهتر می‌تونی متخلق به اخلاق الهی بشی.

راحت‌تر می‌تونی متقی بار بیای، حدود الهی رو رعایت کنی.

این ساعات به این دلیل به درد می‌خورد.

حالا خدمت شما عرض کردیم ما بدهکاری‌هامون که شما خیلی زیاده.

یکیش همین آبشاره.

مثلا آبشار چی هست؟

تعبیر به چی میشه در عرفان؟

باید یه حداقل یه نیم ساعتی درباره‌ش وقتی صحبت کنیم، وقتی پیدا کنیم با هم خیلی قشنگ و شیرینه.

[نفس عمیق] در جلسه سی و هشت معرفت نفس که البته دو تا پس و پیش شده.

درستش چهل الان تو کانال سی و هشت بارگذاری شده فکر می‌کنم.

توی اون ما از آبشار یه چیزکی گفتیم برید رجوع کنید.

[نفس عمیق] این وضع.

خب اون ساعت بهترین ساعته.

چه دعایی اونجا بهترین دعاست؟

این دعایی که الان خدمتتون عرض می‌کنم خیلی از بزرگان سفارش کردن.

بعضا تو عددش تفاوتی وجود داشته.

مثلاً بنده خودم از فرزند حضرت علامه آیت الله العظمی شاه آبادی بزرگ.

که ایشون کی بودن؟

احسن.

احسن.

استاد عرفان و سیر و سلوک حضرت امام.

کم کسی نبود.

هنوزم با-- خدمتتون عرض کنیم نوه هاشون ارتباط داریم.

شاید دعوت کردیم یه روزی تشریف بیارن.

بنیاد قدیر الان توسط یکی از نوه‌های ایشون داره مدیریت میشه.

[سرفه] مدرک ارشد من از همین دانشگاه ایناس هستم.

همین بچه‌های آقای شاه آبادی.

[نفس عمیق] ایشون مثلاً می‌فرمود هفت بار غروب جمعه.

حضرت امام نظرش چی بوده؟

حضرت امام علیه الرحمه فرمودن ده بار.

حالا شما هر طور که راحتی می‌تونی ده بار بگی، هفت بار بگی.

بالاخره قشنگ اینه، خوبیش اینه، درستش هم اینه که یه بزرگی، یه آدم جامع الاطراف، کمالی عدد رو داده باشه.

ما از خودمون چیزی نسخته باشیم.

عزیزان.

نمیشد من قبل جلسه برم اینا رو ببینم تا الان تموم شده باشه.

برای سلامتی این نسخ جدیدمونم صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

و اون دعا اینه بنویسید، یه خطه.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

یعنی جز دعائه ها.

و دفع.

و دفع.

فعل امر دیگه.

یعنی درخواست خدا که میشه خواهشی، درخواستی.

و دفع یعنی و دفع کن انا از ما با عینه دیگه.

انا البلاء.

حالا تو کانال همین سفره کرم الحسنی میذاریمش.

حالا تو اد-- ویرایشش و اینا اشتباهی اگر بود.

و دفع عنا البلاء.

چه بلایی؟

المبرم.

مبرم.

یعنی محکم شده یه روایت داریم "الدعاء يرد القضاء المبرم".

یعنی قضای محکم الهی رو دعا ردش می‌کنه، برش می‌داره.

پس بعد از صلوات عرض می‌کنیم "وادفع عنا البلاء المبرم من السماء".

اون بلای محکم شده‌ای چون قضا مربوط به عالم بالا است.

قدر عالم مادونه.

قضا متن، قدر شرحشه.

خب؟

لذا اشاره می‌کنه به آسمان.

می‌گه اون بلایی که از آسمون میاد یعنی حتمی شده دیگه صد در صد.

اونو از ما دفع کن.

"وادفع عنا البلاء المبرم من السماء إنك على کل شيء قدير".

به همه آسونی.

البته از بعضی از شاگردان حضرت امام علیه الرحمه شنیدم که فرمودن حضرت امام توصیه می‌کرده که این دعا رو این ده باری که می‌گید به نیت دفع تمام بلاها و مصیبات از خودتون و همه شیعیان بخونید.

این تو نیتتون باشه.

جمع هم هست دیگه.

می‌گید عنا "وادفع عنا البلاء المبرم" از همه ما.

[نفس عمیق] یه یادی هم کنیم از شهید محسنی روحش شاد که به دست رژیم منحوس صهیونیستی به شهادت رسیدن.

ایشون وقتی معلم دختر هشت ساله‌شون سر کلاس-- اخیراً معلم بهشون می‌گه که بچه‌ها دوست دارم آرزوی خودتون رو نقاشی کنید.

[نفس عمیق] آدم دوست داره سرشو بذاره به دیوار یک ساعت گریه کنه.

این دختر بچه هشت ساله، دختر شهید هم می‌شه.

حالا الان چشم‌تون درست نمی‌بینه ببینید اینو.

اینو می‌ذاریم تو کانال.

آرزوش رو به نظر شما چگونه نقاشی کرده؟

چهار تا صورت قبر کشیده.

آرزوشو.

نوشته آرزوی ریحانه محسنی یعنی خودش.

تو یکیش نوشته پاسدار شهید حسنی، حسن آقاجانی.

تو یکیش نوشته پاسدار شهید رسول کاظمی.

تو یکیش هم نوشته پاسدار شهید محمود محسنی که باباش بوده.

شهید محسنی.

اون دو تا هم ظاهرا رفیقای باباش بودن که با هم بودند با هم شهید می‌شن.

تو چهارمیش نمی‌دونم چشم‌تون می‌بینه؟

رو صورت چهارمین قبر نوشته شهید ریحانه محسنی.

[مکث] این آرزوی دختر هشت ساله شهداییه که به دست صهیونیست نابکار به شهادت رسیدند.

خدا حق اینا رو بر ما حلال کنه.

آه دل این بچه‌ها انشاالله بگیره این صهیونیست نابکار.

ما زنده باشیم و ریشه‌کنی‌ش رو ببینیم.

برای سلامتی بازمانده‌های شهدا و شادی روح همه شهدا صلوات بفرستیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

خب میریم به فضل الهی سراغ نظر سلوکی ملاصدرا.

چنانچه خاطر شریفتون باشه ما رسیدیم به این بخش که حالا این تیکه‌شم برای اینکه کامل‌تر بشه، این دو خطش که جلسه پیش هم خوندم دو مرتبه می‌خونم.

توصیه یا نصیحت ملاصدرا به من و شما اینه.

اکنون بدان که طبق آیه "الله ولی الذین آمنوا یخرجونهم، یخرجهم من الظلمات الی النور" خداوند تعالی دل بنده مؤمنی را که با کمال صدق، که در خصوص صداقت حرف زدیم جلسه پیش و جایگاه و ارزشش.

بنده‌ای که با کمال صدق ایمان، ایمان آورده است از ظلمت بی‌ایمانی و انحراف از موازین الهی و تاریکی کفر و شرک نجات داده و اینجاش، تا اینجاشو که گفتیم.

خب ببینید دیگه چه می‌کنه خدا.

کسی که با صداقت میاد.

و جوهر آن را، جوهر یعنی اون ذات وجودتون.

آیا انقلاب در ذات امکانش هست یا نه؟

بله.

فلسفه از نظر فلسفی و عقلی میگن محاله انقلاب در ذات.

چیزی ذاتش منقلب بشه.

حالا اینجا ملاصدرا می‌فرماید کسی که با صداقت بیاد در خونه خدا از این چیزا حفظش می‌کنه که به کنار و جوهر آن را یعنی اون ذات حقیقی او رو از جنس جواهر نفوس زکیه و عقول قدسیه می‌گرداند.

الله اکبر.

چه می‌کنه صداقت؟

یه بار دیگه بخونم.

کسی که با کمال صداقتش بیاد ایمان بیاره.

خب؟

خدا چه می‌کنه؟

می‌فرماید جوهر آن را از جنس جواهر نفوس زکیه و عقول قدسیه می‌گرداند.

اگر بخواهیم مثاق بگیریم تو [مکث] جواهر عقلی میشه ملائکه عالی رتبه، مقرب‌ترین ملائکه.

چون نفوسشون زکیه است عقولشون هم قدسی است.

اگر بخواهیم مثاق بگیریم در هم جنس خودمون انسان‌ها میشه انسان‌هایی که کامل شدن.

کامل شدن.

نمیگیم حالا کمال.

اتم نه، تام شدن.

چرا؟

چون اون جوهرشون، جوهر نفوسشون، جانشون زکیه شده و یا زکیه.

و عقولشون هم قدسیه شده.

یعنی دیگه اینطوری بگم هیچ ترجمه‌اش این میشه هیچ حائلی، هیچ حجابی برای اخذ فیض بین حضرت حق و اون‌ها نیست.

چه می‌کنه خدا؟

حالا بریم رو صداقت کار کنیم.

"رب ادخلنی مدخل صدق وأخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطان نصيرا".

حاشا به سعادت کسایی که همین در، در مسجد که خواستن وارد بشن اینو گفتن و وارد شدن.

حواسشون جمع بودن.

پس باید عادت کنیم من و شما در هر ورود و خروجی اینو بگیم.

خواستیم از اینجا برید بگید.

وارد منزلتون می‌خواید بشید، خارج بشید بگید.

[مکث] اینا رو شوخی نگیرید.

این‌ها هدیه‌ها و هبه‌های الهیه به من و شما در این شب مقدس.

ماه، ماه مقدسی است.

اینا رو شوخی نگیریم.

اگر من تو یه جلسه‌ای عرض کردم اساتید ما به ما یاد دادن که امام رو در هر شأنی از شؤون امام سلام بدی در همون شأن و مقام و رتبه به تو توجه می‌کنه و جواب سلام تو رو میده.

اینا رو شوخی نگیرید.

ما این‌ها رو بارها تجربه کردیم.

آخرین تجربه خودم رو خدمت شما بگم.

بالاخره ما این-- تو این راه که اومدیم بالاخره شما ببین الان چند تا نفس پاک و زکیه اینجا نشستن.

ماشاالله این همه خواهرها که ماشاالله دو برابر شما، شاید هم سه برابر.

این همه آقا و خانم همه نورانی سر سفره امام مجتبی شوخی نیست.

محیط، محیط بسیار پاکیه.

کم آدم‌های اینجا نیستن و فضای جلسه میشه تشخیص داد.

بسیار من دلبسته شدم به این جلسه، به ملکوت این جلسه.

اصلاً فکر نمی‌کردم تو لواسون یه همچین جلسه‌ای به پا بشه.

اصلاً.

برای همین یه دو سالی بود مقاومت می‌کردم هرچی آقای جنون کار می‌گفت من می‌گفتم باشه حالا باشه.

خب.

حالا شما حساب کنید که گمان کنید که این جلسه نورانی که همه اومدید اینجا نشستید بعضیا حواسشون پرت है.

حواس منم پرت می‌کنن حتی تو خانوما.

یه صلوات بفرستین.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[مکث]یه همه اخیراً گفتم تو این راه‌ها که ما داریم میایم تو مسجد بلال، لواسون، هشتگرد، زاوید، جاهای دیگه به شدت عدد نمی‌تونم بگم بعد شما بگید حاجی اغراق کرد.

خیلی بیشتر از شماها به من حمله میشه توسط شیاطین.

و من و خانواده‌م.

زورشون که به من نمی‌رسه می‌ریزن سر خانم و بچه‌هام.

شما نمی‌دونید من چه اوضاعی دارم برای دفع حملات این نانجیب‌ها.

به خاطر همین جلسه.

حالا باور نکنید، نکنید.

برای من خیلی مهم نیست شما باور کنید اینو یا نه.

ولی من درگیرم شدید.

خب.

سعیم هم این هست که دست به آچار نشم.

دارم آچار‌هایی رو دارم که چنان [مکث] بپیچونمشون که دیگه غلط کنم اینورو پیداشون بشه.

اما نمی‌کنم.

می‌سپارم به صاحب این بیرق.

اگه دیگه چی بشه.

حالا بعد این ورود اون‌ها اتفاقات عجیب و غریبی رو تو زندگی حتی زناشویی ما، تربیت فرزندمون و، و، و، و دیگه مسائل خانوادگی رو نباید اینجا بگم که پیش میاد، برای هممون پیش میاد.

این فرمایش خود حضرت استاد روحش شاد.

می‌فرمودند بارها ازشون می‌شنویم.

فرمودند که به محض اینکه تو گفتی خدایا آمدم شروع میشه.

باب مشکلات و مصائب برات باز میشه.

اصلاً قاعده‌ست.

این یه قاعده‌ست.

"ولنبلوننکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات" که چی بشه؟

"وبشر الصابرین".

صابرین برای اینکه صبر کنی به مقامات عالیه برسی.

حالا صابرین کیان؟

"الذین اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله وانا الیه راجعون".

تا حالا رو-- جلسه‌ای از ما دیدید که ما در خصوص قوس نزول و صعود حرف نزده باشیم؟

انا لله و انا الیه راجعون.

واسه همین है.

راه همین है.

مصیبت می‌ریزه از انواع مختلف.

اخیراً من همین چند روز یه شب وارد منزل شدم دیدم خیلی خانواده پکرن، غم زده‌ن، خیلی به هم ریخته‌ن، بچه‌هام، خانمم.

متوجه شدم این از بیرون اومده چون اتفاق ب-- عجیب و اتفاق چیزی تو خونه از بیرون اومده بود.

هرچی بود از [مکث] تصرفات شیاطین بالاخره به خاطر این راهی که ما میومدیم.

از کجا اومده بودیم؟

از جلسه سنگین و رسین و رکین مسجد بلال.

خیلی جلسه پیش خیلی عجیب بود جلسه‌ش.

اومدیم خیلی خانواده به هم ریخته‌ن.

رفتم از منزل بیرون.

گفتم سلام به آقا جونم وقتی از منزل خارج میشم برگشتم.

یعنی چند قدم رفتم دوباره برگشتم.

گفتم سلام با آقا جونم وقتی به منزلش وارد می‌شه و وقتی وارد منزل می‌شه با روی گشاده توجه می‌کنه به اهل منزل.

سلام با آقا جونم وقتی وارد منزل می‌شه به اهل بیتش، به اهل خانه تبسم می‌کنه و قلب اونا رو فرحناک می‌کنه.

خدا شاهده.

یاد فرمایش استادمون افتادم.

وقتی وارد خونه شدم شاید بگم پنج دقیقه نگذشت.

یک انبساط عجیبی تو خونواده ایجاد شد.

اصلاً حال بد و اون همش رفت.

اینا رو دارم عرض می‌کنم شوخی نگیرید.

اینا داره هدیه می‌شه به من و شما.

اینا رو شوخی نگیریما.

اگر اینو دست کم بگیریم دنبال، دنبال چیزای دیگه‌ای بریم حالا ببینیم اون چی می‌شه، اون یکی.

همین و همینا رو قدر بدونید.

اینا چیزای کمی نیست.

هر جایی هم پیداشون نمی‌کنید.

[نفس عمیق] خب کجا بودیم؟

جواهر نفوس زکیه و عقول قدسیه.

این حال شما رو چی کار می‌کنه؟

منقلب می‌کنه به این سمت که بعد رب العدخلی رو گفتیم منتقل شدیم به اون تجربه شخصیمون.

دیگه چی؟

حالا نکته اینجاست.

ملاصدرا می‌فرماید اما پیش از فیضان این نور بر دل انسان این شرطشه.

پیش از این فیضان.

یعنی خدا کارشو می‌کنه.

وعده داده الله ولی للذین آمنوا ولایت ما به دست او سرپرست ماست.

اونم الله.

الهیت نظام.

همه اسماء و همه کمالات مندمج‌اند در او.

بعد یخرجه هم که فعل مضارع است دلالت بر استمرار.

آن فعان اخراج می‌کنه ماها رو من الظلمات الی النور از ظلمت‌ها به سوی نور.

اما ملاصدرا می‌فرماید دقت بکن می‌برد تا نفوس زکیه.

می‌برد تا عقول قدسیه.

خب.

اما یه شرط داره.

این اماشو خیلی دقت کنید.

اما پیش از فیضان این نور بر دل انسان باید دل را همانند آینه‌ی مصیقل و مصفی از زنگار معاصی و کدورت تعلقات آقا.

تعلقات.

امان از این تعلقات و تعلقات دنیوی پاک شمود یا پاک نمود و بر حسب اصل فطرت خود، اون فطرت اولیه.

فطرت الله التي فطر الناس عليها.

اون فطرت الهی.

بر اساس اصل فطرت خود قوه کمال و ارتقا و تعالی را در آن به فعلیت رساند.

دیگه صراح نمی‌دونم بیشتر از این بریم جلو.

همین چند جمله خودش چند تا جلسه می‌طلبه.

یعنی چی این؟

اولا تعلقات.

میگه با تعلق هیچ راهی نداره رفیق.

اگر می‌خوای نفست بشه ز-- جزو نفوس زکیه، عقلت بشه جزو عقول قدسیه.

هیچ چاره‌ای جز کندن از تعلقات نیست.

دلبستگی‌ها، تعلقات دنیوی به مال، جاه، مقام، منصب، آبرو، فرزند، زن، مدرک تحصیلی، پولت، چه می‌دونم پستت، هرچی که داری.

به م-- حتی عباداتت، حتی عبادات و حتی سیر و سلوکت.

اینا دیگه حجاب‌های نوری‌اند دیگه.

به این‌ها هم حتی.

اینه تعلقه.

حتی یه مقدار برید جلو بعدا براتون میگم که چ-چکار باید بکنیم که برای لذت عبادت، عبادت نکنیم.

اینم یه حجابه.

عجب حالی داد.

خب که چی؟

واسه حال داد که چی؟

به‌خاطر حالش رفتی عبادت کردی؟

یا به‌خاطر عشقت به خدا؟

یا نه، اصلاً خدا رو شایسته عبادت دیدی.

سخت بود؟

به جهنم که سخت بود.

به خودت داری میگی‌ها.

می‌زنی تو دهن شیطان.

به درک.

تو البته به درک بری شیطان که اینو برای من سخت می‌کنی.

سخته؟

باشه سخته انجام میدم.

چرا انجام میدی؟

بگی بخواب شیرین‌ترین لحظات برای خواب بین التلوینه بخواب.

[مکث] چرا نمی‌خوابی؟

شیرین‌ترین لحظه است.

غرق خوابی.

اصلاً نمی‌تونی تحمل کنی.

برو به درک ای شیطان.

می‌خوام بیدار باشم.

چرا؟

چون خدا رو شایسته عبادت می‌دونم و لو خودم لذت نبرم.

این بالاتر از اونه.

اینا دیگه ریزه کاری‌های سلوکه.

که الان یه مقدار زوده ما بهش ورود کنیم.

گفتم گوشه ذهنتون باشه بعد‌ها که ورود کردیم از قبل آمادگی داشته باشید تا کجا‌ها انشاالله.

البته جسارت می‌کنم منو ببخشید شما مطمئنم که از بنده جلوتری.

اینو من یقین دارم.

حالا دیگه ما هم اینجا معرکه گیری راه انداخته بودیم، راه انداختیم و این ذرائفو میگیم و شما هم هی به حال ما قهقهه تو وجودت بخند و بگو بله حاجی رو نگاه کجاست بیچاره.

ارقه برقه.

بخوان بالا بیا تعالی و بیا ببین کجاییم ما.

تو کجا سیر می‌کنی، ما کجاییم.

نکته دیگه که خیلی مهمه، نکته آخر.

دیگه بریم تو درس و بحثمون.

می‌فرماید قوه کمال و ارتقا و تعالی را در آ-- در آن یعنی در فطرتش به فعلیت رساند.

قوه رو.

قوه، نکته اینجاست.

قوه به فعلیت برسه.

یعنی ارقه برقه.

فرمایش امیرالمؤمنین به فرزندش.

بخوان و بالا برو.

اصلاً در-- یعنی به هیچ عنوان راضی به یک رتبه و یک جایگاه نباش.

برو، بخوان و بالا برو.

حالا قرائت باید معنا بشه.

منظور امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام از خوانش چیه اینجا؟

اقرأ ورقع.

قیامت هم روایت داریم.

بنده خدا میگه که اقرأ ورقع.

هم ورقع داریم بدون های آخر تو روایت، هم ورقع.

دو تاش اومده.

بخوان و بالا برو.

داریم بخوانش و بالا ببر هم داریم.

خودت رو بکش بالا.

بخوان، قرآن رو بخوان و بکش خودتو بالا.

با قرآن بکش بالا.

حالا تو قرآن چیه که ارتقای وجودی میده؟

ما چند بار تا حالا حالا شاید نماز خونده باشیم برای معراج.

سعی کرده باشیم نماز می‌خونیم به معراج بریم چون الصلاة معراج المؤمن.

سعی کرده باشیم قطعاً.

اما تا حالا شده قرآن بخونیم برای اینکه بالا بریم؟

از خودتون این سؤالو بپرسید.

یا معمولاً قرآن می‌خونیم که یه گره‌ای از ما باز شه.

آقا سوره واقعه رو هر شب بخونی بر منکرش لعنت.

فرمودن که فقر از خونه‌ت رخت می‌بنده.

یکی از خصوص-- اصلاً بهش میگن سوره غنا.

اینو حضرت استاد بارها فرمودن.

خود عالم حسنزاده چندین بار ما از ایشون شنیدیم فرمودن که سوره الغنا رو بخونید.

آی طلبا سوره الغنا.

چیه سوره الغنا؟

اوایل ایشون می فرمود سوره الغنا ما نمی‌دونستیم چیه.

بعد فهمیدیم که سوره الغنا سوره واقعه است.

یعنی تو رو غنی می‌کنه.

بی‌نیازت از مردم می‌کنه.

شاید تو زندگی خیلی نداشته باشی اما خیلی مهمه که بی‌نیاز بشی.

خب بر منکرش لعنت قبول درسته.

اما به خاطر این باید بخونی سوره واقعه.

اقرأ و.

از چیپس و پفک بچه‌های ما شروع کنن بیان مسجد.

از شکلات و ت-- جایزه و خوش برخوردی ما و ایناها.

اما رفته، رفته دیگه دنبال تعالی خ-- ور-- اقرأ ورقع.

لذا اگر من یه مقدار نگران هم گاهی اوقات میشم چون دست بالامون خالیه.

تو برم اونجا صحبت می‌کنم خالیه.

یه دفعه هم ذوق زده میشیم از دیدار شما پاکان.

همون روز اول هرچی داریم رو می‌کنیم.

بعد که میریم جلوتر قراره اقرأ ورقع دیگه.

بریم به حقیقت خودمون و این جلسه سیر کنیم دائماً ما داریم می‌خوانیم و بالا میریم.

حالا این یک نحوه خوانشه که بعداً براتون بازش می‌کنم یعنی چی.

خواندن خودت چگونه است؟

خواندن ملکوت این جلسه چگونه است؟

حتی خواندن س-صفحه به صفحه کتاب وجودی معلمت و استاد اقرأ ورقع.

هنوز به سخن نیومده بخوان بالا برو راه داره.

به شما میگیم.

ما الحمد لله تو اینجور چیزا یه مقدار بعذولیم.

خب؟

نگران بعدها هم که بعد شما میگی خب حلم مزید.

حاج آقا بیشتر از اینم داری رو کن ببینیم.

ما هرچی گفتیم داشتیم بلد بودیم گفتیم دیگه.

وگرنه انشاالله شما دعا کنید ما پا به پای شما بیایم بالا.

یعنی هی جلسات ارتقا پیدا کنن.

بعد ببین انشاالله مثلاً جلسات نه سال بعد، ماه بعد اون از این جلسه وزین‌تر شدن، بالاتر رفته.

میشه.

من اتفاقی دنبال دو تا جلسه معرفت نفس مسجد بلال بودیم که حاج حسین آقا رفرنسش رو داده بود با آقای دکتر هاشمی که پیداش کنم گم شده بود.

یک حالا ظاهراً پیدا شده بود.

من هم که گوش دادم دیدم جلسه سوم معرفت نفس بوده که جا مونده.

اشتباه یه جلسه دیگه‌ای به عنوان سوم رفته تو کانال.

گفتم ببینم چی گفتین.

گوش دادم نسبت به حرف‌هایی که الان داریم می‌زنیم واقعاً فاصله بسیار بالاست.

یعنی حرف‌هایی که تو جلسه سوم من زدم با حرف‌هایی که این جلسه چهلم زدم، اینطوری می‌تونم به شما بگم به حول قوه الهی.

هذا من فضل رب، ربی وربکم.

فاصله واقعاً زمین تا آسمونه.

این نه یعنی اینکه من چیزی بلد بودم.

نه.

دارن همه‌مونو سوق میدن.

اینم خودش یه حرفیه.

من در حق شما دعا می‌کنم.

شما هم در حق من دعا کنید.

الان یه خانم ارشی نورانی عصا به دست کمر خم جلوی ما رو گرفت.

ادب کرد عبای که لباس پیغمبره بوسید نه به خاطر من.

من خجالت زده شدم.

با-- من اون وقت گفت منو دعا کردی قول گرفته بود.

گفتم بله.

همون شب دعا کردم.

چقدر احساس کردم ایشون فرف وارد وجودش شد.

از اینکه من گفتم یه دعا کردم.

خب؟

نه فقط ایشونو با اون راه‌هایی که بنده بلدم.

در بهترین لحظاتم دارم دعا می‌کنم شماها رو.

اگر خدا قبول کنه.

مخصوصاً اونایی که تو این راه دارن بنده رو کمک می‌کنند.

چه از حیث حضورشون، چه از حیث تجهیزات و نظام‌بندی جلسات.

بالاخره اینجا خود این همه آدم بیاد بشینه، همین صندلی‌هایی که چیده شده، همین افطاری که داده شده، پولی که خرج شده، اینا خب زحمت داره.

انگیزه می‌خواد، نیت خالص می‌خواد به خدا قسم.

با کمردرد، پا درد، مشکلات زندگی.

همین امیر آقا که الان مثلاً موبایلش رو گذاشته داره جلسه رو ضبط می‌کنه که شما اگه کسی جا مونده ببینه.

اینا همش، اینا همش کمکه دیگه.

کمک به چی میگن؟

اونایی که از جهت مالی دارن کمک می‌کنن من همه رو دارم دعا می‌کنم.

یه دعاهایی بعضی موقع‌ها در حقتون می‌کنم که میگم ای کاش یکی از این دعاها به حق خودم می‌کرد [خنده]، آقا من.

بعد خواهشم اینه که یه نکته‌ام اینجا حالا که به اینجا رسید بحث کمک‌ها و هدایا و چی و اینا.

بعضیا رو دیدم متوجه شدم که پول می‌ریزن به خیریه هیئت یا زهرا که مخصوصا ماه مبارک رمضان شب‌ههه دم هست دست بال ما باز شه بعد اصلا甚至 رقم‌هایی دیدم بعضی موقع‌ها بعضا درشت میاد و اصلا طرف معلوم نیست کیه.

نه قرضشو فرستاده نه خودشو معرفی کرده.

من اینا رو می‌فهمم.

غصه می‌خورم به حال اینا.

گمنام بدون اینکه مشخص باشه چیه.

مطلقا نیت کرده هر جایی هزینه بشه.

و یه خواهشم بکنم که قبلا یه سری می‌خواستن به خود بنده هدیه بدن.

به مدیرای کانال می‌گفتن که ما می‌خوایم به حاج آقا هدیه بدیم.

گفتم ممنون دعاهم کنید.

اصرار، اصرار.

گفتم شماره کارت حاج آقا رو بدید.

من که به مدیرای کانال‌ها اجازه نداده بودم.

تا دیدم می‌ریزن به کانال خیریه پیام میدن که این هدیه ما به حاج آقاست.

بعد من تشر زدم مخصوصا که این کارو نکنن.

دیدم باز ادامه پیدا کرد.

بعد نمی‌دونم از کجا شماره کارت بنده رو پیدا کردن یه چندتایی از مشهد و از بعضی-- جالبن همین شهرستانی‌ها، همین تهرانی‌ها [خنده].

بعد هی پیام مثلا ماهیانه هدیه می‌ریزن.

[پچ‌پچ] شهرستانی‌ها.

بله [خنده].

اینجام شهرستانی دیگه لواسون.

بعد میومد که آره هدیه ما به حاج آقا.

حالا به کارت ما دارن می‌ریزن.

خب من اون تشر رو زدم که انجام نشد.

بعد دیدم بندگان خدا اینقدر اصرار دارن.

بعد از اینکه متوجه شدم، یعنی واقعا نمی‌دونستم، متوجه شدم زندگی حضرت امام و رهبرمون الان از هدیه‌های مردمی داره تهیه میشه.

یعنی اصلا حقوق نمی‌گیره آقا قربونش بریم.

هیچ حقوقی ندارن.

از هدایای مردمی شاگرد خود ایشون ما ازشون شنیدیم تامین میشه.

دیگه ما کوتاه اومدیم گفتیم اشکال نداره که یه وقت هم دوستان هدیه بدن.

ولی خواهشا به خیریه نریزن.

این پول‌هایی که به بنده می‌خوان هدیه بدن، این تیکه رو هم دوستان قلفتی جدا کنن از این جلسه بذارن تو کنار که کسی به بنده هدیه ای اگه خواست بده تو خیریه نریزه.

اصلا پول میره تو خیریه به نام من، من تنم می‌لرزه.

این پولا با اینکه خب کسی بالا سر قصه از سه تا امضا بدون صلاح دید بنده دوستان تو تواضع دارم هزینه نمی‌کنم تو هیچ کجا نه تو هیئت نه تو، تو بحث خیریه و هیچ جای دیگه.

اما همین که به نام ما میره اونجا من تنم می‌لرزه.

حالا هم را-- دیگه شماره کارت ما رو هم که پیدا کردن تو خیریه نریزن.

اینم یه نکته که رو دلمون مونده بود بگیم.

بریم سراغ درس و بحث‌هامون.

آقا امیر زحمت بکشه از این به بعد فکر می‌کنم درستش این باشه خانم‌ها و آقا هم نظر بدن با آقا امیر داره زحمت بارگذاری‌ها رو می‌کشه، فشرده‌سازی و اینا رو.

فکر می‌کنم تا اینجا بشه یه فایل از اینجا به بعد بشه یه فایل.

یعنی دو تا صوت جدا باشن.

اون مقدمات درس و بحثمونه، این خود درس و بحثه.

اینطوری بهتره.

شاید کسی این مقدماتشو نخواست گوش بده فقط درس رو خواست گوش بده یا بلعکس.

پس الان ورود می‌کنیم به بحثمون.

فرمایشات ملا صدرا هنوز مونده‌ها.

به اون نکات اصلیش موندیم.

ببینید ما یه صفحه و، یه صفحه و نیم، یه صفحه و نیم گفتیم در صورتی که الان دو صفحه، چهار صفحه و نیمش مونده و اون مهماتش هنوز مونده.

با یک صلوات میریم سراغ درس و بحث‌هامون.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

آقای بابایی عزیز تشریف بیارین.

زحمت نمیشه براتون؟

بنویسید.

خب.