ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 019

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

درآمد بحث

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ. وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ. لَيْلَةُ الْ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ. تَنَزَّلُ الْمَلٰئكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلٰمٌ هِيَ حَتّٰى مَطْلَعِ الفجر صدق الله العلی العظیم صلوات. اللهم صل على محمد و آل محمد все با هم تسبیحات حضرت صدیقه شهیده را زمزمه می‌کنیم.

الله اکبر،الله اکبر,الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله أكبر، الله اكبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، لا اله الا الله صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرج السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التي حلّت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت و بقي الليل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علي الحسین اللهم عجل لوليك الحسين الامام المهدي سال سید الشهداء یاران شهید اسیرش صلوات بفرستین. اللهم صل علی محمد و آلہ وسلم وعجل فرجه. يا رب أعوذ بک من همزات الشياطين ومن شر نفسي وشر خلقک. لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم. اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعين. الحمد لله على كل نعمة وأسأل الله من فضله.

مراتب معرفت

اللهم صلِّ وسلّم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية والثورة الخیلریة والعصمة والحلم الحسنیة والشجاعة الحسیینیه والعبادة السجادية والمعاصر الباقرية والآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الربوبية والجود التقوية والنقاوة النقوية والهيبة العسكرية والغيبة الألهية. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير أعوانه وأنصاره وشيعته والمستشهدين بين يديه. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته. هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح و انسباح فدا. ان‌شاءالله که عزیز زهرا در همین سعان و توانات هر کجا حضور دارند حالشون خوب باشد و.

به برکت نفوس پاکی که در این جلسه نشستن و این نیات خیر بنده و همه شما را دعا کنند و به هممان و متعلقینمان توجه کنن صلواتی خط بفرمایند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. حالا باید دوستان را ببینم. این نمیذاره من شما را ببینم. پیش از اینکه هدیه امروز را تقدیم کنیم نکته‌ای را بگویم و نفس خود حضرت علامه طباطبایی را بشنوید به گوشتون بخوره ان‌شاءالله بپیچه در وجود خود ران در خصوص همین نکته که او بزرگ‌ترین توصیه‌ای که به تک تک ما دارند را در یک صوت حدوداً یک دقیقه‌ای بیان می‌کننددد. خدمت شما دوستان بگویم که اگر ما الان که اینجا نشستیم. همینجا که در مسجد خونه خدا بعد از سفره افطار و تازه دهان روزه افطار کردید بسیار مجلس مزین و نورانیه.

همینجا اگر این فرمایشی که حضرت علامه طباطبایی دارند را لحاظ نکرده باشیم در حال خسرانیم. در همین جلسه از راه دور نزدیک همه حضور آوردید. این همه جمعیت ماشاالله همه نورانی و خوب. حالا می‌گویم که دوستان در کانال هم کانال سفره کرامت حسنی که مخصوص این سفره‌ست بگذارن که بارها گوش بدید. من هرچی گوش میدم سیر نمی‌شوم. اتفاقاً تصویر خود علامه طباطبایی هم هست. در کانالی که گذاشتیم تصویری فرمایشات او را میبینید. به سار روح بلندش صلوات بفرستید. . استاد یک پند و اندرزی هم از حضورتون استدعا می‌کنم به جوون‌های ما، به جامعه ما داشته باشید. پند و اندرز که برایی بنده و جنابعالی و همه دو، دوستان ما و این‌ها لازمه و باید در هر هیچگونه انسانها نکرد عبارت از اینه که خدا را نباید فراموش کرد.

نسبت انسان و خدا

این حقیقت را برایی همه لازمه که انجام بدن و همی‌شود در مد نظرشون باشد. در خواب، در بیداری، در همه حال، در هر حالی که فرض بشود این معنا در نظرشون باشد که خدا را نباید فراموش کرد و اسلام هم بالاتر از این نصیحت ندارد. فرمودند که اسلام با این همه احکام و دستورات و شئوناتش هیچ دستوری بالاتر از این ندارند. و چه عجیب که او فرمودند در خواب و بیداری، نه فقط در بیداری. چگونه می‌شود انسان در خواب هم خدا را فراموش نکنه؟ تا حالا کسی ش-شنیده بود از شما که به شما بگن در خواب خدا را یادت نره؟ در خواب خدا را فراموش نکن. این ریزه کاری‌ها را دقت کنین. تا کسی زیرک نباشد به جایی نمیرسه. با دقت نظر این مباحث را پی بگیره. یک وجهش اینه که می‌فرماید در خواب هم خدا را فراموش نکن که شما در مقدماتت برایی خواب خدا را فراموش نکرده باشی.

با وضو باشی، با ذکر و تسبیحات و خوان و آدابی که هست بخوابی با یاد خدا. شما خیلی برایی ماهایی که سر سفره سیر و سلوک نشستیم از طعام شب برایی من و شما این از آن شامه که می‌خورید قبل از اینکه بخوابید که روایت داریم از پیغمبر عزیز عالم که اگر کسی شام نخوره بخوابه، یک رگی در بدنش هست که به خدا اعتراض می‌کند. به خدا اعتراض می‌کند این رگ. و الان طب امروز پیدا کرده این رگ رو. ناهار را می‌گوید تا می‌توانی نخور. اما صبحونه و شام را حتماً ولو شام یک چیز، یک لقمه هم که باشد ولی بخور. از آن هم با اینکه رگی در بدن شکایت می‌کند برایی من و شما این مهم‌تره که چی؟ در حال، اینو شاید کمتر کسی به شما گفته باشد یا اگر هم گفته شما توجه نکرده باشید. در حال ذکر گفتند خوابتون باید برود. بسم الله اللهم اموت و احیا را گفتیم.

آداب خوابیدن را انجام دادیم. دیگر سرمان را می‌ذاریم می‌رویم در اوهام و خیالاتمان تا خوابمان برود. با آن عددی که تسبیحات را هرچی که دست گرفتی عدد تموم شد حالا فارغ شدی، هر ذکری را که با آن خو کرده نفست بگو تا خوابت برود. اثرش را به وقتش برایتون می‌گویم. یک اثره که مربوطه به بحثمان الان همینه که شما در خواب هم ناخودآگاه یاد خدایی. اما از ذکر در گفتی، وضو هم داری، را به قبله هم خوابیدی با آداب در بستر پاک. با خیالات و اوهامت داری سیر می‌کنی تا خوابت برود. نه خوابت مبشره صادقه است، نه مثال متصلت با مثال منفصل یا مثال مقیدت با مثال مطلق بیرون از در یا برزخ وجودیت با برزخ بیرون از در می‌تواند ارتباط بگیره که در منزل شهید مهدی خندان پیش‌تر گفته شد این انزل مراتب مبشره صادقه است یا رؤیای صادقه است.

آثار تربیتی بحث

نه این اتفاق می‌افتد، نه اینکه نفس شما در خواب حواسش به خداست. یعنی غافله چون در اوهام و خیالاتش بود. حالا اگر کسی به مرتبه ذکر قلبی رسیده باشد این‌ها را هم این پرسش جای نگرانی ندارد میگیم به مرور. برایی نمونه ذکر قلبی چیست و فرقش با ذکر لسانی چیست؟ همین کتابی که، کتاب قرآن، کتاب کتبی شده قرآن هم گفتیم مرتبه کتبی طبیعی دارد. همین کتابی که برایی نمونه را میزه. ب را تا مرتبه مثالی دارد، مرتبه عقلی دارد، قلبی و روحی و سری و قرآن می‌رود تا آن لوح محفوظ و ام الکتاب و همینطور تا ذوات غیبی. اگر کسی به مرتبه ذکر قلبی رسیده یا ذکر حداقلش دیگر ذکر خیالی. بله زبانش تکون نمی‌خورد اما خیالش مشغول ذکره. وجه دیگر‌ای هم بگویم که حالا من قصدم نبود اینو خیلی توضیح بدم چون درس و بحثمان مانده. یک وجه دیگر‌ش همان ملکات نفسه.

اگر کسی در بیداری عادت کرده باشد به خود عادت داده باشد که آنی از خدا غافل نشه، این هم ناخودآگاه در خواب به یاد خداست. در خواب هم از گناه منزجر و شوق به نورانیت و معنویت دارد در خواب هم. یکی از وجوهی که می‌شود خودمان را بشناسیم وضعمان در خوابه. این صورت و شکل قبیحه و مزاحمی که در خواب دیدم علتش چی بود؟ معلومه قوه خیال هنوز نیارمیده. تا قوه خیال پاک نشه نمی‌شود. اینو از خواب‌ها می‌شود تشخیص داد. ببخشید من می‌خواهم حتی این دوست عزیز را هم ببینم کوچولو. اینو بذار، بذار اینجا خیر ببینی. بله اینور گذاشتم که من اینجا را ببینم. حتی در خواب، ببخشید توی خواب، قربونتون برم. انسان دعوت به گناه می‌شود. در خواب اگر انزجار از گناه داشت و ترسید و لرزید و آن تقوا را در خواب هم اگر انجام داد چی می‌شود؟

این نشان دهنده اینه که در بیداری ذاکر خدا بوده، یاد خدا بوده. اینو به عنوان مقدمه پیش‌تر گفته شد تا هدیه‌مان را بگویم. یکی از مهم‌ترین ساعات خیر ببینین انشالله. یکی از مهم‌ترین ساعات طی هفته، می‌دونید همه چی بر اساس نفس کینونت ازمنه و امکنه، زمان و مکان. هر چیزی ساداتی دارد، سادات برایی نمونه انسان‌ها سادات دارند، سید السادات دارند. زمان‌ها، مکان‌ها، همه این‌ها سادات لیالی هفته شب جمعه است. ساعات روزهای هفته خود جمعه است. ساعات آن سادات یعنی سید اوقات شب جمعه سحر جمعه است. سید اوقات یا ساعات و آنات جمعه غروب جمعه است. حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها هر غروب جمعه برایی نمونه دیگر هوا داشت به سمت تاریکی می‌رفت. یک وجهی رو، یک مبلغی رو، سله‌ای را میداد به یک غلامی می‌گفت ب را ببین کی مغرب می‌شود.

مراتب سلوک

ما یک غروب داریم، یک مغرب. غروب تقریباً حالا فرق می‌کند هر روز ولی تقریباً هجده تا بیست دقیقه قبل از مغربه. حضرت زهرا می‌فرمود ب را ببین کی غروب می‌شود، نه مغرب. آن لحظاتی که تقریباً بیست دقیقه بعدش اذان میده، مغربه. بهترین ساعت در کل هفته برایی دعاست. پول میداد یکی برود متوجهش کنه از بیرون. بعد پرسیدن کنیزهای خانم، خانم جان این چه کاریه؟ فرمودند از بابام شنیدم که این ساعت بهترین ساعت برایی استجابت دعاست. اصلاً استجابت دعا یا بهترین ساعت برایی استجابت دعا یعنی چی؟ ما که گدا صفت نیستیم که بگوییم من بهترین ساع در گلچین می‌کنم تا در چکمو پاس کنی، تا این گرمو باز کنی. یعنی در آن ساعت سالک این‌گونه باید ببینه دیگر. با دید بازاری نباید ببینه که. عبادتش احرار باید باشد، عبادت احرار.

با این نگاه باید ببینه که آن ساعت فیض الهی، فیضان شدت‌ش از هر ساعت دیگر‌ای بیشتره. یعنی ریزش فیض و آبشار الهی بر سر و روی شما، بر وجود شما بیشتر سرازیر می‌شود. بیشتر در معرض فیض الهی هستی. وقتی فیض بیشتر می‌ریزد شما بیشتر می‌توانی اسم الله را در وجودت پیاده کنی. بهتر می‌توانی متخلق به اخلاق الهی بشی. راحت‌تر می‌توانی متقی بار بیای، حدود الهی را رعایت کنی. این ساعات به این دلیل به درد می‌خورد. حالا خدمت شما پیش‌تر گفته شد ما بدهدکاری‌هامان که شما خیلی زیاده. تعبیر به چی می‌شود در عرفان؟ باید یک حداقل یک نیم ساعتی درباره‌ش وقتی صحبت کنیم، وقتی پیدا کنیم با هم خیلی قشنگ و شیرینه. در جلسه سی و هشت معرفت نفس که البته دو تا پس و پیش شده. درستش چهل الان در کانال سی و هشت بارگذاری شده فکر می‌کنم.

توی آن ما از آبشار یک چیزکی گفتیم برید رجوع کنید. چه دعایی آنجا بهترین دعاست؟ این دعایی که الان خدمتتون گفته می‌شود خیلی از بزرگان سفارش کردند. بعضا در عددش تفاوتی وجود داشته. برایی نمونه بنده خودم از فرزند حضرت علامه آیت الله العظمی شاه آبادی بزرگ. استاد عرفان و سیر و سلوک حضرت امام. هنوزم خدمتتون عرض کنیم نوه هاشون ارتباط داریم. شاید دعوت کردیم یک روزی حضور بیارن. بنیاد قدیر الان توسط یکی از نوه‌های او دارد مدیریت می‌شود. مدرک ارشد من از همین دانشگاه این‌هاس هستم. او برایی نمونه می‌فرمود هفت بار غروب جمعه. حضرت امام علیه الرحمه فرمودند ده بار. حالا شما هر طور که راحتی می‌توانی ده بار بگی، هفت بار بگی. سرانجام قشنگ اینه، خوبیش اینه، درستش هم اینه که یک بزرگی، یک آدم جامع الاطراف، کمالی عدد را داده باشد.

نتیجهٔ بحث

ما از خودمان چیزی نسخته باشیم. نمیشد من قبل جلسه برم این‌ها را ببینم تا الان تموم شده باشد. برایی سلامتی این نسخ جدیدمانم صلوات بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. و آن دعا اینه بنویسید، یک خطه. اللهم صل علی محمد و آل محمد. یعنی درخواست خدا که می‌شود خواهشی، درخواستی. و دفع یعنی و دفع کن انا از ما با عینه دیگر. حالا در کانال همین سفره کرم الحسنی میذاریمش. حالا در ویرایشش و این‌ها اشتباهی اگر بود. یعنی محکم شده یک روایت داریم "الدعاء يرد القضاء المبرم". یعنی قضای محکم الهی را دعا ردش می‌کند، برش می‌دارد. پس بعد از صلوات گفته می‌شود "وادفع عنا البلاء المبرم من السماء". آن بلای محکم شده‌ای چون قضا مربوط به عالم بالا است. لذا اشاره می‌کند به آسمان. می‌گوید آن بلایی که از آسمان می‌آید یعنی حتمی شده دیگر صد در صد.

"وادفع عنا البلاء المبرم من السماء إنك على کل شيء قدير". البته از بعضی از شاگردان حضرت امام علیه الرحمه شنیدم که فرمودند حضرت امام توصیه می‌کردد که این دعا را این ده باری که می‌گید به نیت دفع تمام بلاها و مصیبات از خود ران و همه شیعیان بخونید. می‌گید عنا "وادفع عنا البلاء المبرم" از همه ما. یک یادی هم کنیم از شهید محسنی روحش شاد که به دست رژیم منحوس صهیونیستی به شهادت رسیدن. او وقتی معلم دختر هشت ساله‌شون سر اخیراً معلم به اوون می‌گوید که بچه‌ها دوست دارم آرزوی خود ران را نقاشی کنید. آدم دوست دارد سرشو بذاره به دیوار یک ساعت گریه کنه. این دختر بچه هشت ساله، دختر شهید هم می‌شود. حالا الان چشم‌تون درست نمی‌بیند اینو. آرزوش را به نظر شما چگونه نقاشی کرده؟ نوشته آرزوی ریحانه محسنی یعنی خود.

در یکیش نوشته پاسدار شهید حسنی، حسن جانی. در یکیش نوشته پاسدار شهید رسول کاظمی. در یکیش هم نوشته پاسدار شهید محمود محسنی که باباش بوده. آن دو تا هم ظاهرا رفیقای باباش بودن که با هم بودند با هم شهید می‌شوند. در چهارمیش نمی‌دانم چشم‌تون می‌بیند؟ را صورت چهارمین قبر نوشته شهید ریحانه محسنی. این آرزوی دختر هشت ساله شهداییه که به دست صهیونیست نابکار به شهادت رسیدند. خدا حق این‌ها را بر ما حلال کنه. آه دل این بچه‌ها انشاالله بگیره این صهیونیست نابکار. ما زنده باشیم و ریشه‌کنی‌ش را ببینیم. برایی سلامتی بازمانده‌های شهدا و شادی روح همه شهدا صلوات بفرستیم. . می‌رویم به فضل الهی سراغ نظر سلوکی ملاصدرا.

درآمد بحث

چنانچه خاطر شریفتون باشد ما رسیدیم به این بخش که حالا این تیکه‌شم برایی اینکه کامل‌تر شود، این دو خطش که جلسه پیش هم خواندم دو مرتبه می‌خونم. توصیه یا نصیحت ملاصدرا به من و شما اینه. اکنون بدان که طبق آیه "الله ولی الذین آمراا یخرجانهم، یخرجهم من الظلمات الی النور" خدآند تعالی دل بنده مؤمنی را که با کمال صدق، که در خصوص صداقت حرف زدیم جلسه پیش و جایگاه و ارزشش. بنده‌ای که با کمال صدق ایمان، ایمان آورده است از ظلمت بی‌ایمانی و انحراف از موازین الهی و تاریکی کفر و شرک نجات داده و اینجاش، تا اینجاشو که گفتیم. و جوهر آن را، جوهر یعنی آن ذات وجود خود ران. آیا انقلاب در ذات امکانش هست یا نه؟ فلسفه از نظر فلسفی و عقلی می‌گویند محاله انقلاب در ذات.

حالا اینجا ملاصدرا می‌فرماید کسی که با صداقت بیاید در خونه خدا از این چیزا حفظش می‌کند که به کنار و جوهر آن را یعنی آن ذات حقیقی او را از جنس جواهر نفوس زکیه و عقول قدسیه می‌گرداند. کسی که با کمال صداقتش بیاید ایمان بیاره.؟ می‌فرماید جوهر آن را از جنس جواهر نفوس زکیه و عقول قدسیه می‌گرداند. اگر بخواهیم مثاق بگیریم در جواهر عقلی می‌شود ملائکه عالی رتبه، مقرب‌ترین ملائکه. چون نفوسشون زکیه است عقولشون هم قدسی است. اگر بخواهیم مثاق بگیریم در هم جنس خودمان انسان‌ها می‌شود انسان‌هایی که کامل شدن. چون آن جوهرشون، جوهر نفوسشون، جانشون زکیه شده و یا زکیه. یعنی دیگر این‌گونه بگم هیچ ترجمه‌اش این می‌شود هیچ حائلی، هیچ حجابی برایی اخذ فیض بین حضرت حق و آن‌ها نیست. حالا بریم را صداقت کار کنیم.

"رب ادخلنی مدخل صدق وأخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطان نصيرا". حاشا به سعادت کسایی که همین در، در مسجد که خواستن وارد بشن اینو گفتند و وارد شدن. پس باید عادت کنیم من و شما در هر ورود و خروجی اینو بگوییم. خواستیم از اینجا برید بگویید. وارد منزلتون می‌خواید بشید، خارج بشید بگویید. این‌ها هدیه‌ها و هبه‌های الهیه به من و شما در این شب مقدس. اگر من در یک جلسه‌ای پیش‌تر گفته شد اساتید ما به ما یاد دادند که امام را در هر شأنی از شؤون امام سلام بدی در همان شأن و مقام و رتبه به در توجه می‌کند و جواب سلام در را میده. ما این‌ها را بارها تجربه کردیم. آخرین تجربه خودم را خدمت شما بگم. سرانجام ما در این راه که آمدیم سرانجام شما ببین الان چند تا نفس پاک و زکیه اینجا نشستن.

مراتب معرفت

ماشاالله این همه که ماشاالله دو برایبر شما، شاید هم سه برایبر. این همه و خانم همه نورانی سر سفره امام مجتبی شوخی نیست. کم آدم‌های اینجا نیستن و فضای جلسه می‌شود تشخیص داد. بسیار من دلبسته شدم به این جلسه، به ملکوت این جلسه. اصلاً فکر نمی‌کردم در لواسون یک چنین جلسه‌ای به پا شود. برایی همین یک دو سالی بود مقاومت می‌کردم هرچی ی جنون کار می‌گفت من می‌گفت شد باشد حالا باشد. حالا شما حساب کنید که گمان کنید که این جلسه نورانی که همه آمدید اینجا نشستید برخی حواسشون پرت है. حواس منم پرت می‌کنندد حتی در خانوما. . یک همه اخیراً گفته شد در این راه‌ها که ما داریم میایم در مسجد بلال، لواسون، هشتگرد، زاوید، جاهای دیگر به شدت عدد نمی‌توانم بگم بعد شما بگویید حاجی اغراق کرد.

خیلی بیشتر از شما به من حمله می‌شود توسط شیاطین. زورشون که به من نمی‌رسد می‌ریزند سر خانم و بچه‌هام. شما نمی‌دونید من چه اوضاعی دارم برایی دفع حملات این نانجیب‌ها. برایی من خیلی مهم نیست شما باور کنید اینو یا نه. سعیم هم این هست که دست به آچار نشم. دارم آچار‌هایی را دارم که چنان بپیچونمشون که دیگر غلط کنم اینو را پیداشون شود. می‌سپارم به صاحب این بیرق. حالا بعد این ورود آن‌ها اتفاقات عجیب و غریبی را در زندگی حتی زناشویی ما، تربیت فرزندمان و، و، و، و دیگر مسائل خانوادگی را نباید اینجا بگم که پیش می‌آید، برایی هممان پیش می‌آید. این فرمایش خود حضرت استاد روحش شاد. می‌فرمودند بارها ازشون می‌شوندویم. فرمودند که به محض اینکه در گفتی خدایا آمدم شروع می‌شود. باب مشکلات و مصائب برایت باز می‌شود.

"ولنبلوننکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات" که چی شود؟ صابرین برایی اینکه صبر کنی به مقامات عالیه برسی. "الذین اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله وانا الیه راجعون". تا حالا جلسه‌ای از ما دیدید که ما در خصوص قوس نزول و صعود حرف نزده باشیم؟ انا لله و انا الیه راجعون. مصیبت می‌ریزد از انواع مختلف. اخیراً من همین چند روز یک شب وارد منزل شدم دیدم خیلی خانواده پکرن، غم زده‌ن، خیلی به هم ریخته‌ن، بچه‌هام، خانمم. متوجه شدم این از بیرون آمده چون اتفاق عجیب و اتفاق چیزی در خونه از بیرون آمده بود. هرچی بود از تصرفات شیاطین سرانجام به خاطر این راهی که ما میومدیم. از جلسه سنگین و رسین و رکین مسجد بلال. خیلی جلسه پیش خیلی عجیب بود جلسه‌ش. آمدیم خیلی خانواده به هم ریخته‌ن.

نسبت انسان و خدا

گفته شد سلام به جانم وقتی از منزل خارج می‌شوم برگشتم. یعنی چند قدم رفتم دوباره برگشتم. گفته شد سلام با جانم وقتی به منزلش وارد می‌شود و وقتی وارد منزل می‌شود با روی گشاده توجه می‌کند به اهل منزل. سلام با جانم وقتی وارد منزل می‌شود به اهل بیتش، به اهل خانه تبسم می‌کند و قلب آن‌ها را فرحناک می‌کند. یاد فرمایش استادمان افتادم. وقتی وارد خونه شدم شاید بگم پنج دقیقه نگذشت. یک انبساط عجیبی در خونواده ایجاد شد. اصلاً حال بد و آن همش رفت. این‌ها را دارم گفته می‌شود شوخی نگیرید. این‌ها دارد هدیه می‌شود به من و شما. اگر اینو دست کم بگیریم دنبال، دنبال چیزای دیگر‌ای بریم حالا ببینیم آن چی می‌شود، آن یکی. همین و همینا را قدر بدونید. هر جایی هم پیداشون نمی‌کنید. جواهر نفوس زکیه و عقول قدسیه. این حال شما را چی کار می‌کند؟

منقلب می‌کند به این سمت که بعد رب العدخلی را گفتیم منتقل شدیم به آن تجربه شخصیمان. ملاصدرا می‌فرماید اما پیش از فیضان این نور بر دل انسان این شرطشه. وعده داده الله ولی للذین آمراا ولایت ما به دست او سرپرست ماست. همه اسماء و همه کمالات مندمج‌اند در او. بعد یخرجه هم که فعل مضارع است دلالت بر استمرار. آن فعان اخراج می‌کند ماها را من الظلمات الی النور از ظلمت‌ها به سوی نور. اما ملاصدرا می‌فرماید دقت بکن می‌برد تا نفوس زکیه. این اماشو خیلی این نکته اهمیت دارد. اما پیش از فیضان این نور بر دل انسان باید دل را همانند آینه‌ی مصیقل و مصفی از زنگار معاصی و کدورت تعلقات. امان از این تعلقات و تعلقات دنیوی پاک شمود یا پاک نمود و بر حسب اصل فطرت خود، آن فطرت اولیه. فطرت الله التي فطر الناس عليها.

بر اساس اصل فطرت خود قوه کمال و ارتقا و تعالی را در آن به فعلیت رساند. دیگر صراح نمی‌دانم بیشتر از این بریم جلو. همین چند جمله خود چند تا جلسه می‌طلبد. می‌گوید با تعلق هیچ راهی ندارد رفیق. اگر می‌خوای نفست شود جزو نفوس زکیه، عقلت شود جزو عقول قدسیه. هیچ چاره‌ای جز کندن از تعلقات نیست. دلبستگی‌ها، تعلقات دنیوی به مال، جاه، مقام، منصب، آبرو، فرزند، زن، مدرک تحصیلی، پولت، چه می‌دونم پستت، هرچی که داری. به حتی عباداتت، حتی عبادات و حتی سیر و سلوکت. این‌ها دیگر حجاب‌های نوری‌اند دیگر. حتی یک مقدار برید جلو بعدا برایتون می‌گویم که چ-چکار باید بکنیم که برایی لذت عبادت، عبادت نکنیم. به‌خاطر حالش رفتی عبادت کردی؟ یا نه، اصلاً خدا را شایسته عبادت دیدی. در البته به درک بری شیطان که اینو برایی من سخت می‌کنی.

آثار تربیتی بحث

بگی بخواب شیرین‌ترین لحظات برایی خواب بین التلوینه بخواب. چون خدا را شایسته عبادت می‌دونم و لو خودم لذت نبرم. این‌ها دیگر ریزه کاری‌های سلوکه. که الان یک مقدار زوده ما به او ورود کنیم. گفته شد گوشه ذهنتون باشد بعد‌ها که ورود کردیم از قبل آمادگی داشته باشید تا کجا‌ها انشاالله. البته جسارت می‌کنم مرا ببخشید شما مطمئنم که از بنده جلوتری. حالا دیگر ما هم اینجا معرکه گیری راه انداخته بودیم، راه انداختیم و این ذرائفو میگیم و شما هم هی به حال ما قهقهه در وجودت بخند و بگو بله حاجی را نگاه کجاست بیچاره. بخوان بالا بیا تعالی و بیا ببین کجاییم ما. در کجا سیر می‌کنی، ما کجاییم. نکته دیگر که خیلی مهمه، نکته آخر. دیگر بریم در درس و بحثمان. می‌فرماید قوه کمال و ارتقا و تعالی را در در آن یعنی در فطرتش به فعلیت رساند.

فرمایش امیرالمؤمنین به فرزندش. اصلاً یعنی به هیچ عنوان راضی به یک رتبه و یک جایگاه نباش. منظور امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام از خوانش چیست اینجا؟ بنده خدا می‌گوید که اقرأ ورقع. هم ورقع داریم بدون های آخر در روایت، هم ورقع. داریم بخوانش و بالا ببر هم داریم. بخوان، قرآن را بخوان و بکش خود را بالا. حالا در قرآن چیست که ارتقای وجودی میده؟ ما چند بار تا حالا حالا شاید نماز خوانده باشیم برایی معراج. سعی کرده باشیم نماز می‌خونیم به معراج بریم چون الصلاة معراج المؤمن. اما تا حالا شده قرآن بخونیم برایی اینکه بالا بریم؟ از خود ران این سؤالو بپرسید. یا معمولاً قرآن می‌خونیم که یک گره‌ای از ما باز شه. سوره واقعه را هر شب بخونی بر منکرش لعنت. فرمودند که فقر از خونه‌ت رخت می‌بندد. یکی از اصلاً به او می‌گویند سوره غنا.

اینو حضرت استاد بارها فرمودند. خود عالم حسنزاده چندین بار ما از او شنیدیم فرمودند که سوره الغنا را بخونید. اوایل او می فرمود سوره الغنا ما نمی‌دونستیم چیست. بعد فهمیدیم که سوره الغنا سوره واقعه است. شاید در زندگی خیلی نداشته باشی اما خیلی مهمه که بی‌نیاز بشی. اما به خاطر این باید بخونی سوره واقعه. از چیپس و پفک بچه‌های ما شروع کنن بیان مسجد. از شکلات و جایزه و خوش برخوردی ما و این‌هاها. اما رفته، رفته دیگر دنبال تعالی اقرأ ورقع. لذا اگر من یک مقدار نگران هم گاهی اوقات می‌شوم چون دست بالامان خالیه. در برم آنجا صحبت می‌کنم خالیه. یک دفعه هم ذوق زده می‌شویم از دیدار شما پاکان. همان روز اول هرچی داریم را می‌کنیم. بعد که می‌رویم جلوتر قراره اقرأ ورقع دیگر.

مراتب سلوک

بریم به حقیقت خودمان و این جلسه سیر کنیم دائماً ما داریم به خواهندیم و بالا می‌رویم. حالا این یک نحوه خوانشه که بعداً برایتون بازش می‌کنم یعنی چی. خواندن ملکوت این جلسه چگونه است؟ حتی خواندن س-صفحه به صفحه کتاب وجودی معلمت و استاد اقرأ ورقع. هنوز به سخن نیومده بخوان بالا ب را راه دارد. ما الحمد لله در اینجور چیزا یک مقدار بعذولیم.؟ نگران بعدها هم که بعد شما میگی حلم مزید. حاج بیشتر از این نیز داری را کن ببینیم. ما هرچی گفتیم داشتیم بلد بودیم گفتیم دیگر. وگرنه انشاالله شما دعا کنید ما پا به پای شما بیایم بالا. یعنی هی جلسات ارتقا پیدا کنن. بعد ببین انشاالله برایی نمونه جلسات نه سال بعد، ماه بعد آن از این جلسه وزین‌تر شدن، بالاتر رفته.

من اتفاقی دنبال دو تا جلسه معرفت نفس مسجد بلال بودیم که حاج حسین رفرنسش را داده بود با ی دکتر هاشمی که پیداش کنم گم شده بود. یک حالا ظاهراً پیدا شده بود. من هم که گوش دادم دیدم جلسه سوم معرفت نفس بوده که جا مانده. اشتباه یک جلسه دیگر‌ای به عنوان سوم رفته در کانال. گوش دادم نسبت به حرف‌هایی که الان داریم به زنیم واقعاً فاصله بسیار بالاست. یعنی حرف‌هایی که در جلسه سوم من زدم با حرف‌هایی که این جلسه چهلم زدم، این‌گونه می‌توانم به شما بگم به حول قوه الهی. فاصله واقعاً زمین تا آسمانه. این نه یعنی اینکه من چیزی بلد بودم. الان یک خانم ارشی نورانی عصا به دست کمر خم جلوی ما را گرفت. ادب کرد عبای که لباس پیغمبرود بوسید نه به خاطر من. من آن وقت گفت مرا دعا کردی قول گرفته بود. چقدر احساس کردم او فرف وارد وجودش شد.

از اینکه من گفته شد یک دعا کردم.؟ نه فقط اوو با آن راه‌هایی که بنده بلدم. در بهترین لحظاتم دارم دعا می‌کنم شما رو. مخصوصاً آن‌هایی که در این راه دارند بنده را کمک می‌کننددد. چه از حیث حضورشون، چه از حیث تجهیزات و نظام‌بندی جلسات. سرانجام اینجا خود این همه آدم بیاید بشینه، همین صندلی‌هایی که چیده شده، همین افطاری که داده شده، پولی که خرج شده، این‌ها زحمت دارد. انگیزه می‌خواهد، نیت خالص می‌خواهد به خدا قسم. با کمردرد، پا درد، مشکلات زندگی. همین امیر که الان برایی نمونه موبایلش را گذاشته دارد جلسه را ضبط می‌کند که شما اگر کسی جا مانده ببینه. این‌ها همش، این‌ها همش کمکه دیگر. آن‌هایی که از جهت مالی دارند کمک می‌کنندد من همه را دارم دعا می‌کنم.

نتیجهٔ بحث

یک دعاهایی بعضی موقع‌ها در حقتون می‌کنم که می‌گویم ای کاش یکی از این دعاها به حق خودم می‌کرد،. بعد خواهشم اینه که یک نکته‌ام اینجا حالا که به اینجا رسید بحث کمک‌ها و هدایا و چی و این‌ها. برخی را دیدم متوجه شدم که پول می‌ریزند به خیریه هیئت یا زهرا که مخصوصا ماه مبارک رمضان شب‌ههه دم هست دست بال ما باز شه بعد اصلا甚至 رقم‌هایی دیدم بعضی موقع‌ها بعضا درشت می‌آید و اصلا طرف معلوم نیست کیه. نه قرضشو فرستاده نه خودو معرفی کرده. غصه می‌خورم به حال این‌ها. گمنام بدون اینکه مشخص باشد چیست. مطلقا نیت کرده هر جایی هزینه شود. و یک خواهشم بکنم که قبلا یک سری می‌خواستند به خود بنده هدیه بدن. به مدیرای کانال می‌گفتند که ما می‌خوایم به حاج هدیه بدیم. گفته شد شماره کارت حاج را بدید. من که به مدیرای کانال‌ها اجازه نداده بودم.

تا دیدم می‌ریزند به کانال خیریه پیام میدن که این هدیه ما به حاج ست. بعد من تشر زدم مخصوصا که این کا را نکنن. بعد نمی‌دانم از کجا شماره کارت بنده را پیدا کردند یک چندتایی از مشهد و از جالبن همین شهرستانی‌ها، همین تهرانی‌ها. بعد هی پیام مثلا ماهیانه هدیه می‌ریزند. اینجام شهرستانی دیگر لواسون. بعد میومد که آره هدیه ما به حاج. حالا به کارت ما دارند می‌ریزند. من آن تشر را زدم که انجام نشد. بعد دیدم بندگان خدا این‌قدر اصرار دارند. بعد از اینکه متوجه شدم، یعنی واقعا نمی‌دونستم، متوجه شدم زندگی حضرت امام و رهبرمان الان از هدیه‌های مردمی دارد تهیه می‌شود. یعنی اصلا حقوق نمی‌گیرد قربونش بریم. از هدایای مردمی شاگرد خود او ما ازشون شنیدیم تامین می‌شود. دیگر ما کوتاه آمدیم گفتیم اشکال ندارد که یک وقت هم دوستان هدیه بدن.

ولی خواهشا به خیریه نریزن. این پول‌هایی که به بنده می‌خواهند هدیه بدن، این تیکه را هم دوستان قلفتی جدا کنن از این جلسه بذارن در کنار که کسی به بنده هدیه ای اگر خواست بدهد در خیریه نریزه. اصلا پول می‌رود در خیریه به نام من، من تنم می‌لرزد. این پولا با اینکه کسی بالا سر ماجرا از سه تا امضا بدون صلاح دید بنده دوستان در تواضع دارم هزینه نمی‌کنم در هیچ کجا نه در هیئت نه در، در بحث خیریه و هیچ جای دیگر. اما همین که به نام ما می‌رود آنجا من تنم می‌لرزد. حالا هم دیگر شماره کارت ما را هم که پیدا کردند در خیریه نریزن. این نیز یک نکته که را دلمان مانده بود بگوییم. بریم سراغ درس و بحث‌هامان.

درآمد بحث

امیر زحمت بکشه از این به بعد فکر می‌کنم درستش این باشد خانم‌ها و هم نظر بدن با امیر دارد زحمت بارگذاری‌ها را می‌کشد، فشرده‌سازی و این‌ها رو. فکر می‌کنم تا اینجا شود یک فایل از اینجا به بعد شود یک فایل. آن مقدمات درس و بحثمانه، این خود درس و بحثه. شاید کسی این مقدماتشو نخواست گوش بدهد فقط درس را خواست گوش بدهد یا بلعکس. پس الان ورود می‌کنیم به بحثمان. فرمایشات ملا صدرا هنوز مانده‌ها. ما یک صفحه و، یک صفحه و نیم، یک صفحه و نیم گفتیم در صورتی که الان دو صفحه، چهار صفحه و نیمش مانده و آن مهماتش هنوز مانده. با یک صلوات به بحثِ ... می‌پردازیم درس و بحث‌هامان. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ی بابایی عزیز حضور یابند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.