د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۸
دارای متن همگام
از هیولای کلیه تا طبیعت کلی
بخش دوم_درس-جلسه 13 شرح رساله علامه طباطبایی
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۶:۰۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## از هیولای کلیه تا طبیعت کلی
۰:۰۱
## خالق و موجد در رتبهٔ طبیعت کلی
۰:۲۱
## عقل، آلودگی، و آیهٔ صد سورهٔ یونس
۴:۴۶
آیهٔ صد سورهٔ یونس را به یاد آورید:
۱۲:۳۷
## عقول و نفوس ناطقه در قوس نزول
۱۵:۵۴
## دلشکستهای که به دام سیر آمد
۱۷:۱۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
عزیزان بفرمایید ببینم ما تا کدوم رتبه رو
ربش رو گفتین؟ بله.
. نه طبیعت کلی رو که هنوز ورود نکردیم.
. احسن. رب هیولای کلیه و هیولای اولی رو گفتیم.
دو جلسه تقریبا در خصوص همین حرف زدیم
به خاطر اهمیتش. مثلا هیولا چین؟
جلسه پیش کلا هیولا رو گفتیم دیگه.
اون منşe، اون قوه، اون استعداد بهش میگن هیولا.
توپ-- چوب نتراشیده که باید به فعالیت برسه میش.
در همه ما هم هست. حالا یه کلیه، یه جزئی که در خود شماست.
. بله، احسن. الان میریم سراغ همین رتبه جدیدمون.
مرتبه مادونتر از اون هیولای کلیه هست
طبیعت کلی. لطفاً عزیز آقای بابایی بنویسه
مرتبهای از وجود.
این مرتبهای از وجود یعنی چی رفقا؟
نفس الرحمن یا صادر اول.
مرتبهای از وجود
به اعتبار اینکه فیض را
از ما فوق، از ما فوق خود
دریافت نموده. فیض رو از بالا میگیره،
دریافت نموده و به مادون اعطا میکند.
دریافت نموده و به مادون اعطا میکند.
یعنی کاناله، کانال فیضه.
و به لحاظ تأثیری که در مادون دارد،
اینجا اسمش میشه چی؟ دقت کنید چی نوشتیم.
فیض رو از بالا میگیره میده به پایین.
کاناله. دیگه چی؟
تأثیری که تو اون مادون، تو مرتبه پایینتر میکنه.
از این حیث میشه چی؟ یه فعالیتی داره ایجاد میکنه.
یه حرکتی داره انشا میکنه.
لذا وقتی اینطوری شد میشه چی؟
اسم الفاعل است. تو گیومه بنویسید اسم فاعل است.
اسم فاعل گیومه بسته است.
حالا الفاعل یا فاعل فرق نمیکنه.
اسم الفاعل میشه رب این مرتبه.
حالا از این مرتبه
باز دو تا اسم دیگه هست که اینجا در کارن.
حالا اینا به چه ربطی با هم دارن
و چه تاثیراتی دارن رو باید به وقتش کار کنیم دیگه.
الان یه ذره زوده. از این مرتبه با عنوان
دو تا اسم دیگه پیدا میکنه.
با عنوان به نظر شما چه اسمی بدیم؟
با توجه به اطلاعاتی که شما دارید.
داره به خلائق فیض میرسونه.
یعنی در حقیقت فیض رو میگیره میده پایین و درشون تأثیر میکنه.
فعالیتی هست داره. قابل که
قبول میکنه، قبول فیض میکنه.
. یه نفر گفت اسمش، اسمش میشه خالق، خالق،
خالق. خالق.
والله الخالق.
احسن. بارغ-- اون بارغ مصور اینجا نیستا.
اینجا این رتبه ف-فعلا خالق و
موجده. موجد.
خب؟ الان میگم آقای بابایی بنویسه.
فعلا ببینید چرا خالق؟
چرا رتبش خالقه؟ خالق گفتیم چه میکنه؟
ما گفتیم که الله میخواد وقتی ظهور کنه
اول خلق میکنه. خلق یعنی چی؟
میاد اندازهشو مشخص میکنه.
یعنی اینکه روی-- مثل این
مثال خیاطی رو زدیم. خانمها بهتر متوجه میشن.
خیاطی میخوان بکنن اول نقشه رو میکشن
با یه صابونی الگو رو میکشن.
اون الگوئه، حده. اندازه این
لباس یا این چیزی که میخوان بدوزن از سهمی که این لباس از این پارچه میبره
نقشه است، الگوئه،
اندازهست، قدرشه.
خب؟ با اون، اون میشه، اون، اون کسی که داره این کارو میکنه اسمش خالقه.
اون کسی که داره اندازه مشخص میکنه، حد میزنه.
خب؟ پس اینم چون داره یه حدی فیض رو به من و شما میرسونه،
این رتبه. یه حدی به اندازه من و شما داره یه حدی از فیض رو مثل اینکه لقمه اندازه دهن ما داره میذاره تو دهنمون.
برای همین یک اسم دیگه
رتبه-- این رتبه هست الخالق.
یکی هم دیگه هم هست موجد.
چرا موجد؟ موجد یعنی پدیدار
کننده یا سبب ساز.
اون فیض رو برای شما پدیدار میکنه.
یا سبب اخذ فیض
از طرف، از طرف به شما که شما بخواید اخذ فیض کنید سببش میشه اون.
سبب یعنی همون رب. مسببه دیگه.
باعث میشه به شما فیض برسه.
پس زحمت بکشید آقای بابایی اینطوری جمله رو کامل کنیم.
از این مرتبه به عنوان تو گیومه خالق
و تو گیومه موجد نیز تعبیر میشود.
اینم پس دو تا شد سه تا
رب. سه تا اسم که در طول هم تو این رتبه فعالن.
اسم فاعل در این اصطلاح.
. و موجد نیز تعبیر میشود.
اسم فاعل در این اصطلاح
رب تو گیومه رب
چی میشه؟ بعد کی گفت؟
رب. احس--
احسنت. آفرین. طبیعت کلی.
اسم فاعل. در این اصطلاح
گیومه رب طبیعت کلی گیومه بسته
است. پس رب
طبیعت کلی میشه اسم فاعل
که رتبه بعدی
قوس نزولی ماست. یعنی از هیولای کلیه حالا رسیدیم به
طبیعت کلی. حالا به نظر شما اسم فاعل
که از بالا فیض رو میگیره به مادون میده
آیا رب عقل هم حساب میشه؟
رب عقل چی
میگه؟ رب عقل بود العلیم.
یکی از. حالا اینجا بلا-- عقل مگه مبدأ فیض نیست؟
مگه همه فیض رو به مادون عقل نمیرسونه؟
و خود رتبه نفس ملکوت از عقل فیض میگیره دیگه.
اگه اون داره فیض رو میرسونه
چرا الفاعل نیست؟ جایگاهش فرق میکنه استاد.
چه فرقی میکنه؟ آفرین.
احسنت. بارک الله.
عقل منه و استعداد نیست که.
عقل یکپارچه فعلیته.
ملک استعداد نیست. فرشته استعداد نیست.
قوه نیست. منه نیست. یکپارچه فعلیت تامهست.
فعلیت محضه. یعنی درسته که اون هم از یه کسی فیض رو گرفته.
حالا از مادونش هرکی بوده. اما خودش فیض آمادهست.
فعلیت محضهست و صرفاً فیض رو به مادون میده.
یعنی دوجهتی نیست. مثل این ر-- این طبیعت کلی نیست که از بالا از مرتبه هیولای کلی فیض رو بگیره
حالا بده به نفوس ناطقه و عقول جزئیه
که پایینتر از اون هستن. طبیعت کلی این کارو میکنه دیگه.
ولی عقل نه. عقل خودش اصلاً بل--
چجوری بگم؟ بالفعل یکپارچه فیض محضه.
یکپارچه فعلیت محضه.
فعلیت محضه. تام.
البته فعلیتش اتمه یا تام؟
تام نیست.
چرا اتم نیست؟ قبل مبدا.
آفرین. چون بالاتر از عقل هم یه رتبه دیگه، رتبههای دیگهای هست.
لذا میگیم تام. نمیگیم اتم.
پس آقای بابایی ادامه بدن که و رب عقل
اون اسم الفاعل. رب عقل میباشد یا نمیباشد؟
رب عقل. نمیباشد دیگه.
این همه حرف زدم باز خانوما میگید میباشد.
رب عقل نمیباشد. چون
ف-- قبول فیض اصلاً بحث منه و استعداد نداره بخواد از بالا سر خودش قبول فیض کنه.
اصلاً خود حضرت علامه
جوادی آملی خدا حفظ کنه ایشون رو.
ایشون اینجوری توضیح دادن. آقای بابایی مینویسه بعد دقت کنید.
زیرا همین سوالی که ما گفتیم این جواب آقای جوادی آملیه.
زیرا در طبیعت
دو جهت قبول از مافوق
و افاضه به مادون است.
دو جهته. زیرا در طبیعت
دو جهت قبول از مافوق
و افاضه به مادون است.
عقل قبول از مافوق رو به عنوان یک استعداد نداره.
اون فعلیت محضه. خب.
اما طبیعت داره. اما در عقل،
آقای بابایی جا موندی؟
زیرا در طبیعت دو جهت قبول از مافوق و افاضه به مادون است.
اما در عقل تنها جهت
چه جهتی؟ افاضه.
تنها جهت افاضه وجود دارد.
فیض رو میرسونه. و قابلیتی که،
اینجاشو ببینم کی جواب میده درست.
و قابلیتی، قابلیت
چیه؟ احسن.
فعلیت نیست. یعنی جنسش عقلی نیست.
قابلیتی که
مبتنی بر هیولا و ماده باشد
هست یا نیست؟ نیست.
نیست. آفرین. نیست.
آفرین. هر چند
قبول به معنای عام،
خاص نه عام، در عقل
و در هر ممکن دیگری وجود دارد.
قبول. که اگر نبود
چگونه اصلاً شده-- وجودش شده وجود عقلی؟
همین که هست موجوده پس قبول کرده فیض رو از خدا گرفته.
اما این فیضش کامله.
اصلاً دیگه نیاز نداره دوباره فیض بگیره.
فقط افاضه میکنه. در حال افاضه است
یکپارچه. برای همینه میگیم اگر کسی به عقل رسید دیگه رسیده.
دیگه رسیده. یعنی دیگه خیالش راحت باشه که متصل شده.
آلودگیاش برداشته میشه. حالا بحث ارتقای درجه یه چیز دیگه است
که باید از عقل بره بالاتر.
چون به مقام فوق عقلی یا
لایقفی نفس برسه.
اون بحثش دیگس. ولی همین که از
وهمش عبور کرد رسید به مرتبه عقل، دستش به عقل وجود خودش رسید.
دیگه کلاهشو بندازه آسمون هفتم.
یعنی این دیگه از خیال و وهم عبور کرد.
دیگه وصل شد به منبع فیض.
برای همین انقدر براهین عقلی، فلسفه، حکمت، اصول عقلی، درس، بحث
در دین ما اهمیت داره.
آیه صد سوره یونس رو کی یادشه؟
"و یجعل الرجس
علی الذین." آفرین.
یکی گفت. بلند بگو.
لا يعقلون. آلودگی کجا میشینه؟
تو لا يعقلون. جایی که عقل نیست.
تو وهم میشینه؟ بله دیگه مافوق، مادون عقله.
تو خیال میشینه؟
بله مادونه. تو حس میشینه؟
بله تا دلت بخواد. هرچی میای پایینتر آلودگی بیشتر میشه.
ولی تو عقل مطلقا آلودگی نیست.
پس چرا میگن عقل مشوبه به وهم؟
چرا میگن عقلت،
اگر عقلت آلوده شد این ذکر رو بگو.
تو بحث رساله سیر و
سلوک سید بحر العلوم اونجا ما گفتیم
اگر خیال آلوده شد چه کنی؟
وهم آلوده شد، شد چه کنی؟ عقل آلوده شد چه کنی؟
قلب آلوده شد چه کنی؟
روح آلوده شد چه کنی؟ و حتی با احتیاط سر آلوده شد چه کنی؟
اگه اینه پس چطور شما میگی دیگه
مقدس محضست مغز،
عقل. کی جواب داره بگه.
آلوده نمیشه. وهم آلوده نمیشه.
وهم رو تقریبا جواب داده.
یه خانمی یه چیزی دارن میگن درست دارن میگن.
بلند بگن. جواب میدم اگر رسید، اگر تو قید بیاد بیفته توی توقیر میشه
ناخالصی. اگر تو مطلق بگیریم حق حقیقت
احسن. یعنی اگر به حق به
عقل مطلق دسترسی پیدا کرد، یعنی دستش به دامن امیرالمؤمنین رسید، عقل کل یا عقل اول رسید
تمومه. اون دیگه ولا-- اصلاً ولایت آلوده بردار نیست.
اصلاً نمیشه آلوده بشه. "إنما يريد الله
ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا".
اللهم صل على محمد و آل محمد.
الان میگم چش. الان داریم متوجه میشیم چرا قدیمیا توی حدیث کسا
دو بار همین آیه شریفه اومده تا میخوندن صلوات میفرستادن.
اینقدر که این قصه مهمه.
الان یه چیزکی از نظر سیر بحثی متوجه شدیم قضیه چیه.
اون عقل، عقل کله.
ولی عقل من و شما وقتی جو-- احسنت به اون خواهرمون.
وقتی جزئی میشه احتمال آلودگی هست.
اون جزئیش مشوبه به وهم میشه.
اما اگر کسی رسید به عقل کل شد سلمان.
دیگه "من أهل البيت" دیگه اصلاً آلوده بردار نیست.
بهش میگن تالی تلو معصوم.
چقدر؟ نه مخلصین از اینم عبور کردن.
مخلصین از عالم عقل هم عبور کردن.
مخلص به عالم عقل رسیده.
مخلص از عالم عقل رفته بالاتر.
رفته به مرتبه قلبی و روحی.
باز اونجا درجات دارن. مخلصین.
شما تا کجا جا موندی آقای بابایی؟
هرچند قبول به معنای عام در عقل و در هر ممکن دیگری وجود دارد.
اینو نوشتی؟ نه، نه.
فقط عام. هرچند قبول به معنای عام
، به معنای عام در عقل و در هر ممکن دیگری وجود دارد.
این تا اینجا. این
حالا آخر سر هم یه عکس بگیرید.
الان چون فرصت گذشته
نمیتونم برم تو رتبه بعدی.
رتبه بعدی از مهماته.
یعنی از مهماته دیگه واقعاً.
میگم اسمشو بدونید. دیگه تایید میکنید که واقعاً از مهماته.
چی؟ رتبه عقول
و نفوس ناطقه. عقول جزئیست یا کلیست اینجا؟
کلیهست. ما عقل کل رو که رد کردیم.
اسمش چی بود؟ عالم عقل اول.
ربش کی بود؟ الرحمن.
رب نفس کل چی بود؟
الرحیم. بارک الله. یه ذره یادآوری میکنم.
پس این اون عقل کل نیست.
اونو که رد شد. اون بالا، عالی مرتبه بود.
اومدیم داریم هی میایم پایین.
برای چی داریم میایم پایین؟ یکی بگه ببینم اصلاً برای چی ما داریم نازل میشیم؟
آفرین. یه بخشیش ان لله.
داریم-- چرا ما داریم س-- قوس نزول رو الان با هم کار میکنیم.
چرا؟ یکی و نصفی دارن درست میگن.
آفرین. امیرالمؤمنین فرمود
رحم الله امرأ. خدا رحمت کنه کسی رو که بدونه.
علم من أین، فی أین،
إلا أین. خب اصلاً چرا ما توجه به این حدیث کردیم؟
سؤال تو سؤال شده. چرا؟ نه، نه.
اون بحث روحویته. روحویته نیست.
در مسجد بلال رو با این خلطش نکنید.
نه. سیر و سلوکه اینجا.
اینجا دیگه بحث نظری نیست.
درسته الان ما از حیث نظری داریم کار میکنیم.
بحث نظریه عقل نظری البته تو دلش عقل عملی هم هست.
مثل اینکه میگیم این رب رو باهاش ارتباط بگیر تا تقویت بشی.
اون بحث عقل عملیه. مثل اینکه
بسیاری تون یادتون رفته اصلاً.
چی شده که ما افتادیم تو این سیر؟
بله؟ ما
اگر خاطر شریف تون باشه اون جلسهای که کل رساله
علامه طباطبایی رو از اول تا آخرش یه سیر کردیم گفتیم از این منزل میریم به این منزل، به این من--
میریم تا آخر. یادتونه؟
بعد گفتیم اولین جلسه درس جلسه رساله چیه؟
علامه طباطبایی میاد دست انزل مراتب رو میگیره.
یعنی اون پایینترین آدما رو که گرفتار دنیا شدن،
در غفلن، دچار تعلقات دنیوی شدن، یعنی دنیاییان، گرفتار حب دنیان.
گفتم اینا رو یادتون نره خواهشا.
اینا مهمه. وقت شما رو که بیخودی نباید بگیریم که.
از این جهت بود ما نیت کردیم اینا رو بگیم.
ما متوجه شدیم اینم تو سیر بحث با شما متوجه شدیم.
قبلش من این رساله رو خونده بودم،
تدریس هم کرده بودم. اما تو جمع شما متوجه این شدم.
یعنی بهم الهام شد که آقا شما میخوای بری ورود کنی درس اول علامه طباطبایی
از دنیا، اونم انزل مراتب دنیا، اونایی که گرفتار دنیان میخواد دستشون رو بگیره بیارشون بالا.
قشنگی کار علامه طباطبایی اینه.
یعنی هیچکس نمیتونه بگه من کجا کلاس سیر و سلوک لباسان کجا.
دیگه اون کسی که گرفتاره، گرفتار تعلقات و
گرفتاریا گردباد
توفان سهمگین دنیا شده و گرفتار شده رو علامه طباطبایی میخواد دستشو بگیره.
یعنی در انزل مراتب که دنیاست،
در انزل حالات. خب ما باید بدونیم که این انزل مراتب رتبهش تو این عالم چگونه است.
اصلاً چیه؟ دنیا چیه؟
کجاست؟ ما کجا واقع شدیم الان؟
و چرا گرفتار شدیم؟ که بعد شروع کنیم به پاکسازی، به سیر و سلوک.
علتش این بود که ما این بحث رو شروع کردیم.
اتفاقاً رشههاش هم داره میاد.
درس ما تموم شد ها. این رتبه تموم شد.
اتفاقاً رشههاش هم داره میاد.
مؤیداتش داره میاد.
یعنی جلا-- ملکوت،
ملکوت خود شماها
داره شما و جلسهتون رو به، به نوعی تأیید میکنه.
اینکه مثلاً یکی میاد که
یک هفتهست ذهن من مشغوله.
یکی میاد انقدر گریه میکنه اینجا تو همین جا.
گریه میکنه که بغض نمیذاره حرفشو ادامه بده.
من حذفک میگم توسل میکنم ایشون بتونه حرفشو بزنه.
بعد میبینیم که حرفش چیه ایشون انقدر به هم ریخته.
میگه آقا من تا ته خط گناه رو رفتم.
میگم ادامه نده خواهشا. مصداق برای من نیار.
خدا دوست نداره تو آبروت بره.
بنده خوب خدا. همین که اومدی اینجا تمام.
خدا خط بطلان کشیده رو قبله.
دیگه به هیچکس آبروی خودتو نبر.
فقط بگو آدم بدی بودم. حالا
به یکباره اومده که
چند ماهه یه دفعه چیزی که تا ته
گناه رو رفته به اذعان خودش،
یه دفعه اومده تو دام سیر و سلوک.
معمولاً ما شما رو میبینیم غالباً یه مزه مزهای کردید چندین ساله تو این وادید.
سر سفره اهل بیت و عرض شود قرآن و اسرت و هیئت و مسجد
و جلسات علما. ولی این که یه دفعه میکنه میاد،
انقدرم دلش شکسته است.
خب شما بفرمایید چی شده؟
برای خود من سؤال بود. شما که اونور داشتی کیف میکردی چی شده یه دفعه پاشدی اومدی اینجا
انقدر دست گل شدی؟
ایشون به من گفت که حالا نمیشناسید که من دارم سر ایشون رو فاش میکنم.
نمیشناسید که دارم میگم. من هم یک نکتهای رو عرض میکنم نه کامل که
بنده سر نگهدارم خیالتون راحت.
ایشون فرمودن در حالی که گریه میکردن گفتن که تو خواب یه آقای نورانی خودشون رو
خادی معرفی کردن و به من گفتن دیگه وقتش نرسیده توبه کنی؟
نمیخوای برگردی حجابتو درست کنی؟
و و و. من با
یک عرض شود
مؤیداتی متوجه شدم و به ایشون عرض کردم که اون امام عصر بوده.
شما امام عصر رو دیدی. امام عصر میاد
به خواب یه نفر میگه وقتش نشده؟
نمیخوای برگردی؟ ما منتظرتیم.
به این مضمون. بعد ایشون هم قبول کنن.
حالا هم که قبول کرده و برگشته شیاطین مگه میذارن؟
صیدشون بوده. مگه میذارن؟
اشدّت-- اول سر من میریزن که چرا ایشون رو امیدوار کردی.
بعد کمین میکنند برای این جلسه که این جلسه فاش نشه.
بعد برای اون شخص. حرف گوش کن باشیم
هممون. چرا ایشون باید بیاد پته تو دام این جلسه؟
انقدر این جلسه عرشیه.
اولاً مطمئن باشید تو
ذات این شخص گوهر وجودیش
یه قدسیتی بوده. یه جوهرهای بوده قدسی
که امام عصر اونو حیفش بوده.
اونو دنبال اون بوده. آقا قدرشناسه.
آقا خوب مهمانداری میکنه.
ثانیا این جلسه اصلاً شعارش این شده.
علامه طباطبایی تو جلسه تو
درس اولش میره سراغ اونایی که گرفتار
تعلقات دنیویه شدن و داغون شدن.
بیچاره شدن میخواد دست اونا رو بگیره.
این قشنگیشه. نه بگه فقط مجتهدا بیان، فقط عرفان خونا بیان،
فقط بچه مخلصا پاشن.
ببین این حرفا نیست که. به هر حال خیالتون راحت.
اینو از این جهت گفتم که این سیر رو بدونید.
چی شده اصلاً ما الان اینجاییم؟ چی شده که به اینجا کشیده شده
قصه. و حرفای بنده رو که حرفای من نیست دیگه جدی بگیرین.
این حرف کتابی که این الان این دست من و
این کتاب کیه؟ آقای روحانی میتونی بخونیش؟
علامه جوادی آملی. عقلانیت شهود.
سه جلده. این، این کتاب کیه آقای روحانی؟
ملا صدرا. احسن.
شواهد ربوبیه ملا صدرا، ملا صدرا
که مشایخ علامه ط-- علامه حسن زاده فرمودن لطف خدا به دوران بوده.
این کتاب کیه؟ استاد شرحشو کی داده؟
پایین نوشتم. علامه حسن زاده.
من حرف از خودم ندارم که. ملای ایناست.
همش ملای ایناست. حالا اگر مقدار حاضر جوابم
و الان باید هزارتا کتاب اینجا باشه هرچی میگم بگم تو این کتابه.
اگه کتابا نیست ولی دارم میگم چون
چند هزار صوت درسی علامه گوش دادم.
همش از اوناست. شما هم میتونید به اونجا برسید.
راه بازه. الحمدلله صاحب داریم، صاحب،
صاحب خوبی داریم، صاحب با مرام و با معرفتی داریم.
مراقب باشیم رفقا. یه وقت این دلشکسته ها.
آقای بابایی خسته نباشید. این دلشکسته هایی که یهو میان
عما جلو میزنن میرنا.
از ما که یه عمر سر این سفره ایم.
جلسه قبل
جلسه بعد